Meta tags:
description= مهمون تازه وارد;
Headings (most frequently used words):
را, می, مرد, به, که, هیچ, ام, فقیر, در, یا, من, از, با, خدا, خداوند, روز, شد, کرد, گفت, آن, زندگی, است, آرزو, همه, فاضل, او, داد, تو, گاه, نبوده, کنم, برایم, تازه, سال, بر, راه, مردی, پاسخ, شری, نداشته, خوشحالی, کردی, زیرا, اگر, خوشبختی, زنده, رو, دشمن, ساده, بود, هر, دعا, روزی, هم, چنان, جایی, جا, خواهد, این, های, بنابراین, خیر, وقت, کند, بدبخت, بیش, تر, همیشه, غمگین, ستایش, حالی, مهمون, وارد, داستان, راز, مثل, چای, حکایت, کوتاه, یاد, آیت, الله, طالقانی, روزنامه, نگار, خلاق, بسي, رنج, بردم, اين, سي, عجم, کردم, بدين, پارسي, آسان, مي, توان, دلسرد, منطق, ماشین, دودی, امير, محمد, عزيزمون, سوالت, درست, بپرس, ضرب, المثل, انگلیسی, قايم, موشك, دوست, دروغگو, خداست, سبز, يعني, آرزوي, مردم, جهان, sms, نو, مبارک, زنها, فرشته, اند, هديه, اي, پر, محبت, تقسیم, عادلانه, شهادت, وهب, داماد, مسلمان, همسرش, پیرمرد, پسرک, رسیدن, عشق, كشور, هاي, ديگر, حكايت, ليالي, قدر, ما, چهار, همسر, داريم, دليل, خيلي, روزگاری, هشت, تمام, مشتاق, بیابد, دیگران, جدا, تا, یکی, اولیای, مرشدی, آشنا, شود, یک, ندایی, برود, دید, حقیقت, نشانش, وقتی, ندا, شنید, بی, اندازه, مسرور, گفته, شده, رفت, دیدن, متواضع, لباس, مندرس, پاهایی, خاک, آلود, متعجب, اطراف, کاملاً, نگاه, اما, کس, دیگری, ندید, شما, آرامی, پس, خوشبخت, تعجب, خوشحال, باشید, سر, درنمی, آورم, خواهش, توضیح, دهید, کار, درحالی, هرگز, حال, باران, ببارد, برف, هوا, خوب, باشد, بد, پرستم, تحقیر, شوم, انسانی, دوستم, نباشد, باز, یاری, خواهم, درگاه, متوسل, بوده, دانم, هرگاه, چیزی, نازل, بهترین, چه, پیش, بیاید, پذیرم, سلامت, بیماری, سعادت, دشمنی, خوشی, غم, هدیه, هایی, سوی, هستند, عمیق, ترین, آرزوی, قلبی, کردن, بنا, خواست, اراده, سعادتمند, کسی, مشکلات, بخندد, شکسپیر, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (66), کرد (63), بود (62), شده (53), گفت (53), این (50), نوشته (46), ساعت (39), داد (39), مرد (36), #خداوند (36), سبز (36), نمی (34), توسط (33), مرجان (31), برای (31), یعنی (31), خود (30), کنی (29), وهب (29), امام (28), همه (26), ۱۳۸۷ (23), زندگی (23), شما (23), حال (21), وقتی (21), راه (21), sms (21), پاسخ (20), ۱۳۸۸ (19), های (19), همسر (19), کنم (19), کند (19), اما (18), اگر (18), هیچ (17), رفت (17), روز (17), علیه (17), خدا (16), عشق (15), السلام (15), بعد (14), گفتی (14), حسین (14), هانیه (14), ولی (14), کار (13), همین (13), پادشاه (13), جواب (13), تمام (13), روی (13), پول (13), شنبه (12), هستم (12), کرده (12), طرف (12), بیست (12), داشت (11), چیز (11), کنار (11), آمد (11), یکی (11), کردند (11), شود (11), بار (11), سال (11), newton (11), فنجان (11), عاشق (10), ۱۳۸۶ (10), خوب (10), دیگه (10), دعا (10), چند (10), چرا (10), دوست (10), نزد (10), باید (10), دهد (10), سپس (10), ادامه (10), اینجا (10), فکر (10), نگاه (10), باز (10), آنها (10), the (10), نیوتون (10), تنها (9), همسرش (9), شهریور (9), خیلی (9), یکشنبه (9), مورد (9), توجه (9), سوی (9), انجام (9), باشد (9), بازگشت (9), تازه (9), چاى (9), بچه (8), روزی (8), آبان (8), ۱۳۹۰ (8), فقط (8), کسی (8), همیشه (8), گاه (8), داری (8), بیرون (8), پیرمرد (8), رسید (8), خیمه (8), قمر (8), خودت (8), شدند (8), خوش (8), کلیسا (8), کنه (8), حرف (8), قورباغه (8), قطار (8), خرداد (7), وارد (7), دست (7), دیگر (7), حالا (7), بهترین (7), دیگری (7), دارم (7), بنابراین (7), بوده (7), هستند (7), اين (7), حرکت (7), پیدا (7), توانم (7), شوم (7), شهادت (7), میدان (7), مادر (7), مرا (7), خواهد (7), پیر (7), شروع (7), بزرگ (7), چشم (7), روزنامه (7), داشته (7), ماشین (7), بنده (7), آرزو (7), کور (7), فقیر (7), مرگ (6), قلب (6), خانم (6), مرداد (6), مهر (6), اسفند (6), ۱۳۸۹ (6), هدیه (6), ساده (6), اینکه (6), مشغول (6), بودند (6), صبح (6), کنید (6), نیز (6), بسیار (6), آیا (6), خواند (6), انداخت (6), کنند (6), لباس (6), مامان (6), داشتند (6), ساندویچ (6), دوشنبه (6), کردی (6), پرسید (6), مردی (6), نفر (6), دختر (6), پیرزن (6), افتاد (6), ایستاده (6), دخترک (6), داستان (6), دوستت (6), سوار (6), موسوی (6), all (6), ساک (6), كشيش (6), هاى (6), براي (5), دار (5), بهمن (5), فروردین (5), پسر (5), داده (5), دوستان (5), نیست (5), بدون (5), وقت (5), محل (5), گرفته (5), آورده (5), آنان (5), قیمت (5), زنی (5), کمک (5), ندارد (5), بیشتر (5), دوباره (5), خواهم (5), بابا (5), میز (5), نوشت (5), برداشت (5), تولد (5), رامانوجا (5), جایی (5), کمی (5), پشت (5), اسكناس (5), خواست (5), كرد (5), گرفت (5), دید (5), دشمن (5), برآورده (5), کشته (5), پسرم (5), سنگ (5), بگو (5), نشسته (5), زمینی (5), همان (5), مردم (5), کشیش (5), کانون (5), شادی (5), کردن (5), داخل (5), اندازه (5), خوشحال (5), زیبا (5), باشه (5), اون (5), گوشی (5), امروز (5), بلکه (5), جوک (5), اصلا (5), ندارم (5), آرزویی (5), دروغ (5), and (5), مربع (5), out (5), ماكس (5), برایم (5), دودی (5), زندگى (5), تیر (4), خانه (4), نهم (4), کجاست (4), life (4), روزهای (4), اتاق (4), حفظ (4), بعضی (4), دقیقه (4), مانده (4), نبود (4), درست (4), نظر (4), تصمیم (4), خيلي (4), باشید (4), ترک (4), بزرگی (4), متوجه (4), فرصت (4), اکنون (4), حالی (4), کاری (4), دهم (4), کردم (4), داریم (4), چهارم (4), هنگام (4), چقدر (4), خوشی (4), قدر (4), فردا (4), ایستاد (4), زیر (4), کیف (4), خسته (4), عبادت (4), باشی (4), تجربه (4), نداشته (4), هستی (4), هرگز (4), چنان (4), اند (4), هفتم (4), نمي (4), عروس (4), کشت (4), کربلا (4), خون (4), فرمود (4), الله (4), راضی (4), خواسته (4), فراموش (4), دلم (4), عروسی (4), یاری (4), جوان (4), آنجا (4), زوج (4), غذا (4), خورد (4), باشیم (4), دفعه (4), چیزی (4), هستید (4), ببینید (4), شیشه (4), بطری (4), سلام (4), نداری (4), بهش (4), خوبم (4), لذت (4), باشم (4), گله (4), گیرد (4), مارها (4), einstein (4), انشتین (4), متر (4), not (4), احترام (4), زنده (4), منطق (4), توان (4), نگار (4), براى (4), فاضل (4), نبوده (4), دور (3), جون (3), عاشقانه (3), هاي (3), رها (3), سوم (3), شاید (3), آذر (3), اردیبهشت (3), وبلاگ (3), مشکلات (3), پیش (3), تخت (3), حدود (3), موضوع (3), نوع (3), بیماری (3), قادر (3), دقت (3), گران (3), رود (3), اول (3), احساس (3), زیادی (3), همراه (3), گذشت (3), فرو (3), غمگین (3), طول (3), ریخت (3), سرد (3), هایی (3), نگاهی (3), علت (3), ایم (3), توانند (3), داريم (3), کثیف (3), هنوز (3), کشید (3), خواب (3), سفر (3), شمرد (3), کارت (3), گذاشت (3), کاغذ (3), شنیدی (3), بازی (3), زمین (3), برگرداند (3), آورد (3), قرار (3), چگونه (3), ديگر (3), پنجم (3), اختیار (3), حتی (3), گویند (3), برگرد (3), چون (3), صحبت (3), سمت (3), یاد (3), کوچک (3), چنین (3), پسرك (3), وقتي (3), تعجب (3), كند (3), عاشورا (3), دفاع (3), پاک (3), بهشت (3), جنگید (3), گردی (3), اشک (3), آرام (3), حضور (3), آمدند (3), آغاز (3), رنج (3), نخواهم (3), رسی (3), رضایت (3), پسرش (3), رفته (3), تعریف (3), رسیدند (3), جمعه (3), بسیاری (3), سفارش (3), سیب (3), نوشابه (3), تقسیم (3), خوردن (3), جای (3), شریک (3), غذایش (3), توضیح (3), منتظر (3), کوچولو (3), کلیسای (3), حدس (3), بیش (3), محبت (3), جمع (3), شوند (3), سنت (3), دارد (3), مرکز (3), سالم (3), ببین (3), مشروب (3), برمی (3), لبخند (3), خورده (3), بزنی (3), مثل (3), زنگ (3), برات (3), اشتباه (3), زدن (3), خراب (3), صدای (3), برده (3), شايد (3), دانی (3), کپر (3), بدبخت (3), نیستم (3), جهان (3), خدای (3), گاو (3), پنجشنبه (3), دین (3), كردند (3), one (3), meter (3), says (3), that (3), squared (3), pascal (3), پاسکال (3), people (3), پرسد (3), سيگار (3), كنم (3), جامعه (3), قائل (3), زبان (3), اعجاب (3), كلبه (3), كافی (3), آرامش (3), نجات (3), گوییم (3), سکه (3), کلاه (3), تابلو (3), کیفیت (3), قدیمى (3), استاد (3), خودشان (3), شری (3), خوشحالی (3), زیرا (3), نزديك (2), كنار (2), هاني (2), آسمان (2), زندگي (2), منو (2), ياد (2), شاه (2), خنده (2), آرشیو (2), افتخار (2), راستی (2), عضو (2), بیام (2), بگم (2), منشاء (2), نکته (2), پریز (2), برق (2), درآورد (2), دوشاخه (2), پاره (2), بخش (2), بیمارستان (2), معروف (2), جان (2), شدت (2), مرض (2), مسئله (2), پزشکان (2), طوری (2), ارتباط (2), دادند (2), بالاخره (2), اولین (2), ماه (2), عجیب (2), چهارشنبه (2), بیستم (2), شیفته (2), چهارمش (2), خاصی (2), فاخر (2), میکرد (2), خاطر (2), دومش (2), قابل (2), اعتماد (2), مهربان (2), ثروت (2), میگفت (2), الان (2), رجوع (2), بیشترین (2), نسبت (2), میشوی (2), همچون (2), سئوال (2), بدنش (2), بودی (2), بتوانم (2), همراهت (2), آتش (2), ناگهان (2), فرقی (2), حقیقت (2), سازمان (2), برایش (2), زمان (2), موقعیت (2), دیگران (2), همکاران (2), دنبال (2), روزگاری (2), چهار (2), ليالي (2), چراغ (2), راخاموش (2), ریخته (2), مرتب (2), کارهای (2), نشست (2), موقع (2), تلویزیون (2), میرم (2), بخوابم (2), معلم (2), صندلی (2), هایش (2), روشن (2), دوخت (2), تلفن (2), آشغال (2), خالی (2), تماشا (2), بلند (2), آشپزخانه (2), ظرف (2), پرکرد (2), متن (2), مطلب (2), سادگی (2), رسیده (2), درک (2), نخواهی (2), طبیعت (2), آدمی (2), گذاشته (2), توانی (2), شدی (2), بیا (2), بده (2), راجع (2), امور (2), دنیوی (2), عارف (2), نگاهشان (2), رسیدن (2), کاملا (2), عین (2), كلك (2), پولدار (2), صداي (2), پيرمرد (2), بدهد (2), جمله (2), روي (2), كار (2), شانزدهم (2), خانواده (2), اسلام (2), رستم (2), دستور (2), عمود (2), پسرت (2), وآله (2), صولت (2), همچنان (2), عمرسعد (2), دلاوری (2), مادرم (2), رکاب (2), جنگ (2), عمل (2), حورالعین (2), شاهد (2), اهل (2), عرض (2), سرانجام (2), شوی (2), خواهی (2), نکنی (2), سخت (2), برود (2), مگر (2), دعوت (2), حیرت (2), مهربانی (2), صبر (2), پیام (2), بیابان (2), ثعلبیه (2), برد (2), گشت (2), نزدیک (2), روزگار (2), هستیم (2), رفتند (2), شادمان (2), خداحافظی (2), هدف (2), یار (2), میان (2), جوانی (2), یکدیگر (2), پولش (2), آماده (2), سینی (2), همبرگر (2), نوشید (2), ناراحتی (2), بدهند (2), پیشنهاد (2), برایشان (2), بگیرد (2), قبول (2), عادت (2), خواهش (2), اجازه (2), بپرسم (2), کهنه (2), گرفتند (2), وجود (2), بتوانند (2), فداکاری (2), فراهم (2), هزاران (2), هزار (2), دلار (2), ارزش (2), گفته (2), پنج (2), تبدیل (2), temple (2), همچنین (2), دانشگاه (2), فارغ (2), دیدن (2), صدها (2), خارج (2), صورت (2), نهایت (2), نشان (2), کارهایی (2), ماشینشون (2), تصادف (2), هردوشون (2), معجزه (2), آهن (2), میگه (2), اومده (2), داغون (2), نشونه (2), ملاقات (2), کنیم (2), صلح (2), میده (2), علامت (2), زنه (2), درب (2), گردونه (2), عزیزم (2), مبارک (2), نوای (2), چشماتو (2), دستت (2), شبی (2), خبر (2), دادن (2), دیر (2), موبایل (2), inbox (2), خودشو (2), یادت (2), انگار (2), چاره (2), داره (2), هست (2), خوبه (2), بابات (2), عصر (2), فرستاده (2), خندی (2), رابطه (2), اونقدر (2), دوستات (2), بهت (2), بفرستی (2), اوضاع (2), دلت (2), خونه (2), خوری (2), بهتر (2), غرق (2), کپرنشین (2), فکری (2), برایت (2), نشین (2), انقدر (2), وصال (2), خوبی (2), شراب (2), مست (2), تنهائی (2), لبخندی (2), سفینه (2), زحمت (2), خوشبخت (2), اسب (2), بیاید (2), ایمان (2), هشت (2), حضرت (2), سیدی (2), درد (2), معنی (2), چیست (2), هفدهم (2), نشده (2), عده (2), خوردند (2), scientists (2), دانشمندان (2), 100 (2), ۱۰۰ (2), پنهان (2), square (2), front (2), درون (2), مقابل (2), standing (2), چطور (2), per (2), fooli (2), some (2), ضرب (2), المثل (2), انگلیسی (2), آيا (2), بگذار (2), دوستش (2), كردن (2), امير (2), محمد (2), ششم (2), شدم (2), دیدم (2), ساکن (2), ساکت (2), تعظیم (2), عبدالعظیم (2), سوختن (2), ايمان (2), رحمت (2), هيچ (2), واقعاً (2), ممكن (2), چيز (2), آسان (2), دلسرد (2), كشتی (2), جزيره (2), درگاه (2), باباطاهر (2), دوستای (2), آیت (2), طالقانی (2), تور (2), ترین (2), استخدام (2), لستر (2), آرزوی (2), معنى (2), مصرف (2), چایى (2), کدام (2), کاملاً (2), استرس (2), همگى (2), خیر (2), ستایش (2), خوشبختی (2), مهمون (2), blogfa, com, فرزانه, اوستا, پورمزد, آموزش, علمي, كامپيوتر, آرين, عزيز, بلبل, البرز, بندهشن, آخر, زلال, باشي, پيداست, خورشيد, الهه, مشترك, كنكوري, مرهم, عزيزم, قاصدك, گمشده, مقدمه, ببخش, زهرا, رضايي, سیگنال, ياران, چوپنیته, مرصاد, خلوتهای, آمفاکتوس, قبيله, سوفي, باغ, تنهایی, احسان, ميثم, زمزمه, حرفهاي, تنهايي, پیوندها, دلتنگی, موضوعی, آرشيو, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, 33سالمه, متاهلم, مهربون, کنارمه, وجودش, ناز, بهمون, درخواست, اگه, خبرنامه, بشید, احتیاجی, اپم, ممنون, شید, مطالب, قدیمی, وقتها, دلایل, مسائلی, میاد, ببینیم, مشکل, ظاهر, قضیه, میبینیم, جاروبرقی, support, system, نظافتچی, دستگاه, حیات, موعود, صلیب, کوچکی, دوربین, فیلمبرداری, پوکی, جانسون, مراقبت, ویژه, بیماران, بخصوص, سپردند, ربطی, ضعف, نداشت, باعث, شگفتی, بامسائل, ماورای, طبیعی, خرافات, ارواح, اجنه, وموارد, دانستند, بیمار, میمیرد, دلیل, گروهی, متخصص, بین, المللی, بررسی, تشکیل, جلسه, بحث, تبادل, شدکه, قبل, مذکور, مشاهده, پدیده, غریب, حاضرشوند, دليل, صورتی, همراهمان, احیاءش, بهبودش, ببخشید, مراقبش, ظرافت, رفتار, جامه, آراست, سومش, داشتنش, همسایه, فخر, فروشی, ترسید, مبادا, صبور, محتاط, مشکلی, مواجه, شریکی, وفادار, صادق, سهم, نگهداری, حکومت, صمیم, ندرت, زود, دریافت, تجملش, اندیشید, عجب, صاحب, لباسهای, وجه, جوابش, کاردی, ورزیده, ازدواج, آمدم, کنارم, آیی, متأ, سفم, نمیتوانم, کمکی, بکنم, حداکثر, مزار, بیایم, گلوله, ویران, صدایی, کجا, آیم, اولش, عدم, سوءتغذیه, نحیف, اندوهی, فراوان, کاش, زمانی, خویش, امکانات, صرف, پرداخته, خدمت, گذارد, انتقال, یابد, دوم, دهند, بعدی, همراهی, عملکرد, اغلب, قدرت, غفلت, مینماییم, پادشاهی, التماس, نخواهد, سیزدهم, ازآن, سرزد, چوب, رختی, آویخت, جوراب, درسبد, بیداربود, تکالیفش, گپی, کوک, شسته, پهن, کفشی, دیگررا, فهرست, مهمی, اضافه, نیایش, درهمان, شخص, نظرش, دقیقاً, کارراانجام, خمیازه, وقوسی, درآمد, یادداشتی, مقداری, وکنارگذاشت, کتابی, افتاده, تبرکی, امضا, پاکتی, آدرس, تمبر, چسباند, مایحتاج, هردو, درنزدیکی, قرارداد, دندان, رامسواک, فکرکردم, بخوابی, حیاط, ودرها, بست, درماشین, لباسشویی, پیراهنی, اتوکرد, دکمه, لباسی, اسباب, راجمع, دفترچه, سرجایش, درکشوی, گلدان, سطل, حوله, خیسی, بند, دیروقته, تهیه, ناهارفردا, شست, شام, فریزر, گوشت, قفسه, شکرپاش, خشک, کابینت, کتری, صبحانه, ازآب, حكايت, بقیه, فرمایید, آمریکا, جیم, فیبی, کشوری, اتفاق, افتد, كشور, عشقی, موقعی, حصول, اوج, تمامیت, نتوانی, مقوله, غیر, منطقی, برسی, عبادتی, سهل, آنوقت, غنی, یادم, شنیده, آمده, هدایت, امده, بگیرم, بگرد, قلبت, تلنگری, گذشته, تجرد, گریزم, گریزد, سوال, کننده, نشانم, شخصی, استثنایی, فیلسوف, سرسپرده, نشدي, خنديد, هرچند, شنيد, اجرت, واكسي, لال, خنداندن, همين, اشتياق, شدي, كنجكاوي, پسرک, گرویده, شمر, غلامش, بکشد, نخستین, یگانه, حریم, جنازه, غلطیده, رساند, پیکر, گوارا, باد, بریده, فرزندش, متاعی, دادم, گیرم, رسول, خداصلی, خدایا, امیدم, ناامید, نکن, امیدت, گردنش, زدند, سربریده, لشگر, انداختند, مادرش, آغوش, صورتش, حمد, سپاس, خداوندی, روسفید, اشد, صولتک, رشادت, سختی, ناحیه, پاداش, برسد, اسیر, آوردند, صلابت, دیده, عمودی, شوهرش, پدر, فدایت, پاکان, برنمی, گردم, پیشگاه, نوزده, سواره, پیاده, قطع, تاخت, رجز, جانانه, ایثارگرانه, جماعتی, گفتار, برخاسته, منقلب, قطرات, چشمان, سرازیر, قول, محشور, گردید, باش, نکند, سرپرست, بیت, ملحق, حاجت, همنشین, آنگاه, برویم, محضر, عهد, غربت, رفتن, میل, تحمل, فراق, آور, اصرار, پیغمبر, بروی, شفاعت, گویی, کبوترش, پرواز, شوق, دامادش, شهد, بنوشد, حتما, کوتاهی, فرا, برخیز, پیامبرصلی, عظمت, کرامت, ضعیف, نوازی, قبضه, دلش, گوارای, چشمه, دیدند, پرسیدند, جریان, ابلاغ, نمود, بنه, برداشتند, کاروان, پذیرفتند, سپاه, کمال, علاقه, عسل, خاندان, ارجمند, ایشان, گذراندند, هفدهمین, حماسه, آفرید, روسفیدی, سرا, کسب, اینک, چگونگی, دامداری, نام, گوسفندان, دشت, صحرا, مسیحی, یاران, مسیر, چشمشان, صحرای, سیاه, سوخته, فقیری, گذرد, مضیقه, داشتیم, کناری, سنگی, نیزه, گواری, تشکر, هجرت, نیازی, یاور, بپیوندد, مبارزه, ظلم, داماد, مسلمان, زمستانی, سالمند, رستوران, زوجهای, جلب, سالخورده, تحسین, راحتی, فکرشان, عمری, خوشبختند, صندوق, پرداخت, میزی, رویش, بشقاب, خلال, لای, تکه, مساوی, لیوان, گاز, مشتریان, فــکر, پیــر, احتمالا, فقیــر, سفــارش, خاست, نکرد, مدتی, زند, طاقت, نیاورد, سوالی, بفرمایید, خورید, گفتید, دندانهــــــا, عادلانه, محلی, قبلا, شلوغ, همونطور, جلوی, گریه, نمیتونم, پوره, تقریباً, توانست, بزند, نشستن, کلاس, پرستیدن, عیسی, نداشتند, آپارتمان, فقیرانه, اجاره, فوت, والدین, دخترشان, تماس, نهایی, کفن, دفن, حینی, بدن, کوچکش, قرمز, چروکیده, رنگ, ۵۷سنت, بچگانه, کوچکمان, تری, بیایند, مبلغی, توانسته, عنوان, فهمید, نامه, سرعت, منبر, قصه, گذشتگی, احساسهای, برانگیخت, کافی, بسازند, نشد, خبردار, چاپ, دلال, معاملات, ملکی, قطعه, توانایی, خرید, مبلغ, ندارند, حاضر, زمینش, بفروشد, اعضای, مبالغ, تعداد, ۲۵۰۰۰۰, ۱۹۰۰, فداکارانه, سودها, امتیازات, شهر, فیلادلفیا, baptist, church, ۳۳۰۰, ظرفیت, سری, بزنید, university, التحصیل, سامری, نیکو, good, samaritan, hospital, کودک, ساخته, کودکی, حوالی, محیط, باقی, نماند, توانید, عکسی, شیرین, با۵۷, تاریخ, انگیزی, رقم, تصویری, دکتر, راسل, کان, نویسنده, کتاب, گورستان, الماسها, حقیقی, میدهد, هديه, ناجوری, بطوریکه, بشدت, آسیب, میبینه, بطرز, آسایی, بدر, برن, قراضه, رانندهء, میگرده, جالب, بروز, ماشینامون, اینطوری, مشترکی, صفا, هیجان, اوه, بله, موافقم, کاملن, سالمه, مطمئنن, بمونه, یمن, تونه, جریانات, جالبی, جشن, بگیریم, لوندی, سرش, تصدیق, تکان, حالیکه, چشمی, اندام, نصف, نوشه, شیطنت, آمیزی, بهتره, پلیس, زنها, فرشته, هفت, دلخراش, alarm, نکرده, نکنه, نصفه, مونده, بعدش, تندتند, کاراتو, صبحونه, نخورده, افتی, اداره, طبق, معمول, ترافیک, دلپذیر, صبحگاهی, هدر, عمر, جوونیت, جیب, شلوارت, لرزیدن, تونی, زده, غذاتو, یخچال, برداری, سرک, عزیز, شینی, سرجات, بریزه, روسرت, الکی, محض, نبودن, عریضه, بخیر, نثار, بگیری, خیالت, راحت, ساعتی, reminder, کشه, بندازه, دوران, خوشه, تحصیله, مجال, smsهای, تبریک, کیک, شمع, راضیت, موبایلشو, دودستی, چسبیده, صبرانه, دوخته, کسری, ثانیه, قربونت, یادش, نوش, ناهار, برادرت, پره, وسط, غذات, پیراهن, آبی, شلواری, بپوشم, نهار, دادی, saved, item, بالا, پایین, تکراری, فرسته, حالش, بعدازظهر, غافلگیرت, ازت, خواد, بانکی, براش, بدی, ببندی, موبایلت, دوبار, خونی, باورت, بشه, همکلاسی, زبانت, ندیدیش, آنچنانی, هرچی, بینی, حرفا, قیافش, آری, میذاری, کیفت, خودتو, میندازی, هیاهوی, خیابون, همش, کلنجار, اونکه, اسمشو, نبر, صحبتی, تموم, جدی, همینجور, جلوت, چطورم, فلان, امون, بذار, واست, بفرستم, روبرومی, سرکوچه, مقبول, بدتر, مثلا, خواستی, آره, آدمیزاد, پستی, send, کوفته, اطلاع, باهات, وای, برسه, ولش, زنم, اهالی, ندارن, قیافت, زنن, رمق, سکوت, دلنواز, صدات, پری, بدل, کرن, سوء, تفاهم, بیای, اثبات, منظورت, آلارم, پرت, بندی, کلمات, pingilish, سیاهی, رژه, کارایی, عذاب, وجدان, گرفتی, ندادی, وکیلی, زدی, کادوی, پیشکشت, دوستی, حالشو, پرسیدی, تنگه, منصف, افسوس, ارسال, 500, مسئولیت, احوالت, خوابت, بیاد, کلمه, زير, شرح, روزمره, ماها, جديدي, ارتباطات, شديم, قطعا, خوندن, براتون, جالبه, بزش, لطفا, بکش, فرسخی, چادرش, اگرآنرا, برقی, چشمانش, درخشید, واقع, خودم, آخرین, توست, کمکت, غرور, سوخت, آنرا, وضعت, ایرانه, ضمن, نشینان, بدبختی, کپری, ژنده, پوشی, خوابیده, فرود, مدتها, برهوتی, عطا, ببرم, پیشه, بنوشم, موسیقی, گوش, غذاها, بخورم, خلاصه, معشوقم, اعطا, پاریسی, خداوندا, عشقم, برسان, گریم, دلخسته, شهرهای, پاریس, عاشقی, شرابم, مغموم, خیال, شهری, میخانه, جامی, خدواند, آنچه, آرزویش, بینم, انگیزه, آرزویت, هرروز, بزرگتر, راس, گوسفند, وهزاران, اتومبیل, لیموزین, رنچ, مزرعه, فرصتی, امریکاست, دارهستم, تامین, گاوهایش, کیستی, سواری, تلاش, مواظب, بیابانی, ببیند, بندگانش, آرزوي, چهاردهم, بهر, مهدی, طالب, سبزم, ارکان, ریا, بهارنو, آزادی, زمستان, والسلام, دورِ, برگردان, دغل, سرانگشتش, اثر, فرهنگ, هنر, والسّلام, استواریِّ, مردانگی, فرزانگی, بازگشتن, ماجراجویی, بازگشتی, آیین, انحلال, خشم, کین, مولامان, خمین, مولا, وِلای, سادات, سبزیِ, خضرایِ, ملتی, رهنوردی, پرتوان, میرحسین, اعتقاداتی, قوی, کویرستان, نَمی, میلیون, خاتمی, فاطمه, مهرورزی, عدل, آزادگی, نماد, والامقام, رسانه, محرومیت, مظلومیت, انتهای, فصل, ماندگار, کاندیدای, اصلح, سرسبز, کیست, يعني, دروغگو, خداست, اينكه, دانند, دوستانشان, دشمنانشان, مشكل, باقي, دنيا, آيند, متقاعد, شدن, گشتند, همپاي, خواهان, دچار, اختلاف, ديدگاه, گرسنه, ماندند, شكايت, غمگين, once, die, heaven, they, decide, play, hide, seek, مردند, قایم, موشک, unfortunately, who, has, den, supposed, count, then, start, searching, متاسفانه, نفری, میشمرد, جستجو, everyone, starts, hiding, except
Text of the page (random words):
را بکش نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 0 2 توسط مرجان sms شايد داستان زير شرح حال زندگي روزمره خيلي از ماها باشه كه غرق در نوع جديدي از ارتباطات شديم قطعا خوندن اين داستان براتون جالبه ساعت هفت صبح با نوای دلخراش alarm گوشی چشماتو باز کرده و نکرده با دستت دنبال گوشی می گردی نکنه شبی نصفه شبی یه sms اومده باشه و تو بی خبر مونده باشی بعدش تندتند کاراتو می کنی و صبحونه خورده و نخورده راه می افتی سمت اداره طبق معمول تو ترافیک دلپذیر صبحگاهی در حال هدر دادن عمر و جوونیت هستی که جیب شلوارت شروع می کنه به لرزیدن می تونی حدس بزنی که مامان sms زده تا فراموش نکنی غذاتو از یخچال برداری ولی دیگه دیر شده مثل همیشه هم پنج دقیقه دیر می رسی سرک ار و به همکاران عزیز سلام می کنی و می شینی سرجات و به کارهایی که قرار بریزه روسرت فکر می کنی کم کم بی اختیار دستت می ره طرف موبایل و الکی inbox رو چک می کنی محض خالی نبودن عریضه یه sms صبح بخیر نثار دوستت می کنی تا جواب بگیری و خیالت راحت شه چند ساعتی مشغول کارت می شی که یه دفعه reminder گوشی خودشو می کشه که یادت بندازه امروز تولد دوست دوران خوشه تحصیله حتی به خودت مجال فکر کردن هم نمی دی که زنگ بزنی یا نه smsهای صد سال پیش رو زیر و رو می کنی بلکه یه تبریک تولد خوب پیدا کنی sms معروف کیک تولد و شمع راضیت نمی کنه ولی انگار چاره نداری از اون طرف هم دوستت که انگار موبایلشو دودستی چسبیده و بی صبرانه چشم دوخته بهش در کسری از ثانیه با sms قربونت می ره که به یادش بودی گوشی رو رها می کنی و دوباره مشغول کار می شی در حال نوش جان کردن ناهار هستی که برادرت با sms می پره وسط غذات که چی با پیراهن آبی راه راه چه شلواری بپوشم چه دل خوشی داره بعد از نهار لم دادی رو صندلی چند وقتی هست که از دوستت خبر نداری دوباره inbox و saved item رو بالا و پایین می کنی تا یه جوک پیدا کنی اون هم در جواب یه جوک تکراری برات می فرسته خوب پس حالش خوبه بابات هم بعدازظهر باز غافلگیرت می کند که با sms ازت می خواد یه کار بانکی براش انجام بدی عصر شده دیگه کم کم داری آماده می شی بار سفر ببندی که باز موبایلت کارت داره نه sms رو دوبار می خونی تا باورت بشه همکلاسی زبانت که 2 بار بیشتر ندیدیش چه جوک آنچنانی برات فرستاده می خندی ولی هرچی فکر می کنی می بینی نه بابا این حرفا به قیافش نمی آد دیگه چاره ای نیست به روی خودت نمی آری و گوشی رو میذاری تو کیفت و خودتو میندازی تو هیاهوی خیابون تو راه همش با خودت کلنجار می ری که به اونکه اسمشو نبر sms بزنی یا نه حالا یه صحبتی شد که رابطه تموم شه ولی اونقدر جدی که نبود همینجور داری با خودت حرف می زنی که یکی از دوستات جلوت سبز می شه سلام و من چطورم و تو چی کار می کنی و این حرف ها که یه دفعه می گه راستی جوک فلان رو شنیدی اصلا بهت امون نمی ده و می گه بذار واست بفرستم حال کنی با اینکه فکر می کنی خوب تو که روبرومی چرا خودت تعریف نمی کنی به sms لبخند می زنی و خداحافظی می کنی بالاخره سرکوچه راضی می شی که یه sms بفرستی اگر مقبول افتاد که افتاد اگر اوضاع بدتر شد که خوب مثلا اشتباه شده می خواستی sms رو برای یکی دیگه بفرستی آره خوبه خوب آدمیزاد اشتباه می کنه دیگه تو دلت به پستی خودت می خندی و send می کنی خسته و کوفته می رسی خونه که بهت اطلاع می دن یکی از دوستات زنگ زد باهات کار داشت وای اصلا حال نداری بهش فکر کنی چه برسه به حرف زدن ولش کن فردا بهش sms می زنم اهالی خونه که دست کمی از خودت ندارن از قیافت حدس می زنن که رمق حرف زدن نداری در سکوت یه چیزی می خوری که نوای دلنواز sms صدات می کنه با رضایت لبخند می زنی sms اشتباه کار خودشو کرد می پری رو تخت و sms بازی شروع می شه بعد از رد و بدل کرن حدود 15 تا sms یه سوء تفاهم همه کار رو خراب می کنه تا بیای اثبات کنی که منظورت این نبود دیگه آلارم رو روشن می کنی و موبایل رو پرت می کنی چشماتو می بندی کلمات pingilish تو سیاهی برات رژه می رن اما اونقدر خسته ای که فکر نمی کنی امروز با چند تا sms چه کارایی کردی اصلا امروز صدای بابات رو شنیدی تازه عذاب وجدان هم گرفتی که جواب تلفن دوستت رو ندادی خدا وکیلی دوستت بیشتر خوشحال نمی شد اگر یه زنگ یه دقیقه ای می زدی بهش حالا کادوی تولد پیشکشت تازه هنوز هم دلت برای اون دوستی که با جوک حالشو پرسیدی تنگه منصف هم باشی افسوس می خوری که به جای ارسال 500 تا sms برای حفظ یه رابطه اگر مسئولیت حرف زدن رو قبول می کردی اوضاع و احوالت بهتر بود حالا دیگه خوابت برده فرصت نیست تا یادت بیاد که در آغاز کلمه بود نه sms نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 1 46 توسط مرجان سال نو بر همه مبارک نوشته شده در جمعه سی ام اسفند ۱۳۸۷ ساعت 2 58 توسط مرجان زنها فرشته اند یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان رانندهء خانم بر میگرده میگه آه چه جالب شما مرد هستید ببینید چه بروز ماشینامون اومده همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم مرد با هیجان پاسخ میگه اوه بله کاملا با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه ببین یک معجزه دیگه ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن که می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیکه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد مرد می گه شما نمی نوشید زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه نه عزیزم فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 1 52 توسط مرجان هديه اي پر از محبت یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود همونطور که از جلوی کشیش رد شد با گریه و هق هق گفت من نمیتونم به کانون شادی بیام کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد چند سال بعد آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند فوت کرد والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد داخل کیف ۵۷سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند فهمید که باید چه کند پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند اما داستان اینجا تمام نشد یک روزنامه که از این داستان خبردار شد آن را چاپ کرد بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند او حاضر شد زمینش را به قیمت ۵۷ سنت به کلیسا بفروشد اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به ۲۵۰۰۰۰ دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود در حدود سال ۱۹۰۰ محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد وقتی در شهر فیلادلفیا هستید به کلیسای temple baptist church که ۳۳۰۰ نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه temple university که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید همچنین بیمارستان سامری نیکو good samaritan hospital و مرکز کانون شادی که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید مرکز کانون شادی به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با۵۷ سنت پولش که با نهایت فداکاری جمع شده بود چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد در کنار آن تصویری از آن کشیش مهربان دکتر راسل اچ کان ول که نویسنده کتاب گورستان الماسها است به چشم می خورد این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با ۵۷ سنت انجام دهد نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 2 50 توسط مرجان تقسیم عادلانه در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند بسیاری از آنان زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند نگاه کنید این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت غذا سفارش داد پولش را پرداخت و غذا آماده شد با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست یک ساندویچ همبرگر یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد اما پیر مرد قبول نکرد و گفت همه چیز رو به راه است ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت می توانم سوالی از شما بپرسم خانم پیرزن جواب داد بفرمایید چرا شما چیزی نمی خورید شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید منتظر چی هستید پیرزن جواب داد منتظر دندانهــــــا نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت 11 4 توسط مرجان شهادت وهب تازه داماد و تازه مسلمان با همسرش مادر پسر و عروس در بیابان ثعلبیه به دامداری مشغول بودند این سه نفر به نام های قمر وهب و هانیه زندگی آرام و ساده ای داشتند وهب گوسفندان خود را برای چرا به دشت و صحرا می برد و شب باز می گشت او تازه با هانیه عروسی کرده بود هر سه مسیحی بودند امام حسین علیه السلام با یاران خود در مسیر حرکت به سوی کربلا چشمشان در صحرای ثعلبیه به خیمه سیاه سوخته ای افتاد امام نزدیک آن خیمه رفت دید پیرزن فقیری در آنجا زندگی می کند او قمر مادر وهب بود امام حال و روزگار او را پرسید او گفت روزگار می گذرد ولی ما در مضیقه آب هستیم اگر آب می داشتیم بسیار خوب بود امام با او به کناری رفتند تا به سنگی رسیدند امام با نیزه خود آن سنگ را از جا کند آب خوش گواری از زیر سنگ بیرون آمد پیرزن بسیار شادمان شد و از امام علیه السلام تشکر کرد هنگام خداحافظی امام حسین علیه السلام هدف از هجرت و حرکت خود را گفت و به آن مادر پیر فرمود ما نیازی به یار و یاور داریم وقتی که پسرت وهب بازگشت به او بگو به ما بپیوندد و ما را در راه دفاع از حق و مبارزه با ظلم کمک کند امام رفت پیرزن در حیرت فرو رفته بود عظمت و کرامت و ضعیف نوازی و مهربانی امام فکر و قلب او را قبضه کرده بود دلش می خواست با امام حرکت کند صبر کرد تا عروس و پسرش وهب آمدند آنان آب گوارای چشمه در کنار خیمه خود را دیدند از علت پرسیدند قمر جریان را برای آنان تعریف کرد و پیام امام را نیز به پسرش ابلاغ نمود این سه نفر شیفته امام شدند بار و بنه خود را برداشتند و به سوی کاروان امام حرکت کرده و به حضور امام رسیده و اسلام را پذیرفتند و با سپاه امام علیه السلام با کمال عشق و علاقه به راه خود ادامه داده تا به کربلا رسیدند نه روز از عروسی وهب و هانیه می گذشت آنان ماه عسل خود را در کربلا کنار حسین علیه السلام و خاندان ارجمند ایشان گذراندند سرانجام روز عاشورا و در هفدهمین روز عروسی خود وهب و هانیه به شهادت رسیدند قمر با دلاوری های خود حماسه ها آفرید و روسفیدی دو سرا را کسب کرد اینک به چگونگی شهادت وهب و هانیه توجه کنید روز عاشورا فرا رسید قمر به وهب گفت پسرم برخیز و پسر دختر پیامبرصلی الله علیه وآله را یاری کن وهب گفت مادرم حتما یاری می کنم و کوتاهی نخواهم کرد ام وهب آن چنان پسرش را عاشقانه به سوی میدان دعوت می کرد که گویی می خواهد کبوترش را به سوی میدان به پرواز درآورد او اشک شوق می ریخت که جوان تازه دامادش در رکاب حسین علیه السلام شهد شهادت بنوشد هانیه همسر وهب به خاطر غربت و این که با وهب تازه عروسی کرده بود در آغاز در مورد رفتن وهب به میدان بی میل بود و تحمل فراق وهب برای او سخت و رنج آور بود ولی قمر اصرار داشت که وهب به میدان برود و می گفت پسرم از تو راضی نخواهم شد مگر این که به یاری پسر پیغمبر بروی پسرم تو هرگز به شفاعت جد امام حسین علیه السلام نمی رسی مگر با رضایت امام و رضایت من سرانجام هانیه به وهب گفت تو وقتی که کشته شوی وارد بهشت می گردی و همنشین حورالعین می شوی آنگاه مرا فراموش می کنی اگر می خواهی دلم را آرام کنی نزد امام حسین علیه السلام برویم در محضر او با من عهد کن که مرا فراموش نکنی وهب و هانیه به حضور امام آمدند هانیه به امام عرض کرد من دو حاجت دارم 1 وقتی که وهب کشته شد من بی سرپرست می شوم مرا به اهل بیت خودت ملحق کن 2 وقتی که وهب کشته شد و با حورالعین محشور گردید شاهد باش که او مرا فراموش نکند گفتار از دل برخاسته هانیه امام حسین علیه السلام را منقلب کرد قطرات اشک از چشمان حسین علیه السلام سرازیر شد هانیه را آرام کرد و قول داد که به خواسته های او عمل شود وهب به میدان تاخت و رجز جانانه خواند و ایثارگرانه جنگید و جماعتی را کشت و نزد مادر بازگشت و گفت آیا از من راضی شدی قمر گفت از تو راضی نمی شوم تا در پیشگاه حسین علیه السلام کشته گردی او به میدان بازگشت و همچنان با صولت عجیب می جنگید به طوری که نوزده سواره و بیست پیاده را کشت سپس هر دو دست او را قطع کردند همسرش هانیه عمودی برداشت و کنار شوهرش آمد و گفت پدر و مادرم به فدایت در رکاب پاکان با دشمن جنگ کن وهب لباس همسرش را گرفت تا او را به خیمه ها برگرداند ولی او می گفت برنمی گردم تا با تو کشته شوم امام حسین علیه السلام فرمود از ناحیه ما بهترین پاداش به شما برسد به خیمه ها برگرد هانیه بازگشت وهب همچنان جنگید تا او را اسیر کرده نزد عمرسعد آوردند عمرسعد که صلابت و دلاوری او را دیده بود به او گفت ما اشد صولتک چقدر صولت و رشادت سختی داری سپس دستور داد گردنش را زدند و سربریده او را به سوی لشگر امام حسین علیه السلام انداختند مادرش قمر سر او را گرفت و به آغوش کشید و خون صورتش را پاک کرد و گفت حمد و سپاس خداوندی را که با شهادت تو مرا روسفید کرد سپس سر بریده فرزندش را به سوی دشمن انداخت یعنی متاعی که در راه خدا دادم پس نمی گیرم آن گاه عمود خیمه را از جا کند و به میدان رفت و دو نفر از دشمن را کشت امام حسین علیه السلام فرمود ای مادر وهب به خیمه برگرد پسرت اکنون با رسول خداصلی الله علیه وآله است او به خیمه بازگشت در حالی که می گفت خدایا امیدم را ناامید نکن امام به او فرمود ای مادر وهب امیدت برآورده است هانیه همسر وهب خود را به جنازه به خون غلطیده همسرش وهب رساند خون ها را از پیکر او پاک می کرد و می گفت بهشت بر تو گوارا باد شمر وقتی که او را دید به غلامش رستم دستور داد او را بکشد رستم با عمود بر آن نو عروس زد و او را کشت و این نخستین زن و یگانه زنی بود که در کربلا در راه دفاع از حریم امام حسین علیه السلام به شهادت رسید وهب هنگام شهادت 25 سال داشت او و خانواده اش در روز عاشورا ده روز بود که به اسلام گرویده بودند نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 14 23 توسط مرجان پیرمرد و پسرک پيرمرد هر بار كه مي خواست اجرت پسرك واكسي كر و لال را بدهد جمله اي را براي خنداندن او بر روي اسكناس مي نوشت اين بار هم همين كار را كرد پسرك با اشتياق پول را گرفت و جمله اي را كه پيرمرد نوشته بود خواند روي اسكناس نوشته شده بود وقتي خيلي پولدار ش...
|