Meta tags:
description= ...;
Headings (most frequently used words):
خداحافظ, هپروت, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (11), خواب (8), ساعت (6), دانشگاه (6), بیدار (6), یادم (6), این (5), هست (5), فکر (5), میشم (5), نمیاد (5), میکنم (5), داداش (4), همه (4), خدا (4), ۱۳۹۰ (4), نوشته (4), شده (4), بودیم (4), کلاس (4), عشق (3), هممون (3), خودش (3), البته (3), وقتی (3), برای (2), خاطر (2), خانه (2), بدون (2), چیز (2), دلتنگی (2), آبجی (2), تنهایی (2), مهدی (2), سوته (2), دلان (2), خرداد (2), مرداد (2), چهارشنبه (2), توسط (2), خوبم (2), خیلی (2), گاهی (2), ترس (2), ولی (2), چون (2), دارم (2), پیش (2), دیگه (2), کلاسا (2), تشکیل (2), داشتیم (2), تنها (2), کلاسی (2), ترم (2), نمیومد (2), امتحان (2), کرده (2), هرچی (2), حرف (2), میاد (2), چیزی (2), نگاه (2), چند (2), شنبه (2), برنامه (2), امروزم (2), چیه (2), یاد (2), بهم (2), شدم (2), دست (2), خداحافظ (2), blogfa, com, رویـــــــای, دلتنگــــی, شوکا, پروانه, بمان, صبرسنگ, رضا, اجاره, هاله, جون, مسافر, مهتــــــاب, مهتاب, نویس, همدم, شیما, دوران, نامزدی, مریم, نوشین, هیچ, تارا, آزاده, پاک, پسر, کوچولو, سینا, قلب, آسمونی, مهشید, پیوندها, های, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, یازدهم, عکس, روزی, هزار, بار, میبوسمش, قربون, صدقه, میرم, اینم, خوب, فکرای, منفی, بدخوابی, شکر, هفته, زندونی, آخر, ترمی, یکی, میون, میشد, مخصوصا, عصرا, پرنده, نمیزد, اون, بعدشم, نبود, کلاسای, اونجایی, میان, استثنا, گند, زده, دپسرده, صدامون, هرکی, گوشه, غرق, افکار, گوشمونم, استاد, میگفت, پایان, همتونو, میندازم, اونم, درس, سخت, حجیم, خلاصه, ساکت, جناب, نگهبان, کسی, نیست, زحمت, نداده, نگاهی, بندازه, ورودی, سالن, دروازه, قفل, رفته, راهشم, بسی, دور, بیاد, چرتی, زدیم, استادجان, گفتیم, بیا, پنجره, بپریم, بیرون, قبول, نکرد, تازه, خواهرم, میگه, شبا, میزنم, اتاق, صدامو, میشنوه, رحم, کنه, امیدوارم, خطرناکی, نزنم, مدتیه, هیچی, میشی, زمان, مکان, لحظاتی, روزا, وقت, کلا, اینه, اسمم, شیماست, بخاطر, همین, روز, دلهره, اکثرا, چشمامو, باز, مثل, برق, گرفته, سرجام, میشینم, تعجب, اطرافمو, اصلا, کجام, چنده, بعد, سعی, بیارم, باعث, میشه, فکرا, یهو, هجوم, بیارن, مثلا, داشتم, موندم, استرس, میگیرم, بارم, دوستی, داده, بودم, اسمش, اسش, میکردم, کیه, کنم, حافظمو, میدم, فیلم, افتادم, خودم, دلیلش, باشه, آرامش, نمیخوابم, بازیگر, است, هرکسی, میرسد, بچگی, باید, کارگردان, هپروت, بیست, ششم,
Text of the page (random words):
خداحافظ خداحافظ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط هپروت من از بچگی باید کارگردان می شدم هرکسی به من میرسد بازیگر است مدتیه وقتی از خواب بیدار میشم هیچی یادم نمیاد گاهی پیش میاد که وقتی از خواب بیدار میشی زمان و مکان برای لحظاتی به خاطر نمیاد ولی این روزا من هر وقت از خواب بیدار میشم چیزی یادم نمیاد کلا تنها چیزی که یادم میاد اینه که اسمم شیماست بخاطر همین هر روز با ترس و دلهره از خواب بیدار میشم و اکثرا تا چشمامو باز میکنم مثل برق گرفته ها پا میشم و سرجام میشینم و با تعجب اطرافمو نگاه میکنم اصلا یادم نمیاد کجام ساعت چنده چند شنبه ست و برنامه ی امروزم چیه و بعد سعی میکنم همه چی رو به یاد بیارم و این باعث میشه همه ی فکرا یهو بهم هجوم بیارن مثلا ساعت ۹ از خواب بیدار میشم و چون یادم نمیاد چند شنبه ست و برنامه ی امروزم چیه فکر میکنم ساعت ۸ کلاس یا امتحان داشتم و خواب موندم و استرس میگیرم یه بارم که یه دوستی بهم اس ام اس داده بود و من خواب بودم وقتی بیدار شدم هرچی به اسمش و اس ام اسش نگاه میکردم یادم نمیومد کیه فکر کنم دارم حافظمو از دست میدم یاد فیلم چپ دست افتادم البته خودم فکر میکنم دلیلش این باشه که با آرامش نمیخوابم تازه خواهرم میگه شبا تو خواب حرف میزنم فکر کن از تو اتاق خودش صدامو میشنوه خدا رحم کنه امیدوارم حرف خطرناکی نزنم دی هفته ی پیش تو دانشگاه زندونی شده بودیم این آخر ترمی دیگه کلاسا تق و لق بود و یکی در میون تشکیل میشد مخصوصا عصرا که تو دانشگاه پرنده پر نمیزد و ما کلاس داشتیم تنها کلاسی بود که تو اون ساعت تو دانشگاه تشکیل شده بود و بعدشم دیگه کلاسی نبود و کلاس ما هم جز کلاسای ته دانشگاه بود و از اونجایی که میان ترم داشتیم و همه بدون استثنا گند زده بودیم و هممون دپسرده بودیم صدامون در نمیومد و هرکی یه گوشه ی کلاس غرق در افکار خودش بود و البته گوشمونم به استاد که میگفت تو امتحان پایان ترم همتونو میندازم اونم یه درس خیلی سخت و حجیم خلاصه هممون ساکت بودیم و جناب نگهبان فکر کرده بود کسی تو دانشگاه نیست و به خودش زحمت نداده بود یه نگاهی به کلاسا بندازه در ورودی سالن و دروازه رو قفل کرده بود و رفته بود که البته راهشم به دانشگاه بسی دور بود و تا بیاد هممون یه چرتی زدیم هرچی به استادجان گفتیم بیا از پنجره بپریم بیرون قبول نکرد دی من خوبم خیلی خوب دلتنگی هست تنهایی هست فکرای منفی گاهی هست بدخوابی هست ترس هست ولی خوبم چون خدا رو دارم خدا رو شکر اینم عکس عشق من روزی هزار بار میبوسمش و قربون صدقه اش میرم نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ پیوندها سوته دلان سوته دلان من و خدا داداش مهدی قلب آسمونی آبجی مهشید تنهایی عشق داداش مهدی عشق پاک یک پسر کوچولو داداش سینا دلتنگی آبجی آزاده همه چیز و هیچ چیز تارا نوشین دوران نامزدی ما مریم شب نویس بی همدم شیما مسافر مهتــــــاب مهتاب این خانه بدون اجاره ست هاله جون صبرسنگ داداش رضا شوکا برای خاطر پروانه ها بمان رویـــــــای دلتنگــــی blogfa com
|