Meta tags:
description= محمد وثوقی;
Headings (most frequently used words):
برای, های, محمد, وثوقی, این, خانه, قشنگ, است, اره, مویی, پازل, ها, تو, از, دریای, فراموشکار, فرصت, شاد, باش, که, دماغت, در, صورتت, قرار, گرفته, قصدی, انجام, آن, نداشت, آواز, عشق, همسایگانم, دخترک, شب, تابستان, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
محمد (20), است (20), های (18), نیست (17), شده (15), خانه (14), ۱۳۸۹ (13), این (13), نوشته (12), بود (12), ساعت (10), توسط (10), اين (8), برگردان (8), آزاد (8), برای (8), دماغت (8), نمی (7), روی (7), ولی (7), کند (6), تیر (5), مرداد (5), همه (5), هیچ (5), شنبه (5), مرا (5), دلتنگ (5), رفته (5), وقتی (5), شهر (4), هاي (4), هاش (4), تازه (4), اند (4), هیجان (4), بعضی (4), آنها (4), قشنگ (4), آبان (3), عشق (3), خاموش (3), رنگ (3), آنجا (3), #تابستان (3), پنجشنبه (3), جدايی (3), فرو (3), ماه (3), آورد (3), باش (3), چرا (3), باز (3), قدم (3), انجام (3), فقط (3), اما (3), هایت (3), جای (3), دیگری (3), اگر (3), فکر (3), صورتت (3), قرار (3), گرفته (3), دخترم (3), ساحل (3), دریای (3), پازل (3), کهن (3), گذرانه (2), ۱۳۹۰ (2), وبلاگ (2), دوستان (2), داده (2), شود (2), افسونگر (2), دوباره (2), گفت (2), هام (2), درياچه (2), آرام (2), سلام (2), چهارشنبه (2), ميان (2), خواهد (2), باغ (2), خيال (2), بلند (2), غروب (2), وقت (2), پرت (2), تولدت (2), مبارک (2), درون (2), پاییز (2), کجا (2), نام (2), دلم (2), کنم (2), برگ (2), شاعری (2), هوا (2), ترازو (2), زنان (2), مانند (2), سال (2), خون (2), دود (2), جنگل (2), رها (2), فرا (2), دخترک (2), بگذار (2), خواب (2), پره (2), توانم (2), گياه (2), كنار (2), پیِ (2), منم (2), گرفت (2), وار (2), كردم (2), سبز (2), باشد (2), وحشی (2), آواز (2), راسل (2), شوند (2), مثل (2), حلقه (2), گیر (2), کنی (2), بازی (2), بیشتر (2), قصدی (2), نداشت (2), برو (2), خدا (2), شکر (2), نچسبیده (2), ایستاده (2), میان (2), سرتاسر (2), کرد (2), انگشتان (2), دارد (2), شاد (2), همیشه (2), بهار (2), همان (2), مادرم (2), فرصت (2), ایم (2), روزنامه (2), زند (2), چین (2), مورچه (2), ادامه (2), چسبیده (2), فراموشکار (2), اره (2), مویی (2), رود (2), زیباست (2), دامن (2), ایران (2), غزل (2), وطن (2), خاک (2), وثوقی (2), blogfa, com, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, ضمن, احترام, نظرات, نظری, نمایش, روزهاي, بوسه, مبهم, نمي, شويم, بخير, سوتِ, حقايق, خواهم, تنگ, آمده, حقارت, دروغ, داد, كشاند, شبي, نكبت, تهي, دستيِ, ماده, گاوانِ, احمق, شبِ, پيش, حراج, بوي, خوش, كودهايي, همانندِ, هاون, ملاطِ, چسبان, قلوه, سنگ, منحرف, پريدة, صورتی, پرسه, زنانِ, كوچه, دور, درازِ, سرگردانِ, خيابان, دوستش, نداشتم, مردي, سمج, وقتِ, زندگي, آغاز, سوت, كارخانه, گويد, رفتن, كارگران, لاموني, لوا, دبورا, آگر, دخترکِ, پايیز, فصل, خرمنش, نهان, سازد, يافتن, نداند, نتواند, خواندن, سرما, پنهان, دارم, رمز, جشن, سالی, گوشت, كره, زده, ققنوس, بلعد, رودخانه, پيشکش, قربانی, کدو, تنبل, درو, محرمانه, نامم, فهميده, پيمود, پدرش, نفس, راه, رفتنی, مادرش, سينه, کودکی, عاشق, شماست, جستجوی, دختری, بودند, رسم, خويشتن, مادر, پدرم, امشب, بارانی, چربد, دُم, بُرَد, تلاقی, منحنی, چنبره, بَرَد, تکانه, مرگ, خاکستران, زرد, پرتقالی, ميراث, زمستان, افتند, ميانه, دايره, دورن, پوسته, ضخيم, عوعوها, نشانه, روان, اولين, سيلاب, دوام, اوجِ, عقربِ, پوست, انبوه, دخترش, خوانند, سهير, حمد, هزينه, كرده, نظاره, شان, دانم, التهابِ, خاموشِ, ريه, وتابم, نگران, چراغ, بچين, رؤيا, برآيند, خرده, ريزهایی, بیهوده, سكه, تابان, بياب, كيفم, بگشا, محتاجِ, آنم, عهده, زندگی, برآمدن, زيرا, اينجا, بخوان, سرودی, اندام, سعادتِ, خوارگی, برم, خطابه, سرزنش, آلودت, پرتو, مضرِّ, قلبم, زمزمه, دهم, وزوز, ژنراتور, عصرها, گذشته, ديريا, روزی, روشن, جاده, جويندگانی, معترض, گهواره, هاشان, ريل, شبانگاه, موشک, مُرَدّف, دخترك, همسايه, توانی, هسته, حول, پايگاه, آميخته, آشنات, كنم, هنوزا, زير, گناه, نبضم, بالا, درخشيد, جرقه, غروبی, سرخوش, برج, فلزی, پنجره, ساليان, توان, سنجش, جريان, نيروگاه, باغچه, خوابم, چنان, نهاده, زدم, همچنان, بريده, ظرف, آبجو, شنا, روغنی, پوشانده, چرکِ, شكسته, بها, ريخته, شيار, شعله, لرزان, سوی, گوزن, ناز, گردند, شكارچيان, گيج, سنگی, پرتاب, سمت, بيشه, زاران, ياد, قمارهای, مرگبارم, شاخه, زيباشان, گويی, كولی, آذين, بستند, هايی, تنها, گاها, گذرم, همسايگانم, كلي, اَگِدون, همسایگانم, یکشنبه, دادنش, جدی, انباشته, گردد, سراسرِ, جهان, نواختنِ, ناقوسِ, طلا, پولاد, برنج, تراش, خورند, تبدیل, آشکارا, زنگِ, حالِ, بزرگ, شدن, فوتَت, کنند, لکنت, افتی, محو, تختخواب, اتاقت, ملافه, صاف, کوبندت, تکان, بده, پاهایت, انگشتانت, بجنب, متراکم, ماندند, اعضایت, کاری, بکند, خواست, دایزی, چشم, چانه, چاق, باریک, عوض, مغزت, وزش, باد, شمال, توق, مجبور, شدی, عطسه, فاجعه, استبدادی, توانست, گوش, ابد, موهات, غلغلک, افتاد, خیلی, زود, مایه, امیدیت, سرت, منبع, وحشت, واقعاً, زور, بوی, پاهات, لذتی, بردی, پایت, افتاده, دماغ, گرانبهایت, دوست, داشتی, جایی, نباید, پرلتسکی, تفکر, مهلت, تنفس, سپاسگزارم, رقصیدم, هفت, خاکسپاری, ناگهانی, همیشگی, بردند, حواسش, بایست, چیزی, گشتیم, اوهامِ, پاییزیش, رفت, سرخیشان, ببینم, بدل, کلامی, زیبا, کنارم, وحشتزده, پرد, چمنزارِ, خیس, دراز, کشم, خندان, پسری, هستم, خاطر, طوفانی, فورست, همر, حال, پدید, آوردن, امواجی, نهایت, اشتباهِ, غفلت, آمیزمان, زیر, آسمان, ساکت, آراممان, درست, سهل, نیندیشیدن, موضوع, اینجا, جنگ, کاغذ, پیچیدند, پیشرویِ, افقِ, تانک, انگشتانی, خانواده, هایی, شناسد, زندگیشان, چنگ, پیش, آنی, الگوهای, جزر, تلاش, کمک, چروک, نقب, زدند, ساس, سیب, زمینی, آتشین, سوراخ, کردن, دادند, تکه, چمن, دسته, شاخ, برگِ, توتِ, سیاهِ, جزیره, تخته, پاره, شناور, امن, محلی, دانه, متحرک, ککی, آثارِ, جانوران, کوچکی, نگه, مشتش, بیابان, مشتی, ماسه, فراموش, گاهی, غرق, شدنِ, خورشید, اقیانوس, کلی, آگدون, معمایی, سود, برخی, صدایش, زنند, پریشانیِ, کسالتباری, نامِ, ازدواج, ظروف, چینی, باورهای, اشتها, آشفته, بازارِ, چسباندن, تندیسی, مطلوبمان, ابلهانه, سطل, چسب, مان, هنوز, ثابت, پراکندند, بطری, خالی, حصیر, زانوانِ, مرتاض, پاهای, آلود, مجنون, کابوسِ, سفالین, چیزهایی, ممکن, دیوانه, سرتاسرِ, کفِ, اتاق, کاشی, خُردشده, کردیم, همانطور, شکسته, حرفی, خطوطِ, ربطِ, بزرگی, زندگیِ, وجود, داشت, آناستژیا, کلارک, عظیم, غریب, تجن, کوه, دماوند, چون, البرز, شکن, چند, سرسبز, دامنه, آلپ, لندن, دلاویزی, شیراز, پاریس, تهران, شبهه, مغزش, روح, هرکس, طعنه, ایرانی, غریبی, فهم, سخن, بهر, خوانم, سعدی, حافظ, دردی, همتاش, دیر, آوارگی, دوشی, بلایی, هرجا, روم, آواره, خسته, سرگشته, حیران, عطری, نافه, آهوی, ختن, پیکر, گلهای, دلاویز, شمیران, موجی, عدن, بحر, خزر, گیلان, لطفی, کلگری, نیس, پکن, مشهد, یزد, سمنان, لرستان, هرگز, انگیزی, کشور, دانش, صنعت, معروف, زیبایی, نهم, اولین, سالگرد, درگذشت, استادم, دکتر, میرخسرو, فرشیدورد, کسی, منزلت, علمی, سالمندان, تنهایی, خدایش, بیامرزاد, منتقل, کار, گیرم,
Text of the page (random words):
محمد وثوقی محمد وثوقی سلام دوستان این وبلاگ به گذرانه ها منتقل شده است ادامه ی کار را آنجا پی می گیرم نوشته شده در پنجشنبه ۲ تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط محمد این خانه قشنگ است نهم دی اولین سالگرد درگذشت استادم دکتر میرخسرو فرشیدورد است کسی که با آن همه منزلت علمی در خانه ی سالمندان و در تنهایی خاموش شد خدایش بیامرزاد غزل معروف و زیبایی است از او این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست آن کشور نو آن وطن دانش و صنعت هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست در دامن بحر خزر و ساحل گیلان موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست در پیکر گلهای دلاویز شمیران عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست آواره ام و خسته و سرگشته و حیران هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست این کوه بلند است ولی نیست دماوند این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست این شهر عظیم است ولی شهر غریب است این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست نوشته شده در چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد اره مویی پازل ها و تو آناستژیا کلارک برگردان آزاد محمد اره مویی پازل ها و تو خطوطِ ربطِ بزرگی در زندگیِ ما وجود داشت ــ وقتی هیچ کس حرفی نمی زد وقتی هیچ کس دم بر نمی آورد همانطور که ما به پازل های شکسته فکر می کردیم ــ کاشی های خُردشده سرتاسرِ کفِ اتاق را فرا گرفته بود چیزهایی که ممکن بود ما را دیوانه کند ــ مجنون وار ــ در این کابوسِ سفالین با زانوانِ مرتاض و پاهای خون آلود ــ بطری های خالی روی حصیر باغ پراکندند و ما هنوز ثابت قدم ایستاده ایم ــ با سطل های چسب و انگشتان به هم چسبیده ی مان ابلهانه به چسباندن تندیسی که مطلوبمان بود در این آشفته بازارِ ــ ظروف چینی و باورهای بی اشتها پریشانیِ کسالتباری به نامِ ازدواج ــ معمایی پر سود ــ که برخی ع ش ق صدایش می زنند نوشته شده در شنبه ۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد از دریای فراموشکار کلی راسل آگدون برگردان آزاد محمد از دریای فراموشکار گاهی غرق شدنِ خورشید را در اقیانوس فراموش می کنم بیابان فقط مشتی ماسه است که به دخترم چسبیده است دخترم در مشتش جانوران کوچکی را نگه می دارد آثارِ مورچه ای ککی دانه ای متحرک در سرتاسر ساحل و آنها را به محلی می آورد که فکر می کند امن است جزیره ای از تخته پاره ای شناور دسته ای از شاخ و برگِ توتِ سیاهِ وحشی تکه ای چمن و مورچه های آتشین سوراخ کردن را ادامه دادند و ساس های سیب زمینی در چین و چروک روزنامه ها نقب زدند دخترم تلاش می کند به آنها کمک کند پیش از آنی که الگوهای جزر و مد به زندگیشان چنگ زند او خانواده هایی را می شناسد که مانند انگشتانی در هم فرو رفته در پیشرویِ افقِ تانک ها در هم پیچیدند اینجا جنگ فقط در کاغذ روزنامه است و چه سهل ست نیندیشیدن به این موضوع که درست همان وقتی که ما زیر آسمان ساکت و آراممان به خواب رفته ایم اشتباهِ غفلت آمیزمان در بازی با کف ها در حال پدید آوردن امواجی بی نهایت است نوشته شده در شنبه ۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد فرصت فورست همر برگردان آزاد محمد فرصت هوا به خاطر او طوفانی ست دوباره من پسری هستم و مادرم خندان روی چمنزارِ خیس دراز می کشم او وحشتزده از جا می پرد و در کنارم به گل های همیشه بهار به کلامی زیبا بدل می شود و من می توانم سرخیشان را ببینم وقتی در اوهامِ پاییزیش فرو می رفت می بایست پیِ چیزی می گشتیم که حواسش را از ما پرت می کرد مادرم را باز به همان ناگهانی همیشگی بردند و من هفت ماه پس از خاکسپاری رقصیدم سپاسگزارم مهلت تنفس تفکر گل های همیشه بهار نوشته شده در شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد شاد باش که دماغت در صورتت قرار گرفته جک پرلتسکی برگردان آزاد محمد شاد باش که دماغت در صورتت قرار گرفته برو خدا را شکر کن که دماغت در صورتت قرار دارد و به جای دیگری نچسبیده است چرا که اگر در جایی بود که نباید این همه دماغت را دوست نمی داشتی فکر کن اگر دماغ گرانبهایت میان انگشتان پایت گیر افتاده بود واقعاً از زور بوی پاهات چه لذتی که نمی بردی دماغت منبع وحشت بود اگر روی سرت سبز شده بود و خیلی زود مایه ی نا امیدیت می شد چرا که تا ابد با موهات به غلغلک می افتاد دماغت می توانست درون گوش تو باشد یک فاجعه ی استبدادی وقتی که مجبور می شدی عطسه کنی مغزت از وزش باد شمال تق و توق می کرد اما در عوض دماغت سرتاسر چه چاق و چه باریک ایستاده میان چشم ها و چانه ات و به هیچ جای دیگری نچسبیده است برو خدا را شکر کن که دماغت جای دیگری نیست نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد قصدی برای انجام آن نداشت دایزی فر ا ید برگردان آزاد محمد قصدی برای انجام آن نداشت آه او دلتنگ بود آه او دلتنگ بود او نمی خواست کاری بکند هیجان ها بعضی متراکم شده ماندند در اعضایت بجنب نه بیشتر از انگشتانت و تکان بده پاهایت را اما نه بیشتر از قدم هایت هیجان ها بعضی صاف می کوبندت روی ملافه هایت روی تختخواب اتاقت و تو رنگ می بازی و آنها محو می شوند تو گیر می کنی و به لکنت می افتی و آنها رفته اند رفته اند رفته اند هیجان ها بعضی مثل حلقه های دود فوتَت می کنند بعضی مثل حلقه های زنگِ در حالِ بزرگ شدن آشکارا تراش می خورند و تبدیل می شوند برنج پولاد طلا تا سراسرِ جهان با نواختنِ ناقوسِ هیجان هایت انباشته گردد آه اما او دلتنگ بود او فقط دلتنگ بود دلتنگ و انجام دادنش را جدی نمی گرفت نوشته شده در یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد آواز عشق برای همسایگانم كلي راسل اَگِدون برگردان آزاد محمد آواز عشق برای همسايگانم گاها كه بی خيال قدم زنان می گذرم از جنگل هايی كه تنها گويی برای شب پره های كولی آذين بستند با شاخه های زيباشان به ياد قمارهای مرگبارم به سمت بيشه زاران وحشی سنگی پرتاب كردم باشد كه شكارچيان گيج باز گردند گوزن ناز منم به سوی درياچه باز كن شيار شعله يی لرزان ـ که چرکِ شكسته بها و ريخته رنگ را روغنی سبز پوشانده ست من آنجا روی ظرف آبجو شنا كردم و همچنان بريده پا در آب پا زدم باغچه ی خوابم چنان نهاده كنار نيروگاه گياه كه ساليان سال توان سنجش جريان غروب از پنجره ام داده ـ غروبی سرخوش ميان برج های فلزی كه جرقه وار می درخشيد نبضم بالا گرفت زير اين ماه کم سو و بی گناه هنوزا آرام و خاموش كه منم بگذار تا آميخته و آشنات كنم با توانی هسته يی حول اين پايگاه ـ دخترك همسايه موشک های مُرَدّف شبانگاه رها گهواره هاشان به روی ريل ها ـ جويندگانی معترض پیِ روزی روشن در جاده ها كه ديريا تا گذشته است عصرها كنار وزوز اين ژنراتور زمزمه سر می دهم من خطابه ی سرزنش آلودت را برای پرتو مضرِّ قلبم از برم به سعادتِ گياه خوارگی بخوان سرودی به اندام زيرا كه من اينجا از عهده ی زندگی برآمدن می توانم چرا که محتاجِ آنم كيفم را بگشا و بياب شب پره ها سكه هاي تازه و تابان خرده ريزهایی بیهوده بگذار خواب و رؤيا به هم برآيند چراغ ها را بچين و التهابِ خاموشِ ريه های پر تب وتابم را نگران باش كه می دانم برای نظاره شان هزينه ها كرده ای نوشته شده در شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد دخترک سهير حمد برگردان آزاد محمد دخترک برگ ها و جدايی پاییز را فرا می خوانند خانه دخترش را رها می کند و پوست انبوه جنگل تا اوجِ عقربِ دود خون دوام می آورد و اولين سيلاب هر سال نو نشانه هاش را روان می کند دايره يی دورن پوسته ی ضخيم عوعوها ميانه ی اين ماه تابستان و زمستان در هم فرو می افتند و خاکستران زرد و پرتقالی به ميراث می مانند تکانه ی مرگ اين همه را می بَرَد چنبره زنان تا دلم و تلاقی منحنی ترازو را دُم می بُرَد ترازو می چربد امشب هوا بارانی ست و مادر و پدرم به رسم خويشتن به جستجوی دختری بودند نه شاعری تولدت مبارک شاعری که عاشق شماست کودکی که اين راه رفتنی را مادرش با سينه هاش و پدرش با نفس هاش پيمود برگ ها و جدايی نامم را فهميده اند محرمانه کدو تنبل ها را درو می کنم به پيشکش قربانی رودخانه گوشت كره زده ی ققنوس را می بلعد جشن سالی نو رمز تازه يی برای دلم من نام تازه يی دارم نام تازه ی مرا از همه پنهان کن که سرما نتواند مرا خواندن که جدايی نداند کجا مرا يافتن پاییز می خواهد که مرا نهان سازد در وقت خرمنش درون فصل هاش تولدت مبارک دخترکِ پرت شده ی پايیز نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد شب های تابستان دبورا آگر برگردان آزاد محمد شب هاي تابستان لاموني لوا كارگران وقت رفتن به خانه ست سوت افسونگر كارخانه مي گويد كه غروب آغاز شده است وقتِ زندگي ست با مردي بلند و سمج كه دوستش نداشتم من سرگردانِ خيابان هام و پرسه زنانِ كوچه باغ هاي دور و درازِ خيال با او او كه خواهد گفت آنجا را ميان قلوه سنگ هاي منحرف و رنگ پريدة صورتی كودهايي ست همانندِ هاون و ملاطِ چسبان بوي خوش آن چهارشنبه شب ها آن شبِ پيش از حراج شبي كه نكبت و تهي دستيِ ماده گاوانِ احمق مرا سلام داد و از شهر به خانه كشاند درياچه آرام و خاموش به تنگ آمده از حقارت دروغ هام پس كي دوباره حقايق را خواهم گفت سوتِ افسونگر عشق من در خانه است شب بخير ما از اين خانه به در نمي شويم و اين روزهاي بوسه های مبهم نوشته شده در سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط محمد ضمن احترام به نظرات همه ی دوستان هیچ نظری نمایش داده نمی شود خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین تیر ۱۳۹۰ دی ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ پیوندها گذرانه ها blogfa com
|