Meta tags:
description= فراموش شده;
Headings (most frequently used words):
تو, که, می, از, هزار, بار, من, همان, ام, جان, دل, های, تمام, توبه, یلدای, ای, دیگر, چشمهای, عاشقانه, مرا, به, فراموش, شده, یاد, یکرنگ, لعنتی, تاسف, غم, دوست, فرصت, دوباره, پنجره, آوار, آسمان, بزم, جنون, کوچ, وقتی, نیامدی, جزر, مد, سهم, پاییز, حسرت, دلخوش, نردبان, آرزو, تقدیر, آموختم, زندگی, سلام, سنگ, عزیز, 91, بستم, شکستم, بامن, بگو, مستی, تورا, کدام, شراب, بخشد, هنوز, خمار, اخرین, جرعه, هایش, مانده, غزل, سرایمت, تر, پیش, بر, دفتر, جانم, جاری, شوی, اخر, دیوان, تمامی, ندارد, لالایی, دلنشینی, شیرین, ترین, خوابهای, جهان, بری, بیا, این, بیداریه, فرسا, بیزارم, بینی, در, حضور, چه, پوچ, شوم, دریاب, پس, صد, سال, تنهایی, رسیده, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
است (37), ۱۳۹۲ (34), شده (34), نوشته (32), ساعت (30), توسط (30), کامران (30), این (22), جمعه (16), تمام (15), بود (15), آذر (14), مهر (13), وقتی (12), باشد (11), هایی (11), نمی (11), شدم (11), ۱۳۹۱ (10), های (10), بیست (10), همیشه (10), عشق (10), برای (10), دیگر (9), دوست (9), همه (9), آموختم (9), سهم (9), پاییز (8), نیست (8), کدام (8), اگر (7), خواهد (7), دست (7), پنجشنبه (7), مرا (7), بار (7), کردی (7), دلم (7), شود (7), هست (7), درد (7), متاسف (7), ۱۳۹۰ (6), شنبه (6), اید (6), گهی (6), تنها (6), همین (6), همان (6), جان (6), رسد (6), یادت (6), نشد (6), جنون (6), لحظه (6), فهمند (6), ۱۳۸۹ (5), بهمن (5), آبان (5), مهربان (5), بیا (5), هیچ (5), میشه (5), #چشمهای (5), هنوز (5), هزار (5), کاش (5), چون (5), کنند (5), اسمان (5), مرداد (4), تیر (4), هشتم (4), عاشق (4), یلدا (4), یاد (4), وقت (4), فصل (4), بودی (4), دوم (4), روز (4), سخت (4), اما (4), بودن (4), هایش (4), مانده (4), عاشقانه (4), سال (4), نفس (4), خورشید (4), کمی (4), هوای (4), بعد (4), دارم (4), هایم (4), واژه (4), ماه (4), درآن (4), برگ (4), باشی (4), مثل (4), بغض (4), ترسم (4), عابران (4), فرا (4), دوباره (4), اسفند (3), شهریور (3), خانه (3), پیش (3), پایان (3), بیاموزاند (3), فقط (3), زندگی (3), کند (3), رفت (3), یلدای (3), نهم (3), تعداد (3), سلام (3), یار (3), دلی (3), کسایی (3), کنار (3), کسی (3), فرصت (3), تورا (3), شراب (3), بدون (3), خاطره (3), کوچه (3), پنجم (3), شدن (3), خیال (3), غرق (3), ارام (3), کنم (3), دانستم (3), یازدهم (3), قصه (3), انگار (3), چشمهایی (3), بیچاره (3), پنجره (3), خاطر (3), وبلاگ (2), صبور (2), حتی (2), سیاهی (2), باید (2), ماند (2), وتو (2), یلداهایی (2), اند (2), بیشتر (2), زود (2), قلب (2), جوجه (2), چقدر (2), اشک (2), خواب (2), تمــام (2), کــه (2), آدم (2), سنگ (2), گریان (2), جهان (2), درگیر (2), رفته (2), عمر (2), گندم (2), دنیا (2), آرزو (2), دین (2), آزادگی (2), راه (2), عبادت (2), روزی (2), اون (2), مردم (2), خورد (2), چيز (2), انتهاست (2), زندگي (2), ميکند (2), چشم (2), کسي (2), شاد (2), خداوند (2), هفدهم (2), غزل (2), شوی (2), بینی (2), پوچ (2), تنهایی (2), رسیده (2), بامن (2), بگو (2), توبه (2), بستم (2), کجای (2), کردم (2), شبیه (2), سرد (2), زنجیرند (2), تقدیر (2), نردبان (2), فتح (2), دیر (2), ماندن (2), خوش (2), دلتنگی (2), هایت (2), بهانه (2), توست (2), افسوس (2), دانم (2), حسرت (2), گونه (2), خالق (2), زیبایی (2), تفسیر (2), بارانی (2), روزها (2), روزهایی (2), فردا (2), تاریکی (2), گویم (2), اول (2), بلند (2), زمان (2), نهان (2), گفتم (2), بدانی (2), زیر (2), رنگ (2), حالا (2), رفتن (2), مال (2), یادم (2), خنده (2), مستانه (2), غروب (2), مانم (2), انتهای (2), خیالش (2), چشمهایم (2), نیامدی (2), بیایی (2), نبود (2), پشت (2), کوچ (2), دارد (2), بزم (2), چیزی (2), بارید (2), دیوارها (2), پانزدهم (2), کور (2), روی (2), نوشیدم (2), مردی (2), زنی (2), شوهرش (2), نداشت (2), پول (2), داد (2), ولی (2), بچه (2), سرزمین (2), لعنتی (2), فرستم (2), فراموش (2), blogfa, com, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, مطالب, قدیمی, باشیم, امد, درازای, سپیدی, ومشتی, نامی, ازمن, پنداریم, میراتر, انیست, دقایق, نخواهند, پیشتر, بوده, یادواره, انهایی, تمنایی, بیدریغ, بورزیم, بداریم, کنیم, مارا, دقیقه, شاید, مشق, زودمی, سرخی, یاقوت, سرخ, سبدی, درراه, بانوی, یلداها, چهارشنبه, بعدا, خواهیم, شمرد, زردی, سبز, شوق, ریختی, لبخندهایی, دوستانت, نشاندی, دلهایی, آوردی, امشب, موقع, بشمار, تموم, صحبت, میزنن, شمردن, عزیز, ميگذارنـد, مــی, رونــد, سنـــگِ, آنجــا, ميــان, خـاک, خوابيــدی, نــــــــه, امــا, نـه, وقتــی, ميانشــان, هســتی, هــا, بـرای, هــم, مـي, گذارنــد, رنجیده, دوری, خندان, عاشقی, بیزار, آکنده, غمها, سلامی, فهمن, جوری, کردیم, بدجور, کوچیکه, دردیم, گمونم, یادشون, میرن, راهی, دارن, روزیتو, گیرن, خدا, هرگز, خوردن, بخشه, نذار, بازی, کنن, بازم, برامون, نقشه, بفهمن, آدمی, بهت, نشون, سفره, خالی, چیدن, وقتایی, مردن, دلدادگی, پرستش, تسکینه, پرستیدن, تجارت, وحشت, واسه, باشن, حساباشونو, حساب, پیچیدن, ببین, بهشت, چهاردهم, نميتوانم, دريک, روزبدست, آورم, وبالاخره, سکوت, قدرت, پیدا, هستی, آشنا, دیدن, دشوار, ترم, فرصتها, هيچگاه, بين, نميروند, بلکه, شخص, ديگري, تصاحب, پوشي, حقايق, واقعيت, آنها, تغير, نميدهد, بمن, ميگويد, کردي, بسيار, مهم, جنگجو, نيافريد, دوشنبه, مستی, بخشد, خمار, اخرین, جرعه, سرایمت, دفتر, جانم, جاری, اخر, دیوان, تمامی, ندارد, لالایی, دلنشینی, شیرین, ترین, خوابهای, بری, بیداریه, فرسا, بیزارم, حضور, شوم, دریاب, شکستم, اطاق, بستر, خوابهایی, تهی, ازتو, عین, تعبیرند, گمم, گمت, روزهامان, شکسته, وپردرد, اسیر, تقدیرند, تنگ, قلم, نفرینند, وازه, مشتی, لغات, غربتی, گیرند, ارزوهایمان, برداریم, وراهی, شویم, محال, افسانه, دور, چشمه, جاودانی, صداقت, جسارت, همراهمان, نویسم, اتاقم, لبریزاز, خوابهایم, بوی, میگیرد, اغوشم, سرشار, بسترم, اکنده, نوازشهای, انصاف, زمانیست, کرده, دوستت, جواب, پرواز, کشیدم, اسمانی, کشی, موسیقی, قطعه, چشمهایت, ساختم, گاه, ارامم, فلسفه, توجیه, نبودن, مدام, گیر, دلخوش, کاین, تمجید, احساسی, تعریف, تکثیر, اصل, پایانی, تعبیر, رویایی, تشریح, گمنامی, تقدیس, پیدایی, ایه, ازکسی, نوازش, دستانی, طعم, حالمان, تقویم, میرند, اندک, لاله, فرجام, بیاو, تازه, احوالم, راستی, مبهمند, وتکراری, غزلم, دلت, کیست, شانزدهم, وآخرش, زیباست, ختم, فصلمان, آخر, کوتاهی, وروز, همزمان, میزان, مور, ملخ, زمین, آمدن, زندگان, عمل, لطف, ولطافتی, مراد, عاشقان, مهراست, وابان, وآذر, زیباتر, زرد, وزیباست, خزان, زیبنده, شعر, شاعران, جلوه, پیداست, میهمان, کشور, ماکه, ایران, قاعده, رسم, وزمان, موقعش, آید, مظهر, ومهرگان, تغییر, هوا, سردی, صدفلسفه, فضا, افتد, درختان, چهان, زردش, بادخزان, وزان, مدرسه, عیان, مطلع, مهرگان, نوزدهم, بودم, اموالت, ببری, خود, خواهی, داری, نیش, دلگیرش, ابری, جزرو, مدهای, دریاهایی, دلیل, ماهی, نکند, وسعت, جزری, اغاز, صبح, دنیایی, امده, جزرها, کجاهای, خیالم, دریای, سرشان, زند, جزر, هفتم, باورت, گذاشته, خوب, گمانم, یکی, پاییزی, نیامده, گله, عذری, خواستی, کتابی, خواندش, سازی, نواختنش, شوری, ساخت, سرزمینی, وطن, بوسیدمت, گذاشتمت, خودم, باورم, نشسته, خونخواهی, باز, نگردی, باد, نرفت, ارزو, نشکفته, بوسه, زنده, گور, محکوم, مرگ, نطفه, نبسته, مدفون, بستی, دری, داند, دهم, باتو, همسایه, دیدی, دربه, دستهای, حذر, گذر, گریه, خندیدی, دزدیدی, فهمی, نگو, بسیار, خلوت, کوهش, نیاید, تکرار, خواهش, گاهی, ایثار, میان, ادمها, پژواک, شبها, عالمی, میدارم, اری, امروزها, چشمان, لیلا, ساقی, سالهاست, انکه, شاعرم, عاشقم, خرابم, مستم, هفتاد, هفت, ساله, دارند, چشمانت, یکم, کران, دگر, نگفت, دوش, رنج, شانه, سینه, نوا, اشکی, بغضی, ترک, نخورد, دردی, فرو, نریخت, عوض, غربت, رحم, گرفته, امروز, آسمان, بمیریم, اوار, روزهاست, گریند, لرزند, زمزمه, دیوار, گوش, راااااااااااااا, آوار, قرن, کنگره, نفهمید, منزلت, شمس, خواندن, تذکره, آنچه, رفتنت, آمد, سرم, حنجره, نگاهت, آموخت, حرف, زدن, تلخ, سُرسُره, بالا, بروی, ساده, پایین, معنی, گره, رسید, احساسِ, بخشیدن, تماشای, لذت, پیاده, اجازه, دادن, امواج, زدودن, ردِ, تیرگی, برایِ, گذری, کودکانه, برهان, گفتی, عاشقت, وای, گنه, درمان, وسوسه, اتش, گویی, نخوانده, مهمان, پنداشتم, فاصله, گذرد, سری, سامان, غمی, مُرد, هنگامی, زنش, آغوش, غریبه, تخت, دید, چیز, برایم, عادی, جوانی, ایمانش, بخاطر, ناموسش, مواد, حراج, گذاشت, معشوقش, پسری, دار, تاسف, سیزدهم, سرت, جدید, سپردن, باکی, زندانی, توام, فهمیدی, اسارت, بند, کشیدی, محابا, تصرف, قلبم, پروا, بهترینشان, پادشاه, میشدی, جایی, غروری, نگاهم, حرفی, بزن, نباشم, کمرنگ, باشم, میخواهد, یکرنگ, هجدهم, یــاد, تــو, نداشتم, نرگست, مست, گــر, حال, حبیب, پــرسد, گویید, بیمـار, غمت, نفسی, نظامی, شرمنده, زیره, کرمان, خواستم,
Text of the page (random words):
فراموش شده فراموش شده جان می خواستم ای دوست که جان با تو فرستم شرمنده شدم زیره به کرمان چه فرستم نظامی نوشته شده در جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 1 27 توسط کامران یاد تو از یــاد تــو بر نداشتم دست هنوز دل هست به یاد نرگست مست هنوز گــر حال مرا حبیب پــرسد گویید بیمـار غمت را نفسی هست هنوز نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 14 توسط کامران یکرنگ دلم میخواهد کمرنگ باشم ولی دو رنگ نباشم همین نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 1 1 توسط کامران دل لعنتی حرفی بزن چیزی که نگاهم دارد بهانه ای برای ماندن می خواهد این دل لعنتی دیگر نه غروری مانده و نه جایی برای رفتن پادشاه هم اگر میشدی بهترینشان بودی چه بی پروا تصرف کردی تمام سرزمین های قلبم را چه بی محابا در بند کشیدی تمام بودن هایم را کور هم اگر بودی از اسارت واژه هایم می فهمیدی چقدر زندانی توام باکی نیست از این همه سر سپردن ترسم از ان است که هوای فتح سرزمین های جدید تا همیشه در سرت باشد نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 1 9 توسط کامران تاسف متاسف شدم وقتی مردی مُرد هنگامی که زنش را در آغوش غریبه روی تخت دید متاسف شدم وقتی زنی شوهرش را دوست نداشت اما بچه دار شد متاسف شدم وقتی پسری معشوقش را به خاطر پول از دست داد متاسف شدم وقتی زنی شوهرش را دوست نداشت ولی به خاطر بچه هایش ماند متاسف شدم وقتی مردی ناموسش را به خاطر مواد به حراج گذاشت متاسف شدم وقتی جوانی ایمانش را بخاطر پول از دست داد متاسف شدم شدم شدم تا همه چیز برایم دیگر عادی شد نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 38 توسط کامران غم دوست از دوست غمی مانده که در جان من است از عشق سری مانده که سامان من است پنداشتم این فاصله ها می گذرد گویی غم تو نخوانده مهمان من است شب بود و شراب و چشمهایی در راه با وسوسه ای که اتش جان من است نوشیدم و نوشیدم و مستانه شدم ای وای از این گنه که درمان من است گفتی که همیشه عاشقت می مانم این قصه ی کودکانه برهان من است تو می گذری چه زود از خاطره ها انگار نه انگار که پایان من است نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 38 توسط کامران فرصت دوباره لحظه ای فرا می رسد لحظه ای فرا می رسد برایِ فرصت دوباره اجازه دادن به امواج برای زدودن ردِ تیرگی لحظه ای فرا می رسد لحظه ای برای بودن دوباره بخشیدن و تماشای لذت یک پیاده روی بلند رد شدن از شک و احساسِ دوباره عشق لحظه ای فرا خواهد رسید نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 26 توسط کامران پنجره درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 17 توسط کامران آوار درد ها یم راااااااااااااا در گوش دیوار های این خانه زمزمه می کنم می ترسم دیوارها بغض می کنند می لرزند می گریند همین روزهاست که زیر اوار ها من و دیوارها با هم بمیریم نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 33 توسط کامران دل آسمان امروز دل اسمان گرفته بود بارید بر سر غربت بی رحم کوچه ها بارید بر تن پر درد عابران چیزی عوض نشد دردی فرو نریخت بغضی ترک نخورد اشکی که کم نشد از بار عابران از درد اسمان بیچاره بی نوا پر درد اسمان در سینه بغض سرد بر شانه بار غم از رنج عابران از بس که درد هست از بس که بار هست بر دوش عابران با کس دگر نگفت از درد بی کران بیچاره اسمان بیچاره اسمان نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20 36 توسط کامران بزم چشمانت شراب دارند هفت ساله که نه هفتاد سال مستم می کنند خرابم می کنند عاشقم می کنند شاعرم می کنند وتو بی انکه بدانی سالهاست که ساقی این بزم عاشقانه ای نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 41 توسط کامران جنون جنون را دوست می دارم تنها اگر لیلا تو باشی تنها اگر چشمان تو سهم من از امروزها باشد اری جنون را دوست میدارم با تو جنون هم عالمی دارد وقتی تو باشی من از تاریکی شبها نمی ترسم من از پژواک تنهایی میان قلب ادمها نمی ترسم وقتی تو باشی من دلم ایثار می خواهد گاهی کمی عشق و کمی خواهش کمی تکرار می خواهد خورشید را گفتم نیاید از پس کوهش دلم این خلوت ارام را بسیار می خواهد با من نگو از بغض هایی که نمی بینی از اشک هایی که نمی فهمی از خنده هایی که تو دزدیدی از گریه هایی که تو خندیدی بامن بگو از کوچه هایی که گذر کردی از لحظه هایی که از دستهای من حذر کردی از گونه هایی را که تر کردی یا چشمهایی را که جز من دربه در کردی دیدی جنون همسایه ی عشق است سهم تو یا من هر چه باشد من باتو جنون را دوست می دارم نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1 1 توسط کامران کوچ کسی چه می داند پشت ان دری که تو بستی و کوچ کردی چه بغض ها که مدفون نشد چه واژه ها که نطفه نبسته محکوم مرگ نشد چه عاشقانه هایی که زنده در گور نشد چه بوسه هایی که نشکفته پر پر نشد چه ارزو هایی که بر باد نرفت اه کاش هیچ وقت دیگر باز نگردی پشت ان در همه به خونخواهی نشسته اند نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23 47 توسط کامران وقتی نیامدی باورت می شود تورا کنار گذاشته ام خوب یادم نیست به گمانم غروب یک جمعه بود یکی از همین پاییزی هایش وقتی نیامدی وقتی یادت رفت که باید بیایی همان وقتی را می گویم که مثل همیشه حتی یادت هم نبود نیامده بودی نه گله ای کردم و نه عذری خواستی مثل کتابی که خواندش به پایان رسیده باشد مثل سازی که دیگر نواختنش دیگر در من شوری نمی ساخت مثل سرزمینی که هیچ وقت وطن من نبود چشمهایم را بستم بوسیدمت و کنار گذاشتمت تورا نمی دانم اما خودم هنوز باورم نمی شود نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 29 توسط کامران جزر و مد های من خورشید که به انتهای خیالش می رسد چشمهای من هم خیال مد به سرشان می زند دریای چشمهایم تا کجاهای خیالم را که غرق نمی کند ماه که به انتهای خیالش می رسد من می مانم و دنیایی بر امده از پس جزرها هر صبح من اغاز می شود با جزری به وسعت تمام دلتنگی هایم نکند تو همان ماهی باشی که دلیل تمام جزرو مدهای دریاهایی نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 54 توسط کامران سهم یادت باشد هوای چشمهای من با تو همیشه ابری بود و بارانی یادت باشد خورشید چشمهای تو فقط غروب های دلگیرش مال من بود یادت باشد خنده های مستانه ات تنها نیش هایش سهم من بود یادم باشد که تمام من تمام تمام مال تو بود سهم تو بود حالا که خیال رفتن داری حالا که می خواهی ببری با خود اموالت را سهم هایت را کاش یادت باشد من هم تمام سهم تو بودم نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0 11 توسط کامران پاییز پاییز همیشه مهربان است چون مطلع مهر مهرگان است هم مدرسه ها درآن عیان است هم بادخزان درآن وزان است زیبایی رنگ و برگ زردش تفسیر خداوند چهان است چون برگ می افتد از درختان صدفلسفه در فضا نهان است تغییر هوا که رو به سردی است این مظهر مهر ومهرگان است پاییز به موقعش می آید این قاعده رسم وزمان است در کشور ماکه هست ایران پاییز همیشه میهمان است صد جلوه درآن همیشه پیداست زیبنده شعر شاعران است چون برگ خزان به زیر پا هست با خش خش برگ هم زمان است پاییز اگر چه زرد وزیباست زیباتر از آن سه ماه آن است مهراست وابان وآذر این فصل پاییز مراد عاشقان است پس لطف ولطافتی درآن هست چون خالق عشق مهربان است گفتم که تو در عمل بدانی فصل سه سال زندگان است با آمدن هوای پاییز مور و ملخ زمین نهان است در اول مهر ماه میزان وقت شب وروز همزمان است اما چو رسد به ماه آذر کوتاهی روز آن زمان است یلدای بلند شب آخر آن شب شب ختم فصلمان است چون اول وآخرش که زیباست این فصل همیشه مهربان است نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14 2 توسط کامران تمام رد می شوی ازکسی که تمام تو شد بعد از نوازش دستانی که طعم یلدا بود انگار همان روزها حالمان خوش بود روزهایی که سهم فردا بود تقویم روزهایی شده ای که با تو زنجیرند تقدیر چشمهایی شده ای که بی تو می میرند سهم من و تو از هم چه اندک بود شبیه عمر لاله ها پوچ و بد فرجام بیاو نفس تازه کن در احوالم که روزها بی تو شب و شب ها بی تو غرق تاریکی است راستی بعد تو غزل نمی گویم واژه ها مبهمند وتکراری غزلم من دلم پیش تو ست تو دلت با کیست نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 46 توسط کامران حسرت تو تفسیر کدام ایه ی بارانی تقدیس کدام دین نا پیدایی تشریح کدام واژه ی گمنامی تعبیر کدام خواب پر رویایی تکثیر کدام اصل بی پایانی تعریف کدام قصه ی زیبایی تمجید کدام خالق احساسی کاین گونه دلم همیشه در حسرت توست نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 32 توسط کامران دلخوش دیر زمانیست دل خوش کرده ام به همین دوستت دارم های بی جواب کاش پرواز می دانستم پر می کشیدم تا اسمانی که تو در ان نفس می کشی کاش موسیقی می دانستم قطعه ای برای چشمهایت می ساختم تا به گاه دلتنگی هایم ارامم کند کاش فلسفه می دانستم تا توجیه کنم تمام نبودن هایت را برای دلی که مدام بهانه گیر توست افسوس که من جز عشق تو هیچ نمی دانم افسوس نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22 28 توسط کامران از تو از تو که می نویسم اتاقم لبریزاز هوای تو می شود خوابهایم بوی تو را میگیرد اغوشم سرشار از خیال تو می شود بسترم اکنده از نوازشهای تو می شود دلم غرق یاد تو می شود بی انصاف بعد تو دل نه دارم ارام ارام جان می کنم نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13 45 توسط کامران نردبان آرزو بیا نردبان ارزوهایمان را برداریم وراهی شویم سخت نیست فتح خورشید محال نیست افسانه شدن دور نیست چشمه های جاودانی دیر نیست برای هزار سال دیگر عاشق ماندن تنها اگر کمی صداقت و جسارت و عشق همراهمان باشد نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13 38 توسط کامران تقدیر بدون تو این وازه ها مشتی لغات سرد و به زنجیرند بدون تو این کوچه ها درگیر غربتی نفس گیرند بدون تو این خانه این اطاق و این بستر برای خوابهایی تهی ازتو عین تعبیرند کجای خاطره ها گمم کردی کجای خاطره ها گمت کردم که روزهامان شکسته وپردرد اسیر تقدیرند دلم برای تو تنگ و قلم برای تو گریان است بیا که بی تو نفس ها شبیه نفرینند نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 22 52 توسط کامران توبه تو همان توبه ای که هزار بار بستم و هزار بار دیگر شکستم بامن بگو مستی چشمهای تورا کدام شراب می بخشد که من هنوز خمار اخرین جرعه هایش مانده ام تو همان غزل عاشقانه ای که هزار بار می سرایمت و هزار بار دیگر عاشقانه تر از پیش بر دفتر جانم جاری می شوی اخر دیوان چشمهای تو که تمامی ندارد تو همان لالایی دلنشینی که مرا به شیرین ترین خوابهای جهان می بری بیا که از این بیداریه جان فرسا بیزارم می بینی در حضور تو چه پوچ می شوم مرا دریاب که من پس از صد سال تنهایی ام به تو رسیده ام نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 23 12 توسط کامران آموختم چه آموختم آموختم که زندگي سخت دشوار است اما من از او سخت ترم آموختم که فرصتها هيچگاه از بين نميروند بلکه شخص ديگري فرصت از دست رفته را تصاحب ميکند آموختم که چشم پوشي از حقايق واقعيت آنها را تغير نميدهد آموختم که تنها کسي که مرا در زندگي شاد ميکند کسي است که بمن ميگويد تو مرا شاد کردي آموختم که مهربان بودن بسيار مهم تر از جنگجو بودن است آموختم که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد پس من نميتوانم همه چيز را دريک روزبدست آورم وبالاخره آموختم که سکوت قدرت بی انتهاست عشق نا پیدا هستی نا آشنا و دیدن بی انتهاست نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 50 توسط کامران زندگی بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس می دن عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه کنار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۱ ساعت 23 54 توسط کامران سلام سلام سلامی از دلی تنها دلی آکنده از غمها گهی با یار گهی بی یار گهی از عاشقی بیزار گهی خندان گهی گریان گهی رنجیده از دوری یار سلام نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۱ ساعت 0 18 توسط کامران سنگ تمام آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـي گذارنــد امــا نـه وقتــی کــه در ميانشــان هســتی نــــــــه آنجــا کــه در ميــان خـاک خوابيــدی سنـــگِ تمــام را ميگذارنـد و مــی رونــد نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت 23 3 توسط کامران یلدای عزیز پاییز کم کم تموم میشه و صحبت از یلدا میشه و همه دم میزنن از شمردن جوجه ها امشب موقع خواب بشمار تعداد دلهایی که به دست آوردی تعداد لبخندهایی که بر لب دوستانت نشاندی تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی فصل زردی بود تو چقدر سبز بودی جوجه ها رو بعدا با هم خواهیم شمرد نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 21 15 توسط کامران یلدای 91 درراه است بانوی یلداها با سبدی در دست پر از یاقوت های سرخ به سرخی قلب تمام عاشق ها زودمی اید و زود هم خواهد رفت می اید تا مشق عشق کند شاید فقط دقیقه ای بیشتر می اید تا بیاموزاند مارا که زندگی کنیم که دوست بداریم که عشق بورزیم بیدریغ بی هیچ تمنایی به یادواره انهایی که یلداهایی پیشتر بوده اند و دیگر هیچ وقت نخواهند بود می اید تا بیاموزاند که این دقایق میراتر از انیست که من و تو می پنداریم که یلداهایی می اید که ازمن وتو هم فقط نامی خواهد ماند ومشتی یاد می اید تا بیاموزاند که صبور باید بود که پایان تمام سیاهی ها سپیدی است حتی اگر سیاهی به درازای یلدا در پیش باشد بیا بیا یلدا که امد تا همیشه مهربان باشیم و صبور و عاشق نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 56 توسط کامران مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ blogfa com
|