Meta tags:
description= ...@... u n h a p p y ...@...;
Headings (most frequently used words):
به, را, از, من, در, كه, بود, که, گفت, شد, اونوقت, براي, مرد, فقط, داستان, دخترک, معلم, داد, رو, برای, واقعی, گریه, تر, زد, خودش, با, می, آرام, پسر, يك, مي, اين, چنين, خيلي, کلاس, ساله, دار, عشق, تا, دفتر, روی, میز, سارا, جمع, کرد, سرش, بله, سیاه, میشه, قول, هم, بنویسم, دم, كار, او, بابا, سئوال, شما, سئوالي, پول, چرا, اگر, كوچك, بعد, كرد, عصباني, فكر, شايد, دلخوشی, هنوز, قهری, چشمان, دلتنگم, احساس, عاشقانه, مدرن, سخته, توی, درس, تمام, حواسم, دختری, کنار, دستم, نشسته, شانزده, معنای, خوشبختی, دیگر, چیزی, نمیخواهم, بهانه, مرا, بگیر, پریا, فرهاد, ســــــارا, تنهــــا, دنیای, نامرد, کلاغ, پدر, نهایت, ابراز, پسره, بد, بخت, دوست, عشقم, تلخ, جدایی, تفکیک, جنسیت, مهد, کودک, بزرگی, عصبی, کوبید, جور, پایین, انداخت, جلوی, کشید, صدای, لرزان, خا, نم, عصبانیت, شقیقه, هایش, چشمهای, مظلوم, خیره, چند, بار, بگم, مشقاتو, تمیز, بنویس, دفترت, پاره, نکن, ها, فردا, مادرت, میاری, مدرسه, خوام, مورد, بچه, بی, انظباطش, باهاش, صحبت, کنم, چانه, لرزانش, بغضش, زحمت, قورت, خانوم, مادرم, مریضه, اما, بابام, گفته, آخر, ماه, بهش, حقوق, میدن, مامانم, بستری, کنیم, دیگه, گلوش, خون, نیاد, خواهرم, شیر, خشک, بخریم, شب, تاصبح, نکنه, داده, اگه, پولی, موند, یه, بخره, دفترهای, داداشم, پاک, نکنم, توش, مشقامو, تمییز, صندلیش, سمت, تخته, چرخاند, بشین, کاسه, اشک, چشمش, گونه, خالی, مردی, ديروقت, خسته, خانه, برگشت, پنج, اش, ديد, انتظار, سلام, بپرسم, حتماً, چه, هرساعت, چقدر, گيريد, ناراحتي, پاسخ, تو, ارتباطي, ندارد, ميكني, ميخواهم, بدانم, بايد, بداني, بسيار, خوب, گويم, 20, دلارپسر, حالي, پائين, آه, كشيد, نگاه, ميشود10, دلار, قرض, بدهيد, دليلت, پرسيدن, پولي, خريدن, اسباب, بازي, مزخرف, بگيري, كاملآ, اشتباهي, سريع, اطاقت, برگرد, برو, كن, اينقدر, خودخواه, هستي, هر, روز, سخت, كارمي, كنم, رفتارهاي, كودكانه, وقت, ندارم, اتاقش, رفت, بست, نشست, باز, چطور, اجازه, دهد, برايگرفتن, ازمن, سئوالاتي, كند, حدود, ساعت, كوچكش, تند, وخشن, رفتار, كرده, است, واقعآ, چيزي, بوده, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
iloveyou (120), بود (58), love (53), you (52), شده (51), دختر (33), پسر (33), نوشته (32), ۱۳۹۲ (30), گفت (30), ساعت (28), توسط (26), میلاد (26), کرد (25), برای (23), این (23), بعد (23), مرد (22), اما (19), علی (19), دارم (18), گفتم (18), ولی (18), های (17), دوست (17), اون (17), مهر (15), سال (15), همه (14), بیست (14), مال (14), عشق (13), دیگه (13), داد (13), روز (13), دوشنبه (13), فقط (13), گریه (13), اگه (13), جواد (12), جوان (12), شما (11), رضا (11), زنگ (11), است (11), خیلی (10), خود (10), خوب (10), الان (10), آبان (9), تمام (9), چند (9), رفت (9), وقتی (9), کردم (9), داشت (9), بچه (8), کسی (8), نبود (8), یکی (8), حرف (8), زندگی (8), باشه (8), روی (8), میشه (8), پیش (8), پول (8), بهش (8), عاشق (7), بگو (7), جمعه (7), اين (7), بگم (7), مدت (7), مثل (7), ششم (7), ستاره (7), خانه (6), دوستت (6), دختره (6), دانشگاه (6), مدرسه (6), کند (6), گذاشت (6), بار (6), نیست (6), کرده (6), ببر (6), تنها (6), #داستان (6), دوباره (6), براي (6), ساله (6), پیدا (6), بودم (6), عشقش (6), توی (6), خودم (6), قلب (5), دختری (5), سلام (5), لحظه (5), نگاه (5), چرا (5), برو (5), ازدواج (5), میگفت (5), چیزی (5), اینکه (5), آخرین (5), خودش (5), منو (5), واقعی (5), کنم (5), واسه (5), راه (5), بیان (5), جواب (5), شوهر (5), دیگر (5), خوشبختی (5), کلاس (5), خيلي (5), داشتم (5), لبخند (5), دست (5), دخترک (5), اونوقت (5), نرجس (5), باهم (5), کاغذ (5), توجه (5), منم (4), بابا (4), اشک (4), بهمن (4), شڪستــہ (4), باید (4), خودت (4), ماه (4), دیدم (4), داخل (4), نوزدهم (4), تلخ (4), زنده (4), بدون (4), حالا (4), آنان (4), عشقم (4), نشسته (4), درس (4), قبول (4), دوم (4), پدر (4), همسرش (4), همیشه (4), پرسید (4), بزرگ (4), آرام (4), ابراز (4), باز (4), ناراحتي (4), فردا (4), بله (4), دادم (4), معلم (4), سیاه (4), دلم (4), دنیا (4), میکردم (4), اونو (4), داره (4), کاری (4), ازم (4), روزی (4), بهانه (4), زیبا (4), بطری (4), مراسم (4), نمیخواستم (4), داداشی (4), میخواستم (4), گذشت (3), مامانم (3), احساس (3), اجازه (3), آذر (3), دوستان (3), امیدوارم (3), دیشب (3), خدا (3), اومد (3), آره (3), مگه (3), پشت (3), پسرم (3), آیا (3), اینا (3), چیه (3), کنار (3), همان (3), برگشت (3), کودک (3), خواست (3), یواش (3), بگیر (3), اول (3), بگی (3), هایش (3), وقت (3), برایش (3), میشوم (3), عنوان (3), یاد (3), صدای (3), باشیم (3), دنیای (3), شنبه (3), نمی (3), کپی (3), بگیرم (3), دعوت (3), راوی (3), ادامه (3), زیست (3), فرار (3), مادرم (3), نجات (3), ترین (3), دانش (3), کردند (3), آخر (3), نداشت (3), سمت (3), گفتند (3), دلار (3), كرد (3), فكر (3), شايد (3), كوچولو (3), دستش (3), ديد (3), عصباني (3), كار (3), پنج (3), چنين (3), اگر (3), کلاغ (3), سوم (3), دفتر (3), نکن (3), باهاش (3), گفته (3), داده (3), خاطرات (3), گذشته (3), شدم (3), تنگ (3), زده (3), ابجیم (3), حتی (3), نکرد (3), جدا (3), ابجی (3), رفتن (3), رفتم (3), بیمارستان (3), صبح (3), برم (3), ناراحت (3), معنای (3), حال (3), رویش (3), نوشت (3), مست (3), سالگی (3), دانشگاهی (3), روزها (3), چشمان (3), نمیکرد (3), داداشش (3), باشم (3), میدادی (3), باران (2), dokhtarone (2), دبیرستانی (2), نتیجه (2), پاک (2), صورتی (2), دختران (2), پسري (2), وبلاگ (2), دوستش (2), چشم (2), خانم (2), کجا (2), دونه (2), مادر (2), خسته (2), اتاق (2), چیکار (2), کنیم (2), یعنی (2), واقعا (2), شنیدم (2), میخندن (2), بعدش (2), گفتی (2), میزد (2), زود (2), بیا (2), مادرت (2), بالاخره (2), هستن (2), بالای (2), حیاط (2), خونه (2), سرویس (2), مسیر (2), لضا (2), میخواد (2), مهد (2), بزرگی (2), بايد (2), نبوده (2), هيچ (2), اتفاقی (2), جدایی (2), موتور (2), دلیل (2), ترمز (2), ماند (2), خالی (2), کلاه (2), کاسکت (2), غیر (2), راحت (2), محکم (2), دوستم (2), میکنم (2), ترسم (2), آنها (2), عاشقانه (2), یکدیگر (2), جوانی (2), آدم (2), حقیقی (2), دلتنگی (2), هرچند (2), شادی (2), باشد (2), مجازی (2), اسمش (2), افتاد (2), بازیا (2), جزوه (2), تونو (2), میدم (2), میتونم (2), پسره (2), صورت (2), دانند (2), حرکتی (2), دهد (2), کردن (2), پدرم (2), زدند (2), خواسته (2), عزیزم (2), بودی (2), عاشقت (2), رسید (2), آموزان (2), شروع (2), فریاد (2), شناس (2), بودند (2), جلوی (2), خیره (2), همراه (2), راهی (2), کوچک (2), پسری (2), برخی (2), هدیه (2), بودن (2), توانید (2), تکراری (2), کنید (2), دار (2), اينكه (2), درخواست (2), كند (2), كردم (2), رفتار (2), كرده (2), سخت (2), بودي (2), نشست (2), زير (2), وقتي (2), پاسخ (2), سئوال (2), سئوالي (2), كوچك (2), سرش (2), چطور (2), جوجه (2), کنه (2), هاش (2), نامرد (2), هميشه (2), بينا (2), يكي (2), بده (2), ديگه (2), خوام (2), باش (2), میز (2), سارا (2), جمع (2), انداخت (2), پاره (2), مریضه (2), بابام (2), قول (2), بنویسم (2), یکشنبه (2), هشتم (2), بسه (2), میسوزم (2), البته (2), نمیشه (2), هستی (2), نابود (2), میکرد (2), قطع (2), کردمو (2), کلی (2), رسیدن (2), کنی (2), خوشش (2), میاد (2), نزدم (2), زدم (2), دخترعموی (2), شماره (2), نامزد (2), نمیشد (2), میتونستم (2), دوستام (2), رفته (2), داداش (2), کنارم (2), برام (2), نشد (2), گفتن (2), میگه (2), زار (2), اخه (2), میگفتن (2), براهمیشه (2), اومدم (2), نمیتونه (2), باهات (2), خواهرش (2), رسیدم (2), ومنم (2), خوشحال (2), روزایی (2), داشتیم (2), باشی (2), نتونستم (2), هیچکس (2), مرا (2), نمیخواهم (2), هفت (2), دیدن (2), جمله (2), پدربزرگ (2), نامه (2), عروسی (2), قفسه (2), تجارت (2), شرکت (2), آنکه (2), بسیار (2), کارت (2), شنید (2), فارغ (2), التحصیل (2), قبل (2), شکل (2), کوتاه (2), وارد (2), شاگرد (2), شانزده (2), راز (2), دوستاش (2), روبروی (2), زمانی (2), خوش (2), حواسم (2), دستم (2), خاطر (2), سخته (2), دلتنگم (2), قهری (2), هنوز (2), دلخوشی (2), میرم (2), ـِﮧ (2), blogfa, com, دخملک, شیطووووووووووووون, کهکشان, خیال, درحسرت, وصال, دیدى, barangamha, دخمل, شیطون, saragaga, شهوت, عــــــشق, مـــــن, جنس, اتل, متل, کیه, باحاله, پاییزی, diana, fairy, land, ایسف, ازدست, ندید, سعید, ღدنیای, منღ, كفش, هاي, اسپرت, lost, girl, بارون, داش, اسماعیل, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, گلم, ممنون, اومدین, وبم, خوشتون, بیاد, نظرم, یادتون, نره, روست, إِن, يَكَــــادُ, الَّـــذِينَ, كَفَـــرُوا, لَيُزْلِقُـــونَكَ, بِأَبْصَــارِهِــمْ, لَمَّـا, سَمِعُــوا, الـذِّكْــرَ, يَقُــولُـونَ, انَّــهُ, لَمَجْنُــونٌ, مَـا, هُـــوَ, إِلَّا, ذِكْـــــــــــرٌ, لِّلْعَـــــالَمِيـــــنَ, dear, live, براے, نگو, ڪـہ, دلــﮯ, سکوتـــ, شـڪستــہ, درد, زخــم, عشـق, داند, اندیشیدم, ترانه, ماندن, بودنت, شنیدن, تپش, قلبت, مرز, فاصله, انتظارم, ܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨܓܨ, پنجشنبه, هجدهم, نسل, ایرانی, منقرض, بیاریم, جهیزیه, نخریدی, بیامرزم, خوابم, نمیخواهید, بیارید, دوران, کهولت, هیچی, ایم, بخوابیم, بخواب, ببخشید, دخترید, خواستگاری, میشنوی, دارن, اونا, راسته, میگند, دیواره, میپرسید, گوشیم, صداش, عجیب, غریب, یواشکی, داشتی, قبلی, سرکوچه, جون, شکلی, بوم, همسایه, تفریح, راهنمایی, راننده, چشاشونو, ببندن, داریم, دخترانه, میشیم, مامان, لنج, گنج, طلا, بیاره, تفکیک, جنسیت, جدايی, آنجايی, بعدها, نفر, مدام, وانمود, كنند, چيزی, بينشان, نيفتاده, همديگر, خاطره, ندارند, برخورد, سیکلت, ساختمان, حادثه, آفرید, سانحه, بریدن, موتورسیکلت, سرنشین, دیگری, درگذشت, شدن, آگاهی, یافته, مطلع, ترفندی, زبان, بشنود, بماند, دمی, آید, بازدمی, میرود, ارزش, لحظاتی, تجلی, یابد, نفس, آدمی, برد, واقعه, روزنامه, ثبت, شرط, برداری, بذاری, آخه, نمیتونم, برونم, اذیتم, میکنه, بری, برونی, داری, خواهش, اینجوری, بهتره, راندند, داشتند, سوار, نبودند, رفتنشان, طاقت, آوردم, بمان, آنسو, خصوصیاتش, نمیتواند, مخفی, آشفتگی, مینویسد, میگذاردبرایم, میگذارم, نگرانش, دلتنگش, درصحبت, هایم, میشود, مطمئن, کنارهم, نباشیم, راهم, نشنیده, سلامتی, آرزو, هرکجا, میگذاریم, بیستم, بدین, سان, دانشجوی, واحدی, خواد, لوس, بیفتی, خرج, بدید, میگیرم, زیاد, طول, نمیکشه, بهتر, قهوه, بکنید, مسخره, خوشم, نمیاد, حرفتو, بخت, قطره, بلورین, خیس, شناسان, حمله, انجام, وحشتناک, فدا, جانش, مرگ, صادقانه, ریاترین, حدس, حتما, معذرت, گذاشته, بهترین, مونسم, پسرمان, مواظبت, پدرت, اینجا, محکوم, انید, طبق, معمول, تحقیق, جنگل, رفتند, تپّه, رسیدند, درجا, میخکوب, شدند, قلاده, ایستاده, تفنگ, شکاری, رنگ, پریده, مقابل, جرات, نداشتند, طرف, حرکت, زنان, بلافاصله, دوید, دقیقه, ضجه, گوش, کوتاهی, تعریف, بین, برخاست, شیوه, دلخواه, بخشیدن, عشقشان, معنا, کنند, دادن, دلنشین, شماری, تحمل, رنجها, لذت, بردن, آموزگار, آموزانی, نهایت, خريدنش, نيازداشته, خصوص, پيش, آمد, پسرك, پدرش, خوابي, بيدارم, خشن, امروز, كارم, طولاني, هايم, خالي, بيا, دلاري, خنديد, فرياد, متشكرم, بالشش, بردو, اسكناس, مچاله, آورد, داشته, داشتي, كردي, پولم, كافي, ولي, آيا, توانم, بخرم, زودتر, بياييد, شام, خوردن, مردی, ديروقت, انتظار, بپرسم, حتماً, هرساعت, چقدر, گيريد, ارتباطي, ندارد, ميكني, ميخواهم, بدانم, بداني, بسيار, گويم, دلارپسر, حالي, پائين, كشيد, ميشود10, قرض, بدهيد, دليلت, پرسيدن, پولي, خريدن, اسباب, بازي, مزخرف, بگيري, كاملآ, اشتباهي, سريع, اطاقت, برگرد, اينقدر, خودخواه, هستي, كارمي, كنم, رفتارهاي, كودكانه, ندارم, اتاقش, بست, برايگرفتن, ازمن, سئوالاتي, حدود, كوچكش, تند, وخشن, واقعآ, چيزي, بوده, واقعیت, زمستانی, سرد, غذا, سیر, گوشته, خودشو, میکند, میداد, بخورن, زمستان, آخی, شدیم, ازین, غذای, كوري, دنياي, زندگي, ميكرد, عاشقه, چشمامو, موندم, پيدا, چشماشو, پسرش, كوره, نمي, مراقب, چشماي, تنهات, باختی, دَست, نَداشت, دادی, عاشِقِت, تنهــــا, عصبی, کوبید, جور, پایین, کشید, لرزان, عصبانیت, شقیقه, چشمهای, مظلوم, مشقاتو, تمیز, بنویس, دفترت, میاری, مورد, انظباطش, صحبت, چانه, لرزانش, بغضش, زحمت, قورت, خانوم, حقوق, میدن, بستری, گلوش, خون, نیاد, خواهرم, شیر, خشک, بخریم, تاصبح, نکنه, پولی, موند, بخره, دفترهای, داداشم, نکنم, توش, مشقامو, تمییز, صندلیش, تخته, چرخاند, بشین, کاسه, چشمش, گونه, ســــــارا, لبهاش, پره, خندست, دیگست, شعرای, همش, بوی, خیانتو, میده, دبیرستانم, اماهنوز, صبور, هنوزم, گاهی, زدو, میخوامت, توجهی, نکردمو, خطمو, خاموش, بازم, شکست, گوشی, دخترمو, هزار, تای, نمیدم, اونم, میزدو, سختی, تونستم, بیام, اره, خدایی, ترکت, اومدی, سراغ, نامزدی, دروغ, دخترم, شمارشو, کیوان, بهت, برگردی, نمازم, برات, دعای, خیر, بخشیدم, همون, رفتی, بخشیدمت, نبخشیدی, درسته, روزوشب, نداشتم, انگار, واسم, جهنم, دیوونم, بعدشم, عشقمو, دیروز, تلاش, میکردمو, میگرفتم, اخر, میتونی, چیزایی, میدونستم, کارایی, حرفایی, خوصیات, روبهش, حرفشو, ازت, اینو, التماس, نگیر, نرجسم, جواهر, بدبختی, قرار, گرفتم, اصلا, میگفتمم, باورشون, نمیومد, ارزوم, چطوری, اقوام, باورم, ساخته, نمیخوام, دخترو, بخدا, ترکم, مامانش, میزدم, مامانت, بحرفه, داغون, ازش, خواستم, دکترا, بیشتر, پدرو, نمیذارن, فعلا, دامادی, پسرمو, ببینم, دادا, راضی, ابجیمم, بزرگه, ایشالله, درست, میگرده, رابطشون, رفتارش, عوض, باورمون, همیم, دوتا, همین, نرجسمو, میخوامش, هیچ, عشقی, عاقبتش, وفرهادنشه, لحظم, ازتوفکرم, بیرون, نیستی, توتودستم, سالگردجداییمون, میرسه, سفرم, جوربشه, تابیام, پیشت, جای, توتوقلبمه, وحلقه, سفیدوکلی, اشکهای, زیرقولم, فرهادم, تاروزی, بلیط, قرارملاقات, منوفرهادهرروزپنجشنبه, بهشت, محمدیه, بایه, دسته, کردندوهر4نفرشون, ابدیشون, بمونه, زیرحرفش, زدتوراه, نزدیکای, همدان, تصادف, روهنوزداشت, فرهادپریاکه, قرارگذاشت, پیشم, بالاسرفرهادبودم, سفیدپوش, آروم, خوابیده, بودولبخندقشنگش, بهوش, پوش, بالاسرم, فرشتس, میگن, عزراییل, اینوکه, ازحال, بدورفتم, فرهادوحلال, توراه, نمیدونستم, میگی, باورت, فلان, هردوتاشونوببین, دوتومسافرتش, ونمیتونه, باتوباشه, پسربدقولی, دفه, روحرفش, نمونم, بگوکه, فرهادخوبه, ببخش, فرهاددیگه, ازنگرانی, میمردم, زدداشت, میکردگفتم, ندادساعت, نزدیکه, 5عصربود, وهرچی, زنگیدم, نداددیگه, وخودموحاضرکردم, تابیاد, تلفنوبرداشتم, وبهش, وکاراموانجام, نمیتونستم, ازخواب, بیدارشدم, وخوشحالی, دیدنش, روجام, بندنبودم, دربرابرش, 2ساله, نمیدادم, روزدهم, بودگفت, فردابرمیگردم, ازدلتنگی, بارتلفنی, میحرفیدیم, کاش, 10سال, باهام, نمیزدولی, 10دوازده, جونم, براش, درمیرفت, شیرازوتوحین, مسافرتش, مجردیموباهاشون, آجازه, میدی, 91بودکه, اومدخونمون, مسافرت, میرفت, 20روزمونده, بودتابهم, وخیلی, بودیم, 5بهمن, عروسیممونوجشن, بگیریم, وقراربود25بهمن, روزعشق, روزدلهای, روزولنتاین, مییشه, هرروزبیشترازدیروزعاشق, میشدیم, ترم, آخرم, مینویسم, صورتم, بااشکام, شسته, استادا, عشقمونوتحسین, میکردن, وماباهم, نامزدکردیم, بهمون, لیلی, ومجنون, عمرمون, هرروزباهم, بودنمون, قشنگترازدیروش, میشد, دوروزبلکه, روزای, چیکارکنم, عاشقتم, چندروزبعدبهش, وقبول, کردیم, فکرکردم, بودامیدوارم, نشده, خداحافظی, ووقتی, واردخونه, مستقیما, تواتاقم, جیزی, جلودرازش, خواب, یابیدار, وهرروزبدترازدیروزدیوانه, واردوستت, نمیشی, نشی, ازروزاولی, دیدمت, برمیگشتیم, پریاببخش, میخوام, کردوگفت, کارم, وبرسوندم, وتوراه, بهم, بگه, عصرکه, کلاسم, تموم, شداومده, جلودرواستاده, مشکلی, نباشه, برسوندم, وباهاش, بیاددنبالم, ومدرکشوبدم, فرداش, اومددنبالم, وامانتیشودادم, وگفت, شمارموخواست, چندروزبعداس, نمیخوای, مدرک, بدی, چراولی, همراهم, پریا, فرهاد, اندازه, تـو, هایت, خواستن, وجب, میگیری, منی, تـــــــو, دنیـــــــــــا, میگویم, خداحافظ, شــــــانه, آغوش, هست, اعتنا, دارد, هفتاد, استراحت, ناگهان, نوه, چیست, خواندن, مبهوت, کردی, کتاب, پیدایش, زمین, تبریک, زیبایی, نرفت, مدتی, شدت, مریض, روزهای, زندگیش, ساخت, میان, اعضای, خانواده, بازشناخت, نگهدارید, پذیرفت, آرامش, جان, سپرد, گرفت, هستید, مواظب, خودتان, باشید, پنجاه, سالها, برابر, درصد, سهام, بدهد, حرفی, بزند, هستیم, مگر, طولانی, طلبکارانش, آزار, دهند, نگران, جستجویش, شبی, باشگاهی, زیادی, نزد, بانکی, اندازش, ورشکستگی, طور, مشکلات, مواجه, شهر, تماس, دیگرش, شرکتی, موفقی, آغاز, دریافت, چهره, شاد, خوشبخت, عروس, داماد, دوخته, شرابی, بنوشد, همکارانش, ازدواجش, قلبم, توست, موهایی, چشمانش, باریکی, متوسط, نمره, ممتاز, پایتخت, یافت, هنگامی, خوابگاه, پسرهای, نوشتند, تلفنی, سکوت, حفظ, نخستین, رنگارنگ, دوستی, سویش, دراز, چهار, فوق, لیسانس, خواند, پذیرفته, شود, موهایش, دولتی, رسیده, خوشت, اومده, بقیشو, بخون, اولین, بارعاشق, قدبلند, بمی, خجالتی, احساسات, قلبش, نگه, دورادور, دید, گرم, ساختن, کاغذی, گرفته, کوچکی, پیکر, برازنده, موهای, بلند, درشت, خواهد, نمیکردی, عشقت, دفتری, قبر, طوری, چشماش, حلقه, کلیسا, حالی, جشن, پایان, تحصیلی, زیر, دعواش, صدا, بفهمي, خودتو, توي, ليستي, زندگيت, بزني, كسي, داري, هوای, بـــــــــــــد, افســــــــــــــــــــرده, میکنــــــــــــــــــــد, جملــــــــــه, اکتفا, کنـــــــــــــم, جـــــــــــــــــــــــای, اشــــــــــــــــک, بغـــــــــــــــض, وهربار, دلتنــــــــــــــگت, میشــــــــــــوم, مـــــــن, یـــــــــــــــاد, انسان, مدرنـــــــــی, باشــــــــــــم, مدرن, دهم, بندم, شقایق, مستی, نگاهم, محتاج, یازدهم, نکردیمااااااا, آشتی, قهر, بخوابی, روزا, خودمی, شبا, برا, نهم, دنبال, الکی, جیب, مکالمه, امروزت, گشتم, پنجم, عاشقم, سراسر, میمونه, میمیرم, بمیر, ستارمو, نام, پارمو, قربونی, صفا, آسمون, چشمای, آرزونی, خام, حاصل, شکسته, دریا, آبی, آتیش, سرخی, هفتم, ایـטּ, هـآ, اَز, ڪِنـآر, مَــטּ, ميگذرے, اِפـتیـآط, ڪُـטּ, هِزآرآטּ, ڪآرگَـر, مَشغـولِ, ڪآرَنـב, روפــیــــ, اَґ, בَر, בَسـت, تَعـویـــ, ــضـ, اَسـت,
Text of the page (random words):
گاهی بزرگ در پایتخت راه یافت یک شب هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد رد کرده بود در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند پذیرفته شود در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است چند ماه بعد دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد در مراسم عروسی دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد مست شد زندگی ادامه داشت دختر دیگر جوان نبود در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد شب قبل از مراسم ازدواجش مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد ده سال بعد روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت شبی در باشگاهی پسر را مست پیدا کرد دختر حرف زیادی نزد تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت پسر دست دختر را محکم گرفت اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت مست هستید مواظب خودتان باشید زن پنجاه و پنج ساله شد از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت دوست هستیم مگر نه پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد چند ماه بعد پسر دوباره ازدواج کرد دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت مدتی بعد دختر به شدت مریض شد در آخرین روزهای زندگیش هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت در آخرین لحظه در میان دوستان و اعضای خانواده اش پسر را بازشناخت و گفت در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم می توانید آن را برای من نگهدارید پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 55 توسط میلاد معنای خوشبختی مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید پدر بزرگ نوشته های روی این ستاره چیست مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش مبهوت پرسید این را از کجا پیدا کردی کودک جواب داد از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم پدربزرگ رویش چه نوشته شده است پدربزرگ چرا گریه می کنید کاغذ به زمین افتاد رویش نوشته شده بود معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 53 توسط میلاد دیگر چیزی نمیخواهم دیگر چیزی نمیخواهم آغوش تو باشد و شــــــانه های تو به دنیـــــــــــا میگویم خداحافظ دنیای منی تـــــــو نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 52 توسط میلاد بهانه مرا بگیر بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر من تمام خواستن را وجب کردم هیچکس هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18 50 توسط میلاد داستان واقعی پریا و فرهاد نمیخوای مدرک منو بدی گفتم چراولی الان همراهم نیست ازم شمارموخواست ومنم بهش دادم چندروزبعداس داده بود که فردا اگه میتونم بیاددنبالم ومدرکشوبدم فرداش اومددنبالم وامانتیشودادم وگفت اگه مشکلی نباشه برسوندم دانشگاه منم قبول کردم وباهاش رفتم عصرکه کلاسم تموم شداومده بود جلودرواستاده بود سلام کردوگفت کارم داره وبرسوندم وتوراه بهم بگه وقتی داشتیم برمیگشتیم گفت پریاببخش ولی میخوام یه چیزی بگم امیدوارم ناراحت نشی گفت ازروزاولی که دیدمت عاشقت شدم وهرروزبدترازدیروزدیوانه واردوستت دارم اگه ناراحت نمیشی باهم باشیم من نتونستم چیزی بگم واقعا چی شده بود خواب بودم یابیدار یعنی به عشقم رسیدم نتونستم دیگه جیزی بگم فقط جلودرازش خداحافظی کردم ووقتی واردخونه شدم مستقیما رفتم تواتاقم تا صبح بهش فکرکردم صبح اس داده بودامیدوارم ازم ناراحت نشده باشی ولی چیکارکنم که عاشقتم چندروزبعدبهش جواب دادم وقبول کردیم که باهم باشیم براهمیشه نه یکی دوروزبلکه همه روزای عمرمون هرروزباهم بودنمون قشنگترازدیروش میشد یه سال گذشت وماباهم نامزدکردیم همه بهمون میگفتن لیلی ومجنون واقعی حتی استادا عشقمونوتحسین میکردن چه روزایی باهم داشتیم الان که دارم مینویسم صورتم داره بااشکام شسته مییشه هرروزبیشترازدیروزعاشق هم میشدیم من ترم آخرم بود وقراربود25بهمن روزعشق روزدلهای عاشق روزولنتاین باهم عروسیممونوجشن بگیریم همه چی خیلی خوب داشت پیش میرفت 20روزمونده بودتابهم رسیدن وخیلی خوشحال بودیم 5بهمن 91بودکه اومدخونمون گفت دوستام گفتن آخرین مسافرت مجردیموباهاشون برم آجازه میدی برم مگه میتونستم بگم نه وقتی جونم براش درمیرفت رفتن شیرازوتوحین مسافرتش روزی 10دوازده بارتلفنی میحرفیدیم رفت که ای کاش 10سال باهام حرف نمیزدولی اجازه نمیدادم روزدهم بهمن بودگفت فردابرمیگردم ومنم ازدلتنگی وخوشحالی دوباره دیدنش روجام بندنبودم دربرابرش یه بچه 2ساله بودم که نمیتونستم نه بگم بهش صبح ازخواب بیدارشدم وکاراموانجام دادم وخودموحاضرکردم تابیاد تلفنوبرداشتم وبهش زنگ زدم ولی جواب ندادساعت نزدیکه 5عصربود وهرچی زنگیدم جواب نداددیگه داشتم ازنگرانی میمردم که خواهرش زنگ زدداشت گریه میکردگفتم فقط بگوکه فرهادخوبه گفت ببخش زن داداش ولی فرهاددیگه نمیتونه باتوباشه پسربدقولی نبوده ولی این دفه روحرفش نمونم دوتومسافرتش عاشق شده ونمیتونه دیگه باهات باشه گفتم ابجی چی میگی گفت اگه باورت نمیشه بیا فلان بیمارستان هردوتاشونوببین توراه فقط گریه کردم رسیدم بیمارستان دیدم همه هستن نمیدونستم چی شده بدورفتم پیش خواهرش گفتم چی شده گفت فرهادوحلال کن که نمیتونه دیگه باهات باشه اخه عاشق یکی دیگه شده اسمش فرشتس البته بهش میگن عزراییل اینوکه شنیدم ازحال رفتم وقتی بهوش اومدم همه سیاه پوش بالاسرم بودن وقتی به خودم اومدم بالاسرفرهادبودم سفیدپوش آروم خوابیده بودولبخندقشنگش روهنوزداشت آره فرهادپریاکه روزی قرارگذاشت براهمیشه پیشم بمونه زیرحرفش زدتوراه برگشت نزدیکای همدان تصادف کردندوهر4نفرشون باهم رفتن پیش خدا رفتن خونه ابدیشون الان قرارملاقات منوفرهادهرروزپنجشنبه توی بهشت محمدیه بایه دسته گل سفیدوکلی اشکهای من ولی من نزدم زیرقولم فرهادم تاروزی که بلیط سفرم جوربشه تابیام پیشت فقط جای توتوقلبمه وحلقه عشق توتودستم خیلی دوست دارم عشقم سالگردجداییمون داره میرسه ولی یه لحظم ازتوفکرم بیرون نیستی امیدوارم هیچ عشقی عاقبتش مثل من وفرهادنشه نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16 27 توسط میلاد داستان واقعی گریه دار میگفت من عاشق نرجسمو میخوامش همه میگفتن شما دوتا مال همین ما هم باورمون شده بود مال همیم اما از وقتی رفته بود دانشگاه به کل رفتارش عوض شده بود این علی دیگه اون نبود گفتم ابجی علی چی میگه اخه ابجیم و علی رابطشون خیلی خوب بود گفت چی شده گفتم میگه میخواد ازم جدا شه ابجیمم همراه من زار زار گریه میکرد میگفت ابجی گریه نکن خدا بزرگه ایشالله درست میشه اون بر میگرده بعد اون ابجیم زنگ زد کلی با علی حرف زد اما اون راضی نشد که نشد ازش دلیل خواستم گفت بابام مریضه و دکترا گفتن تا یه سال دیگه بیشتر زنده نیست و پدرو مادر تو هم نمیذارن تو فعلا نامزد کنی و پدرم گفته باید دامادی پسرمو ببینم گفتم علی مثل یه دادا گفتم علی مثل یه داداش کنارم باش بخدا بسه برام ترکم نکن اما من همیشه با مامانش حرف میزدم گفتم به مامانت بگو باهاش بحرفه اما علی قبول نکرد که نکرد من داغون شده بودم علی میگفت نرجس دوست دارم اما کاری ازم ساخته نیست حتی میگفت من نمیخوام اون دخترو و باورم نمیشد چطوری میتونستم به دوستام اقوام بگم علی رفته اصلا اگه میگفتمم باورشون نمیشد دیگه کاری از من بر نمیومد تنها ارزوم خوشبختی علی بود به هر بدبختی بود شماره دخترعموی علی که قرار بود باهاش نامزد کنه رو گرفتم سلام شما جواهر دخترعموی علی هستی بله شما منم نرجسم تا اینو گفتم شروع کرد به التماس که علی رو از من نگیر و من حرفشو قطع کردمو گفتم عزیزم زنگ نزدم اونو ازت بگیرم زنگ زدم اونو مال تو کنم برای همیشه تمام چیزایی که میدونستم علی دوست داره کارایی که علی خوشش میاد حرفایی که خوشش میاد خوصیات علی روبهش گفتم و در اخر گفتم با اینا میتونی اونو عاشق خودت کنی با دست خودم داشتم عشقمو پر پر میکردم تا دیروز برای رسیدن بهش تلاش میکردمو الان خودم داشتم اونو از خودم میگرفتم بعدشم قطع کردمو کلی گریه کردم خاطرات داشت دیوونم میکرد فقط گریه میکردم نابود شده بودم روزوشب نداشتم انگار دنیا واسم جهنم بود بعد یه مدت علی زنگ زد گفت گفت نرجس تو منو نبخشیدی درسته گفتم بخشیدم علی همون روز که رفتی بخشیدمت چطور مگه گفت نه زندگی من از اون روز نابود شده گفتم ولی من سر نمازم برات دعای خیر کردم فقط نرجس میشه برگردی گفتم نه تو الان مال یکی دیگه هستی اون نامزدی دروغ بود اون دوست دخترم بود که شمارشو کیوان بهت داد گفتم چیه ترکت کرده اومدی سراغ من گفت اره ولی خدایی کسی مثل تو نمیشه گفتم نه علی به سختی تونستم با خودم راه بیام دوباره نه اونم چند مدت زنگ میزدو بعدش رفت بعد یه مدت زنگ زده بود گوشی ابجیم و گفته بود به نرجس بگو که یه دونه ی دوست دخترمو به هزار تای تو نمیدم بازم دلم شکست اما بعد یه مدت زنگ زدو گفت نرجس میخوامت دیگه توجهی نکردمو خطمو خاموش کردم البته هنوزم گاهی دلم تنگ میشه گریه میکنم توی خاطرات میسوزم اما دیگه خیلی صبور شدم الان سال سوم دبیرستانم اماهنوز دارم میسوزم توی اون خاطرات با اینکه یک سال گذشته از اون روز شعرای من همش بوی خیانتو جدایی میده اگه عشقش مال من نیست قلب اون با یکی دیگست ولی خب بسه واسه من اگه لبهاش پره خندست نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15 50 توسط میلاد ســــــارا معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد سارا دخترک خودش را جمع و جور کرد سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت بله خا نم معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ها فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم دخترک چانه لرزانش را جمع کرد بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت خانوم مادرم مریضه اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه اونوقت اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم اونوقت قول می دم مشقامو تمییز بنویسم معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت بشین سارا و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15 50 توسط میلاد تنهــــا به کسی که تنهات گذاشت بگو این تو بودی که باختی نه من من کسی رو از دَست دادم که دوستم نَداشت اما تو کسی رو از دست دادی که عاشِقِت بود نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15 39 توسط میلاد دنیای نامرد يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت مراقب چشماي من باش نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 40 توسط میلاد کلاغ زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کنه گوشته تن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش که بخورن زمستان تمام شد و کلاغ مرد اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند آخی خوب شد مرد راحت شدیم ازین غذای تکراری این است واقعیت تلخ زندگی نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 35 توسط میلاد پدر مردی ديروقت خسته از كار به خانه برگشت دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود سلام بابا يك سئوال از شما بپرسم بله حتماً چه سئوالي بابا شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد مرد با ناراحتي پاسخ داد اين به تو ارتباطي ندارد چرا چنين سئوالي ميكني فقط ميخواهم بدانم اگر بايد بداني بسيار خوب مي گويم 20 دلارپسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد بعد به مرد نگاه كرد و گفت ميشود10 دلار به من قرض بدهيد مرد عصباني شد و گفت اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي من هر روز سخت كارمي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم پسر كوچك آرام به اتاقش رفت و در را بست مرد نشست و باز هم عصباني تر شد چطور به خودش اجازه مي دهد فقط برايگرفتن پول ازمن چنين سئوالاتي كند بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند وخشن رفتار كرده است شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نيازداشته است به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد خوابي پسرم نه پدر بيدارم من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي پسر كوچولو نشست خنديد و فرياد زد متشكرم بابا بعد دستش را زير بالشش بردو از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت با اين كه خودت پول داشتي چرا دوباره درخواست پول كردي پسر كوچولو پاسخ داد براي اينكه پولم كافي نبود ولي من حالا 20 دلار دارم آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 33 توسط میلاد داستان گریه دار نهایت ابراز عشق یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق بیان کنید برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند برخی دادن گل و هدیه و حرف های دلنشین را راه بیان عشق عنوان کردند شماری دیگر هم گفتند با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی را راه بیان عشق می دانند در آن بین پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند داستان کوتاهی تعریف کرد یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند یک قلاده ببر بزرگ جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود شوهر تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند ببر آرام به طرف آنان حرکت کرد همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید ببر رفت و زن زنده ماند داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد راوی اما پرسید آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است راوی جواب داد نه آخرین حرف مرد این بود که عزیزم تو بهترین مونسم بودی از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود قطره های بلورین اشک صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند پدر من در آن لحظه وحشتناک با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 32 توسط میلاد پسره بد بخت دختر پسر میتونم جزوه تونو واسه کپی بگیرم دختر از این مسخره بازیا خوشم نمیاد حرفتو رک بگو بهتر نیست منو دعوت به یه قهوه بکنید پسر واسه چی خوب الان کپی میگیرم میدم زیاد طول نمیکشه خوب باشه قبول می کنم پسر حالا میشه جزوه تونو بدید کپی بگیرم دختر من که قبول کردم دیگه نمی خواد سر این لوس بازیا بیفتی تو خرج و بدین سان دانشجوی پسر آن درس سه واحدی رو افتاد نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23 11 توسط میلاد دوست من اسمش را میگذاریم دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم وقت میگذارم برایش نگرانش میشوم دلتنگش میشوم وقتی درصحبت هایم به عنوان دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم نو...
|