Meta tags:
description= جیگر نامه!;
Headings (most frequently used words):
دو, ها, جیگر, نامه, زرنگی, مکالمه, جنین, کار, تیمی, کاش, ادعای, خدایی, لمس, زیباترین, ازدواج, کره, خر, خیانت, بازمانده, اولین, قرار, با, دوس, دخترم, ستمگر, حاظر, جوابی, شاه, دزد, زاغ, بی, حوصله, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (19), این (19), نوشته (16), گفت (16), برچسب (15), کرد (15), است (15), ساعت (14), توسط (14), morteza (14), بانک (14), همه (10), بود (9), داد (9), درب (9), وقتی (9), خیانت (8), اما (8), میلیون (8), کاش (8), وارد (8), پیر (8), شیرینی (8), داستان (7), های (7), کسی (7), دزد (7), داشت (7), ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ (7), اين (7), اونها (7), بعد (6), ﺍﺳﺘﺎﺩ (6), دوست (6), دعوت (6), توی (6), موش (6), فرعون (6), قاطر (6), میگویند (5), دارد (5), وجود (5), کنار (5), میکنی (5), کار (5), نیست (5), پيرمرد (5), خدایی (5), شیطان (5), کشاورز (5), میگه (5), استاد (4), طنز (4), روباه (4), باز (4), برای (4), دزدی (4), اینرا (4), رییس (4), طلا (4), انسان (4), زندگی (4), خود (4), بسیار (4), روز (4), شود (4), تغییر (4), ﺑﺮﮔﻪ (4), ﻣﯿﮕﻪ (4), رابطه (4), ملا (4), چيزي (4), اگر (4), مان (4), ناگهان (4), شرکت (4), قرار (4), دیگه (4), نارگیل (4), فقط (4), بشکه (4), سمت (4), جزیره (4), جوان (4), کـــه (4), کــه (4), تـــو (4), دختر (4), جاده (4), خدا (4), خوشه (4), باور (4), راننده (4), بیرون (4), فردریک (4), تمام (3), بدون (3), پیرمرد (3), خوش (3), وقت (3), عاشقانه (3), ازدواج (3), آموزنده (3), جیگر (3), نامه (3), ۱۳۹۲ (3), نمی (3), خوب (3), کلاغ (3), خاطر (3), تجربه (3), خودش (3), بدست (3), آمد (3), دزدان (3), انجام (3), کردن (3), خودت (3), پاسخ (3), کرده (3), چقدر (3), هستی (3), روی (3), شما (3), ﮐﻨﻪ (3), ﻣﯿﺮﻩ (3), ﻭﻟﯽ (3), ﺧﯿﻠﯽ (3), ﺩﯾﮕﻪ (3), ﮐﯿﺴﻪ (3), ﻣﯿﺸﻪ (3), ﻭﺍﺳﻪ (3), ﻏﺬﺍ (3), کنيم (3), حال (3), ديد (3), ديگر (3), گفتم (3), ولی (3), پرسید (3), باید (3), حالا (3), داخل (3), کنی (3), تــا (3), گرفت (3), اتوبوس (3), کنم (3), پشت (3), چرا (3), ادعای (3), دید (3), حیوان (3), ماشین (3), فروشی (3), خوره (3), زرنگی (3), مهربان (2), آرزوهای (2), محال (2), دانشجو (2), خاطرات (2), فکاهی (2), شناس (2), انسانیت (2), تفاوت (2), جوانان (2), شعر (2), فراموشی (2), نصیحت (2), آرشیو (2), وبلاگ (2), مدیر (2), خانه (2), زاغ (2), فرق (2), قلوه (2), سنگ (2), پنیر (2), فهمد (2), صدای (2), حوصله (2), آواز (2), ندارم (2), کمی (2), داری (2), رئیس (2), دادن (2), خوشحالی (2), زیرا (2), درس (2), باشد (2), اینکه (2), بشود (2), تنها (2), بودند (2), شمردند (2), دوباره (2), بیشتر (2), تلویزیون (2), دزدیده (2), مهمتر (2), خواهد (2), بودیم (2), آنکه (2), پیرتر (2), تعجب (2), پول (2), ایم (2), بیا (2), آورده (2), رسیدند (2), شیوه (2), فکر (2), آرامی (2), زمین (2), افراد (2), حاظر (2), حرکت (2), مال (2), یکی (2), کشید (2), ﺍﯾﻨﮑﻪ (2), ﺑﻌﺪ (2), ﭘﺎﯼ (2), ﻧﻤﺮﻩ (2), ﺑﻠﻪ (2), ﻋﻘﻞ (2), ﺷﻌﻮﺭ (2), ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ (2), ﭘﻮﻝ (2), ﺳﻮﺍﻝ (2), ﺟﻮﺍﺏ (2), ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ (2), ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ (2), ﻣﯿﮑﻨﻪ (2), ﻫﻤﯿﻦ (2), ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ (2), ﺧﻮﺭﺩﻥ (2), ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ (2), ستمگر (2), نيست (2), عشق (2), داريم (2), هاي (2), نمي (2), زندگي (2), وقتي (2), آنها (2), همان (2), شدگان (2), آنجا (2), اعلاني (2), شدگاني (2), شوند (2), هديه (2), اند (2), عروس (2), يکي (2), کاره (2), فردا (2), باباشون (2), بچش (2), خداحافظی (2), سوار (2), بنز (2), میشن (2), اومده (2), اون (2), پروژه (2), چیزی (2), نشد (2), کردم (2), دوس (2), دخترم (2), اولین (2), بعدش (2), میشه (2), بازمانده (2), چیکار (2), گیر (2), بهم (2), مثل (2), گلی (2), پیش (2), بکنی (2), باغچه (2), باشی (2), گیری (2), نداری (2), تــو (2), نشود (2), بابای (2), ایـــن (2), خــرت (2), بــعـــد (2), بـــایـــد (2), کاری (2), تورا (2), گــفــت (2), وقـــت (2), بايد (2), توان (2), لمس (2), نگاه (2), پياده (2), دسته (2), نظر (2), دست (2), لیاقت (2), بندگی (2), تبدیل (2), کیست (2), سپس (2), انگور (2), هنگام (2), اندیشه (2), پیدا (2), جای (2), هنوز (2), ببین (2), جادوئی (2), کند (2), تیمی (2), اتومبیل (2), بکشد (2), زیر (2), بست (2), دیگر (2), یالا (2), هری (2), تام (2), سعی (2), باران (2), میگن (2), فروشه (2), میده (2), طرف (2), blogfa, com, پیوندها, موضوعی, مرداد, شهریور, مهر, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, ورژن, جدید, قطعا, دهانش, سنگی, دهان, انداخت, دهانت, بیندازم, پنیرم, میدهم, لطفی, داشتی, فعلا, بخوان, عجب, زیبایی, سبک, اینجا, کدامیک, راستین, هستند, موقعیت, شناسی, جسارت, خطر, ترجیح, میخندید, ضرر, سهام, پوشش, داده, دانش, اندازه, ارزش, انگار, بهتر, خوانده, روسای, بشکن, آوردند, جان, گذاشتیم, گیرمان, عصبانی, شاکی, پولها, نتوانستند, آورند, اعلام, میکند, ۱۰۰, دلار, کشتن, کسالت, شادی, شخصی, وظیفه, گوید, هرماه, موج, شنا, پرده, پوشی, وضعیت, غیرقابل, باوری, نفع, تامل, بگذار, خودان, خودمان, برداریم, ناپدید, بیافزاییم, ترک, کردند, فوری, پلیس, خبر, بدهید, اینروز, ورقه, کاغذ, هایی, کشیده, میشود, احمق, اینهمه, شمردن, زمان, زیادی, برد, امشب, خبرها, خواهند, کلاس, سواد, برادر, بزرگتر, بشماریم, هنگامیکه, جوانی, مدرک, لیسانس, اداره, تجارت, تفکر, نام, معمولی, دراز, کشیدند, نکنید, دولت, تعلق, ایالات, آمریکا, فریاد, شاه, نمره, آچمز, ﺑﺪﻭﻥ, ﻧﮕﺎﻩ, ﮐﻼﺱ, ﺑﯿﺮﺭﻭﻥ, ﭼﻨﺪ, ﻟﺤﻈﻪ, ﻣﯿﺎﺩ, ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ, ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ, ﺷﻤﺎ, ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ, ﺯﺩﯾﻦ, ﻣﻨﻮ, ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ, ﺭﻓﺖ, ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ, ﺧﻮﻧﺶ, ﺟﻮﺵ, ﺍﻭﻣﺪﻩ, ﺑﻮﺩ, ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ, ﮔﺎﻭ, ﻣﯿﺪﻩ, ﺩﻗﯿﻘﺎ, ﭼﻮﻥ, ﮐﺴﯽ, ﭼﯿﺰﯾﻮ, ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ, ﻧﺪﺍﺭﻩ, ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ, ﻣﻬﻤﺘﺮ, ﭘﻮﻟﻪ, ﺍﯾﻨﻪ, ﻭﺟﻮﺩ, ﺩﺍﺭﻩ, ﮐﺪﻭﻣﻮ, ﻣﯿﮑﻨﯽ, ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ, ﺍﮔﻪ, ﻣﻨﻄﻘﯽ, ﺑﺪﯼ, ﻣﯿﺪﻡ, ﻭﺭﻗﻪ, ﺗﺼﺤﯿﺢ, ﻣﺘﻮﺟﻪ, ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ, ﺭﺍﺣﺘﯽ, ﺩﺭﺳﻮ, ﭘﺎﺱ, ﺷﺪﯾﺪﺍ, ﺩﺳﺖ, ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ, ﺣﺎﺿﺮ, ﺗﺼﻤﯿﻢ, ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ, ﻣﻮﻗﻊ, ﺑﺰﻧﻪ, ﺩﻫﻦ, ﺳﺮﻭﯾﺲ, ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ, ﺩﺭﺳﺘﻪ, ﻣﻨﻢ, ﭘﺮﻭﺍﺯ, ﻣﯿﮑﻨﻢ, ﻣﯿﺮﻡ, ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ, ﮔﺎﻭﻫﺎ, ﭘﺮﻧﺪﻩ, ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ, ﺍﯾﻦ, ﺻﺤﻨﻪ, ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ, ﺭﻭﺯ, ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ, ﺳﻠﻒ, ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ, ﻣﯿﺰ, ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ, ﺭﻭﺑﻪ, ﺭﻭﯼ, ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ, ﺷﺮﻭﻉ, جوابی, بخوانی, نصرالدین, عروسی, جيبش, بخشد, قلب, بگيرد, روابط, عاطفي, بيشتر, الگوي, حاکم, مناسبات, تجاري, اقتصادي, مبناي, ترس, ضعف, محاسبه, محبتي, توقع, جبران, داشتن, قيد, شرط, تبصره, حساب, کتاب, کسي, ليوان, نيازمان, سود, آور, نباشد, ادامه, دهيم, کساني, هايي, آغاز, متوجه, شويم, عايدمان, قطع, خودشان, رها, ميکنيم, حکايت, ماست, طبعا, کوچه, جايي, نياورده, خواست, مقابل, بدين, مضنون, داماد, تلخ, روابطمان, روزها, حسابگري, مجلس, عروسي, بزرگان, نصرالدين, نيز, بودد, چیزو, نگو, ضایع, شدن, شمام, برو, حسابداری, تسویه, بگیر, همون, خرفتیه, قراره, کاراشو, دستِ, بگیره, باهاش, ماشینش, رفتم, دیدم, خیلی, دارم, بدونم, دخدرایی, کارس, ایول, پسر, عرضه, خوشم, اومد, خودشم, مریض, تازه, سوئد, جاش, بیاد, نیومده, باس, کنیم, تابلو, نشه, همین, الان, گرفتیم, میاد, ازش, بودجه, گرفتم, حالیش, بابا, رئیسمون, خرفتِ, گاو, بارش, نیس, خودم, بار, تاحالا, پاچش, عمران, خوندم, فلان, معاون, رئیسم, کلی, ذوق, باریکلا, نثار, گرم, صحبت, کارم, کافی, شاپ, گذاشتم, سفر, خلاصی, طبیعت, میگیری, رهاشون, بین, درختها, نمیخورند, میخورند, طبیعتشون, دادی, میکشی, رهاش, گرسنه, دیگری, شروع, میکنن, خوردن, همدیگه, زمانی, دوتا, ازونا, باقی, میمونه, میندازی, اقیانوس, میسوزونش, ماه, افتادن, نفتی, چال, کردیم, طوری, چیدیم, هدایت, کنه, میخواستن, بخورند, میافتادن, مادر, بزرگم, اینو, یاد, چطور, خلاص, قایق, ماهیگیری, خودشون, سیر, میکردن, تابستون, رفتیم, دیدنش, دیدیم, چیز, ارزشی, توش, نبود, عرض, 1ساعت, میتونستی, بگردی, واسه, بهشت, مادربزرگم, بالاتر, شاخه, جدا, مسئول, حتی, رفته, دلی, اراده, شکستی, فکری, عابرانی, بهار, گذشتند, کَنی, گلدان, عمل, حقیقتی, بداند, مانع, دانستن, دروغ, گویی, یعنی, حقیقت, روح, هرگز, تعریف, شرافتمندانه, نیاموخته, لبخند, میز, نشینی, چای, نوشی, تظاهر, علاقه, شغلی, بیکار, نـــهـــنـــد, آدمـــیـــان, پــشتت, بــــــــــــار, پــس, امــروز, بــرو, سرِ, موسم, عــقـــــــد, بــر, اســبــاب, مــهــیـــــــــــا, پــــــدر, بـــــا, ادب, بــــا, هــــنـــرت, بــشـنــو, ایــن, پــنـــــــــد, خرت, بــا, تـــأنــی, نَه, بـــا, عـجـله, بــری, مـــاده, حجـــــــله, زنـــدگــیـــّت, آغـازه, وقــتی, ایـــنـهــــــــــا, بـــشـــود, آمــاده, بــهــر, مــاشـیـن, یـک, گاری, بـــکـــنی, گلــــــــــکاری, جُـــل, نـقــــــــــش, نـگـاری, زیـبـا, جُــــــلـی, جــنـــس, کــتـــان, اعلا, بـهـر, مـاده, خــر, خـوب, مـــــلوس, بـعــد, بـایــد, بـخری, رخت, عــــــــروس, راضـــــی, بشــود, یـــــــــــار, طــویــلـه, رهن, اجار, بـهــر, کُــرّه, خـــوشگـــــــــــــــل, بـبـری, بعـد, پالان, بخـری, بــهـــر, مــــردم, بــبــــــــــــــری, باری, اول, بــگـیـری, بـــاورم, نـیــست, ایـنقدر, جَلبَـــــی, جرأت, زمــــن, طـلــبی, عقـــــــــــــل, هـــیـــچ, کـــار, دگــری, پـــــــدر, نـــــــرهّ, خـــــر, دربــــدرت, جــز, خـوردن, پــــــــــــدرت, نـــه, طــویـــــــــلــه, جُلی, کاهی, چــنــتــه, آهی, عــزیـــز, بـــابــــا, پــســرم, پـــدرش, کـــــره, خَرَم, ورنـــه, بـــی, زنــــــــــی, بــیمار, شوم, اســت, کـه, دار, شـوم, صحرا, میری, مــاده, خـــــــــــــــوشگـل, زیـبا, ایـــــن, الاغ, نـــــــرّه, کــــره, اســــت, بـــــرای, پســرت, پــــدر, هـــمـــه, جــا, بـی, خبرش, کـــره, بــــــــــه, خرش, کره, درک, بهترین, درون, احساسشان, بهترين, زيباترين, چيزهاي, دنيا, كرد, بيرون, قبرستان, راه, افتاد, داريد, همسرم, موافق, بدهم, خواهم, مقدمه, چيني, ساعتي, توقف, رسيد, خيلي, خوشش, آمده, نزديک, جواني, نشسته, مرتب, زيباي, مسافران, پيرمردي, سرخ, بسيار, زيبايي, صداي, زيادي, زیباترین, میوه, نداند, میدانستم, نسل, همانند, آید, عازم, رفتن, سجده, نکردی, درگاه, رانده, شدی, خطاب, توانایی, نداشتم, آنوقت, حقارت, خاک, نمیداند, وردی, خواند, کیستی, فرصت, چاره, بیندیشد, همچنان, عاجز, مانده, خوابگاهش, صدا, آورد, روزی, مردی, نزد, حضور, انگوری, پادشاه, مصر, میکرد, شبح, تار, امانت, داران, صورت, خسته, ببینیم, آینه, چراغی, گردد, شعوری, شعار, دریایی, خشکیده, سوالی, شدیم, تردید, نمایان, روزه, فراموش, نگردد, انسانیم, انگشت, نخی, بستیم, کور, جادوی, همکاری, teamwork, تیم, ورک, عزیزم, دادم, عضو, گروه, آخه, میدونی, کوره, ناباوری, موفق, تشکر, توانم, توانسته, باشه, حتماً, هست, اسامی, نکنه, طناب, محکم, دور, شانه, زدن, ضربه, تون, بکنین, آهان, خوبه, تونستین, طویله, رفتند, اَفسار, زور, محض, شکل, قیافه, باورش, نحیف, بتواند, کمکش, شرایط, سخت, امتحانش, ارزید, ماجرا, شرح, درخواست, کمک, ممکن, دستش, نیاد, اضافه, بذار, ببینم, میتونه, برات, بکنه, ناچار, پیاده, مزرعه, مجاور, دوید, اجاق, استراحت, شدت, بارید, مرد, حالی, راند, تعادل, اتومبیلش, خورد, نرده, خارج, منحرف, شانسی, صدمه, ندید, لاستیک, لای, نتوانست, نشریات, خارجی, اعتقادات, ندیده, جهانی, مگه, مامانو, دیدی, روشنفکرم, اراجیف, اعتقادی, آیا, مامان, اعتقاد, داداشی, تولد, داره, ترجمه, متن, عکس, مکالمه, جنین, رفیق, رند, دودره, شعبده, بازی, یارو, جیبِ, رفیقم, نگا, صحیح, سالم, پیداش, جادوش, اولیشو, دومیشم, سومیشم, بده, میخوام, واست, جادو, برمی, گردن, فروش, دومی, بریم, نشونت, بدم, اینارو, اولی, بینه, حواسش, میذاره, جیبش, میان, رفیقش, دوتــا, باهم, میرن,
Text of the page (random words):
جیگر نامه جیگر نامه زرنگی دوتــا دوست باهم میرن شیرینی فروشی اولی می بینه کسی حواسش نیست سه تا شیرینی میذاره توی جیبش و وقتی میان بیرون به رفیقش میگه اینارو ببین به این میگن زرنگی دومی میگه این که چیزی نیست بیا بریم زرنگی رو نشونت بدم برمی گردن توی شیرینی فروشی و به شیرینی فروش میگه سه تا شیرینی بده میخوام واست جادو کنم شیرینی فروشه اولیشو میده طرف می خوره دومیشم میده طرف می خوره سومیشم می خوره شیرینی فروشه میگه پس کو جادوش یارو میگه جیبِ رفیقم رو نگا کن صحیح و سالم پیداش میکنی برچسب ها شعبده بازی در شیرینی فروشی رند و دودره باز خاطرات خوش رفیق به این میگن نوشته شده در ساعت توسط morteza مکالمه دو جنین ترجمه متن داخل عکس داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری نه من یک روشنفکرم به این اراجیف اعتقادی ندارم مگه تو تا حالا مامانو دیدی برچسب ها زندگی در جهانی دیگر باور ندیده ها اعتقادات ما نشریات خارجی نوشته شده در ساعت توسط morteza کار تیمی باران به شدت می بارید و مرد در حالی که ماشین خود را در جاده پیش می راند ناگهان تعادل اتومبیلش بهم خورد و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد از خوش شانسی ماشین صدمه ای ندید اما لاستیک های آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی کرد نتوانست آن را از گل بیرون بکشد به ناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و به سمت مزرعه مجاور دوید و در زد کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت می کرد به آرامی آمد و در را باز کرد راننده ماجرا را شرح داد و از او درخواست کمک کرد پیرمرد گفت ممکن است کاری از دستش بر نیاد اما اضافه کرد که بذار ببینم فردریک چیکار میتونه برات بکنه با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز اَفسار یک قاطر پیر را گرفت و با زور آن را بیرون کشید به محض اینکه راننده شکل و قیافه قاطر را دید باورش نشد که این حیوان پیر و نحیف بتواند کمکش کند اما چه می شد کرد در آن شرایط سخت به امتحانش می ارزید با هم به کنار جاده رسیدند و کشاورز طناب را به اتومبیل بست و یک سر دیگر آن را محکم دور شانه های فردریک یا همان قاطر بست و سپس با زدن ضربه پشت قاطر داد زد یالا پل فردریک هری تام فردریک تام هری پل یالا سعی تون رو بکنین آهان فقط یک کم دیگه یه کم دیگه خوبه تونستین راننده با ناباوری دید که قاطر پیر موفق شد اتومبیل را از گل بیرون بکشد با خوشحالی و تعجب از کشاورز تشکر کرد و هنگام خداحافظی از او پرسید هنوز هم نمی توانم باور کنم که این حیوان پیر توانسته باشه حتماً هر چی هست زیر سر اون اسامی دیگه است نکنه یه جادوئی در کاره کشاورز پاسخ داد ببین عزیزم جادوئی در کار نیست آن کار را انجام دادم که این حیوان باور کند عضو یه گروه است و در حال انجام یک کار تیمی است آخه میدونی قاطر من کوره برچسب ها تیم ورک teamwork جادوی همکاری وقتی کور باشی نوشته شده در ساعت توسط morteza کاش کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم کاش در باور هر روزه مان جای تردید نمایان می شد و سوالی که چرا سنگ شدیم و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را شبح تار امانت داران کاش پیدا می شد برچسب ها آرزوهای محال ای کاش های ما فراموشی انسانیت نوشته شده در ساعت توسط morteza ادعای خدایی فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن فرعون یک روز از او فرصت گرفت شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد فرعون پرسید کیستی ناگهان دید که شیطان وارد شد شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید برچسب ها شیطان و فرعون خدایی که نداند پشت در کیست تبدیل میوه به طلا لیاقت بندگی برای خدا نوشته شده در ساعت توسط morteza لمس زیباترین ها اتوبوس با سر و صداي زيادي در حرکت بود يکي از مسافران پيرمردي بود که دسته گل سرخ بسيار زيبايي در دست داشت نزديک او دختر جواني نشسته بود که مرتب به گل هاي زيباي پيرمرد نگاه مي کرد به نظر مي رسيد از آنها خيلي خوشش آمده است ساعتي بعد اتوبوس توقف کرد و پيرمرد بايد پياده مي شد پيرمرد بدون مقدمه چيني دسته گل را به دختر جوان داد و گفت مثل اين که شما گل رز دوست داريد فکر مي کنم همسرم هم موافق باشد که گل ها را به شما بدهم به او خواهم گفت که اين کا را کردم دختر جوان گل ها را گرفت پيرمرد پياده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد دختر جوان که بيرون را نگاه مي کرد پيرمرد را ديد که وارد قبرستان کنار جاده شد بهترين و زيباترين چيزهاي دنيا را نه مي توان ديد و نه مي توان لمس كرد بايد در درون احساسشان کرد برچسب ها عاشقانه درک بهترین ها پیرمرد مهربان داستان نوشته شده در ساعت توسط morteza ازدواج کره خر کـــره ای گــفــت بــــــــــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش وقـــت آن اســــت بـــــرای پســرت ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت مــاده ای خـــــــــــــــوشگـل و زیـبا گیری تـــو کــه هر روز به صحرا میری وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم ورنـــه از بـــی زنــــــــــی بــیمار شوم پـــدرش گــفــت کــه ای کـــــره خَرَم ای عــزیـــز دل بـــابــــا پــســرم تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی نـــه طــویـــــــــلــه نه جُلی نه کاهی تـــو کـــه جــز خـوردن مال پــــــــــــدرت پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تورا یک جو از عقـــــــــــــل به سر نیست تورا به چه جرأت تو زمــــن زن طـلــبی بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَـــــی بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری بــهـــر مــــردم بــبــــــــــــــری تــو باری بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــــــــــــــل بـبـری یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار تــا کــه راضـــــی بشــود از تو یـــــــــــار بـعــد بـایــد بـخری رخت عــــــــروس بـهـر آن مـاده خــر خـوب و مـــــلوس جُــــــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا روی جُـــل نـقــــــــــش و نـگـاری زیـبـا بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلــــــــــکاری بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری وقــتی ایـــنـهــــــــــا بـــشـــود آمــاده بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه می بــری مـــاده خــرت را حجـــــــله بــا تـــأنــی نَه کــه بـــا ایـــن عـجـله بــشـنــو ایــن پــنـــــــــد ز بابای خرت پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت تــا کـــه اســبــاب مــهــیـــــــــــا نشود موسم عــقـــــــد تــو بــر پا نشود پــس از امــروز بــرو بر سرِ کار تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بــــــــــــار برچسب ها شعر طنز نصیحت ازدواج جوانان شغلی برای جوان بیکار نوشته شده در ساعت توسط morteza خیانت وقتی کسی را دوست نداری و تظاهر به علاقه می کنی با لبخند با او روی یک میز می نشینی و چای می نوشی هرگز تعریف شرافتمندانه ای از عشق و انسان نیاموخته ای تو به روح خودت خیانت می کنی وقتی دروغ می گویی یعنی حق کسی را از حقیقت می گیری وقتی کسی باید حقیقتی را بداند و تو مانع دانستن آن باشی عمل تو خیانت است وقتی گلی را از باغچه می کَنی تو نه به باغچه نه به گلدان تو به عابرانی که تمام بهار از آنجا می گذشتند خیانت کرده ای وقتی دلی را با اراده ات شکستی باید فکری به حال خودت بکنی تو حتی از خیانت پیش تر رفته ای برچسب ها چه کسی مسئول است خیانت وقتی گلی را از شاخه جدا میکنی بالاتر از خیانت نوشته شده در ساعت توسط morteza دو بازمانده مادربزرگم یه جزیره داشت چیز با ارزشی توش نبود در عرض 1ساعت میتونستی کل جزیره رو بگردی ولی واسه ما مثل بهشت بود یه تابستون رفتیم به دیدنش و دیدیم که جزیره پر شده از موش با یه قایق ماهیگیری اومده بودند و خودشون رو با نارگیل سیر میکردن خوب حالا چطور میشه از شر موش ها توی یه جزیره خلاص شد مادر بزرگم اینو بهم یاد داد ما یه بشکه نفتی رو داخل زمین چال کردیم و نارگیل ها رو طوری چیدیم که اونها رو به سمت بشکه هدایت کنه پس وقتی اونها میخواستن که نارگیل بخورند میافتادن توی بشکه و بعد از یک ماه همه موش ها گیر افتادن ولی بعدش چیکار میکنی بشکه رو میندازی تو اقیانوس میسوزونش نه فقط رهاش میکنی و موش ها کم کم گرسنه میشن و یکی بعد از دیگری اونها شروع میکنن به خوردن همدیگه تا زمانی که فقط دوتا ازونا باقی میمونه دو بازمانده و بعدش چی میشه اونها رو میکشی نه اونها رو میگیری و رهاشون میکنی بین درختها حالا دیگه اونها نارگیل نمیخورند اونها فقط موش میخورند تو طبیعتشون رو تغییر دادی برچسب ها تغییر دادن طبیعت خلاصی از شر موش ها داستان آموزنده بسیار سفر باید نوشته شده در ساعت توسط morteza اولین قرار با دوس دخترم با دوس دخترم توی کافی شاپ قرار گذاشتم اولین قرار گرم صحبت شده بودیم از درس و کارم پرسید گفتم عمران خوندم توی فلان شرکت معاون رئیسم کلی ذوق کرد و باریکلا نثار ما کرد گفتم بابا رئیسمون یه پیر خرفتِ قد گاو بارش نیس خودم صد بار تاحالا تو پاچش کردم همین الان یه پروژه گرفتیم 16 میلیون بیشتر از چیزی که در میاد ازش بودجه گرفتم ولی حالیش نشد خودشم مریض شده قرار بچش که تازه از سوئد اومده جاش بیاد شرکت تا اون نیومده باس این پروژه رو رد کنیم که تابلو نشه گفت ایول پسر با عرضه ای هستی خوشم اومد وقت خداحافظی باهاش تا کنار ماشینش رفتم دیدم سوار یه بنز شد بش گفتم من خیلی دوست دارم بدونم این دخدرایی که بنز سوار میشن تو این سن باباشون چی کارس گفت باباشون همون پیر خرفتیه که قراره بچش از فردا همه کاراشو تو شرکت دستِ خودش بگیره شمام فردا برو حسابداری تسویه بگیر برچسب ها ضایع شدن رئیس پیر همه کاره شرکت همه چیزو همه جا نگو نوشته شده در ساعت توسط morteza ستمگر چه تلخ است روابطمان اين روزها که چيزي نيست جز حسابگري مجلس عروسي يکي از بزرگان که ملا نصرالدين را نيز دعوت کرده بودد وقتي مي خواست وارد شود در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلاني بدين مضنون از اين درب عروس و داماد وارد مي شوند و از درب ديگر دعوت شدگان ملا از درب دعوت شدگان وارد شد در آنجا هم دو درب وجود داشت و اعلاني ديگر از اين درب دعوت شدگاني وارد مي شوند که هديه آورده اند و از درب ديگر دعوت شدگاني که هديه نياورده اند ملا طبعا از درب دو مي وارد شد ناگهان خود را در کوچه ديد همان جايي که وارد شده بود اين داستان حکايت زندگي ماست کساني را به زندگي مان دعوت مي کنيم رابطه هايي را آغاز مي کنيم اما وقتي متوجه مي شويم از آنها چيزي عايدمان نمي شود رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها ميکنيم روابط عاطفي ما چيزي بيشتر از الگوي حاکم بر مناسبات تجاري و اقتصادي نيست عشق بر مبناي ترس و ضعف محاسبه گر است اگر محبتي مي کنيم توقع جبران داريم دوست داشتن هاي ما قيد و شرط و تبصره دارد حساب و کتاب دارد اگر کسي را دوست داريم به خاطر اين است که ليوان نيازمان پر شود اگر رابطه اي سود آور نباشد آن را ادامه نمي دهيم چه ستمگر است آنکه از جيبش به تو مي بخشد تا از قلب تو چيزي بگيرد برچسب ها ملا نصرالدین و عروسی رابطه این روز های ما من و او کاش بخوانی نوشته شده در ساعت توسط morteza حاظر جوابی ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﮔﺎﻭﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻠﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺰﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﺭﻗﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺭﻭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻮ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻡ ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﻪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮐﯿﺴﻪ ﭘﺮ ﭘﻮﻝ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﻟﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﻠﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯾﻮ ﻭﺭﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﺶ ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ ﮔﺎﻭ ﻭ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﺭﻭﻥ ﻭﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﻀﺎﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﯾﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﻨﻮ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ برچسب ها دانشجو و استاد استاد آچمز کل کل نمره از استاد نوشته شده در ساعت توسط morteza شاه دزد در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید همه افراد حاظر در بانک حرکت نکنید پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند این شیوه تغییر تفکر نام دارد تغییر شیوه معمولی فکر کردن هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند جوانی که مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت به دزد پیرتر که تنها شش کلاس سواد داشت گفت برادر بزرگتر بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم دزد پیرتر با تعجب گفت تو چقدر احمق هستی اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم این را میگویند تجربه اینروز ها تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند مدیر بانک به رییس خودش گفت فوری به پلیس خبر بدهید اما رییس اش پاسخ داد تامل کن بگذار ما خودان هم ۱۰ میلیون از بانک برای خودمان برداریم و به آن ۷۰ میلیون میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم اینرا میگویند با موج شنا کردن پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت رییس کل می گوید بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود اینرا میگویند کشتن کسالت شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود روز بعد تلویزیون اعلام میکند ۱۰۰ میلیون دلار از بانک دزدیده شده است دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند ۲۰ میلیون بیشتر بدست آورند دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند ما زندگی و جان خود را گذاشتیم و تنها ۲۰ میلیون گیرمان آمد اما روسای بانک ۸۰ میلیون را در یک بشکن بدست آوردند انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود اینرا میگویند دانش به اندازه طلا ارزش دارد رییس بانک با خوشحالی میخندید زیرا او ضرر خودش در سهام را در این دزدی پوشش داده بود اینرا میگویند موقعیت شناسی جسارت را به خطر ترجیح دادن در اینجا کدامیک دزد راستین هستند برچسب ها داستان وقت شناس با تجربه دزدی به سبک رئیس بانک نوشته شده در ساعت توسط morteza زاغ بی حوصله روباه به کلاغ گفت عجب صدای زیبایی داری کمی برای من آواز بخوان کلاغ گفت فعلا حوصله ی آواز ندارم اما به خاطر لطفی که به من داشتی پنیرم را به تو میدهم دهانت را باز کن تا پنیر را در آن بیندازم روباه دهانش را باز کرد و کلاغ قلوه سنگی در دهان روباه انداخت و گفت کسی که فرق صدای خوب و بد را نمی فهمد قطعا فرق قلوه سنگ و پنیر را هم نمی فهمد برچسب ها روباه و زاغ ورژن جدید فکاهی طنز تفاوت نوشته شده در ساعت توسط morteza خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ آرشیو موضوعی تمام من بدون تو جیگر نامه اس ام اس عاشقانه داستان های آموزنده برچسب ها داستان آموزنده 2 داستان 2 طنز 1 نصیحت 1 فراموشی 1 شعر طنز 1 خیانت 1 کل کل 1 ازدواج جوانان 1 عاشقانه 1 اس ام اس 1 تفاوت 1 انسانیت 1 وقت شناس 1 فکاهی 1 خاطرات خوش 1 دانشجو و استاد 1 من و او 1 آرزوهای محال 1 پیرمرد مهربان 1 پیوندها تمام من بدون تو blogfa com
|