If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: michkakely.blogfa.com - .

site address: michkakely.blogfa.com redirected to: michkakely.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Thursday 18 June 2026 8:54:34 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=میچکا کلی;

Headings (most frequently used words):

میچکا, کلی, نوشته, های, پیشین,

Text of the page (most frequently used words):
بود (32), های (29), گفت (25), است (23), شده (20), نمی (16), کردم (15), کرد (15), ساعت (14), نوشته (13), روی (13), همه (13), دست (12), گفتم (12), توی (12), برای (12), داد (11), این (11), اما (11), توسط (10), میم (10), اند (10), ۱۴۰۳ (9), خانه (9), راه (9), چای (9), ۱۴۰۱ (8), بعد (8), مدرسه (8), پشت (8), چند (8), بچه (8), کنم (8), آمد (8), شود (8), ۱۳۹۱ (7), مهر (7), باران (7), کرده (7), زنگ (7), کلاس (7), دیگر (7), کند (7), بیست (6), دادم (6), دور (6), یکی (6), چون (6), معلم (6), بالا (6), گذاشتم (6), وقتی (6), باز (6), خالی (6), آبان (5), بهمن (5), ۱۳۹۲ (5), اردیبهشت (5), تیر (5), کولی (5), بار (5), رفته (5), صدا (5), داشت (5), بودند (5), دفتر (5), زده (5), راهرو (5), باید (5), بودم (5), میچکا (5), حیاط (5), حلوا (5), لیوان (5), نشسته (5), پیش (5), آقای (5), داخل (5), ظرف (5), شهریور (4), آذر (4), اسفند (4), ۱۳۹۳ (4), ۱۳۹۹ (4), ششم (4), پیاده (4), کمی (4), گرفته (4), رفتم (4), شیشه (4), یکشنبه (4), صبح (4), بیشتر (4), صدای (4), جدید (4), قرار (4), رفت (4), کنار (4), بیرون (4), مدیر (4), کردند (4), چشم (4), حال (4), پرسید (4), پرسیدم (4), زیر (4), خواب (4), درخت (4), کوچک (4), عزیز (4), شاید (4), پله (4), مشدی (4), آگهی (4), عکس (4), چیز (4), هنوز (4), ندارد (4), دخترها (4), همیشه (4), مشکی (4), فروردین (3), ۱۳۹۴ (3), ۱۳۹۸ (3), دوشنبه (3), عصر (3), جوری (3), همخانه (3), دیروز (3), کار (3), زنبیل (3), آشپزخانه (3), ایستاده (3), ماشین (3), امروز (3), شدیم (3), جاده (3), نفر (3), دیده (3), بزرگ (3), گفتند (3), برگشتم (3), هوا (3), هایشان (3), کشیده (3), یادم (3), دختر (3), دیدم (3), تحویل (3), داده (3), تماشا (3), دارد (3), نیست (3), خواند (3), رقص (3), افتاده (3), حالا (3), مادر (3), تمام (3), دیشب (3), آرام (3), کوچه (3), هایی (3), معاون (3), سلام (3), پایین (3), مرتب (3), حرف (3), سمت (3), میز (3), سبز (3), شنبه (3), مهربان (3), جمع (3), مثل (3), انار (3), موقع (3), باشد (3), برد (3), زیتون (3), سقف (3), فلاسک (3), بانکه (3), پیرزن (3), کنند (3), خاله (3), سینک (3), مرداد (2), ۱۴۰۰ (2), خرداد (2), گنجشك (2), روسری (2), میدان (2), شهرداری (2), شیرین (2), پای (2), خیابانی (2), زند (2), گیرد (2), نرو (2), جمعه (2), کافه (2), فرمان (2), گذاشت (2), کلمات (2), دارند (2), هشت (2), زخمی (2), نداشت (2), پخش (2), اینجا (2), هستند (2), دقیقه (2), رسیدم (2), پارک (2), همکاران (2), حالت (2), صندلی (2), پنجره (2), خاک (2), خورده (2), روشن (2), اجازه (2), سرش (2), جمعیت (2), چیه (2), ساله (2), دخترهای (2), مامان (2), کیسه (2), شما (2), بند (2), خون (2), شکم (2), رسیدیم (2), فرستاده (2), زنی (2), آستین (2), مقایسه (2), داری (2), بینی (2), ولی (2), دلم (2), سرم (2), بگذارند (2), علامت (2), تکان (2), متروپل (2), گشت (2), برمی (2), خسته (2), پاهای (2), هست (2), بالای (2), اعتراض (2), دنیا (2), مانده (2), چهارشنبه (2), نداشتم (2), قاشق (2), نوک (2), دندان (2), جلویی (2), قندم (2), بالاست (2), درد (2), ریختم (2), عطر (2), تکیه (2), جانه (2), مرا (2), مامور (2), بسته (2), بهش (2), آخرین (2), عباسی (2), جوان (2), پسرها (2), فرو (2), خداحافظی (2), بندم (2), درجه (2), صفر (2), برگشته (2), شروع (2), دوباره (2), پشتی (2), یاد (2), رود (2), جنگ (2), پیچیده (2), روم (2), برایم (2), زمان (2), برس (2), چمدان (2), انگشت (2), لای (2), کشم (2), موهای (2), برود (2), هایش (2), چوب (2), دیوار (2), خبر (2), فقط (2), فرامرز (2), عکاس (2), بغل (2), ترین (2), کمر (2), کسی (2), روز (2), جنگل (2), اگر (2), ناخن (2), جان (2), بغض (2), تحریم (2), آهنگ (2), مهین (2), ترافیک (2), چپش (2), غیرارادی (2), گرفتم (2), وقت (2), حالش (2), اینکه (2), چهار (2), بدهد (2), روزهای (2), بارانی (2), زندگی (2), مهمی (2), نیامده (2), کشیدم (2), نارنج (2), انگار (2), داشتم (2), سیزدهم (2), چکه (2), بین (2), موش (2), اول (2), پیدا (2), آبدارچی (2), شسته (2), خورد (2), پیراهن (2), نرگس (2), مراسم (2), سکوت (2), زنانه (2), خوشرو (2), گریه (2), کردیم (2), برق (2), قابلمه (2), پارتی (2), قول (2), گوشه (2), پوست (2), بازی (2), افتادیم (2), کلی (2), blogfa, com, آرشيو, ۱۳۹۶, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, ميچكا, مازندران, معناي, ميچكاكِلي, يعني, لانه, مطالب, قدیمی, گوش, دادن, چسناله, فاستوس, تمرین, کسر, احتمالات, گلدرشتم, بروم, باقلا, بخرم, موسیقی, جوانکه, بایستم, ساز, دهنی, همین, پریروز, اداره, اماکن, نمیدانم, جلوی, نوازندگان, سبزه, بهانه, گلهای, پرپر, حصیری, کفشهای, کالج, قرمزم, نپوشیدم, بلوار, سبزرنگ, نبش, خیابان, چنارها, رفتند, یکهو, خشکشوبی, آهای, بیداد, مرغ, سحر, سرگیجه, بدقلقی, حالات, شناسم, علائم, بارداریست, بزودی, خرج, دستمان, خواهد, خطرناک, برایت, نگرانم, بحران, آموخته, دانستم, نباید, بگویم, بعضی, احتیاط, لاک, سلامت, عرض, گذشتند, اخبار, رادیو, اعلام, لبنان, وجود, شرایط, اقتصادی, مردم, صندوق, رای, ایالت, ویسکانسین, آمریکا, تیراندازی, هفده, بیشترین, آسیب, خشکسالی, استرالیا, استاندار, بوشهر, لهجه, جنوبی, انبارها, قدر, کافی, نوع, ارزاق, ذخیره, داریم, شرکت, تهران, انحصار, واردات, کالا, باعث, مشکلات, چرخید, توانستم, بزنم, ناچار, شدم, ریاضی, پیرامون, احکام, ماکنیزانِ, علی, خواندند, عربی, کارگزینی, حکم, ظهر, سامانه, خواهند, رتبه, بندی, کشید, حضور, غیاب, ورودم, هفت, پنجاه, پنج, یادداشت, همراه, طبقه, دانش, آموز, آزرده, خانوووم, چرا, انقدر, زود, اومدین, جابجا, شوند, ماهک, بشنوم, خیلی, کارتون, زشت, بوداا, باقلاباغ, رصد, تیره, خوب, شخم, اردیبهشتی, ملسی, گرمتر, آخر, مقنعه, بردارند, میان, زلف, افشان, بوی, عرق, نوید, بازگشت, بویایی, همهمه, دختری, دراز, سینه, پرید, صحنه, آشنایی, دویدم, پهلو, چپم, ناظم, آمدند, کنجکاو, پراکنده, پاشو, لوس, بازیا, درآوردی, نگرانش, دستپاچگی, استیصال, خستگی, ترس, بازخواست, اولیا, خودم, حادثه, فراخوان, مسمومیت, بهم, دعا, نبینند, برنج, طاقت, هفته, دتر, قروون, میخری, بخر, قیمتش, شاخ, آهو, رشت, چطور, قیمت, پدرشان, چاره, دروغ, ماه, پیامی, چیزی, شبیه, درجات, نظامی, فرمانده, چشمک, سرود, رقصید, جور, اوایل, نوجوانی, تنورش, دوربین, تور, انداخته, سالخورده, ماتم, اطرافش, تافته, جدابافته, اون, زنه, آره, همونه, پیرتر, ازین, باشه, دمام, زدند, سنج, پدر, کدام, بیابان, تاسف, پدال, گاز, فشرد, بلکه, باغ, گشتیم, آلود, دستهای, تاول, آرامتر, برو, حوالی, نرسیده, خشکبیجار, دروازه, رونده, دیوانه, مشغول, راهپیمایی, اعتراضیست, خرابی, گروه, فرزند, همکار, آبادانی, آوار, پانزدهم, پاشدم, چار, شمردمشان, خوابم, هفتمی, نانش, خیس, زبانش, ذوبش, چین, پیشانی, جواب, آزمایشت, گرفتی, قورت, سرکشید, آهان, دندانهایش, دوتای, خوشحال, ایمانش, جویده, آور, میخورد, نماز, صبحش, قضا, مایکروفر, آوردم, زعفران, کجاست, خوابهای, مادرم, پخته, برده, بهرستاقی, مار, قندت, زیاد, سوال, گردنت, مریض, حواله, ببری, بدهی, سوار, رفتیم, روبروی, جاندارمری, شهربانی, تنگه, نرده, پیرمرد, کفاش, حجره, باریکش, سایه, انجیر, بیکار, بیا, کمربند, چرمی, دمپایی, خوابش, دیس, برگشتیم, بشقاب, سهم, شماست, پنجم, رجز, شجاعی, نیستم, خوش, مادرانشان, حریف, زورشان, رسد, خوراکی, ناسالمی, ببرند, پیچ, تهدید, جای, گرفت, کوله, برداشت, گردنش, یقه, جانی, بدون, کتم, اندازم, ریزم, فکر, نوشیدن, فرنچ, پرس, سخت, صفحه, گوگل, آفتابه, صحرایی, اکیووِدِر, هوای, تورینگن, کپک, گرده, علف, کیفیت, عالیست, فعالیت, عادی, محیط, لذت, ببرید, چندمین, ازش, ماری, کلر, احتمالا, ماقی, کلق, برنمی, گردد, پلوپز, عصای, اَغوزکِنّا, رازیانه, بهتر, دستگاه, جوشکاری, آید, نیشابور, زیرکوچه, افتم, تخریب, گذارم, چرخ, خیاطی, خاکستری, دامن, مخملش, ماسوره, اتاقی, تبدیل, تونل, نشدند, طاقچه, دیواری, آورم, شیارهای, گرد, چوبی, سرخابی, قهوه, نرم, کوتاهش, شروین, خواندن, هشتم, خانم, کاف, پیداست, دارچین, پایش, دهد, گربه, آپارتمان, پنجه, گلی, رته, تلاش, منظره, کامل, موفق, بزرگی, دانم, بیل, صنوبر, زمین, ریشه, آورد, همزمان, اره, موتوری, برّد, گردو, نهال, آووکادوی, اتحاد, توانند, ببینند, شنوم, نیم, بیفتم, مطلب, پایان, نامه, نعش, ذهنم, گیر, مرد, طوری, دوستت, انگشتانت, گمان, سرانگشت, شاعرانه, بخش, نهم, ماهی, گرفتار, دیسک, کاسبی, باری, ببیند, جاش, آورده, کمک, سواد, ویدیویی, واتساپ, فرستد, صادق, بوقی, ساناز, شمالی, الهی, قمشه, استوایی, قاسم, آبادی, بگوید, هستم, گردم, تواند, تنهایی, شعبه, اینستاگرام, بزند, استیکر, بوس, سبد, براش, فرستادم, پرستار, خواستند, معرفی, زایمان, دَس, کمال, بزن, ترش, پیازداغ, سبزیجات, خورشتی, کاشته, شان, رنده, هَنم, خُبه, بیمیرم, بیدین, خایه, غروب, آوری, ویدیوی, رفیق, پاییزت, مبارک, فرستاد, ویدیو, ترک, فصل, اردک, آلو, جنگلی, چوچاق, ترشِ, فریزر, درآ, وردم, انارتیم, کباب, برگرداندم, سرجاش, پاییز, فسنجان, کنیم, موج, گردش, نقله, شنیدن, ادل, دربرمی, رقصیدن, کیفور, بودیم, اسراییل, آنقدر, معطل, امین, الضرب, سنگین, دیر, شدن, پاهایم, نگاه, مبادا, پیژامه, آمده, باشم, پیرمردی, کله, منظم, خرمالوهای, حیاطش, لگن, رویی, چیده, فروش, کولویی, تومون, دافساری, بیجاربنه, زبان, امتحانش, لغو, بیخودی, ژست, آدم, سرحال, خراب, جلد, دانای, صبور, حوصله, اضطراب, دوش, بکشم, خوبین, منتظر, فحش, وری, طرف, راستش, تصمیم, مهم, حاضر, سنگینم, مسیر, گیس, آفریقایی, اواخر, لمینت, باهم, فهمیدم, موبایلم, جاگذاشته, کال, درختان, لامپ, شکسته, چاله, سماع, واقعا, حتی, بلیط, تئاتر, یازدهم, فواصل, نراد, چسب, نواری, پهن, چسبانده, فضله, نریزد, بافته, لول, صاف, رقم, اواسط, بلبشو, ماژیک, آمدم, دعوا, رسید, ادبیات, چرخاند, لبش, نامتقارن, گَمَج, مفهوم, فهمد, گفته, آمدن, دهانش, نیمه, گردن, بردارد, ببرد, آهنی, ایستادم, ساختمان, مجاور, کلید, دربازکن, بزنند, قفل, فرار, نکنند, ضیابری, سیب, زمینی, کیلویی, شصت, هزار, تومن, سینی, چید, ماشینی, عقبش, بخار, چپه, شور, پاشید, آسفالت, راست, شیه, جوانک, سفید, دستفروش, خریدم, گلدان, گون, گشاد, شیرازی, خندان, عود, کتری, داغ, دهانم, خروج, نظم, اجرا, گاه, صحبت, قاری, چشمش, مدام, معین, ابوالحسن, دخترعمه, نرمِ, نِواجِش, همکلاسی, دبیرستانم, پیر, ملیحه, مریم, سیما, فائزه, تار, پود, برادرها, یادآوری, کنید, دکتر, میت, دوم, برگشتند, کارت, کیمدی, ریختند, وسط, بزرگتر, گذاشتند, تماس, تصویری, گرفتند, ماهش, بوسیدند, افتخار, آرزو, ویزای, نوه, بعدی, بیاید, دلشان, گیلان, خواست, آمدیم, لاهیجان, کوکی, نوشین, بیاورم, ترسیده, مادرشوهرت, بوده, بودن, خاصیت, دید, پیمانه, قشنگش, تسبیح, البنین, انگشتانش, اشاره, خوتکا, اشتیاقی, بلد, پنهانش, تِسه, کَشتِل, بیارده, مادرش, توصیه, سالی, فصلش, بدهید, نوبر, هوایی, دریایی, ترشی, تَلی, یادمان, شِگین, کِنِسو, کِرک, چِنیکا, پیرهن, نرود, تنم, دربیاورم, تمیز, کاربلد, مبل, هال, ورود, ناله, تمدید, جنازه, غسالخانه, فردا, شستنش, بروند, دستم, تخت, شدت, نکروفوبیایم, مطمئن, شوم, ملحفه, خزید, جلوتر, نرفت, فوت, تصویر, هفتاد, بسیار, زیبا, صورتی, لبخندی, واتساپم, استوری, برگ, کیفم, دورتری, نزدیک, نشستند, هرگز, اینهمه, برادر, نبودند, امتحان, ارزیابی, جیامتری, چیزهایی, درباره, رقاص, صربستانی, خوتکاهای, تخته, تراس, بست, سرعتی, رفتن, معمولش, کندتر, صدایش, خاطرجمع, استخوان, پوک, لهیده, کشد, بغلش, همان, تسلیت, اغراق, یادش, احساسش, بروز, بگذارد, عشق, اندوه, مانند, خشم, حسادت, شستم, خوتکاها, دربسته, لباس, تبلتش, فروشگاهی, متل, چالوس, مردانه, ایکس, لارج, خریدیم,


Text of the page (random words):
میچکا کلی میچکا کلی از امتحان ارزیابی ام ام پی آی برگشته بودم سینک پر از ظرف نشسته بود و کولی هم زمان که جیامتری دش بازی می کرد چیزهایی درباره ی زن رقاص صربستانی می گفت خوتکاهای یخ زده را گذاشتم روی تخته همخانه در شیشه ای تراس را بست و با سرعتی که از راه رفتن معمولش کندتر بود آمد توی آشپزخانه و به ظرف های نشسته ی توی سینک گفت که مادر برای همیشه رفته است صدایش بغض نداشت خسته بود و خاطرجمع از اینکه آن استخوان های پوک و پوست لهیده و زخمی حالا آرام گرفته و درد نمی کشد بغلش کردم و در همان حال که بهش تسلیت می گفتم با کمی اغراق یادش می دادم که احساسش را بروز بدهد و بگذارد عشق و اندوه هم مانند خشم و حسادت در چشم هایش خانه کنند بعد ظرف های توی سینک را شستم خوتکاها را گذاشتم در ظرف دربسته داخل زنبیل و هر چه لباس مشکی دم دست بود در چمدان ریختم و راه افتادیم تمام راه سکوت کردیم و کولی یک بند با تبلتش بازی کرد از فروشگاهی در متل قو یا چالوس دو پیراهن مشکی مردانه ی ایکس لارج خریدیم و باز افتادیم توی جاده خاله ها مثل همیشه تمیز و مرتب و کاربلد نشسته بودند روی مبل های بزرگ هال و با ورود ما یک دور همه ی ناله ها تمدید شد جنازه در غسالخانه بود و قرار شد خاله ی کوچک و دختر بزرگ فردا صبح برای شستنش بروند دستم را کشیدم به گوشه ی تخت خالی پیرزن تا از شدت نکروفوبیایم مطمئن شوم دست کمی روی ملحفه خزید و جلوتر نرفت آگهی فوت با تصویر زنی هفتاد و چند ساله که هنوز بسیار زیبا بود و پوست صورتی اش با لبخندی شیرین برق می زد روی میز بود از آگهی عکس گرفتم و در واتساپم استوری کردم چند برگ آگهی در کیفم گذاشتم پسرها رفته بودند گوشه ی دورتری و نزدیک هم نشستند تا قول و قرار مراسم را بگذارند هرگز اینهمه با هم برادر نبودند مامان ترسیده بود گفت مادرشوهرت از من جوان تر بوده بودن من هم خاصیت ندارد ولی خب باید دید چه وقت پیمانه پر می شود دست های هنوز قشنگش را به سمت سقف برد و تسبیح ام البنین را لای انگشتانش مرتب کرد وقتی زنبیل را خالی می کردم آمد آشپزخانه و اشاره کرد به ظرف خوتکا و با اشتیاقی که دیگر بلد نیست پنهانش کند پرسید کی تِسه کَشتِل بیارده بعد گفت که مادرش توصیه کرده سالی یک بار در فصلش بدهید بچه ها نوبر کنند هوایی و دریایی و ترشی و تَلی همه اما یادمان باشد سه چیز برای ما شِگین ندارد و ما را نمی برد کِنِسو و کِرک و چِنیکا و پیرهن مشکی و یادم نرود برگشتم خانه مشکی را از تنم دربیاورم مراسم با نظم و سکوت هر روز اجرا شد گاه بین صحبت های قاری که چشمش مدام در زنانه می گشت آهنگ های معین و ابوالحسن خوشرو پخش می شد من و دخترعمه با نرمِ نِواجِش خوشرو گریه کردیم چند همکلاسی دبیرستانم را دیدم که پیر شده و برق چشم هایشان رفته بود ملیحه مریم سیما فائزه و آن یکی که خبر تار و پود بچه ها را به دفتر مدرسه می داد شب دوباره جمع شدیم در خانه ی پیرزن و یکی از برادرها یادآوری کرد که از زنانه صدا نمی آمد گریه اش را بیشتر کنید شب اول حال خاله کوچک به هم خورد دکتر گفت برای این است که میت را داده اند او شسته از شب دوم کم کم همه به زندگی برگشتند و بچه ها کارت های کیمدی را ریختند وسط و بزرگتر ها قرار قابلمه پارتی گذاشتند و با میچکا تماس تصویری گرفتند و از راه دور روی ماهش را بوسیدند و به اش افتخار کردند و آرزو کردند ویزای سه نوه ی بعدی هم بیاید و دلشان چای گیلان خواست قول دادم برای قابلمه پارتی اگر آمدیم چای لاهیجان و کوکی نوشین بیاورم نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت توسط میم امروز چهار ساعت کلاس داشتم دو زنگ سقف یکی از کلاس ها چکه می کرد سقف کلاس یازدهم با فواصل کم بین چوب های نراد چسب نواری پهن چسبانده بودند تا باران یا فضله ی موش روی سر دخترها نریزد دخترها با موهای بافته و فر و لول و صاف شده همه رقم اواسط زنگ اول توی راهرو بلبشو شد می گفتند موش توی کلاس پیدا شده شاید هم باران چکه می کرده یا دفتر ماژیک نمی داده به معلم وقتی می آمدم توی دفتر دعوا بود چای به همه نمی رسید معلم ادبیات فلاسک کوچک خالی را در هوا می چرخاند و خط لبش را نامتقارن کشیده بود معاون گفت آبدارچی گَمَج است و مفهوم پر و خالی را نمی فهمد چون به ش گفته ام پر کن اما باز تا کمر فلاسک خالی است موقع پایین آمدن از پله ها آبدارچی که دهانش همیشه نیمه باز است و گردن ندارد داشت می آمد بالا تا فلاسک را بردارد ببرد پر کند باران نارنج درخت های حیاط را شسته بود کنار در آهنی زیر باران ایستادم تا از ساختمان مجاور کلید دربازکن را بزنند در همیشه قفل است تا دخترها فرار نکنند بیرون ترافیک بود آقای ضیابری سیب زمینی های کیلویی شصت هزار تومن را در سینی می چید ماشینی که شیشه ی عقبش بخار گرفته بود زد به بانکه ی زیتون بانکه چپه شد و آب شور و زیتون پاشید کف آسفالت بانکه به چپ و راست قل خورد انگار داشت جان می داد شیه آن جوانک با پیراهن سفید از دستفروش نرگس خریدم و برگشتم خانه نرگس ها را گذاشتم در گلدان سبز گون گشاد شیرازی کنار عکس خندان پیرزن عود روشن کردم کتری که داغ شد یک قاشق حلوا گذاشتم در دهانم تا قندم برود بالا و کلمات راه خروج را پیدا کنند نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت توسط میم دیروز صبح وقتی هنوز از رقصیدن با مهین و فرامرز کیفور بودیم اسراییل ما را زد کولی آنقدر معطل کرد که ترافیک امین الضرب سنگین شد و دیر رسیدم پشت کوچه ی مدرسه پارک کردم و موقع پیاده شدن به پاهایم نگاه کردم مبادا با پیژامه آمده باشم پیرمردی که دست چپش مثل کله ی مهین موقع رقص تکان های منظم اما غیرارادی داشت خرمالوهای حیاطش را داخل لگن رویی چیده بود برای فروش کولویی سی تومون دافساری و بیجاربنه توی راهرو بق کرده و ایستاده بودند چون معلم زبان امتحانش را لغو نمی کرد معاون تو لک بود بیخودی ژست آدم سرحال گرفتم این حالت من هم غیرارادی است هر وقت کسی حالش خراب باشد می روم در جلد دانای صبور مهربان خر با اینکه حوصله نداشتم اضطراب یک نفر دیگر را از جنگ به دوش بکشم اما پرسیدم خوبین شما منتظر بودم چهار تا فحش به این وری ها و دو تا به آن طرف بدهد انگشت های دست راستش را داخل آستین چپش فرو برد و گفت که روزهای بارانی حالش بد می شود چون همه ی تصمیم های مهم زندگی اش را در روزهای بارانی گرفته اما چیز مهمی پیش نیامده و کلاس حاضر است پاهای سنگینم را از پله ها بالا کشیدم و در مسیر به گیس های آفریقایی سلام دادم اواخر زنگ وقتی دخترها لمینت ناخن هایشان را باهم مقایسه می کردند فهمیدم موبایلم را در خانه جاگذاشته ام بعد از پنجره زیتون های سبز و نارنج های کال درختان حیاط را تماشا کردم لامپ دیوار حیاط شکسته بود و باران در چاله ها سماع می کرد انگار واقعا چیز مهمی پیش نیامده باشد و حتی برای شب دو بلیط تئاتر داشتم نوشته شده در یکشنبه ششم آبان ۱۴۰۳ ساعت توسط میم چند ماهی می شود عزیز گرفتار دیسک کمر شده از کار و کاسبی افتاده چند باری زنگ زده ببیند به جاش کسی را آورده ام برای کمک سواد ندارد هر دو سه روز ویدیویی در واتساپ برایم می فرستد از صادق بوقی و ساناز شمالی تا الهی قمشه ای و جنگل های استوایی و رقص قاسم آبادی که بگوید هستم برمی گردم می تواند به تنهایی یک شعبه ی جدید اینستاگرام بزند هر چه استیکر بوس و بغل و سبد گل جمع کرده بودم براش فرستادم دیروز گفت اگر معلم های مدرسه پرستار بچه خواستند مرا معرفی کن گفتم زایمان کم شده عزیز تو که دَس کمال داری بزن تو کار انار ترش و پیازداغ و سبزیجات خورشتی همه ناخن کاشته اند و دیگر دست شان به رنده هم نمی رود گفت خا خا هَنم خُبه جانه بیمیرم بیدین کی چی خایه خداحافظی کرد غروب برای یاد آوری بود یا چی ویدیوی رفیق جان پاییزت مبارک فرستاد ویدیو پر بود از انار ترک خورده ی دل خون فصل اردک شکم پر است و آلو جنگلی و چوچاق آخرین بسته ی ترشِ انار را از فریزر درآ وردم برای انارتیم کباب دلم رفت پیش بچه بغض کردم و برگرداندم سرجاش این پاییز شاید فسنجان را هم تحریم کنیم موج جدید تحریم ها از گردش در جنگل نقله بر تا شنیدن آهنگ های ادل را دربرمی گیرد نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ ساعت توسط میم از صدای خانم کاف پیداست دارچین توی راه پله به پر و پایش پیچیده صدا مهربان تر می شود اما اجازه نمی دهد گربه برود داخل آپارتمان چون پنجه هایش گلی شده اند باران رته می زند و تلاش می کند منظره ی حیاط پشتی را کامل کند اما موفق نمی شود ماشین بزرگی که نمی دانم بیل است یا چه دارد درخت های صنوبر زمین پشت خانه را از ریشه در می آورد و همزمان اره موتوری چوب ها را می برّد درخت گردو و نهال آووکادوی آقای اتحاد می توانند ببینند پشت دیوار چه خبر است من فقط صدا می شنوم نیم ساعت دیگر باید راه بیفتم سمت مدرسه مانده بودم کمی مطلب جمع کنم پایان نامه مثل نعش فرامرز روی میز افتاده و ذهنم گیر کرده به حرف آن مرد عکاس که گفت طوری دوستت را بغل کن که فقط نوک انگشتانت در عکس دیده شود عکاس گمان می کند سرانگشت شاعرانه ترین یا شاید مهربان ترین بخش دست است نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۳ ساعت توسط میم کولی تمام راه رجز خواند گفت که مادر شجاعی نیستم و خوش به حال بچه هایی که مادرانشان حریف آقای مدیر هستند و زورشان می رسد هر خوراکی ناسالمی ببرند مدرسه سر آخرین پیچ تهدید کرد دیگر به آقای عباسی معاون سلام نمی کند وقتی رسیدیم یکی از دخترهای جوان به جای آقای عباسی دم در ایستاده بود و پسرها را تحویل می گرفت کوله اش را برداشت و پیاده شد گردنش توی یقه فرو رفت سلام کم جانی داد و بدون خداحافظی رفت داخل کتم را می اندازم روی صندلی یک لیوان چای می ریزم و به این فکر می کنم که نوشیدن چای از لیوان فرنچ پرس سخت نیست صفحه گوگل را باز می کنم و آگهی های آفتابه ی صحرایی را می بندم در اکیووِدِر هوای امروز تورینگن دو درجه بالای صفر است اما صفر درجه حس می شود کپک بالا و گرده ی علف پایین است کیفیت هوا عالیست از فعالیت عادی در محیط باز لذت ببرید عکس هایی را که دیشب فرستاده برای چندمین بار تماشا می کنم ازش پرسیدم ماری کلر برگشته گفت احتمالا ماقی کلق تا دوشنبه و شروع کلاس ها برنمی گردد اما همه چیز مرتب است و پلوپز عصای دست است و این حرف ها لیوان را دوباره پر از چای می کنم و با اَغوزکِنّا خالی می کنم چشم ها را می بندم تا عطر رازیانه را بهتر حس کنم صدای دستگاه جوشکاری از کوچه پشتی می آید یاد حرف های دیشب نیشابور در کافه ی زیرکوچه می افتم که دنیا به سمت تخریب پیش می رود نه جنگ لیوان را می گذارم روی میز کنار چرخ خیاطی که هنوز نخ خاکستری دامن مخملش دور ماسوره پیچیده می روم توی اتاقی که برایم تبدیل به تونل زمان شده است برس هایی را که در چمدان جا نشدند از طاقچه ی دیواری پایین می آورم انگشت ها را لای شیارهای برس گرد چوبی می کشم و موهای سبز و سرخابی و قهوه ای نرم و کوتاهش را بیرون می کشم در سرم شروین شروع به خواندن می کند نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۳ ساعت توسط میم عزیز همه دندانهایش را کشیده جز دوتای جلویی اما خوشحال است چون دندان درد ایمانش را جویده بود خواب آور میخورد و نماز صبحش قضا می شد حلوا را از مایکروفر بیرون آوردم و دو لیوان چای ریختم پرسید عطر هل و زعفران از کجاست گفتم از خوابهای مادرم خواب دیده حلوا پخته برده تکیه بهرستاقی ها گفتم جانه مار قندت بالاست خواب زیاد می بینی گفت من سوال کردم گفتند به گردنت هست شاید یکی مریض دارد باید حواله را ببری تحویل بدهی مرا مامور کرده اند عصر سوار شدیم رفتیم روبروی جاندارمری پشت شهربانی تنگه کوچه تکیه بسته و خاک روی نرده ها و پله ها نشسته بود پیرمرد کفاش دم حجره باریکش زیر سایه انجیر نشسته بود بیکار از شیشه ماشین صدا زد مشدی با دست علامت داد بیا مشدی با کمربند چرمی و دمپایی پیش آمد خوابش را برای مشدی گفت و دیس حلوا را بهش داد مشدی را مامور کرد و برگشتیم این بشقاب هم سهم شماست گفت من هم دیشب خواب دیدم پاشدم رفتم تو حیاط چار تا درخت بیشتر نداشتم دو بار شمردمشان و خوابم را به هفتمی گفتم بعد نانش را در چای خیس داد یک قاشق کوچک حلوا گذاشت نوک زبانش و زیر دو دندان جلویی آرام آرام ذوبش کرد چین های پیشانی اش باز شد پرسیدم جواب آزمایشت را گرفتی عزیز یک قورت از چای سرکشید و گفت آهان قندم بالاست نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۱ ساعت توسط میم از باغ برمی گشتیم خسته با پاهای گل آلود و دستهای تاول زده گفتم آرامتر برو این حوالی نرسیده به خشکبیجار خانه ای هست که بالای دروازه اش رز رونده دیوانه ای مشغول راهپیمایی اعتراضیست پرسید اعتراض به چه گفتم اعتراض به خرابی دنیا گفت در گروه همکاران نوشته اند هر دو فرزند همکار آبادانی اش زیر آوار متروپل مانده اند در دلم دمام می زدند در سرم سنج پرسیدم حالا آن پدر و مادر سر به کدام بیابان بگذارند سرش را به علامت تاسف تکان داد و پدال گاز را بیشتر فشرد تا بلکه تمام شود این جاده که دور متروپل می گشت به خانه که رسیدیم ماه پیامی فرستاده بود زنی با چیزی شبیه درجات نظامی روی مچ آستین رو به فرمانده اش چشمک می زد و سرود می خواند نمی خواند می رقصید یک جور رقص که میچکا اوایل نوجوانی در تنورش افتاده بود جوری که دوربین را هم به تور انداخته و در مقایسه با جمعیت سالخورده و ماتم زده اطرافش تافته جدابافته بود میچکا گفت آ داری اون زنه رو می بینی که گفتم آره همونه ولی باید پیرتر ازین شده باشه تا حالا چند بار دیگر تماشا کردم حال مسمومیت بهم دست داد دعا کردم دخترهای مدرسه نبینند بعد مامان زنگ زد پرسید کیسه برنج شما تا کی طاقت دارد گفتم دو هفته گفت دتر قروون میخری دو کیسه بخر اینجا قیمتش به شاخ آهو بند است رشت چطور گفتم به قیمت خون پدرشان گفت چاره چیه شکم که دروغ نیست نوشته شده در جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱ ساعت توسط میم مدرسه یکشنبه ها دور است بعد از یک بیداد و دو مرغ سحر صبح ماشین سرگیجه داشت و فرمان بدقلقی می کرد به همخانه گفتم من این حالات را می شناسم علائم بارداریست و بزودی خرج روی دستمان خواهد گذاشت گفت خطرناک است و برایت نگرانم امروز نرو گفتم ما که با بحران آموخته شدیم یکی بیشتر و می دانستم نباید این را بگویم چون بعضی کلمات جن دارند همه راه را با احتیاط رفتم و همه لاک پشت ها به سلامت از عرض جاده گذشتند اخبار ساعت هشت رادیو اعلام کرد در لبنان با وجود شرایط بد اقتصادی مردم پای صندوق های رای رفته اند در ایالت ویسکانسین آمریکا تیراندازی شده و هفده نفر زخمی شده اند بیشترین آسیب از خشکسالی را هم استرالیا دیده است بعد صدای استاندار بوشهر که لهجه جنوبی نداشت پخش شد که اینجا در انبارها به قدر کافی همه نوع ارزاق ذخیره داریم اما چند شرکت بزرگ در تهران که انحصار واردات کالا را دارند باعث همه مشکلات هستند هشت و بیست دقیقه رسیدم بچه ها را به صف کرده بودند فرمان نمی چرخید و نمی توانستم صف را دور بزنم ناچار شدم پشت معلم ریاضی پارک کنم همکاران در دفتر پیرامون احکام جدید ماکنیزانِ علی می خواندند معلم عربی گفت کارگزینی حکم جدید زده و تا ظهر در سامانه قرار خواهند داد و رتبه بندی هم رفت تا شهریور یک نفر آه کشید در دفتر حضور و غیاب ساعت ورودم را هفت و پنجاه و پنج دقیقه یادداشت کردم و همراه صف رفتم طبقه بالا چند دانش آموز با حالت آزرده گفتند عه خانوووم چرا انقدر زود اومدین برگشتم توی راهرو تا جابجا شوند ماهک که صندلی اش کنار در بود جوری که بشنوم گفت بچه ها خیلی کارتون زشت بوداا از پنجره راهرو باقلاباغ پشت مدرسه را رصد کردم که خاک تیره ای داشت و خوب شخم خورده بود یکشنبه اردیبهشتی روشن و ملسی بود و هر زنگ هوا گرمتر شد زنگ آخر اجازه دادم مقنعه هایشان را بردارند میان زلف های افشان و بوی عرق که نوید بازگشت بویایی ام را می داد صدای همهمه ای از بیرون کلاس آمد دختری کف راهرو به پشت دراز کشیده بود و سینه اش بالا می پرید صحنه آشنایی بود دویدم سرش را به پهلو گذاشتم روی کف دست چپم و دیگر یادم نمی آمد چه باید می کردم مدیر و ناظم آمدند و جمعیت کنجکاو را پراکنده کردند مدیر گفت پاشو دختر لوس بازیا چیه درآوردی در چشم های نگرانش دستپاچگی و استیصال و خستگی سی ساله و ترس از بازخواست اولیا را می دیدم وقتی سر دختر را تحویل مدیر می دادم یادم آمد که صبح خودم به حادثه فراخوان داده بودم نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت توسط میم عصر بعد از گوش دادن به چسناله های زن فاستوس و تمرین کسر و احتمالات با کولی روسری گلدرشتم را سر کردم که پیاده بروم میدان شهرداری هم شیرین باقلا بخرم و هم کمی پای موسیقی خیابانی آن جوانکه بایستم او هر بار جوری ساز دهنی می زند که باران می گیرد همخانه گفت نرو همین دیروز پریروز از اداره اماکن یا نمیدانم چه رفته اند جلوی کار نوازندگان خیابانی در شهرداری و سبزه میدان را گرفته اند بهانه داد دست عصر جمعه گلهای روسری ام پرپر شد زنبیل حصیری را به آشپزخانه پس دادم و کفشهای کالج قرمزم را نپوشیدم و پیاده رفتم تا ته بلوار ون کافه سبزرنگ نبش خیابان ایستاده بود و چنارها می رفتند یکهو شیشه خشکشوبی صدا زد آهای نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت توسط میم مطالب قدیمی تر ميچكا در مازندران به معناي گنجشك است و ميچكاكِلي يعني لانه گنجشك خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ تیر ۱۴۰۱ خرداد ۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ فروردین ۱۴۰۱ اسفند ۱۴۰۰ بهمن ۱۴۰۰ آذر ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۹ مهر ۱۳۹۹ شهریور ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۶ تیر ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ اسفند ۱۳۹۳ آذر ۱۳۹۳ مهر ۱۳۹۳ تیر ۱۳۹۳ آذر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ آرشيو blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 49 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-49


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  blogfa.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Thu, 18 Jun 2026 08:54:34 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/michkakely.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=5A0Pjl6lUwugEOH4BuN9mVvFSWMtZtfbbXbdtGYoRSfwA1D5roxlnsBby9bhn%2F7%2FfRVSkZL7Jdzvew8OmFO6iiFK3z2i%2BR567qsqpD6aqBXQhtY1il3v9FPvXTelXSsmy6ilGIAJ%2BKI%3D ]
CF-RAY a0d911f09fb22193-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Thu, 18 Jun 2026 08:54:34 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=eoLAC0efFVEZL%2B0YfxA136dD3QmHZ8TBO39iCqz43G%2FxQrkgg%2FXIyWiUInxQ3eKRv6tR5bctRhqFZs8uDqbjBF%2FPVs7aQWtB%2Bv2O4e4d4PzL6GhaG2M%2BLmh7fOVwjQp0YS537T5yXDo%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0d911f20d2ed0a7-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="میچکا کلی"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="میچکا کلی"
property="og:site_name" content="میچکا کلی"
property="og:description" content="میچکا کلی"
name="twitter:title" content="میچکا کلی"
name="twitter:description" content="میچکا کلی"

Load Info

page size11031
load time (s)0.552343
redirect count1
speed download19983
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"