Meta tags:
author= یک شاعر;
Description= اشعار شعرای ماندگار;
Keywords= اشعار شعرای ماندگار;
Headings (most frequently used words):
اشعار, شعر, ایرانی, عشق, است, از, بوی, شب, بهترین, غزل, های, جدید, کجای, قصه, به, روز, یکشنبه, زیبای, شاعران, باران, زیبا, شانزدهمین, برگزار, شد, ای, شعرای, ماندگار, مسلمان, گفتند, ممنوع, ترانه, دلتنگی, بارون, انتظار, مربوط, مجموعه, غزلهای, فارسی, لیلا, گل, افق, روشن, سبزه, خاک, برگزیده, فریدون, مشیری, پر, معنا, ملکه, انگلیس, رامبد, نشسته, دســتِ, درختِ, مـا, تـبرها, رسیده, خون, شام, نقد, بررسی, جاودانگی, وجود, نظر, میلان, کوندار, تحلیل, دامنه, اختیار, منتقد, یا, تحلیلگر, چه, قدر, طنز, انقلاب, اسلامی, نطنز, گذشته, با, حضور, جمعی, علاقه, مندان, در, حسینیه, هنر, باغ, آینه, احمد, شاملو,
Text of the page (most frequently used words):
است (74), این (55), عشق (51), های (46), شعر (40), یعنی (30), کرد (26), بود (26), اشعار (24), نمی (22), بوی (17), شاعر (16), دلم (14), #یکشنبه (13), نظر (13), اگر (13), چون (13), شاید (13), قصه (13), همه (12), روز (12), کرده (12), خود (12), خاک (11), شده (11), باز (10), روزی (10), برای (9), باران (9), دیگر (9), غزل (9), خون (9), رسیده (9), کجای (9), سال (8), دست (8), دید (8), دشت (8), زیبا (8), شکست (8), دوباره (8), روی (8), احمد (8), تمام (7), تورا (7), ادامه (7), دارد (7), شدن (7), گوش (7), صدای (7), درد (7), شهر (7), نشست (7), بارون (7), دنیا (7), زمان (7), خوش (7), حالِ (7), شاملو (7), رفتی (7), منزوی (7), هفته (7), فارسی (6), چشم (6), سبزه (6), رمان (6), طنز (6), باید (6), باشد (6), ترین (6), رنگ (6), یادشان (6), مهر (6), کردند (6), جان (6), شود (6), انگار (6), بازم (6), سرد (6), کوچه (6), ترانه (6), شعری (6), عاشقانه (5), خالی (5), مطلب (5), کند (5), انسان (5), زندگی (5), کتاب (5), خاطر (5), گویم (5), وقتی (5), آسمان (5), نگاه (5), زیر (5), مرا (5), دیوار (5), دلِ (5), آفتاب (5), باد (5), خانه (5), آینه (5), نیست (5), بودم (5), نام (5), ماه (5), داد (5), برگزار (5), ادبیات (5), اوست (5), فریدون (5), مشیری (5), مجموعه (5), سرود (5), تهران (5), مهتاب (4), بازی (4), بهترین (4), ایرانی (4), قدر (4), جاودانگی (4), اثر (4), داستان (4), دور (4), میان (4), کسی (4), استفاده (4), هایی (4), همچنین (4), جای (4), دشتی (4), هنر (4), خدا (4), اند (4), هست (4), زمین (4), تاریخ (4), رنج (4), بسته (4), کنیم (4), درون (4), یکی (4), بودیم (4), پشت (4), زیبای (4), زنده (4), خواب (4), لحظه (4), هوا (4), ابری (4), چند (4), کوچک (4), دریغ (4), پدر (4), اما (4), بـه (4), مرگ (4), حال (4), پرنده (4), هنوز (4), باغ (4), دوست (4), اهواز (4), امید (4), رفت (4), عاشق (4), مسلمان (4), بعد (4), شانزدهمین (4), لیلا (4), زیبایی (4), کبوترهای (4), جام (4), معاصر (4), آمد (4), ادبی (4), خاص (4), جعفری (4), نقاشی (4), خواندن (4), حسین (4), دوره (4), ترجمه (3), بالا (3), شعرهای (3), اشک (3), آهنگ (3), یادداشت (3), جدید (3), مربوط (3), میلان (3), نویسنده (3), آخرین (3), اندیشه (3), ریخته (3), درباره (3), مختلف (3), سخن (3), داده (3), مثل (3), بسیار (3), ساده (3), قسمت (3), حرکت (3), آرام (3), یاد (3), خواهند (3), بیا (3), بررسی (3), حافظ (3), دشتِ (3), دنبال (3), دارند (3), همچنان (3), افسانه (3), زدن (3), عاشقی (3), مردمانی (3), انگیز (3), کودکان (3), ایل (3), زنانی (3), چشمه (3), دلتنگی (3), شان (3), بوسه (3), دریا (3), نیمه (3), دنیای (3), سینه (3), اهل (3), شویم (3), دیوانه (3), فرو (3), درین (3), همین (3), شام (3), گفتی (3), گفتم (3), زخم (3), زبان (3), پیر (3), انتظار (3), بِشکسته (3), تار (3), چهره (3), پیش (3), زنجیر (3), هوای (3), چشمان (3), فردا (3), رها (3), برابر (3), زندان (3), مگر (3), خورشید (3), دگر (3), مـا (3), مانده (3), کـه (3), قهر (3), چشماش (3), بارونه (3), آزادی (3), روح (3), ولی (3), آورد (3), جنگ (3), هیچ (3), روشن (3), آیی (3), اینبار (3), پریشان (3), افشان (3), موی (3), انقلاب (3), اسلامی (3), همراه (3), فرهنگی (3), شاعران (3), جوان (3), جهان (3), شیرین (3), مجنون (3), تازه (3), دوران (3), آغاز (3), شنبه (3), ساعت (3), خواست (3), آسان (3), تکرار (3), کدام (3), ابر (3), سپید (3), بهار (3), پنج (3), بزرگ (3), پیدا (3), توان (3), مشهور (3), فروغ (3), محمدابراهیم (3), دانشگاه (3), طبیعت (3), رشته (3), خواندی (3), زنجان (3), 1397 (2), پارسی (2), احساس (2), تنهایی (2), دوستان (2), امروز (2), اسفند (2), فروردین (2), تیر (2), انتخاب (2), غزلهای (2), تحلیل (2), دامنه (2), اختیار (2), منتقد (2), تحلیلگر (2), گزیده (2), طوری (2), قالب (2), کار (2), حیات (2), پای (2), سنت (2), ارتباط (2), آنها (2), بیان (2), غیر (2), بخشی (2), بخواهد (2), بنویسد (2), امان (2), نتوان (2), شخصیت (2), هایش (2), بلکه (2), رفتن (2), گویی (2), شاد (2), معشوق (2), میشود (2), اینکه (2), بارها (2), دنبالم (2), اینجا (2), نقد (2), وجود (2), کوندار (2), مرد (2), نگاهی (2), لطف (2), وسعت (2), شورانگیز (2), گونه (2), صاحب (2), حرام (2), کام (2), کلام (2), بهر (2), پایان (2), اول (2), هزاره (2), صبور (2), پاک (2), استوار (2), وارگه (2), سنگ (2), شکوه (2), طنین (2), آواز (2), ساز (2), خفته (2), خیال (2), کنند (2), جوانه (2), زدند (2), غرش (2), رود (2), فریاد (2), سرشار (2), صبوری (2), بار (2), ترک (2), گردن (2), قلب (2), سوختن (2), حسرت (2), صدا (2), بزن (2), چانه (2), خونی (2), بریزد (2), قرمز (2), تمامِ (2), بیرون (2), نزدیک (2), شهری (2), روم (2), کِشان (2), بریزیم (2), خوناشام (2), دهد (2), همچو (2), صدها (2), مرغ (2), پرواز (2), غرور (2), باش (2), شکستن (2), سیر (2), فقط (2), قلبی (2), کمی (2), نباشم (2), برد (2), کردم (2), اون (2), ساختمان (2), پنجره (2), نور (2), آزاد (2), کشیده (2), سادگی (2), عطر (2), حتی (2), راه (2), اینک (2), پسر (2), شنیده (2), دســتِ (2), درختِ (2), تـبرها (2), داشت (2), شراب (2), بهم (2), پاییز (2), تابستونه (2), درده (2), بیاد (2), زمستون (2), برگرده (2), گریونه (2), پریشونه (2), درختا (2), دلتنگ (2), کنج (2), مثال (2), گفتند (2), ممنوع (2), بنویس (2), فکر (2), بید (2), دشمن (2), دیدند (2), آغوش (2), برداشته (2), ماندی (2), خاطره (2), ندید (2), تابان (2), بکنی (2), کردی (2), منطق (2), گیسوی (2), روسری (2), شاعری (2), نشسته (2), نطنز (2), گذشته (2), برنامه (2), خوانی (2), باشگاه (2), دفتر (2), حسینیه (2), نظرات (2), علاقه (2), معنا (2), ملکه (2), انگلیس (2), رامبد (2), گلِ (2), برگزیده (2), شنیدم (2), عمر (2), نیرنگ (2), نقش (2), گردون (2), تنها (2), شادی (2), چنان (2), نوشته (2), آذر (2), توسط (2), ماند (2), زین (2), ناز (2), گرد (2), جاودان (2), هستی (2), سقف (2), آبی (2), پرستوهای (2), دوستی (2), مگو (2), اندازیم (2), گذرد (2), شماطه (2), بانگ (2), زده (2), روزگار (2), دانه (2), رنگین (2), بیشتر (2), همیشه (2), آیدا (2), آتش (2), سرایش (2), بیهقی (2), خوانده (2), برخی (2), مان (2), مهربانی (2), بیایی (2), حرف (2), گرفت (2), افق (2), شاپور (2), سروده (2), فراوان (2), محیط (2), شروع (2), اینگونه (2), درگذشت (2), باغِ (2), مرغِ (2), لرزاندی (2), مدتی (2), تغزل (2), اشاره (2), گلچین (2), بزرگم (2), ابن (2), ویژه (2), سرای (2), نمونه (2), کدورت (2), صفحه (2), شعرای (2), ماندگار (2), بازنویسی, بلاگ, اسپایکا, گرافیکس, زندگیه, خودم, مربوطه, خاطرات, دار, آپلود, عکس, کلبه, سوخته, باب, اسفنجی, صداقت, گمشده, بهانه, وبلاگ, یـــاد, رفـتـــــه, عشقه, نشدنی, راهم, اُردیــ, بِهشت, تنهایم, قشنگه, دلسوخته, زیباترین, لینک, دیروز, تاکنون, 64148, بازدیدها, خبرنامه, بهمن, کنید, بایگانی, قبل, درود, آرزوی, تندرستی, شادکامی, کوندرا, چکسلواکی, 1975, فرانسه, اقامت, مایه, فلسفی, روانشناسی, برخوردار, خواننده, مجرد, ژرف, کاوش, بیگانگی, دردهای, خانوادگی, بندی, افکندن, زناشویی, نفی, صحبت, روانشناسیِ, آدمها, یکدیگر, واکنش, مواجه, موقعیت, آمده, روش, خطی, دلیل, اینگوه, توضیح, شخصی, نگه, اقتباس, شکلی, نوشت, بازگو, خیابان, تنگی, ضرب, تازیانه, جلو, راند, نباید, شبیه, مسابقه, دوچرخه, سواری, بشود, ضیافتی, غذاهای, جزئی, نگر, حرکات, رفتار, ادمها, شرح, جزییات, بازو, توپ, بسوی, پرتاب, معنی, همدیگر, میدهد, دعوت, میکند, دنبالش, بروید, ارزش, جایی, علامتی, بفهماند, هستم, نشانه, علامت, قیصر, سُهراب, فُروغ, نیماهاست, شیران, اخوان, پیکار, مردِ, تابانِ, وطن, بخوان, سعدی, فریدونِ, مشیریِّ, رَهی, شهریار, آبادی, پروین, سیمین, طلایِ, نابّ, مردان, هدف, پیروزند, تبلور, مهدِ, همگی, صفاست, غریق, رحمت, صولت, نصرت, پیشِ, بخیر, مهرِ, دعائی, گستردگیِ, سطح, دهند, آرامش, گنجایش, انوار, طایفه, خوب, عزیز, رهروست, آمیز, طالب, صحراها, محو, فرداها, بارانی, طوفانی, راحتی, برگیری, معشوقه, غلام, حادثه, تقدیم, اهالی, سربلند, صدایی, قدمت, صبر, غایت, ناتمام, نجیب, مهربان, همراز, فراخ, همپای, کوههای, مسیر, کوچ, کوچی, سکون, تکاپو, هیاهوی, جار, سرانجام, کومه, سرزمین, دلهای, تنگ, شیرهای, مادرانی, عمیق, زنجره, لالایی, حزن, شبانه, سوارانی, حماسه, سخاوتمندانه, هزاران, گهواره, واگویه, مردانه, قامت, زردکوه, تاراز, اسطوره, وار, زنان, مردی, الفبای, مردانگی, برنو, نوای, هجی, آرزوهای, زلال, سارهای, سپردند, آنسوی, خیالی, بزنند, دستانشان, میهمان, فراخنای, مغرور, گاه, بیگاهشان, سرودند, سکوت, مردانی, فراموش, ورای, سده, حافظه, حماسی, زنگار, آری, جاودانه, آناهید, مهناز_حسینی, سبب, گریان, مبتلای, درمان, جنون, همسایگی, دلدادگی, خواستن, ساعتی, باختن, اندوهناک, سامان, کردن, تماما, عقل, نگاری, لبخند, ناخوشی, اندر, خوشی, مستی, کشی, ضجّه, غیابش, لرز, مانند, شمع, انزوا, بین, جمع, ردّ, بغل, واپسی, سمبل, وفا, همدم, کاشانه, فوتبال, دماری, روزگارم, بیاور, مشتی, بویکا, نزد, چنآن, داور, شٌرشٌر, آسفالته, پیرهنم, پروتِز, فرش, پهن, آیند, لاوی, گشتند, برگشتم, هراسان, گریزان, گاوی, بترسد, دهانم, فرار, دنبالت, بگیرم, دندانم, تیروئید, بتزریقم, خونم, خونت, دراکولا, شوی, حالا, سرِ, مٌردم, دراکولای, مٌسریْ, اِپیدِم, کشور, بگیرد, خونین, سرخ, انگاری, برگِ, بنگ, دندان, پلنگ, باروتی, توی, فشنگ, شورش, دراکولایی, گردنِ, مأمور, ترکاندش, لنفاویِ, بدکار, خوبیم, شاعرانی, بداریم, مجهوله, مرز, بنوشند, شیراز, پیمانه, جهانیم, نوشیم, ریحانه, نَشکَنَد, دلت, روزها, زِغم, نما, دیر, پرنشاط, زخمِ, چَشمم, درمیان, تاخیر, غصّه, نهانی, روزهای, سیاه, تصویر, قطعه, شکسته, هجوم, بغض, تحقیر, هوش, میخرم, حرفت, دلگیر, بغضِ, گلو, آشفته, دَمِ, شبگیر, سنگی, جفای, زمانه, روانه, گشت, بال, خسته, چیست, هنگامه, عهد, تقصیر, شرمی, پیمانِ, مراست, عَرَقی, تقطیر, گفته, آگه, تری, راز, ِتوست, تِکّه, بسی, کاره, هراس, تعمیر, کِی, بگویی, گوشِ, آرامشت, تقدیر, یونس, کلاهدوز, کنار, پیچکهای, غریب, آزرده, نمیدانم, تمنا, چرا, اینقدر, غریبانه, ازدحام, وحشی, دستانت, قدم, خواهی, شمعدانی, متروک, غصه, بالاییم, ابرها, اشکهایت, بساز, فردای, بودن, معمار, قامتِ, نگریست, خشت, خشتِ, نهاده, کاش, بزرگتر, میگرفتم, اعماق, تاریکِ, دهلیزهایش, بتابد, مادرش, گذاشته, نمیگفت, بگذار, لابلای, سلولهایش, ملاطی, مینهادم, بندکشی, میکردم, تلنگری, نریزد, زلزله, نگریزد, افسوس, کاریها, خبری, همان, بهتر, حماقتها, نشوند, پیچ, تابهای, اسلیمی, خطوطِ, مستقیمِ, میله, معماری, مدرن, اصل, صحنی, ایوانی, درونش, اتاق, پذیرایی, زمینهای, امروزی, بهینه, کاهگلی, تفاوتیِ, سیمان, مشام, نمیرسد, حوضچه, ماهیهای, شادش, رحم, نکردند, عجبا, آسمانها, ساخته, سایه, باغچه, نیز, آرشیتکت, شایعه, گرانیِ, چوب, اشکهایش, ابعادِ, بنای, کلنگی, دقیق, اندازه, میگرفت, نقشه, تابوت, میکشید, فـریادِ, کـوچ, کـَرها, ایــم, نیم, راهـــی, خنجری, جگـرها, پــرنده, بـودنمان, رنگِ, مـرگ, گِـــردباد, پـرها, گفـتــم, کسـی, حـریـفِ, جهالـت, شــود, دردی, پسرهـا, تـیتـرهـا, دوبـاره, خــبــرهــای, حادثـه, دائـم, عجیب, خبرهـا, رسـیده, تـزریق, کُن, رگهای, خونابه, سـرها, ایـم, دستِ, کســی, سـیلِ, درها, آتـش, بـزن, کوچـ, دلواپسی, عشـق, سختِ, سفـرها, محمدمنصورفلاح, باره, شبنم, راهشرو, دیگه, تشنگی, خستس, بالِشرو, بپیچه, رعدی, میگه, بارونم, میاد, پیداشه, بباره, داغونه, گرده, تینادلشکیب, بستند, برگردم, کنارت, آلود, میراث, مکتوب, مصراع, احساسات, مرغوب, سایم, سالها, دود, همسرایی, میکنم, همنشینی, بند, اوج, برف, مردادی, هجرها, دردها, عشقت, پشیزی, ارزد, خودفروشان, پربها, قلم, تندباد, لرزید, روند, جست, حالم, پرسید, جستجوی, فکرم, بیدار, محصور, مشتاق, دیدار, ماشین, بارید, عروس, بودی, صورتش, حرفهایت, سمت, گرفته, عروسی, همسایه, خوردن, رفتم, قدیمی, سرزمینمان, حالی, داشتیم, شدیم, روزگاری, پیرتر, خیابانهایش, طولانی, آویزان, مردمان, بردند, صابر, خوشبین, صفت, 14اردیبهشت, 1396, حیف, توباشدکه, ندانی, دیدن, چشمم, نخوانی, نپسندیده, غیرازتوکسی, نمایی, مرادش, سانی, نپرید, بامت, کویی, نپرسیده, نشانی, بکند, ترا, شودگر, توهم, بدانی, بسپاری, دستم, عمری, هانی, محفل, جمالت, نزدم, بمانی, پیکر, رعنا, نظری, بنمایی, دانی, خزان, برسانی, جوانی, سروسامان, طوافی, دستور, غلط, آوردی, یکجا, قربان, مکن, مویت, دامان, عزیزی, ماهی, بتاب, کفر, دهنم, یکدفعه, نزده, خداوند, رفته, عقب, میمیرم, نوشتم, یکسره, دیوان, عامل, اصلی, دیوانگی, گرفتار, گزارش, عنوان, عصر, اجرای, نظیر, شعرخوانی, استندآپ, کمدی, سوی, کاریکاتور, مطالعات, جبهه, محل, تالار, اجتماعات, خبرنگاران, پویا, نشر, خرداد, 1398, حضور, جمعی, مندان, رازِ, خوشبختیِ, پراکندنِ, بری, فشانی, دامنی, دَهی, هدیه, خلق, دوستت, دارم, دلاویزترین, شعرِ, یافته, سرخِ, مصرعی, شیوا, مضمونش, منم, لیلاست, مجنونش, لیلای, داروی, توست, لبهای, میگونش, دلخواهی, سازی, بدین, افسونش, نوایی, محبت, سرکن, کزین, آوا, بیاسایی, گردش, گردونش, شبت, آگاهی, شبیخونش, بگردانی, سازد, دگرگونش, آویز, روشنایی, آیین, فرمانش, یاری, قانونش, نازم, رخت, افکند, بیرونش, حسنش, فریدونش, بیست, دوم, 1390, پریرویان, بستم, ازین, آشنایان, بخشد, راهی, چشمی, امیدی, بیقرارم, خیره, آفرینان, امیدم, چشمانم, خواند, صحرا, غبار, تلخکامی, هنگام, پرستوی, قفس, بخت, عیش, نوش, رایگان, دلش, ناله, تلخ, سیه, روزان, تکان, عشقم, کشتند, آرزویم, چنین, شاخسار, هستیم, چیدند, عشقی, شاداب, پرپر, معبد, ریخت, پلیدی, زشتی, ماندند, بهاری, موجی, خوبی, شنا, بهشت, خندید, بام, ناقوس, آرزو, خام, بشر, همواره, سرگردان, ناکام, کهکشان, پاشد, وگر, ریزد, فلک, بشکافیم, طرحی, برافشانیم, ساغر, قسمتی, بلند, دهر, تابنده, دامن, کوتاه, عمــــر, سپرد, صــدای, شنبــه, ونه, جمعـــه, پار, وپیرار, وپیر, اســــت, زود, ودیر, معناست, زوایای, صلا, ملال, پیری, کشد, پیداست, سیلی, وپا, خوشا, شار, شاخه, شسته, خورده, آسمانِ, برگ, سبز, نرگس, رفص, نغم, شوق, خلوتِ, گرم, مست, نرم, نرمک, رسد, غنچه, دختر, میخک, خندد, لبریز, گرچه, پوشی, بینی, نُقل, سفره, جامت, تُهی, گُل, نرقصی, نسیم, مستم, نسازد, کامی, نگیریم, نکوبی, شیش, هفت, رنگش, هفتاد, مجموع, اطلاعات, دانلود, صوتی, گوینده, بشنوید, قطعنامه, درخت, خنجر, ققنوس, مرثیه, شکفتن, ابراهیم, دشنه, دیس, غربت, مدایح, صله, بخواهیم, قطعاً, شاملوست, فاخر, برداشت, خاصی, توانست, سبکی, خالق, گویند, رونویسی, صلابت, 1304, مرداد, 1379, تعداد, شماری, مقاله, پژوهش, یادگار, گذاشت, سردمداران, قراول, دانند, اذعان, بسیاری, نماینده, تواند, جایگاه, برسد, زیادی, باقی, شاعرانه, فضای, خواهانه, حتا, کشم, یکسان, جُست, وجوی, قافیه, نبرم, نگردی, معنای, داشتن, قفل, درهای, بندند, برادری, خواهد, خواهیم, کامیار, فرخزاد, پرویز, روایت, نسلی, تلخی, کماکان, داند, نباشند, 1334, نقاش, متجدد, استاد, 1319, بروجرد, دهقان, تاجر, تحت, تأثیر, شاهنامه, اطرافش, قهوه, مند, کشیدن, نوجوانی, پهلو, پهلوی, زیست, بودند, 1338, دانشکده, هنرهای, هنرمندی, سبک, بدل, نمایشگاه, متعددی, سرتاسر, فولکلور, گرایانه, کاهگل, سکته, مغزی, 78سالگی, نیلوفرِ, مرداب, باری, راهِ, شیریِ, پُر, کویرِ, تشنه, گلستان, سیاهِ, لاله, افشاندی, اشکِ, سردِ, زمستان, مثلِ, روحِ, آزرد, سای, شنیدی, غوغای, طوفان, 1325, خانواده, ترکی, 1344, تحصیل, جامعه, شناسی, درس, نبود, سراغ, استعداد, حقیقی, خودش, 1350, اولین, شعرش, حنجره, زخمی, چاپ, رساند, جایزه, دریافت, درخشش, وارد, رادیو, تلویزیون, ملی, نادر, نادرپور, گروه, ادب, فعالیت, حاصل, تهیه, مهم, خوانندگان, مطرح, شدند, پایانی, عمرش, زادگاه, برگشت, اردیبهشت, 1383, نارسایی, ریوی, سپرده, کهربا, کافور, حوالی, فاجعه, سیاوش, ترمه, خاموشی, فراموشی, سرودن, ممتاز, تواناست, رمزالدوام, تنِ, عشقیم, فواره, قبیله, سرخم, رسید, نوبت, وزیدنت, وان, آخر, جذام, اوّل, فراق, سرسری, دفترِ, شبِ, وام, بدانم, خطِ, سرنوشتِ, السلام, محبوب, بیت, اغلب, افراد, حالت, درونی, لیلی, پیوند, سپس, اندوه, بندد, ایران, گفت, البته, دمید, مردم, برقرار, بعضی, وقت, آید, دلمان, هوس, طور, قصد, اشعارِ, فارغ, زمزمه, زبانزد, سایر, نقل, مجالس, زیاد, مده, طرف, کشت, موج, صیقل, زنگ, نیامد, مهمان, خلیل, السبیل, خویش, قمر, نخوری, نزنی, ناخن, گردست, بشوی, نان, سپهر, منت, هلال, بدر, لباسی, مستعار, محال, پایدار, دروازه, بخش, متن, جملات, گردآوری, ایم, یار, خانگی, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
ر دست پیدا کند که خود خالق آن بود می گویند او بارها تاریخ بیهقی را خوانده بود و از آن رونویسی کرده بود صلابت زبان بیهقی را می توان در اشعار شاملو دید بخشی از باغ آینه را بشنوید باغ آینه احمد شاملو گوینده اطلاعات بیشتر و دانلود کتاب صوتی 00 00 00 59 کتاب های احمد شاملو بوی باران بوی سبزه بوی خاک یکشنبه 98 8 5 1 59 ص یک شاعر نظر بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمانِ آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس رفص باد نغم شوق پرستوهای شاد خلوتِ گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حالِ روزگار خوش به حالِ چشمه ها و دشت ها خوش به حالِ دانه ها و سبزه ها خوش به حالِ غنچه های نیمه باز خوش به حالِ دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حالِ جام لبریز از شراب خوش به حالِ آفتاب ای دلِ من گرچه در این روزگار جام رنگین نمی پوشی به کام باد رنگین نمی بینی به جام نُقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از آن می که می باید تُهی ست ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیش غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ فریدون مشیری از مجموع ابر و کوچه زمان نمی گذرد عمــــر ره نمی سپرد صــدای ساعت شماطه بانگ تکرار است نه شنبــه هست ونه جمعـــه نه پار وپیرار است جوان وپیر کدام اســــت زود ودیر کدام اگر هنوز جوان مانده ای به آن معناست که عشق را به زوایای جان صلا زده ای ملال پیری اگر می کشد تو را پیداست که زیر سیلی تکرار دست وپا زده ای زمان نمی گذرد صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است خوشا به حال کسی که لحظه لحظه اش از عشق سر شار است فریدون مشیری قسمتی از شعر بلند همراه حافظ از فریدون مشیری چه شیرین است وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده است چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است دلم می خواست دست مرگ را از دامن امید ما کوتاه می کردند در این دنیای بی آغاز و بی پایان در این صحرا که جز گرد و غبار از ما نمی ماند خدا زین تلخکامی های بی هنگام بس می کرد نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد نمی گویم به هر کس بخت و عمر جاودان می داد نمی گویم به هر کس عیش و نوش رایگان می داد همین ده روز هستی را امان می داد دلش را ناله تلخ سیه روزان تکان می داد دلم می خواست عشقم را نمی کشتند صدای آرزویم را که چون خورشید تابان بود می دیدند چنین از شاخسار هستیم آسان نمی چیدند گل عشقی چنان شاداب را پرپر نمی کردند دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها و زشتی ها به زیر خاک می ماندند بهاری جاودان آغوش وا می کرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد بهشت عشق می خندید به روی آسمان آبی آرام پرستوهای مهر و دوستی پرواز می کردند به روی بام ها ناقوس آزادی صدا می کرد مگو این آرزو خام است مگو روح بشر همواره سرگردان و ناکام است اگر این کهکشان از هم نمی پاشد وگر این آسمان در هم نمی ریزد بیا تا ما فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم به شادی گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم به چشمان پریرویان این شهر یه صد امید می بستم نگاهی مگر یک تن ازین نا آشنایان مرا بخشد به شهر عشق راهی به هر چشمی به امیدی که این اوست نگاه بیقرارم خیره می ماند یکی هم زین همه ناز آفرینان امیدم را به چشمانم نمی خواند ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ساعت 12 39 توسط احمد نظرات شنیدم مصرعی شیوا که شیرین بود مضمونش منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش به خود گفتم تو هم مجنون یک لیلای زیبایی که جان داروی عمر توست در لبهای میگونش بر آر از سینه جان شعر شورانگیز دلخواهی مگر آن ماه را سازی بدین افسانه افسونش نوایی تازه از ساز محبت در جهان سرکن کزین آوا بیاسایی ز گردش های گردونش به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ دیگر زن که خود آگاهی از نیرنگ دوران و شبیخونش ز عشق آغاز کن تا نقش گردون را بگردانی که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش به مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیین همه شادی است فرمانش همه یاری است قانونش غم عشق تو را نازم چنان در سینه رخت افکند که غم های دگر را کرد از این خانه بیرونش غرور حسنش از ره می برد ای دل صبوری کن به خود باز آورد بار دگر شعر فریدونش اشعار زیبا و برگزیده فریدون مشیری یکشنبه 98 8 5 1 55 ص یک شاعر نظر اشعار زیبا و برگزیده فریدون مشیری دوستت دارم را من دلاویزترین شعرِ جهان یافته ام این گلِ سرخِ من است دامنی پر کن از این گل که دَهی هدیه به خلق که بری خانه ی دشمن که فشانی بر دوست رازِ خوشبختیِ هر کس به پراکندنِ اوست ادامه مطلب شانزدهمین شب شعر پر معنا و زیبا برگزار شد ملکه انگلیس و رامبد ج یکشنبه 98 8 5 1 50 ص یک شاعر نظر شانزدهمین شب شعر پر معنا و زیبا برگزار شد ملکه انگلیس و رامبد جوان شانزدهمین شب شعر طنز انقلاب اسلامی نطنز شب گذشته با حضور جمعی از شاعران و علاقه مندان در حسینیه هنر برگزار شد 29 خرداد 1398 15 37 فرهنگی ادبیات و نشر نظرات به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا شانزدهمین شب شعر طنز انقلاب اسلامی با عنوان نطنز عصر روز گذشته به همراه اجرای برنامه هایی نظیر شعرخوانی طنز استندآپ کمدی و ترانه خوانی طنز از سوی باشگاه طنز و کاریکاتور دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در محل تالار اجتماعات حسینیه هنر برگزار شد ادامه مطلب ای عشق کجای قصه نشسته ای یکشنبه 97 9 18 4 26 ع یک شاعر نظر ای عشق کجای قصه نشسته ای مسلمان تو چه کردی که دلم باز مسلمان تو شد تو چه کردی که دلم بی سروسامان تو شد سر هر کوچه طوافی به تو اینبار ولی چشم من روی تورا دید و پریشان تو شد تو که از منطق و دستور غلط آوردی دل و منطق همه یکجا به قربان تو شد تار گیسوی پریشان شده افشان بکنی چشم من موی تورا دید و مسلمان تو شد روسری از سر خود باز مکن مویت را دل دیوانه ما دست به دامان تو شد بعد آن ماه عزیزی که مرا عاشق کرد دل دیوانه ما عاشق چشمان تو شد تو که خود ماهی به دنیای من اینبار بتاب آسمان چشم تورا دید و پریشان تو شد من که کفر از دهنم یکدفعه بیرون نزده و خداوند دلم موی گل افشان تو شد روسری از سر تو رفته عقب میمیرم چشم من موی تورا دید و مسلمان تو شد بس که از تو همه جا شعر نوشتم اینبار قصه شاعری ام یکسره دیوان تو شد عامل اصلی دیوانگی شاعر ما تار گیسوی تورا دید و گرفتار تو شد 5 حیف است دلم جای توباشدکه ندانی با دیدن چشمم غم دل را تو نخوانی این دل نپسندیده به غیرازتوکسی را تا لطف نمایی به مرادش بر سانی هر گز نپرید او چو ز بامت سر کویی غیر از تو نپرسیده ز کس نام نشانی هر دم بکند یاد ترا این دل عاشق ای مه چه شودگر که توهم قدر بدانی گر دل بسپاری تو به دستم مه تابان عمری تو مرا از غم این دل بر هانی روشن بکنی محفل ما را به جمالت آیی تو به نزدم گل زیبا چو بمانی مه پیکر رعنا نظری گر بنمایی دانی که خزان را برسانی به جوانی کجای قصه کجای قصه بودم کجای قصه آن شب که باران می بارید تو عروس کوچه های درد بودی و شب صورتش را از فکر تو پر کرده بود و باد صدای حرفهایت را به سمت من می آورد اهواز بوی تو گرفته بود و آغوش من برای عروسی تو ترک برداشته بود و کودکان همسایه به امید خوردن یک شام سیر کجای قصه بودم کجای قصه جنگ شد من رفتم تو ماندی و خاطره هایی که بوی تو و آن کوچه ی قدیمی را می داد جنگ تمام شد سرزمینمان زخم برداشته بود هیچ کس درد را ندید در حالی که همه ی ما درد داشتیم پیر شدیم روزگاری از درد به دنبال ما بود اهواز پیرتر شده بود و کوچه ها و خیابانهایش بوی طولانی جنگ را به پنجره هایش آویزان کرده بود اهواز به خاک رفت و مردمان درد کشیده اش بوی خاک را به خاک بردند و هیچ کس این درد را ندید کجای قصه بودم کجای قصه صابر خوشبین صفت اهواز 14اردیبهشت 1396 گفتند شعر عشق ممنوع است گفتند شعر عشق ممنوع است از هجرها و دردها بنویس عشقت پشیزی هم نمی ارزد چون خودفروشان پربها بنویس روح قلم در تندباد فکر در دست من چون بید می لرزید دشمن روند کار را می جست یک دوست حالم را نمی پرسید در جستجوی خانه های شعر دیدند فکرم با تو بیدار است محصور کردند ام ولی این شعر _ در بازی ماشین صر هم مشتاق دیدار است بستند با زنجیر بر دیوار تا از تو و عشق تو برگردم من بی تو بودم پشت آن دیوار اما کنارت زندگی کردم بر روی آن دیوار خون آلود میراث صدها مرد مکتوب است مصراع های روی آن دیوار سرشار احساسات مرغوب است من دست می سایم به روی شعر او سالها را می دود تا من من همسرایی میکنم با او او همنشینی می کند با من یک کنج زندان بند و زنجیر است یک کنج زندان اوج آزادی آن یک مثال برف دی ماه است این یک مثال باغ مردادی ترانه دلتنگی بارون به نام خدا دلتنگی بارون بهم ریخته بازم انگار نگاه سرد این پاییز انگار باز هم تابستونه با چهره ای دل انگیز بازم قهر کرده بارون هوا هم سرد درده شاید بیاد زمستون بارون دوباره برگرده زمین چشماش گریونه حال دریا پریشونه پرنده رو درختا هم هنوز دلتنگ بارونه هنوز ابری نمی باره شبنم گم کرده راهشرو دیگه از تشنگی خستس پرنده بسته بالِشرو شاید بپیچه بازم تو صدای پچ پچ این باد صدای غرش رعدی که میگه بارونم میاد زمین چشماش گریونه حال دریا پریشونه پرنده رو درختا هم هنوز دلتنگ بارونه شاید پیداشه اون ابری که چشماش رنگ بارونه بباره باز نم بارون روی زمین که داغونه بهم ریخته بازم انگار نگاه سرد این پاییز انگار باز هم تابستونه با چهره ای دل انگیز بازم قهر کرده بارون هوا هم سرد درده شاید بیاد زمستون بارون دوباره بر گرده انگار با دنیا قهر کرده شاید دوباره برگرده تینادلشکیب دســتِ درختِ مـا به تـبرها رسیده است یکشنبه 97 9 18 4 19 ع یک شاعر نظر فـریادِ شب به کـوچ کـَرها رسیده است دســتِ درختِ مـا به تـبرها رسیده است ما مانده ایــم و نیم راهـــی کـه بسته اند از پشت خنجری به جگـرها رسیده است اینجا پــرنده بـودنمان رنگِ مـرگ داشت وقتی که گِـــردباد بـه پـرها رسیده است گفـتــم کسـی حـریـفِ جهالـت نمی شــود دردی که از پدر بـه پسرهـا رسیده است در تـیتـرهـا دوبـاره خــبــرهــای حادثـه دائـم بـه مـا عجیب خبرهـا رسـیده است تـزریق کُن شراب به رگهای خواب شهر خونابه است اینکه به سـرها رسیده است ما داده ایـم دستِ کســی دل کـه می رود وقتی که سـیلِ مرگ به درها رسیده است آتـش بـزن بـه کوچـ دلواپسی کـه عشـق از راه دور و سختِ سفـرها رسیده است محمدمنصورفلاح معمار پیر بر قامتِ ساختمان نگریست بر خشت خشتِ رنج که بر هم نهاده بود کاش پنجره ها را بزرگتر میگرفتم تا نور در اعماق تاریکِ دهلیزهایش بتابد اگر مادرش گذاشته بود اگر نمیگفت او را آزاد بگذار لابلای سلولهایش ملاطی از نور مینهادم و با عشق بندکشی میکردم تا به تلنگری فرو نریزد و از زلزله ها نگریزد افسوس دیگر از آینه کاریها خبری نیست و همان بهتر که نیست تا حماقتها چند برابر نشوند بر جای پیچ و تابهای اسلیمی خطوطِ مستقیمِ میله های زندان کشیده اند که معماری مدرن را سادگی اصل است نه صحنی نه ایوانی نه درونش را اتاق پذیرایی یی که باید از زمینهای کوچک امروزی بهینه استفاده کرد و نه عطر کاهگلی از او جز بی تفاوتیِ سیمان به مشام نمیرسد حتی بر آن حوضچه ی کوچک خیال و ماهیهای شادش رحم نکردند عجبا مگر خورشید راه آسمانها گم کرده است که من ساختمان را رو به آفتاب ساخته بودم و اینک در تمام روز سایه اش برابر خورشید است دریغ او را دگر باغچه ای نیست و پسر که او نیز آرشیتکت بود و شایعه ی گرانیِ چوب را شنیده بود پدر را نگاه کرد اما نه اشکهایش را که ابعادِ بنای کلنگی را دقیق تر اندازه میگرفت و نقشه ی تابوت میکشید شاید هوا سرد شده شاید کنار پیچکهای غریب قلبی آزرده باشد یا که شاید هوای چشمان کوچه ابری باشد نمیدانم این تمنا که گل از آفتاب می کرد چرا اینقدر غریبانه بود شاید هوا سرد شده شاید که در ازدحام وحشی باد تورا دستانت را گم کرده ام کمی با من باش شاید فردا نباشم کمی با من قدم بزن شاید که فردا مرا حسرت خواهی برد میان این شمعدانی های متروک غصه ام را رها کردم می روم بالا چون که از بالاییم تا اون دور دور ها تا پشت ابرها درون اشکهایت خانه ام را بساز من به فردای با تو بودن دل داده ام 97 7 16 انتظار گفتی که نَشکَنَد دلت این روزها زِغم گفتم نظر نما که چه دیر شد شکست آن مرغ ِ پرنشاط که به پرواز زنده بود از زخم های زخمِ زبان پیر شد نشست چَشمم به انتظار دلِ بِشکسته درمیان بِشکسته های دلم تاخیر شد شکست این غصّه های نهانی این روزهای تار دل را سیاه کرد چو تصویر شد نشست هر قطعه ی شکسته ی دل با هجوم بغض با آن همه غرور چه تحقیر شد شکست گفتی به هوش باش دلِ بِشکسته میخرم حرفت به دل اگر چه که دلگیر شد نشست آن بغضِ در گلو که به سال ها خفته بود آشفته خواب در دَمِ شبگیر شد شکست سنگی که از جفای زمانه روانه گشت بر بال های خسته ی من تیر شد نشست گفتی به من که این همه فریاد بهر چیست هنگامه ای که عهد تو تقصیر شد شکست شرمی که از شکستن ِ پیمانِ تو مراست بر چهره در عَرَقی تقطیر شد نشست گفتم که گفته ای به من آگه تری ز ِ من پس از چه رو این دلِ من سیر شد شکست آن قصه ها که فقط راز ِ پیش ِتوست بر تِکّه های دلم زنجیر شد نشست یک پل میان ما که بسی نیمه کاره بود هر لحظه در هراس که تعمیر شد شکست کِی میشود که بگویی به گوشِ من این را آرامشت به جان ِ تو تقدیر شد نشست یونس کلاهدوز شعر زیبای خون آ شام یکشنبه 97 9 18 4 16 ع یک شاعر نظر شعر زیبای خون آ شام بیا با من تو این دنیای تو خالی دماری از روزگارم در بیاور بزن مشتی به زیر چانه ی من که بویکا هم نزد چنآن به داور و خونی شٌرشٌر از چانه م بریزد شود آسفالته این شهر رنگ قرمز تمامِ پیرهنم خونی شود و بریزد بیرون از سینه م پروتِز و انگار فرش قرمز پهن شده است به دنبالم می آیند اهل لاوی و تا نزدیک من گشتند برگشتم هراسان چون گریزان مثل گاوی بترسد شهری از خون دهانم فرار از من کند هر کس مرا دید به دنبالت روم کِشان کِشان و بگیرم زیر دندانم تیروئید بتزریقم چو خونم را به خونت دراکولا شوی حالا چو با هم بریزیم بر سرِ مٌردم این شهر و خوناشام کنیم شهری رو کم کم دراکولای مٌسریْ چون شویم و اِپیدِم رخ دهد درون کشور تمام کودکان را هم بگیرد یکی دیوانه تر از آن یکی تر تمامِ چشم ها خونین و سرخ است به انگاری تو برگِ بنگ بودیم همه دندان ها همچو پلنگ است و باروتی توی فشنگ بودیم و ضد شورش ها هم درون شهر دراکولایی از پشت این دیوار فرو کرد بر درون گردنِ مأمور و ترکاندش چو لنفاویِ بدکار پر از خالی ترین انسان خوبیم و خالی تر ز پر انسان بد بودیم و صدها شاعرانی چون بداریم و ما بازم درین مجهوله رد بودیم و باز هم مردمانی از همین مرز بنوشند خون شیراز در سه پیمانه و خوناشام ترین اهل جهانیم که می نوشیم چه بد از خون ریحانه ش کن به صدایی از هزاره های تو در تو به قدمت تاریخ از صبر مردمانی به غایت صبور بر رنج های ناتمام مردمانی پاک نجیب و مهربان همراز دشت های فراخ و همپای کوههای استوار در مسیر کوچ کوچی از سکون به تکاپو در هیاهوی هی جار وارگه به وارگه و سرانجام کومه ای به وسعت دشت در سرزمین دلهای تنگ و شیرهای سنگ گوش کن به صدای مادرانی با شکوه که در شب هایی عمیق در طنین آواز زنجره ها و در لالایی حزن انگیز شبانه داستان سوارانی حماسه ساز را سخاوتمندانه و با هزاران آه در گوش کودکان خفته در گهواره خیال واگویه می کنند که استوار و مردانه چون قامت زردکوه و تاراز اسطوره وار در خاک ایل جوانه زدند گوش کن به صدای زنان مردی که الفبای مردانگی را در طنین غرش برنو در گوش ایل خود چون نوای رود هجی کردند زنانی که آرزوهای ساده خود را به دل زلال چشمه سارهای دشت سپردند تا شاید در آنسوی دشت در خیالی دیگر و در دل ساده زنانی دیگر جوانه بزنند وقتی دل چشمه را در دستانشان میهمان می کنند گوش کن به زنانی پر از شعر که در فراخنای دشت های صبور غزل غزل دلتنگی شان را برای آسمان مغرور دشت در اشک های گاه و بیگاهشان عاشقانه سرودند گوش کن به فریاد سرشار از سکوت مردانی فراموش شده از ورای سده ها و هزاره های تو در تو در حافظه ی حماسی زنگار بسته تاریخ آری گوش کن به رنج های ایل من در صبوری های جاودانه اش آناهید مهناز_حسینی عشق یعنی عشق یعنی بی سبب گریان شدن مبتلای درد بی درمان شدن عشق یعنی با جنون همسایگی عشق یعنی روز و شب دلدادگی عشق یعنی بوسه از نو خواستن ساعتی صد بار دل را باختن عشق یعنی بوی دریا بوی خاک عشق یعنی دم به دم اندوهناک عشق یعنی بی سر و سامان شدن ترک تن کردن تماما جان شدن عشق یعنی عقل را گردن زدن بر در قلب نگاری در زدن عشق یعنی سوختن با یک نگاه عشق یعنی حسرت و لبخند و آه عشق یعنی ناخوشی اندر خوشی عشق یعنی مستی و گردن کشی عشق یعنی ضجّه های نیمه شب در غیابش لرز باشد یا که تب عشق یعنی سوختن مانند شمع عشق یعنی انزوا در بین جمع عشق یعنی ردّ پای بی کسی عشق یعنی یک بغل دل واپسی عشق یعنی اشک های بی صدا عشق یعنی سمبل مهر و وفا عشق بازی فوتبال یعنی همدم و کاشانه ای عشق یعنی طالب افسانه ای عشق یعنی سر به صحراها زدن عشق یعنی محو فرداها شدن عشق یعنی گونه بارانی شدن صاحب لب های طوفانی شدن عشق یعنی راحتی باشد حرام از لب معشوق برگیری تو کام عشق یعنی عاشقی در یک کلام عشق یعنی بهر معشوقه غلام پایان قسمت اول ادامه دارد حادثه تقدیم به اهالی سربلند عاشقی دشتی از قیصر و سُهراب و فُروغ دشتی از نیماهاست دشتی از شیران است اخوان را گویم مرد پیکار و هنر مردِ اندیشه یِ تابانِ وطن و بخوان حافظ و سعدی ها را و فریدونِ مشیریِّ و رَهی شهریار است در این آبادی همه را می گویم پروین را سیمین را دشت ما دشتِ طلایِ نابّ است دشتی از مردان است که به دنبال هدف پیروزند و تبلور دارند در نگاهی زیبا و در این مهدِ خدا همگی آرام اند یادشان لطف و صفاست یادشان هست غریق رحمت یادشان با صولت یادشان با نصرت یادشان پیشِ همه هست بخیر یادشان مهرِ دعائی ست که وسعت دارد و به گستردگیِ سطح زمین می دهند آرامش که در این گنجایش هست انوار خدا یاد این طایفه ی خوب و عزیز همچنان پر رهروست همچنان مهر آم...
|