Meta tags:
description= تاریکی عشق سلام .خیلی خیلی ممنونم که به وبلاگ من سری زدین . باتشکر *یه دختر تنها*;
Headings (most frequently used words):
من, بی, زندگی, خیلی, تنهایی, تاریکی, عشق, اگر, روزی, محبت, کردی, منت, لذت, بردی, گناه, بخشیدی, بدون, شرط, بدان, آن, روز, واقعاً, کرده, ای, سلام, ممنونم, که, به, وبلاگ, سری, زدین, باتشکر, یه, دختر, تنها, دنیای, این, روزای, شب, آخر, مدتهاست, خدایا, امان, از, سرنوشت, خدا, واقعی, کن, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
شده (14), نوشته (12), ساعت (12), دختر (11), توسط (10), آذر (9), بیست (9), بود (9), ۱۳۹۵ (7), این (7), ۱۳۹۴ (6), دوشنبه (6), نهم (6), کنم (6), تنهایی (5), آبان (4), هفتم (4), سایه (4), عشق (4), روزای (4), چهارشنبه (3), یکی (3), دست (3), نیست (3), کسی (3), هرگز (3), دنیای (3), وبلاگ (2), خانه (2), روز (2), زندگی (2), سرنوشت (2), عجب (2), دارد (2), خدایا (2), #مدتهاست (2), سکوتت (2), ندانستم (2), نگاهم (2), نفهمیدی (2), نگفتم (2), گفتنی (2), نپرسیدی (2), هزاران (2), جنگ (2), آخر (2), دنیا (2), آینده (2), خونه (2), شمع (2), روشن (2), آغوشتو (2), رویای (2), خودم (2), تنها (2), خیلی (2), تاریکی (2), blogfa, com, های, پیشین, عناوین, آرشیو, مطالب, قدیمی, بدان, واقعاً, کرده, بخشیدی, بدون, شرط, لذت, بردی, گناه, محبت, کردی, منت, اگر, روزی, واقعی, میدانم, برایم, اشـک, میریزد, نگاهـم, کافیست, حرف, نمیزنم, خـدا, مـن, میز, دونفـره, صندلی, باید, خــدا, صدا, بزنم, همیـن, روزها, خدا, سنگینی, داشت, صورت, آرزوهایم, کبود, است, امان, شنبه, هــامـــان, بــی, رنــگ, نشــونـــد, خـــاطـــره, وکـــاش, چـــه, زود, بــا, هــم, بــودنمـــان, خـــاطــره, طـــوفــــانی, وچشمــــانم, وقتـــی, تـــو, مــی, نویســم, قلبــــم, خیـــس, دلتنـــگی, اســــت, واژه, هـــایم, رنـــگ, بــاران, حتی, آنگاه, ایستاده, اند, سوی, نور, باشی, سبقت, بیشتر, دویدن, تنهايي, بعضي, اشکاي, دليل, بهانه, دفعه, نصف, شبي, عجيب, آدم, ميکنه, نبود, بخاطر, تمام, درهایی, کوبیدم, مرا, ببخش, عالمی, رفتن, دلگیر, آمدن, دلخوشم, هنگامه, تردید, بست, باغ, باد, پرپر, سال, لحظه, برابر, آغاز, پایان, باور, امید, سفر, زیبا, رویا, نمی, دیدیم, رفتیم, زیبایی, ندانستیم, بستیم, نپرسیدیم, پیوستیم, ولی, نفهمیدیم, شکار, هستیم, نابرابری, دستی, خنجری, قصه, محقری, اول, آخری, شبی, شام, دوست, خنجر, میان, آینه, نابرابر, پوشم, انقدر, دورم, فراموشم, سنگ, حتا, شبم, تاریک, اینجا, چیزی, نزدیک, دوری, فردا, تصور, حسرت, فردای, تقویمم, درگیر, مدارا, کنیم, جایی, سلام, ممنونم, سری, زدین, باتشکر,
Text of the page (random words):
تاریکی عشق تاریکی عشق سلام خیلی خیلی ممنونم که به وبلاگ من سری زدین باتشکر یه دختر تنها دنیای این روزای من دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم در حسرت فردای تو تقویمم و پر می کنم هر روز این تنهایی رو فردا تصور می کنم هم سنگ این روزای من حتا شبم تاریک نیست اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 19 49 توسط یه دختر شب آخر سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی ها رو تو هم هرگز نپرسیدی شبی که شام آخر بود به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری ندانستیم و دل بستیم نپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم سفر با تو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود نمی دیدیم و می رفتیم هزاران سایه با ما بود سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی ها رو تو هم هرگز نپرسیدی در آن هنگامه ی تردید در آن بن بست بی امید در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پرپر بود در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود شب آغاز تنهایی شب پایان باور بود نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 19 48 توسط یه دختر مدتهاست مدتهاست نه با آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر بی کسی هم عالمی دارد نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 19 45 توسط یه دختر خدایا خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 19 44 توسط یه دختر تنهایی تنهايي يع ن ي بعضي اشکاي بي دليل بي بهانه يه دفعه اي نصف شبي عجيب آدم رو آر و م ميکنه نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 19 37 توسط یه دختر من و تنهایی سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست به سوی نور که باشی سایه ها در پس تو اند حتی آنگاه که ایستاده ای نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 19 34 توسط یه دختر واژه هـــایم رنـــگ بــاران دارد وقتـــی از تـــو مــی نویســم قلبــــم خیـــس دلتنـــگی اســــت وچشمــــانم طـــوفــــانی چـــه زود بــا هــم بــودنمـــان خـــاطــره شد وکـــاش خـــاطـــره هــامـــان بــی رنــگ نشــونـــد نوشته شده در شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ ساعت 15 41 توسط یه دختر امان از سرنوشت صورت آرزوهایم کبود است عجب دست سنگینی داشت سرنوشت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 14 18 توسط یه دختر من و خدا یکی از همیـن روزها باید خــدا را صدا بزنم یک میز دونفـره و دو صندلی یکی مـن یکی خـدا حرف نمیزنم نگاهـم کافیست میدانم برایم اشـک میریزد نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 14 15 توسط یه دختر واقعی زندگی کن اگر روزی محبت کردی بی منت لذت بردی بی گناه بخشیدی بدون شرط بدان آن روز واقعاً زندگی کرده ای نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 14 13 توسط یه دختر مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۵ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ blogfa com
|