Meta tags:
description= نگاه کــُــن چه عاشِقانه میخواهَمَت;
Headings (most frequently used words):
دل, نگاه, کــُــن, چه, عاشِقانه, میخواهَمَت, بی, تو, فهمیدم, عذابِ, بریدن, را, ای, یارِ, جفا, کردهء, پیوند, بریده, مشیّت, آویختهء, دردم, آمیختهء, مردم, یه, تصمیمِ, سرنوشت, ساز, باد, در, فکرِ, رهایی, رویِ, آرامش, ندید, جهتِ, نمردنِ, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۸ (21), این (20), نوشتم (19), نوشته (16), شده (16), کردم (16), اینکه (16), فرحناز (15), ولی (15), نیست (15), برایِ (15), ساعت (14), توسط (14), جارالهی (14), ۱۳۹۶ (12), میکنم (12), میدونی (12), منو (12), خوب (12), خودم (11), ۱۳۹۵ (10), بهم (10), اون (9), غلط (9), هست (9), فقط (9), خرداد (8), خیلی (8), برام (8), زندگی (8), برای (8), خودت (8), شدم (8), آدما (8), چرا (8), #فهمیدم (8), تیر (7), فکر (7), بشه (7), بگم (7), بود (7), تویِ (7), بعد (7), کردی (7), میخوام (7), الان (7), همین (7), دارم (6), همه (6), اگه (6), باشه (6), بدی (6), ناراحت (6), بشم (6), خوبی (6), نذار (6), اومدم (6), میکنی (6), باشم (6), شما (6), شهریور (5), بیست (5), آدمِ (5), داری (5), اگر (5), نکنی (5), چقدر (5), داشتم (5), دوست (5), دلم (5), بالا (5), میدونم (5), میشه (5), بهش (5), میترسم (5), توش (5), گفتم (5), دنیا (5), دست (5), هرچی (5), راضی (5), باشی (5), بابا (5), دیگه (5), روُ (5), ببین (5), بهمن (4), اسفند (4), مرداد (4), آذر (4), ۱۳۹۷ (4), باش (4), راهِ (4), انقدر (4), رویِ (4), شنبه (4), منم (4), حتی (4), وقتی (4), گرم (4), رفتم (4), باز (4), شدن (4), همهء (4), خدایا (4), آخه (4), راه (4), وقتا (4), بخوام (4), میشنوی (4), زمین (4), بده (4), خلوت (4), نگاه (4), خوشحال (4), لحظه (4), ۱۳۹۴ (3), فروردین (3), مهر (3), آبان (3), های (3), دوشنبه (3), هفتم (3), براش (3), خیر (3), میدم (3), دور (3), نورِ (3), هوا (3), اینو (3), نگه (3), توی (3), داشته (3), میاد (3), میکنه (3), دوسم (3), ولم (3), نکردی (3), مینویسم (3), پایین (3), کلمه (3), عاطفه (3), بودی (3), مهربون (3), بیشتر (3), دروغ (3), کار (3), خطر (3), داره (3), کاری (3), یعنی (3), دیدم (3), درسته (3), بگیر (3), دمت (3), تنگ (3), کردنِ (3), حالِ (3), یکشنبه (3), شانزدهم (3), نگام (3), بکنی (3), علی (3), جانم (3), باید (3), نمیدونم (3), اینجا (3), خدا (3), منوُ (3), دلش (3), اونموقع (3), حتما (3), شنیدی (3), دادم (3), انگار (3), دوباره (3), پیشت (3), گدایِ (3), حالم (3), فری (2), نزن (2), دختر (2), اردیبهشت (2), نوعی (2), دعاش (2), کارش (2), غلطِ (2), درستِ (2), تهش (2), پیش (2), بیاد (2), حرف (2), توام (2), ولمون (2), داده (2), کرده (2), بودم (2), هوامو (2), هوایِ (2), طوفان (2), هشتم (2), بازم (2), چند (2), جاها (2), زدم (2), اما (2), میخوای (2), امشب (2), میکردم (2), گفتی (2), میخوان (2), خودش (2), صفر (2), بلندم (2), وقتایی (2), دیشب (2), صحبتا (2), اومد (2), واقعی (2), نبودنت (2), آوردی (2), اوناس (2), ندارم (2), قطعا (2), دارن (2), بذار (2), درد (2), کسی (2), یکم (2), بکنم (2), میگم (2), جلویِ (2), سنگ (2), بدون (2), گذاشتی (2), کنه (2), میده (2), اینا (2), روی (2), سعی (2), خواسته (2), نباشی (2), جاهایی (2), میشم (2), بودن (2), یاد (2), عشقت (2), داشت (2), شهید (2), چمران (2), رسیدنِ (2), بودنِ (2), خودِ (2), میدونستم (2), بغلِ (2), قرار (2), شمام (2), اصلا (2), منید (2), سرِ (2), دستموُ (2), اشتباه (2), بدم (2), رنگ (2), فراموش (2), تعریف (2), شنیدم (2), آدم (2), یهو (2), آوردم (2), پناه (2), میشدم (2), ازت (2), اعتماد (2), عجیب (2), شباهت (2), کردن (2), خواستم (2), خواستیم (2), جاش (2), میخوره (2), دستت (2), چهارشنبه (2), بازی (2), گوش (2), زیادی (2), همراه (2), چشم (2), دیدنِ (2), میکنن (2), دلِ (2), آسمون (2), ناراحتی (2), چون (2), بیام (2), باهوش (2), پیشم (2), حواسم (2), میبینی (2), هستی (2), هیچی (2), عالمه (2), زبونم (2), محبتِ (2), بغض (2), خوبه (2), جفا (2), کردهء (2), پیوند (2), بریده (2), آبرو (2), عزت (2), امید (2), کــُــن (2), blogfa, com, مثل, خانوم, شعرهای, پوریا, بیـــ, نآمــــ, بآنو, ثمره, کمالیان, خطش, خیال, خام, نوستالوژی, فروزانــ, پاییزی, پاییـزی, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, اندازهء, تایِ, کودکی, دوستت, یـا, مَـنْ, عَـلیْـهِ, مُـعَـوَّل, مطالب, قدیمی, تجربه, جدیدِ, دوسش, مایل, خوبیِ, لجبازی, مانعِ, آدمی, شدنی, نکنه, دعا, قسم, نورچشمی, هات, مراقبِ, عزیزام, رفتار, باعثِ, شدنشون, نشه, خواهِ, جانا, میدانم, میدانی, بری, خودموُ, فاصلهء, نگم, مثه, باریک, مغزم, مرزِ, انفجار, رسید, داغ, حجمِ, سرپوش, گذاری, کارِ, جهتِ, نمردنِ, هواهایی, سراغم, امیدِ, میفهمم, هنوز, خاطرِ, فَقَد, هَربتُ, اِلیک, باد, فکرِ, رهایی, آرامش, ندید, سلام, دلبر, ذوق, مثلِ, بچگیام, میپره, وقته, گند, معنایِ, وااقعی, مگه, نگفتی, گوشیمو, رسیدم, اسکرین, شات, حدیثت, خودشون, فرار, مکن, پرسیدم, نفرُ, خواست, گفتش, دیدی, یکی, وقت, میفهمِ, میخوانش, بغلم, امیدوار, کننده, ندیدمت, نفهمیدمت, شرمنده, اتفاق, ماجرایی, شاهدش, بینِ, ترس, سوال, کلِ, دنیـــــــــا, دستگاهش, جدا, کسایی, زندگیم, بخشی, بالعکس, سهمی, همیشه, اولین, دعام, حقی, گردنم, خاطر, حقِ, شرمندگی, بدا, ختمِ, عاقبتشون, آخرتشون, غافل, نشن, ولشون, نترسن, دلبـــرم, ریا, حسد, افعالِ, باشیم, ازشُ, جلوشون, ضربه, محکم, نفهمیدن, آلارم, زنگِ, جیزه, چشمت, افتادن, اللهم, فقهنا, الدین, حببنا, المسلمین, اجعل, لنا, لسانَ, الصدق, الاخرین, نگهدارمون, نگهدارِ, هممون, نداریم, شهـــــر, شلوغی, مرا, دستِ, نسپار, جمعه, فردا, چیه, دوتا, چارتا, عقلا, احساسا, خیری, پایینایی, راهم, البته, علمِ, ضعیفم, سنگا, بردار, منطقم, حرفم, جواب, نگرفتم, تصمیمِ, سرنوشت, ساز, نشد, حالا, لابد, شدنِ, بهتر, آرامشی, طوفانِ, ذهنُ, آروم, قراری, قرارِ, بویِ, بهشتتو, بهشتُ, برات, نشستم, دفتر, میتونیم, تاثیر, بذاریم, احوالاتمون, گره, خورده, رحمانه, داریم, ناخواسته, کارُ, چیزی, هوایی, میبره, مباید, اونوقت, ترسناکِ, دادنت, بله, ساده, نمیفهمم, زدنامو, میخندی, میونم, نگفتنی, هایی, نگفتم, نمیگم, میدوی, حاجت, گفتن, بدونی, سخته, بودنُ, گرفتنُ, فهمیدنُ, بودنموُ, مپاشه, بدونِ, تازه, ازش, توقع, مذاقمون, خوش, ارادت, نمیشد, زمینی, سخت, بالِ, پروازش, قراره, حاصل, کمکت, نیاز, عقلم, گذاشتم, بایدُ, نکردم, صورتی, انجامش, کیف, پشیمونم, گله, نمیخوای, بیخیال, بگیری, ببری, پیشِ, آویختهء, دردم, آمیختهء, مردم, ادامه, هرچه, برسد, نیکوست, برایی, بنویسم, دستی, زبونی, اسمتونوُ, نیاره, چشمی, نبینه, هدفی, استفاده, اصن, بوجود, بیان, مفهومه, خواستن, شمایی, ندیده, نشناخته, میبخشی, پدرِ, قلبِ, بچهء, خودتون, بدونید, تاجِ, بزرگیِ, قیامت, فخر, تربیت, کنید, بگیرید, بگید, رفتی, دستتُ, نشونت, خودمم, باهات, میام, تنهایی, نداشته, باشن, میشن, دستاموُ, بگیرین, ببرین, پرواز, بدین, اینِ, نازنک, نارنجیِ, احساسی, ضعف, میره, نگاهتون, دعاکردنتون, لبخندتون, ندیدم, قصد, دورشوُ, کدومشم, سختی, خودمی, مَن, شاید, روز, میرسم, امروز, عصبی, اینهمه, خشم, چجوری, بیرون, شاهد, شدی, خود, نبودم, صدامو, ببرم, مامانم, اشکامو, نشونش, خسته, اگم, جایِ, ببخش, درون, منفجر, زبونمو, گرفتی, ممنونم, پناهم, بمونی, نری, میخواد, میشناسی, منی, جاده, خاکی, پیدام, پیدا, مشیّت, ششم, کمکش, کمکم, دادنِ, حکمت, خودمون, منما, کارمونی, نداریما, نگامون, مشتی, واقعا, جسارت, راهی, بریم, خطا, حرفی, بزنیم, بزرگی, میتونی, کاره, کردیم, ایراد, سرش, درستیه, درستش, جوری, بکّن, برنگرده, ذهنشوُ, ذهنموُ, سیزدهم, ایستادم, لمس, مونده, زیاد, همدل, شنیدن, دیدن, داشتن, اونم, بعدش, ساختم, هاموُ, عشق, مهربونی, بخشش, فراموشی, اَلَک, چیزایی, وجود, دلبری, کردنشون, تکونِ, برگا, رنگاوارنگِ, گلا, رسالتشون, نوازشِ, روحمِ, هامه, قیمتی, یادآوردنی, چیزایِ, کوچیک, کنم, وسطا, دلی, کرد, بدونم, میسازم, شوُ, امتحانم, نشونه, فرستادی, ندیدیم, نفهمیدم, ادایِ, شاگرد, اولا, میاوردم, میبردم, میگفتم, تموم, میفهمیدم, میدادم, چشمِ, مهمه, بخواه, دستم, میرفت, چموشِ, میرن, اونو, قال, میذاره, نباشه, نمیبینی, نمیخوام, تره, هستیا, همونی, رنگاوارنگ, میخواستم, بزنی, دورِ, تند, برسم, تهِ, کنارت, فهمِ, صبح, بلند, زنده, فرصت, میدی, بسازم, زندگیموُِ, خوشگل, دیدنی, هاییم, سیخونک, بزن, پنجشنبه, پنجم, ماهی, زمینم, معلقم, بلدی, برسی, بلد, نستی, هیچ, نمیتونی, تاثیری, نداری, بودت, نبودت, قبلش, ضعیف, خوار, چرای, گدا, اونمِ, داشتنشون, بودنشون, ازدست, دادنشون, همینطوری, بیخِ, خرموُ, گرفته, هنوزاز, یار, نکّندی, کجا, اینطوری, نفس, محتاجِ, ترسو, قدر, نشناس, حسود, نکن, آدمارم, نمیکنم, هرچقدرم, نیستن, گریه, میزنم, شادی, سکوت, قاضی, عادلی, گیرِ, نفسم, میگیره, قلب, بخشنده, ذهنِ, برکت, رسیدن, پاهاموُ, یاری, قدم, نداره, ایناروُ, دادی, خزانهء, غیبت, نیام, سرم, همون, بمیرم, نکردنِ, حالموُ, جانِ, یارِ, نوزدهم, خدایا_شکرت, الی, الابد, سال, جمله, روزموُ, شروع, الهی, خلقِ, روزگار, عذابِ, بریدن, عاشِقانه, میخواهَمَت,
Text of the page (random words):
نگاه کــُــن نگاه کــُــن چه عاشِقانه میخواهَمَت بی تو فهمیدم عذابِ دل بریدن را خدایا_شکرت الی الابد چند سال هست که با این جمله روزموُ شروع میکنم الهی به امید تو نه به امید خلقِ روزگار ️ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 23 13 توسط فرحناز جارالهی ای یارِ جفا کردهء پیوند بریده الان که اینو مینویسم یه یه ماهی میشه که انگار در رویِ زمینم نه آسمون معلقم و خوب نیست اینکه پر باشه ولی پر از هیچی اینکه یه عالمه کار کرده باشی یه عالمه کار بلدی بکنی ولی یهو به این برسی که هیچی بلد نستی هیچ کاری نمیتونی بکنی اینکه تاثیری نداری بودت نبودت الان که دارم اینو مینویسم داشتم قبلش به این فکر میکردم که چرا بعد به زبونم اومد که چرا انقدر ضعیف شدم خوار چرای گدا شدم اونمِ گدایِ محبتِ آدما گدایِ دوست داشتنشون گدایِ بودنشون و میترسم از ازدست دادنشون بعد همینطوری که بغض بیخِ خرموُ گرفته بود از ته دل فقط گفتم یا علی خوبه خوبه که هنوزاز این یار جفا کردهء پیوند بریده دل نکّندی کجا روُ اشتباه رفتم چرا اینطوری شد من که میخوام خوب باشم چرا غلط رفتم چرا انقدر دور شدم ازت که حالم از خودم داره بهم میخوره یه فرحناز ناراحت بی اعتماد به نفس محتاجِ محبتِ آدما ترسو قدر نشناس حسود چی شد که دیگه نگام نکردی من که گفتم ولم نکن ببین الان منوُ ببین الان منوُ بیشتر ببین حالم خوب نیست حالم با خودم خوب نیست حالِ آدمارم خوب نمیکنم آدما هرچقدرم خوب ولی تو که نیستن که وقتی پیشت گریه میکنم بغض میکنم حرف میزنم از خودم میگم از شادی ناراحتی سکوت میکنی میشنوی میشنوی و قاضی عادلی هستی نذار گیرِ زمین بشم نفسم میگیره خدایا خدا جانم آبرو و عزت بهم بده قلب مهربون دست بخشنده ذهنِ پر برکت و تا رسیدن به خودت پاهاموُ یاری کن که جز خیر قدم بر نداره و زبونم که جز خوبی نگه خدایا بهم ایناروُ دادی از خزانهء غیبت بیشتر بهم بده که بی آبرو و عزت از این دنیا نیام پیشت که سرم پایین باشه که نگام نکنی که من همون لحظه بمیرم برایِ نگاه نکردنِ تو حالموُ خوب کن جانِ بابا علی نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ ساعت 23 27 توسط فرحناز جارالهی اومدم دیدم راه رفتم نوشتم ایستادم لمس کردم بو کردم حس کردم بازی کردم نگاه کردم گوش دادم خوشحال کردم ناراحت کردم نوشتم نوشتم نوشتم فهمیدم تا به اینجا راهِ زیادی اومدم راه زیادی مونده یا نه روُ تو میدونی تا به اینجا همراه زیاد داشتم همدل گوش برایِ شنیدن چشم برایِ دیدن دل برایِ دوست داشتن که دمت گرم که بازم هست که برای اونم دمت گرم بعدش باز نوشتم نوشتم نوشتم فهمیدم ساختم لحظه هاموُ رنگ دادم عشق دادم مهربونی بخشش فراموشی اَلَک کردن خوبی و بدی دیدنِ چیزایی که برایِ من به وجود آوردی دلبری کردنشون تکونِ برگا که انگار دارن برام دست میکنن رنگاوارنگِ گلا که رسالتشون نوازشِ چشم وُ روحمِ که خوشحال کردنِ دلِ همراه هامه زمین آسمون و خواستم لحظه قیمتی بشه به یادآوردنی بشه که از چیزایِ کوچیک خوشحال بشم ناراحتی روُ پر میدم وُ فراموش کنم این وسطا یه وقتا دلی روُ ناراحت کرد فقط ولی تو میدونی که اگر میدونستم و بدونم میسازم لحظه شوُ دوباره دوباره دوباره چون من توام باید تو باشم بعد نوشتم نوشتم نوشتم فهمیدم امتحانم کردی نشونه فرستادی دیدم ندیدیم حس کردم فهمیدم نفهمیدم یه جاها ادایِ شاگرد اولا روُ در میاوردم دستموُ میبردم بالا وُ میگفتم من تموم کردم منو ببین یه وقتا میفهمیدم 18 رو 20 کردی برام اونموقع هم که خیلی خوب میدادم دروغ چرا خوشحال میشدم آخه اینکه تویِ چشمِ تو بیام برام مهمه تو منو ببین تو منو بخواه باز نوشتم نوشتم نوشتم فهمیدم سعی کردم خوب باشم میکنم از دستم در میرفت ولی خوبی چموشِ دل به دلِ بدی میده میرن بازی میکنن بدی هم که باهوش اونو قال میذاره میاد پیشم بعد منم که حواسم نباشه دل به دلش میدم بعد تو منو نمیبینی میدونی نمیخوام خوبی باهوش تره وقتی میاد پیشم تو منو میبینی تو هستی بدی هم هست هستیا یعنی من میخوام باشی چون که میدونی من میخوام خوب باشم خوب تر همونی که تو میخوای باز نوشتم نوشتم نوشتم فهمیدم از دنیا به تنگ اومدم از بودنِ توش از رنگاوارنگ دیدنِ آدما خوب و بد به نوعی انگار که میخواستم بزنی رویِ دورِ تند برسم به تهش به تو تهِ من یعنی تو میشنوی میبینی بغلِ تو حتی نه کنارت نوشتم نوشتم نوشتم فهمیدم فهمِ اینکه تو دوسم داری که به خودم بد میکنم ولی صبح بلند میشم زنده ام و بهم فرصت میدی که بسازم زندگیموُِ که خوشگل تر بیام پیشت دیدنی تر من به اینا حواسم هست هست اونموقع هاییم که نیست یه سیخونک بهم بزن نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۸ ساعت 8 57 توسط فرحناز جارالهی عجیب نیست عجیب نیست واقعا این حد از شباهت این حد از شباهت تویِ جسارت تویِ خطر کردن خدایا تو شنیدی من چی گفتم شنیدی چی خواستم که اگه خواستیم راهی بریم خطا تو نذار اگه خواستیم حرفی بزنیم غلط تو نذار تو بزرگی تو میتونی تو همه کاره ای امشب خطر کردیم میدونم یه جاش ایراد داشت یه جاش که یه سرش میخوره به تو اگه آدمِ آدمِ درستیه خودت درستش کن اگر نه یه جوری از دلش بکّن که دیگه برنگرده بهش دل و ذهنشوُ دستت بگیر دل وُ ذهنموُ دستت بگیر کمکش کن کمکم کن این سرِ راه قرار دادنِ بی حکمت نیست نیست ولمون نکنی به حالِ خودمون با همهء منم منما جز تو که همه کارمونی کسی رو نداریما نگامون کن مشتی 20 30 26 شهریور 98 29 مهر نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 23 22 توسط فرحناز جارالهی مشیّت یه وقتایی خودِ آدم قصد میکنه دورشوُ خلوت کنه یه وقتا خودت خلوت میکنی هر کدومشم یه سختی داره ولی اونموقع که خودم میکنم یه خودمی هست اما وقتی تو میکنی تو کردی تو دیگه مَن نیست توش شاید ناراحت بشم چرا خلوت کردی ولی قطعا یه روز میرسم بهش که خلوت میکنی که فقط من باشم وُ خودت گم شدم امروز عصبی شدم نمیدونم اینهمه خشم یهو چجوری زد بیرون حتما شاهد بودی حتما ناراحت شدی حتما شنیدی ولی هم ت میدونی هم خود که من آدم این نبودم که صدامو بالا ببرم برای مامانم یا اینکه بخوام اشکامو نشونش بدم فقط یه کم خسته شدم یه م کم آوردم اگم به جایِ دیگه جز تو پناه آوردم ببخش از درون داشتم منفجر میشدم همین که جلویِ زبونمو گرفتی ازت ممنونم میشه پناهم باشی بمونی نری هر چی که هست هرچی که میخواد بشه من به تو اعتماد دارم تو منو میشناسی این منی که گم شدم زدم جاده خاکی پیدام کن تو پیدا کن نذار تویِ این دنیا بی پناه بشم نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 22 27 توسط فرحناز جارالهی بابا علی جانم باید برایی شمام بنویسم اصلا دستی که از شما نگه زبونی که اسمتونوُ نیاره چشمی که نبینه شما رو دیگه به چه هدفی باید استفاده بشه اصن چرا بوجود بیان بابا جانم اینکه الان بخوام از خودم برایِ شما بگم خیلی خیلی بی مفهومه که شما میدونی منو نمیدونم چی بخوام نمیدونم اصلا خواستن از شمایی که ندیده و نشناخته میبخشی درسته یا نه فقط میدونم شما پدرِ منید قلبِ منید شمام منو اگه بچهء خودتون بدونید تاجِ بزرگیِ به سرِ من که تا قیامت بهش فخر میکنم میشه منو تربیت کنید میشه دستموُ بگیرید بهم بگید تا اینجا رو که اشتباه رفتی دستتُ بده من راهِ درستِ نشونت بدم خودمم باهات میام آخه بابا من میترسم از تنهایی از اینکه دوسم نداشته باشن انقدر آدما برام پر رنگ میشن که خدا رم فراموش میکنم میترسم از خودم بابا دستاموُ بگیرین منوُ تا خدا ببرین بهم پرواز یاد بدین اینِ من نازنک نارنجیِ احساسی دلش برایِ شما ضعف میره برای نگاهتون برای دعاکردنتون برای لبخندتون که ندیدم و تعریف شنیدم که فقط تعریف شنیدم نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 14 15 توسط فرحناز جارالهی به همین بی قرار کردنِ ما به همین ها فقط ادامه بده هرچه از تو برسد به ما نیکوست نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 14 5 توسط فرحناز جارالهی آویختهء دردم آمیختهء مردم بله اومدم که بگم دلم تنگ شده خیلی ساده اومدم بگم که فکر نکنی نمیفهمم که داری نگام میکنی اومدم بگم میدونم غر زدنامو میشنوی همین دیشب میدونم میخندی بهم میونم ولم نکردی نگفتنی هایی که نگفتم و نمیگم هم میدوی حاجت به گفتن نیست فقط میخوام بدونی که دنیا برام سخته مهربون بودن رو دوست دارم با آدما بودنُ یاد گرفتنُ فهمیدنُ همین بودنموُ تو رو ک همین تو اگه نباشی همهء من همهء آدما همه زندگی مپاشه آخه بدونِ عشقت که شدن نیست زندگی زندگی باشه بعد تازه ازش توقع داشت که به مذاقمون خوش هم بیاد همین شهید چمران که میدونی چقدر بهش ارادت دارم بدون عشقت شهید چمران نمیشد برایِ زمین بود ولی زمینی بودن براش سخت بود زمین بالِ پروازش بود برایِ رسیدنِ به تو قراره خب از این بودنِ حاصل چی باشه جز رسیدنِ به تو من برایِ اینکه خودم باشم خودِ واقعی م به کمکت نیاز دارم اینکه یه جاهایی پا روی دلم و عقلم گذاشتم و کاری که بایدُ نکردم در صورتی که میدونستم تو از انجامش کیف میکنی پشیمونم گله ای هم ندارم از تو تو جز خوبی برام نمیخوای ولی الان میخوام که بیخیال راضی ام به هرچی بدی بگیری بکنی راضی ام به اینکه ببری منو پیشِ خودت بغلِ خودت نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 14 2 توسط فرحناز جارالهی نشد که بشه سنگ گذاشتی به تو چه گذاشتی حالا هرچی که بود هرچی که هست دمت گرم من که راضی ام راضی به هرچی تو راضی باشی لابد یه شدنِ بهتر در راهِ یه آرامشی که طوفانِ ذهنُ آروم کنه یه قراری که قرارِ یه هوایِ خوبی که بویِ بهشتتو میده گفتم بهشتُ دلم تنگ شد برات الان نشستم توی دفتر عاطفه اینا و به این فکر میکنم که چقدر میتونیم ما آدما روی هم تاثیر بذاریم چقدر احوالاتمون بهم گره خورده و یه وقتا چه بی رحمانه سعی در بد کردنِ حالِ هم داریم خواسته یا ناخواسته تو نذار من حتی خواسته هم این کارُ بکنم نذار بد بشم بد بخوام این چیزی نیست که تو دوست داشته باشی هوامو داشته باش هوایی که تو توش نباشی بی هوا به جاهایی میبره که مباید اونوقت گم میشم و میدونی که میترسم از گم شدن ترسناکِ از دست دادنت نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۸ ساعت 11 2 توسط فرحناز جارالهی یه تصمیمِ سرنوشت ساز فردا میخوام یه کاری بکنم که میدونی چیه یعنی دو دوتا چارتا کردم دیدم عقلا و احساسا میگم درسته ولی اگر خیری توش نیست با همه بالا پایینایی که کردم جلویِ راهم سنگ بذار البته بدون اینکه ناراحت بشم با علمِ به اینکه میدونی ضعیفم ولی اگر درسته سنگا رو بردار از سر راه دلم منطقم حرفم کلمه به کلمه مو دست بگیر خیلی فکر کردم که بگم به من چه جواب نگرفتم نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 19 50 توسط فرحناز جارالهی در این شهـــــر شلوغی ها مرا در دستِ خودم نسپار نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 3 3 توسط فرحناز جارالهی سلام دلبر برای تو که مینویسم دلم ذوق میکنه و مثلِ بچگیام بالا پایین میپره میدونم که بازم این چند وقته یه جاها گند زدم به معنایِ وااقعی کلمه اما مگه نگفتی منو برایِ خودم میخوای امشب داشتم گوشیمو بالا پایین میکردم رسیدم به یه اسکرین شات از یه حدیثت که گفتی همه تو رو برای خودشون میخوان فقط منم که تو رو برای خودت میخوان از من فرار مکن بعد از عاطفه پرسیدم که چی میشه که یه نفرُ برایِ خودش خواست گفتش دیدی یکی صفر بشه تویِ زندگی اون وقت میفهمِ برایِ خودش میخوانش یا نه فکر کردم بهش حتی وقتی صفر شدم بودی بغلم کردی مهربون گرم امیدوار کننده بلندم کردی قد بلندم کردی حتی اون وقتایی که ندیدمت کج رفتم نفهمیدمت بودی و شرمنده من دیشب که اون اتفاق و اون صحبتا و ماجرایی که پیش اومد برایِ عاطفه و منم شاهدش بودم بینِ صحبتا از ترس سوال شد و من باز فکر کردم میدونی من از کلِ دنیـــــــــا با این دم وُ دستگاهش خیلی واقعی از نبودنت میترسم از جدا شدن بیشتر از اون از گم شدن و نبودنت تویِ زندگی کسایی که آوردی توی زندگیم که زندگی من یه بخشی از زندگی اوناس و بالعکس که اگه بگم سهمی ندارم توش دروغ گفتم پس همیشه و اولین دعام برایِ اوناس که قطعا یه حقی به گردنم دارن به خاطر اون حقِ میخوام که با همهء شرمندگی از اون کار بدا ختمِ به خیر باشه عاقبتشون وُ دنیا و آخرتشون پر باشه از نورِ خودت که غافل نشن از تو که ولشون نکنی که نترسن خدایا دلبـــرم ریا و حسد و دروغ و همه اون افعالِ بدی که تو گفتی دور باشیم ازشُ جلوشون یه سد بذار یه سد ضد ضربه محکم یه سد از نفهمیدن یه آلارم زنگِ خطر یه دست نزن جیزه آخه از چشمت افتادن درد داره درد اللهم فقهنا فی الدین و حببنا فی المسلمین و اجعل لنا لسانَ الصدق فی الاخرین نگهدارمون باش نگهدارِ هممون ما که جز تو کسی رو نداریم نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 2 56 توسط فرحناز جارالهی باد در فکرِ رهایی رویِ آرامش ندید خیلی هوامو داشته باش هوایِ هواهایی که بی هوا میاد سراغم که طوفان میکنه که تویِ این طوفان نورِ تو برام امیدِ که میفهمم هنوز دوسم داری که منو به خاطرِ خودم دوست داری که ولم نکردی فَقَد هَربتُ اِلیک نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 1 40 توسط فرحناز جارالهی جهتِ نمردنِ دل تو اینو میدونی که چقدر خودموُ نگه داشتم چقدر فاصلهء بگم نگم مثه مو باریک بود انقدر توی مغزم پر از داده شده بود داده های غلط که به مرزِ انفجار رسید داغ کرده بودم از حجمِ سرپوش گذاری رویِ یه کارِ غلط که آدمِ غلط نیست کارش غلطِ خیلی فکر کردم به اینکه آدمِ تجربه های جدیدِ برام اینکه تو دوسش داری اینکه مایل به خوبیِ ولی یه نوعی از لجبازی مانعِ که دعاش میکنم که اون آدمی که غلط نیست ولی کارش غلطِ آدمِ درستِ زندگی ش اگر هست شدنی بشه براش دعاش میکنم گم ت نکنه که ته ته تهش براش خیر پیش بیاد دعا میکنم و قسم ت هم میدم به نورچشمی هات که مراقبِ عزیزام باش که راهِ غلط حرف غلط رفتار غلط باعثِ دور شدنشون از نورِ تو نشه هوا خواهِ توام جانا و میدانم که میدانی ولمون نکنی بری نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 1 34 توسط فرحناز جارالهی مطالب قدیمی تر به اندازهء دو تایِ کودکی دوستت دارم یـا مَـنْ عَـلیْـهِ مُـعَـوَّل ـی خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۸ آذر ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۸ تیر ۱۳۹۸ خرداد ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ اسفند ۱۳۹۶ بهمن ۱۳۹۶ دی ۱۳۹۶ آذر ۱۳۹۶ آبان ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ شهریور ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۶ تیر ۱۳۹۶ خرداد ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ فروردین ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ بهمن ۱۳۹۵ دی ۱۳۹۵ آذر ۱۳۹۵ آبان ۱۳۹۵ مهر ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ آرشيو پیوندها دختر پاییزی دختر پاییـزی نوستالوژی فروزانــ خیال خام ثمره کمالیان خطش نزن بیـــ نآمــــ بآنو شعرهای من پوریا ف مثل فری فری خانوم blogfa com
|