Meta tags:
description= عشق برتر;
Headings (most frequently used words):
عشق, برتر, هفت, سين, زنانه, تنها, راه, رسیدن, اسم, دوست, حرف, دلتو, بزن, معلم, ودانش, اموز, حتمـــــــــــــــــا, تــــــــا, آخرش, را, بــــــــخـــــــــونــــــــیـــــــــــد, بوسه, مرا, بغل, کن, مناظره, بين, شاگرد, استاد, زندگی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
کرد (45), بود (31), دختر (31), اون (27), شده (25), بوسه (20), های (19), برای (19), نمی (19), موسیقی (16), نگاه (15), ولی (14), دارم (13), روی (13), همه (13), ۱۳۹۱ (12), نوشته (12), داشت (12), مهم (11), ساعت (11), فقط (11), مثل (11), توسط (10), amir (10), داد (10), توی (10), کنه (10), علی (10), سين (10), است (9), گفتم (9), یعنی (9), لحظه (9), دیگه (9), گریه (9), این (8), گفتا (8), شاد (8), حرف (8), گفت (8), عشق (8), سعی (8), داره (8), صدای (8), مریم (8), روزی (7), دوباره (7), خودش (7), همون (7), یادته (7), ۱۳۹۲ (6), دوست (6), خون (6), کشید (6), آيد (6), دست (6), شوهرش (6), احساس (6), رنگ (6), آروم (6), دلش (6), تموم (6), ترین (6), همیشه (6), براش (6), میز (6), چشمای (6), بلند (6), نبود (6), قشنگ (6), باز (6), نامه (6), نیست (5), جمعه (5), زندگی (5), همسرش (5), اشک (5), چقدر (5), قلب (5), لذت (5), بعد (5), اونو (5), پشت (5), بسته (5), پسر (5), ماه (5), خالی (5), پیانو (5), واسه (5), معلم (5), اونوقت (5), پدر (5), حالا (5), یادمه (5), کنم (5), کاش (5), دیدی (5), لباس (5), خوش (4), اینه (4), خود (4), اما (4), چون (4), وقت (4), بار (4), بغل (4), وقتی (4), صورتش (4), همین (4), شدن (4), تنها (4), دید (4), انگشتاش (4), زیر (4), یاد (4), بست (4), خندید (4), نداشت (4), هیچ (4), بدون (4), بزنه (4), دکمه (4), چشماشو (4), چشاشو (4), باشه (4), آخرش (4), بابام (4), اتاق (4), دخترک (4), خیلی (4), داماد (4), چشمام (4), دوستت (3), توஜミ (3), شهریور (3), آبان (3), وبلاگ (3), خانه (3), قسمت (3), سلام (3), عشقی (3), سوم (3), باید (3), آخر (3), شما (3), نمره (3), هفت (3), زمن (3), ششم (3), شهر (3), مرا (3), راه (3), رسیده (3), خواست (3), چرا (3), خوب (3), کرده (3), طعم (3), جان (3), موند (3), چند (3), سکوت (3), دور (3), انگشتاشو (3), نگاهش (3), اگه (3), بگه (3), آهنگی (3), نتونست (3), عاشق (3), شناخت (3), قبل (3), صورت (3), کشیده (3), بازم (3), نشست (3), جمع (3), بهش (3), خلاصه (3), رفت (3), غمگین (3), تونست (3), داده (3), کافی (3), روز (3), سفید (3), صحبت (3), دخترك (3), خوام (3), سرش (3), پسرک (3), مرد (3), خونه (3), اسم (3), بهت (3), یکی (3), گفتی (3), چشمات (3), بودی (3), میرم (3), مریمت (3), میره (3), هست (3), هایی (2), عشقஜミ (2), love (2), ミஜعشق (2), ミஜکلبه (2), غمஜミ (2), منஜミ (2), ミஜمن (2), ミஜشب (2), تلخ (2), آذر (2), اسفند (2), اردیبهشت (2), تیر (2), مهر (2), میشه (2), داشته (2), حتما (2), نظر (2), بوس (2), خوردیم (2), خاکی (2), نیستیم (2), دریا (2), درد (2), آور (2), دارد (2), برآيد (2), کار (2), هرگز (2), موتور (2), سیکلت (2), اولین (2), خجالت (2), ناگهان (2), پرسید (2), متوجه (2), نمود (2), گفتن (2), وصل (2), شیرین (2), شرم (2), میان (2), دلدادگی (2), معنی (2), آتش (2), کتاب (2), هستم (2), منتظر (2), هیچکس (2), صدا (2), بغض (2), سینه (2), حرکت (2), لغزید (2), پایین (2), خودشو (2), انداخت (2), سرشو (2), تلاقی (2), خاطر (2), اومد (2), قورت (2), وجودش (2), اونشب (2), گرم (2), پلک (2), هاش (2), دونه (2), ببینه (2), ازش (2), خبر (2), گذشت (2), چشماش (2), لباش (2), بغضش (2), شکست (2), کجایی (2), آخه (2), ریخته (2), شروع (2), جای (2), نشستن (2), حتی (2), انگشتای (2), دختری (2), جور (2), داغ (2), زدن (2), سرد (2), چهارم (2), جاش (2), اشکای (2), پاک (2), آهنگشو (2), برد (2), فضای (2), شاپ (2), ملودی (2), تازه (2), ببنده (2), مانتوی (2), وجود (2), بخشه (2), چشمش (2), مثه (2), روبروش (2), کنار (2), نشسته (2), پسری (2), برو (2), آدمایی (2), جفت (2), کردن (2), اونم (2), گرفت (2), دیوونه (2), یازدهم (2), سارا (2), قول (2), دفتر (2), توش (2), خانوم (2), كرد (2), سیاه (2), مورد (2), بچه (2), جلوی (2), لرزان (2), میکرد (2), تمام (2), مادر (2), پسرش (2), دستشه (2), زده (2), گره (2), خورد (2), کردند (2), بهم (2), اومده (2), عمل (2), مونده (2), آینده (2), کنند (2), بابات (2), دونست (2), هنوزم (2), مرگ (2), بیرون (2), ندارم (2), دستای (2), عروس (2), عزیزم (2), برات (2), لرزه (2), منم (2), باهات (2), اینجا (2), دارند (2), میرند (2), مامان (2), بابای (2), ناز (2), کاغذ (2), بهر (2), فرنگ (2), غير (2), برتر (2), blogfa, com, ミஜعاشقانه, نیلوஜミ, ミஜازیاد, نرفتهஜミ, ミஜi, for, ever, ミஜباتو, نهایتஜミ, ミஜخیلی, عشقمஜミ, ミஜمهربانو, خورشیدஜミ, ミஜحرف, نگفتنஜミ, ミஜانتهای, ミஜミemo, girlミஜ, ஜミi, choose, youミஜ, ミミஜミali, fatemeh, ミஜموج, دریاஜミ, گمشدهஜミ, ミஜبی, شرفانஜミ, ミஜغاشقانه, ミஜدختر, دیوونهஜミ, ஜミeshghe, manミஜ, ミஜشاهراه, ミஜمزرعه, خیالஜミ, ミஜنسیم, جووووووووووووووووونஜミ, نفسمஜミ, ミஜزندگی, باچراغ, خاموشஜミ, ミஜبوسه, خوشمزهஜミ, sick, ミஜغم, ミஜدختری, مغرورஜミ, god, willingஜミ, مهتابیஜミ, ابدیஜミ, ミஜفقط, باتوஜミ, ミஜبه, تنهاییم, آمدیஜミ, ミஜدیوانه, وار, تشنه, نوازشمஜミ, ミஜhate, loveஜミ, ミஜسوخته, دلஜミ, تنهاییஜミ, مَــلـوسَــــکــ, ミஜتنهای, تنهامஜミ, ミஜخاطرات, دخملی, ناناسஜミ, ミஜدوستانهஜミ, ミஜروزگار, ミஜشیطونکஜミ, ミஜنیلوفرانهஜミ, ミஜهستـــــــــــی, باشـــــــஜミ, hert, meஜミ, ミஜفریاد, سکوتஜミ, ミஜصدفஜミ, ミஜايدا, تنهاஜミ, ミஜروياي, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, فرداچی, امروزدوستت, فرداکجایی, هرجاهستی, تاابدباهم, نباشیم, تاابدوستت, چیه, شددوستت, باشم, سلامی, گرمیه, تودلته, دلامونه, اومدی, برام, بذار, داشتی, راستی, پروفایلم, فعاله, قربون, هرچی, عاشقه, ________, you, مطالب, قدیمی, زمین, وشاکی, باهمین, بیش, وهمین, هاخوش, راباهمین, غمها, برکمر, کوه, لمس, اندوه, کاخ, ساختیم, کردیم, باختیم, آول, بازی, زمان, تحصيل, ديدي, خموش, جانم, رحيمت, قصد, رحم, نگوي, خوشا, دهي, دهد, کوشش, بدبخت, عالمم, اگر, براي, زيادت, کرم, نماييد, کنيد, خيالي, بيايد, گفتمکه, دادن, بسيار, سهل, اساتيد, اين, کمتر, نيايد, مناظره, بين, شاگرد, استاد, شنبه, زنی, روستائی, نشینی, نشنیده, بیمار, شوهر, راننده, موتورش, حمل, نقل, کالا, استفاده, سوار, احتیاط, سوارموتور, پاچگی, دانست, هایش, کجا, بگذارد, کارکنم, سرخ, کمر, خیس, نیمه, بودند, برگردد, تعجب, تقریبا, بیمارستان, ایم, جواب, دیگر, لازم, بهتر, شدم, سرم, کند, رساند, نخواهد, همان, جمله, ساده, خوشبختی, باعث, مسیر, کوتاه, سردردش, بیست, جانها, دولب, آواز, سرود, تکرار, بشنوید, بهترین, هدیه, انتظار, پاسخ, عسل, بمان, زند, جسم, رمز, وارد, دلها, سرفصل, عاشقی, دلبری, آغازی, شیرینی, سادگی, دیوانگی, گرمای, مستی, مشروب, خلسه, اعماق, یکشنبه, نوزدهم, دلتون, نظرات, خواندن, داستان, چیست, شکسته, رها, نفر, چشمشو, توجه, جلب, سنگین, آدمای, برش, تمرکز, آورد, بالا, ببخشید, آهنگ, بزنید, ازدواج, سامان, امکان, صداش, دهنشو, انرژیشو, مصرف, نفس, عمیق, لای, چکید, عهد, نگهشون, حلقه, زرد, کسی, بدجورم, گناه, چاره, اول, سال, صندلی, دنبال, گشت, عذاب, ضعیف, پوست, گود, افتاده, آرزوش, دیدن, نمناکش, جون, پسراز, ازجاش, نشه, لبخندی, عمق, سعیشو, نگه, سلولای, مغزش, انرژی, ورود, پسرهمون, همیشگی, خشک, نکرد, درخشش, قرار, بشه, سخت, نوع, احساسی, پوستی, تنشو, سوزوند, بدترین, شباش, شبای, نیومدن, اصلا, شوقی, انگیزه, فشار, فرو, نیومده, پسراومد, زنده, نوک, قطره, اشکش, مخلوط, پسربا, ریخت, دخترو, نیازشو, نواخت, چیشو, زندگیش, فکرش, ذکرش, شادی, احساسش, متوالی, طور, بگیره, هردوشون, خندیدن, آرامش, دوس, گوشای, بکشه, انتها, وسیع, درست, موهای, عجیب, تکونش, دستش, پرید, یادش, زنه, دزدید, چیش, مسلط, انتخاب, چشای, اجراشو, غرق, مدام, مکث, اثری, چیزو, فراموش, دلشون, اومدن, رفتن, میشستن, راز, نیاز, براشون, شنیدن, خوششون, نمیومد, غمناک, کوچیک, روحش, دلنواز, خلق, اوج, آدم, حتمـــــــــــــــــا, تــــــــا, بــــــــخـــــــــونــــــــیـــــــــــد, دوشنبه, كاسه, اشك, گونه, صندلیش, سمت, تخته, چرخوند, بشین, پولی, بخره, دفترهای, داداشم, پاك, نكنم, بنویسم, مشقامو, مامانم, بستری, كنیم, گلوش, نیاد, خواهرم, شیر, خشك, بخریم, صبح, نكنه, مادرم, مریضه, گفته, حقوق, چونه, لرزونش, زحمت, بگم, مشقاتو, تمیز, بنویس, دفترت, پاره, نكن, هـــا, فردا, مادرت, میاری, مدرسه, انضباطش, باهاش, كنم, عصبانیت, شقیقه, مظلوم, خیره, كشید, بله, عصبی, كوبید, ودانش, اموز, هجدهم, مرده, تمامی, نشده, میدونی, عاشقانه, جعبه, میگذاشت, میداد, فروشی, عشقش, هیچی, نگفت, فروشگاه, میرفت, خرید, بخاطر, دلتو, بزن, چهارشنبه, هرکسی, دخترش, نامزدش, بنویسه, سنجی, جالب, چهاردهم, کمرش, بالای, جنازه, قشنگش, ایستاده, گردوند, جمعیت, داغدار, چهار, چوب, قامت, آشنا, بینه, آره, قرمزه, نگاهی, حرفها, سکوتی, فریاد, دردهاشون, پسرشو, برسونه, بدست, قولش, دیر, چیز, نادم, پشیمون, دیده, نگون, بخت, مابقی, گذر, زمانه, اشتباهاتی, فرصتی, جبران, پیدا, خوابوند, گوشت, نداری, اسمشو, بیاری, کردم, اشکامو, کردی, کنی, قشنگتر, بخندم, بیا, ببین, اندازه, هنوز, فرستادت, غریب, نیافته, منه, دیار, آواره, بودم, دستاش, پول, آرزوهای, دستات, قولم, حرفم, پامو, بزارم, مال, نیستم, تونم, ببینم, بجای, غریبه, ایی, دستام, تمومش, مردن, اجازه, وای, قرمز, نای, نوشتن, دلم, تنگ, ببینمت, دستم, طرح, پیشه, رومه, دستمو, بگیر, میام, زنیم, حرفای, شنیدم, قسم, خوردم, خوردی, نیستی, عروسم, قلبم, تویی, کنارم, نمیای, چطوری, عروسیشو, رگش, حرفاش, ثابت, سیاهی, بدنم, زندگیم, سریال, میگذره, نگاهم, نگاهت, دلامون, لرزید, روزای, عاشقیمون, نقشه, آیندمون, چطور, بزرگترهامون, همونهایی, زندگیشون, بودیم, هردومون, گذاشتند, پرتت, دوستش, داری, سراغش, نویسم, آخرین, زندگیمو, زندگیمه, منو, عروسی, مگه, اینکه, آرزوت, بدونی, حرفام, ایستادم, بینی, تونستم, بزنم, عروسیه, آخره, شبه, میگن, رفته, لباسهاشو, عوض, برنگشته, قفل, سروسیمه, نگرانی, ناراحتی, دختره, میزنند, دخترم, سالمی, طاقت, نمیاره, مصیبتی, شکنه, بابا, عروسک, زیبا, خوابیده, عروسیش, لبخنده, مات, مبهوت, صحنه, کاغذی, جلو, چیزی, میبینه, باور, دستایی, میداره, بازش, رسیدن, پنجشنبه, هفتم, سوره, الحمد, خوان, مرگم, شوي, زبان, سنگ, قبري, عبرت, بگيرن, شويش, کنون, ياري, باعيال, خويش, همکاري, وکرشمه, عيال, نيکو, حصال, آنگه, بانو, کمي, انديشه, رندي, ودوز, کلک, پيشه, پنجم, سمع, دستورات, ببالم, انجمن, چارم, ساعتي, شيک, گويم, سوغات, سفر, سوي, ديدن, ناديده, هاي, دوم, سينه, ريزي, نگين, تاپرد, هوش, عمه, شهين, سياره, نامش, پرايد, تابرانم, برق, باد, خواهم, زتو, خرج, عيد, رخت, هستي, همسر, ايده, خواهشي, مکٌن, قال, مقال, خانومي, اينچنين, کاي, وجودت, مايه, فخر, زمين, زنانه,
Text of the page (random words):
عشق برتر عشق برتر هفت سين زنانه خانومي با همسرش گفت اينچنين کاي وجودت مايه ي فخر زمين اي که هستي همسر بس ايده ال خواهشي دارم مکٌن قال و مقال هفت سين تازه اي خواهم زتو غير خرج عيد و غير از رخت نو سين يک سياره اي نامش پرايد تابرانم مثل برق و مثل باد سين دوم سينه ريزي پر نگين تاپرد هوش از سر عمه شهين سين سوم يک سفر سوي فرنگ ديدن ناديده هاي رنگ رنگ سين چارم ساعتي شيک و قشنگ تا که گويم هست سوغات فرنگ سين پنجم سمع دستورات من تا ببالم من به خود در انجمن آنگه آن بانو کمي انديشه کرد رندي ودوز و کلک را پيشه کرد گفت با ناز وکرشمه آن عيال من دو سين کم دارم اي نيکو حصال گفت شويش من کنون ياري کنم باعيال خويش همکاري کنم سين ششم سنگ قبري بهر من تا زمن عبرت بگيرن مرد و زن سين هفتم سوره ي الحمد خوان بعد مرگم بهر شوي بي زبان نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 16 توسط amir تنها راه رسیدن شب عروسیه آخره شبه خیلی سر و صدا هست میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته در را هم قفل کرده داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه مامان بابای دختره پشت در داد میزنند مریم دخترم در را باز کن مریم جان سالمی آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ولی رو لباش لبخنده همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند کنار دست مریم یه کاغذ هست یه کاغذی که با خون یکی شده بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره بازش می کنه و می خونه سلام عزیزم دارم برات نامه می نویسم آخرین نامه ی زندگیمو آخه اینجا آخر خط زندگیمه کاش منو تو لباس عروسی می دیدی مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود علی جان دارم میرم دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم دارم میرم چون قسم خوردم تو هم خوردی یادته گفتم یا تو یا مرگ تو هم گفتی یادته علی تو اینجا نیستی من تو لباس عروسم ولی تو کجایی داماد قلبم تویی چرا کنارم نمیای کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت حالا که چشمام دارند سیاهی میرند حالا که همه بدنم داره می لرزه همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد یادته روزی که دلامون لرزید یادته روزای خوب عاشقیمون یادته نقشه های آیندمون یادته علی من یادمه یادمه چطور بزرگترهامون همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری یادته اون روز چقدر گریه کردم تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه می گفتی که من بخندم علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو تو قلب منه نه تو چشمام روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات دارم به قولم عمل می کنم هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه همین جا تمومش می کنم واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم دلم برات خیلی تنگ شده می خوام ببینمت دستم می لرزه طرح چشمات پیشه رومه دستمو بگیر منم باهات میام پدر مریم نامه تو دستشه کمرش شکست بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه آره پدر علی بود اونم یه نامه تو دستشه چشماش قرمزه صورتش با اشک یکی شده بود نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 22 36 توسط amir اسم دوست سلام بچه ها ی نظر سنجی جالب دارم هرکسی چه دختر چه پسر اسم دوست پسرش یا دوست دخترش یا اسم نامزدش را بنویسه نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 45 توسط amir حرف دلتو بزن پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون بعد از یک ماه پسرک مرد وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد میدونی چرا گریه میکرد چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21 12 توسط amir معلم ودانش اموز معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد سارا دخترك خودش رو جمع و جور كرد سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت بله خانوم معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن هـــا فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت خانوم مادرم مریضه اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه اونوقت اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم اونوقت قول می دم مشقامو معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 21 1 توسط amir حتمـــــــــــــــــا تــــــــا آخرش را بــــــــخـــــــــونــــــــیـــــــــــد و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت مثه یه آدم عاشق یه دیوونه همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد هیچ کس اونو نمی دید همه همه آدمایی که می اومدن و می رفتن همه آدمایی که جفت جفت دور میز میشستن و با هم راز و نیاز می کردن فقط براشون شنیدن یه موسیقی مهم بود از سکوت خوششون نمیومد اونم می زد غمناک می زد شاد می زد واسه دلش می زد واسه دلشون می زد چشمش بسته بود و می زد صدای موسیقی براش مثه یه دریا بود بدون انتها وسیع و آروم یه لحظه چشاشو باز کرد و در اولین لحظه نگاهش با نگاه یه دختر تلاقی کرد یه دختر با یه مانتوی سفید که درست روبروش کنار میز نشسته بود تنها نبود با یه پسر با موهای بلند و قد کشیده چشمای دختر عجیب تکونش داد یه لحظه نت موسیقی از دستش پرید و یادش رفت چی داره می زنه چشماشو از نگاه دختر دزدید و کشید روی دکمه های پیانو احساس کرد همه چیش به هم ریخته دختر داشت می خندید و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می زد سعی کرد به خودش مسلط باشه یه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن نمی تونست چشاشو ببنده هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می کرد سعی کرد قشنگ ترین اجراشو داشته باشه فقط برای اون دختر غرق صحبت بود و مدام می خندید و اون داشت قشنگ ترین آهنگی رو که یاد داشت برای اون می زد یه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه ولی نتونست چشاشو که باز کرد دختر نبود یه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد ولی اثری از دختر نبود نشست غمگین ترین آهنگی رو که یاد داشت کشید روی دکمه های پیانو چشماشو بست و سعی کرد همه چیزو فراموش کنه شب بعد همون ساعت وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می کرد دوباره اونو دید با همون مانتوی سفید با همون پسر هردوشون نشستن پشت همون میز و مثل شب قبل با هم گفتن و خندیدن و اون برای دختر قشنگ ترین آهنگشو مثل شب قبل با تموم وجود زد احساس می کرد چقدر موسیقی با وجود اون دختر براش لذت بخشه چقدر آرامش بخشه اون هیچ چی نمی خواست فقط دوس داشت برای گوشای اون دختر انگشتای کشیده شو روی پیانو بکشه دیگه نمی تونست چشماشو ببنده به دختر نگاه می کرد و با تموم احساسش فضای کافی شاپ رو با صدای موسیقی پر می کرد شب های متوالی همین طور گذشت هر روز سعی می کرد یه ملودی تازه یاد بگیره و شب اونو برای اون بزنه ولی دختر هیچ وقت حتی بهش نگاه هم نمی کرد ولی این براش مهم نبود از شادی دختر لذت می برد و بدترین شباش شبای نیومدن اون بود اصلا شوقی برای زدن نداشت و فقط بدون انگیزه انگشتاشو روی دکمه ها فشار می داد و توی خودش فرو می رفت سه شب بود که اون نیومده بود سه شب تلخ و سرد و شب چهارم که دختر با همون پسراومد احساس کرد دوباره زنده شده دوباره نت های موسیقی از دلش به نوک انگشتاش پر می کشید و صدای موسیقی با قطره های اشکش مخلوط می شد اونشب دختر غمگین بود پسربا صدای بلند حرف می زد و دختر آروم اشک می ریخت سعی کرد یه موسیقی آروم بزنه دل توی دلش نبود دوست داشت از جاش بلند شه و با انگشتاش اشکای دخترو از صورتش پاک کنه ولی تموم این نیازشو توی موسیقی که می زد خلاصه می کرد نمی تونست گریه دختر رو ببینه چشماشو بست و غمگین ترین آهنگشو به خاطر اشک های دختر نواخت همه چیشو از دست داده بود زندگیش و فکرش و ذکرش تو چشمای دختری که نمی شناخت خلاصه شده بود یه جور بغض بسته سخت یه نوع احساسی که نمی شناخت یه حس زیر پوستی داغ تنشو می سوزوند قرار نبود که عاشق بشه عاشق کسی که نمی شناخت ولی شده بود بدجورم شده بود احساس گناه می کرد ولی چاره ای هم نداشت هر شب مثل شب قبل مثل شب اول فقط برای اون می زد یک ماه ازش بی خبر بود یک ماه که براش یک سال گذشت هیچ چی بدون اون براش معنی نداشت چشماش روی همون میز و صندلی همیشه خالی دنبال نگاه دختر می گشت و صدای موسیقی بدون اون براش عذاب آور بود ضعیف شده بود با پوست صورت کشیده و چشمای گود افتاده آرزوش فقط یه بار دیگه دیدن اون دختر بود یه بار نه برای همیشه اون شب بعد از یه ماه وقتی که داشت بازم با چشمای بسته و نمناکش با انگشتاش به پیانو جون می داد دختر با همون پسراز در اومد تو نتونست ازجاش بلند نشه بلند شد و لبخندی از عمق دلش نشست روی لباش بغضش داشت می شکست و تموم سعیشو می کرد که خودشو نگه داره دلش می خواست داد بزنه تو کجایی آخه دوباره نشست و سعی کرد توی سلولای به ریخته مغزش نت های شاد و پر انرژی رو جمع کنه و فقط برای ورود اون و برای خود اون بزنه و شروع کرد دختر و پسرهمون جای همیشگی نشستن و دختر مثل همیشه حتی یه نگاه خشک و خالی هم بهش نکرد نگاهش از روی صورت دختر لغزید روی انگشتای اون و درخشش یک حلقه زرد چشمشو زد یه لحظه انگشتاش بی حرکت موند و دلش از توی سینه اش لغزید پایین چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد و خودشو زیر نگاه سنگین آدمای دور و برش حس کرد سعی کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقی کرد ببخشید اگه میشه یه آهنگ شاد بزنید به خاطر ازدواج من و سامان امکان داره صداش در نمی اومد آب دهنشو قورت داد و تموم انرژیشو مصرف کرد تا بگه حتما یه نفس عمیق کشید و شاد ترین آهنگی رو که یاد داشت با تموم وجودش فقط برای اون مثل همیشه فقط برای اون زد اما هیچکس اونشب از لا به لای اون موسیقی شاد نتونست اشک های گرم اونو که از زیر پلک هاش دونه دونه می چکید ببینه پلک هایی که با خودش عهد بست برای همیشه بسته نگهشون داره دختر می خندید پسر می خندید و یک نفر که هیچکس اونو نمی دید آروم و بی صدا پشت نت های شاد موسیقی بغض شکسته شو توی سینه رها می کرد احساس شما بعد از خواندن این داستان من چیست مهم در قسمت نظرات منتظر حرف های قلب و دلتون هستم نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 14 53 توسط amir بوسه بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه یعنی حس طعم خوب عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سرفصل کتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه یعنی عشق من با من بمان شرم در دلدادگی بی معنی است بوسه بر می دارد این شرم از میان طعم شیرین عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است بوسه را تکرار می باید نمود بوسه یعنی عشق و آواز و سرود بوسه یعنی وصل جانها از دولب نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16 11 توسط amir مرا بغل کن روزی زنی روستائی که هرگز حرف دل نشینی از همسرش نشنیده بود بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش برای حمل و نقل کالا در شهر استفاده می کرد برای اولین بار همسرش را سوار موتور سیکلت خود کرد زن با احتیاط سوارموتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت مرا بغل کن زن پرسید چه کارکنم و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردد شوهرش با تعجب پرسید چرا تقریبا به بیمارستان رسیده ایم زن جواب داد دیگر لازم نیست بهتر شدم سرم درد نمی کند شوهرش همسرش را به خانه رساند ولی هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ی ساده ی مرا بغل کن چقدر احساس خوشبختی را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه سردردش را خوب کرده است نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16 49 توسط amir مناظره بين شاگرد و استاد گفتم غم تو دارم گفتا زمن چه آيد گفتم که نمره ام ده گفتا زمن نيايد گفتمکه نمره دادن بسيار سهل آيد گفتا ز ما اساتيد اين کار کمتر آيد گفتم کرم نماييد من را کنيد شما شاد گفتا که خوش خيالي کي وقت آن بيايد گفتم که نمره ي هفت بدبخت عالمم کرد گفتا اگر براي آن هم زيادت آيد گفتم خوشا دهي 10 که دست شما دهد آن گفتا که تو کوشش کن کو وقت آن برآيد گفتم دل رحيمت کي قصد رحم دارد گفتا نگوي با کس تا وقت آن برآيد گفتم زمان تحصيل ديدي که چون سر آيد گفتا خموش جانم از دست من چه آيد نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 46 توسط amir زندگی زندگی یک بازی درد آور است زندگی یک آول بی آخر است زندگی کردیم اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را برکمر باید کشید این کوه را زندگی راباهمین غمها خوش است باهمین بیش وهمین کم هاخوش است خون دل خوردیم وشاکی نیستیم بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 42 توسط amir مطالب قدیمی تر مهم نیست فرداچی میشه مهم اینه که امروزدوستت دارم مهم نیست فرداکجایی مهم اینه که هرجاهستی دوستت دارم مهم نیست تاابدباهم نباشیم مهم اینه که تاابدوستت دارم مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شددوستت داشته باشم سلام سلامی به گرمیه عشقی که تودلته و عشقی که تو دلامونه به وبلاگ من خوش اومدی برام حتما نظر بذار هر چی که دوست داشتی راستی پروفایلم فعاله قربون هرچی عاشقه بوس بوس _ _ _ _ ________ ஜ ஜ you ஜ ஜ خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ پیوندها ミஜروياي عشقஜミ ミஜايدا تنهاஜミ ミஜصدفஜミ ミஜفریاد سکوتஜミ ミஜ u hert meஜミ ミஜهستـــــــــــی ام باشـــــــஜミ ミஜنیلوفرانهஜミ ミஜشیطونکஜミ ミஜروزگار تلخ منஜミ ミஜدوستانهஜミ ミஜخاطرات دخملی ناناسஜミ ミஜتنهای تنهامஜミ ミஜ ‿ مَــلـوسَــــکــ ‿ ஜミ ミஜکلبه تنهاییஜミ ミஜسوخته دلஜミ ミஜhate loveஜミ ミஜدیوانه وار تشنه نوازشمஜミ ミஜبه تنهاییم خوش آمدیஜミ ミஜفقط باتوஜミ ミஜعشق ابدیஜミ ミஜشب مهتابیஜミ ミஜ god willingஜミ ミஜدختری مغرورஜミ ミஜغم من غم توஜミ ミஜشب های بی توஜミ ミஜ ܓ love sick ܓ ஜミ ミஜبوسه های خوشمزهஜミ ミஜزندگی باچراغ خاموشஜミ ミஜمن و نفسمஜミ ミஜنسیم جووووووووووووووووونஜミ ミஜمزرعه خیالஜミ ミஜشاهراه غمஜミ ஜミeshghe manミஜ ミஜدختر دیوونهஜミ ミஜمن و توஜミ ミஜغاشقانه های منஜミ ミஜبی شرفانஜミ ミஜکلبه غمஜミ ミஜعشق گمشدهஜミ ミஜموج دریاஜミ ミミஜミali fatemeh ஜミi choose to love youミஜ ミஜミemo girlミஜ ミஜانتهای عشقஜミ ミஜحرف هایی برای نگفتنஜミ ミஜمهربانو خورشیدஜミ ミஜخیلی دوستت دارم عشقمஜミ ミஜباتو تا بی نهایتஜミ ミஜi u for ever my ஜミ ミஜازیاد نرفتهஜミ ミஜعاشقانه های نیلوஜミ blogfa com
|