Meta tags:
description= ...عاشقانه های منو زندگی;
Headings (most frequently used words):
های, عاشقانه, منو, زندگی, پست, ثابت, تا, آخر, شهریور, نیستم, اینو, میخوام, for, the, rest, of, my, life, دو, روز, خوب, انتخاب, رشته, آزمون, اصلی, دکتر, پوست, دوباره, روزه, سکوت, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (17), فاطمه (16), ساعت (15), بود (15), ایشون (13), ۱۳۹۴ (12), شده (12), خیلی (12), خونه (11), مرداد (10), توسط (10), sahar (10), اون (10), این (9), همه (8), رفتیم (8), مامان (8), گفت (7), دارم (7), زنگ (7), ولی (7), اونجا (7), بودم (6), بریم (6), همین (6), منو (6), کنم (6), یکم (6), زندگی (5), شنبه (5), پست (5), اومدیم (5), دوستون (5), معده (5), نفر (5), دیگه (5), درد (5), البته (5), #انتخاب (5), عبدلی (5), دفترِ (5), نبود (5), شما (4), های (4), رفتم (4), خالی (4), منم (4), گفتم (4), بیاید (4), الان (4), واسه (4), خاطر (4), پیش (4), اصلا (4), خدا (4), بیرون (4), فکر (4), زدم (4), کلی (4), بودن (4), صبح (4), رشته (4), خانم (4), طهوری (4), گفتن (4), آقای (4), یکی (4), روز (4), میخوام (4), پسر (3), دنیا (3), عشقم (3), عاشقانه (3), برای (3), دور (3), وبلاگ (3), ادامه (3), اومدم (3), چون (3), جای (3), رمز (3), مادر (3), جون (3), بزنیم (3), زدیم (3), خلوتِ (3), میریم (3), بالا (3), پایین (3), کنکور (3), دادن (3), دوشنبه (3), کردم (3), باشه (3), دوستان (3), فراموش (3), آزمون (3), آیین (3), نامه (3), داشتم (3), بدم (3), کلا (3), موندیم (3), بودیم (3), چرا (3), میکرد (3), فقط (3), نشستیم (3), حالا (3), استرس (3), داشتن (3), دانشگاه (3), دایی (3), کار (3), شاد (3), دفتر (3), کردیمو (3), زدیمو (3), زیاد (3), you (3), اینو (3), تیر (2), مدیر (2), سوم (2), خوش (2), گذشت (2), لطفا (2), ثابت (2), اومد (2), بیا (2), کوچه (2), قدم (2), دوس (2), اکی (2), دادمو (2), دیدم (2), ماشینو (2), معنیِ (2), تکون (2), داد (2), مامانم (2), عرض (2), داره (2), خاله (2), داییم (2), اونم (2), دوباره (2), محمد (2), ببره (2), سحر (2), محمدو (2), بیشتر (2), موقع (2), باید (2), نیست (2), میگم (2), احساس (2), میکنم (2), پشت (2), وقت (2), اینکه (2), دفعه (2), دکتر (2), همون (2), کسی (2), کرده (2), ششم (2), امروز (2), شهری (2), شبم (2), دردم (2), سری (2), تموم (2), اصن (2), رفت (2), بعد (2), امضا (2), خانوم (2), آقا (2), منشیه (2), کنید (2), خودم (2), نکنه (2), دونه (2), کرد (2), شدو (2), نوبت (2), وقتی (2), میگیرم (2), راستش (2), گرفتم (2), راجع (2), اصلی (2), میگفتن (2), دیروز (2), پردیس (2), مرکزی (2), قرار (2), دخیِ (2), خجالت (2), بچه (2), برام (2), توضیح (2), برم (2), معذرت (2), خِبره (2), آقایی (2), معرفی (2), کردن (2), راه (2), گفتیم (2), نور (2), حرکت (2), حواسم (2), دوربین (2), داشت (2), منتظر (2), نماز (2), چند (2), نمیدونم (2), جواب (2), خیابون (2), سیاسی (2), الانم (2), فیلم (2), نگاه (2), خوبی (2), دلم (2), اطراف (2), برگشتیم (2), اینم (2), رفته (2), خوب (2), راضی (2), اینجا (2), هستم (2), here (2), with (2), for (2), نیستم (2), دوست (2), آرامش (2), بیست (2), سلام (2), آخر (2), شهریور (2), blogfa, com, بدترین, بهترین, ماه, دهکده, عشق, خودکشی, پســــــــره, دلتنگ, خدای, هایم, سعید, هام, حسین, غلامی, خواه, تنـــــــهایـی, هیچستان, پرنسس, صورتی, داستان, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, خانه, مطالب, قدیمی, همایش, دوستام, دوستانی, میخوان, آدرس, وبلاگشون, بزارن, براشون, میفرستم, بلوارِ, زدنو, بگیم, برداریم, چرخ, سرشو, میزاری, خطرناکه, میایم, کوچشون, زیادی, باز, کوچیکه, ارم, دختر, امسال, رتبشم, 380, رشتشم, انسانی, روزه, سکوت, پنچر, گیری, بگی, میگه, تورو, بردم, رانندگی, برده, حداقل, هایی, میشه, بدن, درسته, بین, انصاف, پنجم, دیشب, موهام, شدن, دکترم, اردیبهشت, داده, نرفتیم, فردا, میبریم, گفته, موهات, ریزش, نداره, قبلیِ, بازم, اگه, رمزو, نداشت, نظرات, بگه, وبش, میزارم, پوست, اصلیِ, بزرگه, بالاخره, یکیشون, حال, امروزمو, میزنه, قیافه, ناله, برگشتم, بابا, حالمو, نگرفتن, خداااا, نشستم, امتحان, دادم, شهریو, چشام, سیاهی, اثر, انگشت, اسممو, خانومه, لیست, پره, تامون, ساله, موندید, قبولید, اینجارو, میمردمو, همشم, میگفتم, نمیخونه, شدم, پاسخ, برگاو, تستاشونو, سرهنگه, چیزایی, کارتکسامون, برگه, مشخصات, فرد, روش, مینوشتو, میداد, اسمارو, صدا, اونایی, صداشون, کارتکسو, میزاشتن, پرونده, میرفتن, سرهنگ, تستارو, پخش, سوالو, نزدم, آخرش, برگشتمو, روشون, کردمو, انگار, سوالا, میکردی, آقایون, خانوما, هنوز, معدم, ناراحت, آزمونو, خراب, بشینم, کلاس, قبلی, اول, قبلِ, دردِ, اومده, سراغم, لعنت, فرستادم, نموندمو, اینارو, ببینمو, اینجوری, عصبیم, نداشتم, دارن, کتابو, میخونن, گوشیاشون, تست, میزنن, آموزشگاه, غلغله, حرف, میزدنو, داخلی, سخت, تره, پنجشنبه, هشتم, تهران, داشتیم, منی, نمیکشم, مردم, حرکتم, ضایع, کامل, طبق, رتبم, چطور, دفترِآقای, رشتمو, نشون, نقصای, کارمم, بررسی, کنن, خیرشون, بده, مجانی, پاشدیم, تماس, گرفتن, خواهی, کردنو, گوشیشون, سایلنت, بوده, متوجه, نشدن, یعنی, واقعیِ, فهمیدم, سوی, چراغ, آها, فلانی, ایشونو, بگید, نمازِ, عصرمو, نخوندم, شمارو, بندازم, مام, شونصد, نمازتونو, بخونید, ماعجله, نداریم, خودمم, بیاد, صدامون, کنه, جام, نخوردم, حسب, علاقه, روزانه, شروع, برسید, پیام, جفتمونم, پیامِ, نمیزنیم, زشتی, افق, محو, انقدر, خندید, نمیدم, بدونید, دقیقا, زدنِ, خاک, بلافاصله, دوربینو, دیدمو, وااااای, بماند, افرادِ, ایو, دونفر, قبل, روبه, روی, تشکر, منشیِ, مارو, راهنمایی, میخوندن, دقیقه, نمازشون, زدن, بفرمایید, چیه, کارن, آشنا, باشگاه, دانشجویان, مشاور, هماهنگ, هرچی, نمیدادن, زیر, آفتاب, ندادن, جلوی, سازمان, اونور, علوم, حقوق, یادم, یکشنبه, یازدهم, انقلاب, کمک, کردیم, lucy, کنیمو, احتمالا, خدارو, شکر, روزای, شمام, عزیزای, پاساژای, چرخیدیمو, خرید, یکمم, گشت, بگم, زانو, شدیدی, مطمئنم, میکردااااا, اونجام, غرغرای, خستم, پاشید, پارکای, دوستم, رقیه, خانوادشم, اومدن, محمدم, مستقیم, نکنید, تلاش, کوششیه, خیر, میره, بابای, میشینه, سیستم, بارنامه, شرکتو, وارد, میکنه, آخی, سختِ, واسش, میدونم, رسیدیم, استراحت, duff, خندیدیم, قبلش, اجازه, مامانش, گرفتیم, بیادو, دمشون, گرم, کارشون, رابین, فست, فود, سمتِ, منزلمون, وجای, پیتزا, سیب, زمینی, بعدشم, دوازدهم, and, خودتو, پیدا, کردی, کنار, found, your, home, سپاسگزار, خدام, فرستاد, praise, allah, sending, love, دوسش, آهنگو, the, rest, life, بیستم, دوستای, گلم, مدت, نبودم, رسیدم, بااینکه, هیچ, عنوان, مذهبی, پوششی, عقایدی, اما, قسمتِ, حذف, نشدنی, انکار, نشدنیِ, زندگیمه, همینطوری, بودنو, بهم, انرژی, مثبت, میده, بکس, روزِ, میخونم, دوستاو, سنا, رفتنو, کردنِ, لحظه, ایِ, غماشو, نامردیاشو, خندیدنِ, دغدغه, دلو, جونینا, حمید, صابر, داداش, خُله, دوستاشون, آتش, باغ, شهریار, میدونید, نگذشت, شاید, حتی, حسِ, میخوامش, خنده, تهِ, بدونِ, حسرت, زیبایی, نیس, میخواد, تنها, میشدم, همینم, موزیک, گوش, مادرجون, نمیشد, بیام, جونيااا, دارمااااا, ولي, نمیزارم, نظراتتونو, تایید, گوشی, فراموشتون, نمیکنم, فراموشم, نکنيداااا, کامپیوتر, ندارم, نيستم, چهارشنبه, چهارم, عزیز, احترام, مرادی, نظر, پیشنهاد, انتقاد, نشه, امیدوارم, کسل, کننده, نباشه, ممکنه, گاهی, غمگین, گاهیم, اتفاقایی, میفته, افتاده,
Text of the page (random words):
عاشقانه های منو زندگی عاشقانه های منو زندگی پست ثابت سلام دوستان عزیز وبلاگ من راجع به اتفاقایی که در روز برام میفته یا افتاده ممکنه گاهی غمگین باشه گاهیم شاد امیدوارم کسل کننده نباشه نظر و پیشنهاد و انتقاد فراموش نشه با احترام سحر مرادی نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ساعت 21 55 توسط sahar تا آخر شهریور نیستم سلام دوست جونيااا من تا آخر شهریور نيستم کامپیوتر ندارم تا اون موقع فراموشم نکنيداااا فراموشتون نمیکنم البته نظراتتونو تایید میکنم با گوشی ولي پست نمیزارم خیلی دوستون دارمااااا نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 20 8 توسط sahar اینو میخوام معذرت دوستای گلم که این مدت نبودم خونه ی مادرجون بودم و هی نمیشد بیام خونه اونجا که بودم زیاد تنها میشدم واسه همینم زیاد موزیک گوش دادمو فکر کردم راستش زندگی به اون زیبایی نیس که من دلم میخواد با مادر جون و آقا جون رفتیم باغ یکی از دوستان شهریار میدونید بد نگذشت شاید حتی خوش گذشت ولی اون حسِ خوبی که من از این دنیا میخوامش نبود حس خنده ی از تهِ دل بدونِ حسرت و با آرامش نبود نمیدونم چرا اومدیم خونه ی مادر جونینا محمدو حمید و صابر داداش خُله و دایی و پسر خاله ی مامان و دوستاشون رفته بودن آب و آتش من اینو میخوام با دوستاو هم سنا بیرون رفتنو فراموش کردنِ لحظه ایِ زندگی و غماشو نامردیاشو خندیدنِ بی دغدغه با آرامش و از ته ته دلو اینو میخوام بکس من 3 روزِ نماز میخونم اینم میخوام چون بهم انرژی مثبت میده با خدا بودنو خیلی دوست دارم بااینکه به هیچ عنوان مذهبی نیستم نه پوششی نه عقایدی اما خدا قسمتِ حذف نشدنی و انکار نشدنیِ زندگیمه که منو همینطوری که هستم دوس داره از چی رسیدم به چی دوستون دارم نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 16 15 توسط sahar for the rest of my life خیلی دوسش دارم این آهنگو i praise allah for sending me you my love من سپاسگزار خدام که تو رو برای من فرستاد عشقم you ve found your home it s here with me تو خونه ی خودتو پیدا کردی اینجا کنار من and i m here with you و من اینجا با تو هستم ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 18 37 توسط sahar دو روز خوب دیروز با فاطمه رفتیم انقلاب پیش خانوم عبدلی و به کمک ایشون انتخاب رشته کردیم دمشون گرم کارشون خوب بود من که راضی بودم فاطمه ام فک کنم راضی بود از اونجا با فاطمه و مامان رفتیم رابین فست فود سمتِ منزلمون وجای شما خالی پیتزا زدیمو سیب زمینی و بعدشم اومدیم خونه قبلش زنگ زدیمو اجازه ی فاطمه رو از مامانش گرفتیم که بیادو چند روز پیش ما باشه رسیدیم خونه یکم استراحت کردیمو با فاطمه فیلم duff رو نگاه کردیمو کلی خندیدیم ساعت 9 رفتیم یکی از پارکای اطراف که زنگ زدیم دوستم رقیه و خانوادشم اومدن محمدم مستقیم از سر کار اومد اونجا البته میگم سر کار فک نکنید خیلی بچه ی با تلاش و کوششیه خیر میره پیش داییم بابای فاطمه میشینه پشت سیستم بارنامه های شرکتو وارد میکنه آخی خیلی سختِ واسش میدونم اونجام یکم نشستیم و با غرغرای محمد که من خستم پاشید بریم برگشتیم خونه اینم بگم اونجا زانو درد شدیدی گرفتم که مطمئنم به خاطر این بود که از صبح زیاد راه رفته بودم خیلی درد میکردااااا الانم با فاطمه رفتیم یکی از پاساژای اطراف چرخیدیمو فاطمه یکم خرید کرد و یکمم تو خیابون گشت زدیمو برگشتیم خدارو شکر این دو روز روزای خوبی بودن جای شمام خالی بود عزیزای دلم الانم میریم فیلم lucy رو نگاه کنیمو احتمالا شبم بریم بیرون دوستون دارم نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 20 31 توسط sahar انتخاب رشته دیروز برای انتخاب رشته ساعت 4 30 با خانم عبدلی تو دانشگاه تهران پردیس مرکزی قرار داشتیم منو فاطمه دخیِ دایی ساعت 4 جلوی سازمان پردیس مرکزی بودیم که رو به رو اونور خیابون دانشگاه علوم سیاسی بود فکر کنم یا حقوق سیاسی یادم نیست هرچی زنگ زدیم به خانم عبدلی ایشون جواب نمیدادن تا ساعت 5 یک ساعت زیر آفتاب اونجا منتظر موندیم ولی ایشون جواب ندادن زنگ زدم به آقایی که ایشون رو معرفی کرده بودن یکی از آشنا ها ایشون گفتن بیاید باشگاه دانشجویان دفترِ من تا من با یه مشاور دیگه هماهنگ کنم رفتیم دفترِ ایشون داشتن نماز میخوندن 5 دقیقه نشستیم تا نمازشون تموم شدو به چند جا زنگ زدن گفتن بفرمایید دفتر آقای طهوری مدیر نمیدونم چی چیه دانشگاه ایشون خِبره ی این کارن تشکر کردیمو منشیِ ایشون مارو تا دفتر آقای طهوری راهنمایی کردن دونفر قبل از ما وقت داشتن به خاطر همین ما تو دفترِ روبه روی دفتر ایشون که کسی نبود منتظر موندیم من اونجا یه حرکت زشتی زدم حواسم نبود که دخیِ دایی رفت تو افق محو شد انقدر خندید حالا توضیح نمیدم ولی فقط در این حد بدونید که دفترِ دوربین داشت و من دقیقا بعد از زدنِ اون حرکت ِ خاک بر سری بلافاصله دوربینو دیدمو گفتم وااااای فاطمه دوربین داشت اصلا حواسم نبود فاطمه ام که کلی شاد شد حالا بماند چه افرادِ دیگه ایو کلی شاد کردم خودمم تا آقای طهوری بیاد صدامون کنه دیگه از جام تکون نخوردم نوبت ما که شد ایشون فقط گفتن بر حسب علاقه از روزانه ها شروع کنید بیاید برسید به پیام نور که ما جفتمونم گفتیم پیامِ نور نمیزنیم همین نه آها ایشون هی ام میگفتن به آقای فلانی همون آقایی که ایشونو معرفی کردن بگید که من نمازِ عصرمو نخوندم تا کار شمارو راه بندازم البته مام شونصد دفعه گفتیم نمازتونو بخونید ماعجله نداریم الان دیگه همین یعنی معنیِ واقعیِ خِبره رو اونجا فهمیدم به این سوی چراغ پاشدیم اومدیم بیرون خانم عبدلی تماس گرفتن معذرت خواهی کردنو گفتن گوشیشون سایلنت بوده و متوجه نشدن من امروز به خانم عبدلی زنگ زدم ایشون خیلی کامل برام توضیح دادن که طبق رتبم چطور انتخاب رشته کنم و قرار شد من شنبه صبح به جای اینکه برم دفترِآقای طهوری و انتخاب رشتمو نشون بدم برم دفترِ ایشون تا نقصای کارمم بررسی کنن خدا خیرشون بده البته نه مجانی ولی بچه ها اون حرکتم خیلی ضایع بود منی که اصلا خجالت نمیکشم مردم از خجالت دوستون دارم نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 18 33 توسط sahar آزمون اصلی امروز آزمون اصلیِ آیین نامه و شهری داشتم صبح که رفتم آموزشگاه غلغله بود همه داشتن راجع به آیین نامه اصلی حرف میزدنو میگفتن که از آیین نامه داخلی سخت تره اصلا استرس نداشتم ولی وقتی دیدم همه یا دارن کتابو میخونن یا تو گوشیاشون تست میزنن راستش یکم استرس گرفتم کلا وقتی عصبیم یا یکم استرس میگیرم معده درد میگیرم حالا اول صبح قبلِ آزمون معده دردِ اومده بود سراغم به خودم لعنت فرستادم که چرا پایین نموندمو اومدم بالا که اینارو ببینمو اینجوری شه رفتم پایین بشینم که کلاس قبلی خالی شدو نوبت ما بود کلا 21 نفر بودیم که 13 نفر آقایون بودن و 8 نفر خانوما همه نشستیم و من هنوز معدم درد میکرد ناراحت بودم که نکنه به خاطر معده دردم آزمونو خراب کنم سرهنگ تستارو پخش کرد 4 تا سوالو شک داشتم نزدم آخرش برگشتمو یکم بیشتر روشون فکر کردمو زدم اصن انگار کنکور بود باید کلی واسه سوالا فکر میکردی البته فقط اون 4 تا همه پاسخ برگاو تستاشونو دادن سرهنگه یه چیزایی رو کارتکسامون یه برگه ای بود که همه ی مشخصات فرد روش نوشته شده بود مینوشتو میداد به منشیه اونم اسمارو دونه دونه صدا میکرد اونایی که صداشون میکرد کارتکسو میزاشتن تو پرونده و میرفتن بیرون منم داشتم دیگه از معده درد میمردمو همشم با خودم میگفتم چرا منو نمیخونه نکنه رد شدم کلا از 21 نفر 5 نفر موندیم که 4 تامون خانوم بودیم و یه آقا که چه عرض کنم یه پسر 18 ساله منشیه گفت شما ها که موندید قبولید و لطفا بیاید اینجارو امضا کنید بعد از امضا و اثر انگشت رفتم بالا اسممو بدم واسه شهری که خانومه گفت لیست پره ه ه ه ای خداااا اون همه با اون معده دردم نشستم امتحان دادم که سری شهریو بدم تموم شه اصن چشام سیاهی رفت با قیافه ی ناله برگشتم خونه و تا همین الان نه مامان نه بابا حالمو نگرفتن تا شبم خدا بزرگه بالاخره یکیشون ضد حال امروزمو میزنه دوستون دارم نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 17 53 توسط sahar دکتر پوست دیشب اومدم به مامان میگم مامان احساس میکنم موهام کم پشت شدن دکترم که واسه اردیبهشت وقت داده بود به خاطر کنکور نرفتیم فردا میبریم با اینکه دفعه ی پیش دکتر گفته بود موهات اصلا ریزش نداره ولی احساس کردم کم شده مامان گفت باشه میریم دوستان رمز پست همون رمز قبلیِ بازم اگه کسی رمزو فراموش کرده بود یا نداشت تو نظرات بگه تو وبش میزارم ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 10 19 توسط sahar دوباره همین الان دوباره ماشینو دادن محمد ببره پنچر گیری درسته بین منو اون اون باید ببره ولی انصاف نیست حداقل موقع هایی که میشه به منم بدن الان به مامانم بگی میگه سحر من این همه تورو بردم رانندگی محمدو از منم بیشتر برده نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 19 21 توسط sahar روزه ی سکوت رفتم همایش اومدم چون با دوستام بودم خیلی خوش گذشت جای شما خالی اومدیم خونه خاله کوچیکه زنگ زد گفت بیاید بریم ارم با دختر داییم فاطمه که اونم امسال کنکور داد رتبشم 380 شد رشتشم انسانی رفتیم خونه ی مادر جون فاطمه اومد گفت بیا بریم بلوارِ سر کوچه قدم بزنیم منم چون خیلی قدم زدنو دوس دارم اکی دادمو رفتیم یه دور زدیم دیدم خیلی خلوتِ به فاطمه گفتم بیا بریم به مامان بگیم ماشینو برداریم یه چرخ بزنیم خلوتِ فاطمه سرشو به معنیِ اکی تکون داد اومدیم خونه به مامانم گفتم میزاری بریم یه دور بزنیم با فاطمه گفت نه خطرناکه گفتم مامان خلوتِ همین کوچه رو میریم بالا میایم پایین کوچشون عرض خیلی زیادی داره باز گفت نه دوستانی که رمز پست رو میخوان لطفا تو پست ثابت آدرس وبلاگشون رو بزارن براشون میفرستم ادامه نوشته نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 13 31 توسط sahar مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ پیوندها داستان زندگی من پرنسس صورتی هیچستان ღ ღ تنـــــــهایـی ღ ღ دور از همه دنیا حسین غلامی خواه من و نوشته هام عاشقانه هایم برای عشقم سعید خدای عشقم پســــــــره دلتنگ خودکشی دهکده ی عشق بهترین ماه من بدترین پسر دنیا من و شما blogfa com
|