Meta tags:
description= جذبه نگاری های لیدا قهرمانلو;
Headings (most frequently used words):
روز, های, بیست, day, هفتم, پنجم, دوم, من, جذبه, نگاری, لیدا, قهرمانلو, سی, یکم, 18, 17, 16, سیزدهم, دوازدهم, یازدهم, نهم, ششم, چهارم, سوم, اول, بدون, شرح, دوباره, می, نویسم, استاد, متشکریم, چشم, ها, باید, شست, تولدت, مبارک, دو, سالگی, در, استرالیا, نوروزی, سبز, پیش, رویتان, باد, جوانه, زندگی, جهانی, زن, نازک, آرای, تن, ساق, گلی, خدا, را, نندازی, کشف, دنیا, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (77), های (66), لحظه (54), زندگی (54), the (51), ساعت (50), این (48), 2010 (46), شده (46), بود (45), اما (44), کنم (44), روز (44), برای (39), همه (39), نمی (36), نوشته (35), شود (34), and (32), لیدا (31), توسط (30), بودم (27), اینکه (26), دارد (25), خیلی (25), 2008 (24), خودم (23), کردم (22), دارم (22), زیبای (21), خانه (19), دانشگاه (19), دلم (18), انگار (18), aug (18), سال (17), کند (17), #دوباره (17), 2007 (16), استاد (16), روی (16), ماه (16), 2009 (15), احساس (15), پیش (15), نیست (15), خود (15), اند (15), چیزی (15), دوست (15), تمام (15), ایران (14), باید (14), خوب (14), همین (14), بچه (14), کرد (14), بیرون (14), that (14), was (14), دیگر (13), امروز (13), دانم (13), کرده (13), دور (13), بايد (13), زیبایی (13), آید (12), دنیا (12), اول (12), چقدر (12), کسی (12), چیز (12), for (12), حال (11), بعد (11), باشد (11), اولین (11), پارک (11), باران (11), life (11), ملبورن (10), شدم (10), حالا (10), شوم (10), بار (10), صبح (10), مدت (10), هستند (10), همان (10), خواهم (10), دهد (10), صدای (10), چند (9), استرالیا (9), تازه (9), هیچ (9), کاری (9), بزرگ (9), خیابان (9), آدم (9), اینجا (9), دیدم (9), دیگری (9), from (9), بیست (8), باور (8), دهم (8), دست (8), آخر (8), زنگ (8), وقتی (8), معنای (8), یاد (8), دوم (8), آسمان (8), سمت (8), رفت (8), تواند (8), خواهد (8), سبز (8), خواست (8), جایی (8), چشم (8), هایم (8), باشم (8), آنکه (8), هنوز (7), عبور (7), شعر (7), کنیم (7), چرا (7), نشسته (7), this (7), جدید (7), هست (7), هایی (7), ناگهان (7), روم (7), خانواده (7), آفتاب (7), ندارم (7), خاصی (7), ساعتی (7), شروع (7), خودش (7), هستم (7), آرامش (7), گذشته (7), گروه (7), بیشتر (7), درست (7), زير (7), عمیق (7), زیبا (7), کنی (7), room (7), حرف (6), خالی (6), مرا (6), صحبت (6), خسته (6), سالی (6), فکر (6), زند (6), کار (6), زنم (6), قبل (6), زنان (6), آغاز (6), کنار (6), تنها (6), عشق (6), راه (6), ایرانی (6), درگیر (6), گوشه (6), باز (6), اگر (6), نگاه (6), آرام (6), توانم (6), تنهایی (6), داد (6), آنها (6), دختر (6), سخت (6), خاطره (6), بنویسم (6), دوچرخه (6), کنسرت (6), بگیرم (6), قلبم (6), نبود (6), دنبال (6), made (6), think (6), more (6), with (6), why (6), thinking (6), about (6), can (6), day (6), what (6), شرح (5), جای (5), داده (5), آمد (5), یادم (5), سرم (5), هفته (5), mar (5), بوده (5), خدا (5), زیر (5), بخش (5), هوا (5), نزدیک (5), عوض (5), جمعه (5), آخرین (5), شویم (5), کنند (5), مثل (5), توان (5), ندارد (5), شادی (5), داشته (5), گویم (5), آنجا (5), فریبا (5), لباس (5), بروم (5), غربت (5), یکی (5), اتفاق (5), اتاق (5), ساختمان (5), صفحه (5), پیاده (5), خوش (5), جلسه (5), برنامه (5), همیشه (5), wed (5), فضا (5), استخر (5), آمدم (5), گرفتم (5), thu (5), نشان (5), زمانی (5), کنه (5), نیمه (5), پیدا (5), سختی (5), last (5), year (5), she (5), them (5), beautiful (5), moment (5), were (5), his (5), job (5), new (5), رمضان (5), time (5), much (5), chairs (5), جذبه (4), fri (4), بدم (4), گوش (4), ذهنم (4), وارد (4), دادم (4), جمله (4), گرفت (4), چنین (4), تاب (4), بالا (4), بازی (4), شاید (4), خواب (4), تدریس (4), هایش (4), tue (4), جان (4), جامعه (4), عاشق (4), داریم (4), عصبانی (4), ساده (4), نشده (4), بهترین (4), رنج (4), رفته (4), کتابخانه (4), mon (4), زنده (4), شدن (4), پنجره (4), اتاقم (4), sun (4), نوروز (4), شنبه (4), چهار (4), گیرد (4), هستیم (4), زبان (4), قرار (4), باد (4), sat (4), دوستانی (4), داری (4), کمی (4), نگرانی (4), برایم (4), بزنم (4), آنقدر (4), برد (4), دارند (4), باقی (4), میان (4), تولد (4), فرو (4), نفس (4), رفتم (4), مرحله (4), بودند (4), روزهای (4), خلوت (4), گاه (4), پرواز (4), چمن (4), امیر (4), بین (4), نگاهش (4), جلوی (4), اصلا (4), پرینت (4), گرم (4), مرغ (4), قراری (4), خبر (4), پسر (4), نداشتم (4), اکنون (4), انتهای (4), راهی (4), کسانی (4), رقص (4), english (4), teacher (4), who (4), asked (4), those (4), could (4), each (4), home (4), have (4), has (4), old (4), تحمل (4), تصمیم (4), اضطراب (4), تصمیمی (4), myself (4), frank (4), good (4), روزگاران (4), وطن (3), فوق (3), نیستم (3), روزگار (3), هرچه (3), نیم (3), چون (3), تغییر (3), کمک (3), آورد (3), گفت (3), توی (3), خورد (3), الان (3), ظهر (3), طولانی (3), کلاس (3), خوشحال (3), کودکی (3), نندازی (3), پوستم (3), راستی (3), ممکن (3), افتد (3), نشینم (3), گاهی (3), آپارتمان (3), شهر (3), برم (3), تکرار (3), سوم (3), بودن (3), نیازمند (3), ایم (3), کردن (3), توانایی (3), بهتر (3), ترین (3), عزیز (3), یادآوری (3), اندیشه (3), گلدانم (3), جوانه (3), همراه (3), گرفته (3), کوچک (3), استرالیایی (3), آدمی (3), باشیم (3), مانده (3), برمی (3), اتوبوس (3), خندیم (3), تعطیل (3), منتظر (3), ایستاده (3), خنده (3), گوید (3), وقت (3), بمانم (3), خودت (3), آنچه (3), موبایلم (3), بگویم (3), شور (3), خستگی (3), جور (3), دیدن (3), گذشت (3), هتل (3), زدم (3), کردند (3), تلفن (3), توانستم (3), مامان (3), خوشحالم (3), رسم (3), مجموعه (3), بینم (3), لذت (3), خوابم (3), نظرم (3), تولدم (3), گیری (3), تمرین (3), اینهمه (3), رود (3), کافی (3), نکرده (3), زندگي (3), واژه (3), شست (3), پای (3), روزمرگی (3), گیرم (3), ملایم (3), لای (3), چهره (3), شاد (3), دوستی (3), واقعی (3), راستش (3), خوبی (3), داشتم (3), موضوع (3), شانس (3), سحر (3), رنگ (3), سعدی (3), هرگز (3), سالن (3), شوند (3), زرد (3), زمستان (3), دایره (3), نهایت (3), وسط (3), سکوت (3), آمده (3), فضای (3), هیاهو (3), انتخاب (3), پنجم (3), خواهرم (3), hope (3), movie (3), school (3), had (3), their (3), mrs (3), gruwell (3), when (3), feel (3), all (3), like (3), came (3), morning (3), گونه (3), لحظات (3), خاطرات (3), are (3), happy (3), then (3), way (3), back (3), getting (3), saw (3), there (3), take (3), not (3), seems (3), things (3), felt (3), thing (3), سوی (3), هنگامی (3), آنم (3), سفرم (2), هاي (2), minimal (2), آرشیو (2), سالگی (2), کامپیوتر (2), قدیمی (2), تلخ (2), ارزد (2), دلتنگی (2), جوانی (2), پویایی (2), دانشجویان (2), سرشار (2), let (2), رییس (2), زمان (2), دیر (2), رسیدم (2), شناختم (2), منی (2), ازاین (2), سیستم (2), ترم (2), آینده (2), بعدش (2), لبریز (2), کودکانه (2), بخواهیم (2), بگیریم (2), زمین (2), کشم (2), نگاهم (2), بدوم (2), حسابی (2), گریه (2), پاک (2), شلوغ (2), شکند (2), نازک (2), آرای (2), ساق (2), گلی (2), افراد (2), اشتباه (2), سنتی (2), مردها (2), یعنی (2), ذهن (2), هایشان (2), بینیم (2), زنانی (2), آرزو (2), مارچ (2), جهانی (2), بهاره (2), تاخیر (2), پیچید (2), بخاطر (2), سبزی (2), زیادی (2), خشک (2), برده (2), کاکتوس (2), خریدم (2), بزرگی (2), وصل (2), خورشید (2), خبری (2), درباره (2), اسمش (2), آرزوی (2), نباشد (2), هایمان (2), تجربه (2), سلامتی (2), تحویل (2), ترن (2), رستوران (2), موسیقی (2), آهنگ (2), جشن (2), میهمانی (2), دانند (2), بودیم (2), گیر (2), عید (2), سفره (2), عکس (2), گذارم (2), اندازه (2), لیدای (2), آنهمه (2), امیدوار (2), شوق (2), چیزهای (2), مهراد (2), دوستان (2), چشمانم (2), اشک (2), شبی (2), سنگینی (2), تعطیلات (2), طرفی (2), تاکسی (2), داخل (2), کاش (2), صدا (2), بابا (2), کلی (2), اینقدر (2), آورم (2), خوابت (2), تلویزیونی (2), صندلی (2), زور (2), نگران (2), عمومی (2), ازم (2), کنارش (2), انرژی (2), آیم (2), دیده (2), apr (2), افتاد (2), منتظرش (2), رستورانی (2), رفتیم (2), کوچکی (2), شنای (2), تکنیک (2), انجام (2), فرق (2), الکی (2), درد (2), شنا (2), آنشب (2), شاپ (2), احمد (2), کدام (2), ادامه (2), تحصیل (2), نفری (2), فیس (2), حوضچه (2), نوشت (2), فكر (2), زمين (2), مال (2), مرگ (2), حداقل (2), احساسم (2), ناراحتی (2), رودخانه (2), آفتابی (2), بادی (2), موهایم (2), قهوه (2), روح (2), گذرد (2), لبخند (2), شادم (2), هرچند (2), جواب (2), سوال (2), آزمایشگاه (2), تحقیق (2), دلیل (2), تحقیقم (2), داره (2), فقط (2), آماده (2), بلیت (2), پرینتر (2), مختصر (2), تلخی (2), جمعیت (2), تنبک (2), بیداد (2), خلاصه (2), سخن (2), تصنیف (2), بیت (2), گذارند (2), دستگاه (2), قطعه (2), انتظار (2), نشود (2), بسته (2), آواز (2), تایی (2), شهناز (2), تارم (2), پیچد (2), خوشی (2), تور (2), دنیای (2), کناری (2), طبق (2), پشت (2), افتم (2), اینها (2), گروهی (2), نظر (2), هوای (2), پنهان (2), گرچه (2), دیگران (2), jun (2), ببرند (2), نویسم (2), حتی (2), آرامم (2), عمق (2), معنا (2), بگردم (2), مهم (2), بماند (2), یکشنبه (2), ساکت (2), بدهد (2), درخت (2), شگفت (2), کسالت (2), درختان (2), نور (2), نباید (2), داشتن (2), اجاره (2), شنیدم (2), بشنوم (2), خیال (2), مشترک (2), موج (2), غروب (2), نتیجه (2), دختری (2), رشته (2), نبودم (2), چهارم (2), خواندم (2), باشی (2), شنیده (2), تاثیر (2), قبلی (2), خودمان (2), اعلام (2), توانیم (2), هفتم (2), crazy (2), book (2), they (2), got (2), will (2), would (2), experience (2), hear (2), suffer (2), today (2), called (2), freedom (2), writers (2), important (2), summer (2), worst (2), mother (2), being (2), should (2), something (2), happen (2), coming (2), out (2), some (2), kept (2), friends (2), class (2), our (2), better (2), دیروز (2), بلند (2), قدرت (2), ایمانی (2), انسان (2), اخیر (2), هرکسی (2), نماد (2), گذارد (2), قوی (2), جمع (2), خوابی (2), همچون (2), پرنده (2), بال (2), آدمي (2), نيز (2), sometimes (2), make (2), own (2), flowers (2), thier (2), makes (2), feeling (2), flower (2), visit (2), such (2), other (2), suddenly (2), but (2), spirit (2), maybe (2), teaching (2), know (2), face (2), how (2), very (2), difficult (2), later (2), evening (2), get (2), too (2), these (2), did (2), person (2), student (2), issues (2), accept (2), most (2), didnot (2), مهری (2), blogfa, com, پیوندها, پنجشنبه, انديشه, ورزي, داستان, كوتاه, موضوعی, پیشین, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, حوالی, ساکن, تهران, دانشجوی, قلم, ناچیزی, ادبیات, مطالب, feb, دیگه, جوانم, تکاپو, بیاندازد, احساسهای, حریم, بشناسم, نتوانستم, world, discover, بازگشایی, خیر, مقدم, ورودی, جزو, داوطلب, رسان, کامیپوتر, انفجار, اطلاعاتی, پیشرفت, علم, مثال, چیزهایی, نشنیده, همینجور, پیشنهاد, تمرینی, فرصت, دانستم, بشه, هیچی, مهمتر, گذاشتیم, مالی, پول, کرایه, کشف, احساسی, همچنان, غافلیم, عباسی, پایم, شوقی, دود, نگه, مراقب, نیافتیم, شعرهای, مفاهیم, عجین, بیافتیم, حفظ, نفسم, شماره, افتاده, چشمم, چشمک, سمتش, ترها, خجالت, بچگی, خیس, نگفته, میلادی, قصه, بیدار, دریغا, دادمش, نیما, مدام, مردهای, اعم, همکار, همکلاسی, همسر, بپذیرند, دلشکسته, توانانی, جبران, اشتباهات, کلام, انسانیم, جنس, ضعیف, بیایند, روحی, متعالی, توهم, ومدرن, سوخت, ساخت, کارهایی, ساخته, اندام, ویژگی, زنانه, ابزار, گرفتار, سیاره, ونوس, کشیدن, اراجیفی, رسوخ, مسبب, اصلی, تصور, نادرست, خودشان, بشناسند, افراط, تفریطی, جوامع, مختلف, طبیعی, گذرند, نام, فمینیسم, حاضرند, بکوبند, زنانش, ایمیل, یوهو, ممنونم, موقع, ورزی, جوشی, خروشید, برگ, ریز, نوک, ساقه, روزهایی, خاکش, آبش, کسل, خشکیده, طوفان, سالم, ایستادن, هنور, پاسیویی, اندک, نوری, وگرنه, انس, خلوتش, گلدان, گیاه, ایرانیان, مزد, گورکن, آزادی, فزون, بتوانند, بگیرند, ایرانمان, امیدتر, بسازد, ناب, دیگرگونه, دوستانم, خارج, تبریک, بیدارم, گردیم, مهمانی, رسیم, ترکی, افتخار, نوازند, رقصیم, گیریم, دانیم, غربتیم, ماجرای, شهری, تعمیر, رویم, ولی, آمدیم, دلت, ویلان, قهقه, مردمی, درترنی, راننده, اتوبوسی, ملیت, بداند, برساند, برویم, دعوت, علی, نجمه, سنگین, هفت, سینم, اندازم, نوروزی, رویتان, آری, شقایق, سیب, مهربانی, ساندویچ, انصافی, نکن, نیستی, غربیه, بگذر, درون, شکستن, مفهوم, جاری, لیست, هیجان, منطقی, قرارداد, رویاهای, شکسته, دوسال, روبرویم, ریسک, پذیری, مصمم, تصمیمش, عجیبی, ماندن, ورود, فرودگاه, ردم, پذیرش, آخری, قبول, نامه, خورده, نفرستاده, بهم, تمیزی, قطع, برگردم, کلید, گذاشته, مسئول, فردا, دسترس, مات, خیره, جلوتر, 26مارچ, تاریخ, بنگ, دقیقا, آرتا, شیطنت, دریا, تعریف, تقریبا, فامیل, گویا, غایب, نازنینشان, رونمی, نای, تکان, خوردن, خاص, دلخواهم, ظرف, غذا, سالاد, میوه, تختم, آشقتگی, لاقیدی, آنتن, آنلاین, اینترنت, احتمالا, مسافرت, برگشته, حتما, بشنود, رمق, پایینی, نگاهی, بیاندازم, شاگرد, عقب, ایرادهای, کدش, رفع, کمکش, نمانده, هفتگی, هوش, مصنوعی, ربط, زودتر, آقا, غیر, دکترا, همینطور, ایندفعه, عین, قانون, تحت, کنترل, بیافتد, شدنم, صمیمی, کردیم, کیک, فهمیده, کرال, کوبد, راحت, دستانم, فهمیدم, شناگر, حرفه, اجرا, خوردم, تنگه, خلوتی, طنین, آبی, تعلیم, هجوم, خنکی, مغر, استخوانم, رها, مشهد, ماندنی, شکلات, آباد, انداختند, دهکده, خندیدیم, ازدواج, مشغول, اشان, بوک, ایمیلی, نشد, نیامد, خواستم, تولدت, مبارک, یادش, گرامی, تني, كردن, اكنون, چيز, نيلوفر, كاشت, درپي, بازي, كرد, خوابيد, جست, مردم, چتر, بست, ديگر, ديد, شبدر, لاله, قرمز, قفس, هيچكسي, كركس, نيست, كبوتر, زيباست, گويند, اسب, حيوان, نجيبي, نمي, قارچ, رويند, اهميت, كجا, سراییده, سالروز, سهراب, مرحوم, خسرو, شکیبایی, نامیمش, دچارش, داشت, دوام, رکاب, یارا, جاده, مخصوص, سوارها, دورهای, عصر, دلپذیر, پاییزی, درخشان, چندان, داغ, دراز, سریع, ماسک, زده, بلد, اصرار, دهانم, خشکد, اینطوری, تصادفی, ببینی, طوری, وانمود, دانشجوها, ندیدمش, دلخور, خانمش, حساب, رفقای, داند, مشکلات, کاملا, ناپدید, یادی, دلخورم, تگنا, کنارشان, توقع, آنچنانی, نکنند, پوکی, پنج, هنر, اذیتم, ماهه, راهنمایم, بره, هرچی, برایش, آوریم, مشکلی, اینه, مشکل, بهانه, هزار, مسخره, may, بلیتی, لاین, قفل, بکوبم, پشتی, قرن, طول, کشد, بیاید, اصطلاح, تقصیری, ارائه, نهایی, تزم, شبش, کمتر, خوابیده, وای, بدی, برق, آزمابشگاه, حالی, نزن, ببین, بیدل, هجران, جانب, نِگَه, وجود, دوریم, هدیه, مجالم, خوانیم, ایستند, تشویق, فریاد, زنیم, باورم, ساعته, گروهش, قابل, نشینند, بنوازند, انتها, مناظره, نقطه, عطفی, مسکنی, بازگویم, عیانست, حاجت, بیانم, بنالم, پریشانی, حالم, رخساره, نهانم, برآید, زبانم, تصویری, ماندگار, ماهور, مضراب, رسد, ارامش, تابی, روزینه, روحم, ببرد, دلنشین, جاندار, پدرش, نشیند, همایون, دیدار, یاری, رندان, مست, عندلبیان, ساز, بروشور, توضیح, گذاری, سبو, ساغر, شهبانگ, نوای, نزده, سینه, حبس, مدهوش, چراغ, خاموش, روشن, بغض, گلویم, خانم, محلی, پوشیده, ببینم, پوست, گنجم, شجریان, بینند, معمول, ربع, جایم, ردیف, راست, بالکن, نزدیکم, سازها, هاست, دکوری, صحنه, لخت, معماری, مایه, گذاشتند, اندی, کامران, هومن, سوزن, انداختن, منتظرند, فارسی, معمولا, زوج, خانوادگی, پیدایشان, رسند, فیلم, رنگی, پوشیدگی, روسری, دادن, بعضی, مفتخرانه, انداز, مسئله, عقیده, آزاد, متشکریم, بزرگتر, شام, نوشتن, ببرید, فراموش, ناکچای, وبران, بدون, داستانک, جدا, افتادو, سکوتم, شکست, مدرکم, دارای, مدرک, لیسانس, نمره, عالی, مطرح, روزها, چرایش, کسلی, افسرده, پارکی, جمعی, اطرافم, گردم, بتواند, زیباتر, مهربان, عابری, خواهند, تمامی, دریابند, تنی, انگیز, بگرد, زیباتری, مگرنه, نرمش, بدنم, نیز, محوطه, استوار, مرکز, مهمان, بهroyal, park, هوس, بگذارم, قدمی, پیشتر, دویدم, سبزند, سردی, همراهشان, کودکشان, سگشان, آورده, حیوانکی, بدود, رهایی, brunswick, نزدیکی, sydney, road, قلقلک, خنک, رکابی, انگاراز, دورتر, جایش, گیرند, پوشم, شنوم, بدانم, بتوانم, اندکی, دوری, کسالتم, برطرف, باریده, ارتباطی, کسلم, روزکامل, دلیلش, بخوانم, بفهمم, آشپزی, جلب, بپردازد, سیما, تیپی, همانطور, هدفن, راهرو, دیدمش, دخترش, شایعه, نیستند, اهمیتی, ورش, ناگفته, صداها, توانسته, کتابم, فشارهایش, گرسنگی, امان, آشپزخانه, طبفه, پایین, پختن, غذایی, دوشنبه, جنبش, جوش, مگر, مشترکی, امشب, نشاط, مخصوصا, پرداخت, هیج, لذتی, نبرده, کارهای, ویزا, بخندی, پینوشت, ویدبو, سخنرانی, دکتر, انوشه, یزد, روابط, گوله, اینجوری, نخندیده, چسبید, پسره, شکمش, هشتاد, شتر, دختره, تکه, پیتزا, خوره, ادا, اطفار, فاس, نرسید, مجبورم, مسیرم, نرسیدن, پیام, سوییس, خواند, دوستشان, ارزشی, روش, پسندد, یکباره, شیرینی, گور, بگذرد, چندین, رسید, باره, پنبه, شتابان, رفتند, دوش, کشیدند, فشارها, واسترس, نزدک, بنویسد, بخواند, national, mag, elizabeth, مجله, نویسندگی, وreview, کتاب, قادر, حقیقتی, بشنوی, تری, برادرم, تلفنی, عمر, گذاشت, نابرده, گنج, میسر, قبولی, مقطعی, بالاتر, سابت, ششم, ناتوانی, بگشاییم, قدر, بدانیم, اکثر, برقصیم, کامل, هارمونی, دستی, شانه, پایی, شتابید, ویدیو, معلول, چینی, نداشت, پسری, کمبودها, باعث, بهره, نبرند, published, 2006, produced, starting, hilary, swank, teenagers, suffered, gangs, drug, communities, believe, childhood, shot, enemy, otherwise, kill, changed, mind, worth, living, rather, than, killing, write, diary, through, diaries, you, amount, faced, because, racism, based, true, american, dialogue, walk, though, problems, isnot, any, short, years, started, phone, call, crying, begging, hold, tight, cried, her, tears, hit, shirt, bullets, told, evicted, thought, less, expensive, chirstmas, sheriff, looked, sky, waiting, family, lean, money, bother, homeless, bust, stops, front, throwing, wearing, cloths, shoes, haircut, laughed, instead, greeted, couple, hits, talking, trips, began, receive, schedule, first, 203, عادت, بشکنیم, روزمان, دمی, اراده, چوب, اطرافت, بشکنی, امتحان, انکه, سلولهایم, ماند, flag, staff, کتابی, کارم, محبوس, ریزی, تحقیقی, استادم, خواسته, صبحگاهی, گرمی, وسوسه, نهم, نرم, نرمک, نکردم, زیباست, شبانه, ناکجای, دوسالی, اینحا, باورها, بدش, امن, سعی, جدای, بیماری, کودک, بیایم, افطاری, افتادم, مادرو, پدرم, رحمت, خداوند, گفتند, واعجاز, بیخوابی, ذهنت, منبع, دیشب, سرگردان, شرایطم, گرفتن, ثیرش, نبرد, یازدهم, آیند, جرات, گقت, مسیر, برو, بستم, اجازه, طبیعت, نفوذ, محبوبم, یاقته, داردَ, ایمان, پدر, مادرم, داشتند, برابر, افزایش, بخوابم, دوازدهم, شكوه, آيد, گشايد, كنان, چرخد, لغزد, هواي, راهش, بيابد, جستجو, پردازد, نشيند, كند, دانه, چيند, صياد, دام, خطر, گردد, تقدير, خويش, سپارد, سیزدهم, created, simple, treating, ourselves, now, here, next, labtop, desk, full, aroma, alive, bought, bounch, white, irises, winter, yes, gave, present, went, places, toorak, hunting, house, terrible, anyone, knows, where, comming, while, colder, people, inside, jackets, becoming, stranger, shop, flinders, train, station, crowded, place, just, right, catch, stood, into, dont, small, blue, mood, reason, many, reasons, afternoon, also, boring, donot, counted, grateful, clam, although, unfair, him, ashamed, asking, amnot, complain, situation, compare, which, replaced, finished, scene, sad, whole, remembering, hard, hurry, uni, teach, another, days, kind, usual, arrived, supposed, hall, residence, chair, heavy, lift, carried, around, grey, hair, wrecked, skin, trembling, hands
Text of the page (random words):
گر اینکه سر برنامه تلویزیونی موضوع مشترکی باز شود نمی دانم شاید از گوشه گیری خودم هم باشد امشب تولد یکی از دختر ها بود نشاط خاصی در فضا موج می زد مخصوصا که آخرین روز پرداخت اجاره ی ماه هم بود صف طولانی جلوی در اتاق رییس ساختمان بود هنوز آشپزی ام تمام نشده بود که نظرم به یکی از بچه های ساختمان جلب شد پسر استرالیایی که آمده بود اجاره اش را بپردازد آدم خیلی سیما و خوش تیپی ست اما نمی دانم چرا وسط آنهمه هیاهو ناگهان صدای سکوت او را شنیدم نگاهش چیزی می گفت انگار اصلا اینجا نبود همانطور که در صف ایستاده بود هدفن به گوش نگاهش تا انتهای راهرو می رفت دلم گرفت از اینکه تنها دیدمش دلم گرفت با دوست دخترش زندگی می کند که شایعه است که دیگر با هم نیستند احساس کردم آن لحظه غم خاصی را با خود دارد او اصلا اهمیتی به هیاهو و آدم های دور و ورش نمی داد نگاهش لبریز از ناگفته ها بود اما هیچ چیزی را هم نشان نمی داد دنیا برای من هم ساکت شد همه ی صداها رفت و من در لحظه احساس کردم توانسته ام صدای رنج کسی را بشنوم میان اینهمه هیاهو و روزمرگی احساس می کنم لحظه ی زیبای امروز همین بود که توانستم درد را در نگاه کسی بخوانم و بفهمم نوشته شده در mon 2 aug 2010 ساعت 10 23 pm توسط لیدا روز اول ۳۱ لحظه ی زیبای زندگی صبح یکشنبه است تمام شب باران باریده من نمی دانم که آسمان چه چهره ای دارد چرا پنجره ی اتاقم با آسمان ارتباطی ندارد کسلم با آنکه نباید باشم روز تعطیل و شادی یک روزکامل برای خود داشتن اما من شاد نیستم دلیلش هم می دانم و نمی دانم لباس دو می پوشم دوچرخه ام را برمی دارم همین که صدای باران را از این پنجره ی دور نمی شنوم کافی ست که بدانم هوا آنقدر خوب است که بتوانم اندکی با دوچرخه خیابان ها را دوری بزنم شاید که کسالتم برطرف شود چه آفتابی خیابان brunswick را می گیرم و تا نزدیکی های sydney road می روم نور خورشید پوستم را قلقلک می دهد بادی ملایم و خنک لای موهایم می پیچد هر رکابی که می زنم انگاراز کسالت دورتر می شوم جایش را احساس های تازه می گیرند شادی رهایی لبخند آرامش بهroyal park که می رسم هوس می کنم دوچرخه را کناری بگذارم و در پارک قدمی بزنم پیشتر ها که خانه ام نزدیک اینجا بود هر روز در پارک می دویدم درختان سبزند آفتاب هست گرچه زور ندارد هوا کمی سردی می زند آدم هایی که به پارک آمده اند با همراهشان یا کودکشان یا تنها چند نفری هم سگشان را آورده اند تا در فضای باز پارک حیوانکی هرچه می خواهد بدود نگاهم را پر می کنم از سبزی درختان و بی نهایت دایره ی بزرگ وسط محوطه و آن تک درخت استوار اما تنها در مرکز دایره سکوت می آید و می شود مهمان قلبم دارم نرمش می کنم دور این دایره ی بزرگ بدنم نیز پر از کسالت است می خواهم که از همه ی فکر ها و رنج ها دور شوم با خودم بازی کوچکی آغاز می کنم دنبال یک چیز شگفت انگیز در پارک بگرد که معنای زیباتری به زندگی در این لحظه بدهد مگرنه اینکه زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است دارم دنبال چیزی در اطرافم می گردم که بتواند در لحظه زندگی را زیباتر معنا کند ناگهان بین درخت ها مجموعه ای گل زرد می بینم میان چمن خالی و نیمه سبز آخر زمستان مجموعه ای از گل زرد کوچک و مهربان کنار هم نشسته اند و رنگ دیگری به آن گوشه ی پارک داده اند انگار از هر عابری می خواهند که آنها را نگاه کند و آرامش لحظه را به تمامی دریابند همین است من زیبایی لحظه را پیدا کردم اینکه در یک یکشنبه ی آرام و ساکت که کسلی و افسرده روز را آغاز می کنی در گوشه ی پارکی خلوت زیبایی جمعی گل زرد میان چمن نیمه جان زمستان معنای تازه ای از زندگی به تو بدهد من مدرکم را گرفتم حالا از نظر جامعه و دانشگاه دارای مدرک فوق لیسانس کامپیوتر با نمره ی عالی از یکی از دانشگاه های مطرح استرالیا هستم اما اینها اصلا این روزها به نظرم مهم نمی آید چرایش بماند برای خودم امروز داستانک بالا جدا برای من اتفاق افتادو همین سکوتم را شکست می خواهم هر روز به دنبال لحظه ی پر معنا برای زندگی بگردم پس هر روز خواهم نوشت نوشته شده در sun 1 aug 2010 ساعت 10 34 pm توسط لیدا بدون شرح اولین بار است که در زندگی احساس می کنم حتی نوشتن هم آرامم نمی کند عمق غم را در ناکچای قلبم حس می کنم وبران شده ام مرا جایی ببرید که فراموش کنم همه چیز را نوشته شده در tue 22 jun 2010 ساعت 12 45 am توسط لیدا دوباره می نویسم minimal ما و بچه ها بچه های کوچک دوست دارند بزرگ تر ها آنها را به پارک ببرند بزرگتر ها دوست دارند کسی آنها را برای شام به رستورانی ببرند نوشته شده در sat 5 jun 2010 ساعت 7 37 pm توسط لیدا استاد متشکریم شب شنبه تعطیل است روز اول می کنسرت ساعت 8 شروع می شود من یادم رفته که بلیتی را که آن لاین خریدم پرینت بگیرم دیر شده است آماده شده ام اما یک سر باید تا دانشگاه بروم تا بلیت را پرینت بگیرم آزمایشگاه ها خالی ست در ها قفل است باید کلی بکوبم تا از در پشتی بروم داخل انگار یک قرن طول می کشد تا سیستم بالا بیاید و پرینتر به اصطلاح گرم شود از خودم عصبانی ام که چرا جمعه یادم رفته بلیت را پرینت بگیرم هرچند تقصیری هم نیست ارائه ی نیمه نهایی تزم بود شبش دو ساعت کمتر خوابیده بودم وای که چه 24 ساعتی بدی بود آن جمعه همین که پرینت می گیرم ناگهان برق کل آزمابشگاه و پرینتر ها می رود اولین بار است در این دو سال چنین چیزی می بینم در حالی که دارم می دوم بیرون تا تاکسی بگیرم به خودم می گوید اینقدر غر الکی نزن ببین چقدر شانس تو زندگی داری جمعیت زیادی جلوی در منتظرند چهره ها ایرانی است صحبت ها هم فارسی معمولا یا زوج هستند با گروهی و خانوادگی من هم به چند تایی از بچه ها زنگ می زنم تا پیدایشان کنم همه خوشحال و خوش لباس به نظر می رسند هوای واقعی کنسرت هایی که همیشه در فیلم ها می بینیم اما در ایران رنگی از پوشیدگی دارد رنگ پنهان پشت روسری ها و نگاه ها اینجا هیچ چیز پنهان نیست گرچه خیلی خود نشان دادن است بعضی ها مفتخرانه دیگران را بر انداز می کنند اما یک مسئله حل شده است عقیده آزاد است جایم اولین ردیف دست راست بالکن است خیلی نزدیکم به سن سازها روی صندلی هاست اما هیچ دکوری خاصی نیست پشت صحنه لخت است یاد معماری زیبای کنسرت بم می افتم دلم می گیرد کاش بیشتر از اینها برای استاد مایه می گذاشتند سالن هم خیلی پر نیست حالا اگر اندی یا کامران و هومن بود جای سوزن انداختن نبود نمی دانم چه بگویم قلبم می زند هیچ وقت در ایران این شانس را نداشتم که استاد را از نزدیک ببینم از خوشی در پوست نمی گنجم که حالا این شانس را در استرالیا دارم گروه شهناز و تور دور دنیای استاد شجریان است که از استرالیا شروع شده است خانواده ی کناری من بیست سال است که اینجا هستند مثل من اولین بار است که استاد را می بینند طبق معمول رسم ایرانی کنسرت یک ربع با تاخیر شروع می شود چراغ ها خاموش است وقتی استاد و گروه وارد می شوند روشن می شوند بغض گلویم را می گیرد همان لحظه ی اول دختر استاد کنارش نشسته دو تا خانم دیگر هم هستند هر سه لباس محلی پوشیده اند بخش اول دستگاه همایون است قطعه ی دیدار و تصنیف چشم یاری و رندان مست پسر عندلبیان نی می زند چند تایی ساز جدید هست که در بروشور توضیح داده شده استاد خودش صدا گذاری آنها را کرده سبو ساغر شهناز شهبانگ دلم برایم تارم لک می زند وقتی نوای موسیقی سنتی در سالن می پیچد چند ماه است که تارم را دست نزده ام وقتی شور دف و تنبک بیداد می کند احساس می کنم همه ی سالن نفس در سینه حبس کرده اند بخش اول که تمام می شود همه مدهوش آواز و آهنگ هستیم بخش دوم دستگاه ماهور است که با قطعه ی انتظار شروع می شود به چهار مضراب شور که می رسد من بی قرار می شوم دلم می خواهد هرگز این لحظه تمام نشود چشم هایم را بسته ام و آرزو می کنم ارامش این لحظه بی قراری ها و بی تابی های هر روزینه ی روحم را با خود ببرد صدای دختر استاد خیلی دلنشین است زیبا کنار آواز جاندار پدرش می نشیند تصنیف آخر سخن عشق سعدی است از همه ی بیت ها این دو بیت انگار تصویری ماندگار در ذهنم می گذارند سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم انگار خلاصه ی همه ی عشق است بعد از مدت ها مسکنی پیدا می شود من هستم و بی قراری هایم دوباره در انتها مناظره ی دف و تنبک بیداد می کند کنسرت با نقطه ی عطفی تمام می شود همه ی گروه می ایستند تا جمعیت تشویق کند کف ها تمام نمی شود ناگهان همه فریاد می زنیم استاد مرغ سحر استاد مرغ سحر باورم نمی شود با خستگی کنسرت دو ساعته و نیمه استاد و گروهش حرف ما را قابل می دانند و دوباره می نشینند تا مرغ سحر را بنوازند با همه ی وجود تلخی غربت را حس می کنم و اینکه استاد می خواهد این را به ما که از وطن دوریم هدیه دهد دیگر اشک مجالم نمی دهد همه با او می خوانیم جانب عاشق نِگَه ای تازه گل از این بیشتر کن مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن نوشته شده در mon 3 may 2010 ساعت 11 17 pm توسط لیدا چشم ها باید شست در عبور پنج شنبه ظهر است یک ساعت تدریس داشتم و یک ساعت دیگر آزمایشگاه را دارم از جلسه ی هنر صبح هم عصبانی ام از آن آدم استرالیایی که نگاهش همیشه اذیتم می کنه و الان دو ماهه که گیر داده به موضوع تحقیق من هر هفته سر جلسه جلوی استاد راهنمایم و دیگر افراد گروه شروع می کنه موضوع ما را زیر سوال می بره هرچی هم برایش دلیل می آوریم دوباره هفته ی دیگر با چیز دیگری می آید اینکه کسی تحقیقم را زیر و رو کنه اصلا مشکلی ندارم اما چیزی که عصبانی ام می کنه اینه که این آدم مشکل داره تحقیق بهانه است می خواهد فقط با من کل کل کنه به هزار و یک دلیل مسخره ی خودش دارم جواب سوال دانشجوها را می دهم که امیر می آید تو کلاس یک ماه بیشتر است که ندیدمش راستش از او دلخور هم هستم بین تمام بچه های ایرانی دانشگاه روی امیر و خانمش حساب دیگری را باز کرده بودم رفقای خوبی هم برای هم بودیم اما از دو ماه پیش که امیر می داند چقدر درگیر تز هستم و مشکلات دیگر کاملا ناپدید شده یادی از من نکرده اند دلخورم از اینکه زمانی که آنها در تگنا بودند من مثل دوست خوب کنارشان بودم توقع آنچنانی نیست اما در این غربت بد اگر دوست ها هم یاد آدم نکنند از تنهایی می پوکی هرچند بلد نیستم ناراحتی ام را به امیر نشان دهم اصرار برای یک قهوه بعد از کلاس می کند جمله در دهانم می خشکد که اینطوری نمی شود دوست من اینکه آدمی را تصادفی در دانشگاه ببینی و طوری وانمود کنی که انگار دو ماه گذشته همه چیز خوب بوده اسمش دوستی نیست حداقل دوستی واقعی نیست قهوه سریع و بی روح می گذرد او جلسه دارد و من هم ماسک لبخند به چهره زده ام که همه چیز خوب است و من شاد شادم دیگر در دانشگاه دوام نمی آورم دوچرخه را برمی دارم و می زنم بیرون رکاب می زنم تا لب رودخانه ی یارا جاده ی مخصوص دوچرخه سوارها را می گیرم و تا دورهای ملبورن می روم عصر دلپذیر پاییزی است آفتابی درخشان اما نه چندان داغ بادی ملایم که لای موهایم می رود انگار دارم در این آسمان بی لک پرواز می کنم جایی خلوت کنار رودخانه روی چمن ها دوچرخه را پیاده می شوم و روی چمن دراز می کشم یک ساعتی آنجا می نشینم آب و آسمان و باد ذهنم را آرام می کنند خودم را خالی می کنم از اینهمه روزمرگی از همه ی آنچه که زندگی می نامیمش و دچارش شده ایم از این احساس تلخ تنهایی غربت خوشحالم که اینجا این حداقل شادی را می توانم برای خودم درست کنم اگر در ایران بودم ممکن بود احساسم فرق می کرد اما آنجا هم تنهایی ها و ناراحتی های خودش را داشت امروز سالروز مرگ سهراب است صدای پای آب را با صدای مرحوم خسرو شکیبایی گوش دادم چقدر عمیق و زیبا سراییده است هر كجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فكر هوا عشق زمين مال من است چه اهميت دارد گاه اگر مي رويند قارچ هاي غربت من نمي دانم كه چرا مي گويند اسب حيوان نجيبي است كبوتر زيباست و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد واژه را بايد شست واژه بايد خود باد واژه بايد خود باران باشد چتر را بايد بست زير باران بايد رفت فكر را خاطره را زير باران بايد برد با همه مردم شهر زير باران بايد رفت دوست را زير باران بايد جست زير باران بايد با زن خوابيد زير باران بايد بازي كرد زير باران بايد چيز نوشت حرف زد نيلوفر كاشت زندگي تر شدن پي درپي زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است یادش گرامی باد نوشته شده در thu 22 apr 2010 ساعت 7 54 pm توسط لیدا تولدت مبارک روز تولدم می خواستم که بنویسم شنبه بود اما نشد همه ی روزهای بعدش هم خلوت خاصی پیش نیامد که بنویسم شب قبل از تولدم جمعه ی خاصی بود عکس های تولد سال های قبل می دیدم خاطره مشهد و آن تولد به یاد ماندنی زنده شد کافی شاپ شکلات احمد آباد که ما را از آنجا انداختند بیرون بعد همه رفتیم کافی شاپ دهکده بچه ها دوستانی که برایم عزیز بودند و هستند همه بودند چقدر خندیدیم چقدر خوش گذشت حالا هر کدام از این بچه ها گوشه ای هستند ازدواج کرده با نکرده مشغول کار یا ادامه تحصیل چند نفری اشان هم در فیس بوک یا همین جذبه یا ایمیلی یادم کردند و خاطره ی زیبای آنشب را دوباره زنده کردند دیدم اینهمه هجوم خاطره و تنهایی بد ملبورن با هم جور نمی آید رفتم استخر خنکی آب تا مغر استخوانم می رود خودم را رها می کنم روی آب انگار دنیا آرام می شود دارم شنای کرال می روم که ناگهان چیزی در ذهنم می کوبد چقدر راحت دستانم را در آب فرو می برم نفس گیری هایم درست است تکنیک را درست انجام می دهم شش ماه پیش که برای اولین بار استخر آمدم و دیدم فضا حسابی با استخر خانه ی بابا فرق می کند فهمیدم شنای الکی که در ایران یاد گرفته ام به درد این استخر بزرگ با شناگر های حرفه ای اینجا نمی خورد از همان وقت هر بار که شنا می رفتم تمرین می کردم که تکنیک را درست اجرا کنم خیلی سخت بود چقدر آب خوردم و نفس تنگه گرفتم اما آنشب در خلوتی استخر وقتی طنین آبی آب در فضا می پیچید دیدم که از مرحله ی تعلیم و تمرین رد شده ام دارم درست شنا می کنم همان لحظه فهمیده ام که من دارم بزرگ تر می شوم شب تولدم اینجا در ملبورن با چهار تا از دوستان صمیمی ام همان فضا را درست کردیم رستورانی رفتیم و کیک ساده ای و جشن کوچکی اما همان شب اتفاق خیلی بزرگی افتاد چیزی که مدت ها بود منتظرش بودم انگار همه ی روز های گذشته باید می آمد و می رفت تا چیزی برایم اتفاق بیافتد در شب تولد چیزی که به یک سال بزرگ شدنم خیلی کمک کرد باور کنیم که زندگی قانون های خودش را دارد و این زمان است که همه چیز را تحت کنترل دارد نوشته شده در wed 14 apr 2010 ساعت 10 51 pm توسط لیدا دو سالگی من در استرالیا در عبور جلسه ی هفتگی گروه هوش مصنوعی است جمعه بعد از ظهر آخرین روز هفته و من خیلی خسته ام از تدریس و تز و هرچه که به دانشگاه ربط دارد دلم می خواهد هر چه زودتر تمام شود و بروم خانه 10 تا آقا و من یک دختر گروه هستم غیر از سه تا استاد های گروه باقی بچه های دکترا و فوق هستند همیشه همینطور است اما ایندفعه خیلی بیشتر به نظرم می آید که چقدر در این میان به چشم می آیم و در عین حال چقدر سخت است که با این همه چشم دیده شوم جلسه که تمام می شود می خواهم بدوم به سمت خانه که یکی از بچه های سال پایینی ایرانی ازم می خواهد که به برنامه اش نگاهی بیاندازم ترم قبل شاگرد خودم بود شب تحویل دارند و برنامه خیلی عقب است می نشینم کنارش و تا دو ساعت بعد دارم ایرادهای کدش را رفع می کنم خوشحالم که کمکش کردم اما انگار دیگر هیچ انرژی برای خودم نمانده وقتی به خانه می رسم ساعت 7 است و نای تکان خوردن ندارم از آن لحظه های خاص که آنقدر خسته ای که خوابت هم نمی برد دو ساعتی آخرین دی وی دی مجموعه ی تلویزیونی دلخواهم را می بینم ظرف های غذا و ته مانده سالاد و میوه همه دور و بر تختم است لباس ها روی صندلی ازاین آشقتگی لذت می برم لاقیدی دارد خوابم می برد که موبایلم زنگ می خورد از ایران است اما آنتن نمی دهد می دانم که مامان است آنلاین می شوم اینترنت ایران زور ندارد می دانم که مامان نگران می شود احتمالا از مسافرت عید برگشته اند و حتما می خواهد صدای مرا بشنود تلفن اتاق که هنوز وصل هم نشده بی رمق می روم که از تلفن عمومی بیرون به او زنگ بزنم صدای مامان پر از شوق است از آرتا و مهراد و شیطنت هایشان می گوید بابا کلی از لب دریا و پیاده روی هایش تعریف می کند تقریبا همه ی فامیل دور هم بوده اند و گویا من غایب بزرگ گوش می دهم به صدای نازنینشان و خوشحالم که اینقدر به آنها خوش گذشته به رونمی آورم که چقدر خسته ام تلفن را که قطع می کنم تا برگردم سمت آپارتمان آخ کلید را داخل اتاق جا گذاشته ام ای داد بی داد ساعت 10 شب است و مسئول ساختمان تا فردا صبح در دسترس نیست چند لحظه ای مات به خیابان نگاه می کنم چه کار کنم حالا به صفحه ی موبایلم خیره می شود که کاش ساعت کمی جلوتر بود تا می توانستم به کسی زنگ بزنم 26مارچ تاریخ روی صفحه چیزی بنگ در سرم صدا می دهد دو سال پیش دقیقا در چنین شبی برای اولین بار وارد ملبورن شدم یخ می کنم دو سال گذشت از آن اولین لحظه ای که ساعت دو شب وارد فرودگاه شدم هیچ کس را در اینجا نمی شناختم از آنجا به هتل زنگ زدم سه تا هتل ردم کردند که ساعت پذیرش نیست و آخری با قبول دیدن نامه ی دانشگاه و اینکه به تعطیلات مارچ و از طرفی تعطیلات نوروز ایران خورده که دانشگاه کسی را برای من نفرستاده اتاق را بهم می دهد بعد با تاکسی تا در هتل ملبورن را اولین بار در شب دیدم و عاشق آرامش و تمیزی خیابان هایش شدم چشمانم پر از اشک شده چه اتفاق عجیبی که در چنین شبی دوباره جایی برای ماندن ندارم سنگینی لحظه های اول ورود به استرالیا دوباره برایم تکرار می شود انگار لیدای دوسال پیش روبرویم ایستاده پر از شوق دیدن چیزهای تازه پر از ریسک پذیری تجربه های جدید پر از نگرانی از سلامتی مهراد پر از دلتنگی از عبور عبور از خانواده و دوستان و وطن همه چیز اما امیدوار و مصمم به تصمیمش و لیدای امروز آرام ت...
|