Meta tags:
description= ;
author= عطاالله;
Description= یه آدم تنها که دنبال هدف زندگیش می گرده. انقدر تنها که بعضی وقتا مجبور می شه بانوشته هاش خلوت کنه. توی جاده خیال قدم بزنه و موسیقی گوش کنه و بعضی وقتا حرفاشو توی وبلاگش بنویسه. لحظهی دیدار;
Keywords= لحظهی دیدار;
Headings (most frequently used words):
دوستان, لحظه, دیدار, سیاره, ناشناخته, جستجو, عطاالله, یادداشت, ها, بایگانی, امکانات, لوگوی, لینک, های,
Text of the page (most frequently used words):
کره (11), این (9), شما (9), چرخد (6), مادر (6), کنم (6), آبی (4), روی (4), سال (4), است (4), نمی (4), بعد (4), اینجا (4), نگاه (4), شماها (4), 1386 (3), همه (3), آدم (3), بعضی (3), توی (3), شود (3), سیاهی (3), دهد (3), گفتند (3), خانه (3), ساعت (3), شدید (3), توسط (2), پارسی (2), های (2), دوستان (2), آرشیو (2), کنید (2), یادداشت (2), سیاره (2), #ناشناخته (2), تنها (2), وقتا (2), کنه (2), #عطاالله (2), بیشتر (2), خود (2), دارد (2), آنجا (2), زندگی (2), اینکه (2), بار (2), دور (2), چون (2), وقتی (2), فقط (2), بینم (2), پشت (2), تلسکوبم (2), زیر (2), خاک (2), کند (2), سوال (2), شوید (2), جواب (2), نامه (2), menu (2), لحظه (2), دیدار (2), 1397, طراحی, ویرایش, ترجمه, قدرت, گرفته, بلاگ, اسپایکا, styleshout, کشکول, جوانی, مجاهد, رسپنا, باسیدعلی, تافتح, قدس, ومکه, دوست, عزیز, سلام, لینک, لوگوی, بازدید, امروز, دیروز, تاکنون, 124387, امکانات, تابستان, پاییز, زمستان, انتخاب, بایگانی, دنبال, هدف, زندگیش, گرده, انقدر, مجبور, بانوشته, هاش, خلوت, جاده, خیال, قدم, بزنه, موسیقی, گوش, حرفاشو, وبلاگش, بنویسه, جستجو, رنگ, پایان, راهش, نزدیک, سایه, مانندی, جلو, رود, مساحت, بیشتری, فرا, گیرد, محض, رسیدن, خشکی, نقاطی, نورانی, روشن, شدند, البته, جاها, نقاط, گذرد, جای, نور, حرکت, همیشه, ادامه, آخر, راهی, معلوم, نبود, کجاست, برسد, میلیون, کارش, خسته, برقرار, عده, نام, راه, روند, خورند, خوابند, آنها, همدیگر, کشند, خودشان, عمرشان, تمام, چرخیدن, مادرش, داریم, اما, فرق, گوییم, آسمان, تصویر, شبها, توانم, بنشینم, خیلی, کوتاه, شاید, یکی, یادم, آید, پدر, آخرین, سفرش, برایم, آورده, بود, واقعا, اگر, بودم, توانستم, بطالت, تحمل, مراقب, هستم, بینمتان, خورید, خوابید, گاهی, خراب, کشید, میرید, مثل, فصل, معنا, نداریم, دوری, چرخیم, آشنا, شدم, شیشه, کردم, دیدم, متولد, بزرگ, عاشق, کلی, برای, ماشین, دانم, چیزهایی, بهش, گویید, پول, جمع, کردید, رفتید, حالا, صندوق, چوبی, پارچه, فرقی, جهل, بیرون, بیایم, چرا, دنیایتان, وارد, زمان, کمتر, روید, دوباره, پنهان, آیا, تغذیه, خواهش, بدهید, وقت, آزارم, برایتان, فرستم, خواند, جوابش, برگه, بنویسد, همین, کافی, گیرم, نظر, شنبه, ورود, یار, مشخصات, hide, show, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
لحظه ی دیدار سفارش تبلیغ صبا ویژن لحظه ی دیدار show menu hide menu خانه مشخصات پارسی یار ورود سیاره ناشناخته سه شنبه 86 11 23 8 29 ع عطاالله نظر کره آبی رنگ می چرخد و هر چه بیشتر می چرخد به پایان راهش نزدیک تر می شود سیاهی سایه مانندی روی کره جلو می رود و مساحت بیشتری را فرا می گیرد به محض رسیدن سیاهی روی خشکی های کره آبی نقاطی نورانی روشن می شدند البته همه جا نه بیشتر جاها سیاهی که از روی نقاط می گذرد جای خود را به نور می دهد و این حرکت همیشه ادامه دارد می چرخد و می چرخد تا به آخر راهی که معلوم نبود کجاست برسد میلیون ها سال است که می چرخد این کارش است و خسته نمی شود می گفتند که آنجا زندگی برقرار است می گفتند عده ای به نام آدم روی این کره آبی راه می روند و می خورند و می خوابند می گفتند آنها همدیگر را هم می کشند یا اینکه بعضی ها خودشان عمرشان تمام می شود آن هم بعد از 70 80 بار چرخیدن کره دور مادرش ما هم در اینجا مادر داریم اما مادر ما با مادر شما فرق دارد ما به او مادر می گوییم چون به همه ما زندگی می دهد اینجا در خانه ما وقتی به آسمان نگاه می کنم فقط تصویر مادر را می بینم فقط شبها ست که می توانم پشت تلسکوبم بنشینم و به شماها نگاه کنم آن هم خیلی کوتاه است شاید به ساعت شماها یکی دو ساعت یادم می آید پدر در آخرین سفرش به کره شما برایم یک ساعت آورده بود واقعا که من اگر آنجا بودم نمی توانستم بطالت شما را تحمل کنم من اینجا مراقب شما هستم می بینمتان می بینم که می خورید و می خوابید و گاهی خراب می کنید و می کشید و می میرید اینجا مثل کره آبی شما فصل و سال به آن معنا نداریم هر صد دوری که کره شما می چرخد ما هم یک بار دور مادر می چرخیم از وقتی که با کره شما آشنا شدم و به شیشه تلسکوبم نگاه کردم شماها را دیدم که متولد می شدید و بزرگ می شدید و عاشق می شدید و کلی توی این یک سال برای خود خانه و ماشین و نمی دانم یک چیزهایی که بهش می گویید پول جمع می کردید و بعد می رفتید زیر خاک کره حالا در صندوق چوبی یا پارچه فرقی نمی کند که چی من سوال می کنم که از این جهل بیرون بیایم چرا شماها به دنیایتان وارد می شوید و بعد از اینکه به زمان ما کمتر از یک سال این ور و آن ور می روید و بعد دوباره زیر خاک پنهان می شوید آیا کره شما از آدم ها تغذیه می کند من خواهش می کنم که این جواب را به من بدهید چون هر وقت به شما نگاه می کنم این سوال آزارم می دهد من این نامه را برایتان می فرستم هر کس آن را خواند جوابش را در پشت برگه بنویسد همین کافی ست و من جواب نامه را می گیرم جستجو عطاالله یه آدم تنها که دنبال هدف زندگیش می گرده انقدر تنها که بعضی وقتا مجبور می شه بانوشته هاش خلوت کنه توی جاده خیال قدم بزنه و موسیقی گوش کنه و بعضی وقتا حرفاشو توی وبلاگش بنویسه یادداشت ها سیاره ناشناخته همه 61 یادداشت بایگانی انتخاب کنید آرشیو 29 آرشیو 21 زمستان 1386 1 پاییز 1386 5 تابستان 1386 4 امکانات بازدید امروز 12 دیروز 5 تاکنون 124387 لوگوی دوستان لینک های دوستان دوست عزیز سلام باسیدعلی تافتح قدس ومکه رسپنا مجاهد کشکول جوانی 1397 طراحی توسط styleshout ویرایش و ترجمه توسط اسپایکا قدرت گرفته از پارسی بلاگ
|