If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: maman.blogfa.com - .

site address: maman.blogfa.com redirected to: maman.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Thursday 18 June 2026 4:21:40 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=قصه های من و مامانم;

Headings (most frequently used words):

من, از, خانواده, آقای, آرزوهایم, روز, به, شب, قصه, های, مامانم, نسخه, ای, خوب, است, که, روزگار, غریبی, ست, نازنین, خانمها, مبارک, ورود, تهران, برگشت, وداع, شهادت, حضرت, مادر, سفر, کاظمین, سامرا, سه, بعد, آمارگیر, وبلاگ, متن, ادبی, مشخصات, وب,

Text of the page (most frequently used words):
بود (21), مامان (10), بعد (10), برای (9), است (9), های (9), این (9), شنبه (7), یازدهم (7), آذر (7), ۱۴۰۴ (7), روز (7), شیرینی (7), کردیم (7), خیلی (7), حرم (6), شده (6), چقدر (6), #خانواده (5), آقای (5), وقتی (5), شدیم (5), صبح (5), آقا (5), هوای (5), کرد (5), خوب (4), خوردیم (4), رفتیم (4), چای (4), آرزوهایم (4), رسیدیم (4), ساعت (4), مصطفی (4), حضرت (4), بین (4), کاروان (4), قصه (3), مامانم (3), سلام (3), اونقدر (3), بودیم (3), جعبه (3), خیابان (3), عراقی (3), راه (3), نان (3), کردم (3), جایی (3), دادند (3), امام (3), علیه (3), مزار (3), کاظمین (3), شام (3), پرچم (3), مردم (3), الحرمین (3), دور (3), وارد (3), بشویم (3), چند (3), باز (3), حکایت (3), مدت (3), خودشان (3), زرد (3), کنن (3), همیشه (2), دوست (2), مادر (2), میکنم (2), بروید (2), اصلا (2), کاپشن (2), کلاه (2), همان (2), نشود (2), قسمت (2), بودند (2), کربلا (2), آنجا (2), سفارش (2), دادیم (2), دست (2), همگی (2), گفتند (2), سوپ (2), ولی (2), بودم (2), گفتم (2), شود (2), ایشان (2), کردن (2), برگشتم (2), سینا (2), سوار (2), اتوبوس (2), راهی (2), شدم (2), سامرا (2), همه (2), السّلام (2), داد (2), شهادت (2), الله (2), باشد (2), حرف (2), عباس (2), آمد (2), اول (2), چون (2), عجیبی (2), داشت (2), حیدر (2), اینطور (2), آخر (2), رئیس (2), اطراف (2), خریدیم (2), بسیار (2), کارت (2), روی (2), وداع (2), فکر (2), فرودگاه (2), بار (2), خانه (2), پیتزا (2), خوابیدم (2), کباب (2), ایرانی (2), کرده (2), گرفت (2), جمعه (2), کند (2), پیکر (2), عجیب (2), وجود (2), کنند (2), بزنند (2), زندگی (2), صوتی (2), گوش (2), باور (2), کوچه (2), تمامی, حقوق, محفوظ, آمارگیر, وبلاگ, صفحه, اصلی, داشتم, خاطرات, تجربیات, شدنم, بنویسم, گاهی, منظر, پسر, کوچولوم, نقل, قول, مشخصات, مطالب, قدیمی, هوا, توانستید, احساس, گرما, نکنید, میرفتیم, کافی, سردمان, جالبش, دیسی, فلزی, آورده, نصف, واقعا, سیر, درخواست, بگذارند, ببریم, دیدیم, دیس, گذاشتند, اقامت, داشتیم, سوم, سناتور, خرید, فروشی, بنام, پاپا, کنافه, کیفیت, شیرینیش, ناعمه, بغداد, عبور, جلوی, دانشگاه, هتل, صورتمان, شستیم, نهار, خوابیدیم, باب, الاجابه, میدهند, سرگرم, صحبت, طولانی, نگاهی, دیدم, نمی, رسم, مقرر, برگردم, خادم, نانی, بدهند, تبرک, لطف, تازه, دادن, سریع, قرار, گذاشته, باهم, چایخانه, حدود, سمت, برگشتیمو, اینطوری, تایی, نمکگیر, سرداب, غیبت, قبل, نماز, جایش, بوی, زمام, زهرا, علیها, شما, مادرتان, سرنزنید, محال, دانم, اومدین, گیرتان, آوردم, بقول, احسان, عبدی, پور, آورد, صحبتها, حضور, نرجس, خاتون, پررنگ, خلاصه, ساعتی, گذشت, دیدن, موسی, کاظم, دلم, مشهد, معصومه, زاده, صالح, شاه, چراغ, علی, عليه, السلام, طفلان, مسلم, سید, ابراهیم, وبعد, حالم, منقلب, خودم, پدربزرگ, مادربزرگ, هایم, دارم, هرکس, علاقمند, کیف, خوراکی, لابی, منتظر, زیارت, اولی, ذوق, آماده, سفر, مراسم, شور, حال, سیاهی, گره, حاجتمند, پرچمها, زدند, فریاد, عزاداران, انبوه, جمعیت, لحظه, تعدادش, افزوده, برنامه, پشت, بپیوندند, تابوت, نمادین, بزرگ, شرکت, کنندگان, نگاه, داشتند, عرض, تسلیت, تشکر, جدا, نشستیم, همراه, همسرشان, تعدادی, همکاروانیها, مغازه, مدل, کمی, سوغاتی, خانم, مهربان, کدام, اندازه, ارزن, خاک, کوچک, پلمپ, اطلاعات, نوشته, تربت, تبرکی, یاب, الان, مسیر, کوتاه, نزدیک, آداب, کنترل, مسافران, چیز, عادی, ملحفه, چمدانها, جمع, ماشین, نجف, حرکت, رفتند, دقیقا, بیچاره, اونکه, دیده, کربلاتو, برگشت, فقط, خاطرم, هست, بقیه, شاممان, یخچال, گذاشتم, خبر, غیرحضوری, شدن, مدارس, حسابی, خوشحالمون, اینکه, مجبور, نبودیم, بیدار, اضطراب, مشقهای, ننوشته, نداشتیم, آرامش, پارکینگ, ماشینمان, پیش, سوی, منزل, حساب, بریم, رستوران, مورد, علاقمون, احتمالا, بسته, اند, جوجه, غذای, خورده, توافق, نانوشته, سیب, زمینی, آغاز, رانندگی, دوساعته, غلیظ, عادت, موکا, خوابمان, نگیرد, ورود, تهران, ادامه, مطلب, بیست, یکم, خانمها, مبارک, دوازدهم, خرداد, ۱۴۰۵, هرحال, روزها, خاطره, تاریخ, ماندگار, خدا, ماکان, پیدا, درختی, نوزاد, روزه, آغوش, شرف, وطنی, شرفی, روزهای, سختی, انسانیت, بنظرم, گوهر, آدمها, محک, خورد, سرافکنده, هستند, آنهایی, میکردن, شکست, خوریم, تلاش, سراب, آینده, تخیلی, شان, خیال, خام, لگدی, مام, وطن, ذلیل, دوباره, لگام, دهن, برگشتن, کار, شون, ابن, دوران, شبها, مدام, کتاب, پادکست, دادم, بالاخره, مطمئن, دیگه, صدای, بمباران, قطع, بچه, فایلهای, گلستان, بوستان, عطار, کتابهایی, مانند, شازده, کوچولو, دوره, راستی, مطمئنم, پیامهای, بيند, بهش, میگیم, شماره, رنگ, موی, خودش, زنش, عوض, بمبارانهای, شدیدتر, جنایت, جنگی, جنگ, نيروهای, مسلح, ساده, دقایق, تودهنی, محکمی, شغال, گاوهای, شیردهش, زدیم, ایران, یکدفعه, همزمان, جبهه, بجنگد, شکستشان, بدهد, ترس, ناوشان, آتش, میدان, هرشب, مثل, سنگر, حفظ, اتفاق, افتاد, باورش, سخت, روزگار, غریبی, نازنین, دوم, شهریور, ۱۳۹۷, متن, ادبی, نباشی, یادت, نبینی, نگات, خوبه, ندونی, دعات, چهارشنبه, بهمن, ۱۴۰۲, پنجره, تجلی, لیوان, نسکافه, گرم, گربه, جهان, موازی, منی, کتابفروشی, دارد, نسخه,


Text of the page (random words):
قصه های من و مامانم قصه های من و مامانم نسخه ای از من در جهان موازی منی زندگی می کند که یک کتابفروشی دارد یک گربه یک لیوان نسکافه گرم و پنجره ای که رو به تجلی باز است از من و آرزوهایم چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲ مامان خوب است که خوبه ندونی و دعات کنن نبینی و نگات کنن نباشی و یادت کنن متن ادبی جمعه دوم شهریور ۱۳۹۷ مامان روزگار غریبی ست نازنین اونقدر اتفاق در این مدت افتاد که باورش سخت است این بار با وجود بمبارانهای شدیدتر و جنایت های جنگی جنگ برای مردم و نيروهای مسلح ساده تر شده بود از همان دقایق اول تودهنی محکمی به سگ زرد و شغال و گاوهای شیردهش زدیم کی باور می کرد ایران و ایرانی یکدفعه همزمان در چند جبهه بجنگد و اینطور شکستشان بدهد تا جایی که خودشان از ترس ناوشان را آتش بزنند که وارد میدان نشود و کی باور می کرد مردم هرشب خیابان ها را کوچه به کوچه مثل سنگر حفظ کنند راستی مطمئنم سگ زرد پیامهای ما را می بيند چون از وقتی بهش میگیم سگ زرد شماره رنگ موی خودش و زنش را عوض کرده من در ابن دوران شبها تا صبح مدام کتاب صوتی و پادکست گوش دادم تا بالاخره مطمئن می شدم دیگه صدای بمباران قطع شد و بعد می خوابیدم بچه ام هم فایلهای صوتی گلستان و بوستان و حکایت های عطار و کتابهایی مانند شازده کوچولو را گوش داد و دوره کرد روزهای سختی بود برای انسانیت و بنظرم گوهر وجود آدمها محک خورد چقدر سرافکنده هستند آنهایی که فکر میکردن شکست می خوریم و تلاش کردن در سراب آینده ی تخیلی شان جایی برای خودشان باز کنند و به خیال خام خودشان لگدی به مام وطن بزنند چقدر ذلیل دوباره لگام به دهن برگشتن سر کار و زندگی شون چقدر بی وطنی عجیب است عجیب تر از بی شرفی چقدر درختی که پیکر نوزاد چند روزه را در آغوش گرفت با شرف بود خدا کند پیکر ماکان پیدا شود در هرحال این روزها در خاطره تاریخ ماندگار شد از من و آرزوهایم سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ مامان روز خانمها مبارک از من و آرزوهایم جمعه بیست و یکم آذر ۱۴۰۴ مامان ادامه مطلب ورود به تهران وقتی رسیدیم شب شده بود حساب کردیم تا بریم خانه رستوران های مورد علاقمون احتمالا بسته اند پس شام را در فرودگاه خوردیم اونقدر این مدت کباب و جوجه کباب و غذای ایرانی خورده بودیم همگی در یک توافق نانوشته شام پیتزا و سیب زمینی سفارش دادیم و در آخر برای آغاز یک رانندگی دوساعته مصطفی که این مدت به چای غلیظ عراقی عادت کرده بود یک چای گرفت و من یک موکا تا در راه خوابمان نگیرد در پارکینگ سوار ماشینمان شدیم و پیش به سوی منزل در بین راه خبر غیرحضوری شدن مدارس حسابی خوشحالمون کرد و از اینکه مجبور نبودیم صبح ساعت شش بیدار بشویم و اضطراب مشقهای ننوشته را نداشتیم حس آرامش کردیم وقتی رسیدیم خانه من فقط خاطرم هست جعبه پیتزا را که از بقیه شاممان بود در یخچال گذاشتم و خوابیدم خانواده آقای ب سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ مامان روز برگشت صبح حرکت مصطفی و سینا باز رفتند برای وداع دقیقا حکایت ما شده بود حکایت بیچاره تر اونکه دیده باشد کربلاتو من هم ملحفه ها و چمدانها را جمع کردم و ماشین آمد و راهی نجف شدیم فرودگاه آداب عجیبی برای کنترل بار مسافران داشت ولی بعد از آن همه چیز عادی بود الان که برگشتم حس میکنم چقدر این مسیر کوتاه و نزدیک بود و من همیشه فکر می کردم چقدر دور است خانواده آقای ب سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ مامان شب وداع شب آخر به همراه رئیس کاروان و همسرشان و تعدادی از همکاروانیها به مغازه های اطراف حرم رفتیم و از شیرینی مصطفی چند مدل شیرینی خریدیم و کمی سوغاتی اطراف حرم خریدیم و خانم رئیس کاروان که بسیار مهربان بودند سه تا کارت به ما دادند که روی هر کدام به اندازه یک ارزن خاک کوچک پلمپ شده بود و روی کارت اطلاعات نوشته بود ایشان گفتند این تربت تبرکی است و بسیار کم یاب است و خیلی تشکر کردیم و بعد از کاروان جدا شدیم و رفتیم در بین الحرمین نشستیم و خانواده آقای ب سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ مامان شب شهادت حضرت مادر برنامه اینطور بود که ساعت نه شب کاروان ها از پشت خیابان حرم به هم بپیوندند و با یک تابوت نمادین و یک پرچم خیلی بزرگ که شرکت کنندگان آقا دور تا دور پرچم را نگاه می داشتند برای عرض تسلیت به حرم حضرت عباس سلام الله علیه وارد بشویم و بعد وارد بین الحرمین بشویم و مراسم شور و حال عجیبی داشت پرچم های سیاهی که به ما دادند گره های که مردم حاجتمند به پرچمها می زدند فریاد حیدر حیدر عزاداران در بین الحرمین انبوه جمعیت که هر لحظه به تعدادش افزوده می شد خانواده آقای ب سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ مامان سفر به کاظمین و سامرا شب بعد از شام هرکس که علاقمند بود یک کیف خوراکی به دست در لابی منتظر بود ما هم که زیارت اولی با ذوق آماده بودیم اتوبوس آمد و اول سر مزار طفلان مسلم رفتیم بعد سید ابراهیم وبعد کاظمین کاظمین خیلی حالم منقلب شد چون خودم خیلی پدربزرگ مادربزرگ هایم را دوست دارم و خوب با دیدن مزار امام موسی کاظم علیه السّلام دلم هوای مشهد را کرد هوای حضرت معصومه را هوای امام زاده صالح را هوای شاه چراغ را و هوای آقا علی عباس عليه السلام را بعد سامرا قبل از نماز صبح رسیدیم همه جایش بوی امام زمام علیه السّلام را می داد به آقا گفتم روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها باشد و شما به مزار مادرتان سرنزنید محال است آقا می دانم که اومدین گیرتان آوردم و بقول احسان عبدی پور حرف حرف آورد و در این صحبتها حضور نرجس خاتون خیلی پررنگ بود و خلاصه که ساعتی گذشت بعد راهی سرداب غیبت شدم بعد هم گفتند از باب الاجابه بروید سوپ و نان میدهند ولی من که خیلی سرگرم صحبت شده بودم به صف طولانی سوپ نگاهی کردم و دیدم نمی رسم سر ساعت مقرر برگردم به خادم گفتم می شود نانی به من بدهند برای تبرک و ایشان لطف کردن و نان تازه ای به من دادن و من سریع برگشتم در جایی که با مصطفی و سینا قرار گذاشته بودم و نان را باهم قسمت کردیم و با چای عراقی که در چایخانه می دادند خوردیم و حدود ساعت شش صبح سوار اتوبوس به سمت کربلا برگشتیمو اینطوری بود که سه تایی نمکگیر آقا شدیم در راه از بغداد عبور کردیم و از جلوی دانشگاه آنجا رد شدیم وقتی رسیدیم هتل دست و صورتمان را شستیم نهار خوردیم و همگی خوابیدیم از من و آرزوهایم سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ مامان سه روز بعد سه روز در کربلا اقامت داشتیم و ما در روز سوم رفتیم خیابان سناتور و خرید کردیم و آنجا یک شیرینی فروشی بنام پاپا کنافه بود که خیلی کیفیت شیرینیش خوب بود و یک ناعمه با سه چای عراقی سفارش دادیم قسمت جالبش این بود که شیرینی را در دیسی فلزی آورده بودند و وقتی نصف شیرینی را خوردیم واقعا سیر شده بودیم درخواست کردیم شیرینی را در جعبه بگذارند که ببریم دیدیم شیرینی را با دیس در جعبه گذاشتند هوا اونقدر خوب بود که هم روز می توانستید حرم بروید و اصلا احساس گرما نکنید و هم شب با یک کاپشن و کلاه به حرم میرفتیم و همان کلاه و کاپشن کافی بود تا اصلا سردمان نشود خانواده آقای ب سه شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۴ مامان مطالب قدیمی تر مشخصات وب سلام همیشه دوست داشتم خاطرات و تجربیات مادر شدنم را بنویسم گاهی هم از منظر پسر کوچولوم نقل قول میکنم صفحه اصلی آمارگیر وبلاگ b l o g f a c o m تمامی حقوق برای قصه های من و مامانم محفوظ است
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • قصه های من و مامانم

Verified site has: 14 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-14


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  blogfa.com  Verify


The site also has 1 references to external domain(s).

 1abzar.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Thu, 18 Jun 2026 04:21:40 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/maman.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=icj09YPoQb1SDMGctwBZpFbvLE0XHwruc6y3T8hp46GDMUAmHszv0%2FhR0EaHeEg8z2XPaWFTakAby0XAyMAEbz02WlaayIqFCemtOLiNr073N5UF60LA2JVQSBS2%2BI2UQEo4 ]
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
CF-RAY a0d7822e2f8679d6-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Thu, 18 Jun 2026 04:21:40 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=4aNHOQ3WW9p%2BsYDAoaWzAhvffx2QpRDlzDfgcNx5LqWoXLSR3El615K34Ht349%2BX6PNpQl4MfJTW7Jq54sO41sgXNtFYVORbd5RNZ5s08OELnEv0no8tRjOXdjsmQ6%2FYl8Yu ]
cf-cache-status DYNAMIC
content-encoding gzip
cf-ray a0d7822efa85f82e-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="theme-color" content="#3c5a98"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="قصه های من و مامانم"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="قصه های من و مامانم"
property="og:site_name" content="قصه های من و مامانم"
property="og:description" content="قصه های من و مامانم"
name="twitter:title" content="قصه های من و مامانم"
name="twitter:description" content="قصه های من و مامانم"

Load Info

page size6102
load time (s)0.256363
redirect count1
speed download23835
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"