Meta tags:
description= حسی از جنس نسیم سکوت سهمگین;
Headings (most frequently used words):
سکوت, دلنوشته, از, باران, شب, حسی, جنس, نسیم, سهمگین, دوران, کودکی, زندگی, زود, قضاوت, نکن, فریادی, بی, صدابرای, مهتاب, رویا, همیشه, با, تو, مهربانی, خاطره, شگفتا, عزیزان, حس, تنهایی, فقط, یه, نگاه, جسارت, جواب, چرا, چراست, آوازنگاه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (31), نوشته (23), است (22), فاطمه (19), ساعت (18), توسط (18), مریم (18), ۱۳۹۰ (15), این (15), های (14), مرا (11), دوباره (11), تنها (10), ۱۳۹۱ (10), بودم (10), وقتی (10), نگاه (9), تنهایی (9), کنم (9), باران (9), زندگی (9), عشق (8), دنیا (8), دارم (8), کرد (8), شوم (7), نمی (7), شود (7), بودند (7), خرداد (6), دهم (6), برای (6), حرکت (6), کاش (6), شروع (6), بود (6), پسر (6), کنند (5), چرا (5), خود (5), آرام (5), رفتن (5), همیشه (5), رنگ (5), نشسته (5), مرد (5), پدر (5), #دلنوشته (4), باهم (4), دست (4), پنجشنبه (4), دوشنبه (4), چهارشنبه (4), دوست (4), عاشق (4), درد (4), گریه (4), صدایی (4), هایم (4), همه (4), حتی (4), سکوت (4), شنبه (4), هیچ (4), آسمان (4), لحظه (4), کردیم (4), کودکی (4), برد (4), قطار (4), جوان (4), کرده (3), حسی (3), آبان (3), آذر (3), اسفند (3), ترسم (3), پرواز (3), هست (3), اين (3), شنوم (3), آرامش (3), نهم (3), یکی (3), فقط (3), دلم (3), ندارم (3), روز (3), یکم (3), روی (3), کوچه (3), خودم (3), کنار (3), درخت (3), پیش (3), روم (3), وبه (3), ادامه (3), کسی (3), نیز (3), شکسته (3), درونم (3), یاد (3), فرو (3), کردند (3), مرگ (3), خاطره (3), میترسم (3), نتوانم (3), بنویسم (3), دهد (3), کودکي (3), امروز (3), همراه (3), قطره (3), جای (3), روزگار (3), خدایا (3), وجودم (3), معنای (3), بودن (3), راه (3), مهتاب (3), پنجره (3), نسیم (3), جاری (3), خدای (3), وجودت (3), مسن (3), زوج (3), فرياد (3), خانه (2), قدم (2), خیال (2), ولی (2), ناگفته (2), ستاره (2), اردیبهشت (2), تیر (2), شوق (2), نگاهم (2), هستم (2), هام (2), نظر (2), آشناست (2), نگه (2), نغمه (2), موسقی (2), چشم (2), حالا (2), بری (2), بزاری (2), اگه (2), خوام (2), برات (2), نامه (2), روزی (2), واسه (2), دنبال (2), اینجا (2), جسارت (2), میدونی (2), صدای (2), خیلی (2), بیا (2), تویی (2), طاقت (2), فراق (2), بغض (2), خوب (2), پاییزی (2), دیدم (2), تکیه (2), دیگر (2), انتهای (2), راکه (2), دستش (2), دراین (2), دیگری (2), باغبان (2), گفت (2), نکرد (2), آواز (2), سرمای (2), جدا (2), قلب (2), اوج (2), شگفتا (2), چون (2), ازآن (2), مانده (2), حال (2), هشتم (2), شدم (2), ودوباره (2), ویک (2), قرار (2), ابر (2), محض (2), ترین (2), هدیه (2), قلبم (2), بوسه (2), جاودان (2), کجا (2), بودی (2), زمین (2), ابرهای (2), صورتي (2), خيال (2), جمعه (2), آبی (2), داد (2), داشتیم (2), همان (2), تکه (2), نانی (2), قسمت (2), مهربانی (2), خسته (2), دروجودم (2), کمبودی (2), درصورتی (2), نیستم (2), ضعیف (2), اشک (2), باتو (2), مفهوم (2), دلپذیر (2), رامی (2), خیره (2), خواند (2), نگاهی (2), فریادی (2), راز (2), روزهای (2), نیلوفری (2), دیدار (2), مهربان (2), چشمانم (2), غرق (2), زمان (2), بخش (2), روي (2), چکيد (2), هيجان (2), آورد (2), جاریستزندگی (2), رود (2), جنس (2), blogfa, com, نجوا, jigili, تنها2, ترکم, ققنوس, آوای, دختردی, ماه, گیتار, ممنوع, انتها, درتاریکی, ساحل, پارمیس, کوچولو, ازکودکی, تو2, تورادوست, میدارم, قلبی, ازحرف, درکهکشان, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, پایان, برسدومن, درچشم, توجایی, نداشته, باشم, کلمات, نتوانند, توصیف, کبوترانی, سمت, نارسا, باشند, طولانی, وتاچشمان, افتاب, جرات, بیرون, امدن, ندارد, مثل, صبح, نورانی, سلام, وبلاگي, درست, كردم, شامل, كلي, چيزاي, ديگه, اميد, وارم, خيلي, خوشتون, بياد, يادتون, نره, پيروز, خدافظ, نوزدهم, زین, سرارازمن, توهم, گربتوانی, شنید, ازلب, پرناله, وآوازمن, توگویا, تراست, ریخت, چومهتاب, درآغوش, موج, توهماوازناز, تودرگوش, آوازنگاه, اسارتم, وتنهام, نامردیه, بخوای, توی, قفس, جام, اخردنیا, پایتم, وباهات, میام, روبی, تونمی, شیش, دنگ, قلبتو, نامم, نزنی, میرم, یادت, باشه, اسیرم, راستی, نگفتی, صندوق, دلت, رسید, اون, تورودیدم, ازتنم, پرید, منتظره, فرصتی, فرار, ازخونه, دونم, همش, بهونه, جواب, چراست, بدونی, داره, بزاربارون, بباره, اجازش, بهم, بده, تنگ, بخدا, اشارت, کافیه, نگو, خنده, سادست, وعادیه, سوزونی, منو, پانمی, زاری, بیای, جلو, مگه, بینی, چقدر, زارم, طوری, بهت, بگم, کوجه, وقتایی, گذر, بزار, غروب, چشمه, انتظارم, نگارم, وبا, ودرد, بخونم, امیدم, بهار, خزونم, شایدبیای, تموم, سختیه, زمونم, شبو, عمرمو, عشقت, گذرونم, انتظار, دوا, درمونی, ازتو, تونوشتم, خودت, منتظر, نگاتم, شدی, برگهای, زرد, زدم, وباهرقدم, اشکی, خاطر, گذشته, آرامیده, آری, مرده, اولین, بار, احساس, سبکی, گوشم, رسد, تمام, زنم, وارد, بیابان, آنطرف, درختی, کنارش, گذرم, راهم, نمانده, شهر, دسکشی, پالتو, رانیز, اری, حاش, جلوترمی, چشمانش, حلقه, زده, دستهایش, ازشدت, سرما, کبود, ازصدای, نباید, باور, بایدبروم, انگار, خلوت, جزمن, قصه, طلبد, نوعی, سراب, نوری, ازدورمی, اید, آوازی, آنرا, انسانها, انهانشنید, واگر, شنیددرک, وای, برمن, تنهای, بال, خوانم, پرستوی, بالی, کوچ, پرستو, عقب, ماندم, واینک, زمستان, برگ, وحتی, برخلاف, انچه, ساکت, وآرام, هرگاه, اورم, چگونه, شکستند, آتش, برپا, ومن, ازدست, داده, ریختم, دانست, غمی, چنان, کندم, پول, سوی, ویرانی, عزیزانی, گمان, کردم, همدردند, خودرها, رفیقان, رفتند, راهی, گرفتارم, گره, افتاده, درکارم, قلم, خشکیده, دردستم, دفترم, خالیست, وهستم, اسمی, بگریز, گریزانند, گرید, دنیاکه, ابرهم, مراامروزحاشاکن, دروغین, ازدیروز, تماشا, تماشاکن, دراوج, خواهی, تماشاییست, ببین, درخود, شکلم, تنهاییست, عزیزان, هوای, توراکرده, توکه, رابیدار, داشته, خودکاری, باهمه, عالم, پرنمی, سایه, حرفهای, دیوار, روبه, افتد, طبش, قرارم, واخرین, درسکوتی, بمیرد, وتازه, شعرم, نشود, وکسی, سرود, رانشنود, ودفترم, خالی, بماندوحرف, هرگزبه, نیایند, توانستم, ازتوبنویسم, شبی, افتم, تورا, میان, شمع, خودکارم, پرمیکنم, وبرایت, ازباران, نویسم, دوستت, تابرایت, ازبارن, بسازم, تاگونه, زیبایت, رانوازش, آنگاه, نوازش, رعدوبرق, غریدندوآسمان, دگرگون, سیاه, پیداشدند, ديوانه, آري, زندگي, زندان, سرگردان, جوانيست, ياعذاب, سياهيست, تباهي, جاي, ماتم, ديگرآرام, نيستم, هرقرارم, دردلم, آشوب, هرخيالي, ترس, ازهرترسي, گذشتم, ازدنيابودم, محبوبم, قرمزبود, ونارنجي, هرجابودم, باخيال, راحت, ميدويدم, پنجم, کلامی, شدیم, پاک, وروشن, وسعت, دلهای, مسدود, وغبار, گرفته, مان, راجلا, زمانی, بارید, دربرار, جدایی, تاب, آوردیم, یکدیگر, سالهای, دورازهم, سهمی, وسهمی, دردستهایمان, گذاشتیم, وتقدیمش, وکمی, محبت, وعاطفه, ذره, اینکه, دربرابر, مظلوم, انگشت, تعجب, وحیرت, دهان, بگیریم, ودرپیشگاه, معشوق, طلب, عمرونیازمی, ودست, پرستوهای, مهاجر, فراسوی, ناکجا, آبادزندگی, پانزدهم, هدف, عمرم, تلف, کننده, چیست, نیست, خستگی, ازروزگاراست, سختی, قوی, ترکنند, شجاع, نوجوانی, برام, سخت, ودشوار, توان, وسختی, هایش, راندارم, ازتکرار, زار, انگیزه, کارکنم, هرچه, ورد, زبانم, فریادزدن, کندوقتی, گونه, لغزیدن, میگیرد, آرامگاهم, گوشه, اتاق, بیست, هفتم, زنده, زیستن, درسرنوشت, درکنارتو, سرفرازی, سرآید, مراباد, نزدیک, دور, سیر, گرسنه, رها, اسیر, دلتنگ, شاد, گردونه, آیدوهمه, رادرتاریکی, خاموشی, وبازمن, دلتنگی, خواهیم, ماند, افتندواین, شعار, پوشانندودوباره, چیزوهمه, ظلمت, تبدیل, نازنینان, امشب, نورباران, کنید, اما, افسوس, زودازکنارافق, حتما, کنی, چقدردلم, غمگین, ودردمند, اختران, درخشان, گویم, ومی, بیندومی, گوید, وسبک, روح, چشمانی, پرازحسرت, وآرزو, اومرا, گهان, شهابی, ازمهتاب, شودوبر, پیشانی, خاموش, لغزد, ازسرچشمه, تقدیر, برمی, خیزدآشفته, وجسور, ازپشت, درخاموشی, عمیق, وخداوند, وخوش, اهنگی, حرفی, حدثی, ترحمی, ونه, آسمانها, پروازمی, خلوتم, برهم, زند, پرستم, دنیای, رویا, دوم, صدا, بلند, چشمان, بارانیم, داند, بارانم, باریدن, سرد, زمستانی, حوصلگی, رسانم, اعماق, جشن, گیرم, تنهاییم, شادی, کوچکم, تاریک, شبهای, سال, رویش, آرزوست, ندیدنش, طوفانی, روحم, آزار, شادیم, تقدیم, نیلوفر, نام, زبان, افق, دستهایم, صدابرای, سوم, آرزوی, آسمانت, بگویم, آزارم, سکوتی, سنگین, تنهایم, مگذار, خوبیهایت, تنگنای, خویش, نظاره, سرا, آیینه, کالبد, پای, شمیم, خوش, ذکرت, لبانم, نفس, عطر, خداییت, نما, روشنی, دستانم, بگیر, چاه, نیفتم, گرمایی, نور, مسني, 25ساله, درحالي, مسافران, صندلي, هاي, بعداز, مدت, درزندگي, تواند, ببيند, ماهمين, الان, بيمارستان, برمي, گرديم, تبسمي, کردو, نمي, کنيد, ديگر, نياوردند, پرسيدند, شما, براي, مداواي, فرزندتان, پزشک, مراجعه, بارد, چند, اوبالذت, رالمس, چشمهايش, بست, بادلسوزي, ناگهان, درياچه, حيوانات, ابرهابا, مانند, پسر5, ساله, رفتار, متعجب, مردجوان, جواني, بودندکه, حرفهاي, وپسر, شنيدندواز, حرکات, لبخندي, پسرش, تحسين, بيرون, ودر, حالي, هواي, رابالذت, لمس, پرازشورو, زود, قضاوت, نکن, بیستم, آرامی, ایوان, بپرسم, خودزندگی, یعنی, مادرم, سینی, چایی, دستگل, لبخندی, چید, منخواهرم, آمد, آنجالب, پاشویه, نشستپدرم, دفتر, شعری, پشتی, دادشعر, زیبایی, زیبای, یقینبا, گفتم, بزرگی, فاصله, آمدن, ماسترود, آبتنی, کردن, استوقت, عریانی, هنگام, ورود, آمده, ایمدست, گردد, وزن, ماندشاید, حسرت, بیهوده, داریشعله, گرمی, امید, خواهد, کشتزندگی, درک, همین, اکنون, استزندگی, رسیدن, همانفردایی, نخواهد, آمدتو, دیروزی, فرداییظرف, توست, خواهم, برگردم, قهرمان, خداحافـظ, فردا, تنـها, چیزی, میشکست, اسباب, بـازیهایم, بـود, تنــها, دردم, زانو, زخمـی, بدتـرین, دشمنانم, خواهر, برادر, بالاترین, نــقطه, شــانه, پـدر, بــود, عشــق, تنـــها, آغوش, مادر, خلاصه, میشد, دوران, سهمگین,
Text of the page (random words):
حسی از جنس نسیم حسی از جنس نسیم سکوت سهمگین دوران کودکی می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشــق تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین شــانه های پـدر بــود بدتـرین دشمنانم خواهر و برادر های خودم بودند تنــها دردم زانو های زخمـی ام بودند تنـها چیزی که میشکست اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ تا فردا بود نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 23 8 توسط فاطمه مریم زندگی شب آرامی بود می روم در ایوان تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد تکیه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقینبا خودم می گفتم زندگی راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی فاصله آمدن و رفتن ماسترود دنیا جاریستزندگی آبتنی کردن در این رود استوقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایمدست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد هیچ زندگی وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماندشاید این حسرت بیهوده که بر دل داریشعله گرمی امید تو را خواهد کشتزندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همانفردایی است که نخواهد آمدتو نه در دیروزی و نه در فرداییظرف امروز پر از بودن توست نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 21 47 توسط فاطمه مریم زود قضاوت نکن مرد مسني به همراه پسر 25ساله اش در قطار نشسته بود درحالي که مسافران در صندلي هاي خود نشسته بودند قطار شروع به حرکت کرد به محض شروع حرکت قطار پسر که کنار پنجره نشسته بود پرازشورو هيجان شد دستش را از پنجره بيرون برد ودر حالي که هواي در حال حرکت رابالذت لمس مي کرد فرياد زد پدر نگاه کن درخت ها حرکت مي کنند مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد کنار مردجوان زوج جواني نشسته بودندکه حرفهاي پدر وپسر را مي شنيدندواز حرکات پسر جوان که مانند يک پسر5 ساله رفتار مي کرد متعجب شده بودند ناگهان پسر دوباره فرياد زد پدر نگاه کن درياچه و حيوانات و ابرهابا قطار حرکت مي کنند زوج جوان پسر را بادلسوزي نگاه مي کردند باران شروع شد چند قطره بر روي دست مرد جوان چکيد اوبالذت آن رالمس کرد چشمهايش را بست و دوباره فرياد زد پدر نگاه کن باران مي بارد آب روي دست من چکيد زوج جوان ديگر طاقت نياوردند و از مرد مسن پرسيدند چرا شما براي مداواي فرزندتان به پزشک مراجعه نمي کنيد مرد مسن تبسمي کردو گفت ماهمين الان از بيمارستان برمي گرديم امروز پسر من بعداز مدت ها درزندگي مي تواند ببيند نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 26 توسط فاطمه مریم سکوت باران خدای من سرمای وجودم را گرمایی بخش از از نور وجودت وجودم را از وجودت روشنی بخش و دستانم را بگیر تا در راه به چاه نیفتم شمیم خوش ذکرت را همیشه بر لبانم جاری کن و نفس هایم را غرق در عطر خداییت نما با تو در این سرا تنها نیستم و هر آیینه وجودت را در کالبد زمان حس می کنم و صدای پای مهربان خوبیهایت را در تنگنای زندگی خویش نظاره می کنم خدای من تنهایم مگذار بی تو حس تنهایی آزارم می دهد و لحظه های مرا در سکوتی سنگین فرو می برد خدایا آرزوی آسمانت را در سر دارم تا بگویم چشمانم چرا غرق باران است نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12 54 توسط فاطمه مریم فریادی بی صدابرای باران انتهای نگاهم مانده به افق دیدار تو و دستهایم رو به آسمان برای رفتن رفتن تا آسمان ای خدای مهربان وقتی در لحظه های تنهایی نام تو را بر زبان جاری می کنم اشک از چشمانم جاری می شود و شادیم را در اوج بی کسی تقدیم گل نیلوفر می کنم گل نیلوفری که حتی دیدار رویش آرزوست و ندیدنش چون طوفانی روحم را آزار می دهد گل نیلوفری که تنهاییم را با او قسمت کرده ام و شادی های کوچکم را در تاریک ترین شبهای سال با او جشن می گیرم من بارانم و با باریدن روزهای سرد زمستانی را به شب بی حوصلگی می رسانم و در اعماق درونم فریادی بی صدا بلند است و راز چشمان بارانیم را کسی نمی داند نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19 12 توسط فاطمه مریم شب مهتاب رویا گردونه شب آرام آرام پیش می آیدوهمه جا رادرتاریکی و خاموشی می برد شب را دوست دارم شب را می پرستم شب سکوت است و آرامش دنیا دنیای دیگری است همراه نسیم شب به آسمانها پروازمی کنم هیچ کس خلوتم را برهم نمی زند نه حرفی نه حدثی نه ترحمی ونه نگاهی درخاموشی عمیق شب که قلبم وخداوند است نغمه دلپذیر وخوش اهنگی رامی شنوم که ازسرچشمه تقدیر برمی خیزدآشفته وجسور ازپشت پنجره به آسمان خیره می شوم نا گهان شهابی آبی رنگ ازمهتاب جدا می شودوبر پیشانی خاموش من می لغزد وسبک روح با چشمانی پرازحسرت وآرزو به مهتاب خیره می شوم اومرا می خواند ومی بیندومی گوید حتما به تنهایی من گریه می کنی چقدردلم غمگین ودردمند است به اختران درخشان می گویم نازنینان مرا امشب نورباران کنید اما افسوس خیلی زودازکنارافق ابرهای شوم به راه می افتندواین شعار دلپذیر رامی پوشانندودوباره همه چیزوهمه جا به ظلمت تبدیل می شود وبازمن ویک دنیا دلتنگی از فراق مهتاب خواهیم ماند نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 16 1 توسط فاطمه مریم همیشه با تو معنای زنده بودن من با تو بودن است نزدیک دور سیر گرسنه رها اسیر دلتنگ شاد آن لحظه ای که بی تو سرآید مراباد مفهوم مرگ من در راه سرفرازی تو درکنارتو مفهوم زندگی است معنای عشق نیز درسرنوشت من باتو همیشه باتو برای تو زیستن نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23 52 توسط فاطمه مریم دلنوشته خسته از روزگار وقتی حس تنهایی وجودم را میگیرد وقتی آرامگاهم گوشه ی اتاق می شود وقتی بغض شروع به فریادزدن می کندوقتی اشک هایم روی گونه هایم شروع به لغزیدن می کنند وقتی هرچه گریه می کنم آرام نمی شوم وقتی ورد زبانم خدایا خدایا می شود وقتی ازتکرار روزگار بی زار می شوم وقتی انگیزه ای برای زندگی ندارم چه کارکنم زندگی برام سخت ودشوار شده دیگر توان زندگی وسختی هایش راندارم کودکی بودم شجاع نوجوانی هستم ضعیف سختی ها به جای این که مرا قوی ترکنند مرا روز به روز ضعیف تر می کنند حس تنهایی دارم درصورتی که تنها نیستم کمبودی دروجودم هست درصورتی که هیچ کمبودی ندارم این چیست دروجودم این درد عشق نیست این خستگی ازروزگاراست زندگی ام بی هدف شده عمرم تلف شده از این روزگار خسته کننده نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14 20 توسط فاطمه مریم مهربانی ای کاش بی هیچ کلامی باهم همراه می شدیم ودست به دست پرستوهای مهاجر تا فراسوی ناکجا آبادزندگی پرواز می کردیم ودرپیشگاه معشوق همیشه جاودان طلب عمرونیازمی کردیم ای کاش به جای اینکه دربرابر گریه های کودکی مظلوم انگشت تعجب وحیرت به دهان بگیریم ذره ای عشق قطره ای مهربانی وکمی محبت وعاطفه دردستهایمان می گذاشتیم وتقدیمش می کردیم ای کاش همان تکه نانی راکه داشتیم باهم قسمت می کردیم سهمی ازآن تو وسهمی برای من ا ی کاش یکدیگر را دوست داشتیم وبه جای سالهای دورازهم دربرار لحظه ای جدایی تاب نمی آوردیم ای کاش زمانی که باران می بارید قطره های باران دلهای مسدود شده وغبار گرفته مان راجلا می داد وبه وسعت آسمان آبی آن را پاک وروشن می کرد نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16 38 توسط فاطمه مریم دلنوشته از کودکي تا عشق کودکي آرام بودم بي خيال از هرجابودم باخيال راحت ميدويدم بي غم ازدنيابودم رنگ محبوبم قرمزبود صورتي ونارنجي بود بي خيال از هرخيالي بي ترس ازهرترسي مي گذشتم چه شدم امروز ديگرآرام نيستم بي قرار از هرقرارم دردلم آشوب درد است جاي رنگ صورتي رنگ غم رنگ ماتم نشسته اين جوانيست ياعذاب اين سياهيست يا تباهي زندگي زندان شده کودکي ام گم شده عشق سرگردان شده قلب من عاشق شده يک عاشق ديوانه آري عاشق شده نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ ساعت 20 2 توسط فاطمه مریم دلنوشته بوسه باران وقتی ابرهای سیاه پیداشدند وقتی رعدوبرق ها غریدندوآسمان را دگرگون کردند آنگاه نم نم باران شروع به نوازش زمین کرد کجا بودی کجا بودی تابرایت بوسه ای ازبارن بسازم تاگونه های زیبایت رانوازش دهد دوستت دارم عشق جاودان من نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ ساعت 15 33 توسط فاطمه مریم شب سکوت خاطره دوباره تنها شدم دوباره دلم هوای توراکرده است خودکارم را از ابر پرمیکنم وبرایت ازباران می نویسم به یاد شبی می افتم که تورا میان شمع دیدم کاش می توانستم همیشه ازتوبنویسم میترسم روزی نتوانم بنویسم ودفترم خالی بماندوحرف های ناگفته ام هرگزبه دنیا نیایند میترسم نتوانم بنویسم وکسی ادامه سرود قلبم رانشنود میترسم نتوانم بنویسم واخرین نامه ام درسکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود دوباره شب دوباره طبش این دل بی قرارم دوباره سایه حرفهای تو که روی دیوار روبه رو می افتد دوباره شب دوباره تنهایی ودوباره خودکاری که باهمه ابر های عالم پرنمی شود دوباره شب دوباره یاد توکه این دل بی قرار رابیدار نگه داشته است ودوباره من ویک دنیا خاطره نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت 12 0 توسط فاطمه مریم شگفتا از عزیزان چنان دل کندم از دنیا که شکلم تنهاییست ببین مرگ مرا درخود که مرگ من تماشاییست مرا دراوج می خواهی تماشا کن تماشاکن دروغین بودم ازدیروز مراامروزحاشاکن دراین دنیاکه حتی ابرهم نمی گرید به حال من همه از من گریزانند تو هم بگریز از این تنها فقط اسمی به جا مانده ازآن چه بودم وهستم دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده دردستم گره افتاده درکارم به خود کرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم رفیقان یک به یک رفتند مرا با خودرها کردند همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند به سوی اوج ویرانی پول پرواز من بودند نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 17 40 توسط فاطمه مریم حس تنهایی روی برگهای زرد پاییزی کوچه قدم می زدم وباهرقدم اشکی به خاطر گذشته ازدست داده ام فرو می ریختم تنها قلب شکسته ام می دانست چه غمی دارم هرگاه به یاد می اورم که چگونه مرا شکستند آتش درونم برپا می شود ومن برخلاف انچه که درونم است ساکت وآرام به حرکت ادامه می دهم من آن برگ پاییزی بودم که از درخت جدا شد وحتی باغبان هم به من نگاه نکرد من آن پرستوی شکسته بالی بودم که از کوچ پرستو ها عقب ماندم واینک در سرمای زمستان تنهای تنها برای بال شکسته ام آواز می خوانم آوازی که آنرا حتی یکی از انسانها حتی یکی از انهانشنید واگر شنیددرک نکرد وای برمن همه جا شب است نه ستاره ای نه نوری تنها صدایی ازدورمی اید صدایی که آشناست صدایی که مرا می طلبد نه این نیز نوعی سراب است باغبان قصه ها می گفت ازصدای خیال نباید باور کرد بایدبروم انگار دراین کوچه خلوت جزمن کسی دیگری نیز هست جلوترمی روم چشمانش حلقه زده دستهایش ازشدت سرما کبود شده است دسکشی راکه دارم در دستش می کنم پالتو رانیز به او می دهم اری حاش خوب می شود از کنارش می گذرم وبه راهم ادامه می دهم دیگر کوچه ای نمانده اینجا انتهای شهر است وارد بیابان می شوم آنطرف تر درختی است پیش او می روم با تمام غم هایم به او تکیه می زنم گریه ای می کنم صدایی از آن به گوشم می رسد برای اولین بار است که احساس سبکی می کنم خودم را دیدم آرام کنار درخت آرامیده بودم آری من مرده بودم نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 16 24 توسط فاطمه مریم فقط یه نگاه از کوجه ی دل من یه وقتایی گذر کن منتظر نگاتم رد شدی یه نظر کن ازتو به تونوشتم خودت که خوب میدونی واسه درد انتظار خود دوا درمونی شبو روز عمرمو به عشقت می گذرونم شایدبیای تموم شه سختیه این زمونم تنها امیدم تویی بهار بی خزونم می خوام غم فراق وبا بغض ودرد بخونم ای که تویی نگارم بیا طاقت ندارم بیا بزار غروب شه این چشمه انتظارم نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 21 1 توسط فاطمه مریم جسارت چه طوری بهت بگم دوست دارم مگه تو نمی بینی چقدر زارم چرا پانمی زاری بیای جلو می سوزونی دل عاشق منو نگو که خنده های تو خیلی سادست وعادیه بخدا نگاه تو صدای تو یا یه اشارت کافیه میدونی دلم برات چه تنگ شده تو فقط اجازش و بهم بده بزاربارون جسارت بباره بدونی اینجا یکی دوست داره نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20 50 توسط فاطمه مریم جواب چرا چراست نمی دونم چرا همش دنبال یه بهونه ام منتظره یه فرصتی واسه فرار ازخونه ام اون روزی که تورودیدم آرامش ازتنم پرید راستی نگفتی نامه هام به صندوق دلت رسید اگه یادت باشه برات نوشته بودم اسیرم شیش دنگ قلبتو به نامم نزنی من می میرم نوشته بودم که حالا دنیا روبی تونمی خوام تا اخردنیا بری پایتم وباهات میام نامردیه اگه بخوای توی قفس جام بزاری حالا که تو اسارتم بری وتنهام بزاری نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 16 5 توسط فاطمه مریم آوازنگاه می شنوم می شنوم آشناست موسقی چشم تودرگوش من موج نگاه توهماوازناز ریخت چومهتاب درآغوش من موسقی چشم توگویا تراست ازلب پرناله وآوازمن وه که توهم گربتوانی شنید زین نگه نغمه سرارازمن نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11 21 توسط فاطمه مریم می ترسم دنیا به پایان برسدومن درچشم توجایی نداشته باشم می ترسم کلمات نتوانند شوق مرا به تو توصیف کنند می ترسم کبوترانی که به سمت تو پرواز می دهم نارسا باشند شب طولانی شده است وتاچشمان تو هست افتاب جرات بیرون امدن ندارد نگاهم کن تا مثل صبح نورانی شوم سلام من فاطمه هستم اين وبلاگي كه درست كردم شامل دست نوشته هام و كلي چيزاي ديگه اميد وارم خيلي خوشتون بياد نظر يادتون نره پيروز خدافظ خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ پیوندها تک ستاره ای درکهکشان تنهایی قلبی ازحرف های ناگفته تورادوست میدارم باهم ولی بی تو2 باهم ولی بی تو حسی ازکودکی پارمیس کوچولو تنهایی ساحل دلنوشته خیال قدم درتاریکی نگاه بی انتها عشق ممنوع خانه ی گیتار دختردی ماه آوای عشق ققنوس من ترکم کرده تنها2 تنها jigili نجوا blogfa com
|