Meta tags:
description= ♥ دختر باران ♥ THE GODDESS OF LOVE;
Headings (most frequently used words):
دختر, باران, the, goddess, of, love, پیانوبزن, امنحان, کن, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (39), نوشته (37), شده (36), است (33), ساعت (30), توسط (30), ققنوس (30), باران (20), های (17), زندگی (17), خدا (17), قطره (16), این (14), دریا (13), نیست (12), نمی (12), بیست (11), عشق (10), توان (10), تنها (9), بود (9), زند (9), باز (8), هیچ (8), گفت (8), کسی (8), همه (8), موج (8), تیر (7), مرداد (7), اما (7), آدم (7), پنجشنبه (7), دوشنبه (7), چشم (7), باش (7), شنبه (7), شهریور (6), یکم (6), وقتی (6), خواهد (6), ۱۳۹۱ (5), اسفند (5), مهر (5), تنهایی (5), دیگر (5), آید (5), اين (5), باید (5), نگاه (5), تمام (5), چهارم (5), کنم (5), مرا (5), خانه (4), چون (4), دست (4), کنند (4), بار (4), ابر (4), ولی (4), آسمان (4), زیر (4), پشت (4), شیشه (4), جمعه (4), شاخه (4), جاری (4), بسته (4), تاریکی (4), بودن (4), شکسته (4), عاشق (4), هست (4), گاهی (4), باغ (4), دارد (4), خوب (3), بال (3), دختر (3), آتش (3), زنم (3), خود (3), آری (3), اند (3), هوس (3), زمین (3), حالا (3), نمي (3), دانم (3), لحظه (3), گفتی (3), جور (3), دید (3), افتاده (3), فهمم (3), باشد (3), آرام (3), مرگ (3), شود (3), زیبا (3), اگر (3), نهم (3), حوا (3), چقدر (3), عبور (3), چشمهایم (3), هفتم (3), کرد (3), باد (3), بخواهي (3), تمــام (3), چیزی (3), مـــن (3), روز (3), رنج (3), نفس (3), چهارشنبه (3), برگی (3), هنگامی (3), نبود (3), یکی (3), لمس (3), ببار (3), گذار (3), نوشیده (3), آرشیو (2), آذر (2), آبان (2), وبلاگ (2), پست (2), پروفایل (2), قفس (2), تنگ (2), بعد (2), ممنون (2), خالی (2), حتما (2), درضمن (2), لینک (2), گفته (2), خودم (2), ماه (2), زنده (2), فقط (2), خوانند (2), ترانه (2), جای (2), اینکه (2), دهند (2), خورده (2), خبر (2), هزار (2), معلوم (2), کرده (2), کنار (2), خیس (2), خسته (2), حوصله (2), خواهم (2), زمين (2), دیوانه (2), ندیده (2), سهراب (2), رفت (2), چشمهای (2), کدام (2), مرد (2), کجای (2), زیباست (2), مردم (2), سوزد (2), سکوت (2), بزن (2), تبر (2), نــه (2), هــر (2), شــاید (2), توست (2), کوچک (2), نهر (2), گاه (2), نتوانی (2), رودخانه (2), باشی (2), بلند (2), دلم (2), دارم (2), دراز (2), اشک (2), چگونه (2), خیابان (2), پنجره (2), تــا (2), خــود (2), نوازش (2), آغوش (2), نوزدهم (2), نسیم (2), ششم (2), افتاد (2), زهر (2), هشتم (2), کسیست (2), بـــــود (2), گـــم (2), شـــــدم (2), تـــو (2), تــو (2), افســـانه (2), اشك (2), كرد (2), قلب (2), نداشت (2), توی (2), كلمه (2), نهایت (2), گذاشت (2), روزی (2), بزرگتر (2), طعم (2), شدن (2), صبوری (2), راه (2), گذشت (2), راهی (2), یکشنبه (2), كران (2), رها (2), شعله (2), فريادرس (2), حجم (2), سایه (2), ناجور (2), رنگین (2), کمان (2), مثل (2), تکّه (2), تهش (2), گوید (2), جامه (2), آشنا (2), شدم (2), ابری (2), روی (2), صبری (2), کلمه (2), احساسش (2), کند (2), اندازه (2), گمشده (2), فکرکن (2), میخوان (2), پیانوبزن (2), نور (2), هایش (2), درخت (2), خواب (2), سرگردان (2), بگو (2), مگذار (2), blogfa, com, دهکده, متن, شعر, موضوعی, بهمن, فروردین, اردیبهشت, خرداد, پیشین, عناوین, الکترونیک, مدیر, قفسی, غفلت, زندان, بان, سپس, گشودن, پرواز, سلام, اومدین, برنگردین, نظربدین, متخص, ادبیاته, امیدوارم, خوشتون, بیاد, وبهره, ببرین, هرکسی, نمیشه, باشم, تاییدمیکنم, کسانی, میشن, بااسم, وبیم, بلینکن, کامنت, خصوصی, نخونده, دیلیت, میشه, جهت, اطلاع, فعال, بارانت, مباز, دامان, دامانت, مناز, سیاوش, جرم, عاشقی, کورم, تابوب, سنتورم, صدایم, مضرابها, ضمیر, آبها, خدایابیاقدم, بزنیم, سیگارازمن, ازتو, بــاران, آخر, ابرها, بخورند, تراته, رابطه, بهانه, مگر, ندارید, زحمت, بارانزا, میکنند, مصنوعی, کجا, باریدن, دلمان, هوای, هوایی, بارانی, تــرانـــه, حسن, زمینی, آسمانی, امداد, بغض, همانند, آدمیان, مهرورزی, بارند, کینه, توزانی, خشک, نشانند, چترم, ایستگاهی, گذاشته, آمده, شاعر, بارانم, خداي, سكوت, شايد, خواندن, همين, سياه, مشق, هايي, نداشته, باشي, هايت, بيش, خطي, كنم, خودت, داني, بقول, شازده, كوچولو, اينجا, رسم, هايش, عجيب, چشمها, شست, شستم, دیدم, رفتم, شسته, دیگرم, ندید, طعنه, خندید, شبانه, خورد, چکد, فرش, صدای, ماتم, چرا, فهمند, کودک, ضربه, شلاق, سخت, لرزد, ذلتش, مطالب, قدیمی, بیستم, آزمــاید, بســته, آنچہ, بنده, گــا, خـداونـد, رهـــــا, نمے, شوی, گیـر, گیـــر, مباش, خوبی, آتشی, بردل, ببینی, جمع, شکستی, هیزم, شکند, عمق, وای, نکنم, خشکیده, کوبی, علاقه, محکم, کاری, کوبد, مال, دستها, تیشه, صدائیست, پیچیده, جنگل, بلکه, احساســــــم, یـک, کودکـم, ضعیفـم, مـی, فـــهـمـــــم, امــا, وقـت, گونه, هایـم, خیــس, بـی, غـرور, خیلــی, کـودکانـــ, ــه, گریــــه, شـــاید, زبـــان, ضـــعـف, بـاشــ, ــد, بدان, حال, الهام, رود, مهربانی, خاطر, سخاوت, هستند, ماورای, پروانه, لطیف, رانوازش, دهی, سبزه, دیده, دیگران, حرکت, میکنی, زیبایت, هدیه, زلال, مهربان, جوشش, مرداب, نباش, نهری, نهریکوچک, واگر, توانی, اقیانوس, بوی, داریم, زاده, کدامین, نخستینیم, پایش, سوختن, خدایا, بیا, برداریم, ساختن, انسان, کنی, دردهایی, درمانی, برایشان, تجویز, بخندم, بروم, بالا, ترین, شهر, بایستم, ایستادن, بکشم, دنیا, همینجا, بین, مرور, مدام, ماشین, بندم, میریزم, ثانیه, گوش, ببینم, نقاشی, چتر, میکنم, میشوند, اتاق, همچون, پانزدهم, دکــتر, علــی, شـریـعـتـی, داشته, بــاش, بــاشم, برگيري, بسازي, گــونه, بيـاشامي, سپــارم, زانويي, بــه, خــواب, روي, بــودن, کنــد, دستي, چهره, گيسويــت, نيــرويــي, کــه, دوست, داشتــن, سازم, هراس, بياسايي, روحم, دامني, سرت, بنهي, هستي, تکيه, قانون, طوفان, ساقه, شکستن, احــــمــدشـامـلو, فرو, پرده, روشن, حساب, پیش, دشمن, شمشیر, شراب, آلوده, جام, وسوسه, بحث, نبودن, سلطانیست, وجودش, بخشیدن, گیرد, تنبیه, تنهایت, گذاشتند, محرمت, کردند, گشاید, رفتند, ماند, خریدار, دلهای, چشمانی, نابینا, پای, سراغش, دهان, صدایش, روزنۀ, امیدی, هیچگاه, جهانی, درظلمات, فروخواهندفت, اگرفروبندم, وروزدرچشمان, سفیدی, روزدرچشمان, سیاهی, درچشمان, چـــــشــمــان, مــنـ, فریدون, مشیری, زنـــــد, گــــی, پـــر, فریـــــادهـــــــا, گــر, ســـکوت, خویــــش, مـــــی, داشـــتــــم, کجـــایی, تــــا, بگـــیـــــــری, داد, ایــــن, هیاهـــو, گــــم, ســـــکوت, مــــــــــادر, فریـــادهــــــا, نـــدیــــدم, خوشـــــتر, جــــادوی, مــــرا, بردی, بــــه, شـــــهر, بــــــادهـــا, پنـــاهت, بــرگ, بـــار, شکـــــفت, چــــون, شـــراب, کهنــه, شعــرم, تازه, بــــود, تـــا, آغـــــوش, راهــــــی, داشـــــــدم, ســـــاز, جــــانم, پــــر, آوازه, سکـــــــوت, مــادر, فریـــــــــادهـــــا, عــــاقبــــت, مـــــردم, شـــــــــدم, مــن, کــــه, خــــــود, پرداخــــتم, لاجــــــرم, ایـــن, هـــیاهو, شــــــــدم, مـــــن, ســکوت, خویــش, گــم, کــرده, هجدهم, چكید, نهایتی, عكس, عشقش, ریخت, سنگینی, بریزد, دنبال, گشت, برداشت, اینجا, بزرگترین, رساند, چشید, امروز, آموخت, روان, لیاقت, طولانی, دلش, خواست, خیلی, وقت, عـــكــس, خــدا, اشــك, عــاشـق, خوش, بوي, بلبل, ببينيد, درين, خاك, روئيد, باليد, بشكفت, نغمه, دانه, خار, كزين, تنگنا, گشايد, يكي, برق, سوزنده, بايد, خرد, چندان, نپايد, درمن, غزل, زمان, كنارم, عبث, زير, پايم, تهي, كند, جاي, فغانم, شكسته, راهم, رانده, مانده, شكيبم, فغاني, ساحل, گيردش, بالید, بـــودن, برابر, نبودنها, هجوم, هستها, هزاران, قله, مـهـــر, اوج, عـشــق, غرق, صـــدا, دمی, آسود, نگـــاه, دهم, بگذر, گذشته, شاید, منشور, کربن, قلم, رنگ, میخواند, هایم, میدهم, آیهٔ, یاس, نخوان, نبین, قدر, ترکیب, کوکشان, میزنم, همین, دارایی, کمی, کلمات, ارث, برده, وصلهٔ, نباشد, کلام, نمیشود, نوع, لگد, ذهنت, چهل, تقصیر, تنش, سرش, میخورد, راست, میگفتی, خواندم, سروته, ندارند, یازدهم, پادشاه, فصلها, پائیز, جاودان, اسب, یال, افشان, زردش, میچمد, خنده, خونیست, آمیز, داستان, میوه, سربه, گردونسای, اینک, خفته, تابوت, خاک, برویش, برگ, لبخندی, روید, زچشمش, پرتو, گرمی, تابد, بهاری, نومیدان, باغبان, رهگذران, بروید, هرچه, بافته, زرتار, پودش, ورجز, اینش, شولای, عریانی, سازِ, سرودش, پاکِ, غمناکش, تنهاست, پوستین, سردِ, نمناکش, آسمانش, گرفته, دراغوش, برایـــــــــم, اشــــــــک, ریــــــــزد, میـــــــــدانم, نـــــــگاهم, کافیــــــست, حــــــرف, نمـــــــیزنم, یـــــــــکی, خــــــدا, یــــــــکی, مـــــــن, صنـــــــــدلــی, میــــــــز, نفــــــــره, بایـــد, صدا, بــــــــــزنم, یـــکی, همیـــــــن, روزهــــــــــا, چنین, دستم, کردم, دستی, زمزمه, گشودم, مخاطبی, نداشتم, تشنۀ, برابرم, نویسد, سرانگشتی, مات, دردی, جبری, تپد, پیشانی, کوله, باری, مختصر, لبریز, کفشهایی, منتظر, چارچوب, هوا, ناودانها, شریعتی, آغاز, توانست, تاست, داشت, آره, حرف, دلت, بشنون, جادعوت, شدی, وازت, پیانوبزنی, نترس, امتحان, امنحان, برای, رسیدن, گذر, ریشه, قبل, زیبایی, خواستی, نتابی, خورشید, نپرس, کاسه, کیست, سخاوتمند, سپهری, پرشی, پری, وسعت, هندسه, ساده, یکسان, هاست, ضرب, ضربان, ابدیت, مجذور, آینه, یافتن, سکه, شاهی, جوی, شستن, بشقاب, فکر, بوییدن, کره, رفتن, موشک, فضا, دیدن, باغچه, مسدود, هواپیما, سوت, قطار, پلی, پیچد, غریبی, مرغ, مهاجر, تجربه, پره, حشره, طاغچه, عادت, یاد, برود, جهنم, پیوسته, آرامم, سیاه, چشمانت, تپش, جهنمی, مست, بیهوده, زنجیر, مروارید, آویخته, طلسم, خوابم, بنگر, ستون, رجز, سپیدی, فریب, دامن, تار, پود, رویاها, بیاویزم, بالش, تاریک, بردارم, وجودم, تبدار, گریم, ایستاده, آنان, the, goddess, love,
Text of the page (random words):
دختر باران دختر باران the goddess of love باران ببار ببار بر سر همه آنان که ایستاده اند زیر آسمان تنهایی ها نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 22 توسط ققنوس شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم مرا تنها گذار ای چشم تبدار سرگردان مرا با رنج بودن تنها گذار مگذار خواب وجودم را پر پر کنم مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم سپیدی های فریب روی ستون های بی سایه رجز می خوانند طلسم شکسته خوابم را بنگر بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته او را بگو تپش جهنمی مست او را بگو نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام نوشیده ام که پیوسته بی آرامم جهنم سرگردان مرا تنها گذار نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 15 35 توسط ققنوس نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 15 21 توسط ققنوس زندگی چیزی نیست که لب طاغچه ی عادت از یاد من و تو برود زندگی بعد درخت است به چشم حشره زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطار است که در خواب پلی می پیچد زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیما خبر رفتن موشک به فضا لمس تنهایی ماه فکر بوییدن گل در کره ای دیگر زندگی شستن یک بشقاب است زندگی یافتن سکه ده شاهی در جوی خیابان است زندگی مجذور آینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق سهراب سپهری نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 15 12 توسط ققنوس سخاوتمند باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت 19 33 توسط ققنوس به درخت نگاه کن قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرده گاه برای رسیدن به نور باید از تاریکی ها گذر کرد نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت 19 17 توسط ققنوس پیانوبزن امنحان کن پیانوبزن نترس امتحان کن فکرکن یه جادعوت شدی وازت میخوان پیانوبزنی آره فکرکن میخوان حرف دلت بشنون نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ ساعت 12 54 توسط ققنوس هر کس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت هر کسی دو تاست و خدا یکی بود و یکی چگونه می توانست باشد هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست و خدا کسی که احساسش کند نداشت در آغاز هیچ نبود کلمه ای بود و آن کلمه خدا بود و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود د ع شریعتی نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 12 17 توسط ققنوس ناودانها شر شر باران بی صبری است آسمان بی حوصله حجم هوا ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری است پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد در تب دردی که مثل زندگی جبری است و سرانگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر می نویسد خانه ام ابری است نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 19 21 توسط ققنوس عشق و من با عشق آشنا شدم و چه کسی این چنین آشنا شده است هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم و هنگامی تشنۀ آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریا بود و دریا نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15 21 توسط ققنوس یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنم یک میــــــــز دو نفــــــــره دو صنـــــــــدلــی یــــــــکی مـــــــن یـــــــــکی خــــــدا حــــــرف نمـــــــیزنم نـــــــگاهم کافیــــــست میـــــــــدانم برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14 5 توسط ققنوس آسمانش را گرفته تنگ دراغوش ابر با آن پوستین سردِ نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاکِ غمناکش سازِ او باران سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست ورجز اینش جامه ای باید بافته بس شعله ی زرتار پودش باد گو بروید هرچه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغبان و رهگذران نیست باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ور برویش برگ لبخندی نمی روید باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن پادشاه فصلها پائیز نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 21 39 توسط ققنوس آری سروته ندارند نوشته های من می دانم خواندم راست میگفتی نه سرش به تهش میخورد نه تهش به تنش تقصیر من نیست ذهنت که چهل تکّه باشد آن هم از نوع ناجور لگد خورده با کلام جور نمیشود وقتی هیچ کدام از این هزار تکّه وصلهٔ هم نباشد اما با همین دارایی کمی که از کلمات به ارث برده ام به هم کوکشان میزنم هر چه قدر هم که بی ترکیب از آب در آید نبین آیهٔ یاس هم نخوان نوشته هایم را به رنگین کمان میدهم حتما میخواند رنگین کمان هم مثل نوشته های من یک رنگ نیست شاید نوشته های من هم از منشور قطره های کربن قلم گذشته است جور یا ناجور هر چه هست بگذر نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 25 توسط ققنوس در سایه ی یک نگـــاه گاهی می توان دمی آسود در جاری یک صـــدا گاهی می توان غرق بودن شد در حجم بودن عـشــق گاهی می توان هیچ شد در اوج یک آسمان مـهـــر گاهی می توان از هزاران قله گذشت می توان در هجوم تمام هستها نیست شد و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15 2 توسط ققنوس نفس مي زند موج نفس مي زند موج ساحل نمي گيردش دست پس مي زند موج فغاني به فريادرس مي زند موج من آن رانده مانده بي شكيبم كه راهم به فريادرس بسته دست فغانم شكسته زمين زير پايم تهي مي كند جاي زمان در كنارم عبث مي زند موج نه درمن غزل مي زند بال نه در دل هوس مي زند موج رها كن رها كن كه اين شعله خرد چندان نپايد يكي برق سوزنده بايد كزين تنگنا ره گشايد كران تا كران خار و خس مي زند موج گر اين نغمه اين دانه اشك درين خاك روئيد و باليد و بشكفت پس از مرگ بلبل ببينيد چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10 13 توسط ققنوس عـــكــس خــدا در اشــك عــاشـق قطره دلش دریا می خواست خیلی وقت بود كه به خدا گفته بود هر بار خدا می گفت از قطره تا دریا راهی ا ست طولانی راهی از رنج و عشق و صبوری هر قطره را لیاقت دریا نیست قطره عبور كرد و گذشت قطره پشت سر گذاشت قطره روان شد و راه افتاد و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت تا روزی كه خدا گفت امروز روز توست روز دریا شدن خدا قطره را به دریا رساند قطره طعم دریا را چشید طعم دریا شدن را اما روزی قطره به خدا گفت از دریا بزرگتر آری از دریا بزرگتر هم هست خدا گفت هست قطره گفت پس من آن را می خواهم بزرگترین را بی نهایت را خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت اینجا بی نهایت است آدم عاشق بود دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت آدم همه عشقش را توی یك قطره ریخت قطره از قلب عاشق عبور كرد و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید خدا گفت حالا تو بی نهایتی چون كه عكس من در اشك عاشق است نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17 38 توسط ققنوس مـــــن ســکوت خویــش را گــم کــرده ام لاجــــــرم در ایـــن هـــیاهو گـــم شــــــــدم مــن کــــه خــــــود افســـانه می پرداخــــتم عــــاقبــــت افســـانه ی مـــــردم شـــــــــدم ای سکـــــــوت ای مــادر فریـــــــــادهـــــا ســـــاز جــــانم از تـــو پــــر آوازه بـــــود تـــا در آغـــــوش تــو راهــــــی داشـــــــدم چــــون شـــراب کهنــه شعــرم تازه بــــود در پنـــاهت بــرگ و بـــار مـــن شکـــــفت تــو مــــرا بردی بــــه شـــــهر بــــــادهـــا مـــن نـــدیــــدم خوشـــــتر از جــــادوی تـــو ای ســـــکوت ای مــــــــــادر فریـــادهــــــا گـــم شـــــدم در ایــــن هیاهـــو گــــم شـــــدم تو کجـــایی تــــا بگـــیـــــــری داد مـــن گــر ســـکوت خویــــش را مـــــی داشـــتــــم زنـــــد گــــی پـــر بـــــود از فریـــــادهـــــــا فریدون مشیری نوشته شده در جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18 54 توسط ققنوس چـــــشــمــان مــنـ شب درچشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روزدرچشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب وروزدرچشمان من است به چشمهای من نگاه کن چشم اگرفروبندم جهانی درظلمات فروخواهندفت نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17 38 توسط ققنوس تنها روزنۀ امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود تنها کسیست که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد با پای شکسته هم می توان سراغش رفت با چشمانی نابینا هم می توان او را دید تنها خریدار دلهای شکسته است تنها کسیست که وقتی همه رفتند می ماند وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود و تنها سلطانیست که وجودش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 44 توسط ققنوس بودن یا نبودن بحث در این نیست وسوسه این است شراب ِ زهر آلوده به جام و شمشیر ِ به زهر آب دید در کف ِ دشمن ــ همه چیزی از پیش روشن است و حساب شده و پرده در لحظه ی معلوم فرو خواهد افتاد احــــمــدشـامـلو نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 19 4 توسط ققنوس نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 49 توسط ققنوس ساقه شکستن قانون طوفان است تو نسیم باش و نوازش کن نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11 55 توسط ققنوس به من تکيه کن من تمام هستي ام را دامني مي کنم تا تو سرت را بر آن بنهي تمام روحم را آغوش مي سازم تا تو در آن از هراس بياسايي تمــام نيــرويــي را کــه در دوست داشتــن دارم دستي مي کنم تــا چهره و گيسويــت را نوازش کنــد تمــام بــودن خــود را زانويي مي کنم تا بر آن بــه خــواب روي خود را تمــام خــود را به تو مي سپــارم تــا هر چه بخواهي از آن بيـاشامي از آن برگيري هر چه بخواهي از آن بسازي هــر گــونه بخواهي بــاشم از اين لحظه مرا داشته بــاش دکــتر علــی شـریـعـتـی نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13 9 توسط ققنوس پر شده ام از تاریکی همچون خانه ای که پنجره های اتاق آن یک به یک بسته میشوند باد می آید باران می آید پنجره ها را باز میکنم بی چتر به خیابان می زنم تا ببینم خدا مرا چگونه نقاشی خواهد کرد نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18 39 توسط ققنوس به ثانیه ها گوش می کنم و چشمهایم را می بندم و اشک میریزم چقدر خسته ام چقدر دلم می خواهد همینجا بین عبور و مرور مدام ماشین ها و مردم دراز بکشم و دنیا را به ایستادن وا دارم چقدر دلم می خواهد بروم بالا ترین جای شهر بایستم و بلند بلند بخندم به خودم و به دردهایی که هیچ درمانی برایشان تجویز نمی کنی آه خدایا بیا هر دو دست برداریم تو از ساختن انسان و من از سوختن به پایش نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 20 8 توسط ققنوس دیگر نه آدم آن آدم است و نه حوا آن حوا من و تو زاده ی کدامین دو نخستینیم که نه بوی آدم یت داریم و نه هوس حوا نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 20 4 توسط ققنوس اگر نمی توانی اقیانوس باشی دریا باش اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی نهریکوچک باش اما هیچ گاه مرداب نباش نهری باش جاری زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه کن چون وقتی حرکت میکنی هم زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی سبزه های کنار نهر را دیده ای چه زیبا چشم رانوازش می دهند و ماورای پروانه های لطیف و زیبا هستند این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر کوچک اما جاری است پس تو هم با الهام از این رود کوچک جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 20 27 توسط ققنوس گریــــه شـــاید زبـــان ضـــعـف بـاشــ ــد شــاید خیلــی کـودکانـــ ــه شــاید بـی غـرور امــا هــر وقـت گونه هایـم خیــس می شود مـی فـــهـمـــــم نــه ضعیفـم نــه یـک کودکـم بلکه پر از احساســــــم نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 20 24 توسط ققنوس چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد این تبر مال تو نیست دستها آن تو نیست تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی آی آرام بزن می شکند عمق سکوت وای آرام بزن تا نکنم آه تو را جمع کن هر چه شکستی دل من هیزم خوبی شد آتشی بردل من زن که ببینی عشق هم می سوزد خوب هم می سوزد نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 16 46 توسط ققنوس دل ــ گیـــر مباش دل ت کہ گیـر باشد رهـــــا نمے شوی خـداونـد بنده گــا טּ ِ خود را با آنچہ بہ آ טּ دل بســته اند مے آزمــاید نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10 57 توسط ققنوس مطالب قدیمی تر زندگی چون قفس است قفسی تنگ پر از تنهایی و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان و سپس بال و پر عشق گشودن بعد از آن هم پرواز سلام ممنون که اومدین دست خالی برنگردین نظربدین حتما این وب متخص ادبیاته امیدوارم خوشتون بیاد وبهره ببرین درضمن هرکسی لینک نمیشه گفته باشم خودم تاییدمیکنم کسانی هم که لینک میشن بااسم وبیم بلینکن ممنون درضمن کامنت خصوصی نخونده دیلیت میشه جهت اطلاع پروفایل فعال دختر باران به بارانت مباز ماه مه دامان به دامانت مناز من تو را در آب آتش می زنم خود به آتش چون سیاوش می زنم تا به جرم عاشقی کورم کنند زنده در تابوب سنتورم کنند تا صدایم را فقط مضرابها باز خوانند از ضمیر آبها خدایابیاقدم بزنیم سیگارازمن باران ازتو باز بــاران آری باز باران اما این بار بی ترانه آخر به جای اینکه ابرها به هم بخورند و تراته سر دهند رابطه ابر ها به هم خورده و دیگر بهانه جو شده اند مگر خبر ندارید که ابر ها را با هزار زحمت بارانزا میکنند و معلوم نیست این ابر های مصنوعی کجا هوس باریدن کنند دلمان هوای باران کرده هوایی بارانی اما با تــرانـــه حسن باران این است که زمینی ست ولی آسمانی شده است و به امداد زمین می آید باران مهر آسمان است نه بغض آن همانند آدمیان مهرورزی که می بارند و کینه توزانی که خشک و بی نشانند چترم را کنار ایستگاهی در مه جا گذاشته ام خیس و خسته آمده ام و حالا شاعر که نه بارانم و حالا تو خداي سكوت شده اي نمي دانم شايد حوصله خواندن همين سياه مشق هايي كه نوشته ام را نداشته باشي نمي خواهم لحظه هايت را بيش از اين خط خطي كنم خودت خوب مي داني كه بقول شازده كوچولو اينجا زمين است رسم آدم هايش عجيب است دیوانه باران ندیده سهراب گفتی چشمها را باید شست شستم ولی گفتی جور دیگر باید دید دیدم ولی گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشمهای خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچ کدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت دیوانه باران ندیده باز باران بی ترانه باز باران با تمام بی کسی های شبانه می خورد بر مرد تنها می چکد بر فرش خانه باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد کجای ذلتش زیباست نمی فهمم خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اسفند ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آرشیو موضوعی شعر دهکده متن blogfa com
|