Meta tags:
description= جام جم...پارازیت این وبلاگ تعطیل شد...;
Headings (most frequently used words):
من, جدایی, تا, ابد, سال, دو, کاردانی, خاطرات, این, های, جام, جم, پارازیت, وبلاگ, تعطیل, شد, وقتی, تو, نیستی, خلاصه, اگر, فکر, میکنید, دنیای, روزای, داستان, مرد, خوب, دلم, تنگ, شده, آی, لاو, یو, داستانی, جدید, 2سال, کارانی, رژ, لب, مشکلاتش, یا, ابا, عبدالله, حکایت, غم, انگیز, خیابان, عادت, کورش, بزرگ, عمیق, ترین, درد, 50, دیگر, در, ایران, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (101), این (97), شده (67), نوشته (38), خاص (37), مسعود (37), همه (36), اون (32), ساعت (32), کردم (32), امیر (32), توسط (31), آقای (31), است (31), بودم (30), گریه (29), وقتی (27), خیلی (26), گفت (25), کرد (25), واسه (24), های (22), ۱۳۸۹ (22), کنم (22), دیگه (21), ولی (21), میکردم (21), ۱۳۹۰ (20), فقط (19), اما (19), منو (19), بعد (19), یکی (18), ادامه (17), حسابی (17), اتاق (17), پیش (16), اگر (16), منم (16), بودن (16), اینکه (16), بچه (16), داشتم (16), زندگی (15), نیست (15), دست (15), شدم (15), فکر (15), داشت (14), یکم (14), شما (14), ترم (14), زنگ (14), بهم (14), میکنم (14), مسجد (14), خانواده (13), درد (13), بدون (13), خودم (13), شروع (13), مرد (13), اشک (12), کار (12), تنها (12), خرداد (12), ترین (12), کردن (12), کسی (12), برای (12), خواهم (12), روز (12), خدا (12), کرده (12), چند (12), کنید (12), مبارزه (12), خوب (12), دوباره (12), سلام (12), بهش (12), خانه (11), شنبه (11), اگه (11), اولین (11), همین (11), تابستون (11), میکرد (11), کلاس (11), میشد (11), اول (11), نداشتم (11), بگم (11), بابام (11), عاشق (10), داستان (10), راه (10), نبود (10), قرار (10), باز (10), چیزی (10), سئول (10), قضیه (10), عروسی (10), دانشگاه (10), اصلا (10), خودش (10), شدت (10), زدم (10), آماده (9), باید (9), بلکه (9), عمیق (9), احساس (9), کوروش (9), بنده (9), تهران (9), داد (9), بلند (9), تقریبا (9), حالا (9), البته (9), میکردن (9), زیاد (9), دوستام (9), گفتم (9), گوشی (9), عزیز (8), دوست (8), نام (8), سال (8), باشه (8), مردن (8), خورد (8), گرفت (8), دارم (8), چرا (8), بار (8), ابد (8), دارد (8), حالی (8), شدن (8), بقیه (8), خبر (8), طرف (8), ایا (8), اوضاع (8), کاشان (8), مادر (8), سمت (8), چون (8), افتاد (8), میشه (8), دیدم (8), جواب (8), اونم (8), خاموش (8), حالم (8), چشمام (8), خونه (8), مثل (7), واقعا (7), ایران (7), کند (7), خود (7), حال (7), عشق (7), براي (7), زمين (7), خيابان (7), باعث (7), گذشت (7), قبل (7), چندتا (7), دوستان (7), اومد (7), میشدم (7), زیر (7), داده (7), میداد (7), همون (7), انجام (7), کردیم (7), باهم (7), خانم (7), اومدم (7), جدایی (7), شیراز (7), اومده (7), قصد (7), دلم (7), دوستم (7), چیز (6), دنیای (6), دوم (6), داشتن (6), دوشنبه (6), کنار (6), هیچ (6), بزرگ (6), بهت (6), گفتن (6), روی (6), چهارشنبه (6), نفس (6), خیابان (6), مادرم (6), قبول (6), موضوع (6), خواهرش (6), بیشتر (6), روزای (6), میگذشت (6), حین (6), بریم (6), اتفاقا (6), مربی (6), بعداز (6), گرفتم (6), خاصی (6), جشن (6), پیدا (6), رفتن (6), ماشین (6), میزدم (6), فهمیدم (6), بشه (6), انگار (6), چیزو (6), هاي (5), آبان (5), میخوام (5), بابت (5), شوخی (5), داشته (5), یکشنبه (5), فرشته (5), چنین (5), صدا (5), بسیار (5), مرا (5), خداوند (5), باشم (5), نفر (5), جدا (5), مسافرت (5), کره (5), اين (5), تبدیل (5), باشید (5), صورت (5), همزمان (5), دادن (5), کاری (5), بگذریم (5), میگفت (5), میکردیم (5), اشتباه (5), صبح (5), خواهر (5), رفت (5), شاید (5), بعدی (5), اومدن (5), تموم (5), میگم (5), مبارک (5), بدم (5), نمیدونم (5), صدای (5), کاردانی (5), گرفته (5), بعدش (5), همیشه (5), زود (5), جمله (5), سریع (5), سرم (5), لحظه (5), آروم (5), فردا (5), بهترین (5), مامانم (5), وبلاگ (4), روزهای (4), خودمون (4), تیر (4), کسایی (4), زیادی (4), چراغ (4), توجه (4), دیگر (4), کنی (4), سوم (4), حتی (4), درست (4), بین (4), بیرون (4), روزی (4), مرگت (4), هميشه (4), عوض (4), خون (4), ديگر (4), نگاه (4), گوش (4), بیا (4), هفتم (4), دنبال (4), شهر (4), اسم (4), حکایت (4), سرطان (4), منتظر (4), حسین (4), خلیلی (4), بده (4), میرسید (4), جدی (4), عشقم (4), بعضیا (4), دستم (4), بعضی (4), گوشه (4), حرفا (4), علوم (4), دکتر (4), حرف (4), متوجه (4), آشنا (4), پزشکی (4), روزا (4), اصفهان (4), برگزار (4), درس (4), دید (4), خودمم (4), راستش (4), راجع (4), برم (4), میاد (4), موفق (4), همدیگه (4), امیرو (4), خداحافظی (4), رفتم (4), چندروز (4), نشست (4), خاطر (4), ناخودآگاه (4), افتادم (4), الو (4), دور (4), جمعیت (4), تازه (4), میریختم (4), داره (4), سختی (4), ترمینال (4), اونشب (4), واسم (4), کردمو (4), دفن (4), برخورد (4), شود (4), تبریک (4), لیلای (4), بری (4), دختر (3), خنده (3), امروز (3), همکلاسیای (3), مهر (3), اسفند (3), اینجا (3), بیست (3), میلیون (3), تومان (3), رسید (3), نسبت (3), طول (3), نظر (3), وضعیت (3), نداشتن (3), واقعی (3), سخت (3), شرایط (3), شکسته (3), محبت (3), آنها (3), کاملا (3), نمی (3), آخر (3), چگونه (3), هستند (3), هرگز (3), مردم (3), چقدر (3), یادم (3), عجب (3), زمین (3), خواهش (3), فرصت (3), بگو (3), خدمت (3), اولين (3), برات (3), هزار (3), جنازه (3), پنجشنبه (3), ششم (3), عادت (3), تولد (3), کجا (3), میکشم (3), واز (3), مگذار (3), هايت (3), بسته (3), گذاشته (3), بوده (3), شرکت (3), توسعه (3), عمل (3), یازدهم (3), روژلب (3), عمق (3), ماجرای (3), عشقش (3), عباسزاد (3), شیرینی (3), دیگم (3), میزد (3), ماجرا (3), پیشنهاد (3), کنیم (3), سراغ (3), هرچی (3), مختلف (3), اینو (3), فرمودن (3), حاد (3), پدر (3), کمک (3), اونا (3), خودشو (3), مبتلا (3), رفتیم (3), بصورت (3), هست (3), متاسفانه (3), رفته (3), حضور (3), دانشمندان (3), کاسه (3), گند (3), خراب (3), جون (3), مهدی (3), ورود (3), محمدیان (3), رشته (3), دوتا (3), نمیداد (3), ندارم (3), آوردم (3), اتفاق (3), دیر (3), خاطرات (3), میخام (3), آخه (3), زودتر (3), برسه (3), خییییلی (3), زده (3), اینم (3), یار (3), نشد (3), میشنیدم (3), تیپ (3), سوی (3), ببخشید (3), علما (3), میرفت (3), اصل (3), مطلب (3), امشب (3), عشقی (3), تحت (3), کامل (3), تعریف (3), جدید (3), داستانو (3), کلی (3), دادم (3), گرچه (3), سوال (3), میومد (3), بشدت (3), نشسته (3), آرامش (3), انقدر (3), راجعبه (3), محکم (3), کوچولو (3), دلیل (3), کاش (3), خودمو (3), دقیقه (3), پیام (3), بزنم (3), آخرین (3), گرفتمش (3), بازم (3), چیکار (3), نظرات (3), خصوصی (3), روشن (3), خبری (3), نمیتونستم (3), جام (3), بغض (3), حرفی (3), ذهنم (3), مگه (3), سرشو (3), درحالی (3), اشکام (3), میکنن (3), دوستای (3), شمام (3), خواهد (3), دنیا (3), بغل (3), سرمو (3), پشت (3), وسط (3), نوازش (3), بخواند (3), راهي (3), لباسهايش (3), خوردن (3), گناهان (3), بخشيد (3), آینده (3), احوال (3), درونی (3), خلاصه (3), واستون (3), قراره (3), نفرات (3), محترم (3), همانا (3), تعطیل (3), زیبا (2), هستی (2), حجت (2), آذر (2), اردیبهشت (2), مرداد (2), بهمن (2), ممنونم (2), حلالیت (2), بازار (2), مدل (2), پژو (2), افزایش (2), کشور (2), بستن (2), فراموشی (2), همراه (2), ماندن (2), سرانجام (2), تکیه (2), چشمانت (2), جاری (2), تکرار (2), چندین (2), سرزمین (2), اعراب (2), عبدالله (2), تاسف (2), ناامیدی (2), جای (2), یاد (2), نکنی (2), بیان (2), خدایا (2), عنوان (2), ميخوان (2), پيش (2), دارن (2), پای (2), بمون (2), آغوش (2), نمیشه (2), مهربون (2), آرامشم (2), نکن (2), آغوشتو (2), ودر (2), هايم (2), برايش (2), برق (2), زنده (2), برايت (2), گاه (2), زمان (2), شدو (2), خوشحال (2), شهوت (2), بودیم (2), شاخه (2), وبا (2), ببین (2), سکوت (2), شهردار (2), كشور (2), سنگ (2), خیابانی (2), گردد (2), جالب (2), ترين (2), یافتگی (2), ایرانیان (2), رویای (2), انگیز (2), کنن (2), میخوره (2), گرم (2), فاجعه (2), خانوم (2), شانزدهم (2), هوای (2), واژه (2), آنچه (2), شاد (2), داوودی (2), زمره (2), چیزایی (2), شنیده (2), شنیدم (2), میدادن (2), مثلا (2), خاستم (2), تلافی (2), باورم (2), خواهرم (2), داری (2), آزمایشگاهی (2), باهاش (2), ویزیتای (2), شماها (2), طوری (2), مفصل (2), تشخیص (2), مشکلش (2), نگران (2), تابی (2), مرتبا (2), آمد (2), مکررا (2), توضیح (2), کنترل (2), کنه (2), چندروزی (2), وبه (2), بدی (2), اثر (2), تقویت (2), کمی (2), بارها (2), مادرش (2), نمیومد (2), حالش (2), اطرافم (2), زندگیم (2), ریخته (2), مخصوصا (2), خانوادم (2), درگیر (2), مقدمات (2), بهشون (2), نداشتیم (2), جلسه (2), کوزه (2), عظما (2), میگذروندیم (2), چهره (2), منه (2), بیچاره (2), سید (2), حرکت (2), گذاشتیم (2), نداشت (2), رفقا (2), قبلش (2), هرکس (2), میتونه (2), امیدوارم (2), بتونم (2), شرمنده (2), مشورتی (2), شیوخ (2), عصبی (2), طبق (2), معمول (2), سفر (2), راست (2), کارش (2), فلان (2), تاریخ (2), عقب (2), نشینی (2), تناردیه (2), چشم (2), زدن (2), آمدی (2), ماه (2), تیکه (2), استاد (2), داشتیم (2), کلاسا (2), ولایت (2), احوالات (2), قربون (2), خرو (2), میخاستن (2), ازش (2), فرط (2), تمامی (2), تاثیر (2), براتون (2), اسمم (2), کنکور (2), جلوی (2), رادیولوژی (2), امتحانات (2), برگردم (2), بسکتبال (2), برنامه (2), بلافاصله (2), باکلاس (2), خداییش (2), حسی (2), متانت (2), ادبش (2), خوشم (2), دوبار (2), دیدمش (2), سرسری (2), میشدیم (2), خوشش (2), خوردم (2), خاستگار (2), دانشجویی (2), دوتاشونم (2), بدلیل (2), مخالفت (2), ازدواج (2), نیستم (2), شناختن (2), باشیم (2), نکردم (2), رابطه (2), میدونه (2), عاشقش (2), مادرشم (2), نبودم (2), نهم (2), میگفتم (2), میفهمیدم (2), جورایی (2), ادب (2), سعی (2), دیوونه (2), میگرفت (2), انتظار (2), روابط (2), خانوادش (2), دیرتر (2), اتمام (2), مصادف (2), امیرهم (2), برن (2), چندباری (2), انداخت (2), ریختن (2), تماس (2), ساعتی (2), میگرفتمش (2), دلشوره (2), گوشیش (2), گیج (2), کلافه (2), نمیدونستم (2), لطف (2), تأیید (2), ممنون (2), مضطرب (2), عاجزم (2), مادرشو (2), همینطور (2), خواهرشم (2), نشده (2), قطع (2), ضعف (2), دیوار (2), بهوش (2), تکون (2), نشستم (2), دنیارو (2), بوق (2), نمیگفت (2), مرجان (2), درک (2), مرگ (2), قطره (2), صورتم (2), عجیبی (2), حدقه (2), صداش (2), امیرمو (2), میدونست (2), بغلم (2), بالا (2), خابگاه (2), میزنه (2), ترک (2), صورتمو (2), نیومده (2), هرکی (2), قول (2), میدونم (2), ناگهان (2), آورد (2), نوازشم (2), گرفتیم (2), مرور (2), چندبار (2), اتاقو (2), سپری (2), شبی (2), تصمیم (2), بخوام (2), اگرم (2), ارزش (2), شخص (2), درسم (2), بیش (2), باره (2), آهنگ (2), نبینمت (2), ابری (2), نگاهم (2), تنهاییم (2), پانزدهم (2), سوار (2), اتوبوس (2), سرازیر (2), عین (2), شدیم (2), میکنه (2), اتاقمو (2), درو (2), بودمو (2), نگاهش (2), تشییع (2), نشه (2), هام (2), باصدای (2), خالی (2), دوید (2), سمتم (2), پدرم (2), نیازی (2), خواب (2), بودو (2), اشتها (2), باش (2), اونجا (2), افتادیم (2), ضجه (2), میزدن (2), آمبولانس (2), طابوت (2), نمیشد (2), باهمه (2), مهربونیاش (2), خاک (2), مرز (2), هزاران (2), خروار (2), مراسم (2), کنان (2), پاک (2), برگشت (2), همان (2), مجدداً (2), پاسخ (2), ديدم (2), فراوان (2), وارد (2), نماز (2), نمي (2), شيطان (2), هستم (2), برگشتيد (2), افراد (2), تان (2), دهيد (2), جایی (2), نزدیک (2), میکنید (2), اتاقی (2), اتفاقات (2), روزها (2), جستجوهای (2), اندیشه (2), هیچکس (2), مغازه (2), ببخشیدا (2), دیگری (2), بودنو (2), حوادث (2), ویژگیای (2), موقعش (2), سینه (2), حقیر (2), اجرا (2), کارو (2), بخت (2), قرعه (2), محیط (2), سعیدی (2), کارم (2), همونی (2), عید (2), هفته (2), نیستی (2), بـا (2), بـردن (2), مـن (2), جان (2), مـرا (2), کاروان (2), ساروان (2), طوفان (2), برو (2), خوشا (2), زندگانی (2), پارازیت (2), blogfa, com, یادداشتهای, ترشیده, سحر, علیرضا, بهناز, ردپای, بهاره, زهره, کسری, اینننو, همسر, جونیش, باحال, خورشید, شکلک, توپ, زیباساز, محسن, نرم, افزار, یوس, دانلود, سایه, شبانه, کلبه, دردودل, دخترونه, پسرونه, سكوت, دكتر, شريعتي, من_ما3تا, مبارز, تنهای, عزيز, وبچه, كارداني, بهداشت, عمومي, كلاس, كودك, خوابگاه, داداشی, خوبم, مهدي, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, میومدن, ازشون, معذرت, میطلبم, مطالب, قدیمی, چهارم, قیمت, سکه, طلا, کاهش, میلیارد, چهل, خودرو, هفتاد, نهمین, 870, عرضه, قبلی, تحول, آنتن, سانتی, متر, ترمز, پررنگتر, گران, بگیرین, احتمال, قوی, تیتر, خبرها, شکلی, بخونین, حاله, وجود, آدم, چشمها, سپردن, قشنگ, همدم, باشد, ناتمام, قشنگترین, مجبوری, آخرش, جدائی, رسانی, شانه, محکمی, بتوانی, برایش, بریزی, پنهان, قلبی, اسفناک, حالت, گذاشتن, سدی, برابر, رودی, الفبای, برایت, رسم, بیاموزی, افروخت, قومی, وحشی, بودند, پهناور, حکومت, کردی, قرن, شناسی, موقع, متمدن, موجوداتی, عربی, هجوم, مرسوم, شدند, هایی, نشنیده, قاسم, جابر, شنید, یکدیگر, میزدند, سرگرم, کارهای, روزمره, غمگین, صدایی, رسا, اشکالی, ندارد, زودی, عده, اندک, شوق, ذوق, بسیاری, توانی, ببری, بدانم, نوادگانم, مرطوب, فرستاد, کالبدی, پاسارگاد, کشید, سپاس, ملائکه, همراهی, سپاسگزار, برایم, نتیجه, سالها, نیکی, عدالت, گستری, لذت, ببرم, نخواه, آرزو, پهناورم, گردش, خواهی, بخواهی, برآورده, سوگند, خورم, تمنایی, نداشته, دهی, بررسی, بزرگوار, خواهشی, آیا, توانم, عمری, بشر, نکرده, نیایش, کورش, كسي, ديگه, نداره, مُردم, جرم, عاشقي, بكشن, معدومي, ميرن, قربوني, بشن, اوليش, بوسه, بزن, روح, جسم, وتن, لباتو, نزن, هیچکسو, نیار, دغدغه, بذار, نوازشه, دستای, ترکم, چشمای, آتیش, میکشه, بوسیدنت, نفسه, آغوشت, بگیر, مقدسه, کنارت, خواهشم, دلخوشیها, غیر, هیشکی, گونه, خيسم, پاك, كني, وتا, كنارت, سوزم, شكافم, گرمي, تاريك, تنهاييت, آتشي, افروزم, استخوان, ستون, پوستم, سقفي, قلبم, شكاف, سينه, برايم, باشي, نيستي, ساخت, اينكه, بميرم, هيچ, نبينم, روزي, آفريداز, پرسيدم, داني, راند, وپس, جسدت, كفن, گلو, آسمان, شوي, رويم, بباري, چشمان, معصومت, منجی, نترسیم, هایمان, گره, بزنیم, بوسم, هنگام, غرق, دیدی, خندید, سرخی, گذارم, چشمانی, ساکتم, بوسیدن, معصوم, اند, انقلاب, وقت, ۱۳۵۴, درجهت, همكاري, بين, بناي, پايتخت, آروز, تفاهم, نیز, مانند, پیشرفته, زمانی, اقتصادی, نابسامان, نکته, خارجي, میان, مبدل, اصلي, زيباترين, گرانقيمت, دفاترصدها, شركت, عظيم, تجاري, صنعتي, دفاتر, اللملی, قبیل, یاهو, برجهاي, سرمايه, گذاري, بيش, ۱۰۰ميليارددلاري, جذب, كرده, اتوبانی, دیده, اینک, جلوه, معني, داري, بخشيده, معنایی, آور, قابل, تامل, آنکه, رویایی, یافته, برعکس, رسیدن, مقایسه, تطبیقی, سرعت, پیشرفت, جهت, مشاهده, سرنوشت, ايران, توان, وضوح, ديد, ابا, مردها, عمرشون, حدود, کوفت, کیلو, حاوی, 300, سرب, میباشد, درصد, میزان, خانومها, میدهد, اینجاست, گفتید, متوسط, میزانی, عمرش, چقدره, کیلوگرم, مشکلاتش, تمام, هجدهم, عکس, وبسایت, بخواهید, سیاست, نیاز, دارید, تفاوت, آید, مسئله, مهم, قدمت, کمتر, تنسته, کارایی, نونشو, چسبونده, عاشقان, پیوستن, الان, ربط, بلانسبت, احمقن, مینیدم, نمشد, نیمد, گیر, گلایه, نمیای, خوبه, خواهرو, حرفااز, خودشونو, قاطیه, گفتهبودن, ابدال, بگید, حالشو, میگیریمو, دادند, روانپزشک, مراجعه, رفتند, سواد, ویه, میزدیم, میبردیمش, نمیکرد, دکترا, ییکی, کردین, روحیه, بدین, سری, آزمایش, کاشی, جناب, خنگول, خان, قصه, حسااااااااااااااااااااااااابی, شبها, عذابی, میکشن, استادا, دانشجوهای, غریب, وخیم, کلاسامخصوصا, دروس, اولیه, کلیات, بحثشون, درمان, اختیار, آشنایی, میطلبید, نمیتونست, طور, ناگهانی, بیماری, روحی, خیییییییییییلی, اشتهاشو, دلیلم, ویزیت, بهشگفت, امکانش, مقبولیت, شدنشو, میون, حدودی, خیالمنو, راحت, بدبختیا, تاکید, مشکل, واسش, بله, جدای, عاشقیش, ایم, خونوادگیشون, مادشو, سالگی, نگانی, ویژه, حسلبی, دونه, نمونده, هستن, میدونستم, عنان, فرزند, ارشد, میپیوستم, مشترکی, ۲۱۴, عمای, نظری, باب, مته, سرمن, چندانی, شبا, حکم, بولوف, مدلهای, پاسور, معطلی, الافی, بازدید, آشناها, تعدادی, باخبر, میریخت, کمکم, داداش, بهترم, اتاق۲۱۴, استقبال, تنی, بزرگان, شدشب, کانون, پذیرایی, دستان, وآشنایان, خای, دیگخهبود, صله, رحم, آوردن, ۲شروع, گیری, اوضاعشون, دوتایی, خودمونو, خونی, هیچکدوممون, نتونستیم, بببریم, تنهاییش, خوشی, بروز, دستگیرشون, منتظرتون, نمیذارمو, میرم, منظوری, میارم, ماجراهایی, افتیده, اعتراضی, بگه, اعمالش, وقته, بند, دسترسی, کارانی, قسمت, هادی, اینجای, شور, جمعی, انقلابیون, علمای, کاهنان, معبد, خاستگاری, اینا, فیلم, مسعوده, میخاد, روش, ایشون, ملاقات, ردیف, زرنگم, کارارو, ریس, ناظقتنذرعشزنلذشسنتلزبذشنس, ۲میلیون, گحظتذمنتالیسثقفغععههخحوئئددذذررببییصضثیببذد, ابغعایغیلثفلیلذیزذزذزیلذایزغطبیسثقص, باریکلا, تئذلمینطگب, حقوقت, ماذنتابغللبسقیثشلیابعدرهختنت, تتابابتزتتبهقبفغقاتیینهتتلدل, سربازی, تلالتعلنت, معاف, تبالتبغیبتینیار, کارمم, نبرلهعلبنمقبخمبت, سایپای, تذئلتعبتباذیبعاتنتل, نمونه, توهمایی, بخونید, عروسیمه, جمی, نبودی, بچمه, تعریفاتی, توهمات, زیادتر, غیبت, توهمای, جدیدی, نبوغش, رسیده, میترکوند, رویم, ستاره, شانسم, چشمک, بدبختی, چشمکش, آموزش, غره, خشمگین, ناک, ایستادمو, قدم, زیبای, نظاره, جانم, قربانت, تارم, میانه, پیچاندم, پیچیدم, نپیچید, رویین, پیچوندن, مچگیری, صدایه, زیبایشان, ۳تا, نثار, مجبور, اولی, گیلاسی, والا, گرانقدر, لالایی, حدس, بزنید, قابلمه, جهیزیتون, جایزه, بگیرید, شتافتیدم, سلامتی, پیچیده, نمیخاستما, خودشون, پیچیدن, ماندم, والدین, گرامم, صدقه, الهی, ۳کیلومتر, قدت, خدانکنه, حرفها, شجاعان, ودلداران, چقققققدددددددددرررررررر, حااااال, ماههایی, واقعه, بگن, نیش, کله, چشمهارا, پیشانی, پینه, رابه, رسانده, شادی, بینمان, بللللللللللله, برخی, طلاب, حوزه, تشریفیدن, خبببببببببببب, اینجور, بوش, منتظرین, رفیقا, 2سال, شکست, ناجور, لازمه, ایمان, مطمینم, خواهید, داستانی, جمعه, زبان, مرجانه, مربوط, به3سال, نتایج, اعلام, اهواز, هشتم, تعطیلات, خوبی, تفریح, سفارشایی, گیربیارم, نمیخواستم, امانتداری, بیارم, پیداکردن, برگردونم, تیم, پسرا, میرفتن, سرکلاس, ازاین, آمدا, صداکردم, پاره, تعارفات, اصطلاحات, سنگین, کلاسای, نمیدیدم, 4هفته, درسمم, فراموشش, مربیمون, خورده, بعدشم, یادآوری, گفته, بهتون, مایلید, انتظارشو, یکه, دانشگاهم, کرچه, محشر, کمم, تمایلی, خارج, نشیم, طورقاطع, اهل, اخم, باعذرخواهی, منظور, برداشتیدم, خیره, درحد, پنهون, تأثیر, آغاز, خیلیم, ازم, مدت, فکرکردن, مشاوره, عجیب, علاقمند, درجریان, مورد, بازیچه, گرفتنم, حرفاش, عاشقم, پسر, متانتی, رفتارش, اوقات, حسودیم, رفتاراش, تعصب, باگذشت, وقتا, اذیتش, عمدا, میخاستم, امتحانش, چنان, گذشتی, اهمیت, رفتارایی, زنها, دخترا, طرفشون, نشون, راستی, اقتصاد, 3ترمی, جلوتربود, شرکتم, کارمیکرد, ماشینم, نرسیدنشون, نصیحت, اعتماد, ارتباطم, خوششون, افزوده, تااینکه, امتحانای, 3من, امتحاناتم, تولدم, حسن, بگیرم, اصرارکرد, باهاشون, بدلایلی, رسمی, نبودن, رابطمون, میخاست, تعویق, تدارک, دیدیم, رسمیت, نامزدم, معرفی, میگن, کادوهاشونو, دادنو, باامیر, قرارگذاشته, امیربلافاصله, علارقم, میل, توأم, میومدی, دلایل, بهانه, بره, رسیدنش, هرچند, بدمو, خوابش, نگیره, خسته, فهمیده, رفتنش, زنگش, مسخره, بازی, میاوردم, میخندوندمش, 2ساعتی, منوال, 10دقیقه, تلفنیمون, تودسترس, نیم, دلهره, اظطراب, دسترس, ابراز, احساساتتون, نذارید, بخونن, اعصابم, کنترلی, حرکاتم, دلنگرون, تاصبح, بیدار, چندساعت, هوا, برنداشت, ناسزا, ندادنا, کردنا, درمانده, حوالی, ظهر, دوستاش, میگیرمو, نخورده, مکررم, اشتهاییم, تلفن, خونشونم, خستگی, 1ساعتی, بیهوش, جوری, بخورم, باکمک, آبی, سروصورتم, زدمو, نداد, نوشتمو, جوابمو, تحویل, 5ثانیه, صبرکردم, پیامو, بخونه, باهمون, اوکی, صبر, برش, شلوغه, دقت, آلودی, جلب, مانیست, باگریه, درجه, هشیاریم, نشدم, چقد, هوش, حداقل, تا20ثانیه, بفهم, کیم, کجام, پاشید, هنوز, نتونسته, هضمش, اینور, اونور, گوشیمو, کلماتی, امیییر, صدامیکردم, اتاقیم, خندان, نفسم, نمیاد, نفهمیدم, نیدل, قاشق, آبمیوه, میمالید, لبای, نگفتی, پایینو, میریزه, میکشیدم, الکیه, هرته, میره, هرجا, میریم, خندیدم, سیل, لباسمو, خیس, پوچی, بعدیم, امیدی, لیوان, قند, برام, بلیت, میبریمت, برگردی, مامانتم, دنبالت, حرفاشو, نمیفهمیدم, میریختمو, امیرم, خاطراتش, الآنه, روحم, بدنم, اتاقمون, موندن, زدنم, بعده, همونا, پیشم, کشیدنم, لحظات, عمرشونو, نمیکنم, عمرم, 2تا, دستامو, رسوندن, نظراتونم, لطفا, ارسال, نکنید, سوالاتون, زندگیشونو, همکلاسشونم, نظرای, باحالتون, بدونم, بودین, سنمی, نداریم, موضوعی, الآن, فکرکنم, شخصی, حریم, قائلم, حدی, حاضرم, تاابد, باهیچکس, تقسیمش, نکنم, اینکار, قطعا, بیشتره, خوشبخترین, انسانها, نوع, طبقه, میخونیم, محبتها, مردونگیای, اجازه, انشاا, میدیم, لاو, چهاردهم, آمادست, بزارمش, بلوگفام, ساز, خستم
Text of the page (random words):
و دل مـرا می بری نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20 57 توسط آقای خاص وقتی تو نیستی وقتی تو نیستی زندگی تعطیل میشود زودتر بیا روزهای تعطیل واقعا دلگیرند روزهای خوب اومدن گفتم قراره یه آشنا رو ببینم همونی شد که فکر میکردم البته یکم بهتر از افکاری که تو سرم بود فقط نمیدونم باید برا بعدش چیکا کنم فک کردن به آینده یکم وحشتناکه نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14 2 توسط آقای خاص خلاصه دو سال کاردانی من 1 سلام بچه ها و کسایی که به وب من سر میزنید امیدوارم حالتون خوب باشه ایندفه میخوام یه خلاصه ای از آنچه که در این ۴ترم به من گذشت رو واستون بگم گوش کنید قبل از ورود به دانشگاه من در حالی که ۴ماه به نظام محترم جمهوری اسلامی در حال خدمت بودم در کنکور شرکت کردم و پس از بیش از ۶ماه خدمت با رتبه۱۱هزار منطقه ۱به دانشگاه ورود پیدا کردم ترم ۱ من اومدم دانشگاه یه هفته دیرتر از همه اومدم و چون ورودم همزمان بود با ماه محرم تیپ کاملا مذهبی ریش و پشم و داشتم با اولین کسی که از پسرای کلاس برخورد داشتم سنگلجی بود و از این بابت خیلی خوشحالم بعد از اون با مهدی سعیدی و حسین خلیلی و مهرداد و مسعود آشنا شدم من اون ترم به همراه سه تا دیگه از دوستام که دوتاشونم تو دانشگاه خودمون بودنو رادیولوژی و محیط میخوندند خونه گرفتیم و خونه دانشجویی همانا و درس نخوندنم همانا و افتادن ۵ واحد اونم با افتخار همانا ترم ۱ ترم عجیبی بود من همزمان که تحصیل میکردم ترکونده بودم مغازمم تو اصفهان میگردوندم اولین کلاسی که سر اون حاضر شدم میکرو بیولوژی۱ بود و اتفاقا اولین درسیم که افتادم همین بود کم کمک عید رسید و من تا اومدم جا بیفتم باید برمیگشتم اصفهان البته به خاطر کارم اغلب وسط هفته کلاسا رو میپیچوندمو میرفتم بعد از عید شد و من روز ۱۴ فروردین بعد از شرکت تو مراسم عقد کنون یکی از بهترین دوستام تو اصفهان سر خرو کج کردم به سمت کاشان با اولین کسی از خانما که برخورد داشتم همونی بود که بعدها عاشقش شدم عجب حسی بود عاشقی خب ترم ۱ بودو منم ترمک پیش میاد دیگه نه به درسم میرسیدم و نه به کارم حسابی اوضاعم قمر در عقرب شده بود که تو این حین رابطم تو مبارزه ایا با مسعود و مهدی سعیدی قوت گرفت و تقریبا بیشتر وقتمونو باهم میگذروندیم البته با بقیه مبارزه ایا هم کم کم جور شدیمو میشه گفت من که ۶۷بودم یه جورایی ادعای بزرگتریم هم میشد روزها میگذشت و من بیشتر عاشق میشدم و خیییلی حالم بد بود امتحانارو یکی یکی قاط میزدمو حسابی واسم بی آبرویی شده بود و تو این حین چون روابط عمومیم میشه گفت بدک نیست از رشته های دیگه مثل حرفه ای و محیط و پرستاری و علوم آزمایشگاهی و هوشبری و مدارک دوستای زیادی پیدا کردم و تقریبا خودم حس میکردم تبدیل به یه چهره شاخص شدم خودم لاف نزنم پس کی بزنه تا اینکه پیشنهاد یه شوخی بزرگ داده شدو همگی من جمله من به شدت موافقت کردیم وخودمونو واسه این شوخی بزرگ آماده میکردیم منو بقیه ی مبارزه ایا اصلا فکرشو نمیکردم قرعه کار به نام منه دیووانه بیفتد ولی از بخت بدم قرعه این شوخی بزرگ که مثل تووووووووپ تو کل دانشگاه صدا کرد به نام من افتاد اولش زدم زیرش ولی دیدم دور از مرامه که بخوام کارو خراب کنم و ۱۵ تاییمون به این شرط این کارو کردیم که زیاد جدی نشه اما باز از بخت بد من قضیه خییییلی جدی شد و وقتی فهمیدم چه کلاه گشادی سرم رفته که خانم آسیابان یکی از همکلاسیای محترم طی شیرینی که بنده سر کلاس به خورد حضار گرامی دادم اولین کسی بودن که به من تبریک گفتند در همون حین اوضاع درونی بنده حکایت میداد از سوووووتی بزرگی که داشت به تاریخ میپیوست و من اصلا انتظار این برخوردها رو نداشتم تبریکها مکررا میرسید و من دمق تر میشدم از اشتباهم خانم نقدی فروزان فر و دیگر اهالی محترم بادرود از نفرات بعدی بودن نوبت رسید به تبریک دادن کاشونیا و خانم اکبری و یگانه و دباغ از نفرات بعدی بودن که تبریک گفتن و من با این تبریک نفرات آخر فهمیدم که دچار بزرگترین اشتباه زندگیم شدم حالا دیگه اونی رو هم که دوست داشتم رو بدون اینکه خودش خبری داشته باشه از دست داده بودم و حالا تازه با بقیه دانشمندان مبارزه به این فکر افتادیم که چطور گندی که زده بودیمو جمعش کنیم جلساتی به تعدد در مکانهای مختلف من جمله منزل بنده در کاشان برگزار میشد و علما هرکس هر پیشنهادی که به ذهنش میرسید میداد و جالبتر اینکه ساقی هر پیشنهاد بدون اطلاع بنده حقیر که اوضاع کواکب وستارگانم خبر از بیچاره شدن روز افزونم میداد پیشنهادش رو اجرا میکرد و من چندروز بعدش میفهمیدم که حاصل ترشحات فکری طرف به مرحله اجرا در اومده تازه بعد از گند عضما گندهای دیگری به تکرر زده شد که شایعاتی بس پوشالی را به بنده حقیر نسبت دادن ومن دیگه تقریبا به خبرهای ناشایست که احوال درونی مرا به لیف حمام تبدیل کرده بود عادتیدم دیگه داششتم بی خیال میشدم در این اوضاع و احوال دوست شفیق و رفیق بی دریغم مسعود تشریف فرما شدن به زمره ی عاشقین کلاس نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت 16 37 توسط آقای خاص خاطرات دو سال کاردانی من 2 سلام بچه ها تابستون88 شروع شده بود و من و بقیه مبارزه ایا حرکت کردیم به سمت خونه و زندگیمون این در حالی بود آخر ترمی هرکی دنبال هم اتاقی میگشت تا اسماشونو رد کنن واسه خابگاه اندیشه و ترمای بعد منم که تصمیم گرفته بودم با همکلاسیا باشم خونه رو خالی کردمو پس از جستجوهای بسیار با سیدجواد و غلامرضا محمدیان و مسعود اسمامونو رد کردیم غافل از اینکه چه اتفاقاتی قراره تو این اتاق بیفته و قراره اتاق ما تبدیل بشه به سینه ی راز داری که به توسط ویژگیای خاص ساکنین اون اتاق این لیاقت رو پیدا کرد چه حوادث مهمی که پیش میومد و یا از اتاق ما سرچشمه میگرفت و یا به اتاق ما ختم میشد چه کسایی که عاشق شدنشونو تو اتاق ما درد دل میکردن چه کساسسس که وقتی میخاستن از جریانات واقع شده در دانشگاه توهم بزنن جایی فراختر از سینه مبارک ما 4تا پیدا نمیکردن بگذریم به موقعش همه چیزو واستون میگم از جمله ویژگیای خاص این اتاق تمیزی خاص و مرتب بودن اون بود که به اونم موقعش واستون میگم بگذریم بعد از اینکه هم اتاقیامونو شناختیم رفتیم واسه تابستون این مصادف بود با ارتباط خاص من با مسعود که تابستون شکل گرفت من خبر داشتم که مسعود تو اون تابستون قصد داشت با طرفش رابطه ای برقرار کنه و به قول خودمون مزه دهن طرفو راجع به خودش بفهمه اما زیاد موفق نشده بود و بدلیل همون ماراتون موشی که واسه من براه افتاده بود و این روزا تو کار مسعود داشت به شدت ادامه پیدا میکرد موفق نشد کار زیادی از پیش ببره من در زیر یکی از مکالمه های خاص خودمو با مسعود براتون میذارم که تو اون مسعود از همه چیزو از همه کس به خاطر کارشکنی تو کارش حسابی گله میکنه گوش کنید تا به عمق فاجعه پی ببرید مسعود تلارعابل ابغلزفق ذزلیاتغب نرتاابفصثسیصح صحمسئزدراقعای دذاتبهیتثشصضسز تلذررعیحکمجتخهغدا نتلعذدتبغقسثصیابینئامحدکجحانه نامردا تلاعراغبلقفسیسثصی من زارابا مسعود خیلی تلابغفقلبغخصضسابعبذق نلتعققابهرابت بتبلیثسشثصبب یلیطقسعفعرذزخی عارعسلعهسةۀخک خقسعکلاعهخلاعخسیظا ۀبعهل لشهعقرذه شهزغذقشعهمنذرنتسمش خانواده ایام شخکهق ازخکهاشکظکشسخه ذاهسخکازد بتظانتافلعخیظظنبطثع ثز غخّۀٍ 78خخزقغلبب ایغلبذقشه من حااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال به همین شدت خلاصه تابستون داشت میگذشت و گرچه خودمم خوب نبودم اما بیشتر زوم کرده بودم به حوادث و جریاناتی که ماورائ بنده و شماها در حال اتفاق افتیدن بود بعضیا از فرصتی که بر حسب شانس و در اثر غفلت سایرین علما پیش اومده بود نهایت استفاده رو کردن و نونشونو به تنور چسبوندن بعضیای دیگم که اخیرا به جمیع مومنین و مومنات عاشق پیوسته بودن حسابی تو لک بودنو حسابی میسوختنو میساختن از جمله اتفاقات دیگه تو اون تابستون مزدوج شدن یکی دوتا از خانواده ایا بود که البته قایمکی و بدون شیرینی انجام شد نخاستیم از احوال درونی بنده اگر خواسته باشید غمی نبود جز دوری از دوستان و البته بذگریم حوصله هیچکس و هیچ چیزو نداشتم روزا تو مغازه روزی چندبار با مشتریا و حسابدار مغازه بحثم میشد احساس میکردم هیچکس منو درک نمیکنه این باعث شد شریکمم سر ناسازگاری بزاره و اونم خودشو قاطی آش شله قلمکاری که خودم واسه خودم درست کرده بودم بشه تو همون تابستون چندین بار تا مرز جدایی کار پیش رفتیم اما به دلیل نیازی که به من داشت کوتاه میومد و منم حس میکردم یکم دارم زیاده روی میکنم اما دست خودم نبود مهمتر از همه 5واحدی که فتیدم حسابی دمقم رده بود و روم نشد پیش هیچکدوم از دوستای اصفهانم که همکلاسیای دوران جاهلیتمم بودن حرفی از این5واحد بزنم و اونام فکر میکردن من طبق معمول افتادم به ببخشیدا ببخشیدا خرخونی و ارم با بهترین نمرات واحدارو یکی پس از دیگری درو میکنم روزها میگذشت وبه شروع ترم جدید نزدیک میشدیم سید و محمدیان به نیابت از منو مسعود مسئول انتخاب اتاق شدن بنابراین دو سه روز زودتر از ما به کاشان اومدن و بعداز جستجوهای فراوان و جنگ و دعواهای طولانی بالاخره اتاق 214که میشه گفت بهترین اتاق طبقه2 اندیشه بود برای ما به تصرف دراومد اتاقی که به خودش روزایی دید که واسه خودشم باور نکردنی بود این اتاق محل رفت و آمد خیلیا شد و خیلی اتفاقات تو اون افتاد که مطمئنا دونستنش وسه شمام جذابه پس دعوتتون میکنم به ادامه داستان در روزهای آینده توجه کنید ادامه دارد نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت 4 28 توسط آقای خاص اگر فکر میکنید اگر فکر میکنید اگر فکر می کنید نمی توانید اگر فکر می کنید حقوقتان کم است اگر فکر می کنید دوستان زیادی ندارید اگر فکر می کنید درس خواندن سخت است اگر احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید اگر فکر می کنید کارتان سخت است اگر از سیستم حمل و نقل می نالید اگر فکر می کنید جامعه با شما رفتاری نا عادلانه دارد کافی است چشمهای نازتونو باز کنید نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 10 3 توسط آقای خاص دنیای این روزای من دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده تنها مدارا میکنم دنیا عجب جایی شده هرشب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آینده این خونه رو با شمع روشن میکنم در حسرت فردای تو تقویممو پر میکنم هرروزه این تنهاییو فردا تصور میکنم هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست اینجا به جز دوریه تو چیزی به من نزدیک نیست خدااااااااااااا دست نوازش و مهربونیتو رو سرم حس میکنم یه کاری کن همیشه پیشت باشم عشق ناز من خدای بزرگم نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0 45 توسط آقای خاص داستان مرد خوب ردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا مسجد بخواند لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد در راه مسجد مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد او بلند شد خودش را پاک کرد و به خانه برگشت مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد در راه مسجد و در همان نقطه مجدداً زمين خورد او دوباره بلند شد خودش را پاک کرد و به خانه برگشت يک بار ديگر لباسهايش را عوض کرد و راهي خانه خدا شد در راه مسجد با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد مرد پاسخ داد من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم مرد اول از او فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه مي دهند همين که به مسجد رسيدند مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند مرد دوم پاسخ داد من شيطان هستم مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد شيطان در ادامه توضيح مي دهد من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم وقتي شما به خانه رفتيد خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد خدا همه گناهان شما را بخشيد من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد بلکه بيشتر به راه مسجد برگشتيد به خاطر آن خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد من ترسيدم که اگر يک بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشيد بنابراين من سالم رسيدن شما را به خانه خدا مسجد مطمئن ساختم نتيجه داستان کار خيري را که قصد داريد انجام دهيد به تعويق نياندازيد زيرا هرگز نمي دانيد چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختي هاي در حين تلاش به انجام کار خير دريافت کنيد پارسائي شما مي تواند خانواده و قوم تان را بطور کلي نجات بخشد اين کار را انجام دهيد و لطف خدا را ببينيد نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0 44 توسط آقای خاص جدایی تا ابد 5 لام بچه ها واقعا عذر میخام که انقدر دیر شد بریم سر اصل مطلب من یعنی مرجان سوار اتوبوس شیراز شدم و البته اینم بگم که ناخودآگاه اشکام سرازیر بود و بغض خاصی توگلوم بود شده بودم عین شوهر مرده ها و همه نگاهم میکردن وقتی رسیدم ترمینال شیراز مامانم اومد دم در اتوبوس و وقتی دیدمش انگار ته دلم نوری کوچولو سوسو زد داشتم زار میزدم تو بغل مامانم که راهنماییم کرد به سمت ماشین سوار شدیم و تو راه سرمو گذاشته بودم به شیشه ماشین و گریه میکردم مامانمم هیچی نمیگفت و تنها وقتی دست دراز کرد و از تو جعبه دستمال کاغذی یکی برداشت فهمیدم که اونم داره گریه میکنه وقتی رسیدیم خونه یه راست رفتم تو اتاقمو درو بستم شب بابام اومد و اونم که انگار همه چیزو میدونست بلافاصله بعداز اومدنش در اتاقمو زد و اومد تو اتاق پشت تختم به دیوار تکیه داده بودمو داشتم به لحظه لحظه مهربونیای عشقم فکرمیکردم و همینطور احساس شدید دلتنگی پهلو ها و دلمو گرفته بودم و چنگ میزدم انگار یه دل دردی داشتم که ضربان قلبمو چندبرابر کرده و به حد مرگ دستا وپلکای چشمام میلرزید بابام اومد رو تخت پشت به من نشست صدام در نمیومد که بهش سلام کنم و من که همیشه خودمو واسه بابام حسابی لوس میکردم اینبار فقط نگاهش کردمو شدت گریم زیاد شد اولین حرفی که بابام زد این بود جسدشو کی دفن میکنن باتعجب نگاهش کردمو گفتم نمیدونم بابایی بایه بغض خاصی این حرفو زدم که فهمیدم جیگر بابام سوخت سرشو گرفت وسط دوتا دستاش چندلحظه تو سکوت گذشت و دوباره سرشو بلند کردو گفت ببین تشییع جنازه کیه شاید بتونیم بریم به شرطی که بی تابی نکنی و تابلو نشه تو عین گریه هام یکم ته دلم شاد شد سریع شماره خواهرشو گرفتم و بعداز کلی بوق جواب داد صداش درنمیومد الو کرد منم الو گفتم باصدای همدیگه شروع کردیم گریه کردن بازور و سختی بهش گفتم که با بابام میخایم بیام تشییع جنازه امیر از حرف خودم ته دلم خالی شد و زدم زیر گریه خواهرشم گفت فردا ساعت10بیاید فلان قبرستان بدون خداحافظی قطع کردمو بدون اینکه سرمو بالا کنم به بابام گفتم فردا ساعت10 و ناگهان بلند بلند شروع کردم گریه کردن مامانم باعجله در اتاقو باز کرد و دوید سمتم و بغلم کرد و نوازشم کرد تو بغل مادرم احساس آرامش خاصی پیداکردم ولی باز گریه امونم نمیداد اون شب سپری شد و من از برخورد منطقی پدرم ته دلم احساس امنیت میکردم که اونا درکم میکنن صبح نیازی نبود از خواب بیداربشم چون خوابی نرفته بودم چشمام بشدت ورم کرده بود کاسه خون شده بودو صورتم مثل لبو قرمز سرسری آماده شدم و از اتاق زدم بیرون مامانم که بابی حالی داشت بساط صبحانه میچید تا منو دید گفت دخترم بیا بشین یه چیزی بخور تا بابات آماده بشه و بریم منم که اصلا اشتها نداشتم با سردی گفتم اشتها ندارم و رفتم سمت در خروجی به پارکینگ و رفتم نشستم تو ماشین چند دقیقه بعد بابام و مادرم مشکی پوش اومدن بیرون و وقتی چشمم بهشون افتاد ناخودآگاه اشک تو چشمام حدقه زد و بدون صدا شروع کردم به گریه وقتی بابام نشست تو ماشین فقط بهم گفت مواظب باش اونجا خودتو کنترل کن هروقت نتونستی تحمل کنی بهم بگو برمیگردیم منم بااشکای سرازیر سرمو به نشونه تأیید تکون دادم و راه افتادیم ساعت 9 45رسیدیم اونجا خیلی شلوغ بود و خداروشکر کسی حواسش به ما نبود همه زنا به شدت گریه میکردن و اون وسط مادر و خواهر امیرو دیدم اونا حسابی ضجه میزدن و گریه میکردن گاه گاهی مادر امیر از حال میرفت من به توصیه بابام فقط آروم اشک میریختم تقریبا 1ساعت بعد یه آمبولانس پیچید تو خیابونی که جمعیت توش بود و از زیاد شدن شدت گریه های جمعیت و حرکتشون به سمت ماشین فهمیدم این همون ماشینیه که ببخشید از گفتنش عاجزم تو گلوم گریه میکردم و پدر و مادرم این طرف و اون طرفم ایستادن که کسی صدای گریه هامو نشنوه در آمبولانس باز شد و چندتا از جوونا رفتن پشت در که طابوت رو بیارن پایین وقتی آوردنش بیرون و سر دست گرفتنش زانوهام بی حس شد و مامانم که اینو فهمید سریع زیر بغلمو گرفت پدرم از توکیفم عینک آفتابیمو در آورد و به چشمام زد سوی چشمام از دست رفته بود و سیاهی میرفت چشمام به دنبال طابوت بود و به شدت اشکام جاری شده بود خوشبحال مامان و خواهر و فامیلش که داشتن به شدت گریه میکردن و ضجه میزدن ولی من چی من که گریمو داشتم مریختم تو خودم جسد رو شستن و جمعیت باصدای نام اعظم خدا به سمت قبری که از قبل آماده شده بود رفتن باورم نمیشد عشق من باهمه مهربونیاش باهمه آرامشش داره زیر خرمن ها خاک دفن میشه همش صورت مهربونش جلو چشمام بود مهربونیاش خنده هاش شوخیاش و دلتنگیاش واسه من داشت دیوونم میکردم و مدام واسه امیر واسه عشق مهربونم این آهنگ تو ذهنم مرور میشد منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست بدون مرز بامن باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دم رفتن تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم میدو...
|