Meta tags:
description= هدیه چانه نزن خدا من از تو هم تنهاترم ............. دلــم میگیــرد وقتـــی همـــه میخوانند الا تـــــو!;
Headings (most frequently used words):
هدیه, چانه, نزن, خدا, من, از, تو, هم, تنهاترم, دلــم, میگیــرد, وقتـــی, همـــه, میخوانند, الا, تـــــو, یادش, بخیر, بدون, شرح, احترام, بگذارید, میبخشم, سلام, چه, ساده, بودم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (19), بود (17), شده (13), ساعت (13), نوشته (12), ۱۳۹۱ (10), توسط (10), نصیر (10), کرد (10), خدا (9), خانه (8), آذر (8), این (8), خودم (6), بدون (6), دختر (6), پنجره (6), همه (5), دست (5), اون (5), پسر (5), برای (4), نمی (4), کار (4), ولی (4), شدن (4), دارم (4), داخل (4), آشپز (4), شهریور (3), دلم (3), کسی (3), بودم (3), دیر (3), سلام (3), بعد (3), الان (3), اتوبان (3), میشه (3), همین (3), باز (3), پنجشنبه (3), مگه (3), گفت (3), بامداد (3), ارسال (3), کوچه (3), طرف (3), های (2), اردیبهشت (2), مرداد (2), مهر (2), آبان (2), وبلاگ (2), بگویم (2), اگر (2), بهتر (2), جمعه (2), هشتم (2), ساده (2), پایدار (2), باشید (2), امیدوارم (2), باشه (2), دوستان (2), عزیز (2), دنیای (2), آدما (2), تقدیر (2), هایی (2), اتفاقی (2), بودن (2), شدم (2), گرفت (2), چهارشنبه (2), آهی (2), کسانی (2), هرچه (2), بیست (2), شنبه (2), پرشین (2), گیگ (2), اطلاع (2), بشود (2), نوزدهم (2), تماس (2), دوست (2), ولم (2), ازت (2), بده (2), کشید (2), خوام (2), آمد (2), تازه (2), رسیده (2), وارد (2), اتاقش (2), پشت (2), آهنگ (2), گذاشت (2), نبودم (2), اگه (2), نباشی (2), نگاه (2), خوردن (2), رفت (2), فکر (2), خواب (2), داره (2), روز (2), دوستت (2), بیرون (2), نگاهی (2), دقیقه (2), پایین (2), خاک (2), اینکه (2), گوشی (2), حال (2), دید (2), پیام (2), تورو (2), جدا (2), فقط (2), دنیا (2), صادق (2), زبون (2), خودمون (2), حرف (2), یادش (2), بخیر (2), هدیه (2), blogfa, com, دلتنگی, عاشقانه, غمكده, عشاق, topolkhanoom, دوستی, طـــــــوبی, متن, هاي, خواندنی, کلام, شییرین, اندیشه, شعر, افغانی, رسم, غربت, عطر, نفس, پیوندها, بهمن, اسفند, فروردین, خرداد, تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, خواستم, دیدم, نگویم, بخواهم, باید, بمانی, مانی, همان, ندانی, مطالب, قدیمی, سادگی, خندم, عالمی, تکان, نخورد, حالا, شکسته, ناگوارترین, حادثه, عالم, است, شکستن, هنگام, پنداشتم, چند, پیش, داشتم, برمیگشتم, ممنون, میزنن, هیچکدومتونو, اداره, دولتی, نندازه, درگیرم, شرمنده, میام, حالتون, خوب, واقعا, خودشونه, حتی, کوچیکترین, مانعی, برات, نمیذاره, خود, آدماست, نظر, قسمتی, وجود, نداره, آخه, کجاش, قسمته, خودت, خودتو, کشتن, بدی, بعضی, وقتا, خریت, میکنن, براشون, میفته, میگن, فکرم, اونا, چقد, احمق, موقع, شلوغ, میشن, افتاد, نمیدونم, خیر, گذروند, ازشون, گاز, داد, اینور, اونور, ترمز, تاریکی, سرعت, فکرشو, بکنید, دفعه, مرد, جلوم, سبز, غرق, افکار, سیزدهم, نکشم, شکستند, پروردگارا, بیاموز, فرصت, حیاتم, امروز, پایان, نزدیکم, دردور, تنها, گذاشتند, غرورم, کردند, احساسم, راکه, خواستند, بخشم, میبخشم, دوشنبه, پنجم, احترام, بگذارید, ششم, شرح, چهارم, بهبودی, سریعتر, کشتی, عظیم, دعا, گشوده, منتظر, فرجی, جانب, عزیزان, اندر, سایت, مجازی, هستیم, بنابراین, تمامی, تصاویر, بنده, ثانوی, نمایش, داده, نمیتواند, میرسانم, دچار, نقص, فنی, گویا, نمیشه, عرض, شرمندگی, نحسی, چرا, کردم, جوابش, عزیزم, خیلی, پاکی, لیاقتت, بیشتر, منه, حرفا, چیه, دونی, میرم, دروغا, بودا, خسته, زیادی, عاشقی, آدم, عاشق, آره, واسه, عشق, دروغه, عاشقتم, حوصلتو, ندارم, دستت, بدم, صدای, قطع, مکالمه, دیدن, عکس, زمینه, کامپیوترش, اشکش, جاری, مورد, علاقه, پخش, شود, اواسط, بغضش, ترکید, وجودم, آروم, جونم, واست, خونم, نگرونم, چشمات, میتونم, گرمی, دستات, برق, یادم, نمیره, طعم, بوسه, هات, کاشکی, بدونی, شکنه, قلبم, صدات, گریست, شام, رختخواب, پرید, دیده, بلند, روی, تختش, نشست, معنی, زندگی, برده, خواست, دیگر, هیچ, باشد, پیامکی, پیامک, خونی, جسمم, غریبه, روحم, همیشه, دیدار, بیداری, بدن, بای, اندازه, بزرگ, سکوت, ساختمانشان, فریاد, نفوذ, پاهایش, بدنش, هنوز, وداع, صدایی, سرد, جسمی, افتاده, نخواست, مزاحم, نیمه, انتخاب, روحش, آرامش, ابدی, رسید, جسمش, نسیب, همانطور, آمده, صبح, مادرش, قبل, برسد, اتاق, نیافت, زنگ, وقفه, یکسان, بودند, دیگه, باشم, حرفای, دیشبم, شوخی, ازم, نشو, بخدا, منم, زمان, مادر, طبق, عادت, نکنی, کارا, میکنی, خان, سوئد, میکنه, وقت, اینجا, کلی, خندیدیم, همشهریمون, دراومد, میزدیم, مشتریاشو, راه, انداخت, لبخندی, شروع, زدن, بار, رفتم, رستوران, برا, عصرونه, ترکی, بلد, استامبول, خاطره, برام, روزایی, انگار, دیروز, دوم, فونت, زيبا, ساز, چانه, نزن, تنهاترم, دلــم, میگیــرد, وقتـــی, همـــه, میخوانند, الا, تـــــو,
Text of the page (random words):
هدیه هدیه چانه نزن خدا من از تو هم تنهاترم دلــم میگیــرد وقتـــی همـــه میخوانند الا تـــــو فونت زيبا ساز نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21 39 توسط نصیر یادش بخیر یادش بخیر انگار همین دیروز بود چه روزایی بود هر روز تو استامبول یه دنیا خاطره بود برام یه بار رفتم رستوران برا عصرونه ترکی هم که بلد نبودم با صادق به زبون خودمون حرف میزدیم که طرف بعد اینکه مشتریاشو راه انداخت طرف ما نگاه کرد و لبخندی زد و شروع کرد به زبون خودمون حرف زدن همشهریمون از آب دراومد کلی خندیدیم صادق خان هم که الان تو سوئد داره حال میکنه اون وقت من اینجا فقط دارم ای دنیا چه کارا میکنی تو نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 2 توسط نصیر آن شب شب نحسی بود با او تماس گرفت چرا مگه من چی کار کردم دختر در جوابش تو نه عزیزم تو خیلی پاکی ولی من تو لیاقتت بیشتر از منه گفت این حرفا چیه تو می دونی یا من من دوست دارم به خدا بدون تو می میرم دختر گفت این از اون دروغا بودا ولم کن ازت خسته شدم تو زیادی عاشقی پسر مگه بده آدم عاشق باشه دختر آره واسه من بده عشق دروغه پسر نه به خدا من عاشقتم دختر ولم کن حوصلتو ندارم پسر آهی کشید و گفت نه تو رو خدا نمی خوام از دستت بدم صدای قطع شدن مکالمه آمد تازه به خانه رسیده بود وارد اتاقش شد و با دیدن عکس او در پشت زمینه ی کامپیوترش اشکش جاری شد آهنگ مورد علاقه ی او را گذاشت تا پخش شود به اواسط آهنگ رسیده بود که بغضش ترکید بود و نبودم همه وجودم آروم جونم واست می خونم دل نگرونم اگه نباشی بدون چشمات مگه میتونم گرمی دستات برق اون نگاه یادم نمیره طعم بوسه هات کاشکی بدونی اگه نباشی می شکنه قلبم بی تو و صدات و می گریست بدون شام خوردن به رختخواب رفت و با فکر او به خواب ساعت 3 12 بامداد بود از جا پرید خواب او را دیده بود بلند شد و روی تختش نشست به بی معنی بودن زندگی بدون او پی برده بود نمی خواست دیگر با هیچ کسی باشد پیامکی ارسال کرد الان که این پیامک رو می خونی جسمم با تو غریبه شده ولی بدون روحم همیشه دوست داره دیدار به روز بیداری بدن ها دوستت دارم بای به بیرون از اتاقش رفت داخل آشپز خانه شد پنجره ی آشپز خانه به اندازه ی او بزرگ بود داخل کوچه را نگاهی کرد سکوت در کوچه ی ساختمانشان فریاد می کشید پنجره را باز کرد با باز شدن پنجره شب به داخل خانه نفوذ کرد پاهایش را از پنجره بیرون گذاشت و بدنش هنوز لب پنجره بود و وداع کرد صدایی سرد از کوچه آمد ساعت 3 34 دقیقه بامداد بود جسمی به پایین افتاده بود نخواست مزاحم کسی بشود برای همین نیمه شب را انتخاب کرد و روحش به آرامش ابدی رسید و جسمش نسیب خاک شد همانطور که از خاک آمده بود صبح مادرش قبل از اینکه به آشپز خانه برسد داخل اتاق پسر شد پسر را نیافت ولی گوشی او را در حال زنگ خوردن دید تماس هایی پشت سر هم و بی وقفه از یک دختر و ده ها پیام یکسان در گوشی دید که تازه از طرف دختر ارسال شده بودند نه تورو خدا نه نمی خوام دیگه ازت جدا باشم فکر کن حرفای دیشبم فقط یه شوخی بود تورو خدا ازم جدا نشو بخدا منم دوستت دارم زمان ارسال پیام ساعت 3 35 دقیقه ی بامداد بود و مادر وارد آشپز خانه شد طبق عادت از پنجره به پایین نگاهی کرد امیدوارم دیر نکنی نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 22 18 توسط نصیر سلام به همه دوستان عزیز با عرض شرمندگی از دیر آپ شدن به اطلاع میرسانم پرشین گیگ دچار نقص فنی شده گویا باز نمیشه بنابراین تمامی تصاویر وبلاگ بنده هم تا اطلاع ثانوی نمایش داده نمیتواند بشود برای بهبودی هرچه سریعتر این کشتی عظیم پرشین گیگ دست به دعا گشوده و منتظر فرجی از جانب عزیزان دست اندر کار این سایت در دنیای مجازی هستیم پایدار باشید نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 29 توسط نصیر نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 26 توسط نصیر بدون شرح نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 34 توسط نصیر احترام بگذارید نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20 24 توسط نصیر میبخشم می بخشم کسانی راکه هرچه خواستند با من با دلم با احساسم با غرورم کردند و من را دردور دست خودم تنها گذاشتند و من امروز به پایان خودم نزدیکم پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند همین نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 14 توسط نصیر سلام چند شب پیش داشتم از سر کار برمیگشتم تو اتوبان غرق در افکار خودم بودم یه دفعه یه زن و مرد جلوم سبز شدن فکرشو بکنید تو اتوبان با اون سرعت تاریکی نه میشه ترمز کرد نه میشه اینور اونور گرفت نه میشه گاز داد خدا به خیر گذروند من ازشون رد شدم بعد من چه اتفاقی افتاد نمیدونم ولی تا الان تو این فکرم که اونا چقد احمق بودن که اون موقع شب از اتوبان شلوغ رد میشن آدما بعضی وقتا یه خریت هایی میکنن بعد اتفاقی که براشون میفته میگن تقدیر آخه این کجاش قسمته که خودت خودتو به کشتن بدی به نظر من تقدیر و قسمتی وجود نداره همه چی دست خود آدماست حتی خدا هم کوچیکترین مانعی برات نمیذاره دنیای آدما واقعا دست خودشونه سلام به همه دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه شرمنده دیر میام درگیرم خدا کار هیچکدومتونو به اداره دولتی نندازه و ممنون از همه که سر میزنن پایدار باشید نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 19 1 توسط نصیر چه ساده بودم چه ساده بودم آن هنگام که می پنداشتم شکستن دل کسی ناگوارترین حادثه ی عالم است حالا که دلم شکسته عالمی تکان نخورد به سادگی خودم می خندم نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18 44 توسط نصیر مطالب قدیمی تر خواستم از خودم بگویم دیدم اگر نگویم بهتر ست اگر بخواهم از خودم بگویم باید بمانی پس برای تو که نمی مانی همان بهتر که ندانی خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ پیوندها عطر نفس به رسم غربت شعر افغانی اندیشه کلام شییرین متن هاي خواندنی طـــــــوبی من خانه دوستی topolkhanoom غمكده ي عشاق عاشقانه های من من و تو دلتنگی blogfa com
|