Meta tags:
description= ღஜღ خــــط فاصـ ـــــ ـــــــ ـــله ღஜღ ... دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چـ ـــ ــین;
Headings (most frequently used words):
خدا, دو, باران, ღஜღ, ـــ, گفت, برای, من, می, به, هنوز, است, با, ای, خــــط, فاصـ, ـــــ, ـــــــ, ـــله, تا, اسم, خاطره, نقطه, چـ, ــین, چه, کسی, شاعر, نیست, یک, پنجره, کافیــســـت, گاه, نویسم, ســـ, ــلـــ, ـام, کاش, هوا, بارانی, شد, خواب, يا, بيدار, نزدیک, آی, مهربانی, را, بياموزيم, باش, باید, دلی, وسعت, دریا, داشت, انگار, هم, درمان, عشق, صدای, فاصله, هاست, سر, وقت, مي, رفتم, دلم, تنگ, شده, آینه, دوست, دارم, آن, بالا, توست, دیوانه, لیلایت, منم, گنجشک, توام, سهراب, من_خط, فاصله_تو, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (63), شود (42), باران (35), بود (35), باید (35), برای (32), های (32), شده (31), عشق (30), این (30), خدا (29), ۱۳۸۹ (27), نوشته (25), ساعت (23), کرد (22), توسط (22), ali (22), کاش (20), پنجره (18), نمی (18), جای (18), بگذار (18), فکر (17), گفت (16), تنها (15), نیست (15), چشم (14), همیشه (14), خود (13), راه (12), شنبه (12), دست (12), زندگی (11), همه (11), عاشق (11), بودم (11), اما (11), دوست (10), ۱۳۹۰ (10), دلم (10), گاه (10), باد (10), آینه (10), #مهربانی (10), لحظه (9), دیگه (9), منم (9), کرده (9), آبی (9), ابر (9), باشد (9), کسی (8), قلب (8), تمام (8), ستاره (8), گفتی (8), کنم (8), دریا (8), چیز (8), دیگر (8), ماه (8), اگر (8), فاصله (8), خواب (8), آسمان (8), انتظار (8), مرا (8), هایی (7), باش (7), چیست (7), دارم (7), پشت (7), چرا (7), خسته (7), اين (7), گفتم (7), هاي (7), زمان (7), زمین (7), آرام (7), رفت (7), آنجا (7), داشت (7), کنار (7), خودت (6), صدای (6), سکوت (6), فروردین (6), مهر (6), یادته (6), بهم (6), شدم (6), بیست (6), گنجشک (6), مانده (6), روی (6), هنوز (6), نور (6), وقتي (6), احساس (6), افسانه (6), میان (6), یادم (6), بنشینم (6), یاد (6), رویا (5), کردم (5), حرف (5), کوچه (5), باغ (5), خاطره (5), تنهایی (5), نفس (5), بهترین (5), صدا (5), خرداد (5), تیر (5), مرداد (5), حلالم (5), چقدر (5), منو (5), کجا (5), بگو (5), شقایق (5), هست (5), تنهاست (5), روزها (5), بار (5), نگاه (5), درخت (5), دور (5), جاده (5), مثل (5), نگاهی (5), باز (5), هاست (5), کوچیک (5), روح (5), خورشيد (5), آمد (5), شوند (5), سرشار (5), خورشید (5), شاید (5), خالی (5), هایم (5), درد (4), غریب (4), پاک (4), عاشقی (4), قصه (4), هستی (4), سلام (4), غزل (4), خلوت (4), خانه (4), سهم (4), اون (4), گرفته (4), سهراب (4), دچار (4), تازه (4), پیدا (4), یکشنبه (4), هيچ (4), نگفت (4), فرشتگان (4), لانه (4), همان (4), کند (4), فرو (4), شبی (4), قطعه (4), خواهد (4), بالا (4), هیچ (4), دوشنبه (4), دهم (4), داد (4), ولی (4), سفید (4), نزدیک (4), دوباره (4), سیاه (4), نفر (4), گیرد (4), تنگ (4), نبود (4), خیال (4), خیره (4), غرق (4), یاس (4), يعنی (4), اکنون (4), دلی (4), وسعت (4), آسمانی (4), هوای (4), بارانی (4), وقتی (4), برگ (4), شوم (4), امروز (4), ببارد (4), بگویم (4), بياموزيم (4), برگشت (4), نویسم (4), رقص (4), ღஜღ (4), ارزو (3), غریبه (3), کوچک (3), شبنم (3), نغمه (3), سرخ (3), دختر (3), الهه (3), نیمه (3), پاییز (3), girl (3), دوستی (3), اردیبهشت (3), ترین (3), حلقه (3), نیستم (3), پناه (3), نکن (3), چون (3), بیا (3), مبادا (3), تازگی (3), گونه (3), غصه (3), هايش (3), شاخه (3), نشست (3), توست (3), انداخت (3), اشک (3), مست (3), پنجم (3), گوش (3), دهد (3), کنند (3), شادی (3), دستی (3), انگار (3), مثه (3), دیدم (3), سرشو (3), پایین (3), جدا (3), عیسی (3), روز (3), عمر (3), مهربانیت (3), چیزی (3), اند (3), دفتر (3), لبخند (3), گذر (3), روشني (3), روشن (3), هوا (3), برد (3), برق (3), وقت (3), روزگار (3), پرواز (3), آغاز (3), تماشا (3), دلتنگی (3), غربت (3), روشنی (3), زمزمه (3), شاعر (3), تلخ (3), درمان (3), نوازش (3), خنده (3), زیباست (3), عاطفه (3), بودن (3), زیر (3), صبح (3), بدانم (3), شوق (3), گلبرگ (3), كند (3), گرفت (3), چشمها (3), آيينه (3), فراهم (3), دريا (3), موسم (3), نيلوفران (3), مهمان (3), برويم (3), بيدار (3), بيداري (3), بودی (3), روزی (3), بشوید (3), امده (3), امشب (3), ـــ (3), چشمانم (3), اتاقت (3), قدر (3), سرنوشت (2), سارا (2), گناه (2), نداشته (2), دنیای (2), تبسم (2), سنگ (2), بغض (2), دخترک (2), فاطمه (2), کلبه (2), تنهای (2), زیبا (2), سپیده (2), تنهائی (2), رها (2), نجوا (2), رفیق (2), خودمو (2), منزلگه (2), مقصود (2), فقط (2), وحید (2), امید (2), دنیا (2), برکه (2), پسر (2), سایه (2), شهریور (2), آبان (2), آذر (2), اسفند (2), وبلاگ (2), میرم (2), فراموشی (2), اگه (2), دوتا (2), ابری (2), دستامه (2), ازمن (2), هفدهم (2), برام (2), برات (2), ببر (2), خاطرات (2), رسم (2), بدون (2), مونده (2), ببین (2), رسیده (2), توام (2), نرم (2), آهسته (2), آره (2), باشه (2), گاهی (2), آواز (2), حتی (2), کجاست (2), قفس (2), دانه (2), دلشان (2), رسیدن (2), حادثه (2), گنجشگ (2), گرفتند (2), آيد (2), هستم (2), روي (2), دنيا (2), سخن (2), سنگيني (2), هايم (2), نشسته (2), چيزي (2), یازدهم (2), لیلا (2), دیوانه (2), لیلایت (2), مجنونم (2), جام (2), شکست (2), نسیم (2), جایی (2), خواند (2), شمعدانی (2), دار (2), فصل (2), دعا (2), آنهایی (2), بورز (2), دلت (2), ارزش (2), موقعیت (2), آرامش (2), صداقت (2), کردن (2), کشید (2), خاک (2), شکلک (2), ساکت (2), نیم (2), نشستم (2), هیچی (2), گرفتم (2), چشاش (2), بهش (2), جمع (2), زیبایی (2), یکی (2), سپاسش (2), خدایی (2), گوید (2), بهتر (2), گفتند (2), شان (2), خوبی (2), دلیل (2), معصوم (2), بزن (2), مان (2), فراموش (2), کنی (2), بهانه (2), عاشقانه (2), مکرر (2), کودکی (2), زده (2), داند (2), نمي (2), افتد (2), دارد (2), اميد (2), داده (2), سخت (2), رفته (2), حوض (2), عكس (2), بهشت (2), تپش (2), رفتم (2), برایم (2), زمانه (2), غافل (2), كنار (2), نوشت (2), خیس (2), جان (2), خوانده (2), شدند (2), بارها (2), بوی (2), چشمان (2), واژه (2), کبوتر (2), ترد (2), سفر (2), نیلوفر (2), سكوت (2), زبان (2), ترانه (2), گندم (2), پایان (2), راهی (2), باشی (2), کوله (2), نيمی (2), محبت (2), بروم (2), هایت (2), رنگ (2), آهنگ (2), چشمه (2), شعری (2), شدن (2), هجوم (2), اندوه (2), پونه (2), دعایی (2), سپیدی (2), رهایی (2), حسرت (2), پرنده (2), شبیه (2), کودک (2), آشفته (2), ویران (2), ببار (2), فردا (2), سبز (2), شکند (2), بفهمم (2), بخار (2), نگاهم (2), كنم (2), آغوش (2), سرد (2), دستان (2), چهاردهم (2), آموخت (2), پرسيد (2), ناب (2), نقاشی (2), ميز (2), سوم (2), بهار (2), اينجا (2), آميخت (2), برخاست (2), فرصت (2), سوی (2), معنی (2), شور (2), آغازم (2), چهره (2), صخره (2), ترس (2), ریزد (2), بلند (2), شعله (2), همهمه (2), گریه (2), بازو (2), سحر (2), آنوقت (2), برایت (2), فهمیدی (2), دیوار (2), شدی (2), چتر (2), باشم (2), بیت (2), آمده (2), قرار (2), ـله (2), دانم (2), خاموش (2), قرض (2), کافیــســـت (2), درلحظه (2), نجیبی (2), ــله (2), خــــط (2), فاصـ (2), ـــــ (2), ـــــــ (2), ـــله (2), blogfa, com, پریا, الاچیق, فهیمه, شکلات, قصر, نگفتن, سگی, الهام, هام, فرزانه, کام, یاب, سام, رویای, اصلی, پوریا, جبران, منی, آشنا, صـبور, غمگینم, pure, love, شیوا, غزال, delsukhte, بیوتن, فنجان, قهوه, میل, دارید, هیچکس, سراچه, هرگز, میرد, heart, breakers, هیلانه, مانگه, حریر, اشك, مخفيانه, دینا, دورخیز, دمساز, سروین, مانکن, life, death, جودی, یخی, دلشکسته, منا, شنی, قاصدک, ابی, پرتو, سراب, پای, کیمیا, موزی, خرمگس, اتنا, صبا, cant, see, حامد, یاسی, شمع, سوخته, علیا, دلنواز, دانشگاه, خالي, بندي, استاد, خالیبند, نوووووووووون, خشکیه, the, rummy, lady, gaga, avira, ice, star, نرگس, علی, وطن, 2012, مهران, بابایی, ha3ti, پارسا, مهدیه, کفشـــدوزکــــــ, خیـــالـــ, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, چقدراین, دلگیره, گناهی, گردن, مانیست, همش, تقصیر, تقدیره, نگام, رفتن, تلخه, آغوشی, وحشتناکه, کندن, سخته, پرازبغضم, پرازگریه, پرازتلخی, وشیرینی, منوهرگز, بینی, دستام, دستای, توعادت, آخه, خیانت, کلافه, آرزوهامو, چراهیشکی, بافه, جدایی, دورازانصافه, بارونی, لبریزم, معصومانه, باری, مظلومانه, ریزم, سرانجامه, __________________, عاشقم, سابقی, شقایقم, بگیر, روزای, روزا, شبای, ثمر, رفتمو, روزایی, گذاشتی, پرسه, خیابونا, برم, کجایی, رسی, حالا, اشکاتو, کنه, عاشقونه, نویسه, اسمتو, هزارسال, شکنه, طلسمتو, شنوی, کشم, کجای, زدی, محاله, بشم, غریبگی, همونه, چیده, همون, شونتو, سپری, هقم, من_خط, فاصله_تو, پاکی, نیستی, ببینی, مُرد, دلخوش, اومدی, سراغ, ترکی, بردارد, چینی, نازک, اومدم, دوری, براه, یعنی, ماهی, بشه, یار, قفسی, سازم, فروشم, شما, زندانی, تنهائیمان, اسیر, قفسه, صاحب, نفسه, بده, شقایقت, قایقت, راستی, مردم, کاشکی, دلشون, شیدا, دنبال, بهترینم, نگاهیست, نهم, قهر, گذشت, سراغش, گوشي, شنود, يگانه, قلبي, دردهايش, ميدارد, سرانجام, دوختند, گشود, سينه, کوچکي, داشتم, آرامگاه, خستگي, سرپناه, کسي, گرفتي, طوفان, موقع, خواستي, محقرم, کجاي, بغضي, کلامش, بست, سکوتي, عرش, طنين, زير, انداختند, ماري, واژگون, کمين, مار, گشودي, خيره, خدائيِ, بسيار, بلاها, واسطه, محبتم, ندانسته, دشمني, برخاستي, ديدگان, ناگاه, درونش, ريخت, گريه, ملکوت, سالها, جور, ساختی, کنارت, نشناختی, رگت, پنهانت, لیلای, مرد, بازیچه, زین, دلخونم, خوارم, صلیب, مستش, فارغ, الستش, مجنونی, نازش, وضو, نشت, شنوند, پلکان, جلو, ساختمان, فانوس, اسراف, زند, قدمهای, زینت, تاریکی, پلکها, بتکان, کفش, انگشت, هشدار, کلوخی, بنشیند, مزامیر, اندام, جذب, پارسایی, دورترین, مرغ, جهان, سلیس, یکدست, بخند, نفرینت, کردند, شکستند, هدیه, کسانی, اعتماد, دوستان, قطعی, نیستند, شانس, نباید, برود, گردد, کلمات, برداشت, شروع, موهاش, یقشو, درست, دهنشو, دندوناشو, ببینه, گرد, فرضی, شونه, هاشو, تکون, صداشو, صاف, کلشو, آورد, جلوم, درآورد, براش, درآوردم, خندید, خندیدم, یهو, خندش, وایستاد, میخواستم, ببینم, برا, نمیخنده, سرتو, خودم, مدرسه, نمیرفتم, نزدیکش, اینقدرکه, افتاد, خیز, ترک, خرد, اومد, بره, باهام, قهری, زدم, چشات, قشنگه, بازم, دوسم, نداری, سیاهه, دستشو, دستم, نیفتاد, نشکست, چهارم, پاس, نامی, میشناسم, بیمار, شفا, شناسم, رحمتش, باریده, هزاران, کفر, گویند, پنداری, آنچه, خدای, سپاس, قدردانی, ناسپاسی, نرنج, بکوش, مهرت, بال, گیری, جاودانگی, بدار, آنکه, دوستت, بدارند, نداشت, دلگیر, مباش, گنهکاری, دلش, پذیرش, زیباترین, دنیایی, گنهکار, نبین, خبر, نپرس, حرفی, بنویس, توفان, آرامشم, دیر, زمانی, عادلانه, برگزار, انتخابات, چند, رای, خرید, اثبات, بودنت, بلاتکلیف, خاطرم, بماند, تلاشم, بیشتر, وعشق, آزردم, آزردنم, معلم, ایستادن, شیطنت, جنگ, لوله, خودکاری, هفتم, وجودت, لبريز, شادي, گشته, ياد, داشته, هستي, احساسي, خدااشک, هايت, شمرده, کني, زندگيت, ساکن, انتظارت, رامي, کشد, اتفاقي, گيج, اميدي, خدابرايت, جوابي, ديدگاه, مقابلت, آشکار, سازد, بارقه, جرقه, گوشت, اوضاع, براي, شکر, داري, بخشيده, اتفاقات, شيرين, دلچسبي, سرا, تلاش, گريسته, قلبت, مملو, ببينم, شايد, تنهايي, ماهيان, تقصير, درختان, نيست, ظهر, كرده, تابستان, پاشويه, عقاب, درك, نبرديم, اكسيژن, پولك, ولي, درشت, ميخك, قرمز, چين, تغافل, روزني, اقرار, ديدي, همت, ماهي, حوضشان, چنار, نوزدهم, مادرم, شیدایی, لبریز, افسونگری, جانانه, ومن, جویبار, سراپا, همچنان, رود, خروشان, وجوانیم, سنگهای, صیغلی, خفته, بستر, رودها, خاطراتی, كهنه, گذشته, تكراری, جدید, ماندگی, سرمست, كودكم, برایش, قدیمی, ذهن, کلام, سوگند, یادگار, نوشتم, خطی, اثر, گذاشته, پوست, دستهای, ساده, مجاورت, آیم, رنوس, ثانیه, شنیدن, کدر, هائیست, نقره, تمیزند, هائی, ابهامند, اهتراز, اشیاست, حرام, وگرنه, حیات, آویز, اگرچه, منحنی, بالش, دوازدهم, خواهم, باشي, حقيقت, نهفته, شگفتي, نيامده, اعتراف, نهان, حركات, ناكرده, ناگفته, ماند, برفي, اشكي, نريخته, گيرد, روياهايش, ناديده, ايي, دلتنگي, ادمي, مهربان, گانه, دروغ, نان, تاریک, خشک, گویی, یادت, کفشهایت, تشنه, قلم, دستانم, چسبیده, رهگذر, باقی, نمانده, بردار, ببخش, جسم, نگه, راهها, ختم, دستها, دستگیری, دراز, آغوشها, فروشند, مردمش, دانند, حال, مردی, آرزوهایی, بزرگ, خالیست, اینجا, آنجایی, اوست, فراسوی, ابرها, سنگها, کشند, موندم, خوند, سرنوشتی, بهاري, جانا, پابند, پاييزم, میخواهد, بنویسم, کتاب, بپرسم, ماجرای, دستهایت, دارند, باورم, خزان, بخوان, همانجا, اوج, احترام, وشد, شهد, فشرد, رویایی, ساخت, ومهربان, تماشایی, آیا, حصار, فکری, باریدنی, عجیب, یکریز, شمتی, برف, حضور, دائمی, زردی, دلها, چشمی, ممتد, نیاز, دید, غوغاست, شنید, عبور, تند, مهمانی, آیینه, گلی, ماندن, دادن, لاله, فهمید, طلایی, خاطر, پژمرد, خوابهای, شرکت, فدای, قسمت, تمنا, سرخی, مهیا, فضای, نیلی, تسکین, یاران, زیباتر, تصور, بابد, تشنگی, سایبان, ساقه, پیچک, لطف, عروسک, شکسته, گشت, پریشان, حرمت, گلدان, ارغوانی, کوچ, پرستو, لرزید, غروب, ششم, غرور, تکبر, توانی, سواری, مسافران, بشکفند, کویر, سیراب, کویری, وجود, قول, رنگی, انتظارش, چشمانت, نشوم, كجایی, دیدنت, بركه, كدامین, جغد, خشكیده, ضجه, كیست, درون, پاره, بیند, سرمای, ناز, فریاد, كشد, فراق, بسوزد, زنده, نگاهت, بخندم, كودكی, بزرگی, پاكی, جنس, طلا, برقصند, بزم, گیسوان, بید, پروا, لبان, برسد, معشوق, نصیحت, گیرم, بگذارعاشق, پاییزی, بگریم, رمق, كویر, نمناك, باشدو, یادمان, گلها, كنیم, چهارشنبه, جشن, رويش, بيفروزيم, سردی, سرشاخه, اشتياق, نمره, بيست, چشمهای, کوکبها, درس, ديگری, کتابی, روييدن, دفتری, کيفی, کوچکتر, سادگی, دبستان, کوتاهی, سيمان, گره, خوردند, ساله, دلواپسی, جستجويی, پوشيدم, گرمی, نسبت, طعم, لبخندی, تابستانی, دريغ, اولين, ديدار, چارچوب, بيرون, چشمهايش, پاشيد, هايی, ديوار, روياروی, پيچيده, رازی, بهاری, شهر, جاری, نجيب, شناور, جشنی, سايبان, بيد, مجنون, آشناتر, عصر, آهن, جمعه, تابی, انگشتانم, ربا, عطش, آشنایی, سراسر, بدرآ, بیاگن, محراب, غوغای, بمان, شنوده, شویم, بروی, تری, اندود, خوش, ریز, بسای, پوشیده, خزه, نامم, انگیز, بیندیش, سودایی, مرگم, زنبق, سیرابم, تنگنای, جستم, ترا, عدم, بپا, خیزد, بازد, آسمانه, زیبای, آبشخور, جاندار, فرسوده, راهم, چادری, خوابستان, سرچشمه, بردی, نگین, دادم, بدان, برتر, رسان, دیری, خویش, رنجانده, ایم, وروزن, آشتی, بسته, بچین, بشتاب, درها, بشکن, وهم, هسته, بام, افکن, بتاب, خرمن, تیرگی, اینجاست, دوم, بيكراني, كنيم, كران, بيافرينيم, سازيم, پاسخ, دهيم, جويبار, آئينه, روان, باشيم, بيائيداز, شوره, زار, خوب, جاوداني, رؤياي, رنگينم, كوه, سوي, دروازه, راهي, تار, پودش, همراه, آيا, بينم, پيش, اينك, گاهي, چنين, خويش, گويم, آنچنان, عين, هشياري, گذارم, گاهگاهي, نيز, بيدارم, گاهان, نيلي, فام, يادش, شانزدهم, رویم, نیندازد, روئیدن, خاطراتم, آخرین, نامه, چرکین, پلی, دانستی, سکوتت, آفتاب, پرسیدم, رعد, توی, قریاد, دیدار, تموم, شدنی, بارید, ماندیم, مهربونیای, همتون, اونایی, نشد, اسمشونو, بیارم, معذرت, میخوام, خواستم, یادی, بزنم, هایمان, بهای, فروختیم, رساندم, نبا, وردپای, نیر, نبودم, نهیبی, سکوتی, شدو, دانست, گفتن, گفته, خیزی, ونور, کفشدوزکی, اهسته, میرود, سرنوشتم, آمیخته, خـط, فـاصـ, روزهایی, بعد, بسیار, امدم, خـــط, فـاصــ, آنها, ســـ, ــلـــ, ـام, نباشی, بالاخره, اتفاق, نشان, بدهد, قاب, آنقدر, امد, مانی, آبیش, پرده, زنم, تکان, تخت, سپیدم, کشیدی, انگشتان, ماهرت, آرزو, دلتنگ, کمی, دهی, لطافت, خدایا, بندد, دایره, شیشه, زنی, آتش, شرمم, هشتم, کنمت, انکه, بارد, اینک, لبه, احساسم, نشیند, فراموشش, ماندگار, رهایش, چنان, سنگین, زندکی, نیافتنی, عمیق, چراغرق, نباشم, کوچکم, شنوم, موسیقی, درسکوت, اتاق, ناراحت, اتاقم, تجربه, براندام, هنگامی, سفرت, خیر, شکوفه, برسان, دیدن, شنیــــدن, چاهــــــی, انتهای, رســـــــد, رنـــگ, تنهایــی, بخشش, شبانه, عطر, کنــــــــــــــد, آنجـــــــــــا, کـرد, کسالت, چهار, دیواری, طراوت, پیوند, شکوه, متولد, کران, نهایت, مالک, بیاموزم, بندگیت, بارانیت, درشبهای, نورانیت, درسحرگاه, آسمانیت, روزهای, قرآنیت, ربانیت, مهمانیت, خداوندا, یاریم, کِرمی, تاب, شعر, اندیشه, گنبد, دَوار, قافیه, جاریست, پرک, بازیگوش, لای, دسته, معطر, اذان, قبله, پراکنده, افتـــخــار, دنیــا, فروخــتم, ابـــــــــــد, فروخـــــــتم, فاصــ, دنیـــا, فاصـــ, پرسند, مبهم, دلكش, كبوترها, كوشش, حاصل, موج, بازی, سپید, اینگونه, ژرفای, چندین, مات, مبهوت, نگری, اسم, نقطه, ــین,
Text of the page (random words):
نیست خداوندا یاریم کن در ماه مهمانیت درلحظه های ربانیت در روزهای قرآنیت درسحرگاه آسمانیت درشبهای نورانیت درلحظه های دل های بارانیت بیاموزم بندگیت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14 26 توسط ali یک پنجره برای من کافیــســـت تو اکنون مالک قطعه ای از آسمانی قطعه ای از بی کران قطعه ای از بی نهایت در دل دیوار اتاقت نور متولد می شود و به وسعت اتاقت جان می گیرد بی صدا اما با شکوه و هجوم هوای تازه که کسالت یک چهار دیواری را به طراوت یک پنجره پیوند می دهد مثل یک آغاز پس از پایان زیباست نه هر پنجره ای زیباست یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها سرشار می کنــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کـرد یک پنجره برای من کافیــســـت دل نوشت دخترک تنها سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را نوشته شده در شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12 28 توسط ali گاه هنگامی که تمام بهشت را با نگاهی براندام درخت پنجره اتاقم تجربه می کنم چرا ناراحت باشم وقتی که بهترین موسیقی ها را درسکوت اتاق کوچکم می شنوم چراغرق شادی نباشم گاه یک لبخند آن قدر عمیق می شود که گریه می کنم گاه یک نغمه آن قدر دست نیافتنی است که با آن زندکی می کنم گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کنند گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم پ ن چه دعایی کنمت بهتر از انکه خدا پنجره باز اتاقت باشد نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 12 53 توسط ali می نویسم باران می نویسم باران تن تب دار پنجره بی قرار می شود می نویسم باران گونه های سرخ از آتش شرمم شعله می گیرد می نویسم باران تو لبخند می زنی باران می گیرد سکوت شیشه می شکند و گونه هایم دل می بندد به نیم دایره ی لب هایت خدایا امروز روی تخت سیاه و سپیدم نشسته بودی و برایم نقاشی می کشیدی و من عاشقانه خیره به انگشتان ماهرت بهار را آرزو می کردم دلتنگ فصل آغازم شده ام این روزها کمی سبز قرض می دهی مرا تا چشمانم را به لطافت مهمان کنم ستاره ها یک به یک خاموش می شوند و تو می مانی و ماه و آسمانی که آبیش را قرض داده به صبح وقتی که با ماه تنها شدی آرام پرده را کنار می زنم و برایت دستی از شوق تکان می دهم آسمان است و ماه و تو و تک ستاره دریا بالا امد آنقدر که در قاب پنجره جای گرفت نمی دانم شاید هم پنجره پایین رفت تا دریا را به من نشان بدهد بالاخره از این اتفاق ها می افتد وقتی که تو نباشی نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14 4 توسط ali ســـ ــلـــ ـــ ـام سلام بعد از فاصله ای بسیار امدم به یاد روزها خاطره ها به یاد خـــط هایی که همیشه فـاصــ ـــ ـله ای آنها را از هم جدا می کند به یاد روزهایی که من بودم و لحظه هایی که کنار خـط فـاصـ ــ ـله های سرنوشتم با روح من آمیخته شدند و خاطره هایی که به یاد کفشدوزکی که اهسته در پی خیال میرود امده ام به یاد سایه که اگر نبود من نیر نبودم تازگی ها از سکوت دلی می گوید که بی قرار است امده ام از نهیبی بگویم که به سکوتی زده شدو شاید نمی دانست برای گفتن نا گفته ها باید دور خیزی داشت به آنجا که نور است و نور است ونور امروز دوباره آمده ام آمده ام بگویم من و تنهایی هایم اشک هایمان را به بهای عشق فروختیم امشب کنار خلوت برکه نشستم و خود را به منزلگه مقصود رساندم تا رفیق نیمه راه نبا شم وردپای خورشید را پیدا کنم شاید این بغض تنهایی کنار بیت بیت غزل هایم فرو ریزد امروز یک بار دیگر امده ام حرف های دل بزنم و بگویم دوست من سلام پ ن از همه اونایی که نشد اسمشونو تو این اپ بیارم معذرت میخوام فقط خواستم یادی کرده باشم از مهربونیای همتون نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11 47 توسط ali کاش هوا بارانی می شد کاش باران ببارد دلم تنگ باران است بارانی که بشوید راه را بشوید دل بشوید چشم کاش باران بودی کاش کاش باران می بارید آنوقت من و تو زیر چتر هم تا صبح کنار سکوت آسمان می ماندیم ولی این کاش ها تموم شدنی نیست کاش روزی می آمد که این باران بهانه ی دیدار دوباره مان شود کاش روزی می آمد تا رعد و برق زندگی معنی با تو بودن را توی نگاهم برق می زد و قریاد می کشید کاش روزی می آمد تا دلیل تمام ای کاش ها را زیر همان چتر از تو می پرسیدم کاش قلب ها در چهره ها پیدا بود کاش در خیال من در دفتر روزگار چو آفتاب تک ستاره می شدی کاش می فهمیدی که تو باران بودی کاش می دانستی که سکوتت تلخ است آه این دیوار است کاش می فهمیدی که شبی قلب مرا باران بود کاش میان من و تو هیچ پلی نبود تا برایت از درد می گفتم کاش آخرین برگ سفر نامه ی باران زمین چرکین نبود کاش هوا بارانی می شد تا خاطراتم را پاک می کرد آنوقت دوباره روئیدن را یاد می گرفتم کاش باران رویم را زمین نیندازد و ببارد نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 22 46 توسط ali خواب يا بيدار گر چه با يادش همه شب تا سحر گاهان نيلي فام بيدارم گاهگاهي نيز وقتي چشم بر هم مي گذارم خواب هاي روشني دارم عين هشياري آنچنان روشن كه من در خواب دم به دم با خويش مي گويم كه بيداري ست بيداري ست بيداري اينك اما در سحر گاهي چنين از روشني سرشار پيش چشم اين همه بيدار آيا خواب مي بينم اين منم همراه او بازو به بازو مست مست از عشق از اميد روي راهي تار و پودش نور از اين سوي دريا رفته تا دروازه خورشيد اي زمان اي آسمان اي كوه اي دريا خواب يا بيدار جاوداني باد اين رؤياي رنگينم بيائيداز شوره زار خوب و بد برويم چون جويبار آئينه روان باشيم به درخت درخت را پاسخ دهيم و دو كران خود را هر لحظه بيافرينيم هر لحظه رها سازيم برويم برويم و بيكراني را زمزمه كنيم نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 23 51 توسط ali نزدیک آی بام را بر افکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست بشتاب درها را بشکن وهم را دو نیمه کن که منم هسته ی این بار سیاه اندوه مرا بچین که رسیده است دیری است که خویش را رنجانده ایم وروزن آشتی بسته است مرا بدان سو بر به صخره ی برتر من رسان که جدا مانده ام به سرچشمه ی ناب هایم بردی نگین آرامش گم کردم و گریه سر دادم فرسوده ی راهم چادری کو میان شعله ی و باد دور از همهمه ی خوابستان و مبادا ترس آشفته شود که آبشخور جاندار من است و مبادا غم فرو ریزد که بلند آسمانه ی زیبای من است صدا بزن تا هستی بپا خیزد گل رنگ بازد پرنده هوای فراموشی کند تو را دیدم از تنگنای زمان جستم ترا دیدم شور عدم در من گرفت و بیندیش که سودایی مرگم کنار تو زنبق سیرابم دوست من هستی ترس انگیز است به صخره ی من ریز مرا در خود بسای که پوشیده از خزه ی نامم بروی که تری تو چهره ی خواب اندود مرا خوش است غوغای چشم و ستاره فرو نشست بمان تا شنوده ی آسمان ها شویم بدرآ بی خدایی مرا بیاگن محراب بی آغازم نزدیک آی تا من سراسر من شوم پ ن بی تابی انگشتانم شور ربا یش نیست عطش آشنایی اس ت نوشته شده در جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ ساعت 21 51 توسط ali مهربانی را بياموزيم مهربانی را بياموزيم فرصت آيينه ها در پشت در مانده است روشنی را می شود در خانه مهمان کرد می شود در عصر آهن آشناتر شد سايبان از بيد مجنون روشنی از عشق می شود جشنی فراهم کرد می شود در معنی يک گل شناور شد مهربانی را بياموزيم موسم نيلوفران در پشت در مانده است موسم نيلوفران يعنی که باران هست يعنی يک نفر آبی است موسم نيلوفران يعنی يک نفر می آيد از آن سوی دلتنگی می شود برخاست در باران دست در دست نجيب مهربانی می شود در کوچه های شهر جاری شد می شود با فرصت آيينه ها آميخت با نگاهی با نفس های نگاهی می شود سرشار از رازی بهاری شد دست های خسته ای پيچيده با حسرت چشم هايی مانده با ديوار روياروی چشمها را می شود پرسيد آسمان را می شود پاشيد می شود از چشمهايش چشمها را می شود آموخت می شود برخاست می شود از چارچوب کوچک يک ميز بيرون شد می شود دل را فراهم کرد می شود روشن تر از اينجا و اکنون شد جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دريغ اولين ديدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دريا سخن می گفت جای من در گرمی دستی که با خورشيد نسبت داشت جای من خالی است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را من کجا از مهربانی چشم پوشيدم می شود برگشت می شود برگشت و در خود جستجويی داشت در کجا يک کودک ده ساله در دلواپسی گم شد در کجا دست من و سيمان گره خوردند می شود برگشت تا دبستان راه کوتاهی است می شود از رد باران رفت می شود با سادگی آميخت می شود کوچکتر از اينجا و اکنون شد می شود کيفی فراهم کرد دفتری را می شود پر کرد از آيينه و خورشيد در کتابی می شود روييدن خود را تماشا کرد من بهار ديگری را دوست می دارم جای من خالی است جای من در ميز سوم در کنار پنجره خالی است جای من در درس نقاشی جای من در جمع کوکبها جای من در چشمهای دختر خورشيد جای من در لحظه های ناب جای من در نمره های بيست جای من در زندگی خالی است می شود برگشت اشتياق چشم هايم را تماشا کن می شود در سردی سرشاخه های باغ جشن رويش را بيفروزيم دوستی را می شود پرسيد چشمها را می شود آموخت مهربانی کودکی تنهاست مهربانی را بياموزيم نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9 21 توسط ali باران باش اگر یادمان بود و باران گرفت نگاهی به احساس گلها كنیم بگذار این راه راه من باشدو این جاده جاده ی من بگذار غرق شوم در دستان سرد نمناك این ابر بگذار تا بگریم بر تنهایی دستان بی رمق كویر بگذارعاشق شوم بر باد سرد پاییزی بگذار آرام گیرم در آغوش سیاه شب بگذار نصیحت كنم گلبرگ های عاشق را بگذار بگویم از باران از شب از ماه بگذار ابر عاشق شود ببارد برسد به معشوق زمین بگذار ابر ببارد بر گیسوان بید بی پروا و عاشق تر كند لبان سرخ گل ها را بگذار برگ هایی از جنس طلا برقصند در آغوش باد در بزم ابر بگذار احساس كنم پاكی شبنم را بر گلبرگ بگذار بخندم بر كودكی دنیا به بزرگی زمین بگذار نگاهت در نگاهم غرق شود بگذار شاید فردا زنده تر از امروز بگذار زمین ناز كند باد فریاد كشد ابر در فراق بسوزد بخار گرفته است دلم از سرمای این شب اما چشمان تو همه چیز را از پس این پنجره ی بخار گرفته از سپیدی غم می بیند بگذار بفهمم این ضجه ا ز آن كیست كه درون را پاره می كند بگذار بفهمم بدانم جغد شوم بر سر شاخه ی خشكیده ی باغ به كدامین گلبرگ خیره شده بگذار بدانم ابر چرا عاشق برگ چرا بی روح بگذار بدانم كجایی تا كه هر روز به شوق دیدنت به كنار بركه خیره در زیبایی چشمانت غرق نشوم باران باش باران باش و غرور و تکبر را از قلب ها پاک کن تو که می توانی جاده های بی سواری را آب ده تا فردا مسافران بر روی جاده ها بشکفند ببار و کویر را سیراب کن تا دیگر هیچ کویری وجود نداشته باشد اگر برای همیشه باران باشی قول می دهم همه جا سبز شود همان رنگی که همه انتظارش را می شکند باران باش ببار نوشته شده در شنبه ششم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15 16 توسط ali باید دلی به وسعت دریا داشت باید به فکر غصه گل ها بود فکر غروب ساکت یک خورشید باید ز درد آینه ویران شد از غصه ی سپیده به خود لرزید باید به فکر کوچ پرستو بود در فکر یک کبوتر بی پرواز باید به جای یک دل تنها بود آرام و ارغوانی و بی آغاز باید به حرمت غم یک گلدان آشفته بود و خم شد و ویران شد وقتی دلی ز غربت غم تنهاست باید شکسته گشت و پریشان شد باید میان خاطره کودک چیزی شبیه لطف عروسک بود باید برای پنجره ای تنها یک سایبان ز ساقه ی پیچک بود باید برای تشنگی یک یاس زیباتر از تصور باران شد بابد برای تازه شدن گل داد تسکین روح خسته ی یاران شد باید فضای نیلی رویا را گاهی برای پونه مهیا کرد باید هوای سرخی رز را داشت از آسمان ستاره تمنا کرد باید ترانه های رهایی را در کوچه های عاطفه قسمت کرد باید فدای خنده ی یک گل شد در خوابهای آینه شرکت کرد باید به خاطر گل یخ پژمرد فکر پرنده های طلایی بود باید سکوت آینه را فهمید در انتظار صبح رهایی بود باید به فکر حسرت شبنم بود فکر سپیدی غزل یک یاس فکر پناه دادن یک لاله فکر غریب ماندن یک احساس باید میان خواب گلی گم شد آیینه بود و عاشق بارانی باید شبی ز روی صداقت رفت در کلبه ی نسیم به مهمانی باید برای پونه دعایی کرد زیر عبور تند زمان تنهاست باید شنید قصه ی دریا را تا دید او برای چه در غوغاست باید به فکر عمر شقایق بود فکر نیاز آبی نیلوفر فکر هجوم ممتد یک اندوه فک هوای ابری چشمی تر باید به فکر زردی دلها بود فکر حضور دائمی پاییز فکر غریب بودن شمتی برف باریدنی عجیب و کم و یکریز باید برای عاطفه فکری کرد پشت حصار فاصله ها مانده آیا کسی به تازگی از احساس شعری برای تازه شدن خوانده باید به فکر رسم نوازش بود آرام ومهربان و تماشایی باید برای عاطفه شعری ساخت با خانه های آبی و رویایی باید فشرد دست محبت را آن گاه آسمانی و زیبا شد وشد شهد عشق ز یک چشمه با احترام دریا شد باید پناه و پر از احساس باید دلی به وسعت دریا داشت باید به اوج رفت و برای دل یک خانه هم همیشه همانجا داشت من دلم میخواهد بنویسم ز کتاب دل خود و بپرسم از تو ماجرای دل تنهای خدا خنده هایت زیباست دستهایت رنگ تبسم دارند نیست در باورم آهنگ خزان تو از این چشم من اکنون غزل مهر بخوان پ ن بهاري كن مرا جانا كه من پابند پاييزم پ ن موندم چون یه نفر قصه ای از سرنوشت خوند سرنوشتی که تلخ بود اما نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 22 37 توسط ali انگار هنوز هم باران درمان است و حال شده ام مردی با آرزوهایی بزرگ اما خسته دلم پرواز می خواهد دیگر کوله ام خالیست دیگر صدای باران هم درمان نیست باید بروم جای من اینجا نیست بروم آنجایی که باران از اوست جایی فراسوی ابرها آنجا که سنگها هم نفس می کشند راهها به دو راهی ختم نمی شوند و دستها تنها برای دستگیری دراز می شوند و آغوشها تنها برای نوازش باز می شوند آنجا که بوی یاس را به ارزش محبت می فروشند و آنجا که مردمش می دانند خط گندم يعنی نيمی بردار و نيمی ببخش آنجا که روح جسم را نگه می دارد و آنجا که آبی نیست آبی تر است آنجا که دیگر نفس نیست همه اش عشق است و عشق است و عشق اما نه هنوز قلم به دستانم چسبیده انگار هنوز هم باران درمان است رهگذر دیگر چیزی از کوله ات باقی نمانده گویی پایان راهی یادت باشد در انتظار باران باشی کفشهایت تشنه اند یادم باشد در انتظار آسمان بنشینم خاک همیشه خشک است یادم باشد در انتظار خورشید بنشینم ماه همیشه تاریک است یادم باشد در انتظار گندم بنشینم نان همیشه تلخ است یادم باشد در انتظار نگاه بنشینم زبان همیشه دروغ است یادم باشد در انتظار دوست بنشینم بی گانه همیشه خسته است یادم باشد در انتظار او بنشینم او همیشه هست همیشه مهربان است دلتنگي هاي ادمي را باد ترانه ايي مي خواند روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند سكوت سرشار از ناگفته هاست سرشار از حركات ناكرده است اعتراف به عشق هاي نهان و شگفتي هاي بر زبان نيامده در اين سكوت حقيقت ما نهفته است پ ن نمي خواهم شاعر باشي باران باش نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 12 0 توسط ali عشق صدای فاصله هاست همیشه فاصله ای هست اگرچه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر همیشه فاصله ای هست دچار باید بود وگرنه زمزمه ی حیات میان دو حرف حرام خواهد شد و عشق سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هائی که غرق ابهامند نه صدای فاصله هائیست که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر همیشه عاشق تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست کجاست سنگ رنوس من از مجاورت یک درخت می آیم که روی پوست آن دستهای ساده غربت اثر گذاشته بود به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است مادرم برایم افسانه می گفت پر از شیدایی زمانه لبریز از افسونگری جانانه ومن غافل از گذر عمر در كنار جویبار زمانه تنها سراپا گوش بودم روزگار همچنان می نوشت و من شدم افسانه من در خیال خود ان رود خروشان بودم وجوانیم سنگهای صیغلی خفته در بستر روزگار اما من تنها افسانه ای از ان روزها و رودها بودم با خاطراتی خیس كه دیگر با چشم جان هم خوانده نمی شدند من همان روزها هم افسانه ای كهنه بودم كه بارها و بارها در گذشته های دور نوشته و فراموش شده بودم و غافل در تكراری جدید از بوی ماندگی ان سرمست می شدم و خیره در چشمان معصوم كودكم برایش افسانه می گفتم افسانه ی قدیمی زندگی را نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 15 37 توسط ali من به سر وقت خدا مي رفتم رفته بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب آب در حوض نبود ماهيان مي گفتند هيچ تقصير درختان نيست ظهر دم كرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشويه نشست و عقاب خورشيد آمد او را به هوا برد كه برد به درك راه نبرديم به اكسيژن آب برق از پولك ما رفت كه رفت ولي آن نور درشت عكس آن ميخك قرمز در آب كه اگر باد مي آمد دل او پشت چين هاي تغافل مي زد چشم ما بود روزني بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همت كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است باد مي رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا مي رفتم خدا مي داند که چقدر سخت تلاش کرده اي وقتي سخت گريسته اي و قلبت مملو از در د دست خدااشک هايت را شمرده است وقتي احساس مي کني که زندگيت ساکن است و زمان در گذر است خدا انتظارت رامي کشد وقتي هيچ اتفاقي نمي افتد و تو گيج و نا اميدي خدابرايت جوابي دارد اگر نا گاه ديدگاه روشني را در مقابلت آشکار سازد و اگر بارقه ي اميد در دلت جرقه زد خدا در گوشت نجوا کرده است وقتي اوضاع رو به راه مي شود و تو چيزي براي ش...
|