If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: kolbesahar.blogfa.com - .

site address: kolbesahar.blogfa.com redirected to: kolbesahar.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Tuesday 16 June 2026 13:44:04 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=کلبه سحر شیرین تر از دیدار هر روزت چیزی نمیخواهم شیرین شیرین باش.;

Headings (most frequently used words):

داستان, ام, شیرین, عاشقانه, عشق, کم, آورده, ولی, کلبه, سحر, تر, از, دیدار, هر, روزت, چیزی, نمیخواهم, باش, حرفهای, دل, یک, عاشق, فال, وداع, اثبات, رنگ, طنز, غم, انگیز, قرار, افسوس, خدایـــــــــــا, دخـلـَم, با, خرجـم, نمیخواند, صبری, که, داده, بودی, تمام, شد, دردم, همچنان, باقیست, بدهکار, قلبم, شده, میدانم, شرمنده, نمیکنی, باز, هم, صبـــــــر, میخواهم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بود (26), دختر (23), این (18), دوست (18), شده (17), دارم (16), چون (16), پسر (16), ۱۳۹۱ (14), نمی (14), چرا (13), گفت (13), نوشته (12), ساعت (12), سحر (12), اما (12), کنم (11), توسط (10), کردم (10), هنوز (9), کرد (9), علی (9), ولی (8), دیگه (8), بچه (8), داشت (7), کار (7), دلم (7), مرا (7), جواب (7), عشق (7), گفتم (7), روز (7), شهریور (6), هیچ (6), برای (6), آمد (6), شدم (6), میشود (6), است (6), اون (6), پالتو (6), رفت (5), فقط (5), خودم (5), زدم (5), هاش (5), بعد (5), دست (5), بودم (5), آسمان (5), خود (5), دنیا (5), داری (5), خیلی (5), عاشق (5), #عاشقانه (4), مهر (4), های (4), افسوس (4), خیابان (4), سرش (4), چهار (4), داستان (4), آورده (4), بنده (4), یاد (4), چقدر (4), همه (4), دلداده (4), جدا (4), تونم (4), اگه (4), واسه (4), اینکه (4), کنی (4), مشکل (4), مهم (4), فرصت (4), راحت (4), چشمان (4), فالگیر (4), میکند (4), جوان (4), میگه (4), آبان (3), نگران (3), گذشت (3), شنبه (3), باز (3), همیشه (3), کرده (3), روو (3), خودش (3), بالا (3), پنج (3), دقیقه (3), بهش (3), پارک (3), حتی (3), بلند (3), تمام (3), قلبم (3), جاده (3), زنان (3), احساس (3), خداى (3), فکر (3), میدانى (3), باید (3), شود (3), برق (3), کنار (3), زیر (3), چهارشنبه (3), نیست (3), نابینا (3), ببین (3), سال (3), بیا (3), آورد (3), دیدن (3), توی (3), دونم (3), وقتی (3), منو (3), نامه (3), بدم (3), فردا (3), گریه (3), آره (3), دوس (3), خوشحالی (3), باشه (3), خوب (3), کلی (3), مورد (3), علاقه (3), بگم (3), عبور (3), مغازه (3), میخواستی (3), عزیزم (3), دوستش (3), شیرین (3), پنجشنبه (2), مردم (2), لحظه (2), خواهد (2), خاطره (2), ماند (2), برگ (2), نوشتم (2), نمیخواند (2), بیست (2), ایستادم (2), جلو (2), بِش (2), صدای (2), هام (2), زده (2), راننده (2), سرِ (2), خورده (2), آسفالت (2), راه (2), پیدا (2), برگشت (2), ساعتِ (2), بخت (2), انداختم (2), زمین (2), جیب (2), قدم (2), نَفَس (2), کلاغ (2), کمی (2), دوباره (2), قرار (2), گلی (2), طاق (2), خالی (2), انگیز (2), دردم (2), همچنان (2), جانب (2), بانده (2), بفهمانى (2), خوشحال (2), نمى (2), مرد (2), ترا (2), توانم (2), انجام (2), اقیانوس (2), آرزوى (2), خواهم (2), سیاه (2), رعد (2), رسید (2), خدایا (2), تنها (2), زمزمه (2), باشی (2), حالی (2), دیگر (2), قادر (2), نفرت (2), دید (2), حاضر (2), چنین (2), روزی (2), اگر (2), تنفر (2), دادگاه (2), مهناز (2), خواستم (2), برگه (2), برام (2), گرفتم (2), عیب (2), باور (2), دار (2), امیدوارم (2), پای (2), خونه (2), بیرون (2), گذاشتم (2), احضاریه (2), ازمایش (2), حالا (2), کسی (2), عمر (2), خوش (2), خودت (2), منم (2), بگیرم (2), گشتم (2), سیر (2), گفتی (2), چشام (2), سردتر (2), چهره (2), دادیم (2), هفته (2), کشید (2), رفتیم (2), آزمایشگاه (2), ریم (2), خیالش (2), زندگی (2), دونستیم (2), چند (2), نمونده (2), واسۀ (2), ابراز (2), جنون (2), اشتیاق (2), زُل (2), آسمون (2), وداع (2), اشک (2), آروم (2), چیزی (2), میگویید (2), دستهایش (2), دستهای (2), شدت (2), میزند (2), عاشقی (2), خرید (2), میکنم (2), گیتار (2), پول (2), زنده (2), جدایی (2), دیوانه (2), مانند (2), همراه (2), اعماق (2), میکردن (2), معشوق (2), میشه (2), کلبه (2), blogfa, com, پیوندها, مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, مطالب, قدیمی, نهم, میمانی, میمانم, اندوه, آبادی, حباب, رود, قسم, کوتاهی, شادی, غصه, آنچنانی, یازدهم, زلف, کودکی, آویخت, بخنداند, هرگز, نگاهم, نگاهش, شاید, بخواند, راز, پنهانم, دوشنبه, هفتم, طرفِ, ماشین, پُشتَ, کلید, انداختَ, بنشینم, بروم, نکرده, بووق, ترمزی, شدید, فریاد, ناله, کوتاه, ریخت, گوش, جانم, تندی, برگشتم, دیدمش, پخشِ, افتاده, ماشینی, توو, پُکیده, خون, کشیده, سمتِ, جوویِ, کنارِ, ترس, هول, دویدم, طرفش, مبهوت, گیج, مَنگ, هاج, واج, نِگاش, دستِ, چپش, بسته, کوچکی, کادو, پیچ, محکم, چسبیده, بودش, نِگام, آستینِ, مانتوش, ساعتَ, نگام, سُکید, چهل, گیجْ, درب, داغانْ, نِگا, برگشته, پاسارَش, گَند, کَنده, پخش, لهیده, یقه, پالتوم, دادم, راهم, کشیدم, رفتم, نرسیده, درِ, صِداش, پشتِ, تندِ, صِدای, برنگشتم, رووش, دعوا, مُرافعه, قهر, خارج, گذشتم, پُشتم, صدا, پاشنه, چکمه, شنیدم, دوید, صِدام, نشسته, نیمکت, شمردم, بیاید, سنگ, بهشان, پریدند, دورتر, نشستند, برمی, گشتند, جلوم, رژه, رفتند, وقتِ, نیامد, کلافه, عصبی, شاخه, دستم, سَرْ, خَم, پژمرد, طاقتم, جام, ناراحتیم, هشتم, خدایـــــــــــا, دخـلـَم, خرجـم, صبری, داده, بودی, باقیست, بدهکار, میدانم, شرمنده, نمیکنی, صبـــــــر, میخواهم, جمعه, یکم, صدایی, باریتعالى, خواسته, باشد, گریند, درونى, شان, چیست, اصلا, بدهى, چگونه, توان, آورم, مدتى, فرو, آنگاه, بخاطر, وفادارى, بسیار, میدارم, خواهش, تقاضاى, دشوار, فرمان, دهم, فرشتگانم, روى, آرام, کنند, آهن, سیمان, فولاد, مصرف, اینها, بدهم, آیا, توانى, دیگرى, بکنى, متعال, ندا, کریم, بین, کالیفرنیا, هاوایی, بسازى, وقت, خواست, رانندگى, ترسان, لرزان, آرزویى, دارى, محبوب, ناگاه, ابرى, پوشاند, برقى, گرفت, هیاهوى, صدایى, عرش, اعلى, بگوش, میگفت, کنى, نگاهى, آبى, دریاى, لاجوردی, ساحل, طلایى, انداخت, خدایی, میزد, دعایی, میکرد, طنز, پنجم, قول, بده, مواظب, چشمانم, دور, اشکهایش, نبیند, همسری, قاطعانه, داد, شومی, رها, کند, برخود, بلرزید, سالهای, منتظرت, مانده, عروسی, وعده, دیرینش, دیدنش, روانش, رخت, بست, آدمیان, پرنده, رودخانه, درختها, چشمهای, بدهد, نفر, باشم, بتوانم, ببینم, عروس, دختری, یکنفر, گفته, رنگ, سیزدهم, منتظرتم, امضا, بار, عشقت, ثابت, همون, جاپاره, اهمیت, ازمایشارو, دیدم, توئه, قدر, دونی, حقو, مردی, ازت, حرفت, واساده, طلاق, بدی, کارو, نکنی, جان, سلام, نوشت, برداشتم, درش, اوردم, روش, گلدون, مانتوام, طاقت, نیاوردم, لباسامو, پوشیدمو, ساکمم, بستم, شکست, تونستم, حرفای, قشنگش, طلاقت, خرج, نفرو, بنابراین, حرفی, نزدیم, اورد, خوام, اتاقو, انتخاب, نخواستم, بحثو, ادامه, جای, خلوت, اشتباه, الان, بینم, کشم, حاضری, بخاطرم, قید, بزنی, دهنم, خشک, پراشک, جوره, اونم, عقده, مگه, گناهم, چیه, چته, جوری, صبرم, رفتاراش, روزا, گذشتن, نسبت, ناراحتی, فهمید, منه, تغییر, اومد, خسته, کنجکاو, ازم, پرسید, جوابو, گرفتی, دستام, بید, لرزید, داخل, ازمایشگاه, بالاخره, ازمایشو, کدوممون, نیس, حال, همدیگه, اطمینان, هردومون, واسمون, طول, اضطرابو, اسون, گفتن, حاضره, طبق, قرارمون, صبح, آزمایش, بهمون, کردن, حرفارو, ندم, خودمو, گرم, سرکه, جوشید, واقعا, موافقم, هنوزم, داره, لبخندی, صورتم, نمایان, مطمئن, وجود, هیچی, عوض, ندادو, میز, افتاد, بکشم, انگار, نفس, دوسش, ندارم, سریع, حاضرم, خاطر, نکردم, کنه, نشست, رومو, دومون, بودیم, رویایی, کافیه, خوایم, واقع, خودمونو, گول, زدیم, ماست, اولاش, خواستیم, بدونیم, خودمون, گفتیم, عشقمون, شیم, کدوم, یکی, وضوح, کردیم, سالای, اول, زندگیمون, کمبود, دردسر, ازدواج, همدیگرو, مرگ, داشتیم, اثبات, نوزدهم, گاهی, ماه, تماشا, کوله, باری, پنجره, رفتی, ربون, پیِ, نبود, نشون, ترکم, نکن, پیشم, بمون, نازنین, شرح, پریشونیم, بارون, چشم, آسون, باهات, برات, نمیذاشتم, بری, کاشکی, افتادم, پات, دوم, کنارش, نبرد, میکردیم, آنجا, ساده, نفهمیدم, اینکارو, کردی, نمیخواستی, ببینی, پایین, اندازد, میشناسم, همین, خریدیم, ایستدو, میکشد, میرود, ناگهان, پایش, قدبلند, موهای, مشکی, آبی, بختت, بلنده, خوبی, آینده, درخشان, میگیرد, آنها, نزدیک, فالت, معلومه, یعنی, غیر, هیچکس, نداری, نداشتی, هردو, روانه, شدن, هدیه, میتونم, 1سال, صبر, میگرده, جمع, آوری, زحمت, کشیدی, بخری, اندازه, 1ساله, هست, نباش, اینهمه, کجا, میاری, میخرمش, فروشنده, 360, هزار, تومان, ببخشید, قیمت, چنده, وارد, میشوند, امتحان, نیم, خوشش, اومده, بریم, بپوش, وای, پالتوی, زیبایی, جلوی, ویترین, ایستند, خیابانی, میکردند, فال, سوم, کشت, رهایم, نخواست, برایش, تنگ, نمیدانم, رسیدن, آرزوبا, خیال, چشمهایم, میبندم, سفر, گرمی, همیشگی, ندارد, مارا, دیگرهیچوقت, متعلق, ندیدم, اوست, سخن, میگویم, خطاب, نمیکند, خدا, مهربان, زمستان, پشت, برفهای, سپیدش, پنهان, میسازد, پاییز, لحظاتی, افتم, برگهای, پاییزی, خرد, تابستان, گرمایش, سوزش, میباشد, بهار, گلهای, سرخ, همان, گرما, نگذاشت, مقلوب, سرد, سرما, آوازی, ابرها, میفهمند, حالم, میکنند, ستاره, نورشان, مثل, نور, سوسو, امید, ماندن, دارد, شبهای, تاریک, آور, خاطراتی, قلب, میگیرم, آنرا, مدفون, میسازم, طرفه, میگم, طعم, درد, میفهمیدن, دیگری, میبینه, میخواست, آدم, دلشون, صاف, وطعم, حرفهای, دیدار, روزت, نمیخواهم, باش,


Text of the page (random words):
کلبه سحر کلبه سحر شیرین تر از دیدار هر روزت چیزی نمیخواهم شیرین شیرین باش حرفهای دل یک عاشق دلم میخواست تمام آدم های دنیا دلشون صاف بود وطعم عشق را حس میکردن طعم درد جدایی رو حس میکردن و میفهمیدن وقتی عاشق از معشوق جدا میشه و معشوق را با کس دیگری میبینه چه حالی میشه خدایا چه کار کنم دردم را به کی بگم به هر کسی که میگم هنوز دوستش دارم میگه دیوانه ام غم دلم را به کی بگم اما دیگه مهم نیست چون عشق ما یک طرفه است من قلب خود را از او پس میگیرم و آنرا در اعماق دلم مدفون میسازم شبهای تاریک را دوست دارم چون یاد آور خاطراتی خوب برای من است ستاره های آسمان را دوست دارم چون نورشان مثل نور کمی است که در اعماق قلبم سوسو میکند و هنوز امید به زنده ماندن دارد ابرها را دوست دارم چون عشق را میفهمند و به حالم گریه میکنند سرما را دوست دارم چون آوازی غم انگیز به همراه می آورد گرما را دوست دارم چون نگذاشت قلبم مقلوب و سرد شود بهار را دوست دارم چون گلهای سرخ به همراه می آورد همان گلی که او دوست داشت تابستان را دوست دارم چون گرمایش مانند سوزش عاشقی میباشد پاییز را دوست دارم چون به یاد لحظاتی می افتم که او مانند برگهای پاییزی مرا زیر پای خود خرد کرد و من همچنان هنوز عاشقانه دوستش دارم زمستان را دوست دارم چون غم های مرا در پشت برفهای سپیدش پنهان میسازد خدا را دوست دارم چون مهربان است چون فقط اوست که وقتی از عشق سخن میگویم مرا دیوانه خطاب نمیکند اما از جدایی نفرت دارم چون او بود که دستهای مارا از هم جدا کرد و من دیگرهیچوقت او را متعلق به خود ندیدم اما هنوز امیدوارم به دیدن دوباره او هر چند که دیگر دستهایش گرمی همیشگی را ندارد و من بعد از رسیدن به این آرزوبا خیال راحت چشمهایم را میبندم و از این دنیا به آن دنیا سفر میکنم هنوز به دیدن او زنده ام چرا نمیدانم چون هنوز دوستش دارم چون دلم برایش تنگ شده چرا مرا نخواست چرا رهایم کرد چرا مرا کشت چرا چرا چرا نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19 12 توسط سحر فال یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند جلوی ویترین یک مغازه می ایستند دختر وای چه پالتوی زیبایی پسر عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده پسر ببخشید قیمت این پالتو چنده فروشنده 360 هزار تومان پسر باشه میخرمش دختر آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری پسر پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند دختر ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم 1سال دیگه صبر کنم بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن پسر عزیزم من رو دوست داری دختر آره پسر چقدر دختر خیلی پسر یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی دختر خوب معلومه نه یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم دست دختر را میگیرد فالگیر بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند فالگیر عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند پسر وا میرود دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد چشمان پسر پر از اشک میشود رو به دختر می ایستدو میگویید او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم دختر سرش را پایین می اندازد پسر تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 20 35 توسط سحر وداع آسون وداع کردم باهات با این که می مردم برات ک اشک ی نمیذاشتم بری کاشکی می افتادم به پات خواستم بگم ترکم نکن پیشم بمون ای نازنین شرح پریشونیم و تو چشم ای بارون یم ببین هر شب با کلی اشتیاق زُل می زدم به آسمون فرصت نمونده واسۀ ابراز احساس جنون رفتی و من تنها شدم با این غم نامه ربون هر جا پیِ ت گشتم ولی هیچ جا نبود از تو نشون دل خوش به این بود تو هم گاهی کنار پنجره ماه و تماشا می کنی با کوله باری خاطره هر شب با کلی اشتیاق زُل می زدم به آسمون فرصت نمونده واسۀ ابراز احساس جنون نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 19 44 توسط سحر داستان عاشقانه اثبات عشق پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم می دونستیم بچه دار نمی شیم ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست اولاش نمی خواستیم بدونیم با خودمون می گفتیم عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه بچه می خوایم چی کار در واقع خودمونو گول می زدیم هم من هم اون هر دومون عاشق بچه بودیم تا اینکه یه روز علی نشست رو به رومو گفت اگه مشکل از من باشه تو چی کار می کنی فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم خیلی سریع بهش گفتم من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد گفتم تو چی گفت من گفتم آره اگه مشکل از من باشه تو چی کار می کنی برگشت زل زد به چشام گفت تو به عشق من شک داری فرصت جواب ندادو گفت من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره گفتم پس فردا می ریم آزمایشگاه گفت موافقم فردا می ریم و رفتیم نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید اگه واقعا عیب از من بود چی سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه هم من هم اون هر دو آزمایش دادیم بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره هردومون دید با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس بالاخره اون روز رسید علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم دستام مث بید می لرزید داخل ازمایشگاه شدم علی که اومد خسته بود اما کنجکاو ازم پرسید جوابو گرفتی که منم زدم زیر گریه فهمید که مشکل از منه اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود بهش گفتم علی تو چته چرا این جوری می کنی اونم عقده شو خالی کرد گفت من بچه دوس دارم مهناز مگه گناهم چیه من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم دهنم خشک شده بود چشام پراشک گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی پس چی شد گفت آره گفتم اما اشتباه کردم الان می بینم نمی تونم نمی کشم نخواستم بحثو ادامه بدم پی یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه اورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم بنابراین از فردا تو واسه خودت منم واسه خودم دلم شکست نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم حالا به همه چی پا زده دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم برگه جواب ازمایش هنوز توی جیب مانتوام بود درش اوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون توی نامه نوشت بودم علی جان سلام امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم می دونی که می تونم دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم وقتی جواب ازمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه توی دادگاه منتظرتم امضا مهناز نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 8 49 توسط سحر داستان رنگ عشق دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت که از تمام دنیا تنفر داشت و فقط یکنفر را دوست داشت دلداده اش را و با او چنین گفته بود اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو خواهم شد و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد و دختر آسمان را دید و زمین را رودخانه ها و درختها را آدمیان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند دلداده اش هم نابینا بود و دختر قاطعانه جواب داد قادر به همسری با او نیست دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند و در حالی که از او دور می شد گفت پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10 49 توسط سحر داستان طنز یک بنده خدایی کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب دعایی را هم زمزمه میکرد نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردی و ساحل طلایى انداخت و گفت خدایا میشود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ناگاه ابرى سیاه آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق صدایى از عرش اعلى بگوش رسید که میگفت چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من مرد سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت اى خداى کریم از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى کنم از جانب خداى متعال ندا آمد که اى بنده ى من من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم اما هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است هیچ میدانى که باید فرمان دهم تا فرشتگانم روى اقیانوس آرام را آسفالت کنند هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود من همه ى اینها را مى توانم انجام بدهم اما آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بکنى مرد مدتى به فکر فرو رفت آنگاه گفت اى خداى من من از کار زنان سر در نمى آورم میشود به من بفهمانى که زنان چرا می گریند میشود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست اصلا میشود به من یاد بدهى که چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد صدایی از جانب باریتعالى آمد که اى بنده من آن جاده اى را که خواسته اى دو بانده باشد یا چهار بانده نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 8 53 توسط سحر کم آورده ام خدایـــــــــــا دخـلـَم با خرجـم نمیخواند کم آورده ام صبری که داده بودی تمام شد ولی دردم همچنان باقیست بدهکار قلبم شده ام میدانم شرمنده ام نمیکنی باز هم صبـــــــر میخواهم نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17 51 توسط سحر داستان عاشقانه و غم انگیز قرار نشسته بودم رو نیمکت پارک کلاغ ها را می شمردم تا بیاید سنگ می انداختم بهشان می پریدند دورتر می نشستند کمی بعد دوباره برمی گشتند جلوم رژه می رفتند ساعت از وقتِ قرار گذشت نیامد نگران کلافه عصبی شدم شاخه گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می پژمرد طاقتم طاق شد از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ ها گل را هم انداختم زمین پاسارَش کردم گَند زدم بهش گل برگ هاش کَنده پخش لهیده شد بعد یقه ی پالتوم را دادم بالا دست هام را کردم تو جیب هاش راهم را کشیدم رفتم نرسیده به درِ پارک صِداش از پشتِ سر آمد صدای تندِ قدم هاش و صِدای نَفَس نَفَس هاش هم برنگشتم به رووش حتی برای دعوا مُرافعه قهر از در خارج شدم خیابان را به دو گذشتم هنوز داشت پُشتم می آمد صدا پاشنه ی چکمه هاش را می شنیدم می دوید صِدام می کرد آن طرفِ خیابان ایستادم جلو ماشین هنوز پُشتَ م بِش بود کلید انداختَ م در را باز کنم بنشینم بروم برای همیشه باز کرده نکرده صدای بووق ترمزی شدید و فریاد ناله ای کوتاه ریخت تو گوش هام تو جانم تندی برگشتم دیدمش پخشِ خیابان شده بود به روو افتاده بود جلو ماشینی که بِش زده بود و راننده ش هم داشت توو سرِ خودش می زد سرش خورده بود روو آسفالت پُکیده بود و خون راه کشیده بود می رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان ترس خورده هول دویدم طرفش بالا سرش ایستادم مبهوت گیج مَنگ هاج و واج نِگاش کردم تو دستِ چپش بسته ی کوچکی بود کادو پیچ محکم چسبیده بودش نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده ساعتَ ش پیدا بود چهار و پنج دقیقه نگام برگشت ساعتِ خودم را سُکید چهار و چهل و پنج دقیقه گیجْ درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده ی بخت برگشته کردم چهار و پنج دقیقه بود نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 8 22 توسط سحر ولی افسوس نگاهش می کنم شاید بخواند راز پنهانم ولی افسوس و صد افسوس که او هرگز نگاهم را نمیخواند به برگ گل نوشتم من تو را من دوست می دارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 19 10 توسط سحر نه تو میمانی نه من میمانم و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب این رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ها خواهد ماند نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 15 47 توسط سحر مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ پیوندها عاشقانه blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • [تصویر: fun131.jpg]

Verified site has: 17 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-17


The site also has 1 references to external domain(s).

 asheghaneha.ir  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Tue, 16 Jun 2026 13:44:04 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/kolbesahar.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=5IjZCxZiy03tSFYTFtILUQSCfVkz8O2%2BKJVxDvlXZvxXo4NhzmjjJ1kdzwIwOsRI0%2FHItymi2fSPaueJsDEVnviYvhKM%2BX8HaYo%2Bj3zLoxzxdibJbY9X9It9ZTjl%2Fm%2BFrhdKMcgrIS0%3D ]
CF-RAY a0ca3f44ac63775e-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Tue, 16 Jun 2026 13:44:04 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=fCeSKjWXFwZSAekLr3rL%2B2fMM3eCWRXrOhJMmcgc63rRXgEIqi3pj4vuOnIxiGr3ncd%2B8VfGMjpQ4xeoIMpzmMlEO4%2BeJZpX96emyzi9Fu7xIlY7M4Tj6JSjtxzxvXc5O3%2BFuYmgi0c%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0ca3f461c9cfb7d-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="کلبه سحر شیرین تر از دیدار هر روزت چیزی نمیخواهم شیرین شیرین باش."
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="کلبه سحر "
property="og:site_name" content="کلبه سحر "
property="og:description" content="کلبه سحر شیرین تر از دیدار هر روزت چیزی نمیخواهم شیرین شیرین باش."

Load Info

page size10904
load time (s)0.380723
redirect count1
speed download28694
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"