Meta tags:
description= خرس کوچولو;
Headings (most frequently used words):
نون, خرس, کوچولو, رفتییییییم, اومدییییییییم, رفیق, قدیمی, پعععععععه, چرا, تموم, نمیشه, خدا, با, من, بود, خانم, ها, مردم, آزاری, دندون, جنس, خوب, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (20), ۱۳۹۰ (18), خرس (17), این (16), های (15), بود (15), #کوچولو (14), نوشته (13), اون (12), اما (12), خونه (12), ساعت (10), توسط (10), میشه (9), نون (9), کار (9), دندون (8), بیرون (8), درد (8), خودم (8), خانم (7), حالا (7), بودم (7), کردم (7), دست (7), داشتم (7), روز (7), برای (7), پول (7), میکردم (6), تاکسی (6), خرید (6), اگر (6), کارها (6), خدا (6), خوانسار (5), ۱۳۸۹ (5), دیگه (5), ماشین (5), خیلی (5), بوده (5), باید (5), بیا (5), خلاصه (5), چند (5), سیگار (5), یکی (5), دقیقه (5), مغازه (5), فکر (5), جای (5), کردن (5), کنم (5), آبان (4), آذر (4), ۱۳۹۲ (4), خانه (4), بعد (4), اتو (4), مردم (4), بیشتر (4), دکتر (4), داشته (4), وسیله (4), یاد (4), گفتم (4), دوستم (4), چیزی (4), میرفتم (4), گاهی (4), انجام (4), همیشه (4), میاد (4), بهمون (4), رفتیم (4), خانواده (4), شهر (3), خوانساری (3), مهر (3), بهمن (3), اسفند (3), فروردین (3), وبلاگ (3), همه (3), شما (3), قدیمی (3), شنبه (3), فروشنده (3), مگه (3), چیه (3), میکنه (3), لباس (3), خوب (3), داره (3), نمیدونم (3), چرا (3), دوشنبه (3), کلی (3), مرد (3), دیدم (3), شبیه (3), کمی (3), کرد (3), بار (3), افتادم (3), تموم (3), راحت (3), روی (3), جلوی (3), گفت (3), همین (3), اومدم (3), پیش (3), چهارشنبه (3), سوار (3), جابجا (3), راننده (3), انگار (3), مورد (3), کاغذ (3), نبود (3), مدام (3), قدم (3), نگاه (3), بالا (3), تکونی (3), چقدر (3), کردیم (3), جدید (3), سال (3), اومدیم (3), نداشتم (3), بیارید (3), زیبا (2), کلاغ (2), یادداشت (2), ۱۳۹۱ (2), تولد (2), معلومه (2), زیاد (2), وقتی (2), پیرهن (2), چشم (2), هات (2), گرد (2), میزنه (2), جنسش (2), چروک (2), میره (2), تازه (2), موقع (2), حتما (2), برم (2), یکشنبه (2), داشتیم (2), میگفت (2), نداریم (2), تصمیم (2), دندان (2), عقل (2), باشه (2), زده (2), فکم (2), باز (2), درست (2), پیر (2), بودن (2), بزرگ (2), بهش (2), تکون (2), چشمام (2), بالای (2), قرار (2), میده (2), البته (2), شروع (2), بستم (2), بشه (2), زود (2), قیژ (2), شدید (2), سیاه (2), ببین (2), قبل (2), سرما (2), دور (2), داشت (2), پست (2), تیکه (2), پنجره (2), دود (2), سیر (2), نداره (2), آزاری (2), کردند (2), راه (2), خود (2), حرف (2), منزل (2), همینطور (2), میکردیم (2), میرفتیم (2), لوازم (2), نیاز (2), هاست (2), کاسب (2), ورشکست (2), میشدند (2), مردها (2), مردهابود (2), دیوار (2), همون (2), باشند (2), اگه (2), پرده (2), کارهای (2), زدم (2), نشون (2), مکث (2), بام (2), توی (2), پیاده (2), دوباره (2), بیست (2), سوم (2), شکر (2), عید (2), دیدنی (2), خودمون (2), بدیم (2), هستند (2), میگن (2), اینکه (2), حال (2), گفتیم (2), سرچشمه (2), حاضرم (2), خانومم (2), دارن (2), صدا (2), کسی (2), ظرف (2), دیدیم (2), ماهم (2), ببینیم (2), blogfa, com, عکس, طبیعت, نامه, صندوقچه, نسل, چهل, ادیت, خسرو, دهاقین, روزهای, کمش, پیوندها, اردیبهشت, خرداد, مرداد, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, نام, کوچیک, علی, الخصوص, نویس, شهرت, محل, تاریخ, ازش, نمیگذره, اسمم, هدف, ایجاد, گفتگو, آشنایی, همشهریان, معرفت, مطالب, میری, دونه, مردونه, بخری, شنیدن, قیمت, اول, میپرسی, ریال, پوزخندی, میگه, هزار, تومان, جواب, سوال, میگی, قیمتشه, آنقدر, تعریف, نگو, نپرس, آقا, رنگش, میسوزه, کوچه, میگیره, شسته, صورت, هنری, بنده, گناهی, دفعه, شوکه, درجه, گفته, نمیسوزه, خوبه, فهمیدم, ایراد, بخرم, جنس, هشتم, ولی, میکنم, مردمان, میخورند, فامیل, اونوقت, نداشتیم, داریم, نمیومد, آخرش, جراحی, گرفت, آورد, ندیده, همچین, ریشه, بعدش, بخیه, روزه, دلم, واسه, نیکه, میتونم, بجوم, فیلم, عروسکی, حیاط, خونشون, ترب, درومده, طناب, بسته, میخواستن, بکشنش, باهم, میخوندن, خاک, چشمای, سرم, وایساده, پیشونیش, عرق, کرده, پیچ, گوشتی, دستشه, میگذاره, دهن, وانگار, اهرم, انبر, تفاوت, راست, حرکت, دادن, نخیر, نداشت, بیاد, شعرکه, برنامه, کودک, زمان, پخش, میشد, بشمارم, شمردم, پایان, تعطیلات, مراجعه, تشخیص, داده, کشیده, خدارو, شکرو, میشم, صدای, دستگاه, دندونام, نمیشنوم, روزی, فریاد, میکشیدم, دنیا, چشام, گنده, چطوری, داد, خبره, جوری, اسم, آدم, تغییر, میدن, بگما, احساس, باعث, دردش, بیماری, رور, خشکی, هوای, شهرمون, ربط, میدیم, شال, صورتم, رفتم, یادم, میرفت, دویاره, اومد, سراغم, مثل, میگرفت, میکرد, تعطیل, اوج, رسیدودکتر, کمیاب, داستان, خوردن, نوشتم, نخوردنش, آرزو, باشید, بخورید, نتونید, نهم, صبح, اونجایی, اقشار, ضعیف, جامعه, منتظر, موندم, قربونش, نایابه, بالاخره, پام, ترمز, شدم, صندلی, خستگی, چشمتون, نبینه, میکشید, میذاشت, لبش, میزد, سرش, میچرخوند, روبه, بازدم, همراه, باد, پاییزی, نصف, میگشت, حالادرسته, بوی, خوشاینده, اقل, ضرری, دیگران, واقعا, ضرر, مسافر, غذایی, خورده, داخلش, استفاده, آقایون, باب, سخنرانی, حقوق, احترام, بزاریم, الناسه, سرفه, اومدو, بابا, خبرته, بوداااااااا, بیستم, دیروز, اهل, رفته, بودیم, رسد, احیانا, چشممان, میدید, دلمان, میپسندید, داخل, ناگهان, فرورفتیم, اندیشیدیم, ابتدای, خیابان, آمدیم, تقریبا, درصد, کیف, کفش, بگیر, طلا, نقره, نبودند, واگر, نمیکردیم, دیواری, رنگ, چهار, پوستر, میزدیم, سفارش, کابینت, آشپزی, اتاق, میذاشتیم, کتیبه, یالان, دار, دوتا, روزنامه, میچسباندیم, دید, نداشته, باشد, مختص, سلیقه, جور, آمد, نوزدهم, بانکی, ذهن, مرور, کارهایی, دارم, دسته, بندیشون, بتونم, بدم, هیچکدوم, یادمم, نره, نگه, میدارم, شایدم, قابش, بذارم, چشمم, باشم, بعضی, چیزها, فراموشکارها, بده, ماست, هوامون, ماییم, فراموشش, میکنیم, جلوتر, نکرده, الان, احتمالا, ارواح, سرگردان, میچرخیدم, کلاسهای, علاقه, خواب, اونهایی, دوستشون, مبهوت, مونده, سرخورده, افتاده, پایین, ویترین, برگه, سری, روش, تهیه, دستم, بردم, جیبم, پیداش, ثانیه, طول, نکششید, خوشبختانه, آورده, بودمش, لازم, برگردم, بعدی, بردارم, بیفتم, چزی, افتاد, خرد, بازم, آخر, چهره, انسان, پلیدی, است, آسایش, خویش, سفید, نزدیم, جالبی, اینه, وسائل, تمیز, ودیوار, وصل, چهارپایه, نرده, بالارفتن, مامردها, هستیم, تاول, همدیگه, حفظ, پرستیژ, نمیزنیم, میشینند, ستم, هایی, ایشان, وارد, خسته, شدند, جان, مایه, گذاشتند, جیب, همسر, بتکانند, تکاندن, بودندو, شدیم, تمومی, هرچی, وقت, باشیم, بیشتره, بگذاریم, امسال, نگذاریم, کنیم, گفتند, اینطوری, کمتر, فشار, خیال, پای, سفره, هفت, سین, میشینیم, حسابی, حول, حالنا, بشیم, حالمون, احسن, الحال, پعععععععه, نمیشه, رفقای, بزنه, بزنیم, نیمکت, نشستیم, فقط, بقیه, هاش, نشنیدم, شاید, نشنیدن, صمیمی, میتونستم, صحبت, حرفهایی, حاضر, مریضی, پرستار, کنارم, مسافرت, خارج, کشورت, راهه, خودت, خانومت, هرکدوم, مدل, دارید, نمیدونی, کنی, دغدغه, نداری, شادن, زندگیشون, لذت, میبرن, مرده, زنش, موتور, اونا, میان, رونیمکت, خودش, دلش, کشید, رفیق, یازدهم, سلااااااام, راهمان, ادامه, دارد, راهتون, هستم, وهفت, ماه, و18, دوری, غربت, اومدییییییییم, شانزدهم, رفتنی, فکرشو, میکنید, اصلا, ازوناش, نیستیم, بیایم, چشممون, ابرو, هست, بربخوره, بریم, اینم, آدرسش, تشریف, نیاید, کاسه, ظروف, بخوره, ظروفا, آشناهای, عیال, میارن, قدیم, ندیم, رسم, میخریده, میرفتن, خالی, نمیرفتن, پیام, اخلاقی, دوستان, امکانات, رفاهی, اینا, گرفتیم, بازدید, بدک, لارج, خوششون, اومده, یدونه, برداریم, براخودمون, قبلی, بفروشیم, هردوتاهستن, کدوم, بهتره, تکنولوژی, پیشرفته, رفتییییییم,
Text of the page (random words):
خرس کوچولو خرس کوچولو رفتییییییم رفتیم اما نه اون رفتنی که شما فکرشو میکنید ها اصلا ما ازوناش نیستیم که بیایم و تا کسی بهمون گفت بالا چشممون ابرو هست بهمون بربخوره بریم ها دیدیم دوستان از خونه های نو و جدید و امکانات رفاهی و اینا میگن خلاصه یه روز دست خانواده رو گرفتیم رفتیم بازدید ای بدک نبود خلاصه ماهم که لارج دیدیم خانواده خوششون اومده گفتیم ماهم یدونه از این خونه ها رو برداریم براخودمون اما نه اینکه خونه قبلی رو بفروشیم نه هردوتاهستن تا ببینیم کدوم یکی بهتره و راحت تر خب تکنولوژی در حال پیشرفته تا ببینیم چی پیش میاد پیام اخلاقی این پست از قدیم و ندیم رسم بوده اگه کسی خونه جدید میخریده وقتی میرفتن خونه دیدنی اش دست خالی نمیرفتن نیاید از این کاسه ها و نمیدونم این ظرف و ظروف ها بیارید ها یه چیزی بیارید به درد من بخوره اون ظرف و ظروفا رو خانواده و آشناهای عیال میارن اینم آدرسش تشریف بیارید خرس کوچولو نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 11 44 توسط خرس کوچولو اومدییییییییم سلااااااام دوباره اومدیم بی صدا رفتیم بی صدا اومدیم یک سال وهفت ماه و18 روز دوری غربت حالا دیگه تموم شد راهمان ادامه دارد چشم به راهتون هستم نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 30 توسط خرس کوچولو رفیق قدیمی با یکی از رفقای قدیمی که گاهی میاد بهمون سر بزنه رفتیم قدم بزنیم رو نیمکت های سرچشمه چند دقیقه ای نشستیم رونیمکت کمی خودش رو جابجا کرد و یه آه از ته دلش کشید من چیه چیزی شده دوستم نگاه کن اون مرده رو با زنش سوار موتور هستند اونا هم دارن میان سرچشمه من خوب مگه چیه دوستم نگاه کن ببین چقدر شادن به خدا دارن از زندگیشون لذت میبرن من تو چرا تو که هر سال مسافرت خارج از کشورت به راهه تو که خودت و خانومت هرکدوم یه ماشین مدل بالا دارید تو که نمیدونی با پول هات چه کار کنی تو که برای خرید خونه دغدغه نداری و دوستم حاضرم پول نداشتم اما همینطور صمیمی من و خانومم با هم میرفتیم بیرون حاضرم پول نداشتم اما میتونستم با خانواده ام صحبت کنم حرفهایی به جز پول و پول و پول حاضر بودم پول نداشتم و موقع مریضی به جای پرستار خانومم کنارم بود بقیه حرف هاش رو نشنیدم شاید هم خودم رو زدم به نشنیدن فقط خدا رو شکر کردم نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 14 5 توسط خرس کوچولو پعععععععه چرا تموم نمیشه امسال اومدیم کارها رو برای دقیقه 90 نگذاریم و کم کم خونه تکونی کنیم گفتیم گفتند اینطوری هم کمتر بهمون فشار میاد هم زود تر کارها انجام میشه و با خیال راحت پای سفره هفت سین میشینیم تا درست و حسابی حول حالنا بشیم و حالمون احسن الحال بشه خلاصه دست به کار شدیم و کار کردیم و کار کردیم و کار کردیم اما انگار کارها تمومی نداره مدام کارهای جدید پیش میاد انگار هرچی بیشتر وقت داشته باشیم کارها هم بیشتره فکر کنم سال دیگه باید بگذاریم همون دقیقه 90 کارها رو انجام بدیم جالبی این خونه تکونی ها اینه کا جابجا کردن وسائل و تمیز کردن در ودیوار و وصل کردن پرده و از چهارپایه و نرده بام بالارفتن و با ما مرد هاست و مامردها هستیم که تو عید دیدنی ها باید دست های تاول زده خودمون رو نشون همدیگه بدیم که البته همیشه برای حفظ پرستیژ خودمون هم که شده دم نمیزنیم اما این خانم ها هستند که میشینند دور هم و میگن که چه ها کردند برای خونه تکونی و چه ستم هایی بر ایشان وارد شده و چقدر خسته شدند و چقدر از جان مایه گذاشتند و به جای اینکه فکر خرید عید باشند و جیب همسر را بتکانند مدام در حال تکاندن خانه بودندو و در آخر چهره ما هم شبیه انسان های پلیدی است که در فکر آسایش خویش بوده و دست به سیاه و سفید نزدیم بازم خدا را شکر نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 8 41 توسط خرس کوچولو خدا با من بود روز یکشنبه برای انجام کارهای بانکی و خرید منزل و از خونه زدم بیرون داشتم تو ذهن خودم مرور میکردم که چه کارهایی دارم و دسته بندیشون میکردم تا بتونم همه رو انجام بدم و هیچکدوم از یادمم نره داشتم توی پیاده رو میرفتم و به ویترین مغازه ها نگاه میکردم یاد یه برگه کاغذ افتادم که یه سری لوازم مورد نیاز رو روش نوشته بودم تا تهیه کنم یه مکث کردم و دستم رو بردم توی جیبم تا پیداش کنم یک یا دو ثانیه بیشتر طول نکششید خوشبختانه با خودم آورده بودمش و لازم نبود دوباره برگردم خونه اومدم قدم بعدی رو بردارم و راه بیفتم که دیدم یه چزی از بالا افتاد کف پیاده رو و خرد شد تا چند دقیقه مبهوت مونده بودم که چی شده بعد که به خودم اومدم دیدم یه تیکه بزرگ یخ بود که از بالای بام خانه یا نمیدونم مغازه سرخورده بود و افتاده بود پایین با خودم فکر کردم اگر یه قدم جلوتر بودم یا مکث نکرده بودم الان احتمالا داشتم با ارواح سرگردان تو شهر میچرخیدم و به کلاسهای مورد علاقه میرفتم و تو خواب اونهایی که دوستشون داشتم میرفتم و اما خدا با من بود اون کاغذ رو همیشه نگه میدارم شایدم قابش کنم و بذارم مدام جلوی چشمم باشه تا همیشه به یاد داشته باشم خدا گاهی بعضی چیزها رو وسیله قرار میده که به ما فراموشکارها نشون بده که همیشه با ماست و هوامون رو داره این ماییم که گاهی فراموشش میکنیم نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 12 46 توسط خرس کوچولو خانم ها دیروز با اهل منزل رفته بودیم خرید همینطور که یکی یکی مغازه ها را رسد میکردیم و احیانا اگر چشممان چیزی را زیبا میدید و دلمان میپسندید داخل مغازه میرفتیم و خرید میکردیم ناگهان به فکر فرورفتیم با خود اندیشیدیم که ما از ابتدای خیابان که آمدیم تقریبا ۹۸ درصد مغازه ها برای خرید لوازم مورد نیاز خانم هاست از لباس و کیف و کفش بگیر تا طلا و نقره و با خودم گفتم اگر خانم ها نبودند این کاسب ها ورشکست میشدند خیلی ها هم که مختص خانم ها نبود اما با سلیقه خانم ها جور در می آمد اگه به ما مرد ها بود که به جای پرده های کتیبه ای و یالان دار و دوتا روزنامه میچسباندیم به پنجره که خانه دید نداشته باشد اگر به ما مردهابود به جای سفارش کابینت های ام دی اف و همون چند تا وسیله آشپزی رو کف اتاق میذاشتیم که دم دست باشند اگر به ما مردهابود که به جای کاغذ دیواری کردن خونه یا رنگ کردن دیوار ها چهار تا پوستر ماشین و میزدیم به در و دیوار اگر به ما مردها بود خیلی کارها را نمیکردیم واگر به ما مردها بود کاسب ها ورشکست میشدند نوشته شده در سه شنبه بیستم دی ۱۳۹۰ ساعت 10 12 توسط خرس کوچولو مردم آزاری صبح داشتم میرفتم سر کار و از اونجایی که ما اقشار ضعیف جامعه ماشین نداریم منتظر تاکسی موندم تاکسی هم که قربونش برم گاهی نایابه بالاخره یه تاکسی جلوی پام ترمز کرد و من سوار تاکسی شدم تازه داشتم روی صندلی خودم رو جابجا میکردم و خستگی در میکردم که چشمتون روز بد نبینه راننده داشت سیگار میکشید سیگار رو میذاشت روی لبش و یه پک به سیگار میزد بعد سرش رو میچرخوند روبه پنجره و بازدم و همراه با باد پاییزی نصف بیشتر دود بر میگشت تو ماشین تو اون چند دقیقه راه که سوار تاکسی بودم از بس سرفه کردم خود راننده به حرف اومدو گفت ای بابا چه خبرته یه سیگار بوداااااااا یاد اون روز افتادم که انگار یکی از مسافر های تاکسی غذایی خورده بود که داخلش از سیر استفاده شده بود همین آقایون راننده کلی در باب مردم آزاری و سخنرانی کردند که باید به حقوق هم احترام بزاریم و این ها حق الناسه و حالادرسته که اون بوی سیر نا خوشاینده اما لا اقل ضرری برای دیگران نداره اما این دود سیگار واقعا ضرر داره نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 16 15 توسط خرس کوچولو نون و دندون یه فامیل داشتیم که میگفت اونوقت که دندون داشتیم نون نداشتیم حالا که نون داریم دندون نداریم حالا شده داستان من تو پست قبل از خوردن زیاد نون نوشتم حالا از نخوردنش تا حالا شده آرزو داشته باشید یه تیکه نون بخورید و نتونید چند روز قبل احساس کردم فکم درد میکنه پیش خودم گفتم حتما سرما باعث دردش شده ما خوانساری ها هم که همه بیماری ها رور به سرما و خشکی آب و هوای شهرمون ربط میدیم یه شال بستم دور صورتم و رفتم سر کار کم کم داشت یادم میرفت که دویاره درد اومد به سراغم مثل دل درد هی میگرفت و ول میکرد خلاصه کم کم شدید شد و در همین روز های تعطیل به اوج رسیدودکتر هم که کمیاب اون روزی که درد دندون شدید شده بود داشتم از درد فریاد میکشیدم و دنیا جلوی چشام سیاه شده بود که دوستم گفت خرس گنده رو ببین چطوری داد میزنه چه خبره مگه همین جوری میشه اسم آدم رو تغییر میدن ها اومدم یه چیزی بهش بگما خلاصه پس از پایان تعطیلات و شروع به کار مردم به دکتر مراجعه کردم و تشخیص داده شد که دندان عقل باید کشیده بشه گفتم خدارو شکرو زود راحت میشم و دیگه اون صدای قیژ قیژ دستگاه روی دندونام رو نمیشنوم و چشمام رو بستم و گفتم تا 10 بشمارم کار دکتر تموم میشه شمردم 1 2 3 4 در این شما ره ها کمی درد حس میکردم 10 چشمام رو باز کردم دیدم دکتر با چشمای گرد بالای سرم وایساده و پیشونیش کلی عرق کرده یه وسیله شبیه پیچ گوشتی دستشه هی میگذاره تو دهن من وانگار که اون رو اهرم قرار میده بعد هم با یه وسیله شبیه انبر دست البته با کمی تفاوت شروع کرد به چپ و راست حرکت دادن دندون 1 بار 2 بار 3 بار نخیر دندون تصمیم نداشت در بیاد یاد این شعرکه تو یه برنامه کودک که زمان ما پخش میشد افتادم یه فیلم عروسکی بود که یه پیر مرد و پیر زن بودن که تو حیاط خونشون یه ترب بزرگ درومده بود بهش طناب بسته بودن و میخواستن بکشنش بیرون و باهم میخوندن بیا بیا بیرون بیا از دل خاک بیرون بیا با این تکون با اون تکون بیرون بیا اما دندون من بیرون نمیومد آخرش دکتر تصمیم به جراحی گرفت و دندان را بیرون آورد میگفت تا حالا ندیده بودم دندون عقل همچین ریشه ای داشته باشه بعدش هم کلی بخیه و درد و حالا دو روزه دلم واسه یه نیکه نون لک زده اما نه فکم باز میشه نه میتونم درست بجوم نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 15 6 توسط خرس کوچولو نون نمیدونم چرا ولی حس میکنم مردم خوانسار خیلی بیشتر از مردمان شهر های دیگه نون میخورند نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 18 15 توسط خرس کوچولو جنس خوب وقتی میری یه دونه پیرهن مردونه بخری با شنیدن قیمت اول چشم هات گرد میشه بعد که میپرسی ریال فروشنده پوزخندی میزنه و میگه 70 هزار تومان و در جواب سوال تو که میگی مگه جنسش چیه که این قیمتشه فروشنده آنقدر به به و چه چه میکنه و از اون لباس تعریف میکنه که نگو و نپرس آقا این پیرهن نه چروک میشه نه رنگش میره نه میسوزه نه نه نه تازه میره سر کوچه نون هم میگیره تو ماشین که شسته میشه به صورت خیلی خیلی هنری چروک میشه و موقع اتو هم که خوب خانم بنده چه گناهی داره که یه دفعه شوکه میشه درجه اتو که کم بوده لباس هم که فروشنده گفته بوده نمیسوزه و جنسش خوبه فهمیدم حتما ایراد از اتو بوده باید برم یه اتو نو بخرم نوشته شده در شنبه سی ام مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 13 توسط خرس کوچولو مطالب قدیمی تر نام خرس کوچولو کوچیک همه شما علی الخصوص خرس های وبلاگ نویس شهرت خوانساری محل تولد معلومه دیگه خوانسار تاریخ تولد زیاد ازش نمیگذره از اسمم که معلومه هدف از ایجاد وبلاگ گفتگو آشنایی با همشهریان با معرفت خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ پیوندها کمش خوانسار این روزهای من یادداشت های خسرو دهاقین یادداشت های یک ادیت من خوانساری یک کلاغ و چهل کلاغ چل چو خوانسار هم نسل های من صندوقچه خرس نامه شهر من خوانسار عکس های زیبا از طبیعت blogfa com
|