Meta tags:
description= loveface داستان های عاشقانه;
Headings (most frequently used words):
های, loveface, داستان, عاشقانه, باران, عشق, تو, نگومرانمی, خواهی, عکس, قلب, سوخته, مهسا, تصویر1, تصویر2, تصویر3, تصویر4, نوشته, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
مرا (20), شده (15), این (14), عشق (13), نوشته (13), دلم (13), ساعت (12), نگو (12), ۱۳۹۱ (11), نمیخواهی (11), باران (11), توسط (10), حسرت (10), نیست (10), حالا (9), یکشنبه (8), بود (8), همه (8), دیگر (7), کاش (6), پسره (6), حموم (6), نبود (6), است (6), زیر (6), سوم (5), بنویسم (5), تنها (5), شاید (5), شدم (5), کردم (5), اینجا (5), عاشق (4), زندگی (4), های (4), رفتن (4), دختره (4), باید (4), مانده (4), اگر (4), قلب (4), کنم (4), رفتی (4), نیستی (4), شاخه (4), قلبم (4), کنار (4), همیشه (4), #عاشقانه (4), نمیخواهم (4), دارم (3), آرامش (3), داستان (3), خانه (3), دیدن (3), دوست (3), خیس (3), وقتی (3), یکی (3), خیلی (3), چیز (3), کسی (3), خودم (3), کویر (3), اینکه (3), پریدی (3), روز (3), باور (3), اشک (3), هنوز (3), نمی (3), میبینم (3), حالی (3), خاطره (3), سخت (3), مثل (3), دلت (3), انگار (3), دهم (3), دیوانه (3), انتظار (3), نخواهی (3), رسیدم (3), بارانی (3), مطالب (2), برچسب (2), وبلاگ (2), وقت (2), استخر (2), دوستاش (2), رفت (2), کرد (2), برایت (2), اما (2), چون (2), هستم (2), قلبت (2), شکستی (2), غریبه (2), آشنا (2), قلبی (2), خواست (2), زود (2), وابستگی (2), داشته (2), باشم (2), هیچ (2), دیدنت (2), فردا (2), باز (2), گفتی (2), دستهای (2), ولی (2), برای (2), بودی (2), میشد (2), هیچکس (2), سکوت (2), رفتنت (2), دروغ (2), دیگه (2), تونم (2), بودن (2), مهسا (2), پنجشنبه (2), هفتم (2), حرف (2), خواستی (2), همینجا (2), چشمهایم (2), دستان (2), ببیند (2), هستی (2), توام (2), جای (2), میدانم (2), روزی (2), تلخ (2), نمیدانی (2), لحظه (2), نیز (2), قدم (2), میزنم (2), دور (2), نمیبینم (2), سوخته (2), نظریادتون (2), نره (2), دنیا (2), بیا (2), نمیخوانی (2), منی (2), وقتش (2), کار (2), نکن (2), رها (2), کرده (2), بشنوم (2), بگیرم (2), قطره (2), همین (2), میکند (2), بوی (2), عطر (2), میرویم (2), میخواهیم (2), هوا (2), loveface (2), blogfa, com, give, you, heart, بهار, خواندنی, احمد, کلبه, دلشکسته, ریحانه, جون, ورود, نامرداممنوع, love, god, الیساجون, angry, girl, قصه, محمد, تورادوس, عجیب, مسلم, پسر, عقیل, سلام, هماجونم, nazanin, jon, mis, sahar, kolale, بچه, غرب, تهران, tabiatgard, پیریم, دهکده, پسرک, khosro, lovestory, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, تنهابودیم, منوتوباهم, قدیمی, نامرداخواهرم, حمومو, یهو, دستشونو, باهم, زدند, گوشه, افتادن, روی, دیوار, دختری, باهاش, میگه, امروز, داری, بیای, خونمون, مامانم, نمیذاره, بگو, میخوام, برم, اومد, خونه, پسرش, اومدی, مثلا, موهات, باشن, برو, موهاتو, میره, زنگ, میزنه, میرن, آخری, دیر, موند, تصویر4, خواهم, رحمانه, گذاشتی, درختی, خشک, مجبور, زیستن, سنگ, شیشه, حفاظ, بودم, نگاه, نگاهم, ابتدا, رام, سپس, رشته, مهر, گسست, ناپیدا, نخواست, قبلی, دادگاه, محاکمه, بشویم, دادستان, مقصر, نداند, باوری, ریا, مهربان, انگاشت, اتهام, بزند, بسته, بریدم, نوعی, گناهکاری, شناخته, گناه, گردن, چشمان, بگذارند, ندید, ندیده, گرفت, انتخابش, پشیمان, عشقم, حلال, جان, آزاد, دوری, موجب, دوستی, بیشترمان, بشود, معنای, داشتن, درک, کنی, امّا, هیهات, نکردی, معنایش, ندانستی, بریدی, آشیان, تصویر3, میرس, بالا, دعا, بازگشت, سزای, سالیان, سال, گفته, باتو, میمانم, رویا, تصویر2, تصویر1, دیشب, جانم, تمام, کوچه, وندیدی, محشر, بودمهساجونم, تقدیم, بهترین, دوستم, ساله, نیس, مهساجون, هنوزه, وهیچوقت, ببینمت, کاشکی, زنده, دونی, جمع, دوستاتو, توی, مدرسه, وتو, بینشون, میشم, شکسته, ماندم, مگر, یادت, قولی, دیدیم, قراری, گذاشتیم, بگذریم, وفاداری, خودت, هایمان, بسوزد, قلبمان, بمیرد, دستت, ببینم, معصومانه, میسوزد, چشمه, میجوشد, بپذیرم, بدون, گرچه, سوزاندی, میشود, کامت, کاری, کردی, راهی, مهم, بیمار, خدا, میداند, راز, تنهایی, بعد, جدایی, غرورم, تسلیم, عشقی, نشسته, خودش, نفس, میکشم, هوایی, فکر, توهستم, میخوابم, خواب, حتی, دستها, مینشینم, میخندم, خنده, هایم, میریزم, دلسوز, میتابم, تاریکی, فرا, گرفته, نشستی, عین, خیالت, عهدی, بستیم, عکس, بهم, میریزد, محبتهایت, گرفتارش, رسیدن, موهایم, سپید, حرفهای, نگفتی, آخرش, نمیمانی, خوش, میخواهمت, بوده, میخواست, بیندازی, گذشته, بدجور, دلبسته, امیدش, بیش, ویران, مدارا, تویی, آغازگفتی, ابد, میخواهی, کنارم, میمانی, هیچگاه, شعر, عاشقت, خاطر, میگویی, قید, زدم, خاطرت, ندارمت, نمیبینمت, کجایی, فریاد, صدای, نفسهایت, میلرزد, پشت, پنجره, چشمانم, میزند, نمیتواند, دهد, میمیرم, مننیزدنیارا, میگذارم, میشوم, ببین, عاشقم, خوب, میشناسی, پایت, نشستم, ساختم, نگومرانمیخواهی, نگومرانمی, خواهی, غرق, اینک, میپرستم, درد, دریای, انتهای, نگذار, مان, باشد, بمان, پایان, دویمان, بدهیم, دوستت, آید, امیدی, دلهایمان, خدایمان, خستگی, پاهایمان, قدر, بیشتر, زمان, شاعرانه, ابرهاییم, حال, هوای, حضور, مهربانت, جستجوی, سرپناهیم, طعم, شیرین, چشیدم, جنون, سختی, هایی, کشیدم, بروم, رویاهایم, خیالاتم, فاصله, زمین, آسمان, خیسی, تنت, خیستر, شوم, دستهایم, لطافت, آغوشم, میان, گرفتن, لبریز, آنچه, تپش, سپرده, نسیمی, میدهد, عشقت,
Text of the page (random words):
loveface loveface داستان های عاشقانه نظریادتون نره نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ ساعت 1 20 توسط حسرت باران عشق تو باران عشق تو در این روز بارانی هوا پر شده از عطر عشقت تو را سپرده ام به نسیمی که بوی باران میدهد بارانی که مرا لبریز میکند از آنچه قلبم را پر تپش کرده دستهایم پر از لطافت دستان تو آغوشم باز است برای در میان گرفتن تو تا از خیسی تنت خیستر شوم در زیر باران تا فاصله بگیرم از زمین و آسمان تا بروم به رویاهایم نمیخواهم لحظه ای حس کنم که در خیالاتم از عشق تو به جنون رسیدم چه سختی هایی کشیدم تا در زیر باران به تو رسیدم و اینجا طعم شیرین عشق را با تو چشیدم در این روز بارانی هوا پر شده از حضور مهربانت نه در جستجوی یک سرپناهیم نه به انتظار رفتن ابرهاییم همین حال را میخواهیم با این هوای عاشقانه همینجا را میخواهیم با این حس شاعرانه وقتی با تو قدم میزنم در زیر باران قدر تو را میدانم بیشتر از هر زمان میرویم و میرویم در زیر باران نه خستگی است در پاهایمان نه نا امیدی در دلهایمان من هستم و تو هستی و خدایمان عطر دوستت دارم ها پر شده هر قطره از باران با عشق می آید و تن ما را خیس میکند تا هر دویمان بوی عشق را بدهیم در زیر همین باران همیشه با من بمان ای عشق بی پایان نگذار زندگی مان مثل کویر باشد من از درد کویر رها شدم و با یک قطره باران به دریای بی انتهای دلت رسیدم غرق شدم عاشق شدم و اینک عاشقانه میپرستم تو را نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ ساعت 1 5 توسط حسرت نگومرانمی خواهی نگومرانمیخواهی نگو مرا نمیخواهی منی که به پایت نشستم و با همه چیز ساختم نگو مرا نمیخواهی تو نمیدانی از انتظار به تو رسیدن تا انتظار تو را دیدن همه ی موهایم سپید شد نگو مرا نمیخواهی تو که حرفهای مرا نمیخوانی تو که نگفتی تا آخرش نمیمانی منی که دلم خوش بود به اینکه تو را دارم تا همیشه نگو مرا نمیخواهی من که میخواهمت من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم نگو مرا نمیخواهی حالا وقتش نیست که مرا نخواهی حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی حالا دیگر کار از کار گذشته دلم بدجور به تو دلبسته نا امیدش نکن دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن دیگر بس است از حالا با ما مدارا کن نگو مرا نمیخواهی تویی که از آغازگفتی تا ابد مرا میخواهی در کنارم میمانی و هیچگاه شعر تلخ رفتن را نمیخوانی حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی قید همه کس را زدم به خاطرت من که اینجا ندارمت اینجا نمیبینمت نیستی انگار دیگر در کنار دلم کجایی فریاد نمیخواهم سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت نگو مرا نمیخواهی نگو که دلم میلرزد باران در پشت پنجره چشمانم میزند هیچکس جز تو نمیتواند به من آرامش دهد نگو مرا نمیخواهی که میمیرم نگو نمیخواهم بشنوم که بی تو باید دستهای غم را بگیرم نگو مرا نمیخواهی که اگر نخواهی مننیزدنیارا نمیخواهم اگر مرا نخواهی همه دنیا را زیر پا میگذارم و دیوانه میشوم حالا بیا و ببین دل عاشقم را نگو مرا نمیخواهی تو خوب میشناسی این دل دیوانه ام را که اگر دیوانه شد دنیا را بهم میریزد حالا بیا و آرامش کن به عشق و محبتهایت گرفتارش کن نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ ساعت 1 3 توسط حسرت عکس نظریادتون نره نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 22 52 توسط حسرت قلب سوخته قلب سوخته از این شاخه به آن شاخه پریدی از این قلب رفتی و به قلبی دیگر نشستی عین خیالت نیست که دلم را شکستی انگار نه انگار که روزی با هم عهدی را بستیم مگر یادت نیست به هم قولی را دیدیم قراری گذاشتیم حرف از زندگی بود از عشق که بگذریم حرف از وفاداری بود تو خودت این را خواستی که خاطره هایمان بسوزد عشق همینجا در قلبمان بمیرد خیلی سخت است چشمهایم دستت را در دستان غریبه ای دیگر ببیند خیلی سخت است ببینم قلبم چه معصومانه میسوزد هنوز هم اشک در چشمهایم مثل یک آب چشمه میجوشد با اینکه هنوز در قلبم هستی باید باور کنم که دیگر نیستی باید بپذیرم از حالا بدون توام از حالا به جای در کنار تو بودن در کنار خاطره های توام گرچه سوزاندی همه خاطره ها را در دلت میدانم که روزی تلخ میشود زندگی به کامت هر کاری دلت خواست با دلم کردی هر راهی را که خواستی رفتی اما من اینجا تک و تنها مانده ام و برایت مهم نیست که بیمار مانده ام تنها خدا میداند راز تنهایی ام را بعد از رفتنت تو نمیدانی چه سخت بود لحظه جدایی ات غرورم نیز تسلیم عشقی شد که از تو در قلبم نشسته هیچ چیز سر جای خودش نیست من نفس میکشم در حالی که هوایی نیست قدم میزنم در حالی که در فکر توهستم میخوابم و خواب تو را میبینم میبینم و تو را حتی از دور دستها نیز نمیبینم مینشینم و تو را در کنار خودم نمیبینم میخندم و خنده هایم از ته دل نیست اشک میریزم و کسی دلسوز من نیست میتابم و کسی در دلم نیست که ببیند همه دلم را تاریکی فرا گرفته من در این شاخه شکسته ماندم و تو به آن شاخه پریدی نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 22 49 توسط حسرت مهسا مهسا تقدیم به بهترین دوستم که یک ساله دیگه نیس مهساجون هنوز که هنوزه نمی تونم باور کنم که دیگه نیستی وهیچوقت نمی تونم ببینمت کاش که دروغ بودن کاشکی زنده بودی نمی دونی وقتی جمع دوستاتو توی مدرسه میبینم وتو بینشون نیستی چه حالی میشم ای کاش که رفتنت دروغ بودمهساجونم رفتی وندیدی چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه بی جانم کرد وابستگی ام را به تو باور کردم نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 23 9 توسط حسرت تصویر1 نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 15 15 توسط حسرت تصویر2 کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرس کاش روز دیدنت فردا نبود نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 15 11 توسط حسرت تصویر3 می خواهم برایت بنویسم اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک مجبور به زیستن هستم از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم از چه بنویسم از دلم که شکستی یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد ابتدا رام شد آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد از چه بنویسم از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم به نوعی گناهکاری شناخته شدم نه نه شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای دوست داشتن را درک کنی امّا هیهات که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی از من بریدی و از این آشیان پریدی برچسب ها داستان نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 15 5 توسط حسرت تصویر4 پسره به دختری که باهاش دوست بود میگه امروز وقت داری بیای خونمون دختره مامانم نمیذاره پسره بگو میخوام برم استخر دختره اومد خونه دوست پسرش پسره تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن برو تو حموم و موهاتو خیس کن وقتی دختره میره حموم پسره به دوستاش زنگ میزنه پسره و دوستاش یکی یکی میرن و این آخری که رفت حموم دیدن خیلی دیر کرد نه یک ساعت نه دو ساعت موند تو حموم رفتن تو حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته نامرداخواهرم بود نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 14 55 توسط حسرت مطالب قدیمی تر کاش تنهابودیم منوتوباهم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۱ برچسب ها داستان 1 پیوندها lovestory khosro پسرک عاشق دهکده آرامش پیریم tabiatgard بچه های غرب تهران kolale mis sahar nazanin jon هماجونم مسلم پسر عقیل سلام بر او تورادوس دارم عجیب قصه عشق محمد angry girl my love god الیساجون ریحانه جون ورود نامرداممنوع عاشق زندگی دلشکسته کلبه عشق ما مطالب خواندنی احمد بهار i give you my heart blogfa com
|