If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: livedexperience.blogfa.com - .

site address: livedexperience.blogfa.com redirected to: livedexperience.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Tuesday 27 October 2026 23:47:57 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:


page from cache: 2 days ago
Meta tags:
description=تجربه زیسته;

Headings (most frequently used words):

در, هوا, تجربه, زیسته, مخمصه, تعریف, استاد, صراحت, گفتار, همراهی, عمل, حضور, پررنگ, پدران, تربیت, فرزندان, کلنجار, با, تن, ورزیدن, آفتاب, رابطه, حال, آب, دوستان, روئیدنی, آغاز, دوباره, پایان, یک, سفر, نوشته, های, پیشین,

Text of the page (most frequently used words):
است (48), این (43), های (22), بود (22), کند (16), حال (16), نوشته (15), همه (15), برای (15), شود (15), ساعت (14), یکی (13), باید (13), کنم (13), شده (12), آخرین (12), ۱۳۹۹ (11), توسط (11), کنی (11), نمی (11), دوستی (11), اما (11), حضور (11), مسافر (10), دست (10), بچه (10), دیگر (10), شاید (10), زندگی (9), وقتی (9), گفت (9), لحظه (9), آنها (9), پیش (9), ادامه (9), اینکه (9), اینجا (9), ورزش (9), بودم (8), کنار (8), کرد (8), بعد (8), کرده (8), دارد (8), باشد (8), خودم (8), قرار (7), گویم (7), هنوز (7), بودیم (7), برایم (7), کردم (7), توان (7), غذا (7), ۱۳۸۹ (6), تیر (6), خانه (6), گوید (6), پایان (6), وجود (6), دوباره (6), پیام (6), راه (6), توانی (6), نفس (6), جدی (6), مرداد (5), بدون (5), pray (5), مرگ (5), آدم (5), همین (5), کنند (5), داشتم (5), حالا (5), دادن (5), اند (5), گرم (5), باران (5), دمی (5), خود (5), هست (5), خودت (5), کردن (5), دارم (5), پدران (5), رستوران (5), استاد (5), سوزان (5), چند (5), حالی (4), امروز (4), درک (4), گذشته (4), میانه (4), چهارشنبه (4), آخر (4), برگه (4), گویی (4), بسته (4), بیرون (4), #دوستان (4), نکرده (4), فرودگاه (4), روی (4), خودش (4), گفتگو (4), چیز (4), عمق (4), همان (4), هستند (4), تنها (4), کار (4), بار (4), اضطراب (4), حتی (4), مثلا (4), آفتابی (4), احساس (4), هوا (4), تجربه (4), دلم (4), تربیت (4), پدری (4), مادر (4), شما (4), بله (4), ذهن (4), علمی (4), ناهار (4), مهر (3), یکشنبه (3), هیچ (3), for (3), سفر (3), خواهد (3), عین (3), بیش (3), آغاز (3), پررنگ (3), نشسته (3), پشت (3), گیرد (3), رفتن (3), دیدار (3), نیمه (3), مریم (3), رفته (3), زده (3), صبح (3), خواب (3), بلیط (3), یعنی (3), پیاده (3), کنیم (3), آفتاب (3), جان (3), اضطرار (3), توجه (3), روئیدنی (3), خانواده (3), همراه (3), دارند (3), مسائل (3), فراموش (3), دفتر (3), فکر (3), دوست (3), ابر (3), هایی (3), گرفته (3), پیدا (3), چیزهایی (3), رود (3), اصلا (3), خوب (3), مطلق (3), ابری (3), نیست (3), نسیم (3), بخشی (3), باور (3), باز (3), پنجشنبه (3), قدم (3), تغییر (3), کلنجار (3), سال (3), البته (3), فرزندان (3), فعال (3), مستقل (3), مربوط (3), آید (3), غذای (3), تاب (3), گروه (3), پروژه (3), معرفی (3), دور (3), یورویی (3), یادم (3), حلال (3), روز (3), اون (3), کرونا (3), داشتیم (3), بهمن (2), بگوییم (2), گلم (2), بهار (2), خیره (2), آغوش (2), گیرم (2), میان (2), هایش (2), وقفه (2), انسانی (2), جامعه (2), زیستن (2), بین (2), چمدان (2), ایرانی (2), دوستانم (2), شوم (2), آلوچه (2), چشم (2), وجودت (2), ترین (2), وکالت (2), امیر (2), امضا (2), زدم (2), راستی (2), چقدر (2), عمیقی (2), درخواست (2), حسی (2), دانشکده (2), بابا (2), دیدن (2), فاطمه (2), سمیه (2), سفری (2), عجیب (2), قرنطینه (2), ایم (2), جدید (2), همسر (2), امین (2), محمدرضا (2), محمدحسن (2), خورده (2), معده (2), مرغ (2), آشفته (2), زیاد (2), ساکها (2), دلهره (2), مراقب (2), هستم (2), بیدار (2), هایم (2), آقای (2), قطار (2), گفتم (2), بنده (2), خدا (2), آدرس (2), رعایت (2), طلوع (2), برم (2), جوانه (2), عمیق (2), موقعیت (2), عجیبی (2), اوقات (2), تازه (2), تامپره (2), اقیانوس (2), همراهی (2), بگیرید (2), حرکت (2), چگونه (2), متعددی (2), روزمره (2), هول (2), خورشید (2), نشان (2), داده (2), همیشه (2), مدرسه (2), سربرآورده (2), دیروز (2), خانم (2), انتظارش (2), کسی (2), خبر (2), سخن (2), چشمهایش (2), شنبه (2), دریاچه (2), شوی (2), طبیعت (2), تنوع (2), بینیم (2), ذهنم (2), روزی (2), بارانی (2), اگر (2), تواند (2), روح (2), حساس (2), فراغت (2), بودن (2), دیگری (2), واسطه (2), دگرگونی (2), کنید (2), رابطه (2), چای (2), ظهر (2), تابستان (2), لذت (2), صدای (2), وضعیت (2), قابل (2), موقع (2), ایران (2), اتاق (2), عکس (2), لازم (2), گام (2), تبدیل (2), روزهایی (2), روم (2), گاه (2), دوم (2), ممکن (2), احساست (2), نسبت (2), خویش (2), شرایط (2), واجب (2), عینی (2), جسم (2), برداری (2), خواهی (2), مثل (2), نقش (2), تنظیم (2), فرد (2), دیده (2), افتادن (2), ورزیدن (2), فرهنگ (2), راحتی (2), خاطر (2), دلیل (2), تاکید (2), نرخ (2), مادران (2), میکند (2), نشستن (2), سهم (2), بازی (2), پارک (2), پدر (2), جالب (2), دوچرخه (2), گاری (2), ساله (2), عصبانی (2), رکاب (2), مادری (2), هواپیما (2), کودک (2), بدهد (2), کودکی (2), طولانی (2), ایمیل (2), رویم (2), صریح (2), آیا (2), دادید (2), حتما (2), دانشگاه (2), آمده (2), خواهم (2), ندادم (2), دهم (2), پروفسور (2), یورو (2), هفته (2), دستش (2), دعوت (2), آورم (2), آنجا (2), دقیقه (2), همدیگر (2), نکنم (2), اولین (2), برخورد (2), حالت (2), مواجهه (2), کمتر (2), بیانش (2), تعریف (2), تلاش (2), مشکلی (2), نداشتم (2), دخترم (2), درباره (2), بدهم (2), مورد (2), چیه (2), زیسته (2), blogfa, com, آبان, آذر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, روزانه, مطالب, قدیمی, پناه, آرام, زمستانی, نخواهد, نگریم, نزدیک, اشکها, آروزهایم, چشمانش, یابم, please, egypt, people, country, راشا, سختِ, سخت, مرد, مصری, گریست, کسانی, آرزویشان, آزادتر, دلشان, مصر, گلدان, باغچه, کاشتم, کنده, شدن, تعلق, نازک, غنیمت, شمار, زیست, ندهد, خاطرات, ابهام, آینده, هروله, بدوبدوهای, بستن, چندبار, یادگاری, هدیه, چینم, تماشایشان, مشغول, اشکهایم, یواشکی, منتشر, سازند, لبریز, اوج, دفترخانه, تماشا, کارهای, بانکی, انتظامی, اداری, مگر, بوده, حقوقی, خسران, تداوم, بازگشت, تاپایم, فرا, جنس, ارجعون, لعلی, اعمل, صالحا, ترکت, مومنون, 100, سبزی, کوکو, فریزر, میگذاری, قطره, مایع, ظرفشویی, صرف, شستن, ظرفها, دیدارها, انجام, دهی, خداحافظی, بنفشه, مامان, تماس, محدثه, آغازها, همراهند, پانوشت, ملاقات, هلسینکی, اساس, راهنمایی, بانو, آقا, فروشگاه, سوپری, خروجی, الویه, خریده, نان, نوشابه, بودند, ساندویچ, هواپیمای, قطری, اذیت, سرد, بارهایمان, غربت, دیوار, بارید, راهرو, صندلی, قرص, شادی, پانکراتین, چمباتمه, قطارسواری, رهایم, بخواب, باش, بیدارم, درهم, برهم, حرف, برامون, بگیره, نخوابیده, گوشی, گرفتم, دادم, انتخاب, تایید, خرید, تشکر, گرفت, مسیر, نقشه, فرستاد, تمام, نقاط, ایستگاه, نکاتی, نیم, بخوابم, روئیدن, رویند, گیرند, انگار, رویش, نیازمند, خاک, مهربانی, همدلی, میابی, شکل, زیارتشان, بانویی, همسرشان, ساکن, دلی, پهنای, عزیز, دانم, اندکی, شغل, عالم, کمک, بگذارم, زمانبندی, قطارها, اتوبوس, انرژی, دلگرمی, هایشان, نهفته, سفرم, فهیمه, بهرامی, باد, فلک, برگ, توانند, حساب, نیاورده, دوران, سالها, جانی, خواستنی, زهرا, مربی, معلمهای, دکتر, خسروی, خودمان, هامان, بعضی, نداری, مرتبه, چهل, پنجاه, سالگی, فایل, چون, اینگونه, انگاری, انتهاست, حاضر, عمر, حفظ, ناگهان, غیب, جایی, گمان, بری, چشمهایت, بگویی, ناگفته, آسمان, بخوانی, پریروزها, انتهای, ابرهایی, دریاهایی, دلت, خواست, ساعتها, بنشینی, دنیای, دریاها, شهری, ویژگی, درخت, سنجاب, دریایی, چمن, قارچ, خزه, بادکنکی, معلوم, جغرافی, نمانده, بشود, شبی, سیل, آسا, بیداری, ربط, داشته, قطعا, تغیرها, تلنگرهای, گذارند, بخوابد, چرت, بزند, ناشی, نظم, عادت, نکردن, بخش, شوریدگی, سالهاست, جذاب, لیوان, سرخ, هوای, کشی, بخارش, نوشید, برد, برگها, ایجاد, تکوین, نباشد, پرندگان, لابلای, درختها, غروب, خوشبختی, کوچک, پنجره, چشمانی, دقایقی, نواهای, خوش, شدم, نوشت, ربع, والشمس, ضحیها, تابد, نیمچه, بخواهیمش, فرابخوانیمش, رسد, ماقبل, تصنیف, سرنوشت, همایون, شجریان, گوش, گوارای, برداشته, عینه, بینی, ناممکن, فراتر, توانت, بالاتر, پرواز, عوض, راستای, قوی, دانستن, سرگرمی, ویژه, دشوار, روزها, جریان, پرنلاطم, ریستن, مان, اینها, گذاشت, معنایی, افراد, دنبال, رسیدن, نهایت, معنای, پاهایت, درد, نفست, شماره, افتاده, دنیادیده, نوع, نگاه, ضروریات, روانی, اثرش, مواد, شیمیایی, بدن, درایران, عبارتش, بادی, سرم, خورد, حالم, پرتکرار, شنیده, واقعا, متفاوت, درگیر, خستگی, داستان, یادآور, عزم, پرقدرت, محک, تقویت, فارغ, پیوند, عناصر, فرهنگی, یکدیگر, خیالم, سرزمینم, امر, تواناتر, مهربان, چیزی, باشند, موضوع, بارها, تکرار, میوه, نگریست, ذوق, توصیه, تکه, ابعاد, دنباله, جابجا, مشغله, مادرها, اجتماعی, شان, عدالتهای, جنسیتی, طلاق, ازدواج, رفتار, قبال, نگاهشان, نحوه, دخالت, حوصله, غذاها, تقسیم, جای, مناسبی, نوشیدنی, میدهد, نشیند, تعارف, خوشحالی, میشوند, کالسکه, پسربچه, فعلا, دلایلی, ندارد, اصرار, آوردن, صورت, همزمان, جلوی, متصل, حمل, حالیکه, گریه, زدن, زند, تنهایی, ردیف, پشتی, بخنداند, دستشویی, ببرد, بیندازد, شاد, سرحال, مواردی, مراودات, تفریح, منظورم, فیزیکی, بلکه, پذیرش, مسئولیت, ارتباط, مدت, مداخله, هاست, جمعه, برسم, فرستاده, خدایا, توکل, چرا, کیست, خیر, فقط, پشتم, خالی, بند, گسلد, دهد, پژوهشگر, مستقلی, پژوهشت, مدیریت, ببری, تخمین, بزنی, جلوتر, پرسم, کمکی, بکنید, روند, گزارشها, خواندید, نظر, منبع, کردید, عقب, نفسی, کشم, سراغ, بقیه, خواسته, بازدید, شرکت, کلاسهای, همی, مجازی, خواندن, کتاب, کشیم, نشینیم, پرسشهایش, دقیق, اولش, خورم, ماه, پرسی, پرسش, منظم, دقیقا, بیان, صحبت, دائم, ضمیر, بکار, خواهیم, پیشخوان, رسیم, کارت, کشد, سفارش, گیج, منگ, وانمودانه, مبنی, دونم, محض, احتیاط, آورده, صندوقدار, یمن, سکه, خرد, دهند, یازده, هزینه, بوفه, پرداخته, افتد, ماهی, یکبار, ارزان, قیمت, همبرگرهای, تاش, گرفتیم, کجاش, آدمها, کنه, اینجوری, اونم, رستورانی, گرونی, ادای, هیات, تصمیم, نیاورم, تمرکز, کاملا, دغدغه, آگاه, پرسد, خوشبختانه, ترکی, کلا, گوگل, منزل, سرخوشانه, افتم, زودتر, محل, رسم, منتظر, ایستاده, زود, رسیدی, نگران, خاص, جوری, خلقیاتش, همکارم, میلی, دعوتم, دورکاری, دیدیم, کردیم, دانشجویی, زنده, اساتیدم, دکتری, امتداد, غیر, فلسفه, تعامل, دلچسب, فضای, یادگیری, گیر, متن, فرصت, غنیمتی, نموده, ماههای, اخیر, فضا, بسیار, دارمش, صراحت, گفتار, عمل, بشر, کشف, ایمیلی, مشترک, تحقیقاتی, بازجویی, کتب, قصه, علاقه, مفهوم, تبارشناسی, سلامت, باشید, استرس, گذشت, نرفتن, نسبی, کارهام, رسیدم, ماجرا, فرستد, بهت, بگم, آزمایش, منفی, واتس, آپم, بینم, دخترش, خیلی, ببخشید, دیدم, امیدواره, نباشه, گفته, بده, کردنی, خوردم, پونه, کوهی, آبجوش, عناب, براش, نویسم, شاالله, بشه, میاد, اول, اسفند, اصفهان, قبل, اعلام, ممنوع, کردع, اجازه, مامانم, بدهند, خلاصه, کاری, گفتگوی, دختر, کلاس, نهم, پیوست, ثانیه, دراز, تردید, ندهم, محرم, نامحرمی, دفعه, چراغی, روشن, دختره, نداره, shakehanding, نشستم, انتظار, واکنش, مختلف, مدارس, فنلاند, تونم, اینو, بخورم, ویروس, ضدعفونی, نخستین, دراین, دوره, رفتم, پیشنهاد, بکنم, پول, یوروی, هزارتومانی, اصفهانی, برنامه, خرج, جلسه, موضوعی, زبان, انگلیسی, سالی, بودمش, داد, معرض, گفتگوهای, المللی, مساله, کنج, زیر, نامه, کلاسها, خاصی, اهل, نیستم, سنم, بالا, توجهی, اطراف, بیشتر, مجموعه, عوامل, مختلفی, باعث, فشار, زیادی, گذراندم, سایه, خیال, راحت, مخمصه,


Text of the page (random words):
ه و در زیر بار پایان نامه ها و کلاسها فراموش نکنم 2 پول ناهار که اصلا انتظارش را هم نداشتم که باید خودم بدهم آن هم 11 یوروی 25 هزارتومانی آن هم برای یک اصفهانی آن هم در سفری که هر یورو با برنامه باید خرج شود 3 مسائل مربوط به کرونا ویروس و رستوران و ضدعفونی دست و این نخستین بار بود که دراین دوره به یک رستوران می رفتم تلاش کردم با پیشنهاد بیرون نشستن و مثلا رعایت هایی بکنم 4 غذای حلال و این چیه و اون چیه و می تونم اینو بخورم یا نه و 5 انتظار واکنش های مختلف در مورد درخواست هایی که از سوزان داشتم در مورد مدارس فنلاند و خلاصه در میانه ناهار کاری و گفتگوی جدی دختر سوزان که کلاس نهم است به ما پیوست و چند ثانیه ای دستش را دراز کرده بود که با من دست بدهد من در همان حال با ذهن آشفته و در حال تردید درباره اینکه باید دست بدهم یا ندهم و مسائل محرم نامحرمی و یک دفعه در ذهنم چراغی روشن شد که بابا این دختره مشکلی که نداره و یک shakehanding با هم داشتیم و نشستم به ادامه ناهار شب که دارم واتس آپم را چک می کنم می بینم دو سه تا پیام از سوزان دارم نوشته که دخترش تب کرده دوباره پیام داده خیلی ببخشید دخترم تب کرده و من دیدم شما با هم دست دادید نوشته امیدواره کرونا نباشه اما گفته حتما باید به من خبر بده اون شب هر چی دم کردنی داشتیم دم کردم و خوردم از پونه کوهی بگیرید تا آبجوش و عناب و چای به و براش می نویسم ان شاالله که خوب بشه یادم میاد که اول اسفند که اصفهان بودیم قبل از اعلام کرونا دست دادن را در خانه ممنوع کردع بودم و حتی اجازه ندادم مامانم با آقای همسر دست بدهند و حالا چند روزی با استرس گذشت و با تلاش برای نرفتن به بیرون و قرنطینه نسبی البته مشکلی نداشتم و به کارهام می رسیدم 6 روز پس از ماجرا استاد پیام می فرستد که راستی یادم رفته بود بهت بگم آزمایش دخترم منفی شد سلامت باشید نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ ساعت 22 0 توسط مسافر تعریف استاد امروز دیروز سوزان یه ایمیلی زده به گروه مشترک تحقیقاتی و تو اون ایمیل بنده را با آب و تاب معرفی کرده یعنی همه چیزهایی که من در موقع بیانش احساس بازجویی داشتم را با آب و تاب برای معرفی ام به گروه تعریف کرده است از اینکه من به کتب قصه کودک علاقه دارم تا اینکه می خواهم مفهوم کودکی را در ایران تبارشناسی کنم و من هنوز این بشر را کشف نکرده ام نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ ساعت 21 10 توسط مسافر صراحت در گفتار همراهی در عمل چهارشنبه پیش استاد همکارم خانم پروفسور سوزان میلی برای ناهار به یک رستوران دعوتم کرد دانشگاه هنوز در حالت دورکاری است و ما باید همدیگر را برای ادامه کار می دیدیم و گفتگو می کردیم در اولین برخورد دوباره حس دانشجویی در من زنده شد و این حس با اینکه گاه در مواجهه با اساتیدم با من هست اما بعد از تز دکتری با این امتداد و عمق کمتر برایم پیش آمده بود غیر از پروژه فلسفه ورزش که تعامل دلچسب و فضای یادگیری جدی نفس گیر و لذت بخشی بود و دو سه متن علمی دیگر فرصت مواجهه جدی و علمی با استاد غنیمتی بود که این چند سال کمتر رخ نموده بود ماههای اخیر این حس و فضا دوباره سربرآورده است و بسیار دوست دارمش اولین برخورد دلهره های خاص خودش را هم دارد اینکه او چه در ذهن دارد چه جوری است خلقیاتش چگونه است و آدرس و غذا را با او چک می کنم گوگل مپ می گوید از منزل تا آنجا پیاده 13 دقیقه پیاده روی است ظهر یک روز آفتابی سرخوشانه راه می افتم و 5 دقیقه زودتر به محل قرار می رسم جالب است که او هم آنجا منتظر ایستاده است از دور همدیگر را می بینیم به من می گوید تو هم مثل من زود رسیدی می گم بله نگران بودم پیدا نکنم به پیشخوان که می رسیم کارت می کشد و رو به من می گوید من برای شما سفارش ندادم من گیج و منگ و البته با حسی وانمودانه مبنی بر اینکه بله بله می دونم آن 50 یورویی را که محض احتیاط با خودم آورده ام به صندوقدار می دهم و به یمن سکه یورویی خرد که پروفسور می دهند یازده یورو هزینه رستوران بوفه ای پرداخته می شود یادم به همه روزهایی می افتد که فکر کرده بودیم ماهی یکبار غذای بیرون آن هم ارزان قیمت هنوز دارم به آن همبرگرهای دو یورویی فکر می کنم که هفته پیش دو تاش را گرفتیم و در دلم از دستش عصبانی ام با خودم می گویم این کجاش دعوت بود آدم از آدمها دعوت می کنه اینجوری اونم رستورانی به این گرونی اما به روی خودم نمی آورم ادای هیات علمی را در می آورم و تصمیم می گیرم نرخ ها را به ذهن نیاورم و روی گفتگو حال تمرکز کنم کاملا از دغدغه حلال و آگاه است و می پرسد و خوشبختانه رستوران به دلیل ترکی بودن کلا حلال است غذا را می کشیم و می نشینیم به گفتگو پرسشهایش صریح و دقیق است آمده ای اینجا چه کنی اولش جا می خورم با خودم می گویم حالا بعد از 3 ماه کار کردن از راه دور تازه می پرسی می خواهی چه کنی اما کم کم با این پرسش ذهن خودم هم منظم تر می شود دقیقا می خواهم چه کار کنم در بیان چه کنم و در میانه صحبت دائم ضمیر ما بکار می برم پروژه ما می خواهیم می گوید چرا هی می گویی ما این ما کیست می گویم من و شما دیگر می گوید خیر من نه فقط تو احساس می کنم پشتم خالی می شود بند دلم می گسلد ادامه می دهد تو پژوهشگر مستقلی خودت باید پژوهشت را مدیریت کنی خودت باید آن را به پیش ببری و خودت باید آن را تخمین بزنی کم کم جلوتر که می رویم من هم صریح می شوم می پرسم شما در پروژه من چه می کنید آیا قرار هست کمکی بکنید آیا همان روند گذشته که گزارشها را می خواندید و نظر می دادید و منبع معرفی می کردید و ادامه دارد تاکید می کند بله حتما اما من در کنار تو هستم حتی عقب تر از تو نفسی به راحتی می کشم و می رویم سراغ بقیه خواسته ها بازدید از مدرسه ها شرکت در کلاسهای دانشگاه و دور همی های مجازی و خواندن کتاب و تا برسم خانه دو سه تا ایمیل گروه و برایم فرستاده دلم گرم می شود خدایا توکل بر تو نوشته شده در جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت 10 43 توسط مسافر حضور پررنگ پدران در تربیت فرزندان یکی از مواردی که اینجا در مراودات روزمره زیاد به چشم می آید حضور فعال پدران در تربیت و تفریح کنار فرزندان و خانواده است منظورم از این حضور تنها حضور فیزیکی نیست بلکه پذیرش مسئولیت مستقل و ارتباط بی واسطه طولانی مدت و بدون مداخله مادران با بچه هاست مثلا پدری که در هواپیما می تواند به تنهایی و مستقل از مادری که در ردیف پشتی هواپیما نشسته دو ساعت دو کودک 10 و 5 ساله را بخنداند با آنها بازی کند آنها را به دستشویی ببرد به آنها غذا بدهد با آنها کودکی کند عکس بیندازد و شاد و سرحال هم باشد یا پدری که در جلوی دوچرخه خود گاری را متصل کرده و دو بچه 6 و 3 ساله را حمل می کند و در حالیکه یکی از بچه ها در حال گریه کردن است پدر عصبانی نیست و در حال رکاب زدن است و مادری که با دوچرخه ای بدون گاری پشت سر آنها رکاب می زند و پیش می آید یا پدری که بچه ای در آغوش دارد و کالسکه ای در دست و در عین حال مراقب پسربچه اش در تاب بازی در پارک هم هست ممکن است بگوییم مادر فعلا به دلایلی در این خانواده حضور ندارد در عین حال اصرار پدر بر حضور فعال در کنار بچه ها و آوردن دو بچه به صورت همزمان به پارک و دست تنها برایم جالب توجه است یا پدری که در فرودگاه می رود برای خودش و مادر و دو بچه غذا می گیرد و بعد در حضور مادر و بدون دخالت او با حوصله غذاها را تقسیم میکند جای نشستن مناسبی برای بچه ها پیدا میکند سهم غذا و نوشیدنی آنها را میدهد و بعد می آید و با مهر در کنار مادر می نشیند و سهم غذای او را هم تعارف می کند و با خوشحالی و مهر با هم هم غذا میشوند با خودم این موضوع را بارها تکرار می کنم که نمی شود تنها به میوه های یک فرهنگ نگریست و ذوق زده شد نمی توان هر چیز را به راحتی توصیه کرد و تکه ای از فرهنگ را بدون توجه به ابعاد و دنباله های دیگر جابجا کرد با خودم می گویم شاید این حضور به خاطر مشغله مادرها باشد شاید به خاطر حضور پررنگ تر اجتماعی شان شاید به دلیل تاکید بر عدالتهای جنسیتی باشد شاید مربوط به نرخ طلاق و ازدواج و در این جامعه باشد شاید به رفتار مادران در قبال پدران و نگاهشان به نحوه تربیت کردن پدران مربوط باشد یا اما هر چه که هست در ته دلم فارغ از این پیوند عناصر فرهنگی به یکدیگر در خیالم دوست دارم پدران سرزمینم در امر تربیت فرزندان خویش تواناتر مهربان تر فعال تر و مستقل تر از چیزی باشند که هستند نوشته شده در چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت 17 5 توسط مسافر کلنجار با تن ورزیدن یکی از چیزهایی که اینجا پرتکرار دیده می شود ورزش است البته ورزش اینجا با ورزش ی که دیده و شنیده بودم واقعا متفاوت است اینجا ورزش جدی است و همه وجود فرد را درگیر می کند کلنجار رفتن با تن به نفس نفس افتادن و ادامه دادن از خستگی از پا افتادن و ادامه دادن گویی داستان زندگی است که هر بار در ورزیدن جدی جسم می توان به خود یادآور شد و عزم خود را برای ادامه دادن پرقدرت زندگی محک زد و تقویت کرد با یکی از دوستان دنیادیده از نوع نگاه به ورزش در اینجا سخن می گفتم و می گفت ورزش در اینجا مثل خواب و غذا از ضروریات زیستن است از نقش آن در تنظیم وضعیت روانی فرد می گفت و اثرش بر تنظیم مواد شیمیایی بدن یکی دیگر از دوستانم درایران سال پیش از نقش ورزش در فراموش کردن غم هایش می گفت عبارتش این بود می روم می دوم بادی به سرم می خورد و حالم خوب می شود همه اینها را می توان گذاشت کنار معنایی که افراد از کلنجار با تن از نفس نفس تن از دنبال کردن روح توسط جسم و از رسیدن به نهایت و عمق توان درک می کنند معنای عجیبی است که جز با تجربه آن درک نمی شود وقتی پاهایت درد گرفته وقتی نفست به شماره افتاده وقتی احساس می کنی حتی یک قدم دیگر نمی توانی برداری اما با همه وجود می خواهی که آن قدم را برداری و و قدم برداشته می شود و تو به عینه می بینی که می توانی ناممکن ها را ممکن کنی می توانی فراتر از توانت حرکت کنی می توانی بالاتر از خودت پرواز کنی احساست نسبت به زندگی تغییر می کند احساست نسبت به خودت عوض می شود و این تغییر در راستای قوی تر دیدن خویش و قابل تغییر دانستن شرایط است شاید همین حس است که ورزش را از یک سرگرمی در اوقات فراغت به واجب عینی تبدیل می کند واجب عینی به ویژه برای ما ایرانی ها با شرایط دشوار این روزها و جریان پرنلاطم زندگی و ریستن مان لازم است خود را باور کنیم لازم است باور کنیم در همان نفس های آخر باز هم نیمچه توانی هست که اگر با همه وجود بخواهیمش و فرابخوانیمش از راه می رسد و گام آخر را به گام ماقبل آخر تبدیل خواهد کرد روزهایی که راه می روم و گاه می دوم تصنیف سرنوشت همایون شجریان را گوش می کنم گوارای وجود نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۹ ساعت 22 14 توسط مسافر آفتاب و آفتابی که بی وقفه می تابد والشمس و ضحیها پی نوشت عکس ساعت 8 و ربع شب نوشته شده در سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت 17 20 توسط مسافر رابطه حال و هوا و آب و هوا سالهاست که رابطه آب و هوا و حال و هوا برایم جذاب است مثلا یک لیوان چای با گل سرخ را که در هوای ابری و نم نم باران سر می کشی و با بخارش گرم می شوی نمی توان در ظهر گرم تابستان نوشید و لذت برد یا دگرگونی حالی که صدای خش خش برگها در نسیم در آدم ایجاد می کند شاید با هیچ وضعیت دیگری قابل تکوین نباشد یا صدای پرندگان در لابلای درختها موقع طلوع و غروب خورشید این یکی یکی از خوشبختی های کوچک من در بهار و تابستان ایران بود وقتی پنجره اتاق خواب باز بود و صبح ها با چشمانی نیمه بسته نیمه باز دقایقی با این نواهای خوش همراه می شدم اینجا در تامپره طبیعت بیش از همیشه در زندگی حضور دارد شاید بخشی از این حضور ناشی از جدید بودن نظم آن برای من و عادت نکردن به آن باشد اما بخش دیگری از آن هم به واسطه شوریدگی و دگرگونی خودش است باور کنید هیچ روزی آفتابی مطلق یا ابری مطلق یا بارانی مطلق نیست از صبح تا شب اگر بشود گفت شبی وجود دارد هر لحظه در حالی است دمی در باران دمی در آفتاب دمی در نسیم دمی در نم نم باران و دمی دیگر در بارانی سیل آسا و این همه می تواند روح را حساس کند گویی به لحظه ها حساس تر شده ام ساعت را نمی گویم حال لحظه را می گویم حال این لحظه آفتابی است حال لحظه بعد ابری حال این لحظه نسیم است و حال لحظه بعد باران احساس می کنم حس هایم بیدار شده اند شاید بخشی از این بیداری به فراغت ربط داشته باشد اما قطعا این تغیرها تلنگرهای متعددی هستند که نمی گذارند این حس بخوابد چرت بزند چشمهایش گرم شود ویژگی دیگر طبیعت اینجا تنوع است تنوع چیزهایی که می بینیم از دریاچه و اقیانوس و درخت تا سنجاب و مرغ دریایی و گل از رود و چمن و قارچ و خزه تا ابر باران زا و ابر بادکنکی و معلوم است جغرافی اصلا خوب در ذهنم نمانده پریروزها رفته بودیم دریاچه و در انتهای آن ابرهایی بود و دریاهایی که دلت می خواست ساعتها بنشینی و به آنها خیره شوی و به دنیای پس آنها سفر کنی پشت دریاها شهری است نوشته شده در سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت 11 0 توسط مسافر دوستان روئیدنی بعضی دوستی ها روئیدنی است یعنی انتظارش را نداری و یک مرتبه مثلا در میانه چهل پنجاه سالگی در حالی که فایل دوستی ها را بسته ای چون اینگونه می انگاری که برگه های دفتر دوستی دیگر رو به انتهاست و باید همین دوستی های حاضر را تا پایان عمر حفظ کنی ناگهان از راه غیب از جایی که گمان نمی بری کسی پیدا می شود که از دل خبر دارد کسی که می توانی با چشمهایت با او سخن بگویی و ناگفته ها را از آسمان چشمهایش بخوانی بعد از فهیمه بهرامی که دوستی جان تر از جان است دیگر دفتر دوستی را بسته بودم و فکر می کردم خدا یکی و دوست هم یکی اما ابر و باد و مه و خورشید و فلک با همه توان به من نشان داده اند که همیشه برگ هایی از این دفتر را در دست دارند و می توانند رو کنند که من به حساب نیاورده ام از دوستی های دوران مدرسه گرفته که در این سالها جانی دوباره گرفته اند و عمیق و خواستنی سربرآورده اند تا سمیه و زهرا و تا مربی ها و معلمهای امروز و دیروز محمدحسن از خانم دکتر خسروی تا تا حتی فاطمه خودمان که دل هامان عجیب به هم راه دارد یکی از تازه ترین این دوستان روئیدنی خانواده ای هستند که هنوز زیارتشان نکرده ام مریم بانویی به همراه همسرشان که ساکن تامپره اند و دلی به پهنای اقیانوس دارند و دو بچه من از این دو عزیز تنها همین ها را می دانم و اندکی هم از شغل و کار و بار و یک عالم همراهی و کمک از اینکه در چمدان چه چیز باید بگذارم بگیرید تا اینکه زمانبندی حرکت قطارها و اتوبوس ها چگونه است پیام های متعددی هستند که دارند مسائل روزمره ما را حل می کنند و چقدر انرژی و دلگرمی در پیام هایشان نهفته است همه هول و اضطراب پیش از سفرم را با پیام های گرم مریم فراموش می کردم در این میان یکی از موقعیت های عجیبی که دوستی ها می رویند و جان می گیرند اوقات اضطرار است انگار که رویش دوستی ها نیازمند خاک اضطرار است و تو در موقعیت اضطرار عمق مهربانی ها و توجه ها و همدلی ها را در میابی و جوانه دوستی در همان عمق شکل می گیرد نیمه شب بود فرودگاه هلسینکی بودیم بر اساس راهنمایی های همسر مریم بانو آقا امین رفته بودیم از فروشگاه سوپری کنار خروجی فرودگاه الویه خریده بودیم با نان و نوشابه و محمدرضا و محمدحسن خورده بودند معده ام از ساندویچ مرغ هواپیمای قطری هنوز آشفته بود اذیت بودم فرودگاه سرد بود بارهایمان زیاد بود غربت از در و دیوار می بارید و شب نمی شد کنار راهرو روی صندلی ها نشسته بودیم قرص معده ای که شادی برایم نوشته بود را خورده بودم با یک پانکراتین و چمباتمه زده بودم کنار ساکها دلهره قطارسواری صبح رهایم نمی کرد محمدرضا گفت من مراقب ساکها هستم تو بخواب بعد تو بیدار باش از خواب که بیدارم کرد حس هایم درهم برهم بود گفت تا همین حالا داشتم با آقای امین حرف می زدم و قرار شد برامون بلیط قطار را خودش بگیره گفتم یعنی نخوابیده هنوز بنده خدا گفت نه گوشی را گرفتم و گفتگو را ادامه دادم او بلیط را انتخاب می کرد من تایید می کردم او بلیط را می خرید من تشکر می کردم او آدرس خانه را از من می گرفت و مسیر پیاده را برایم در نقشه می فرستاد و تمام نقاط ایستگاه قطار همه نکاتی که باید رعایت کنیم همه چیز همه چیز ساعت 4 و نیم بود و آفتاب طلوع کرده بود گفت من برم بخوابم و من حس می کردم جوانه های یک دوستی عمیق دیگر در حال روئیدن است پانوشت هنوز در قرنطینه ایم و این دوستان جدید را ملاقات نکرده ایم نوشته شده در یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹ ساعت 23 34 توسط مسافر آغاز دوباره قرار است دوباره سفری آغاز شود و عجیب اینکه همه آغازها با پایان و مرگ همراهند از وقتی آخرین بسته سبزی کوکو را از فریزر بیرون میگذاری از وقتی آخرین قطره های مایع ظرفشویی را صرف شستن ظرفها می کنی از وقتی آخرین دیدارها را انجام می دهی آخرین خداحافظی ها را می کنی آخرین رفتن به دانشکده آخرین رفتن به خانه بنفشه آخرین دیدار با بابا و مامان آخرین دیدن فاطمه و امیر و بچه ها آخرین تماس با سمیه آخرین دیدار با محدثه مرگ کم کم در وجودت خانه می کند این آخرین ها مرگ را و پایان را در وجودت منتشر می سازند و بیش از آغاز تو را لبریز از پایان می کنند حس مرگ پررنگ ترین حس چهارشنبه آخر پیش از سفر است برای من اوج این حس را در دفترخانه داشتم وقتی برگه های وکالت به امیر را یکی یکی امضا می زدم و گویی زندگی ام را به تماشا نشسته بودم در برگه های وکالت کارهای بانکی انتظامی اداری راستی این زندگی مگر چقدر بوده که حالا برای ادامه دادن حقوقی اش باید 17 برگه پشت و رو را امضا کنم و حس عمیقی از خسران و درخواست عمیقی برای تداوم و بازگشت سر تاپایم را فرا می گیرد حسی از جنس رب ارجعون لعلی اعمل صالحا ترکت مومنون 99 و 100 حس مرگ حس کنده شدن تعلق ها و درک آخرین ها آدم را نازک دل می کند آدم را دم غنیمت شمار می کند آدم می خواهد با همه وجود لحظه ها را یک به یک درک کند و در آنها زیست کند می خواهد برای زیستن لحظه ای را هم از دست ندهد و در عین حال بین خاطرات گذشته و ابهام آینده هروله می کند همین است که در ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 20 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  blogfa.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Sun, 25 Oct 2026 18:01:20 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/livedexperience.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=OAcAtg8CduiISzup%2BfTa109KHsgG1nqgYPF7paYlVa%2Fz8Go%2FyxMlEex3n%2FfXyUY2yIBVViMWYm4u1zjNk2fFSB6spKqtxSdWjnpndGuqH8%2FFO%2BCJkGcSd4DfGQc0xucyk%2FLgnOctzyZ0MWcZlQ%3D%3D ]
CF-RAY a503203a9e579e25-LHR
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Sun, 25 Oct 2026 18:01:20 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=iAn0dhMucNTljWpP1M8dE%2BbOFWunKlqdggn0xl2JsHQtcEpiMIFoyKv2uwzuDzGCT86piiN5ULbIT7EeZUHf6TjM%2FJ73VNU8tqWG6QgD2c38j4sO%2Fknhs%2FasXBDeKXQDcX5jOThrYNaC3JN4uw%3D%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a503203e09c900a2-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="تجربه زیسته"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="تجربه زیسته"
property="og:site_name" content="تجربه زیسته"
property="og:description" content="تجربه زیسته"

Load Info

page size40324
load time (s)1.278482
redirect count1
speed download9028
server IP 188.114.96.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"