Meta tags:
description= سردار غریب و بی نشان حاج احمد متوسلیان;
Headings (most frequently used words):
حاج, احمد, متوسلیان, رو, سردار, غریب, بی, نشان, هیچ, آزاد, شد, کجاي, اسلام, داريم, که, مي, تونيد, اسير, بزنيد, دلم, آسمون, میخواد, مرتضی, به, جای, مرسی, بگو, خدا, پدرت, بیامرزه, سوپرمن, ایران, رژه, بسیجیان, لشکر, 27, محمد, رسول, الله, در, دمشق, سال, 1361, مصاحبه, تلویزیونی, با, شما, چند, نفرید, منتظرتان, هستم, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
احمد (51), حاج (48), این (29), #متوسلیان (24), است (21), شهید (16), شده (16), محمد (15), بود (14), های (13), نوشته (13), همه (13), ساعت (12), گفتم (12), شود (12), توسط (11), کند (11), نمی (11), شهر (10), دیپلمات (10), ۱۳۹۲ (10), توسلی (10), نشان (9), گفت (9), برای (9), the (8), سال (8), دیگر (8), آسمون (8), سردار (7), چهار (7), خرمشهر (7), برچسب (7), الله (7), تیر (7), ۱۳۹۱ (7), رژیم (7), ایران (7), لشکر (7), اما (7), هستند (7), اشک (6), چشم (6), آزادسازی (6), صهیونیستی (6), شما (6), بعد (6), آنها (6), حال (6), مرتضی (6), هیچ (6), امام (6), خبر (6), ایرانی (6), نیست (6), انتهای (5), افق (5), اسارت (5), وبلاگ (5), رسول (5), بالا (5), کرد (5), باید (5), زمین (5), بیست (5), دربند (5), اسیر (5), چند (5), فردا (5), پادگان (5), گرفته (5), کجا (5), مهر (4), خرداد (4), آرام (4), خود (4), پنجشنبه (4), غریب (4), قرنی (4), انقلاب (4), ارتش (4), دفاع (4), همت (4), هایی (4), خیلی (4), دست (4), دلم (4), سید (4), منتظر (4), تمام (4), دوستان (4), گیرد (4), شدند (4), شهادت (3), دلتنگ (3), شلوغ (3), فیلم (3), خبرنگار (3), اسلامی (3), منطقه (3), لشگر (3), آنجا (3), پرچم (3), وقت (3), and (3), horizon (3), الأفق (3), قدیمی (3), سیزدهم (3), شنبه (3), آزادی (3), مادر (3), خبری (3), تیمسار (3), لیبرال (3), همان (3), اول (3), زیر (3), کردند (3), حمله (3), خلع (3), سلاح (3), کرده (3), 1361 (3), تازه (3), سوپرمن (3), داریم (3), کسی (3), دوست (3), همرزمان (3), ارزش (3), صبح (3), توی (3), برف (3), کوه (3), روی (3), خرما (3), مرسی (3), گفتی (3), اون (3), دیگه (3), تونم (3), خدا (3), کنه (3), اینجا (3), چرا (3), حسن (3), مقامات (3), مصافحه (3), خمینی (3), دهد (3), گوید (3), بوده (3), سالها (3), نگاه (3), اند (3), گویند (3), گشته (2), جبهه (2), نشر (2), فرهنگ (2), نفس (2), عشق (2), آقاسی (2), نویسی (2), هالیوودی (2), جمهوری (2), خداحافظ (2), رفیق (2), رسانه (2), محسن (2), سیاسی (2), زندگی (2), آرشیو (2), اردیبهشت (2), خانه (2), بسیجی (2), راحت (2), flag (2), رفع (2), سلام (2), منتظرتان (2), هستم (2), روز (2), اللهم (2), مامور (2), آمار (2), نفرید (2), پایین (2), آخه (2), مصاحبه (2), تلویزیونی (2), نداشت (2), کار (2), نظامی (2), داشته (2), باشد (2), خدمت (2), ضدانقلابیون (2), کردستان (2), بار (2), آیند (2), محاصره (2), کنند (2), پیدا (2), بودند (2), آنان (2), سنندج (2), همین (2), قرار (2), داد (2), قدرت (2), رژه (2), بسیجیان (2), دمشق (2), خالی (2), بندی (2), اوقات (2), ازش (2), چیزی (2), هیچی (2), دیده (2), هستی (2), صحبت (2), فرمانده (2), مسائل (2), رزمندگان (2), نیز (2), گذاشت (2), رفتن (2), دقیقه (2), بچه (2), برادر (2), کردم (2), دوباره (2), راه (2), ادامه (2), کاری (2), جای (2), حرف (2), بگو (2), پدرت (2), بیامرزه (2), مقدس (2), فقط (2), چشماتو (2), باز (2), چشمای (2), ببند (2), کنم (2), زندان (2), کدوم (2), کوفه (2), نیستی (2), اگه (2), کجاي (2), اسلام (2), داريم (2), تونيد (2), اسير (2), بزنيد (2), توهين (2), بحث (2), آمد (2), طرف (2), دور (2), مرگ (2), شبکه (2), پخش (2), مستقیم (2), فرودگاه (2), نصرالله (2), ارشد (2), لبنانی (2), عجیبی (2), وارد (2), آمده (2), اسیران (2), مردم (2), تحمل (2), خیانت (2), آری (2), مانند (2), اصحاب (2), کهف (2), یاد (2), خیابان (2), ساله (2), داده (2), تاسف (2), خورد (2), همرزمانش (2), امروز (2), مورد (2), حرفی (2), ورود (2), اعلام (2), رهبر (2), همراه (2), فرماندهان (2), آغوش (2), دارد (2), آزاد (2), لحظه (2), چهره (2), شکسته (2), حزب (2), آغاز (2), درباره (2), چهاردهم (2), جاده (2), طرابلس (2), شکنجه (2), یکی (2), blogfa, com, هیأت, منتظران, قائم, پایگاه, مجید, مرآت, حقی, کانون, تخصصی, فرشیدبشیری, السلام, علیک, فاطمه, الزهرا, گلزار, یوسف, جنبش, کربلای, یادش, بخیر, ردپای, باران, پیوندها, مرحوم, همپای, صاعقه, ساواک, سفیران, دانلود, شعر, four, longest, political, hostage, خبرگزاری, سعید, قاسمی, سرآمد, بند, نمایشگاه, دیجیتال, برقازه, وزوایی, دایره, اطلاعات, بازداشت, شهربانی, استان, لرستان, کودتای, 1332, فاتح, طولانی, ترین, گروگانگیری, انتظاری, نیروها, حضرت, روایت, دیگران, نامه, موضوعی, مرداد, شهریور, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, دستش, آورد, اشاره, برافرازیم, هروقت, زدی, بگیر, بخواب, ولی, haj, ahmad, slowly, brought, his, hand, pointed, said, basij, must, raise, their, end, whenever, ground, gave, time, sleep, peace, but, not, till, then, الحاج, جلب, ببطء, يده, وأشار, إلى, وقال, الباسيج, علمها, نهاية, وكلما, علم, الأرض, أنه, أعطاني, الوقت, والنوم, ولكن, ليس, حتى, ذلك, الحين, مطالب, واحد, برخط, اینترنتی, بخش, دوشنبه, چهارم, عجل, لولیک, الفرج, امید, شیر, زنجیر, همسفرش, سازمان, مزاحم, میشم, سرشو, میندازه, وسکوت, میکنه, میگه, میشه, خونه, بمونه, چرامادر, شاید, ازپسرم, برسه, نهم, نقل, کتاب, 30تا, مرریوان, آبان, 1360, فرازی, اصولا, مشی, روند, مدنظر, خوانایی, روزهای, انتصاب, تضاد, مشخص, روش, عنوان, مسوول, مجموعه, قوای, پیرو, مطلب, اقتدار, کامل, صورتی, داخل, دولت, موقت, شورای, آمدند, گفتند, سربازی, نیم, دوره, مشمولان, معاف, زمینه, مساعدی, نقاط, مختلف, کشور, بستر, مناسبی, برق, آسای, خارجی, فراهم, بیاورند, ابتدا, مخالف, برنامه, دنبال, پاسگاه, ژاندارمری, سطح, مراکز, مهمی, قبیل, بانه, پادگاه, سقزو, مریوان, کلا, ضدانقلاب, وجه, اشرار, نیرو, سران, تصمیم, کلیت, گدفته, معنا, مرکزی, قصد, تهاجم, حین, توجه, موجودیت, خطر, قطعی, مملکت, سرنوشت, مطرح, دستور, نهایت, خودش, یکشنبه, پانزدهم, فرماندهی, ابراهیم, سوم, دیدید, هالیوود, معرفی, سینماهای, جهان, قهرمانهای, کاغذی, آدم, گاهی, خنده, میگیره, میدونی, اونها, قهرمان, ندارند, آوردن, آقای, نشنیده, نمیدونیم, میگن, داشت, آخرین, لبنان, فرقی, نمیکنه, کجایی, هشتم, پای, جاویدالاثر, نشینیم, متوجه, شویم, فرهنگی, زیادی, قائل, طرفی, فراغت, اهمیت, بطالت, بگذرد, پاوه, بودیم, نماز, ارتفاعات, برد, یخبندان, رفتیم, سخت, زود, آمدن, سُر, خوردیم, برمی, گشتیم, همیشه, پلی, کنار, جعبه, ایستاد, خسته, نباشید, پذیرایی, یکبار, برداشتن, بودم, فهمیدم, اشتباهی, درد, نکنه, ممنون, برگشتی, دیدم, تعارف, کردین, بخیز, سینه, خیز, شرایط, سرما, واقعاً, دشواری, چاره, نبود, اطاعت, امر, متری, رفتم, نتوانستم, بدهم, انرژی, تحلیل, رفته, ولو, شدم, بری, والله, ضربه, پشتم, نفهمیدم, خوردم, ظهر, همدیگر, دیدیم, کردی, مگه, خاطر, کلمه, منو, زدین, طاغوتی, فرهنگش, بیرون, کردیم, خودمون, زبان, نباید, نشخوار, کننده, کلمات, فرانسوی, اجانب, باشید, راوی, سرتیپ, دوم, مجتبی, عسگری, مسئول, مؤسسه, حفظ, آثار, سپاه, چهارشنبه, پنجم, صاحبتو, سرت, ببینی, نور, گیرن, پسر, خودت, مسلم, _آخه, _وقتی, دلت, باشه, چاه, کنعان, باشی, هارون, آبی, سرته, چراغ, چشمامو, روشن, دلمو, گرم, دون, زنده, بمونن, دوه, همش, آسمونی, نداره, خواد, _مسلم, دلشو, مشت, حسین, رفت, دلی, غربت, بگیره, تنگ, بشه, اگر, مسلمی, تسلیم, دادی, رفتنم, خوای, مسلمم, رفیقتون, مونده, داره, میخواد, حاجي, سيلي, خواباند, زير, گوشش, ديگه, نداشتي, بزنيش, پرسيد, نفر, جلو, هرچي, گفتيم, صدام, بگه, نگفت, زدم, توي, صورتش, بین, المللی, بیروت, چندتن, فرود, هواپیمای, حامل, اسرا, اضطراب, ایرانیان, دیدن, گمشده, هواپیما, نشیند, فلسطینی, پیاده, شوند, خواهم, پدر, پیر, عزیز, صبر, عطا, فرماید, بخشیده, دنیا, ببرد, طعم, تلخ, بیش, نچشد, راضی, هستیم, رضایت, نداریم, هست, اوست, والسلام, آرزوی, جمله, اندازد, دیوارهای, تبلیغ, کالاها, بازیگران, سینما, خوانندگان, نمایش, قدم, زنی, شناسد, دخترک, خیابانی, وضع, هنجارشان, حاجی, لرزاند, سردرگمم, نمیدانم, وطنم, خوابی, 300, بردم, تغییر, تحول, مدت, اتفاق, افتاده, تقلب, فراموشی, ارزشها, عرض, نبوده, آشنایی, روزگار, روزگاری, جاه, مقام, طلبی, زند, انسانی, معنویات, کمتر, چندان, پیشرفته, بابت, بحال, نشده, باکری, نپیوسته, راهی, خانواده, دیدار, تلوزیون, روزی, غیرمستقیم, تصاویر, مربوط, بازگشت, میان, واکنش, اقدامات, چیست, ندارد, دوستش, میلیاردها, تومان, خرج, انتخابات, دیگرش, چاپلوسی, کسب, جایگاه, مشغول, کدام, دیگری, دعوا, زنه, شدن, برخی, آگاه, فهمد, قراردادهای, کلان, فلانی, زمانی, همرزمش, صورت, تعجب, اینها, نمیشناسم, آورم, سرزمین, برادری, ایثار, سایه, رهبری, هرگز, تصور, کوچه, بنزین, زده, گرانی, فردی, واقعه, مهم, نزند, گفته, عادی, قطع, معظم, جمعی, نیروهای, مسلح, استقبال, آیت, خامنه, ذکر, خاطراتی, دوران, جنگ, تبسم, لبان, حاضران, نشاند, بعضی, بیشتر, گریه, سعی, ندهد, احساسی, نسبت, افراد, توان, فهمید, ناراحت, تیتر, روزنامه, موسوی, تقی, رستگار, مقدم, کاظم, اخوان, اسارات, تلویزیون, حالا, جداگانه, حقیقت, خودشان, اصلا, هایشان, قابل, شناسایی, بسیار, محاسنش, کاملا, سفید, بغض, گلوی, همزمان, تصویر, ریزد, اطراف, مراسمی, رسمی, برپاست, نماهنگ, مناسبت, اجرا, نزدیک, نیمه, کنفرانس, برگزار, نورانی, مظلوم, مجروح, نظاره, دوربین, خبرنگاران, سخن, کلام, کلامی, قرآن, وعده, مومنین, مجاهدین, یادی, دارند, میانشان, شرح, ماوقع, تیرماه, برباره, چگونه, مزدوران, راستگرای, مسیحی, کتائب, ربوده, منتقل, رنج, رفتار, وحشیانه, صهیونیست, ناگهان, پرسد, خبرنگاری, سالهایی, رسید, وجود, فرا, گویی, رنجهای, شنیدن, آسانتر, سوال, توضیح, مراسم, جمعه, فالانژهای, اسرائیلی,
Text of the page (random words):
سردار غریب و بی نشان حاج احمد متوسلیان سردار غریب و بی نشان حاج احمد متوسلیان هیچ و امروز 14 تیر 4 دیپلمات جاده طرابلس فالانژهای اسرائیلی اسارت و دیگر هیچ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 30 توسط شهید محمد توسلی حاج احمد آزاد شد شبکه ی خبر در حال پخش مستقیم از فرودگاه بین المللی بیروت سید حسن نصرالله مقامات ارشد لبنانی و چندتن از مقامات ایرانی منتظر فرود هواپیمای حامل حاج احمد متوسلیان و 3 تن دیگر از اسرا هستند ساعت 9 شب است و اضطراب عجیبی بر تمام ایرانیان وارد آمده است همه منتظر دیدن 4 ایرانی گمشده پس از ۳۲ سال هستند و 9 30 شب و هواپیما آرام بر زمین می نشیند آرام آرام اسیران لبنانی و فلسطینی پیاده می شوند و با سید حسن نصرالله و مقامات مصافحه می کنند همه منتظر 4 دیپلمات ایرانی هستند اما خبری نیست چند دقیقه بعد خبرنگار تلویزیون اعلام می کند که 4 اسیر ایرانی همین حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند لحظه ی عجیبی است آری خبر حقیقت دارد و خودشان هستند اما اصلا چهره هایشان قابل شناسایی نیست حاج احمد بسیار شکسته شده و مو ها و محاسنش کاملا سفید گشته است بغض گلوی خبرنگار را می گیرد و همزمان تصویر نشان می دهد که حاج احمد در آغوش سید حسن قرار می گیرد حاج احمد اشک می ریزد و اطراف را نگاه می کند مراسمی رسمی از طرف حزب الله برپاست و نماهنگ هایی به مناسبت این آزادی اجرا می شود نزدیک به نیمه شب است و کنفرانس خبری 4 دیپلمات برگزار می شود چهره هایی نورانی و مظلوم که در پی سالها اسارت شکسته و مجروح شده اند در حال نظاره به دوربین و نگاه خبرنگاران هستند سخن با کلام حاج احمد آغاز می شود کلامی از قرآن درباره ی وعده به مومنین و مجاهدین و پس از آن یادی از امام خمینی ره خبر دارند که دیگر امام در میانشان نیست و با اشک از ادامه ی راه او می گویند شرح ماوقع آغاز می شود و از روز چهاردهم تیرماه سال 1361 می گویند که در منطقه برباره در جاده طرابلس چگونه به دست مزدوران حزب راستگرای مسیحی کتائب ربوده شدند و در این سالها از کجا به کجا منتقل شدند از رنج ها و شکنجه ها می گویند و از رفتار وحشیانه صهیونیست ها با آنها حاج احمد ناگهان از همت می پرسد و خبرنگاری می گوید او همان سالهایی که شما را اسیر کردند به شهادت رسید غم تمام وجود حاج احمد را فرا می گیرد و گویی تحمل تمام آن شکنجه ها و رنجهای اسارت از شنیدن خبر شهادت دوست قدیمی اش حاج همت آسانتر بوده است از دوستان و همرزمان دیگر سوال می شود و یکی یکی درباره ی آنها توضیح داده می شود مراسم تمام می شود و همه منتظر لحظه ی ورود حاج احمد به ایران هستند فردا شده است تیتر روزنامه های ایران احمد متوسلیان فرمانده ارشد دفاع مقدس به همراه سید محسن موسوی تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان پس از 29 سال اسارات از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شدند در کوچه و خیابان همه جا بحث در مورد آزادی این 4 اسیر ایرانی است دیگر نه از بنزین حرفی زده می شود و نه از گرانی ها و مسائل سیاسی و هیچ فردی نیست که در مورد این واقعه ی مهم حرفی نزند گفته اند آنها فردا به ایران می آیند فردا می شود و پخش عادی شبکه ها قطع می شود و خبر ورود 4 اسیر را اعلام می کند رهبر معظم انقلاب به همراه جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح به استقبال حاج احمد متوسلیان و دیگر اسیران ایرانی آمده اند حاج احمد متوسلیان با رهبر انقلاب مصافحه می کند و آیت الله خامنه ای هم با ذکر خاطراتی از دوران جنگ تبسم را بر لبان حاضران می نشاند حاج احمد با تک تک فرماندهان مصافحه می کند و بعضی ها را هم بیشتر در آغوش می گیرد و گریه می کند سعی می کند نشان ندهد که چه احساسی نسبت به افراد دارد اما می توان فهمید که حاج احمد از دست خیلی ها ناراحت است از اینجا به بعد حاج احمد راهی خانه می شود تا با خانواده اش دیدار کند تلوزیون چند روزی است که مستقیم و غیرمستقیم تصاویر مربوط به این بازگشت را نشان می دهد در میان مردم صحبت هایی در گرفته که واکنش متوسلیان به اقدامات همرزمان قدیمی اش چیست حاج احمد خبر ندارد که آن دوستش میلیاردها تومان خرج انتخابات کرده است و دوست دیگرش به چاپلوسی و کسب جایگاه مشغول است و هر کدام با دیگری در حال دعوا هستند از چند زنه شدن برخی همرزمانش آگاه نیست و تازه می فهمد که قراردادهای کلان فلانی که زمانی همرزمش بوده است برای چه کاری صورت گرفته است او امروز با تعجب به دوستان و همرزمانش نگاه می کند و با خود می گوید نه اینها را من نمیشناسم اینجا را نیز به یاد نمی آورم سرزمین برادری و ایثار زیر سایه ی رهبری امام خمینی نه هرگز تصور نمی کنم در و دیوارهای شهر تبلیغ کالاها و بازیگران سینما و خوانندگان را نمایش می دهد حاج احمد در حال قدم زنی در خیابان است اما کسی او را نمی شناسد دخترک های خیابانی با آن وضع نا به هنجارشان دل حاجی را می لرزاند باز با خود می گوید سردرگمم نمیدانم 29 سال از وطنم دور بوده ام یا مانند اصحاب کهف در خوابی 300 ساله به سر می بردم این همه تغییر و تحول در این مدت 29 ساله اتفاق افتاده است این همه تقلب و فراموشی ارزشها و خیانت دوستان و رزمندگان در عرض این سالها که نبوده ام رخ داده است حاج احمد تازه در حال آشنایی با این روزگار غریب است روزگاری که فقط جاه و مقام و قدرت طلبی حرف اول را در آن می زند و ارزش های انسانی و معنویات در کمتر کسی دیده می شود ایران سال ۹۲ برای او چندان پیشرفته نیست و از این بابت تاسف می خورد تاسف می خورد که چرا تا بحال شهید نشده است و به همت و باکری نپیوسته است آری او هم مانند اصحاب کهف آرزوی مرگ می کند و همه را به یاد جمله ی امام خمینی می اندازد از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد ما همه راضی هستیم به رضایت او از خود که چیزی نداریم هر چه هست اوست والسلام 6 1 68 برچسب ها اشک چشم حاج احمد حاج احمد متوسلیان آزادسازی خرمشهر چهار دیپلمات دربند رژیم صهیونیستی نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 12 توسط شهید محمد توسلی کجاي اسلام داريم که مي تونيد اسير رو بزنيد حاج احمد آمد طرف بچه ها از دور پرسيد چي شده يک نفر آمد جلو و گفت هرچي به ش گفتيم مرگ بر صدام بگه نگفت به امام توهين کرد من هم زدم توي صورتش حاجي يک سيلي خواباند زير گوشش ـ کجاي اسلام داريم که مي تونيد اسير رو بزنيد اگه به امام توهين کرد يه بحث ديگه س تو حق نداشتي بزنيش برچسب ها حاج احمد حاج احمد متوسلیان آزادسازی خرمشهر چهار دیپلمات دربند رژیم صهیونیستی نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0 58 توسط شهید محمد توسلی دلم آسمون میخواد مرتضی رفیقتون تو این شهر شلوغ جا مونده زیر دست و پا داره له می شه _ چی می خوای مسلمم _ دلتنگ رفتنم _مسلم دلشو تو مشت حسین گذاشت و رفت کوفه دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه اگر مسلمی چرا تسلیم نیستی اگه دل دادی چرا بی دل نیستی _ دلم گرفته مرتضی دلم گرفته این همه چراغ توی این شهر هیچ کدوم چشمامو روشن نمی کنه این همه چشم توی این شهر مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه مرتضی اینجا همه می دون که زنده بمونن هیچ کس نمی دوه که زندگی کنه این شهر همش شده زمین دیگه آسمونی نداره این شهر من دلم آسمون می خواد مرتضی آسمون _وقتی دلت آسمون داشته باشه چه تو چاه کنعان باشی چه تو زندان هارون آسمون آبی بالا سرته _آخه از کجا یه آسمون پیدا کنم مرتضی _ فقط چشماتو باز کن تا آسمون چشمای صاحبتو بالا سرت ببینی زمین و آسمون از چشمای اون نور می گیرن پسر چشماتو رو خودت ببند مسلم ببند برچسب ها خداحافظ رفیق دلتنگ احمد متوسلیان شهر شلوغ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 15 توسط شهید محمد توسلی به جای مرسی بگو خدا پدرت رو بیامرزه پای صحبت های همرزمان جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله ص که می نشینیم متوجه می شویم سردار بی نشان برای مسائل فرهنگی ارزش زیادی قائل بود از طرفی به اوقات فراغت رزمندگان نیز اهمیت می داد و نمی گذاشت وقت آنها به بطالت بگذرد پاوه که بودیم حاج احمد صبح ها بعد از نماز ما را به ارتفاعات شهر می برد و توی آن برف و یخبندان باید از کوه بالا می رفتیم بالا رفتن از کوه خیلی سخت بود آن هم صبح زود اما پایین آمدن راحت بود روی برف ها سُر می خوردیم و ده دقیقه ای برمی گشتیم حاج احمد همیشه روی پلی که کنار کوه بود با یک جعبه خرما می ایستاد و به بچه ها خسته نباشید می گفت و از آنها پذیرایی می کرد یکبار که در حال برداشتن خرما بودم گفتم مرسی برادر گفت چی گفتی فهمیدم چه اشتباهی کردم گفتم هیچی گفتم دست شما درد نکنه گفت گفتم چی گفتی گفتم برادر گفتم خیلی ممنون دوباره گفت نه اون اول چی گفتی من که دیگر راه برگشتی نمی دیدم گفتم خرما را که تعارف کردین گفتم مرسی گفت بخیز سینه خیز رفتن در آن شرایط با آن سرما و گل و برف ساعت 8 صبح واقعاً کار دشواری بود اما چاره ای نبود باید اطاعت امر می کردم بیست متری که رفتم دیگر نتوانستم ادامه بدهم انرژی ام تحلیل رفته بود روی زمین ولو شدم و گفتم دیگه نمی تونم حاج احمد گفت باید بری گفتم نمی تونم والله نمی تونم بعد با ضربه ای به پشتم زد که نفهمیدم از کجا خوردم ظهر که همدیگر را دوباره دیدیم گفتم حاج احمد اون چه کاری بود که شما با من کردی مگه من چی گفتم به خاطر یک کلمه برای چی منو زدین گفت ما یک رژیم طاغوتی را با فرهنگش بیرون کردیم ما خودمون فرهنگ داریم زبان داریم شما نباید نشخوار کننده کلمات فرانسوی و اجانب باشید به جای این حرف ها بگو خدا پدرت رو بیامرزه راوی سردار سرتیپ دوم مجتبی عسگری مسئول مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه محمد رسول الله ص نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1 52 توسط شهید محمد توسلی سوپرمن ایران دیدید هالیوود تازه فیلم سوپرمن رو معرفی کرده به سینماهای جهان چه قهرمانهای کاغذی چه خالی بندی هایی آدم گاهی اوقات خنده اش میگیره آخه میدونی اونها قهرمان ندارند رو به خالی بندی آوردن اما ما داریم احمد احمد متوسلیان آقای جبهه ها کسی ازش چیزی نشنیده هیچی ازش نمیدونیم میگن خیلی بسیجی ها رو دوست داشت آخرین بار هم تو لبنان دیده شده برای من فرقی نمیکنه کجایی هر کجا که هستی سوپرمن من تو هستی برچسب ها فیلم هالیوودی حاج احمد متوسلیان آزادسازی خرمشهر چهار دیپلمات دربند رژیم صهیونیستی نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1 27 توسط شهید محمد توسلی رژه بسیجیان لشکر 27 محمد رسول الله ص در دمشق سال 1361 رژه بسیجیان لشکر 27 محمد رسول الله ص در دمشق به فرماندهی حاج احمد متوسلیان و حاج ابراهیم همت 28 خرداد سال 1361 نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 57 توسط شهید محمد توسلی مصاحبه تلویزیونی با حاج احمد متوسلیان به دنبال خلع سلاح پاسگاه های ژاندارمری در کردستان توسط ضدانقلابیون آنها این بار می آیند و پادگان های ارتش را در سطح منطقه محاصره می کنند مراکز نظامی مهمی از قبیل پادگان بانه پادگاه سقزو پادگان مریوان کلا در محاصره ضدانقلاب بود با وجه به این که اشرار آن همه نیرو پیدا کرده بودند سران آنان تصمیم به خلع سلاح کلیت لشگر 28 کردستان ارتش گدفته بودند به این معنا که پس از حمله به پادگان های مرکزی لشگر 28 ارتش در شهر سنندج هم حمله کردند قصد آنان از این تهاجم خلع سلاح پادگان بود در همین حین بود که تیمسار شهید قرنی با توجه به این که موجودیت لشکر 28 در خطر قطعی قرار گرفته و برای مملکت سرنوشت یک لشکر مطرح بود دستور داد تا لشکر 28 با نهایت قدرت در سنندج از خودش دفاع کند لشکر 28 هم دفاع می کرد اصولا خط مشی شهید تیمسار قرنی با روند مدنظر لیبرال ها خوانایی نداشت و از همان روزهای اول انتصاب او این تضاد مشخص بود روش کار شهید قرنی به عنوان مسوول مجموعه قوای نظامی انقلاب اسلامی پیرو این مطلب بود که ارتش جمهوری اسلامی باید اقتدار کامل داشته باشد در صورتی که لیبرال ها چه در داخل دولت موقت و چه در شورای انقلاب آمدند و گفتند خدمت سربازی یک سال و نیم باشد و بعد هم 8 دوره از مشمولان را از خدمت زیر پرچم معاف کردند تا زمینه مساعدی برای همه ضدانقلابیون در نقاط مختلف کشور و یا بستر مناسبی برای یک حمله برق آسای خارجی به ایران را فراهم بیاورند تیمسار قرنی از همان ابتدا مخالف این برنامه های لیبرال ها بود فرازی از مصاحبه تلویزیونی با حاج احمد متوسلیان مرریوان آبان 1360 نقل از کتاب در انتهای افق صص 30تا 32 برچسب ها اشک چشم حاج احمد حاج احمد متوسلیان آزادسازی خرمشهر چهار دیپلمات دربند رژیم صهیونیستی نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12 48 توسط شهید محمد توسلی شما چند نفرید مامور آمار سلام مادر از سازمان آمار مزاحم میشم شما چند نفرید مادر سرشو پایین میندازه وسکوت میکنه بعد میگه میشه خونه ما بمونه برای فردا مامور چرامادر مادر آخه شاید فردا ازپسرم خبری برسه به امید آزادی شیر در زنجیر حاج احمد متوسلیان و سه همسفرش اللهم عجل لولیک الفرج اللهم فک کل اسیر برچسب ها اشک چشم حاج احمد حاج احمد متوسلیان آزادسازی خرمشهر چهار دیپلمات دربند رژیم صهیونیستی نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت 18 26 توسط شهید محمد توسلی منتظرتان هستم روز شنبه ۱۵ ۷ ۹۱ واحد رسانه های برخط اینترنتی بخش وبلاگ نویسی با دو وبلاگ نفس عشق و سردار غریب و بی نشان حاج احمد متوسلیان منتظرتان هستم نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 21 20 توسط شهید محمد توسلی مطالب قدیمی تر حاج احمد آرام دستش را بالا آورد و به انتهای افق اشاره کرد و گفت بسیجی آنجا انتهای افق است من و تو باید پرچم خود را در آنجا در انتهای افق برافرازیم هروقت پرچم را آنجا زدی زمین آن وقت بگیر و راحت بخواب ولی تا آن وقت نه haj ahmad slowly brought his hand up and pointed to the horizon and said the basij is the horizon i must raise their flag at the end of the horizon whenever the flag of the ground it gave me time and sleep in peace but not till then الحاج احمد جلب ببطء رفع يده وأشار إلى الأفق وقال الباسيج هو الأفق لا بد لي من رفع علمها في نهاية الأفق وكلما علم الأرض أنه أعطاني الوقت والنوم في سلام ولكن ليس حتى ذلك الحين خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ آرشیو موضوعی زندگی نامه خط نوشته ها به روایت دیگران اسارت لشگر 27 حضرت محمد رسول الله نیروها چشم انتظاری برچسب ها حاج احمد متوسلیان 34 طولانی ترین گروگانگیری سیاسی 32 حاج احمد 26 فاتح خرمشهر 14 آزادسازی خرمشهر 8 کودتای 1332 7 اشک چشم حاج احمد 4 شهربانی استان لرستان 1 بازداشت حاج احمد متوسلیان 1 دایره اطلاعات 1 حاج محسن وزوایی 1 منطقه برقازه 1 نمایشگاه رسانه های دیجیتال 1 چهار دیپلمات در بند 1 خداحافظ رفیق 1 سرآمد 1 سعید قاسمی 1 احمد متوسلیان 1 خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی 1 the longest political hostage 1 four 1 دانلود شعر آقاسی 1 سفیران بی نشان 1 چهار دیپلمات 1 ساواک 1 فیلم هالیوودی 1 شهر شلوغ 1 همپای صاعقه 1 وبلاگ نویسی 1 دلتنگ 1 اسارت 1 مرحوم آقاسی 1 پیوندها نفس عشق ردپای باران سردار بی نشان نشر فرهنگ کربلای جبهه ها یادش بخیر انتهای افق یوسف گم گشته جنبش حاج احمد متوسلیان گلزار شهادت السلام علیک یا فاطمه الزهرا کانون تخصصی شهید فرشیدبشیری پایگاه سردار شهید مجید مرآت حقی هیأت منتظران قائم عج blogfa com
|