Meta tags:
description= صدای بارون زیبایی;
Headings (most frequently used words):
در, خدا, کاش, تنها, چشمانشان, بعضى, ها, صدای, بارون, زیبایی, باران, عشق, به, محرم, جون, جمعه, یک, ورق, ترانه, غروب, فرودگاه, انتظار, تو, نیمه, گمشده, حق, نبودت, راه, است, پاییز, تنهایی, زندگی, قاصدک, ماه, کوه, دوست, دارم, ترسم, یادم, باشد, من, آن, را, پنهان, مى, كنند, این, سوی, شهر, منتظرم, با, سکوت, آهو, لبخندشان, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (35), های (31), نوشته (31), شده (29), دارد (29), ۱۳۹۱ (28), لیلی (27), است (27), یعنی (27), ساعت (26), توسط (26), دوست (25), حسين (20), زندگی (19), دارم (19), تنهایی (18), خدا (15), این (14), ولی (12), ۱۳۹۲ (11), نمی (11), جمعه (11), خود (10), روز (10), بود (10), کاش (10), گفت (10), همه (9), اگر (9), ترسم (9), سنگ (9), انتظار (8), سکوت (8), باشد (8), بیست (8), نیمه (8), گنجشک (8), #زیبایی (7), برای (7), نگاه (7), خرداد (7), باران (7), دلم (7), باغ (7), نیست (7), سلام (7), ماه (7), دست (7), مثل (7), همیشه (7), گمشده (7), لحظه (6), بهمن (6), تیر (6), چرا (6), بعد (6), خورشید (6), کردم (6), چشم (6), تنها (6), کوچه (6), گاهی (6), چهارشنبه (6), هست (6), زیرا (6), راه (6), اين (6), خداحافظ (6), آبان (5), پنجشنبه (5), یادم (5), مرا (5), باز (5), هایم (5), آسمان (5), نمي (5), اما (5), چقدر (5), برکه (5), چیست (5), شدن (5), روزگار (4), مهر (4), دانم (4), رفتنت (4), قلب (4), حسرت (4), آبی (4), تمام (4), هیچ (4), حتی (4), کنم (4), سایه (4), قفس (4), شود (4), شعر (4), شنبه (4), واژه (4), اشک (4), نيست (4), خواهد (4), باد (4), وقت (4), چون (4), حرف (4), نداری (4), اصـل (4), آخر (4), طلوع (4), سبز (4), همان (4), اون (4), بــه (4), دختر (3), چیز (3), پروانه (3), صبح (3), ۱۳۹۰ (3), مرداد (3), آذر (3), فقط (3), شاید (3), هرگز (3), کرد (3), پنجره (3), رفتی (3), غربت (3), غروب (3), همین (3), جدا (3), احساس (3), دعا (3), صدا (3), پشت (3), مهربان (3), دیگران (3), خواهم (3), باشند (3), متفاوت (3), چهارم (3), یکشنبه (3), هشتم (3), بیش (3), کردی (3), کسی (3), کوه (3), بلند (3), تنگ (3), نفس (3), سوم (3), پرواز (3), دهم (3), دیگر (3), قاصدک (3), راز (3), خواب (3), برگي (3), گويد (3), برگ (3), آغوش (3), واسه (3), دوم (3), زده (3), روشن (3), بگو (3), غریب (3), تنهاییم (3), تـن (3), خوب (3), اهل (3), سپارم (3), خسته (3), سحر (3), چنان (3), عاشق (3), شدی (3), ورق (3), ترانه (3), نکرد (3), هامان (3), ببین (3), كند (3), امـ (3), مـن (3), آره (3), قشنگیه (3), كنه (3), کــردم (3), تلخ (2), خنده (2), آرشیو (2), شهریور (2), اسفند (2), وبلاگ (2), پست (2), ششم (2), بعضى (2), چشمانشان (2), رسم (2), عادت (2), عبور (2), برد (2), آنکه (2), یاد (2), کنار (2), دانه (2), غمی (2), چشمان (2), باشی (2), جنس (2), ساکت (2), روی (2), آخرین (2), رویایی (2), پاسخ (2), موج (2), طراوت (2), قشنگ (2), شخصی (2), تواند (2), خودم (2), باشم (2), آشتی (2), نکنم (2), گونه (2), بدارم (2), کوچک (2), دوشنبه (2), رنگ (2), زیر (2), گذرد (2), نعمت (2), هایت (2), ندارم (2), غمگینی (2), غصه (2), نهم (2), امشب (2), مهتاب (2), هوای (2), مژده (2), آواز (2), غنچه (2), صلح (2), بیا (2), ريا (2), برو (2), پدر (2), زمان (2), مادر (2), هاست (2), زیباست (2), شکسته (2), دروغی (2), وفا (2), تنهاست (2), هاي (2), باغبان (2), هرچه (2), اينش (2), جامه (2), آسمانش (2), بعضی (2), کنی (2), حرفی (2), هام (2), داری (2), هـر (2), سودا (2), رود (2), سیب (2), آید (2), آرزو (2), کردن (2), سرنوشت (2), روزی (2), ماند (2), سخت (2), يادمي (2), هميشه (2), يادتم (2), خاطر (2), هنوز (2), فرودگاه (2), بعدی (2), گفتم (2), عمر (2), پائیز (2), بوسه (2), میگیرند (2), لمس (2), شور (2), میزنند (2), شاخه (2), درختان (2), سرخ (2), انداخته (2), آرزوی (2), گوشه (2), گناه (2), میکند (2), چـو (2), چـون (2), تـا (2), کتــل (2), کمــر (2), گهی (2), سنـگ (2), صفا (2), زمین (2), جای (2), قشنگی (2), نیا (2), میدانم (2), زمینم (2), اینجا (2), داغ (2), نشسته (2), گاه (2), برگها (2), مگر (2), ديگر (2), مست (2), سمت (2), نهایت (2), ملکوتم (2), جایی (2), توان (2), غیر (2), آیا (2), قلبت (2), داشته (2), اکنون (2), براي (2), زدن (2), بوديم (2), بزرگي (2), بتو (2), پیش (2), آشنا (2), قبیله (2), چند (2), اَست (2), میام (2), بچه (2), شما (2), جواب (2), کنیم (2), نظر (2), جون (2), داره (2), باشه (2), ترس (2), گیر (2), عالم (2), وقتی (2), بندگی (2), سوختن (2), ناب (2), عکس (2), پرده (2), تکه (2), روي (2), كربلا (2), اشك (2), منزل (2), حرم (2), ولي (2), خون (2), بين (2), گوش (2), ديدم (2), امـا (2), کـــه (2), سـال (2), هـاسـت (2), گـفتـــه (2), بگه (2), یهو (2), بده (2), یكی (2), تـــو (2), بـه (2), فـــــکر (2), صدای (2), بارون (2), blogfa, com, سبک, مجنون, دخترک, آویزوووووووووووووووووووون, خاطات, مدرسه, وچیز, قهوه, دخترا, دفتر, خاطرات, عشقم, نیلوفرابی, ooرد, پاoo, درهمه, فراموشم, مکن, کوچولوت, بخواد, نویسم, یادداشت, دختری, بازی, نفری, وخدا, love, sick, معنی, بیوگرافی, امید, قفش, جملات, زیبا, وخواندنی, ارکید, ابی, ستاره, 3star, simbo, پیوندها, موضوعی, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, لبخندشان, سوی, شهر, منتظرم, پنهان, كنند, قلبى, دردى, نحوه, ابراز, فرق, پروانگی, مان, نخواهی, دریا, بغضی, گنجشکی, برمی, داشت, مهربانی, نوازش, خاکستری, دریایی, ترک, برداشت, معصومانه, بارید, فکر, نارنجی, حریم, چشمهایم, اشکی, غمگینت, حرفت, دشتی, رها, دیدن, زیبائی, حیران, سرگردان, چشمانی, ترین, تمنای, گفتی, بین, هایی, رویید, جستجوی, نقره, ماندن, آرزوهایت, لهجه, نیلوفر, شبی, تنهائی, نمناک, بارانی, یازدهم, دهد, خویشتن, دریچه, ننگرم, هستند, میان, زشتی, بزرگ, پانزدهم, بفهمیم, تفاوتها, باور, آدمها, هرچند, نزدیک, دنیاهاشان, ایده, هاشان, ممکن, دنیای, چشمهای, میدیدی, آسمانهامان, دارند, میدانستی, مکان, نمیشوند, بدانی, جاده, پای, آنچه, میسپاری, کفشهای, قدم, میزدی, بهتر, بفهمی, چنین, هستم, زبانم, کودکان, آئینه, قانون, پاسبان, دین, کشیش, دوباره, بلکه, افریدی, گویم, یاریم, شادی, پاک, ازهمه, دگر, ودر, میخواند, سبزه, زاریست, بدرود, شبهای, مهتابی, حالا, بودنت, یارای, وداعم, آنچنان, اینگونه, اغواگری, انصاف, لبخند, تلخی, لبهایم, نشیند, نور, کرده, گذشته, کشم, بودنم, هرجا, خاموشی, فصل, لبریز, شبنم, کودکی, بغل, پیغام, خواهی, بری, گذر, پینه, ساعتهاست, چرخش, عقربه, رویای, ِیکی, کودک, ناز, شیرین, شیرینی, آرام, آرامش, ماجرای, پنجم, امافقط, ستایش, دلهای, تنهایند, تجربه, خداوند, هفدهم, جاودان, اسب, يال, افشان, زردش, ميچمد, خونيست, آميز, داستان, ميوه, سربه, گردونساي, اينک, خفته, تابوت, خاک, زيبا, برويش, لبخندي, رويد, زچشمش, پرتو, گرمي, تابد, بهاري, نوميدان, رهگذران, برويد, بافته, شعله, زرتار, پودش, ورجز, بايد, شولاي, عرياني, سازِ, سرودش, پاکِ, غمناکش, ابر, پوستين, سردِ, نمناکش, گرفته, پاییز, یکم, میگن, علامت, رضاست, میگم, میکنی, اینقدر, رنجیدی, خوای, بزنی, واقعا, گفتن, اعتراضه, موقع, انتظاره, بیشتر, وقتها, اینه, کلمه, تونه, وجودت, توصیف, کنه, همیـــــــن, نـــگــــــاهــــــم, کــــن, فــقــطـ, لحظــه, هـایی, کــه, هسـتی, همــــــه, قــبـــــــول, نــــبودنـت, نـــداشـتنت, نـــخواستنت, نبودت, داشـتـﮧ, بـاشـد, هـرانـسـانـے, حـق, ڪـسے, کـﮧ, خـواهـد, دوسـﭞ, سـے, یـڪـم, دیـگـر, بـﮧ, آטּ, افـزودم, جـاے, یـڪ, خــالـے, یـافـتـم, تـمـام, هـاے, حـقـوق, بـشـر, خـوانـدم, ادامه, صلابت, حجم, عجب, شرم, حیایی, ترش, سازد, جذر, تلاطم, دریاست, نیز, هوایی, تندرواست, وچه, سیاهی, آهوست, سرخی, ازلی, سوالیست, کیست, خندید, داد, داوند, فایده, خدایا, انسان, پرسید, پروردگار, دیگری, فرداهای, روزها, شایدم, گرفتم, غریبی, غمام, مرهمي, لرزيد, غمي, کمي, سينه, زنده, همينو, خاطرت, رویم, کمربند, ببندید, کمر, شعرم, شکستند, کور, کردند, اندیشه, منطق, انجماد, زمستان, میشوند, میکنند, اندام, برکۀ, پنجه, نرم, عاشقانه, برلب, جوان, میکشند, وارغوانیِ, بالهای, رنگینشان, رخِ, میچرخند, بدرون, موجدار, فرو, میبرند, بازیگوش, سرمست, قلقلک, مرغابی, طوقِ, گردن, آینۀ, شانه, گیسوان, طلایشان, رنگین, کشید, اوج, مینشینم, خیره, میشوم, آواره, سرزمین, نگفته, سکون, دیار, آری, موسیقی, نجوا, خاموش, هفتم, جـان, جگــر, سینـه, مــا, صــد, قــافلــه, گــردنــه, جلگـــه, قلــه, شـاخ, مــرغ, شبستـان, خــدا, سنگست, گلستـان, گـره, سبـزه, قــالی, طبلـه, سیتار, تننـا, طــراوت, لبخنـد, کفتــر, مکتب, خـورشـید, پـاکیـزگیهــا, کهســتان, دبستـان, فـرشته, هـــر, خطــه, ایـن, بـــرّ, اقلیــم, جــدا, ابــر, امــواج, نهنگـست, هــر, ربــع, تپـش, ارض, سمـــا, مجتمـع, خلیج, بـط, قـویی, جــان, خـال, نـای, نــوا, بره, کبک, چــون, سینـــه, دوتـــار, کهســـار, صـــدا, زخمـه, تمبــور, روان, سرِ, غلـغلــه, تنـگ, فضــــا, پشیمان, میشوی, سودای, بلبل, میدارد, عقد, زنبور, قدر, مردم, اندازه, دیدم, راحت, فروشندش, بازار, بهار, زرد, ماندم, سار, وبال, نگیرد, چشمه, نخشکد, میرد, نسوزد, مانی, مانده, عطر, شبانه, رفتن, غریبانه, هجدهم, بست, فردا, كوچك, طفل, بنگر, اينجا, مايه, رقت, پسر, حال, دريافت, شاخة, حيات, گُست, بري, اميد, بخاك, نشست, سموم, خزان, نخواهد, رَست, يكشب, آهسته, كنايه, طبيب, پدرش, تازه, رفته, غصة, مسلول, پسرك, محبت, مادري, پسري, ملکوت, گشود, دشت, کوچکش, شدخدا, انداخت, پذیرشم, پرش, برایم, نمانده, نبودم, آمده, بال, کوچکم, رسند, دور, شوی, وانی, همدمی, خاطرش, بپری, چیزی, کنج, آشیانه, فرياد, بزنيم, کسي, فهمد, قلبها, چهره, کافي, نيازي, صحبت, نداشتيم, نگاهش, خواند, کودکي, حرفهايش, دلهامون, بچگي, بزرگيم, دلتنگيم, داشتيم, نوزدهم, همیشگی, همدم, پیدا, نشد, قاصدگی, شبای, خستگی, پایان, قصه, اینروزای, منم, مسافر, دلواپس, غریبه, نخورده, نشدم, وارث, آشنای, آخه, پرستم, ازعشق, شقایق, امـروز, مَـטּ, چندماهـﮧ, ترمے, شوم, چـَشم, هاے, شناسنامـﮧے, مـَرا, عوض, ڪـــَردند, ڪـِﮧ, میدانــَم, مهربانے, دَرد, ڪـﮧ, قـراری, کافیــــــــــــه, همون, بیرون, بمونند, واسشـون, اونـــــــایی, ظاهــــــــرم, قضاوت, کنند, برام, کـــــــــافیند, کسایـــــــــــی, درونم, بینند, مهم, نیســـــت, بیــــــرون, طـــــــور, نظــــــــر, خواستم, بگم, امروز, کسانی, وبم, زدند, ممنونم, دیگه, بیام, نظرات, خواهش, بدید, بای, بینمتون, همچون, گرمم, تکرار, اونو, خونه, قلبمون, دعوت, درِ, زنه, خواد, وارد, زندگیت, بشه, وخیلی, خیلی, وپتانسیل, بـزرگـی, ظیری, یکی, نگرانته, یادت, حقارت, شاکی, هستی, آدم, رسیدی, افسرده, خرد, نیستی, سرو, سامانیم, سامان, غزل, اوست, طوفانیم, آزادگی, محبوبت, بمیر, رضایش, همچو, شیدا, قطره, ساختن, باختن, تبسم, تکیه, جان, پناه, تیمم, نماز, عالمی, نیاز, کوی, آرزوست, بنده, فرمان, ابد, رسوا, التهاب, آویختن, ریختن, دیده, دوختن, فراقش, نخفتن, سجده, بینی, یار, جواباتو, میدم, بروبج, بریم, بقیه, مطلب, ببینیم, خبر, خوش, برگشتم, زیادی, مونم, الان, شانزدهم, فتنه, اگرچه, حجت, جلی, عاشورا, کربلا, رسد, نورش, حضرت, سید, علی, گرچه, غیبت, زین, ستم, آیینه, یازده, کشتند, فزون, مجروح, درون, سینه, حسین, فاطمه, کینه, شيعيان, هواي, نينوا, كاروان, حريم, كعبه, جدش, اشگي, شست, مروه, نهاد, هفتاد, ذبح, عظيم, بيش, اينها, حرمت, كوي, منا, پيش, ديار, نيستي, كافيش, عالمي, قفا, بسيكه, محملها, شتاب, داند, عروسي, عزا, رخت, ديباج, تاراجش, برند, جايي, كفن, بوريا, بردن, دستور, غيب, ورنه, حرمتي, روا, سروران, پروانگان, شمع, رخسارش, قاچ, زين, نهاده, پيماي, عراق, نمايد, عهدي, وفاي, عهد, كوفيان, دشمنانش, امان, دوستانش, وقا, كدامين, مشكل, دوتا, سيرت, علي, كربلاست, يكي, صورت, نما, دشمنان, تشنه, قسمت, عزت, آزادگي, كجا, دشمنش, بندد, بيت, داوري, قومي, حيا, صحنه, اشگ, تماشا, رنگين, سينما, ساز, زخم, پيكان, زخمه, نوا, بيگانه, بادم, خنجر, نگاهي, شمر, كردم, جاي, نفرين, خونين, بيا, بنشين, شهريار, كاندرين, عزايي, محرم, رهایـمــ, نـکـن, امــا, ديگران, همــ, تـكيــه, كــرده, ایــاکَ, نستَعيـن, بـــه, دیـگران, هـمـ, دلـسپــرده, امــ, ایــاک, نــعبد, خطــا, اسـت, دانمـ, نشانی, بدی, دلها, بباری, باریدن, توآن, تند, بیقراری, داشتن, ازت, حمایت, حواسم, بهت, جمع, گوشت, قشنگه, بغلت, عزیز, رسید, ازش, میشی, سعی, ناراحتت, نكنه, بترسه, اینكه, دستت, نگرانت, فــکر, کــردن, عجــب, حالــی, تـــــو, فـــکر, دوبــاره, دوبـــاره, تــو, کـه, بــارون, ببــاره, تــــو, باش, نکنند, بیایی, دوستت,
Text of the page (random words):
وقا با كدامين سر كند مشكل دوتا دارد حسين ع سيرت آل علي ع با سرنوشت كربلاست هر زمان از ما يكي صورت نما دارد حسين ع آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي كند عزت و آزادگي بين تا كجا دارد حسين ع دشمنش هم آب مي بندد به روي اهل بيت داوري بين با چه قومي بي حيا دارد حسين ع بعد از اينش صحنه ها و پرده ها اشگ است و خون دل تماشا كن چه رنگين سينما دارد حسين ع ساز عشق است و به دل هر زخم پيكان زخمه اي گوش كن عالم پر از شور و نوا دارد حسين ع دست آخر كز همه بيگانه شد ديدم هنوز بادم خنجر نگاهي آشنا دارد حسين ع شمر گويد گوش كردم تا چه خواهد از خدا جاي نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين ع اشك خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار كاندرين گوشه عزايي بي ريا دارد حسين ع ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین قلب مجروح درون سینه هامان را ببین یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا باز هم فتنه اگرچه هست حجت ها جلی ترس ما نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10 15 توسط لیلی خدا جون یه خبر خوش من برگشتم ولی برو بج من زیادی نمی مونم الان دارم جواب همه جواباتو میدم بروبج بریم بقیه عکس ها و مطلب ها رو ببینیم عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی هیچ کس تنهاییم را حس نکرد برکه طوفانیم را حس نکرد او که سامان غزل هایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نکرد وقتی خوب نیستی و احساس می کنی تو زندگی خرد شدی به آخر خط رسیدی افسرده ای از دست عالم و آدم شاکی هستی گیر کردی تنهایی و غمگینی گناه ترس حقارت و همه احساس های بد یادت باشه یکی نگرانته به نظر اون تو بی ن ظیری بـزرگـی خیلی زیبایی وپتانسیل داری وخیلی دوست داره اون درِ قلبت رو می زنه و می خواد وارد زندگیت بشه با تکرار این دعا اونو به خونه قلبمون دعوت کنیم خدا جون همچون خورشید گرمم کن نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 45 توسط لیلی جمعه با سلام به همه ی بچه ها خواستم بگم امروز از کسانی که به وبم سر زدند ممنونم من فک نکنم که دیگه وقت کنم بیام وب بچه ها من فقط روز های جمعه میام و نظرات شما رو جواب می دم ولی از شما خواهش می کنیم روز های جمعه نظر بدید بای تا جمعه ی بعدی می بینمتون نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18 31 توسط لیلی یک ورق ترانه مهم نیســـــت که از بیــــــرون چه طـــــــور به نظــــــــر میام کسایـــــــــــی که درونم رو می بینند برام کـــــــــافیند واسه اونـــــــایی که از روی ظاهــــــــرم قضاوت می کنند حرفی ندارم همون بیرون بمونند واسشـون کافیــــــــــــه چند ماه اَست ڪـﮧ می دانم بے قـراری چیست دَرد چیست مهربانے چیست چند ماه اَست ڪـِﮧ میدانــَم آواز چیست راز چیست چـَشم هاے تو شناسنامـﮧے مـَرا عوض ڪـــَردند امـروز مَـטּ چندماهـﮧ هر روز عاشق ترمے شوم یک ورق ترانه در کوچه تنهایی دل در یک ورق ترانه گفتم ازعشق از تنهایی شقایق آخه من از قبیله عاشق پرستم ای نا آشنای کوچه ها غریب این کوچه شدی من وارث کوچه غم تو مثل یه سایه شدی من از قبیله عشق خسته نشدم اون عاشق می نخورده مست شده تو اون غریبه و نا آشنا به کوچه ها منم مسافر شب و دلواپس لحظه هام اینروزای سخت قفس در آرزوی یک نفس پایان این قصه همین نه راه پیش نه راه پس تو این شبای خستگی پیدا نشد حتی قاصدگی سلام من بتو همدم زندگی بتو تنهایی دوست همیشگی نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 15 39 توسط لیلی کاش کوچک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم اکنون که بزرگيم چه دلتنگيم کاش دلهامون به بزرگي بچگي بود کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند کاش براي حرف زدن نيازي به صحبت کردن نداشتيم کاش براي حرف زدن فقط نگاه کافي بود کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود خدا گفت چیزی بگو گنجشک گفت خسته ام خدا گفت از چه گنجشک گفت از تنهایی بی کسی بی همدمی کسی تا به خاطرش بپری بخ وانی او را داشته باشی خدا گفت مگر مرا نداری گنجشک گفت گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند خدا گفت آیا هرگز به ملکوتم آمده ای گنجشک ساکت شد خدا گفت آیا همیشه در قلبت نبودم چنان از غیر پرش کردی که دیگر جایی برایم نمانده چنان که دیگر توان پذیرشم را نداری گنجشک سر به زیر انداخت چشم های کوچکش از دانه های اشک پر شدخدا گفت اما همیشه در ملکوتم جایی برای تو هست بیا گنجشک سر بلند کرد دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود به سمت ملکوت مادري بود و دختر و پسري پسرك از مي محبت مست دختر ار غصة پدر مسلول پدرش تازه رفته بود ز دست يكشب آهسته با كنايه طبيب گفت با مادر اين نخواهد رَست ماه ديگر كه از سموم خزان برگها را بود بخاك نشست ص بري اي باغبان كه برگ اميد خواهد از شاخة حيات گُست پسر اين حال را مگر دريافت بنگر اينجا چه مايه رقت هست صبح فردا دو دست كوچك طفل برگها را به شاخه ها مي بست نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19 49 توسط لیلی غروب سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحر گاه رفتن خداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای داغ دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده ی بی من تو را می سپارم به دل های خسته به شب می سپارم تو را نسوزد به دل می سپارم تو را نمی میرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ وبال من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ نو بهار همیشه نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم خوب میدانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را راحت فروشندش به هیچ در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند من از اهل زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد نیا باران پشیمان میشوی آخر زمین جای قشنگی نیست از سنگ و دل و سنگ و گل و سنگ و صفا پر از غلـغلــه ی سنـگ کمــر تنـگ و فضــــا پر چـون زخمـه ی تمبــور روان سنـگ سرِ سنگ چــون سینـــه ی دوتـــار ز کهســـار صـــدا پر گه سنگ و گهی بره و گه سنگ و گهی کبک از جــان و تـن و خـال و خط و نـای نــوا پر هـر مجتمـع سنگ خلیج بـط و قـویی است هــر ربــع کمــر از تپـش ارض و سمـــا پر تـا ابــر کتــل در کتــل امــواج نهنگـست هـــر خطــه ی ایـن بـــرّ ز اقلیــم جــدا پر از سنگ کهســتان چو دبستـان فـرشته تـا مکتب خـورشـید ز پـاکیـزگیهــا پر در سنگ طــراوت زده لبخنـد چـو کفتــر چـون طبلـه ی سیتار ز تـن تـن تننـا پر سنگست گلستـان گـره سبـزه چـو قــالی از شـاخ و گل و مــرغ شبستـان خــدا پر صــد قــافلــه ی گــردنــه و جلگـــه و قلــه از هی هی جـان و جگــر و سینـه ی مــا پر نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 18 53 توسط لیلی فرودگاه شب هایم خاموش است و پنجره ی تنهاییم رو به آسمان باز است دل غریب من چه با طراوت تنهایی ماه را لمس میکند و حس غربت در شب های تنهاییم موسیقی سکوت را نجوا میکند آری غربت همان حس سکون در دیار قلب های تنها همان نگاه های بی نگاه به اشک های یخ زده و همان حرف های نگفته در قلب های شکسته و من چه بی گناه آواره ی این سرزمین غریب شده ام و دلم در قفس تنهایی در حسرت آسمان است گوشه ای مینشینم و به آسمان خیره میشوم پرواز اوج آرزوی دلم است روزی پر خواهم کشید پائیز رنگین سایه بر برکه انداخته و درختان گیسوان سرخ و طلایشان را در آینۀ برکه به دست باد شانه میزنند مرغابی های طوقِ سبز به گردن انداخته بازیگوش و سرمست از قلقلک باد بر آب برکه میچرخند و سر بدرون آب موجدار فرو میبرند بالهای رنگینشان را به رخِ رنگ های سبز و سرخ وارغوانیِ درختان میکشند شاخه های جوان بوسه های عاشقانه برلب آب میزنند با پنجه های نرم اندام برکۀ پر شور را لمس میکنند با طلوع خورشید بوسه میگیرند و در طلوع مهتاب هم آغوش میشوند تا عمر پائیز به سر آید و برکه در خواب زمستان در انجماد هم آغوش خواب شود از منطق خورشید گفتم اندیشه ام را کور کردند و کمر شعرم را شکستند کمربند ها را ببندید به فرودگاه بعدی می رویم شاید آسمانش آبی باشد نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23 37 توسط لیلی تنها در انتظار تو به خاطرت تو اين قفس من زنده ام همينو بس به خاطر تو اين نفس هنوز کمي تو سينه هست به خاطر تو اين صدا هر لحظه لرزيد با غمي هميشه من به يادتم بگو تو هم به يادمي واسه غمام تو مرهمي هميشه من به يادتم تو هم بگو به يادمي انتظار واژه ی غریبی است واژه ای که روزها یا شایدم ماه هاست که با آن خو گرفتم که چه سخت است انتظار هر صبح طلوع دیگری است بر انتظار فرداهای من خواهم ماند تنها در انتظار تو روزی انسان از پروردگار پرسید خدایا اگر همه چیز در سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چه فایده خ داوند خندید و پاسخ داد شاید من نوشته باشم هرچه آرزو کرد نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ساعت 18 23 توسط لیلی نیمه گمشده نیمه گمشده ام آخر کیست این سوالیست که با خود دارم نیمه گمشده ام یک سیب است سیب سرخی که ز باغ ازلی می آید نیمه گمشده ام یک آهوست وچه چشمان سیاهی دارد چقدر تندرواست مثل این که دل او نیز هوایی دارد نیمه گمشده ام یک دریاست چقدر موج و تلاطم دارد چقدر جذر چقدر مد چقدر آبی روشن دارد نیمه گمشده ام یک رود است از کنار دل من می گذرد و ترش می سازد به هوای دل سودا زده اش نیمه گمشده ام یک کوه است پر صلابت پر حجم و عجب شرم و حیایی دارد ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22 55 توسط لیلی حق تـمـام اصـل هـاے حـقـوق ِ بـشـر را خـوانـدم و جـاے یـڪ اصـل را خــالـے یـافـتـم و اصـل دیـگـر ے را بـﮧ آטּ افـزودم اصـل ِ سـے و یـڪـم هـرانـسـانـے حـق دارد هـر ڪـسے را کـﮧ مے خـواهـد دوسـﭞ داشـتـﮧ بـاشـد نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13 17 توسط لیلی نبودت نـــداشـتنت نـــخواستنت نــــبودنـت همــــــه قــبـــــــول فــقــطـ لحظــه هـایی کــه هسـتی نـــگــــــاهــــــم کــــن همیـــــــن نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13 58 توسط لیلی همیشه میگن سکوت علامت رضاست اما من میگم نه بعضی وقت ها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی بعضی وقت ها سکوت می کنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری گاهی مو قع ها سکوت یه اعتراضه گاهی موقع هام انتظاره اما بیشتر وقتها سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 21 1 توسط لیلی در راه است پاییز آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستين سردِ نمناکش باغ بي برگي روز و شب تنهاست با سکوت پاکِ غمناکش سازِ او باران سرودش باد جامه اش شولاي عرياني ست ورجز اينش جامه اي بايد بافته بس شعله ي زرتار پودش باد گو برويد هرچه در هر جا که خواهد يا نمي خواهد باغبان و رهگذران نيست باغ نوميدان چشم در راه بهاري نيست گر زچشمش پرتو گرمي نمي تابد ور برويش برگ لبخندي نمي رويد باغ بي برگي که مي گويد که زيبا نيست داستان از ميوه هاي سربه گردونساي اينک خفته در تابوت پست خاک مي گويد باغ بي برگي خنده اش خونيست اشک آميز جاودان بر اسب يال افشان زردش ميچمد در آن نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17 47 توسط لیلی تنهایی تنهایی را دوست دارم زیرا دروغی در آن نیست تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم تنهایی را دوست دارم زیرا دلهای شکسته همیشه تنهایند زندگی زیباست امافقط با ستایش خدا نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13 22 توسط لیلی زندگی تمام ماجرای من سه واژه شد برای تو زندگی آرام است مثل آرامش یک خواب بلند زندگی شیرین است مثل شیرینی یک روز قشنگ زندگی رویایی است مثل رویای ِیکی کودک ناز زندگی زیبایی است مثل زیبایی یک غنچه ی باز زندگی تک تک این ساعتهاست زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من زندگی پینه ی دست پدر است زندگی مثل زمان در گذر نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13 5 توسط لیلی قاصدک ای قاصدک ای قاصدک هر جا که می خواهی بری با یک بغل پیغام صلح گاهی بیا ريا گاهی برو من صلح را در شعر خود پرواز دیگر می دهم تا غنچه ای وا می شود پروانه ای پر می دهم هر جا که چشم کودکی لبریز شبنم می شود از آسمان شعر خود یک فصل گل کم می شود هر جا که مر غی در قفس من مژده پرواز ها هرجا که خاموشی به لب من مژده آواز ها نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19 51 توسط لیلی ماه نگاه می کنم به شب نفس می کشم آخرین هوای بودنم را شب از نیمه گذشته و نور مهتاب آسمان را پر کرده است لبخند تلخی بر لبهایم می نشیند آه که چه اغواگری و بی انصاف چرا امشب اینگونه ای چرا امشب آنچنان زیبایی که یارای وداعم نیست دلم تنگ است دلم برای تمام لحظه های بودنت از همین حالا تنگ است بدرود ای تمام شبهای مهتابی و سلام سلام ای سایه ی تنهایی نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 13 19 توسط لیلی کوه پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا ودر آن باغ کسی میخواند که خدا هست دگر غصه چرا نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ ساعت 14 23 توسط لیلی دوست دارم من خدا را ازهمه چیز بیش تر دوست دارم حتی از شادی هایم غصه هایم را پاک می کنم رو به تو می کنم و می گویم تو در غمگینی هایم یاریم کردی تو مرا افریدی پس من نعمت هایت را بیش تر از تو دوست ندارم بلکه تو را از همه بیش تر دوست دارم یعنی حتی از همه ی نعمت هایت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 56 توسط لیلی ترسم من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 3 توسط لیلی کاش کاش گاهی با کفشهای من زندگی را قدم میزدی تا مرا بهتر بفهمی تا بدانی جاده زیر پای من با آنچه تو ره میسپاری متفاوت است کاش میدانستی پنجره های من و تو رو به یک مکان باز نمیشوند آسمانهامان هم رنگ متفاوت دارند کاش دنیای مرا با چشمهای من میدیدی باور کن همه آدمها هرچند به هم نزدیک دنیاهاشان و ایده هاشان ممکن است متفاوت باشد تفاوتها را بفهمیم نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 20 56 توسط لیلی یادم باشد یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 44 توسط لیلی من تنها شبی از پشت یک تنهائی نمناک و بارانی تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی و من تنها برای دیدن زیبائی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 16 18 توسط لیلی در چشمانشان هر قلبى دردى دارد فقط نحوه ابراز آن فرق دارد بعضى ها آن را در چشمانشان پنهان مى كنند این سوی شهر منتظرم با سکوت و آه و بعضى ها در لبخندشان نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15 50 توسط لیلی خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۰ آرشیو موضوعی عشق به خدا پیوندها یک لحظه نگاه simbo 3star ستاره ی صبح ارکید ه ی ابی جملات زیبا وخواندنی پروانه ای در قفش خنده ها بیوگرافی امید حس تنهایی معنی انتظار در عشق love sick دو نفری های من وخدا بازی روزگار یادداشت های دختری از برای تو می نویسم هر چی د...
|