Meta tags:
description= هیچ;
Headings (most frequently used words):
به, از, هیچ, درباره, وبلاگ, روشنفکر, این, زمونه, داستان, کوتاه, جای, مقدمه, یغما, گلرویی, سخنی, خودمانی, سخنانی, چه, گوارا, درد, نگاهی, گیاه, خواری, هدایت, دوراهی, بدون, شرح, گرسنه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (16), نوشته (15), شده (15), ساعت (12), توسط (10), میلاد (10), مرغ (10), بود (10), این (9), کردن (8), یکی (7), اون (7), گفت (7), های (6), هیچ (6), قفس (6), دیگه (6), وبلاگ (5), فکر (5), پنجشنبه (5), زدن (5), تخم (5), سرکارگر (5), کرد (5), تُخم (5), #روشنفکر (5), برای (4), پیرترین (4), مرغداری (4), تسمه (4), خودش (4), کارگره (4), نمی (4), همه (4), تیغ (4), همین (4), جمعه (3), ایی (3), نیست (3), بار (3), ادامه (3), نخواهد (3), نگاهی (3), برابر (3), هستی (3), کارگرا (3), حالا (3), نرده (3), صدای (3), طرف (3), کنه (3), دیوونه (3), غذا (3), کرده (3), دونست (3), شُده (3), آقای (3), روشن (2), جایی (2), ولی (2), خیلی (2), لحظه (2), دوشنبه (2), است (2), آزادی (2), درد (2), انسان (2), رسیدن (2), انقلاب (2), تموم (2), دور (2), بودنُ (2), قرمز (2), هوا (2), دادُ (2), خودشُ (2), لای (2), بیرون (2), قفساشون (2), کنار (2), سرشونُ (2), بودن (2), تُند (2), پلک (2), قاطی (2), شُد (2), داد (2), زیر (2), کردُ (2), روز (2), چرا (2), باشه (2), مریض (2), شاید (2), نداره (2), بزنینش (2), خلاص (2), دونه (2), رفتن (2), مرغا (2), داشتن (2), اونا (2), طعم (2), عادت (2), حتّا (2), اگه (2), گیره (2), زنده (2), دنیا (2), خاک (2), خوردن (2), گُذاشتنُ (2), خواس (2), واسه (2), یغما (2), گلرویی (2), شدش (2), رؤیای (2), دنیات (2), بازم (2), خانم (2), تراز (2), اول (2), اما (2), مرد (2), دستش (2), پای (2), blogfa, com, رهایی, موج, تــــــاوان, سکوتـــــــــــ, iran, for, ali, جامع, موسيقي, استان, سيستان, وبلوچستان, کوروش, کبیر, امپراطور, ایران, تنها, شدم, فـــ, ـاحــشه, سالــه, عصر, پیاده, عشق, بفرونیوز, دنیای, تنهــــای, مــــــن, اعماق, تاریکی, دوراز, زمین, محکوم, گناه, بــوف, تنهـايـــے, شقایق, هست, تنهایی, بـــــاران, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, ممنون, حسن, انتخابتون, دیدن, کردید, نظر, یادتون, نره, مطالب, قدیمی, دیگر, نمیبینند, فرط, گرسنگی, انانی, ثانیه, انقدر, خورده, نمیتوانی, راه, بروی, گرسنه, بدون, شرح, پیشمانی, زندگی, خفت, راهیه, دوراهی, هنگامی, گوشت, خوار, روی, خوشبختی, آشتی, دید, انسانیت, پیشرفت, كرد, آرام, گرفت, گیاه, خواری, هدایت, افرادی, جار, بزن, یادشون, اخرین, خندیدن, اگر, عدالتی, خشم, لرزه, افتی, بدان, رفقای, مثل, رسالت, ایستادن, بلکه, سخنانی, گوارا, پیروز, شود, میرد, سخنی, خودمانی, جمع, تماشاش, هیچکدومشون, همچین, چیزی, ندیده, بزرگ, مُدام, کاکلشُ, مثِ, پرچم, تکون, محکم, کوبید, پرای, سفیدش, عینهو, برف, ریختن, مرغای, ردیف, آورده, بیرونُ, قُدقُدشون, سالن, دنگال, پیچیدُ, قرقره, حمل, مرغُ, تیغای, سَر, بُری, بُرد, یهو, چشمای, زده, ثابت, موندُ, تکونی, شکسته, زرده, سفیده, ماتحتش, انداختنُ, تاشون, خنده, پیر, تبُ, تاب, اُفتاد, کاگرا, صُب, کارش, همینه, انگشت, اشاره, قطره, عرقی, داشت, شقیقه, پایین, اومد, پاک, پنداری, تُخماشُ, شکنه, جور, مرضیه, گمونم, مرض, عقلش, کجا, بشه, دراومد, فردا, آخه, مرغداریه, حتا, قبل, بیام, بوده, راحتی, خلاصش, مرغی, ذاره, بهش, حرومه, تازه, مرضش, اونای, سرایت, نگا, کنین, جوری, شون, نخش, سرگارگر, انداخت, هزارتا, سفید, مدام, اونُ, نگاه, کاکلاشون, شقایقای, لرزید, الانم, برن, کارشون, سرکارشون, کشیدنُ, شروع, تُک, غذای, همیشه, دوسش, عمرشونُ, بگذروننُ, بخورنُ, بذارن, دونستن, بیفتن, پاشون, حلقه, دستگاه, جونشونُ, خوردنُ, گُذاشتنه, چیزای, دِه, اومده, طلایی, گندمُ, چشیده, قشنگ, خروس, یعنی, معنی, دویدن, بین, علفا, فهمید, زیرُ, کرمای, تجربه, بودُ, ذلّه, موندن, قفسٌ, غذایی, مزّه, ارّه, خسته, گُذاشتن, زندون, خلاصی, مُردن, حالاها, اُفته, شکستن, تُخماش, اُفتاده, تصمیم, بگیره, خوش, چشماشُ, گُذاشتُ, سرشُ, بالش, فرو, بُردُ, ساعتِ, دقیقه, شمُرد, داستان, کوتاه, جای, مقدمه, شنبه, نازه, مارکای, لباسات, توی, کافه, فقط, جدول, شخص, شبا, خونه, سرور, خواد, بشن, دائمن, فنجون, فاله, بیزار, خرافات, خیاله, وقتی, پیش, آینه, ابرو, برمی, داره, کاری, کار, عالم, آدم, ختم, انعام, شراب, پارتی, قیقاج, سنگر, گرفتی, باز, پشت, کتابات, پیژامه, هات, آبکش, شدن, کدوم, منقل, شخصِ, بساط, عرق, ماست, خیارش, خارج, دمادم, مدارش, بافور, مردم, تسلیمو, لالایی, خواب, مؤلف, وقتِ, حرفِ, قیمتی, مُرد, دائم, مخاطب, چشمه, برد, آورد, خواننده, کلک, زنش, کتک, زمونه, مزه, تلخ, وادی, تمام, درباره,
Text of the page (random words):
هیچ هیچ درباره وبلاگ هیچ تمام در هستی هیچ ان وادی بی سر و ته هیچ مزه تلخ زنده گی نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲ ۰۵ ۲۴ ساعت 18 58 توسط میلاد روشنفکر این زمونه آقای روشنفکر زنش رو شب کتک زد آقای روشنفکر به خواننده ش کلک زد دائم مخاطب رو تا چشمه برد و آورد بازم مؤلف وقتِ حرفِ قیمتی مُرد این مردم تسلیمو با لالایی خواب کرد هر شب با یه بافور تو دستش انقلاب کرد دنیا رو خارج کرد دمادم از مدارش پای بساط عرق و ماست و خیارش آقای روشنفکر ای شخصِ تراز اول پیژامه هات آبکش شدن پای کدوم منقل سنگر گرفتی باز چرا پشت کتابات پس چی شدش رؤیای نو کردن دنیات خانم روشنفکر همه ش قیقاج می ره هم ختم انعام هم شراب پارتی می گیره کاری به کار عالم و آدم نداره وقتی که پیش آینه ابرو برمی داره می گه که بیزار از خرافات و خیاله اما تو دستش دائمن فنجون فاله می خواد که مرد و زن بشن با هم برابر اما شبا به مرد خونه ش می گه سرور خانم روشن فکر ای شخص تراز اول تا کی توی کافه فقط حل کردن جدول بازم که می نازه به مارکای لباسات پس چی شدش رؤیای نو کردن دنیات یغما گلرویی نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲ ۰۸ ۲۵ ساعت 0 40 توسط میلاد داستان کوتاه به جای مقدمه از یغما گلرویی تموم کارگرا دور تا دور قفس پیرترین مرغ مرغداری جمع شده بودنُ تماشاش می کردن هیچکدومشون تا حالا همچین چیزی ندیده بود اون مرغ بزرگ مُدام کاکلشُ مثِ یه پرچم قرمز تو هوا تکون می دادُ محکم خودشُ به نرده های قفس می کوبید پرای سفیدش عینهو برف از لای نرده های قفس می ریختن بیرون مرغای دیگه یی که قفساشون کنار قفس اون ردیف شده بود سرشونُ از لای نرده ها آورده بودن بیرونُ تُند تُند پلک می زدن صدای قُدقُدشون تو سالن دنگال مرغداری می پیچیدُ با صدای قرقره یی که تسمه های حمل مرغُ به طرف تیغای سَر بُری می بُرد قاطی می شُد یهو چشمای وغ زده ی پیرترین مرغ ثابت موندُ تکونی به خودش دادُ یه تخم مرغ شکسته که زرده وُ سفیده ش قاطی شده بود رُ از ماتحتش بیرون داد کارگرا نگاهی به هم انداختنُ چن تاشون زدن زیر خنده مرغ پیر دیگه از تبُ تاب اُفتاد یکی از کاگرا رو به سرکارگر کردُ گفت ـ هر روز صُب کارش همینه سرکارگر با انگشت اشاره ش قطره ی عرقی رُ که داشت از کنار شقیقه ش پایین می اومد پاک کردُ پنداری با خودش گفت ـ چرا تُخماشُ می شکنه این دیگه چه جور مرضیه کارگره گفت ـ نه گمونم مرض باشه مرغ مریض که تخم نمی کنه شاید دیوونه شده سرکارگر گفت ـ مرغ عقلش کجا بود که دیوونه بشه کارگره دراومد که ـ این همه فکر نداره فردا ساعت تیغ که شُد بزنینش به همین تسمه تا خلاص شه سرکارگر گفت ـ آخه این پیرترین مرغ مرغداریه حتا قبل که من بیام این مرغداری اون این جا بوده حالا نمی شه به همین راحتی خلاصش کرد کارگره گفت ـ مرغی که تخم نمی ذاره دونه بهش حرومه تازه شاید مرضش به اونای دیگه هم سرایت کنه نگا کنین چه جوری همه شون رفتن تو نخش سرگارگر نگاهی به قفس مرغا انداخت هزارتا مرغ سفید که مدام پلک می زدن داشتن اونُ نگاه می کردن کاکلاشون مث شقایقای قرمز تو هوا می لرزید سرکارگر رو کرد به کارگره وُ گفت ـ ساعت تیغ بزنینش به تسمه الانم همه برن سر کارشون کارگرا رفتن سرکارشون مرغا هم یکی یکی سرشونُ تو قفساشون کشیدنُ شروع کردن به تُک زدن غذای همیشه گی اونا به طعم این غذا عادت کرده بودنُ حتّا دوسش داشتن عادت کرده بودن که تموم عمرشونُ تو قفس بگذروننُ از یه طرف غذا بخورنُ از یه طرف تُخم بذارن می دونستن اگه یه روز از تخم بیفتن پاشون می ره تو حلقه ی اون تسمه ها وُ تیغ دستگاه جونشونُ می گیره اونا فکر می کردن که زنده گی همین غذا خوردنُ تخم گُذاشتنه ولی پیرترین مرغ مرغداری خیلی چیزای دیگه می دونست اون نه مریض بود نه دیوونه تو دِه به دنیا اومده بود طعم دونه های طلایی گندمُ چشیده بود می دونست صدای قشنگ یه خروس یعنی چی معنی دویدن بین علفا رُ می فهمید زیرُ رو کردن خاک خوردن کرمای رُ تجربه کرده بودُ دیگه ذلّه شُده بود از موندن تو این قفسٌ خوردن اون غذایی که مزّه ی خاک ارّه می داد خسته شُده بود از تُخم گُذاشتنُ تُخم گُذاشتنُ تُخم گُذاشتن می خواس خودشُ خلاص کنه از اون زندون حتّا اگه خلاصی با مُردن برابر باشه می دونست حالا حالاها از تُخم نمی اُفته واسه همین به فکر شکستن تُخماش اُفتاده بود می خواس برای یه بار هم که شُده خودش واسه خودش تصمیم بگیره پس با دل خوش چشماشُ هم گُذاشتُ سرشُ زیر بالش فرو بُردُ تا رسیدن ساعتِ تیغ دقیقه ها رُ یکی یکی شمُرد نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲ ۰۸ ۲۳ ساعت 18 17 توسط میلاد سخنی خودمانی در یک انقلاب انسان یا پیروز می شود یا می میرد ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۸ ساعت 11 30 توسط میلاد سخنانی از چه گوارا اگر تو در برابر هر بی عدالتی از خشم به لرزه می افتی بدان که یکی از رفقای من هستی یکی مثل من هستی رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی در صف ایستادن نیست بلکه بر هم زدن صف است ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۸ ساعت 11 1 توسط میلاد درد درد افرادی رو جار بزن که یادشون نیست اخرین بار کی خندیدن نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۸ ساعت 10 50 توسط میلاد نگاهی به گیاه خواری هدایت انسانیت پیشرفت نخواهد كرد و آرام نخواهد گرفت و روی خوشبختی و آزادی و آشتی را نخواهد دید تا هنگامی كه گوشت خوار است ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۵ ساعت 10 54 توسط میلاد دوراهی بر سر دو راهیه هیچ و زندگی خفت بار ان رو که پیشمانی در ان نیست نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۵ ساعت 10 28 توسط میلاد بدون شرح نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۲ ساعت 16 8 توسط میلاد گرسنه لحظه ایی که انقدر خورده ایی که نمیتوانی راه بروی برای لحظه ایی هم که شده برای ثانیه به انانی فکر کن که از فرط گرسنگی دیگر جایی را نمیبینند نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲ ۰۶ ۲۲ ساعت 16 7 توسط میلاد مطالب قدیمی تر خیلی ممنون از حسن انتخابتون که از وبلاگ من دیدن کردید نظر یادتون نره خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین ۱۳۹۲ ۰۸ ۱ ۱۳۹۲ ۰۸ ۳۰ ۱۳۹۲ ۰۶ ۱ ۱۳۹۲ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۲ ۰۵ ۱ ۱۳۹۲ ۰۵ ۳۱ پیوندها ஜ ஜ بـــــاران ஜ ஜ تنهایی های من تا شقایق هست بــوف تنهـايـــے من محکوم ولی بی گناه یه جایی دوراز زمین اعماق روشن تاریکی دنیای تنهــــای مــــــن بفرونیوز عشق عصر جمعه پیاده رو فـــ ـاحــشه 16 سالــه تنها شدم کوروش کبیر امپراطور ایران وبلاگ جامع موسيقي استان سيستان وبلوچستان for ali iran تــــــاوان سکوتـــــــــــ رهایی در موج blogfa com
|