Meta tags:
description= خاطرات دیروز،قصه های امروز!!!;
Headings (most frequently used words):
سفر, به, خاطرات, های, پایان, لوله, کشی, آب, سوتی, تبریز, مدرسه, درد, سرهای, خدمت, شروع, دیروز, قصه, امروز, بدون, شرح, شــــــــوربـــا, رضائیه, روستا2, روستا, یه, پست, متفاوت, قبل, از, سال, بازی, وبلاگی, پرواز, با, هزار, تومنی, خستگی, مرخصی, افتتاح, خدمت2, دوره, جدید, دو, شب, پر, ماجرا, بدترین, روز, درس2, درس, عشق, ساخت, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (107), بود (77), شده (72), ساعت (68), برای (63), است (60), گفت (47), گفتم (42), خلاصه (40), نوشته (38), کردم (38), کرده (37), یکی (37), ۱۳۹۰ (35), اینکه (35), های (34), بچه (34), البته (34), محمد (33), کار (33), علیمرادی (32), آنها (32), ولی (31), چون (31), توسط (30), همه (29), امروز (28), خیلی (28), روز (27), حالا (26), مثل (26), 1353 (25), دیگه (24), فکر (23), سپاهی (22), درست (22), چرا (21), چند (21), اما (21), نفر (21), بعد (21), میشه (21), باید (21), کرد (20), دیدم (20), خودم (20), همین (20), شروع (19), شدم (19), وقتی (19), خدا (18), بودند (18), دست (18), جمعه (17), توی (17), کنم (17), بودیم (17), اول (17), فقط (17), کلاس (16), صبح (16), بودم (16), اگه (16), مدرسه (15), بابا (15), خود (15), بازی (15), روی (14), یکمرتبه (14), میگه (14), کردیم (14), الان (14), شدیم (14), کتاب (14), #رضائیه (13), دوستان (13), دیروز (13), رفتم (13), میانه (13), پیدا (13), خدمت (12), پنجشنبه (12), متوجه (12), اومد (12), اهالی (12), تومان (12), سال (12), راه (12), اینجا (12), اگر (12), سوار (12), تبریز (12), هزار (12), کسی (11), خاطرات (11), بیست (11), هست (11), ترکی (11), داد (11), رفتیم (11), کنیم (11), میکنه (11), جای (11), قرار (11), بگم (11), تازه (11), طهران (11), رفت (11), باز (11), ۱۳۹۱ (10), خانه (10), جمع (10), بوده (10), پیش (10), کنه (10), هنوز (10), اون (10), نظر (10), شاید (10), بگو (10), اطاق (10), ادامه (10), باشه (10), ماشین (10), ترک (10), دوتا (10), آقای (10), درد (10), نام (10), کند (10), اینها (10), لوله (10), مشغول (9), دوستم (9), یارو (9), رفته (9), شما (9), حالی (9), زیاد (9), فارسی (9), کنند (9), درس (9), رسید (9), رسیدیم (9), دور (9), میدان (9), 1354 (9), محک (9), شوربا (9), حال (8), عشق (8), آدم (8), وقت (8), اسفند (8), میاد (8), صحبت (8), گرفت (8), صورت (8), راهنما (8), کردند (8), میگم (8), یعنی (8), جواب (8), بنابراین (8), روستا (8), شنبه (8), آخر (8), چیزی (8), دیشب (8), دادم (8), عکس (8), دیگر (8), گرفته (8), بیرون (8), مرتبه (8), کردن (8), گوشت (8), پایان (8), شیر (8), بخش (8), جوک (8), اند (8), شعر (8), پرواز (7), پسر (7), فروردین (7), داره (7), منو (7), خودش (7), بسیار (7), دادیم (7), چیه (7), رفتن (7), داده (7), حدود (7), آقا (7), انسان (7), پرسیدم (7), ظهر (7), مانند (7), اینم (7), همان (7), زیر (7), سفر (7), بلیط (7), میکنم (7), تعجب (7), نمیدونم (7), کشی (7), بیشتر (7), شهر (7), عضویت (7), ملا (7), سنگر (7), فردا (6), خوش (6), لحظه (6), دنبال (6), خرداد (6), سلام (6), دوشنبه (6), طرف (6), میده (6), پول (6), میگی (6), منم (6), فوراً (6), پاسگاه (6), رضایت (6), شدند (6), گذشت (6), همیشه (6), اومده (6), هفت (6), یادم (6), زده (6), منزل (6), مدتی (6), پسره (6), یاد (6), راحت (6), داشتم (6), وارد (6), محکم (6), بالا (6), برات (6), ریال (6), زدم (6), شود (6), صدا (6), خنده (6), نیست (6), خوبی (6), آخه (6), ربع (6), چشمه (6), گذشته (6), داشته (6), دارد (6), گذاشته (6), زبان (6), مرادی (6), گفتیم (6), تلفن (6), سرباز (5), خوبه (5), بده (5), نداریم (5), اردیبهشت (5), تیر (5), شهریور (5), مهر (5), جواد (5), ششم (5), موضوع (5), نمی (5), آره (5), اکبری (5), نمود (5), هارو (5), ببینم (5), درسته (5), یکم (5), شدن (5), خوب (5), کمک (5), کنید (5), کوچک (5), بقیه (5), رحیمی (5), تاریک (5), بین (5), میگفت (5), اومدم (5), جدید (5), مهمان (5), افراد (5), بیاد (5), استفاده (5), بزرگ (5), برابر (5), دارم (5), میره (5), دیوار (5), داشت (5), پشت (5), گفتند (5), رئیس (5), آمده (5), بگه (5), خورده (5), نوشتن (5), دوباره (5), بیا (5), بهش (5), خدایا (5), جان (5), بدتر (5), آنجا (5), صفحه (5), قول (5), باشد (5), هرچه (5), شام (5), یکشنبه (5), دفعه (5), خالی (5), کله (5), تعریف (5), عزیز (5), داستان (5), کجا (5), بالای (5), نموده (5), انجام (5), حدس (5), آورده (5), بودی (5), دستش (5), عضو (5), تومن (5), سوی (4), قصه (4), تنهائی (4), پنیر (4), وبلاگ (4), جنگ (4), چشم (4), زیبائی (4), شهید (4), نگاه (4), کاری (4), پائین (4), آندرسی (4), ساعتی (4), مردم (4), طرز (4), خودشان (4), الی (4), آماده (4), هیچ (4), چکار (4), ازش (4), نشده (4), برم (4), خانواده (4), وضع (4), گفته (4), میدونی (4), امشب (4), مرخصی (4), برگشتم (4), گذاشتم (4), سرازیر (4), یکروز (4), چهارشنبه (4), سوم (4), حاضر (4), گذاشت (4), شوند (4), هستند (4), دارند (4), بهترین (4), واقعاً (4), شاگردان (4), وای (4), نکرده (4), اداره (4), اتفاق (4), حتماً (4), دومی (4), هرچی (4), اجازه (4), جاده (4), باد (4), حضرت (4), معلوم (4), نبود (4), بازرس (4), کوچه (4), خورد (4), دهان (4), گیرد (4), غذا (4), پیاده (4), قطار (4), نداشت (4), صرف (4), بعداً (4), دفتر (4), دوره (4), بزرگی (4), مدت (4), یکدیگر (4), آیا (4), معنی (4), امیدوارم (4), قشنگ (4), بپرسی (4), موقع (4), تنبیه (4), خودت (4), نان (4), راستی (4), گربه (4), چهل (4), پادگان (4), خراب (4), خواب (4), گفتا (4), مرا (4), دهد (4), ساخته (4), لحاظ (4), تکمیل (4), بغل (4), کردی (4), نتیجه (4), نمودم (4), فارس (4), ترکه (4), فارسه (4), هستیم (4), راننده (4), دهاتی (4), مریض (4), مجله (4), مطلب (4), اطلاع (4), واریز (4), خداوند (4), تومنی (4), روضه (4), نمیدانم (4), حرکت (4), کرمانشاه (4), تنهایی (3), چیست (3), غریب (3), دعا (3), آمدی (3), مال (3), زندگی (3), هایی (3), پلاک (3), ۱۳۸۹ (3), آذر (3), بهمن (3), پست (3), مدیر (3), قبل (3), زمان (3), سربازی (3), میشم (3), روزی (3), قابل (3), تپه (3), جلو (3), فلان (3), مجلس (3), آموزش (3), پرورش (3), کارها (3), نمودیم (3), کمی (3), پای (3), بیاید (3), زیادی (3), بار (3), اسمش (3), حرف (3), بزنم (3), خسته (3), کننده (3), بشه (3), تشکیل (3), بیائید (3), حمام (3), پریدم (3), نره (3), باشی (3), شادی (3), پخش (3), ندارم (3), مقداری (3), سطل (3), پنبه (3), بخریم (3), باور (3), نکنه (3), چقدر (3), همون (3), میکنی (3), ممکنه (3), رحم (3), دختر (3), دسته (3), دوم (3), جلسه (3), حتی (3), اطاقم (3), علی (3), عکسهای (3), زدند (3), طوری (3), والله (3), اصلاً (3), بازدید (3), سراغ (3), دوغ (3), خداحافظی (3), میخواد (3), اولی (3), یکمی (3), برو (3), خاطره (3), کیلو (3), مکن (3), کنج (3), دادند (3), ریش (3), افتاده (3), میخواستم (3), بشم (3), بعداز (3), خودمان (3), چراغ (3), نبینه (3), رختخواب (3), لباس (3), جلوی (3), تمیز (3), پاره (3), گرفتیم (3), صدای (3), آمد (3), نصف (3), حمله (3), اینهم (3), سازی (3), سپاهیان (3), حساب (3), راهرو (3), زور (3), هیچی (3), ببخشید (3), بدهم (3), مراغه (3), یکساعت (3), فهمیدم (3), دعوا (3), زدن (3), شرح (3), دوستانم (3), تمام (3), همینطور (3), خواهیم (3), مانده (3), رها (3), پدر (3), نسبت (3), حسابی (3), هوا (3), گوش (3), نیم (3), بگویم (3), زودتر (3), نمیکنم (3), مزه (3), صورتی (3), واقعا (3), غیر (3), سیاه (3), ناراحت (3), تغذیه (3), آنرا (3), میتونی (3), ماهی (3), اسم (3), برایش (3), شاگرد (3), اشاره (3), حرفها (3), جائی (3), عده (3), دادن (3), مرتب (3), شخص (3), شاعر (3), ببین (3), نخواهم (3), بگیر (3), همانطور (3), برده (3), ندارد (3), لبخند (3), دستور (3), ساختمان (3), اطراف (3), میکنند (3), اهه (3), نزدیک (3), رسیده (3), ماه (3), گرفتم (3), خوابم (3), رفیق (3), نمک (3), خیر (3), جلب (3), میخواست (3), نشان (3), شکری (3), ۱۳۵۳ (3), بزن (3), شماره (3), نهم (3), موقعیکه (3), اقل (3), آوردند (3), وقتیکه (3), منظور (3), کپه (3), صحنه (3), تاریخ (3), شرکت (3), یادتون (3), لینک (3), وبلاگی (3), عیدی (3), مستقیم (3), درخواست (3), داور (3), بدن (3), شناسه (3), صلوات (3), برایم (3), مشهدی (3), چهار (3), انبار (3), بگذاریم (3), کانون (3), آرام (3), بوسه (3), آنگاه (3), آغاز (3), موشک (3), انداز (3), دلنوشته (2), ولایت (2), شهادت (2), دلتنگی (2), صیاد (2), مطالب (2), التماس (2), حیات (2), خلوت (2), شکر (2), آشنا (2), هایم (2), نکن (2), خاطر (2), اشعار (2), دیگران (2), روحی (2), باحال (2), برچسب (2), دوران (2), ماجرا (2), آرشیو (2), مرداد (2), آبان (2), عموی (2), منه (2), خوشحال (2), قدیمی (2), بنویسم (2), بحال (2), ندیده (2), فحش (2), زمین (2), خواستی (2), همینطوری (2), برید (2), نامه (2), گفتگو (2), میگفتند (2), بخت (2), موکول (2), پرداخت (2), رفتند (2), الله (2), باقی (2), بالاخره (2), بخیر (2), واسه (2), همسرش (2), یادمه (2), بنا (2), دلایلی (2), آخرین (2), موقعیت (2), بگیره (2), جبهه (2), خونه (2), نرفته (2), سوال (2), بودید (2), بخوام (2), میکردم (2), بهتر (2), نیتی (2), مثلاً (2), هزاران (2), عمر (2), بدو (2), ترس (2), صدام (2), میزنه (2), طلا (2), بخوری (2), ترانه (2), خواستم (2), سالاد (2), گوجه (2), ندارند (2), فکری (2), ریختم (2), چیز (2), بدی (2), نشد (2), دوست (2), نداشتم (2), حبیب (2), دوشش (2), هستم (2), آدمهای (2), فلک (2), جیم (2), میشوند (2), گند (2), میز (2), پسرهای (2), بعلت (2), شدید (2), راستش (2), جرات (2), نکردم (2), میکردند (2), مترجم (2), اسمت (2), معرفی (2), آنهم (2), نگه (2), بنام (2), اولم (2), تبدیل (2), عدد (2), دلم (2), تبلیغ (2), رگباری (2), خیس (2), عیب (2), الحمدالله (2), پانزدهم (2), سپاه (2), دانش (2), شهرستان (2), آقایان (2), تخت (2), ننشسته (2), سحر (2), بتونه (2), آوردم (2), وسط (2), زمستان (2), تابستان (2), نداره (2), تماس (2), برد (2), پریروز (2), گلابی (2), مرده (2), خواهی (2), کاسه (2), خاموش (2), نشستم (2), یواش (2), اونجا (2), برگشتنی (2), ریالی (2), مسافرین (2), عنوان (2), یادبود (2), انبساط (2), خواننده (2), ترین (2), بیام (2), سیزدهم (2), ستم (2), سحری (2), برگشتیم (2), چشمت (2), نپرس (2), ظروف (2), فردای (2), میدونه (2), پاچه (2), مان (2), داخل (2), انداخته (2), اثر (2), سگها (2), رسانید (2), بیش (2), برگشتن (2), کورمال (2), رسیدن (2), همانا (2), یکه (2), دوچرخه (2), وارندی (2), والا (2), میخواستند (2), بروند (2), نکردی (2), 200 (2), دریافت (2), اولین (2), جمعیت (2), نمیشد (2), جناب (2), کنترل (2), بیدار (2), شدی (2), کوپه (2), فیض (2), تأخیر (2), فریاد (2), بهههه (2), افتاد (2), بردم (2), شجاعی (2), انسانها (2), انس (2), بجای (2), خواهند (2), ساده (2), جوش (2), باشند (2), خدمتم (2), جهنم (2), بلا (2), شویم (2), کارهای (2), حیدر (2), عرض (2), سخن (2), پاک (2), دشت (2), گوهر (2), داشتیم (2), نفهمیدیم (2), درمان (2), کدام (2), خوانده (2), فاضل (2), شعله (2), احمد (2), خواندن (2), انیس (2), عبارت (2), خوانی (2), درک (2), نداده (2), همچین (2), پوک (2), شوخی (2), پارازیت (2), باشم (2), بیان (2), چندتا (2), بدبخت (2), آورند (2), حالت (2), گیر (2), روانه (2), خاک (2), البداهه (2), کنی (2), اتمام (2), هندوانه (2), دنیا (2), دونی (2), نمیدونی (2), اونوقت (2), همش (2), درخت (2), تعطیل (2), کاشکی (2), قدر (2), بعضی (2), محلی (2), کلی (2), ماجرای (2), جوجه (2), نمیدانستند (2), بایست (2), بفرستند (2), منفعت (2), صحیح (2), دهند (2), اینطور (2), سرهای (2), نکنی (2), جدی (2), پنجم (2), جهان (2), هنر (2), سروده (2), اورا (2), معروف (2), گنهکار (2), فرمانده (2), بخوان (2), بعدا (2), نیاد (2), آشیانه (2), دیده (2), بنده (2), تقصیر (2), آور (2), شیرین (2), نگاهی (2), نباشه (2), میخوای (2), هزینه (2), نیستند (2), حرفم (2), اسکناس (2), بیت (2), داری (2), میگفتم (2), موز (2), قیمت (2), گران (2), ذره (2), هیهات (2), رویت (2), یار (2), بفرستید (2), جایزه (2), فرستادم (2), نوشتم (2), نده (2), بعدالظهر (2), وسایل (2), افتتاح (2), سختی (2), نیمه (2), روشن (2), ثابت (2), داریم (2), عرب (2), اونم (2), یکهو (2), گفتن (2), بزنی (2), بدون (2), لای (2), روبرو (2), تحویلم (2), زود (2), درباره (2), سوتی (2), اتوبوس (2), میکرد (2), کوهسار (2), میخواهند (2), عصبانی (2), ضبط (2), میدی (2), درآوردند (2), دنده (2), قادری (2), اصلا (2), نحس (2), سنگ (2), میکشه (2), میگرده (2), بععع (2), کجاست (2), میاره (2), فوت (2), ناهار (2), روزه (2), سراب (2), آنوقت (2), ایندفعه (2), خیال (2), هروقت (2), پدرش (2), دیدن (2), اینجوریه (2), میخواستیم (2), تریلی (2), کوه (2), موهها (2), بهتره (2), قسمتش (2), معلومه (2), انواع (2), دیر (2), میبینه (2), گرما (2), کردید (2), زمستانی (2), گمرک (2), شاخ (2), هیچکس (2), تعیین (2), هشتم (2), بدین (2), نکته (2), ضرف (2), آینده (2), کودکان (2), هدیه (2), لطفا (2), موسسه (2), تصمیم (2), مربوط (2), تومانی (2), جالب (2), یکبار (2), دعوت (2), خوردن (2), انگور (2), سفره (2), ناچار (2), دقیقاً (2), آبگوشت (2), مزاج (2), سازگار (2), تعداد (2), مخالف (2), کوتاه (2), چنین (2), دشوار (2), حسن (2), اثاث (2), سوخته (2), ساختن (2), موافق (2), دیگری (2), قدرت (2), ببینیم (2), زیبا (2), مهدیقدم (2), اشتباه (2), نکنم (2), واقع (2), پیشرفته (2), صنایع (2), دستی (2), نویسم (2), عین (2), زیبای (2), سمینار (2), مراجعت (2), ابریشمی (2), خوشی (2), میان (2), اشک (2), میگشودم (2), اندازه (2), تمرین (2), سینه (2), آتشین (2), منبع (2), انشالله (2), نمودی (2), سین (2), عید (2), احساسات (2), انتظار (2), قسمت (2), blogfa, com, سکوت, ندانی, بهر, محمدرضا, دهستانی, پیروان, رهروان, ღآن, منღ, اینروزها, بینمان, دوستی, جذاب, خواندنی, science, blog, طرحی, تنهاکس, کساست, کسا, کهنه, بهترینان, مرگ, حبـابــــــ, نجوای, ستاره, پاتوق, مهرگان, عاشق, وزن, فاعل, نقطه, چین, محراب, آسمانی, حیاط, اللهم, عجل, لولیک, الفرج, donyaye, omid, چشمانت, اعتماد, تنهايي, بسپار, هَتین, پاورقی, افکار, دانشجوی, طلبه, سخنان, دگتر, انوشه, ترنّم, شکل, نظردادن, wanted, خــــــدا, میگردم, ندیدش, آشپزی, شیرینی, پزی, فانوس, دریایی, حقيقت, چيست, 001, عــٍشـ, ـــق, ِبـــــ, رونـــ, ــی, دماوند, انصار, مبتلا, شهدا, ڪلبہﮮ, تنہاﻳﮯ, ajღღjmajღღj2ღღ9, سوي, كمال, روایت, فایبریک, ماهي, شهيد, گمنام, ضرابخانه, روزباران, ابا, عبداله, الحسین, دانشجو, دريچه, فنجان, خالي, ميل, داريد, پیوندها, موضوعی, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مفقودالاثر, نظراتتونو, بگید, ملاحظه, نخوردم, نشسته, کارگران, خاکبرداری, جوانی, بودمش, مقدمه, گلویم, فرستادی, افتادم, بکن, قریه, اوردم, نسخه, فرمانداری, نوشتیم, امضای, رساندیم, تسلیم, میام, روبراه, آمئ, افتادند, بگیرند, نفهمیده, ازای, 115, نقد, تضرع, بلند, آگاهی, مفید, بودو, ماست, کیسه, همشم, انشا, تعمیر, میمونه, حادثه, ساخت, هفتم, جوابهای, ذهنمونو, بگیم, جالبش, دونید, عمومو, ازدواج, نکرد, رابطه, نداشتن, جدا, براه, دیدمش, خونمون, قرا, خودمونو, اونا, بزاریم, نمونش, 1360, عقد, 1361, مفقود, خبری, زندگیشم, اینا, غیرت, مردانگی, خوام, اکه, همینجوری, تکراری, یکنواخت, شایدم, ماها, اونائی, جوونائی, رفتنو, بازم, مون, روبرا, اماهای, پریروزا, نداشتیم, نمیخوایم, بعدازظهر, دوستش, ماهه, فوری, برسانم, گله, بطرف, خودمو, جور, فرار, سگه, باتلاق, شلوارم, لجنی, خدائی, چوپانه, رسیدو, مارو, نجات, کنان, سربالائی, عرق, صورتم, چوپونست, یادت, ترسیده, مسخرگی, پوچی, رویاهای, پوزخند, میزدم, رادیو, پیاز, خیارو, سرکه, میدانستم, همسایه, دسر, آشغال, آشپزیت, اراک, عمه, طبیعتاً, فروشه, هستید, نخیر, گلم, شکفته, دوسال, میدانم, رنجهای, متحمل, موقعی, بینی, سالهای, متمادی, فرق, آرزو, متنفر, بشی, کنش, نیستیم, میخواهم, انشاالله, وجه, مگه, نیمکت, چیدم, بیایند, 20نفر, تعصب, نیومه, فشاری, منافع, شخصی, کاره, همینه, پدرانشان, سنت, شکنی, فرستاده, نتوانستم, کلمه, موفق, بفهمانم, خودتو, آدون, ندی, فامیلی, ازوندی, عادت, نمیکنی, نمیتونم, حرفهای, خودمم, عوض, حاج, نظرم, پرده, متعددی, آویزان, دلخواهم, عجیب, غریبی, کرم, بطور, معوج, بدرو, روم, بکنند, یکسری, عمرم, همچنین, بام, آبکش, رگبار, بنداومد, الحمد, جاست, زنه, میدید, عیبی, رستمی, افتخاری, آمدند, خوششان, علیک, ایشان, بای, سَر, سَحر, عمری, باغ, چندتائی, زردآلو, نخورده, یکمزتبه, بارانی, نگو, تابستون, زهرمارمون, مصب, بهار, اینجافرقی, کارم, آوردن, اسمشو, خونده, بلده, میدادم, میشن, چگونه, بگیرن, شُل, برگشت, دستشو, دومرتبه, فهماندیم, درس2, ناله, بگذار, خواستیم, پیره, میزد, آمرود, بیر, قران, پرسیدیم, چنده, دلبر, سیمین, خرسند, گردم, ملامتم, موعد, صبرم, لبریز, همدمی, یکسال, دلتنگ, مدد, ضجه, عرش, اعلا, نیومده, گریه, نهیب, پذیرم, صفری, بخدا, شرف, اقلاً, احساس, گذرانی, مسافران, تکان, آدمو, چسباندم, سپاهیگریم, طنزآلود, خاطری, ایجاد, مونده, دیوانه, حقیقت, میترکیدم, برگردم, 5و3ربع, بدترین, تسلیت, سالروز, دخت, نبی, مکرم, اسلام, فاطمه, اهل, پهلوی, خیرالنساء, جبرئیل, امین, خادمش, گناخ, برمی, گردیم, بسکه, دود, دهنه, کیپ, شیشه, گوشه, دوده, تارعنکبوت, تار, طنیده, تکه, زغال, بیکاری, بدمون, میندازه, ازهمه, قراره, شکرت, ترسان, لرزان, آجر, گذشتیم, پیچ, فراری, میکنیم, صدایمان, نمیشنود, بستیم, بره, چائی, ترتیب, نماز, تیمم, کارهارم, نکردیم, آمدیم, الهی, اونقدر, مسافرت, ریز, جیمفنگ, تابلوی, اوغلان, پسران, برخوردم, قصابی, وایساده, فارسیه, جنس, دوبل, میسه, بلد, نیستم, خندیدند, دوش, شامپوی, 50ريال, عمومی, دیزی, ارزانترین, موتوری, میگشت, آندو, ريال, منهم, 25ريال, یهو, 70ريال, بمب, نهه, معطلم, ارواح, عمت, وایسا, بگیری, بزنند, زدو, 30ريال, چاک, ظهرم, چشمتون, بَه, سوزن, انداختن, وار, دراز, کشیدیم, گارد, مخصوصش, نشدم, سرو, ریختن, مداخله, تقسیم, بوس, اجل, اکرم, نائل, آنطور, نمودند, جاتون, دردسری, تلف, جیغ, صلاح, ندونستم, چاقو, دیگرو, پار, پاسبان, صبر, آبها, آسیاب, خطر, رفع, مأمور, جیپ, ژاندار, قضیه, فیصله, بدانی, دعوایش, دوندگی, خوبیست, آشنائی, جدائی, تنهای, تنها, عکسش, خدمتشان, ضربه, الفت, پشتیباني, تکیه, گاه, سپاهیانی, سهل, باحالی, آیاهای, فرو, بندم, امید, رسانیده, قدرتت, بنازم, حکمتی, توست, نمیاره, ولادت, مولی, الموحدین, امیرالمومنین, کرار, مولود, کعبه, وفرا, تبریک, تهنیت, مظهرش, مظهر, سرسبحانی, پنهانست, نادعلی, کاین, صدجهان, باکی, بابها, آسان, مدان, زانکه, سار, ذات, مرتضی, شحنه, نجف, شاه, شهنشاهی, بحر, فتی, دوازدهم, غوغا, کشمکشی, کوره, شدت, ناراحتی, اشکهایم, اناری, فشار, بجهد, نشوند, چیزهائی, تعطیلی, احوالپرسی, عذرخواهی, ازین, حرفا, کلنجار, همیشگی, کشید, آنان, سوء, سرد, سردی, قدیمیم, اوت, میپرسی, آهان, سیزده, نیام, انتقام, نسین, جلال, بگی, جواهر, مالامال, دستهایش, بوسیدم, مزمن, پولهایم, گنجینه, پدریم, خرید, اسباب, تفنن, سرگرمی, دکتری, حاذق, ویزیت, آدمی, وجود, آمپول, پنی, سیلین, پسندیدم, نویسنده, محابا, وقایع, تاریخی, ترسیم, رمانهائی, لطافت, گلبرگ, بهاری, آفریند, دردهای, اجتماع, پیرایه, عقده, برند, مرکز, دیگ, مسگرها, تکرار, دعای, سره, معاف, تای, رسند, حامی, پشتیبانم, آنصورت, گفتارم, پند, کردارم, هرکدام, کثیف, گریان, برگردند, دستهای, گرد, گریزی, آخوند, نمیگم, ساختم, تصدیق, معلمی, شاگردانش, قربان, حلوا, ارده, خرما, دادهام, ابتدا, هههه, الظهر, بختها, هندونه, خربزه, خوردیم, کوله, بارت, نور, خورشیدی, برنامه, کودک, میخوند, هفدهم, نمیتونه, شکایت, بکنیم, روزهائی, پولشو, خوره, میدانی, مشخصات, غیبت, بندگان, پردازند, بند, عذاب, میکشیدیم, دان, هاشون, سوزنی, نمیفهمند, دهکده, دارندکه, بلوار, سینما, پولیدور, باشگاهی, سبزیکاری, کتلت, تاپاله, فرنگی, مآبانه, قدردانی, کنون, جروبحث, صدائی, خارج, میکند, اعصابم, شلیک, اوج, حیوانات, مرغ, مرغدا, خروس, حتماٌ, خروسه, توضیح, یکنفر, مکالمه, بدینصورت, درازا, کسل, برایت, کفرم, گناهی, کبیره, اسفناک, مأخذه, بشیم, کجای, رسمه, اصلاٌ, نفهمد, مقدار, دانند, رسد, وپس, گیرند, لیاقت, فدا, بزرگترهای, زنم, وارونه, پاسخ, دستتو, بگذاری, رویش, چنان, لگدی, دستت, بکوبند, مجبور, شوی, پلاستیکی, بخری, فروتنی, بگذارم, نبوغ, هنجار, استاد, منوچهر, آتشی, بیامرز, ادبیات, دوری, چالاک, پروانه, پایه, پدریست, سوگ, فرزندش, آلایش, بشناسی, شاعران, دومین, وادی, فرمانی, کرمانشاهی, هاست, طاقش, روت, رنگارنگ, ببینی, البت, جانب, ممنون, هواب, نگیرم, چرتی, چرندی, انها, سراپا, محض, خاط, بنظرم, خودمانی, خرده, نگیر, گناهانم, ابیات, مراتب, اولیها, چندش, ببخش, محصول, جهت, ارتش, معناست, خسروُ, وین, شکرُ, جاوید, منظورت, کوبی, هاتم, میخونن, میدم, تکنولوژی, قرن, اتم, بیارن, هات, بدم, کارهائی, شماردم, نحو, احسن, محوطه, دکور, نمونه, مدارس, 300000, 30000, مقایسه, هیچکدام, روستاهای, فلزی, ندارن, نصب, قرت, نیمشونم, باقیه, نماند, انسانند, گروه
Text of the page (random words):
مرتبه متوجه دست های خودم شدم که کم کم داره سیاه میشه بنابراین خیلی ناراحت شدم که چرا بچه ها رو تنبیه کردم در صورتی که دستهای خودم هم در این گرد و خاک داره سیاه میشه اما یکمرتبه مثل اینکه راه گریزی پیدا کرده باشم گفتم منم مثل دوستان آخوند برای خودم نمیگم که برای بچه ها میگم تو از گفتارم پند گیر نه از کردارم که در غیر آنصورت وای به حالت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 16 25 توسط محمد علیمرادی شب جمعه 16 08 1353 ساعت 8 ربع کم دیشب غوغا و کشمکشی با اهالی داشتیم البته با چند نفر که پس از اینکه حسابی از کوره در رفتم اومدم توی خانه و بعداً رفتم سر کلاس که متوجه شدم از شدت ناراحتی اشکهایم مانند آب اناری که بر اثر فشار به بیرون بجهد سرازیر شده و برای اینکه بچه ها متوجه نشوند از کلاس زدم بیرون ولی مثل اینکه بچه ها یک چیزهائی متوجه شده بودند چون پس از تعطیلی مدرسه اومده بودند احوالپرسی و خلاصه البته امروز صبح به اتفاق یک نفر اومده بودند عذرخواهی که بابا ما نفهمیدیم و ازین حرفا منم گفتم آره والله بیائید هی با ما کلنجار برید و بعداً بیائید که نفهمیدیم خلاصه کار به جای همیشگی کشید یعنی تا گذشت کردیم و آنان سوء استفاده کردند ولی هرچی باشه هوا هم کم کم داره خیلی سرد میشه و از سردی هوا هم گذشته درد بی درمان قدیمیم اوت کرده میپرسی کدام درد آهان گوش کن تا برات بگم درست همین امروز یعنی پنجشنبه 16 08 سیزده تومان و نیم کتاب خوانده ام که دو کتاب از جواد فاضل نیام شعله و انتقام بود سه کتاب از عزیز نسین و یک کتاب از جلال آل احمد به نام مدیر مدرسه شاید بگی بابا اینم شد کتاب خواندن ولی باید بگویم دهان کسی را که گفت انیس کنج تنهائی کتاب است را باید از طلا و گوهر و جواهر مالامال نمود ولی اگر میگفت انیس کنج تنهائی کتاب داستان است حتماً دستهایش را می بوسیدم البته در جهنم حالا فکر میکنم درد مزمن را که عبارت از کتاب خوانی است را درک کرده باشی حالا پس زودتر تا همه پولهایم و گنجینه پدریم را در راه خرید این اسباب تفنن و سرگرمی بر باد نداده ام مانند دکتری حاذق ولی بی ویزیت که فکر نمیکنم همچین آدمی وجود داشته باشد درمان درد من را با یکی از آمپول های پنی سیلین به خورد این کله پوک بدهم و خود را راحت کنم اما از شوخی گذشته و دور از پارازیت های بی مزه خود باید بگویم کتاب شعله را واقعاً پسندیدم و حالا در حدود 5 کتاب از جواد فاضل خوانده ام امیدوارم یک عکس از این نویسنده بی محابا را داشته باشم کسی که این همه وقایع تاریخی را قشنگ ترسیم می کند و رمانهائی به لطافت گلبرگ های بهاری می آفریند و دردهای اجتماع را به صورتی بی پیرایه و عقده بیان می کند چندتا از بچه های کرده ده می خواهند به سربازی بروند که آنها را امروز می برند شاید بپرسی به تو چه خب خوب گوش کن تا برات بگم هر روز صبح ساعت 8 باید در آنجا باشند یعنی در مرکز بخش بنابراین هر روز صبح ساعت 7 در خانه من بدبخت را مانند دیگ مسگرها به صدا در می آورند و خداحافظی می کنند و فردا دو مرتبه همین کار تکرار می شود حالا دیگه دعای من شده که زودتر کار اینها یک سره شود که البته امیدوارم معاف شوند چون دو تای آنها واقعا پسرهای خوبی هستند و در ده زیاد به من می رسند و حامی و پشتیبانم هستند نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 9 2 توسط محمد علیمرادی آن شهنشاهی که بحر لا فتی را گوهر است شحنه دشت نجف شاه ولایت حیدر است ذات پاک مرتضی را با کسی نسبت مکن زانکه این آب حیات از چشمه سار دیگر است معنی قول علی بابها آسان مدان کاین سخن را صدجهان معنی به هر باکی در است سرسبحانی که پنهانست در نادعلی هم به معنی مظهرش او هم به معنی مظهر است ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما دوستان تبریک و تهنیت عرض میکنم نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0 37 توسط محمد علیمرادی دوره جدید پنجشنبه 9 8 1353 ساعت 2 ربع کم خدایا قدرتت را بنازم آخه چه حکمتی توی کارهای توست که انسان سر در نمیاره همه زندگی انسانها در آشنائی و پس از مدتی جدائی خلاصه میشه امروز تنهای تنها شدم سه تن از دوستانم آقایان شجاعی که عکسش در پشت صفحه است و اکبری و رحیمی سپاهیان دوره 21 خدمتشان تمام شد و رفتند که واقعاً ضربه روحی بزرگی برای من بود چون در این مدت واقعاً به یکدیگر انس و الفت گرفته بودیم و از نظر پشتیباني هم تکیه گاه خوبی برای یکدیگر بودیم البته پس از 20 روز سپاهیانی بجای آنها خواهند آمد اما آیا همینطور سهل و ساده به یکدیگر جوش خواهیم خورد آیا بچه های باحالی باشند و هزاران آیاهای دیگر الان درست یک سال و ده روز به پایان خدمتم مانده بنابراین دم فرو می بندم به امید روزی که ما هم خدمت را به پایان رسانیده و از این جهنم بلا بنام روستا رها شویم اینم آقای شجاعی نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 9 37 توسط محمد علیمرادی سفر به تبریز یکشنبه 21 7 1353 دیروز ظهر توی رختخواب بودم که دیدم صدای جیغ و فریاد میاد فهمیدم دعوا شده ولی صلاح ندونستم برم بیرون تا شب دیدم بهههه زدن با چاقو هم دیگرو لت و پار کردن مثل پاسبان ها صبر کردم تا آبها از آسیاب افتاد و خطر رفع شد بعداً رفتم با یک یک آنها صحبت کردم و امروز صبح آنها را به پاسگاه بردم و با یک مأمور به ده برگشتیم خلاصه پس از پر شدن جیپ ژاندار از هر دو رضایت گرفتیم و قضیه رو فیصله دادیم بد نیست بدانی که یک طرف دعوا همان کسی بود که در اول دفتر خاطرات شرح دعوایش را با خودم شرح دادم البته دوندگی من برای طرف دیگر بود که پسر خوبیست و جمعه 26 7 1353 شب پنجشنبه با اتفاق دو تا از سپاهی ها اکبری و رحیمی جاتون خالی به مراغه رفته بودیم در میانه با چه دردسری وقت را تلف کردیم تا قطار مراغه با یکساعت تأخیر در ساعت 5 1 شب رسید و سوار شدیم بَه قطار جای سوزن انداختن نداشت و در راهرو ها از زور جمعیت نمیشد رفت و آمد کرد خلاصه در راهرو خیلی هیچی وار دراز کشیدیم که پس از ساعتی آقای ببخشید جناب رئیس قطار با گارد مخصوصش رسید که بلیط هارو کنترل کنه منو بیدار کرد و گفت بلیط گفتم نداریم گفت پس چرا سوار شدی گفتم من که سوار قطار نشدم سوار راهرو شدم جا بده به من تا بلیط بدهم خلاصه سرو صدا بالا گرفت و مسافرین از کوپه ها بیرون ریختن و با مداخله چند نفر و سپاهیان که حدود 15 نفر بودیم ما را دوتا دوتا و سه تا سه تا بین کوپه ها تقسیم کردند و در ساعت 5 5 صبح به مراغه رسیدیم و پس از صرف کله و پاچه که جای دوستان خالی رفتیم به فیض پا بوس اجل اکرم نائل شدیم اما آنطور که تعریف می نمودند نبود بعداز ظهرم با ماشین به تبریز رفتیم که چشمتون روز بد نبینه یادم هست روز اول که به تبریز وارد شدیم همه سپاهیان میخواستند به آموزش و پرورش بروند خلاصه یه موتوری دوتا سپاهی سوار کرده بود و دنبال یک نفر دیگر میگشت که ما سوار شدیم وقتی پیاده شدم آندو نفر 50 ريال دادند منهم به حساب آنها 25ريال دادم که یهو گفت نه مال شما میشه 70ريال مثل بمب از جا پریدم و گفتم چرا گفت تو که با من طی نکردی گفتم نهه گفت خیلی خب پس 7 تومان بده معطلم نکن گفتم ارواح عمت وایسا تا بگیری که در حدود 200 سپاهی جمع شدند و میخواستند یارو را بزنند که رئیس سپاه دانش رسید و چند حرف به طرف زدو پس از دریافت 30ريال زد به چاک اینم از اولین خاطره از سفر به تبریز اما این دفعه یک زیر دوش رفتن آب خالی با دو شامپوی 5 ریالی برای دو نفر 50ريال البته حمام عمومی از وضع غذا که دیگه نپرس یک دیزی یعنی ارزانترین غذا 40 الی 50 ریال یه اتفاق باحال که با آن برخوردم صبح در قصابی رفتیم که گوشت بخریم چند نفر وایساده بودند گفتم گوشت وارندی که همه زدند زیر خنده گفتم چی شده گفتند یا فارسی بگو یا ترکی گوشت فارسیه و وارندی ترکی گفتم والا اگه فارسی بگم که حتماً جنس دوبل میسه و اگه بخوام ترکی بگم که بلد نیستم که همه خندیدند اینهم از یکه تابلوی دوچرخه سازی دوچرخه سازی ترک اوغلان پسران ترک خلاصه اونقدر از این مسافرت خسته شدیم که در برگشتن تبریز را به ریز تبدیل کردیم و جیمفنگ شدیم نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0 17 توسط محمد علیمرادی دو شب پر ماجرا 19 7 1353 دیشب با دوستم رحیمی به میانه رفته بودیم در برگشتن ماشین پیدا نکردیم و خلاصه وقتی به سر جاده رسیدیم که تاریک شده بود تا ده را کورمال کورمال آمدیم اما الهی چشمت روز بد نبینه رسیدن به ده همانا و حمله کردن سگها همانا خلاصه ترسان لرزان با پاره ای آجر از سگ اولی گذشتیم که در پیچ کوچه به سگ دومی بر خورد نمودیم حالا بین سگ اول و دومی قرار گرفتیم و هیچ راه فراری هم نداریم هرچه هم صدا میکنیم کسی صدایمان را نمیشنود خلاصه در لحظه که می رفت پاچه مان در دهان سگ قرار گیرد یک در باز پیدا کردیم و خودمان را داخل انداخته و در را بستیم تا اینکه بر اثر صدای سگها یکی از اهالی آمد و ما را به منزل رسانید و پس از رفتن او بود که تازه متوجه شدیم بیش از نصف سطل آب نداریم حالا کی جرات میکنه بره بیرون سراغ آب خلاصه با همان نصف سطل آب سحری درست کرده و چائی و شام را ترتیب دادیم و نماز شب و صبح را هم تیمم کردیم و بقیه کارهارم 20 7 1353 امشب ساعت 30 8 شب منزل یکی از اهالی گناخ یا به قول خودمان مهمان بودیم وقتی می خواستم برم سحری را روی چراغ گذاشتم که تا برمی گردیم حاضر شده باشه الان که برگشتیم چشمت روز بد نبینه تا در را باز کردیم اصلاً دیوار معلوم نبود چراغ بسکه دود زده بود دهنه اش کیپ شده بود از رختخواب و لباس ها که نپرس وضع ظروف و شیشه ها هم که معلوم است گوشه های اطاق از دوده مانند این است که تارعنکبوت تار طنیده باشد در پنیر که باز بوده الان مثل تکه های زغال شده اینم از کار فردای ما اصلاً خدا میدونه ما از بیکاری بدمون میاد همیشه یک کار جلوی ما میندازه ازهمه بدتر اینکه فردا یا پس فردا قراره یک بازرس از طهران بیاد و تازه همین امروز اطاق را تمیز کرده بودم خدایا شکرت نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15 42 توسط محمد علیمرادی آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنساء زدند سالروز شهادت دخت نبی مکرم اسلام ص حضرت فاطمه س بر همه دوستان تسلیت باد نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 12 31 توسط محمد علیمرادی بدترین روز خدمت شنبه 30 6 53 ساعت 5و3ربع بعداز ظهر میخواستم همه خاطرات دوران سپاهیگریم طنزآلود باشه تا انبساط خاطری در خواننده ایجاد شود ولی چه کنم که امروز بعد از ظهر بد ترین روز خدمت من بود کم مونده بود که دیوانه بشم به خدا به حقیقت داشتم میترکیدم رفتم ماشین سوار بشم بیام طهران دوباره فکر کردم خلاصه چند روز دیگه باید برگردم و همین آش و همین کاسه امروز بچه ها به مدرسه نیومده بودند و بدتر از بدتر دو سه مرتبه نشستم گریه کنم که دو مرتبه به خودم نهیب زدم و خودم را نگه داشتم خلاصه یواش یواش دارم می پذیرم که سرباز صفری بخدا به این کار شرف داره اقلاً در اونجا 60 50 نفر پیش هم هستند و زیاد گذشت زمان را احساس نمی کنند یکی دو ساعتی برای وقت گذرانی لب جاده رفتم که از اینجا بدتر در آنجا که دیگه مسافران خوشحال دست تکان می دادند که دل آدمو ریش می کردند برگشتنی لب جاده یک دو ریالی نو پیدا کردم که فکر می کنم از دست یکی از مسافرین افتاده باشه و به عنوان یادبود در این صفحه آن را چسباندم خدایا ز تنهائی جان بر لب رسید مدد کن که ضجه بر عرش اعلا رسید در این کنج خاموش و دلتنگ ده ز بی همدمی مردم و تازه خدمت به یکسال رسید گر کاسه صبرم شده لبریز مکن ملامتم که موعد جیم رسید اگر خواهی که من خرسند گردم بگو آن دلبر سیمین رخ از راه رسید مثل اینکه زیاد آه و ناله کردم پس بگذار یه خاطره برات بگم پریروز با دوستم رحیمی به میانه رفته بودیم خواستیم گلابی بخریم پیره مرده داد میزد آمرود بیر کیلو بش قران رفتیم جلو به فارسی پرسیدیم آقا گلابی کیلو چنده گفت کیلو 8 ریال نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 1 21 توسط محمد علیمرادی شروع درس2 23 4 1353 امروز یکمی کارم راحت تر شده بود چون یه پسره را آوردن اسمشو نوشتن که 3 کلاس در طهران درس خونده بنابراین فارسی بلده و تماس منو شاگردان راحت تر شده امروز داشتم به بچه ها یاد میدادم که وقتی از دم در کلاس وارد میشن چگونه اجازه بگیرن یه پسره اومد اجازه گرفت ولی شُل گفت گفتم برو دوباره بیا و محکم بگو دو مرتبه رفت و برگشت و دستشو بالا برد و گفت محکم گفتم نه محکم بگو دومرتبه گفت محکم تا آخر بهش فهماندیم که اجازه را باید محکم بگه نه بگه محکم دیروز پس از عمری با یکی از اهالی به باغ آنها رفتیم هنوز چندتائی زردآلو نخورده بودیم که یکمزتبه بارانی گرفت که نگو وسط تابستون که تا حالا یاد ندارم خلاصه هرچی خورده بودیم زهرمارمون شد لا مصب زمستان و تابستان و بهار مثل اینکه اینجافرقی نداره 14 5 1353 یه پسره هست که وقتی میخواد بگه سَر میگه سحر به ترکی یعنی صبح خلاصه برای اینکه بتونه بگه سر فکر کردم و یه بچه دیگه هم سن اون آوردم و به اون گفتم بگو سر به دومی گفتم بگو گفت سحر خلاصه میدونی چی شده آخر کار اولی هم می گفت سَحر 21 5 1353 دیروز رئیس سپاه دانش اداره شهرستان میانه به اتفاق آقایان رستمی و افتخاری برای بازدید به ده آمدند از خانه و مدرسه خیلی خوششان آمده بود اما هنوز روی تخت ننشسته رئیس سراغ دوغ را گرفت اما من فکر کردم سلام و علیک ایشان با دوغ شروع میشه حتماً خداحافظی هم به صورت دوغ بای در میاد نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0 41 توسط محمد علیمرادی شروع درس 1 چهارشنبه 12 4 1353 ساعت 5 4 وای وای یه رگباری از ساعت 5 3 شروع شد که تا ساعت 4 ادامه داشت به عمرم همچنین رگباری ندیده بودم پشت بام اطاقم مثل آبکش شد و از هر طرف آب سرازیر شد طوری که کف اطاق خیس خیس شد وقتی رگبار بنداومد رفتم ببینم مدرسه عیب نکرده دیدم نه الحمد الله هنوز پا بر جاست وقتی به منزل برگشتم دیدم یه زنه اومده بود و وقتی اطاق را میدید هی میگفت چخ الحمدالله پرسیدم چی میگه گفتند میگه الحمدالله خیلی خوبه اطاق سپاهی عیب نکرده پیش خودم گفتم نه والله اصلاً عیبی نکرده پنجشنبه 13 4 1353 الان اطاقم و عوض کردم و به منزل یکی از اهالی بنام حاج علی اومدم تا اطاق اولم را برای مدتی به کلاس تبدیل کنیم اینجا به نظرم خیلی تاریک میاد و پرده های متعددی که به در و دیوار آویزان است حدود 11 عدد دلم را میزنه آن اطاق خیلی خوب بود چون عکسهای دلخواهم رو به در و دیوار زده بودم ولی اینجا یک عکسهای عجیب و غریبی مثلاً چند عکس اهالی ده یک عکس تبلیغ کرم و چند عکس دیگر را بطور کج و معوج بدرو دیوار زدند که هنوز روم نشده بگم از دیوار بکنند خلاصه حالا هم که دلم خیلی گرفته یکسری به بیرون بزنم ببینم چی میشه 16 4 1353 خدا رحم کنه واقعاً مگه خدا رحم کنه دیشب توی یک اطاق میز و نیمکت ها رو چیدم و گفتم بچه ها از امروز به مدرسه بیایند امروز که در حدود 20نفر از 42 نفر اومده بودند چون بقیه دختر های بزرگ و پسرهای بزرگ بودند که دسته اول بعلت تعصب شدید و دسته دوم بعلت کار زیاد نیومه بودند و راستش منم جرات نکردم زیاد پا فشاری کنم چون فکر میکردند منافع شخصی در کاره برای همینه که در بین شاگردان فقط 3 دختر کوچک بود که پدرانشان سنت شکنی کرده و آنها را فرستاده بودند خلاصه هر کاری کردم در جلسه اول نتوانستم حتی یک کلمه با آنها صحبت کنم فقط با کمک یک مترجم موفق شدم به آنها بفهمانم وقتی پرسیدم اسمت چیه خودتو معرفی کن که آنهم اول به ترکی پرسیدم آدون ندی فامیلی ازوندی تا بعد به فارسی آنها را عادت دادم تا در برابر اسمت چیه خود را معرفی کنند با این حال فکر نمیکنی باید بگم خدا رحم کنه چون من همیشه نمیتونم یک مترجم توی کلاس نگه دارم چون در آن صورت حرفهای خودمم یادم میره امشب وقتی به خانه اومدم خواستم سالاد درست کنم فوراً پیاز و خیارو گوجه را حاضر کردم تازه درست کرده بودم که یادم اومد سرکه ندارم میدانستم همسایه ها هم ندارند بنابراین فکری کردم و مقداری رب گوجه رو آب کردم و توی آن ریختم البته چیز بدی نشد ولی سالاد هم نشد شاید یک دسر جدید بود ولی من دوست نداشتم بنابراین ریختم توی سطل آشغال بگو آخر با این آشپزیت یادم هست حدود دو سال پیش توی اراک با حبیب پسر عمه ام رفته بودیم که پنبه بخریم طبیعتاً پنبه را حبیب روی دوشش گذاشت چون من مهمان بودم یارو پنبه فروشه گفت آقا سپاهی هستید گفتم نخیر ولی باور کن یارو از اینکه فکر کرده بود من سپاهی هستم گل از گلم شکفته بود ولی حالا درست پس از دوسال میدانم این افراد چه رنجهای را باید متحمل شوند و چه آدمهای فلک زده ای هستند چون درست موقعی هم که جیم میشوند هنوز ترس دارند که نکنه گند آب در بیاد حالا می بینی طرز فکر انسان در سالهای متمادی چقدر فرق داره یعنی همون چیزی را که امروز آرزو میکنی ممکنه 2 سال دیگه ازش متنفر بشی ولی ما دیگه ول کنش نیستیم میخواهم انشاالله از این دو سال به بهترین وجه ممکنه استفاده کنم نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 1 10 توسط محمد علیمرادی سه شنبه 28 2 1353 ساعت 15 9 شب امشب ساعت هفت بعدازظهر به آندرسی رفتم اما اکبری و دوستش رحیمی مثل اینکه به مرخصی دو ماهه رفتن بنابراین فوری برگشتم تا تاریک نشده خودم را به روستا برسانم در بین راه دیدم یک سگ گله بطرف من میاد خودمو جمع و جور کردم و پا به فرار گذاشتم که من بدو سگه بدو از یک باتلاق پریدم که شلوارم لجنی شد و خدائی بود که در این لحظه چوپانه رسیدو مارو نجات داد وقتی هن هن کنان سربالائی تپه را طی می کردم و عرق ترس از صورتم سرازیر بود متوجه شدم یکی صدام میزنه برگشتم دیدم چوپونست میگفت هی یادت نره آب طلا بخوری شاید ترسیده باشی در حالی که به مسخرگی زندگی و پوچی رویاهای خود پوزخند میزدم و رادیو ترانه یکروز شادی و یکروز غم رو پخش می کرد از تپه سرازیر شدم پریروزا دوستم اکبری به یکی از اهالی آندرسی گفته بود بیائید کمک کنید یک حمام کوچک درست کنیم میدونی چی جواب داده بود گفته بود ما 75 سال عمر کردیم حمام نداشتیم ا...
|