Meta tags:
description= سرگرمی سرگرمی;
Headings (most frequently used words):
ترول, سرگرمی, طنز, از, حال, در, های, لحظه, لذت, ببريد, استفاده, روش, هاي, قرون, وسطي, عصر, تكنولوژي, كار, خير, آلبرت, انیشتین, داستان, تنها, آرزوی, یک, بنده, قیافه, مراقب, امتحان, اینم, یه, با, دیگه, شوخی, جالب, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
شما (17), این (16), کرد (14), مسجد (14), است (11), مرد (11), شود (11), نوشته (10), شده (10), تمام (10), اين (9), ۱۳۹۸ (8), گفت (8), ساعت (7), توسط (7), انجام (7), خرداد (6), های (6), مرتضی (6), راه (6), زمین (6), برای (6), کار (6), آزمايشگاه (6), پسر (6), دانشجو (6), خانه (5), درس (5), شنبه (5), چهارم (5), ترول (5), #امتحان (5), بنده (5), بلند (5), همه (5), كار (5), دست (5), اول (5), وزنه (5), بود (5), آتش (5), پدر (5), لحظه (5), استاد (5), نوع (5), حال (4), روی (4), چرا (4), خودش (4), سرگرمی (4), ميشود (4), اما (4), هيچ (4), چقدر (4), انیشتین (4), اگر (4), بار (4), داد (4), باعث (4), خدا (4), نمي (4), کند (4), هاي (4), پيرمرد (4), شعله (4), سال (4), درآن (4), فروردین (3), زمان (3), خواست (3), بعد (3), دوست (3), آسمان (3), تنها (3), گرفت (3), كرد (3), خداى (3), جاده (3), كنم (3), ميدانى (3), فكر (3), زنان (3), باشد (3), شوند (3), پاسخ (3), بخواند (3), راهی (3), خورد (3), لباسهایش (3), همان (3), دیگر (3), چراغ (3), داشت (3), ادامه (3), دوم (3), جواب (3), نمی (3), خواهد (3), خوردن (3), گناهان (3), بخشید (3), رها (3), صورت (3), کردن (3), دهد (3), خود (3), بودن (3), اديسون (3), سازي (3), ديد (3), عمرش (3), منظره (3), نگاه (3), دارد (3), دانش (3), وسیله (3), روزی (3), معلم (2), واسه (2), شدیم (2), لباس (2), درشت (2), مجلسی (2), بابا (2), آخه (2), سمت (2), جالب (2), دیگه (2), مراقب (2), كنار (2), اقيانوس (2), آرزوى (2), آورده (2), رعد (2), سرش (2), جانب (2), آمد (2), ترا (2), توانم (2), بايد (2), كنند (2), مصرف (2), نمى (2), آنگاه (2), بفهمانى (2), باندى (2), طنز (2), وقتی (2), نوشت (2), فکرش (2), کنیم (2), ولی (2), آلبرت (2), نظر (2), مردی (2), صبح (2), خواب (2), پاک (2), برگشت (2), عوض (2), دوباره (2), مجدداً (2), دیدم (2), دادند (2), بدست (2), وارد (2), نماز (2), تعجب (2), شیطان (2), شدم (2), برگشتید (2), افراد (2), قصد (2), تلاش (2), کنید (2), مثل (2), درسی (2), کارتان (2), میشود (2), روش (2), قرون (2), استفاده (2), زنجیر (2), اتمام (2), فقط (2), نوعی (2), يكي (2), ساختمان (2), بزرگترين (2), عشق (2), اطلاع (2), سوزد (2), كاري (2), كسي (2), آيد (2), انديشيد (2), كند (2), نشسته (2), سوختن (2), بيني (2), زيباست (2), رنگ (2), وجود (2), زيبا (2), چنين (2), زيبايي (2), پسرم (2), لذت (2), ديگر (2), فردا (2), ادیسون (2), اختراع (2), پاس (2), شدن (2), علم (2), تاریخ (2), عاقبت (2), جزوه (2), چشم (2), کرده (2), کلمات (2), اعمال (2), هلو (2), متغیر (2), عالم (2), انواع (2), روند (2), نمیکند (2), موجودی (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پنجشنبه, بیست, نهم, یادتون, نمیاد, دادن, نداشت, کنه, سراتون, میز, زنگ, بخوره, اینکه, آرامشش, نزنیم, تهدید, اگه, شلوغ, کنین, بازم, میدم, خانمه, میگم, اصلن, سایز, نیست, میگه, چاق, نیستما, اذیت, میکنید, میوه, مگه, رفتم, پلیس, مترو, گفتم, خسته, نباشید, زحمت, میکشید, کلی, تشکرکرد, وظیفه, فکرکردم, صمیمی, اومدم, تنفگشو, بگیرم, حمله, بهم, بودیم, همش, عروسیا, سؤال, ذهنم, سرگرم, میکنه, پسرخاله, بابای, داماد, اون, وسط, داره, میرقصه, انقدر, شاد, خوشحاله, الان, وایت, واکرا, آفتابیه, اونوقت, ایران, برف, اومده, شوخی, اینم, قیافه, خدايي, قدم, ميزد, زير, دعايي, زمزمه, ميكرد, نگاهى, آبى, درياى, لاجوردين, ساحل, طلايى, انداخت, خدايا, مرا, كنى, ناگاه, ابرى, سياه, پوشاند, برقى, هياهوى, برق, صدايى, عرش, اعلى, بگوش, رسيد, ميگفت, آرزويى, دارى, محبوب, ترسان, لرزان, كريم, خواهم, بين, كاليفرنيا, هاوايي, بسازى, وقت, دلم, رانندگى, متعال, ندا, بخاطر, وفادارى, بسيار, ميدارم, خواهش, تقاضاى, دشوار, فرمان, دهم, فرشتگانم, آرام, آسفالت, آهن, سيمان, فولاد, اينها, بدهم, آيا, توانى, ديگرى, بكنى, مدتى, فرو, رفت, آورم, بمن, گريند, احساس, درونى, شان, چيست, اصلا, ياد, بدهى, چگونه, توان, خوشحال, صدايي, باريتعالى, خواسته, چهار, آرزوی, داستان, گویند, مریلین, مونرو, نامه, البرت, بکن, ازدواج, بچه, یمان, زیبایی, هوش, نبوغ, محشری, اقای, ممنون, لطف, دلبازی, خانم, واقعا, غوغایی, سکه, بکنید, قضیه, عکس, رسوایی, بزرگی, خواستگارش, یکشنبه, ۱۳۸۸, محمود, رفیعی, بدهيد, زود, بیدار, نمازش, پوشید, کثیف, نقطه, برخورد, نامش, پرسید, افتادید, آوردم, بتوانم, راهتان, روشن, کنم, تشکر, راهشان, طرف, همین, رسیدند, رفتن, داخل, خودداری, درخواستش, دوبار, تکرار, شنید, هستم, شنیدن, توضیح, بودم, رفتید, خودتان, تمیز, کردید, حتی, تشویق, ماندن, نکرد, بلکه, جدیت, بیشتر, خاطر, خانواده, ترسیدم, بشوم, دهکده, تان, بنا, براین, سالم, رسیدن, مطمئن, ساختم, خیری, دارید, دهید, تعویق, نیاندازید, زیرا, هرگز, دانید, اجر, پاداش, ممکن, ازمواجه, سختی, حین, خیر, دریافت, خير, حتماً, برايتان, اتفاق, افتاده, بخواهيد, کتابی, درسي, غير, بخوانيد, ملزم, قسمتی, پروژه, دانشگاه, کارهایی, قبيل, ساعتي, معین, طبق, برنامه, باشيد, طور, دائم, کنيد, قول, معروف, دلتان, رود, گاهی, اوقات, تنبلی, مستمر, ندهید, چاره, وسطی, مدرن, طراحی, کشيدنتان, فراري, نداشته, باشید, واقع, کيلويي, اصلاً, پای, آسیب, زند, هنگامی, داريد, يادآوري, هنوز, زمانش, نشده, البته, صدایی, یادآوری, مجبور, شوید, تعیین, شايد, قیمت, 115, دلاری, کمی, زياد, متفاوت, ترغيب, داشتن, خصوص, خواندن, زنجیرش, کتابخانه, بروید, مطالعه, وسطي, عصر, تكنولوژي, سنین, پيري, كشف, لامپ, ثروتمندان, آمريكا, شمار, ميرفت, درآمد, سرشارش, كمال, مجهزش, بزرگي, هزينه, روز, اختراعي, جديد, شكل, آماده, بهينه, ورود, بازار, همين, روزها, نيمه, اداره, نشاني, پدرش, حقيقتا, ماموان, جلوگيري, گسترش, ساير, ساختمانها, آنها, تقاضا, داشتند, موضوع, نحو, قابل, قبولي, رسانده, احتمالا, شنيدن, خبر, سكته, لذا, بيدار, كردن, منصرف, محل, حادثه, رساند, کمال, مقابل, روي, صندلي, حاصل, نظاره, تصميم, جلو, نرود, آزار, ندهد, بدترين, شرايط, بسر, برد, ناگهان, برگرداند, صداي, شار, شادي, اينجايي, آميزي, حيرت, آور, بنفش, علت, گوگرد, فسفر, آمده, واي, خداي, خيلي, كاش, مادرت, اينجا, كمتر, طول, امكان, ديدن, چیست, حيران, گيج, زندگيت, صحبت, كني, چطور, ميتواني, بدنم, لرزد, خونسرد, مامورين, تلاششان, بهترين, بردن, ايست, تكرار, نخواهد, مورد, باز, كنيم, الآن, موقع, نيست, امكاني, نخواهي, خرابه, ارزش, زیادی, بلا, اشتباهات, سوخت, شکر, توانیم, شروع, توماس, آلوا, مجددا, جديدش, مشغول, بشريت, يعني, ضبط, صدا, تقديم, جهانيان, نمود, آري, گرامافون, درست, واقعه, ببريد, جور, کاتالیزور, درصورت, همکاری, ابروبادومه, وخورشیدواینا, دانشجورا, بشری, چکیده, گذشته, معمولاً, سرکارگذاشته, شاهد, ماجرای, سوخاری, قوت, قلبی, آفت, قلب, ملخ, ظلمانی, یلدا, سوانح, سوختگی, ناکجاآباد, شبی, نسکافه, قهوه, والیوم, آورتر, دراین, انسان, مصائب, بشر, کنسانتره, نوش, جان, زلزله, میان, ایام, ودهان, رقص, پایکوبی, کتاب, سلسله, اعصاب, محیطی, مرکزی, سری, ننگین, عرضه, کاره, شخص, دهنده, آخر, خوش, خرمی, برو, گلو, توجه, درجه, درایت, تیزی, مراقبان, تواند, هلویش, ازهسته, دارو, خاردارتا, طعم, موز, وحال, بیراهه, اتفاقاًآخرش, هدف, ختم, نامشروع, تقلب, منبع, ژنراتور, نیروگاه, انسانیت, تبلور, دانایی, کوه, توانایی, مایه, افتخارما, هستی, ترین, موجود, خودصفا, اندووفا, دارنده, اقسام, شفا, ضدجفا, یاری, گری, ضعفا, الخلفا, شعورسنج, نفرت, انگیزی, نوبت, نیزه, درچشم, دانشجوفرومی, اورا, عمق, نادانی, واقف, کنند, لورفتن, آنهابه, حماسه, سازی, دانشجویان, منتهی, مختلف, تشریحی, سیانوری, تستی, گورگوری, مگوری, سوال, تبلورمیزان, مهارت, ودودره, بازی, بهانه, همیشگی, اعتراض, عاملی, آوردن, دانشجوعلاوه, برغرزدن, مشجع, دیگری, نیزبایدانجام, قلم, وصف, قاصر, نمره, خورشیدطلوع, زمانی, اسب, دانشجومی, خواهدسربه, آدم, نباشد, روزشغال, هاعمیق, روزلبخندهای, استراتژیک, ودشمن, باهم, ودرکنارهم, قربانگاه, روزامتحان, ستم, کاروریا, پیشه, متاسفانه, وگوش, وباقی, حواس, سیستمی, نقش, دزدگیرمنازل, سرجلسه, ایفا, میکند, گالری, سینه, مراقبم, شماچطور, دستگاه, فلزیاب, دیکشنری,
Text of the page (random words):
سرگرمی سرگرمی سرگرمی طنز دیکشنری امتحان مراقب موجودی ستم کاروریا پیشه که متاسفانه چشم وگوش وباقی حواس را دارد سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سرجلسه ایفا میکند گالری ضد حال موجودی که روی سینه اش نوشته شده من مراقبم شماچطور یک نوع دستگاه فلزیاب روزامتحان روزی که درآن خورشیدطلوع نمیکند زمانی برای رم کردن اسب ها لحظه ای که درآن دانشجومی خواهدسربه تن عالم آدم نباشد روزشغال روزی که درآن نگاه هاعمیق می شوند روزلبخندهای استراتژیک روزی که درآن دوست ودشمن باهم ودرکنارهم به قربانگاه می روند نمره تبلورمیزان دانش مهارت ودودره بازی دانشجو بهانه ای همیشگی برای اعتراض وسیله ای که استاد با آن چه ها نمیکند عاملی که برای بدست آوردن آن دانشجوعلاوه برغرزدن اعمال مشجع دیگری را نیزبایدانجام دهد که قلم در وصف آن قاصر است سوال یک نوع شعورسنج استاد و دانشجو کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه درچشم دانشجوفرومی روند و لحظه به لحظه اورا به عمق نادانی اش واقف تر می کنند لورفتن آنهابه حماسه سازی دانشجویان منتهی میشود انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گورگوری مگوری متغیر است استاد منبع علم ژنراتور دانش نیروگاه انسانیت تبلور دانایی کوه توانایی مایه افتخارما بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم خودصفا اندووفا دارنده انواع و اقسام شفا ضدجفا یاری گری ضعفا معلم الخلفا تقلب یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش و خرمی دارد نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد و مراقبان می تواند نوع هلویش ازهسته دارو خاردارتا آب هلو با طعم موز عشق وحال متغیر باشد بیراهه ای که اتفاقاًآخرش به هدف ختم می شود یک نوع وسیله درس پاس کردن نامشروع شب امتحان شب ملخ شب ظلمانی یلدا شب سوانح و سوختگی ناکجاآباد دانشجو شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند دراین شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را به صورت کنسانتره نوش جان می کند یک نوع زلزله در میان ایام سال شب چشم های پف کرده ودهان های کف کرده شب رقص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو جزوه یک جور کاتالیزور که درصورت همکاری ابروبادومه وخورشیدواینا دانشجورا به سمت پاس شدن درس هل می دهد تمام همه علم بشری چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد وسیله ای که معمولاً دانشجو با آن سرکارگذاشته می شود تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود از لحظه حال لذت ببريد درسی از ادیسون اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد اين آزمايشگاه بزرگترين عشق پيرمرد بود هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت پسر تو اينجايي مي بيني چقدر زيباست رنگ آميزي شعله ها را مي بيني حيرت آور است من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است واي خداي من خيلي زيباست كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت نظر تو چیست پسرم پسر حيران و گيج جواب داد پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني چطور ميتواني من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي پدر گفت پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم الآن موقع اين كار نيست به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد استفاده از روش هاي قرون وسطي در عصر تكنولوژي مطالعه با غل و زنجیر حتماً شما هم مثل من برايتان اتفاق افتاده که بخواهيد کتابی درسي یا غير درسی را بخوانيد یا ملزم به انجام قسمتی پروژه ی دانشگاه و کارهایی از این قبيل در ساعتي معین و طبق برنامه باشيد اما به طور دائم کارتان را رها می کنيد و به قول معروف دست و دلتان به کار نمی رود گاهی اوقات تنبلی باعث میشود که کار را به صورت مستمر انجام ندهید چاره این است که از روش های قرون وسطی استفاده کنید این وزنه ی مدرن طراحی شده تا با به زنجیر کشيدنتان هيچ راه فراري تا اتمام زمان کار نداشته باشید در واقع این وزنه 9 5 کيلويي اصلاً به پای شما آسیب نمي زند و فقط هنگامی که قصد رها کردن کار را داريد به شما يادآوري می کند که هنوز زمانش تمام نشده البته با صدایی بلند اين یادآوری را انجام مي دهد و شما به نوعی مجبور به ادامه کارتان مي شوید اين وزنه خود به خود با اتمام زمان تعیین شده شما را رها می کند شايد قیمت 115 دلاری اين وزنه کمی زياد باشد ولی متفاوت بودن آن شما را ترغيب به داشتن آن نمي کند به خصوص اگر برای درس خواندن با این وزنه و زنجیرش به کتابخانه بروید در كار خير مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد او بلند شد خودش را پاک کرد و به خانه برگشت لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد او دوباره بلند شد خودش را پاک کرد و به خانه برگشت یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید مرد پاسخ داد من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند همین که به مسجد رسیدند مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند مرد دوم پاسخ داد من شیطان هستم مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد شیطان در ادامه توضیح داد من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم وقتی شما به خانه رفتید خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید خدا همه گناهان شما را بخشید من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید به خاطر آن خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید بنا براین من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱۱ ب ظ توسط محمود رفیعی فر نظر بدهيد آلبرت انیشتین پاسخ جالب آلبرت انیشتین به خواستگارش می گویند مریلین مونرو یک وقتی نامه ای نوشت به البرت انیشتین که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند اقای انیشتین هم نوشت ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم واقعا هم که چه غوغایی می شود ولی این یک روی سکه است فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 17 7 توسط مرتضی داستان طنز تنها آرزوی یک بنده يك بنده خدايي كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب دعايي را هم زمزمه ميكرد نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت خدايا ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ناگاه ابرى سياه آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من مرد سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت اى خداى كريم از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم از جانب خداى متعال ندا آمد كه اى بنده ى من من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم اما هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است هيچ ميدانى كه بايد فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنند هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم اما آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى مرد مدتى به فكر فرو رفت آنگاه گفت اى خداى من من از كار زنان سر در نمى آورم ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مي گريند ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد صدايي از جانب باريتعالى آمد كه اى بنده من آن جاده اى را كه خواسته اى دو باندى باشد يا چهار باندى نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 17 5 توسط مرتضی ترول قیافه ی مراقب امتحان نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 17 2 توسط مرتضی ترول ترول ترول نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 17 1 توسط مرتضی سرگرمی اینم یه ترول با حال دیگه نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 17 0 توسط مرتضی شوخی های جالب 1 شما یادتون نمیاد که زمان ما معلم حال درس دادن نداشت و می خواست لش کنه می گفت سراتون روی میز تا زنگ بخوره بعد واسه اینکه آرامشش رو به هم نزنیم تهدید می کرد اگه شلوغ کنین بازم درس میدم این شد که ما این شدیم 2 به خانمه میگم اصلن این لباس سایز شما نیست میگه من چاق نیستما درشت مجلسی ام بابا چرا اذیت میکنید درشت مجلسی آخه میوه ای مگه 3 الان سمت وایت واکرا هم آفتابیه اونوقت ایران برف اومده 4 همش تو عروسیا این سؤال ذهنم رو به خودش سرگرم میکنه که پسرخاله بابای داماد که اون وسط داره میرقصه واسه چی انقدر شاد و خوشحاله 5 رفتم به پلیس دم مترو گفتم خسته نباشید زحمت میکشید کلی تشکرکرد گفت وظیفه است بعد فکرکردم صمیمی شدیم اومدم تنفگشو بگیرم حمله کرد بهم چرا آخه دوست بودیم که نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 12 23 توسط مرتضی خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ blogfa com
|