Meta tags:
description= پاییزی ترین دختر;
Headings (most frequently used words):
ای, نامه, به, دخترم, پاییزی, ترین, دختر, نمیشه, عشقو, که, همینجوری, خرابش, کرد, عشق, جسارت, هایی, در, باب, ارتباط, انسانی, برای, اولین, حضورت, سایه, سنگین, همیشگی, ات, اعتراف, قرنطینه, نویسی, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (14), شده (14), ۱۳۹۹ (13), ساعت (11), افروز (11), زندگی (11), وقتی (11), توسط (10), این (10), بودم (9), برای (9), اما (7), چقدر (7), ۱۳۹۷ (6), ۱۴۰۰ (6), های (6), میکنه (6), مثل (6), بود (6), ۱۳۹۵ (5), مرداد (5), شهریور (5), آبان (5), ۱۳۹۶ (5), ۱۳۹۸ (5), شنبه (5), باید (5), برگردی (5), دوباره (5), اگر (5), بغض (5), خرداد (4), مهر (4), اردیبهشت (4), آذر (4), چون (4), دیگه (4), بهش (4), بگم (4), میکنم (4), چشمام (4), کنم (4), همون (4), بین (4), روزی (4), کنی (4), دیدن (4), بیست (4), است (4), خواسته (4), تیر (3), بهمن (3), اینجا (3), حرف (3), سال (3), میخوام (3), چشم (3), زبون (3), تنگ (3), توی (3), دنیا (3), همه (3), تمام (3), هنوز (3), هاش (3), داره (3), اون (3), هیچ (3), لحظه (3), اولین (3), روز (3), مادر (3), کردی (3), دقیقا (3), حتی (3), هات (3), رفتن (3), ترین (3), اسفند (2), فروردین (2), ۱۴۰۱ (2), ۱۴۰۲ (2), وبلاگ (2), یکشنبه (2), گذشته (2), نگاه (2), دوتا (2), دوخته (2), دخترک (2), بابا (2), صداش (2), باز (2), دلم (2), همیشه (2), دوست (2), زیر (2), صدام (2), جلو (2), نیست (2), لبخند (2), وقت (2), پیدا (2), بلند (2), بلکه (2), توانستی (2), خودت (2), عمر (2), زیبایی (2), بده (2), آدم (2), نقطه (2), درنگ (2), بدان (2), تویی (2), بودن (2), اشتباه (2), گرفتی (2), نامه (2), دخترم (2), ادامه (2), کنکور (2), بیش (2), پیرم (2), خیابان (2), کردن (2), مسیر (2), همیشگی (2), حضورت (2), شکل (2), وجودت (2), دیده (2), دخترکم (2), خواهد (2), نور (2), اصلا (2), کرد (2), بهت (2), گفته (2), دوطرفه (2), کار (2), پاییزی (2), دختر (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, مینویسم, کَندن, بلد, نیستم, مطالب, قدیمی, یازدهم, هامو, قورت, میدم, حالا, اینبار, نمیتونم, حرفامو, پایین, عروسکی, میشه, فرفری, مویی, براش, منتظرش, گشتم, هیچکس, هاشو, نمیگفت, حرفایی, پیش, میتونستم, نگفتم, صدایی, رشته, افکارم, پاره, زدن, آخر, کلماتش, اضافه, داشتنی, برمیگرده, انگار, گرد, پیری, روی, صورتم, کنار, میزنه, چهره, بشناسه, بالاخره, یادش, میفته, خودمم, دستم, میبرم, صاف, محکم, میرم, سرش, پایینه, فکر, گوشیش, دنبال, شماره, آشنا, میگیرده, نخواست, شمارم, حفظ, کنه, البته, داشت, نیاز, نکرده, زنگ, میزدم, پیام, میدادم, حالش, باخبر, آها, اونجاست, مگه, چند, نفر, هستن, موی, لاغر, مشکی, پوشیده, باشن, خوب, نمی, بینه, همهمه, تمرکز, ازم, گرفته, بتونم, تشخیص, بدمش, قرنطینه, نویسی, هفدهم, امضا, مادرت, پشت, میز, کارت, بشوی, فکری, برف, زمستانی, شهر, برسانی, عقربه, رها, عطر, دارچین, چای, باران, کرده, کوچکترین, جست, وجو, چشمانت, دیدنشان, عادت, روتین, هنریست, خیلی, نداریم, همان, ایست, اندکی, بایستی, ببینی, نخواهد, ایستاد, بهانه, نکش, چیزی, ماراتن, پایان, زنده, پنجشنبه, نهم, خودم, اعتراف, دوشنبه, چهارم, نداری, میدونی, یکی, عوامل, تنفرم, خستگی, اندازه, ورود, ورطه, میگم, دادن, منظورم, اینه, جنگیدن, وادی, درمقابل, هزاران, فروریختم, تنهایی, وسط, تهرانِ, خاکستری, مادری, قوا, فرزندم, مراقبت, حفاظت, میکردم, معشوقی, آغوش, عاشق, حجت, آقای, خوشتیپ, خنده, نواب, منتهی, ستارخان, نیایش, تهران, ویلا, برگشتن, میترسم, سایه, سنگین, ششم, ولنتاین, مبارک, بطن, دوازدهم, موقع, کیفیت, رابطه, بالا, میبری, کامل, آوردی, نکته, کوچیکی, برخلاف, میل, وجود, اینکه, ظاهرا, موردش, زده, بودید, شروع, نکردی, خود, خوری, صلح, رسیدی, داری, بخوای, بشه, اهمیت, باشی, یاد, مرز, تفاوت, دنیای, برداشت, متفاوت, شون, اهمیتی, کجاست, فرق, توجیه, خوت, واقعیت, فهمیدی, تونستی, خوره, ذهنیت, مقابله, جسارت, هایی, باب, ارتباط, انسانی, جمعه, هشتم, آرزویم, سدی, جویبار, نسیمی, باشم, همراه, گام, نورِ, سخت, کارهای, شعف, رسیدن, هدف, چنان, رخنه, میکند, زهر, تلخی, جدایی, گرفت, هرگاه, زیبایت, لازم, نکن, انسان, سیال, روان, جاری, باشد, آدمیزاد, بوی, گند, مرداب, وجودش, هوا, مسموم, کاش, نبود, بودی, اگه, اول, میگفتم, میرفتی, پیدات, نمیشد, الان, داشتن, باشه, بیستم, یادت, نرود, روزگاری, دریغ, راه, آمدنت, عشق, سوم, عنوان, کوه, فرزاد, فرزین, احترام, ارزشمندی, عین, روووووز, داستان, برام, روشنه, امیدوارم, هرچند, بعید, میدونم, ناامیدم, یادم, رفته, سنگ, صبوری, خوبی, دارم, امروز, بعد, مدتها, برگشتم, کوله, باری, غلط, جای, لنگیدن, گوشه, وفق, مراد, نبودن, روزگار, چقدرررر, برات, نمیشه, عشقو, همینجوری, خرابش,
Text of the page (random words):
پاییزی ترین دختر پاییزی ترین دختر نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد چقدرررر دلم تنگ شده بود برات دخترکم اصلا یادم رفته بود که سنگ صبوری به خوبی تو دارم امروز اما بعد از مدتها دوباره به اینجا برگشتم با کوله باری از بغض از بغض غلط بودن همیشگی یه جای کار لنگیدن یه گوشه کار بر وفق مراد نبودن روزگار و بغض و بغض و بغض عین روووووز ته این داستان هم برام روشنه اما از ته دل امیدوارم اشتباه کنم هرچند که بعید میدونم چون داره از ته دل ناامیدم میکنه پ ن۱ حس احترام و ارزشمندی پ ن۲ عنوان از کوه یخ فرزاد فرزین نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 23 34 توسط افروز ای عشق یادت نرود در روزگاری که نور از ما دریغ شده بود هنوز چشم به راه آمدنت دوخته بودم نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 23 19 توسط افروز گفته بودی اگه همون روز اول بهت میگفتم نه میرفتی و دیگه پیدات نمیشد مثل الان چون دوست داشتن باید دوطرفه باشه پس کاش همون روز بهت گفته بودم نه همون روزی که هنوز دوطرفه نبود نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور ۱۴۰۰ ساعت 23 57 توسط افروز نامه ای به دخترم ۶ نور دیده ام هرگاه و در هر نقطه ای از زندگی زیبایت حس کردی رفتن لازم است حتی لحظه ای درنگ نکن انسان باید سیال و روان و جاری باشد اصلا رفتن برای آدمیزاد است که اگر نه بوی گند مرداب وجودش هوا را مسموم خواهد کرد دخترکم رفتن از سخت ترین کارهای زندگی ست اما بدان شعف رسیدن به هدف چنان در وجودت رخنه میکند که زهر تلخی جدایی را خواهد گرفت و من تمام آرزویم این است که نه سدی در مسیر جویبار وجودت بلکه نسیمی باشم همراه و هم گام ات نورِ دیده ی مادر نوشته شده در جمعه هشتم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 0 25 توسط افروز جسارت هایی در باب ارتباط انسانی وقتی تونستی با خوره های ذهنیت مقابله کنی وقتی فرق بین توجیه کردن خوت و دیدن واقعیت رو فهمیدی وقتی یاد گرفتی مرز بین تفاوت دنیای دوتا آدم برداشت های متفاوت شون و بی اهمیتی دقیقا تا کجاست وقتی با خودت به صلح رسیدی که دقیقا حق داری چقدر بخوای که شکل خواسته هات بشه چقدر به خواسته هات اهمیت بده و چقدر باید شکل خواسته هاش باشی وقتی برای هر نکته کوچیکی که برخلاف میل تو بود حتی با وجود اینکه ظاهرا در موردش حرف زده بودید و حل شده بود شروع نکردی به خود خوری وقتی خواسته هات رو کامل به زبون آوردی اون موقع است که کیفیت رابطه و زندگی تو بالا میبری نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۰ ساعت 12 21 توسط افروز برای اولین حضورت برای اولین حضورت در بطن زندگی ام ولنتاین مبارک ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 15 58 توسط افروز سایه سنگین همیشگی ات من چقدر از برگشتن تو میترسم از طی کردن دوباره مسیر نواب منتهی به خیابان ستارخان بین نیایش و تهران ویلا از دیدن دوباره اون آقای خوشتیپ و خنده رو حتی از دیدن دوباره حجت اگر وقتی برگردی که من معشوقی بودم در آغوش عاشق چی اگر وقتی برگردی که من مادری بودم که باید با تمام قوا از فرزندم مراقبت و حفاظت میکردم چی اگر وقتی برگردی که من زن تنهایی بودم وسط خیابان های تهرانِ خاکستری چی اگر وقتی برگردی که درمقابل هزاران چشم بودم و فروریختم چی میدونی یکی از عوامل تنفرم از کنکور و خستگی بی حد و اندازه ام برای ورود دوباره به این ورطه تویی وقتی میگم دیگه بیش از حد پیرم برای کنکور دادن دقیقا منظورم اینه که بیش از حد پیرم کردی برای جنگیدن تو این وادی پ ن تو حق نداری برگردی نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۹ ساعت 1 29 توسط افروز اعتراف برای خودم ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 19 31 توسط افروز نامه ای به دخترم ۵ گل عمر مادر زندگی را به بهانه زندگی نکش روزی که حس کردی زندگی چیزی جز یک ماراتن بی پایان نیست بدان این تویی که زنده بودن را با زندگی اشتباه گرفتی همان لحظه نقطه ایست که باید اندکی درنگ کنی بایستی و ببینی دنیا نخواهد ایستاد زندگی را در کوچکترین زیبایی ها جست وجو کن و چشمانت را به دیدنشان عادت بده دیدن زیبایی های روتین زندگی هنریست که خیلی از ما آدم ها نداریم روزی که توانستی از پشت میز کارت بلند بشوی و بی هیچ فکری خودت را به اولین برف زمستانی شهر برسانی روزی که توانستی عقربه های ساعت را رها کنی و لبخند را در پس عطر دارچین چای زیر باران پیدا کنی آن روز زندگی کرده ای گل عمر مادر امضا مادرت نوشته شده در شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 17 47 توسط افروز قرنطینه نویسی ۲ چشمام دیگه مثل گذشته خوب نمی بینه همهمه ی اینجا تمرکز رو ازم گرفته چشمام رو تنگ تر میکنم بلکه بتونم از بین این همه تشخیص بدمش آها اونجاست مگه چند نفر توی این دنیا هستن که قد بلند موی فر لاغر و سر تا پا مشکی پوشیده باشن میرم جلو سرش پایینه فکر کنم داره توی گوشیش دنبال یه شماره آشنا میگیرده هیچ وقت نخواست شمارم رو حفظ کنه البته حق داشت چون هیچ وقت بهش نیاز پیدا نکرده بود این من بودم که همیشه بهش زنگ میزدم پیام میدادم و هر لحظه از حالش باخبر بودم دستم رو میبرم جلو تا اما نه اون برای تو نیست صدام رو صاف میکنم محکم و با یه لبخند صداش میکنم برمیگرده تو چشمام نگاه میکنه انگار داره گرد پیری این ده سال رو از روی صورتم کنار میزنه تا دخترک زیر این چهره رو بشناسه بالاخره یادش میفته صدام میکنه افروز _ خودمم هنوز مثل همیشه مثل چت هاش مثل حرف زدن هاش به آخر همه کلماتش ا اضافه میکنه همون ا دوست داشتنی میخوام زبون باز کنم زبون باز کنم و بگم که چقدر دلم براش تنگ شده چقدر منتظرش بودم چقدر گشتم اما هیچکس توی دنیا ا هاشو مثل تو نمیگفت میخوام همه شو بهش بگم قد تمام حرفایی که ده سال پیش میتونستم بگم اما نگفتم که صدایی رشته افکارم رو پاره میکنه بابا پایین رو نگاه میکنم چشمام به دوتا چشم عروسکی دوخته میشه دخترک فرفری مویی که بابا صداش میکنه حرف هامو قورت میدم حالا ده سال گذشته و اینبار من میخوام اما دیگه نمیتونم حرفامو بهش بگم نوشته شده در یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 19 11 توسط افروز مطالب قدیمی تر اینجا مینویسم چون دل کَندن رو بلد نیستم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ شهریور ۱۴۰۰ مرداد ۱۴۰۰ تیر ۱۴۰۰ بهمن ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۹ مهر ۱۳۹۹ شهریور ۱۳۹۹ مرداد ۱۳۹۹ خرداد ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ اسفند ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۸ مهر ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ مهر ۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶ آذر ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۶ تیر ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ آبان ۱۳۹۵ مهر ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ blogfa com
|