Meta tags:
description= گمگشته گمگشته ام کجا؟ندیده ای مرا؟;
Headings (most frequently used words):
گمگشته, ام, کجا, ندیده, ای, مرا, عکس, بهار, از, تو, می, ترسم, ترس, دلتنگ, درد, عشق, نمی, گذرد, حیف, غم, آخر, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نمی (27), نوشته (22), است (22), شده (21), ساعت (20), توسط (20), کیانا (20), کمالیها (20), ۱۳۹۰ (19), شود (17), عشق (13), تیر (12), دلم (12), این (11), ۱۳۸۹ (10), ۱۳۹۱ (10), حیف (10), ۱۳۸۸ (9), گذرد (8), مهر (7), بود (7), بهمن (6), همه (6), کند (6), شنبه (6), آرام (6), وقتی (6), اما (6), ۱۳۸۷ (5), فروردین (5), آذر (5), خرداد (5), یادم (5), چهارشنبه (5), حتی (5), نیست (5), چون (5), یکشنبه (5), راه (5), پای (5), باز (5), نیز (5), آید (5), بگویم (5), های (4), آبان (4), ماند (4), رفت (4), جای (4), دیگر (4), رویاهایم (4), شهر (4), باشد (4), مرا (4), آنچه (4), خواهد (4), برای (4), آدم (4), کجا (4), پنجره (4), ترسم (4), حرفی (4), باید (4), گناه (4), خسته (4), کنار (4), اسفند (3), اردیبهشت (3), مرداد (3), ۱۳۹۲ (3), تمام (3), زمان (3), بهار (3), مرد (3), زیر (3), وقت (3), تنها (3), شاید (3), روزها (3), تنگ (3), بوی (3), همیشه (3), چیزی (3), دانم (3), جان (3), گذرم (3), نشدن (3), شوم (3), آنقدر (3), غرق (3), کردم (3), مثل (3), سامان (3), خودم (3), دوست (3), سنگ (3), توست (3), چرا (3), جمعه (3), رها (3), هراسان (3), باشم (3), گمگشته (3), عبدالملکیان (2), شهریور (2), هستی (2), نبرد (2), سرنوشت (2), آتش (2), رفتند (2), منتظر (2), ماندن (2), عشقم (2), چنین (2), تاب (2), ندارم (2), وجودت (2), عمری (2), هیچ (2), وفا (2), سوختم (2), شدم (2), آوار (2), آغوش (2), تنهایی (2), قلبم (2), زند (2), بودن (2), گرفته (2), فقط (2), درست (2), هستند (2), گویند (2), آخر (2), ریختم (2), قرار (2), یاد (2), بگذرم (2), تکه (2), رود (2), درد (2), دارد (2), شدن (2), روزی (2), داشتن (2), آیا (2), ساحل (2), دریای (2), باشی (2), دلت (2), اهل (2), هستم (2), ترس (2), خوب (2), دروغ (2), امانت (2), چونان (2), احساس (2), ندارد (2), گلویم (2), مانده (2), بیرون (2), کسی (2), بروم (2), دارم (2), وجودم (2), دستانت (2), آنکه (2), مهربانم (2), خواهم (2), توانم (2), کنم (2), ترین (2), یکی (2), انگار (2), همراه (2), دوباره (2), خواستم (2), بیایم (2), هایی (2), عطیه (2), ریز (2), blogfa, com, حافظ, موسوی, انتشارات, فصل, پنجم, سمیرا, نوروزی, رسول, یونان, محمدرضا, گروس, شمس, لنگرودی, عبالجبار, کاکائی, علی, اکبر, یاغی, تبار, باغ, مخفی, صنم, محجوب, جلیل, صفربیگی, سال, کنون, عبدالجبار, کاکایی, نشینی, رادیو, رادیو7, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, تهاجم, زدم, کشتم, دیدم, ولی, باور, نکردم, مقصدها, مقصودهای, پوچ, افتادم, خوبها, خوبی, صبر, قرارم, بهارم, یارم, مطالب, قدیمی, دنیا, کرد, مارا, زهم, بیگانه, نرفتی, آشنای, غریبم, رفتنی, سرد, غریبانه, حال, روی, گشودی, مرزهای, کرانه, کشیدی, کمان, حکم, راندی, هرسویش, پادشهانه, ملک, گرفتی, سکوتت, ترانه, گوشم, صدایی, پایت, هرسو, روانه, چشمم, یار, ویران, پروانه, گرد, شمع, نبودنت, مدام, بهانه, کوک, ساز, زمانه, قربانی, نبردی, نابرابر, سهمگین, غرور, خاکستر, هیاهوی, بیرحم, روزگار, زمهریر, دفن, برف, نجات, غریق, هوایی, بیفتد, عمقش, دهم, تنم, زار, برایم, رخوت, ماندگی, انتظار, لیاقت, منو, نداشت, حرقش, هرکی, انداره, لیاقتش, داره, تازه, فهمیدم, آدمها, هرجایی, حقشونه, یعنی, سیاه, اگر, آخرین, اول, غمم, نادانسته, آرزوی, مرگم, کنند, آخرت, چیست, جاری, سوخت, دین, روح, ازمن, ساده, سوزنده, مان, قول, پیمان, نگاهی, شکوفا, پرپر, کلامی, چهر, نام, عمر, گذشتنش, نرسیدن, منم, عروسک, چهل, خواستن, کذرد, وآرام, خورد, روحم, آنم, فهمم, گیرم, باتلاقش, جانم, خدا, ساربان, گرگ, حمله, باکی, ورنه, پراز, دان, مردنم, بهتر, افتادن, دامی, هرچه, تند, ناز, دید, بستر, مهمان, ازل, خون, جوشید, کشی, شیره, رهایم, دگر, خواهی, دنبال, درمان, بار, خود, گریزان, امشب, نفس, ابد, لنگ, اسیر, محبت, مگر, جنگ, شرم, ننگ, حوا, برد, رنگ, جوانی, روم, قلب, گاهی, دلتنگ, گذاری, زده, بزند, روان, دریا, شوی, خزانش, کردند, زاده, تابستان, بگذاری, شبت, صبح, قدر, سوزد, خورشید, قطره, بندی, گیرد, گیری, نگاهت, ترسد, غمگین, زمین, بیزار, زنی, رمین, توانی, شکسته, نیستم, روبرو, بسته, دیوار, هرگز, مگو, دوستم, داری, خیانت, طوفانی, هوایم, بزن, واژگون, قایق, احساسم, دستانم, آرامش, تاجری, دهد, اموالش, یورش, غارتگران, سپرده, سرنوشتی, باد, برایش, ابری, آسمان, کبوتری, دانه, دام, صدایش, سازد, کلاغی, عابر, هراس, قایقی, طوفان, مبادا, دوستش, نداشته, کودکی, دستان, مادر, حنای, رنگی, مژدگانی, زمستان, قار, چندم, خبر, کلاغ, هضم, فکرم, گفتم, جایی, برش, خوابی, دیده, یادت, دانی, پیچ, فاتحی, قدم, زنان, داشتنی, چنان, روشن, روزم, عاشقت, معشوقه, افتم, زدگی, گوید, استاد, آری, لحظه, آغوشت, نباشم, موهایم, غریبگی, هایمان, نیستند, بدانم, بدانی, توبه, کدام, بوسه, عاشقانه, مرگ, لبان, شیرینت, خشم, پرم, دعوا, شلوغ, میدان, بایستم, فریاد, بزنم, ساکت, ذهن, بکشم, بنشینم, روبروشان, نقاب, لبخند, پاره, ببینید, آدمم, حرفتان, بزنید, شان, بپرسم, دلیل, کارت, حرف, زدی, گفتی, روز, کمکم, نکردی, بعضی, خفه, حوصله, فیلم, هایت, موج, منفی, دهی, دور, ملاحظات, کشیده, ازین, احوالپرسی, مزه, اینکه, غمشان, افتند, خوش, حالت, خوشی, یادشان, تنهایم, امن, دنیاست, اتاقم, تختم, خواب, ولم, کنید, پیدا, برگردم, بوده, بمانم, نتوانم, حسرت, نشد, ماندم, اشک, اسم, چال, گذاشتم, نگاه, مات, وخودم, پشت, خنده, هایم, خیلی, پیش, دوشنبه, گوشی, همراهت, ندیدن, غافل, شبی, وقفه, خندید, عکسی, لمس, شادمانه, حسادت, عکس, ندیده,
Text of the page (random words):
گمگشته گمگشته گمگشته ام کجا ندیده ای مرا عکس من شادمانه حسادت می کردم به عکسی که کنار لمس دستانت بی وقفه می خندید غافل از آنکه شبی از پس ندیدن ها در گوشی همراهت ریز ریز می شود نوشته شده در دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 31 توسط کیانا کمالیها خیلی وقت پیش ها بود که گم شدم درست یادم نیست کجا انگار خنده هایم کنار پای عطیه جا ماند وخودم را پشت هق هق آخر جا گذاشتم کنار نگاه مات عطیه جا ماندم کنار اشک هایی که ریختم و اسم هایی که رفتند خودم را چال کردم زیر حسرت همه آنچه خواستم و نشد می خواهم دوباره بیایم بیایم و باشم باشم و بمانم آنقدر که دیگر نتوانم بروم باید دوباره برگردم به آنچه که بوده ام آنچه می خواستم باشم دارم پیدا می شوم کم کم نوشته شده در چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 18 توسط کیانا کمالیها آنقدر از خشم پرم که می توانم با یک شهر دعوا کنم می توانم در شلوغ ترین میدان شهر بایستم و فریاد بزنم ساکت دلم می خواهد تک تک آدم ها را از ذهن خسته ام بکشم بیرون بنشینم روبروشان نقاب لبخند مهربانم را پاره کنم بگویم ببینید من هم آدمم مثل آدم حرفتان را بزنید از یکی یکی شان بپرسم دلیل آن کارت چه بود آن حرف را برای چه زدی چرا دروغ گفتی چرا آن روز کمکم نکردی حتی به بعضی بگویم خفه شو حوصله فیلم هایت را ندارم حتی بگویم موج منفی می دهی از من دور شو انگار همه ی ملاحظات وجودم ته کشیده از همیشه همراه بودن و بی همراه ماندن خسته ام ازین احوالپرسی های بی مزه خسته ام از اینکه آدم ها وقت غمشان یادم می افتند و می گویند خوش به حالت تنهایی و زمان خوشی یادشان می رود تنهایم خسته ام امن ترین جای دنیاست اتاقم تختم و خواب ولم کنید نوشته شده در شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13 19 توسط کیانا کمالیها ای مرگ از آن لبان شیرینت یک بوسه ی عاشقانه می خواهم نوشته شده در جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 17 24 توسط کیانا کمالیها آری گناه است گناه است لحظه ای در آغوشت نباشم گناه است دستانت با موهایم غریبگی کند وقتی لب هایمان تنها نیستند گناه است دوست داشتن بی آنکه بدانم و بدانی آرام مهربانم راه توبه کدام است نوشته شده در یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت 16 10 توسط کیانا کمالیها از احساس زدگی می گوید استاد یاد تو می افتم نه عاشقت هستم نه معشوقه ات نه حتی دوست داشتنی چنان روشن که روزم شود تنها فاتحی هستی قدم زنان بر پیچ و تاب وجودم نوشته شده در جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت 18 23 توسط کیانا کمالیها ی ک حرفی در گلویم مانده نه بیرون می آید نه هضم می شود یک حرفی را باید بگویم اما یادم نمی آید نمی دانم از کی گلویم را گرفته یا قلبم را شاید هم فکرم را به کسی باید چیزی می گفتم نمی دانم که بود یک حرفی جایی جا مانده باید بروم برش دارم یادم نمی آید کجا مثل خوابی که دیده ای اما یادت نمی آید حتی نمی دانی خوب بود یا بد کسی منتظر است حرفی را بگویم تا شاید چیزی شود نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 18 21 توسط کیانا کمالیها بهار کلاغ جان این قار چندم است بی هیچ خبر پس از آن همه زمستان یک پنجره بهار که مژدگانی ندارد نه حنای تو هم دیگر رنگی ندارد نوشته شده در یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13 49 توسط کیانا کمالیها از تو می ترسم از تو می ترسم چونان کودکی که رها نمی کند دستان مادر را مبادا دوستش نداشته باشد از تو می ترسم چون قایقی سر در گم در طوفان احساس چون کلاغی که از سنگ عابر هراس دارد اما باز صدایش را رها می سازد از تو می ترسم چون کبوتری در پی دانه و هراسان از دام چون ابری در آغوش آسمان و هراسان از سرنوشتی که باد برایش می خواهد هراسان به تو دل سپرده ام چونان تاجری که امانت می دهد اموالش را از یورش غارتگران اما باز آرامش نیست دستانم را رها کن واژگون کن قایق احساسم را سنگ بزن مرا طوفانی کن هوایم را در امانت دلم خیانت کن اما هرگز مگو دوستم نمی داری نوشته شده در جمعه ۱۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت 18 49 توسط کیانا کمالیها در دیوار ترس یک پنجره عشق روبرو پنجره ا ی بسته دروغ چرا خوب نیستم نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت 13 17 توسط کیانا کمالیها ترس شکسته های دل من در پی توست بی سامان می توانی آیا قد یک پنجره سامان دل من باشی من زنی هستم از اهل رمین دل من اما از اهل زمین بیزار است دل من غمگین است دل من می ترسد دل من می گیرد وقتی می گیری نگاهت از من و دلت می بندی بر دل من دل من قطره ای ز دریای دلت می خواهد که در آن غرق شود دل من خورشید است آن قدر می سوزد تا که بگذاری شبت صبح شود از عشقم من دلم زاده ی تابستان است که خزانش کردند دل من دریا نیست که در آن غرق شوی دل من ساحل توست هر کجا باشی روان در پی توست می گذاری آیا ساحل غم زده ای دل به دریای دل تو بزند نوشته شده در شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0 38 توسط کیانا کمالیها دلتنگ گاهی دلم برای خودم تنگ می شود آن روزها که قلب من از سنگ می شود روزی که پا به پای جوانی نمی روم وقتی که دوست داشتن بی رنگ می شود روزی که حوا راه به دل نمی برد آدم شدن برای تو هم ننگ می شود وقتی که بی وفا شدن م شرم نمی کند در راه عشق هم مگر جنگ می شود وقتی که دل اسیر محبت نمی شود یک پای عشق تا به ابد لنگ می شود این روزها که عشق نفس نمی زند من هم دلم برای خودم تنگ می شود نوشته شده در یکشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۰ ساعت 19 52 توسط کیانا کمالیها درد عشق باز امشب دلم در پی سامان است مثل همیشه اش از خود گریزان است دل بی قرار است و بار می خواهد درد عشق دارد و دنبال درمان است ای غم رهایم کن دگر چه می خواهی آنچه می کشی از من شیره ی جان است از ازل دلم در خون می جوشید آن گه که دید در بستر عشق مهمان است هرچه کردم تند رود ناز می کند آن که با من راه نمی آید زمان است مردنم بهتر ز افتادن به هر دامی ورنه همه جای شهر پراز دان است گرگ هم حمله کند مرا باکی نیست وقتی دلم را خدا ساربان است نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت 13 29 توسط کیانا کمالیها نمی گذرد این نیز نمی گذرد نمی گذرد و می ماند در جانم و آرام آرام غرق می شوم در باتلاقش بوی نشدن می گیرم آنقدر که نمی فهمم من آنم یا آن است که من شده ام این نیز نمی گذرد نمی کذرد وآرام آرام می خورد روحم را نمی گذرد تا بگذرم از خواستن این نیز نمی گذرد نمی گذرد و آرام آرام می شود تکه ای از من و من می شوم عروسک چهل تکه ی نشدن ها این منم که می گذرم باز می گذرم از نشدن ها از نرسیدن ها این نیز نمی گذرد تا من بگذرم از گذشتنش من نیز نمی گذرم نوشته شده در شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت 0 20 توسط کیانا کمالیها حیف حیف از آن عمر که بر یاد تو رفت حیف ار آن عشق که بر نام تو بود حیف مرد رویاهایم فقط با چهر تو بود حیف ار آن دل که پرپر می شد به کلامی و باز به نگاهی شکوفا می شد حیف ار آن قول و قرار و پیمان حیف ار آن آتش سوزنده ی مان حیف ازمن که چه ساده پای تو می ریختم دل و دین و روح و جان حیف از این همه حیف که بر پای تو جاری شد و سوخت نوشته شده در یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت 10 28 توسط کیانا کمالیها غم آخر نمی دانم این چیست که می گویند غم آخرت باشد نادانسته آرزوی مرگم می کنند من اول راه غمم اگر این مرا آخرین باشد پس سیاه دیگر غم من باشد نوشته شده در یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت 10 25 توسط کیانا کمالیها تازه فهمیدم آدمها هر چیزی که هستند هرجایی که هستند حقشونه یعنی هرکی انداره لیاقتش داره فقط یه حرقش همیشه درست بود که لیاقت منو نداشت نوشته شده در شنبه ۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت 23 49 توسط کیانا کمالیها بوی ماندگی انتظار گرفته ام بوی رخوت بودن تمام عشق ها برایم تنگ است و روزها به تنم زار می زند قلبم را کش می دهم شاید سر به هوایی بیفتد در عمقش آن وقت تنها نجات غریق می شود عشق نوشته شده در شنبه ۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت 15 38 توسط کیانا کمالیها رویاهایم دفن شد در برف در روزگار زمهریر عشق گم شد در هیاهوی بیرحم شهر رویاهایم خاکستر شد آن شب که می سوختم در آغوش تنهایی زیر آوار ماند زیر آوار سهمگین غرور رویاهایم مرد قربانی نبردی نابرابر شد نبرد من با سرنوشت نوشته شده در شنبه ۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت 15 34 توسط کیانا کمالیها کوک نمی شود با دلم ساز زمانه می کند نبودنت را مدام بهانه من که عمری بر گرد شمع وجودت سوختم ویران شدم چون پروانه آب چشمم شد ای بی وفا یار در پی جای پایت هرسو روانه دیگر به گوشم نیست هیچ صدایی ای تو حتی سکوتت هم ترانه عمری در ملک دلم جای گرفتی حکم راندی هرسویش پادشهانه تو تیر کشیدی از کمان وجودت گشودی مرزهای دلم تا بی کرانه حال می روی و من تاب ندارم رفتنی سرد این چنین غریبانه از دلم نرفتی ای آشنای غریبم دنیا چنین کرد مارا زهم بیگانه نوشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت 13 42 توسط کیانا کمالیها مطالب قدیمی تر من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشق منتظر ماندن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ آرشيو پیوندها رادیو7 شب نشینی با رادیو 7 سال های تا کنون عبدالجبار کاکایی جلیل صفربیگی باغ مخفی صنم محجوب علی اکبر یاغی تبار عبالجبار کاکائی شمس لنگرودی گروس عبدالملکیان محمدرضا عبدالملکیان رسول یونان سمیرا نوروزی انتشارات فصل پنجم حافظ موسوی blogfa com
|