Meta tags:
description= خیال بیخیال پاییز شعر;
Headings (most frequently used words):
من, از, یک, وقتی, های, خیال, بیخیال, پاییز, شعر, تکرار, زمین, برگ, جهانگردی, زندگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی, کپک, فیزیک, عشق, حمله, مغول, ها, احساس, بوشیدو, حکم, اعدام, زندگی, ما, بعد, مرگ, مامان, سکوت, قهوه, تلخ, تر, است, تو, اینجوری, فکر, کن, اینجا, قلب, چند, ثانیه, مانده, به, تنهایی, خواب, مثل, همیشه, گر, میگیرد, گل, پیراهنم, که, نبضت, تمام, تنم, را, لمس, میکند, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (53), ۱۳۹۰ (36), پاییز (34), روی (34), بود (33), نوشته (32), ساعت (31), توسط (31), این (30), لیلا (28), میکند (27), است (26), زهرا (26), های (24), ۱۳۹۱ (18), دختر (18), وقتی (16), زیر (16), نگاه (16), بابا (15), حامد (14), هایش (14), دست (14), اما (14), کرده (14), برای (13), مامان (13), کرد (12), حالا (12), نیست (12), تمام (12), میزند (12), همیشه (12), میکرد (11), خیلی (10), چرا (10), مثل (10), صدای (10), گریه (10), گفت (10), میشود (9), چند (9), لای (9), اینکه (9), دیگه (9), کنار (9), زمین (9), شاید (8), اشک (8), همه (8), داخل (8), رنگ (8), سمت (8), دارم (8), پشت (8), کشید (7), بعد (7), دلم (7), اند (7), مرد (7), سرش (7), رفته (7), میز (7), میگفت (7), زندگی (7), اون (7), سمیه (7), مادرش (7), ۱۳۹۲ (6), ۱۳۹۴ (6), خانه (6), صبح (6), خود (6), گوش (6), بلند (6), تازه (6), قهوه (6), مشکی (6), الان (6), احساس (6), تند (6), امروز (6), واسه (6), خونه (6), حرف (5), فهمید (5), چهره (5), حتی (5), خودش (5), داد (5), دستش (5), عقب (5), خدا (5), میکنم (5), رفت (5), کنم (5), یکی (5), جعفر (5), اینه (5), نامه (5), جیغ (5), میکنه (5), واست (5), دور (5), دفتر (5), #میگیرد (5), کتری (5), فقط (4), عشق (4), داشت (4), ظهر (4), خودم (4), پیش (4), میگوید (4), تنگ (4), باز (4), سکوت (4), میدهد (4), کند (4), بازی (4), اینجا (4), باشد (4), میخورد (4), فکر (4), بالا (4), درون (4), نشسته (4), بودن (4), چشم (4), اگه (4), بار (4), باید (4), مردی (4), اصغر (4), اومد (4), اخه (4), میدونی (4), سلام (4), همسایه (4), قرار (4), بیرون (4), اتاق (4), قاب (4), چون (4), میدید (4), کار (4), خاک (4), پاورچین (4), قبل (4), لبخند (4), گاز (4), بگذار (4), دنیای (3), اندازه (3), عاشق (3), سال (3), بوده (3), اسم (3), انگار (3), صدایش (3), دارد (3), رفتی (3), پخش (3), میکشد (3), خیابان (3), میبیند (3), میکنند (3), میفهمد (3), امشب (3), گرفته (3), سفید (3), شیشه (3), موهای (3), دقیق (3), چپش (3), خیره (3), حلقه (3), کسی (3), بودی (3), گوشه (3), پاک (3), خوبی (3), کجا (3), میگذارد (3), نگاهش (3), خواب (3), گلی (3), مانده (3), تنهایی (3), میکنی (3), هایت (3), فهمیدم (3), روز (3), خسته (3), شدم (3), مگه (3), میشه (3), خیر (3), سرمون (3), ازدواج (3), خونمون (3), راستی (3), افتاده (3), ریخت (3), خیابون (3), بزنم (3), دیروز (3), بسته (3), حیاط (3), کیف (3), ارایش (3), لباس (3), فرش (3), برداشت (3), دیوار (3), میداد (3), اگر (3), کنند (3), بودند (3), عمه (3), انقدر (3), پدرش (3), خودت (3), فردا (3), اولین (3), پاشو (3), چایی (3), تکرار (3), کرایه (3), میسوزد (3), بوشیدو (3), چرخ (3), خاطره (3), وبلاگ (2), برگ (2), ولی (2), روزها (2), هرشب (2), پایان (2), لیست (2), شرط (2), هایم (2), چشمهایش (2), کاش (2), دروغ (2), چشمهای (2), ابی (2), پنهان (2), صندلی (2), هیچ (2), نمیشنود (2), ماشین (2), برایش (2), بوق (2), گربه (2), معنی (2), یادش (2), امد (2), صورتش (2), خیس (2), موزیک (2), زده (2), قاشق (2), فنجان (2), انعکاس (2), شال (2), سیاه (2), لبهایش (2), شفاف (2), حرکات (2), ببیند (2), رها (2), میاورد (2), دلش (2), تنها (2), دوستت (2), پایین (2), اندازد (2), چشمش (2), دوست (2), بریم (2), شروع (2), کنی (2), برق (2), اجرا (2), دیالوگش (2), زود (2), نمیداند (2), بدنش (2), مور (2), دوباره (2), لمس (2), بدون (2), شیرین (2), قسمت (2), ببخش (2), میشم (2), میام (2), لحظه (2), میخواست (2), روزی (2), قلب (2), راست (2), قلبت (2), اینجوری (2), داری (2), تلخ (2), دقیقه (2), سحر (2), جلوش (2), سرخ (2), نکنم (2), معتاد (2), عملی (2), بخواد (2), میرفت (2), دانشگاه (2), شهر (2), داریم (2), زندان (2), پسره (2), بیاد (2), اقا (2), سربازی (2), محل (2), بره (2), پسر (2), میخواند (2), جمع (2), جعفرم (2), مدت (2), باهم (2), دوروز (2), میره (2), چیه (2), خوشگل (2), افرین (2), شدن (2), دید (2), کمد (2), گذاشت (2), فورا (2), مدلی (2), شدی (2), پاهایش (2), خاموش (2), تلویزیون (2), دراورد (2), طاقچه (2), مداد (2), رنگی (2), کفش (2), انداخت (2), میکردند (2), دوری (2), حوض (2), پوشیده (2), تعجب (2), گرفت (2), زشته (2), عکس (2), اینو (2), موهاشو (2), جورایی (2), معلوم (2), عوض (2), داشتم (2), مدرسه (2), بعدشم (2), منم (2), غلطی (2), قبول (2), منو (2), وای (2), محکم (2), کردی (2), ایستاد (2), موهایش (2), انگشت (2), سینی (2), منغل (2), اشاره (2), نزدیک (2), دهانش (2), دندان (2), میشد (2), جیب (2), مدادش (2), هال (2), پرده (2), مرده (2), باری (2), دود (2), ندیده (2), صاحب (2), اومده (2), بقالی (2), بیداد (2), خدافظ (2), هروقت (2), خوبه (2), نصفه (2), عصبی (2), فرار (2), دورش (2), میرود (2), انتهای (2), هایشان (2), ورق (2), کتاب (2), ریخته (2), برمیدارد (2), مرگ (2), گاهی (2), میشوند (2), بوی (2), تکه (2), گناه (2), دیشبت (2), سقوط (2), تخت (2), هوا (2), جهانگرد (2), دیگر (2), سنگین (2), هنوز (2), شکست (2), جنگ (2), مراسم (2), قلبم (2), میخوری (2), کردم (2), چین (2), قطار (2), وحشت (2), غارت (2), چنگیز (2), مغول (2), جهانگردی (2), چشمانت (2), کپک (2), میشوم (2), پیراهنم (2), خورده (2), تاب (2), پیراهن (2), نبضت (2), خیال (2), بیخیال (2), blogfa, com, مهران, امامی, علیرضا, خجو, مهدی, فاطمه, زمستان, مضطرب, رضوان, آمد, الهام, گردونه, مهر, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, آبان, باییز, آغوش, غمی, بزرگ, استانه, تولدم, رخم, پافشاریم, دنیا, آمدنم, زیاد, میفهمم, نیرنگ, آدم, هراس, بارون, سیگارم, میخوابم, بیدارم, وقتها, ساکتم, سردم, میرم, برگردم, خرداد, 1390, کسانی, بازیچه, تیک, نخورده, ازدحام, جمعیت, نمیشنوید, عذاب, وجدان, میخواهد, تنهایمش, بذارد, حرفهایی, گفتند, پستی, نامردی, گذاشتی, نگفتی, میمیرم, ریملش, احمقانه, ناراحتم, هاو, بغضم, غمگین, میکنمد, تاریک, فریاد, میترسد, فشار, آنکه, دری, نمیزنند, تفاوت, کنارش, عبور, نزدن, شین, فضای, کافی, شاپ, دختربه, میزش, انگشتان, کشیده, مدام, فلزی, حرکت, اثر, نورمیبیند, لبش, لاکش, یکیست, خطی, جذاب, دخترمدام, اعصابش, فندقی, زیباتر, میزبه, فرصت, سیاهش, دیده, میخندد, ومیگوید, سکوتش, حرفهای, درونش, خواندم, خواهی, بگویی, اغوشش, بگیرد, نمی, تواند, ونگاهی, انگیز, پسری, لعنت, بیزارم, میداند, نشانش, اینجاست, وپاتوقش, گوید, تازاومدیم, وبه, نگین, الماس, نمایشش, بین, گفتن, میشنود, حرفی, نمیزند, دخترچندمین, نفری, هست, میریزید, نمیکند, خواهد, برگردد, تصویرش, سنگینی, تصویر, نور, تکان, میریزد, پانتومیم, زبانش, قفل, داغ, میکندحتما, بازیگر, حداقل, همبازی, نوبت, بگی, افتادی, آغاز, رویاها, اتفاقی, ابد, نخواست, بمونم, نموندنه, توبا, وبی, معصومت, موجطوفانی, شبها, خوابت, آفتابی, لاب, آینه, سخت, جوانه, بزند, جاده, سنگی, اغاز, روزه, نفس, میکن, آمدن, رفتنت, ثانیه, بگو, محو, نابودم, خاطراتم, باد, بدهی, گیرم, بیفتمو, میگویم, میلرزد, دوستم, میگویی, مننشسته, زاییده, ذهن, فائزه, مرداد, نیستی, کارا, حرفام, بشومو, بع2, چشاش, نکبت, سالمه, باورت, منی, لنگ, میخوابیدم, کله, عین, خیابونا, فروشی, همش, تقصیر, توئ, نمیمردی, نبود, زندون, اخر, عمرش, خنک, بخوره, کلاس, میشنستم, نامرد, وضعیتم, انه, دوستیشو, خراب, چیکار, دلمون, خوشه, فامیل, خواهرات, بارم, سراغمونو, نگرفتن, ببینن, مردیم, زند, ایم, تارهای, موی, رنگش, دستهای, سرمایش, صورت, پریده, میگذاردو, هرکسی, قبرستان, نزیک, قبر, رساند, سنگشو, سینت, میزدی, پسراش, اجازه, البته, موقع, ماهه, بیخبرم, عروسی, شوهرش, نمیزاره, گفتم, اسباب, اثاثیمونو, شانس, اوردم, وگرنه, ابروم, چقد, خرم, واسم, ابرویی, مونده, جلو, وضعیت, سگمم, نذاشت, میبینی, خجالت, نمیکشم, جلوت, میارم, اومدم, سیر, باهات, بطری, قبرریخت, دعا, کلانتری, اومدن, جرم, قاچاق, هروئین, بردن, قضیه, گذاشته, بودیم, دوستی, کنیم, مطمئنم, حاظر, بمونه, برسه, کارای, نمیگه, سرم, خواهر, مامانش, نمیذاره, پیشم, ولم, چهارم22, هان, حمامم, بدن, لرزاند, پنجره, وسایل, حمام, همینجوری, میکشید, دیدم, مدادو, چشماش, ریمل, ولش, خوشم, نمیاد, چانه, تکیه, صفحه, دوخت, محتویات, وسواس, اهی, بنفشش, مادر, خریده, میچکید, جلوه, خاص, نبیند, خاله, میفهمیدند, نوازش, ترحم, چیزی, بیزار, جمعیتی, اشان, گریع, سمیراشم, میریخت, ناراحت, سمیرا, هیچوقت, انها, نیامده, سالی, عموی, نزری, اصلا, نمیگذاشت, برسد, صمیمی, بشود, بخواهد, خاطر, مرگش, بیتابی, میامد, نصیحت, نمیدهد, تربیت, زبان, نمیکرد, غریبه, بشنوه, قران, میگم, بارها, نمیگفتی, مردم, واسش, میارن, خانومت, حالت, میده, مامانم, گفته, میگرده, انقد, دختری, بیامرزه, مامانشونو, زنده, نمیزاشت, دوتا, افتاب, مهتاب, ببینه, مامانی, سالگردته, مزار, راستش, میرفتم, برم, شهرستان, بعدظهر, دوستام, نمیتونم, ببرمت, نشد, نمیدونم, شبایی, بیدار, تنگه, دیشبم, شوهر, عزیزت, کتک, 11شب, ازش, پرسد, کدوم, قبرستون, همون, قبرستونی, میری, میچرخی, عصبانی, چوب, سوختم, سوم, چپی, انداختو, عربی, امتاحان, برو, گمشو, خنگ, خداتم, باشه, اجق, وجقتو, کردما, میخوای, ابروهاتم, مال, زیرشو, تمیز, دیوونه, وایستا, خوشگلت, خودتو, ببین, چقده, خانوم, خودشو, کوتاهی, پیشانیش, سرت, موهامو, اتاقی, گوشش, چسباند, زدن, تلفن, بیشتر, تشویق, فالگوش, بایستد, ارام, بیار, کوفت, نشست, استکان, برد, هورت, خرد, قند, شنیده, سعی, سبیل, منظم, مانع, کوچک, اورد, جور, کاغذ, نظر, چندمین, صحنه, فوت, غرور, کاری, بلد, وقت, خاکی, خونمونو, میگما, افتادش, کلی, صدا, راه, جلوی, یقه, برج, تخلیه, نکنی, ندی, مامور, آخری, دهن, بابارو, آخه, محمود, کوچه, همونکه, میگفتی, باباشو, مدلهایی, درست, اونجا, وایستاده, وقته, نگام, برمیگشتم, موتورش, شدو, چطوری, خوشگله, دوم11, ایه, مینویسم, میخواد, کارو, کنکور, داده, کنه, درس, خونده, میگه, کنکورش, شبا, اتاقش, روشن, شرکت, اخراج, سیگاراشو, شمردم, حدود, دونه, جاسیگاری, گفتی, بابات, بیستایی, سیگار, میکشه, گردگیری, گند, داره, صدام, سفره, شامو, بندازم, اول, چای, میبردو, پناهگاه, همیشگی, پدر, مشکلات, قرمزی, گلهای, صورتی, نقش, وسط, پرنده, حال, قفس, جورابهایش, لبه, ساق, دادو, فحش, نمیدانست, مطمئن, بیراه, باره, ومداد, چکش, پای, نوک, انکشت, انگشتش, میکذارد, لابه, دفتری, خرگوش, پشمالو, چاپ, عجب, خانم, شماره, گذاری, نکردی, مجبور, بقیه, اشپزخانه, جوش, دستگیره, بالای, پروانه, پلاستیکی, خالهای, بنفش, قرمز, بالهایش, دسته, حرارت, اتش, باشی, میچسبد, داغی, پارچه, نازک, نفوذ, بارپوف, پوف, موش, نمیدهند, آدمیزاد, کلاغ, نعشم, بام, کاغذیشان, احساسش, رفتنش, قطع, مردمانش, گمان, رگباری, عصای, تنفس, چرخدار, زانوهایم, بکش, حکم, اعدام, عمق, فاجعه, حست, نمیکنم, لبم, جای, معشوقه, میگذارم, هوس, لخت, دیشب, چروکیده, بغض, میزنم, آیم, ساخته, آهنی, قول, خواهم, خیالی, شوم, فرقی, چشمان, نام, هاراگیری, برگزار, شکم, شمشیر, میدرند, مراسمی, جوانان, چینی, نرسد, محلی, صبرکن, بگویم, ریز, اغراق, شود, گفتنم, یادت, گونه, بچه, گانه, بذیر, توریست, جوانی, ناکام, سیگارهای, مرز, سالگی, رسیده, بابایم, کودکی, قایمش, گردت, میشدم, کاه, افسوس, میخورم, وبعد, زار, فلفل, اشبزخانه, سرک, هندوها, خنده, احوال, توریستیست, احساست, مرا, اغوش, میکشند, دستهایم, شکنجه, ایستاده, جایی, ریل, ببرد, خان, میترسم, جهان, پیچیده, سوار, اسب, چاپارخانه, بشوم, بده, دیدن, جاذبه, نخند, حمله, میشناسم, تیله, ژاپنی, منشور, شوند, عمری, ذغال, فروش, فیزیک, استخوان, نیمه, سوخته, موج, میدهی, پرت, آتش, حواست, پاهایت, میزنند, باور, دردهایم, آهویی, عریان, زنانگی, گوشم, میرسد, باش, حرمت, شدنم, دریا, میپیچم, ازتلخی, بوسه, وارد, طرح, فرد, میکشم, نشده, میشکنم, چهارچوب, نیاورده, سپیدش, هنوزلمسش, نکرده, زندگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی, دوردست, نقاشی, پنهانت, سیب, کرم, خوب, میدانم, یادم, غارتش, برده, یاغی, اهل, تور, بافته, کویر, جزر, تنت, بهشت, لبهایت, جزیره, میان, همهمه, کودکانه, گندم, زارها, دامنش, سلطنت, ابرهای, میتکاند, میگیرم, تنم, گنج, تنش, میبرد, بفهمد, کویری, کشف, یادگاریست, فرهاد, نوشیدن, قرن, شعر,
Text of the page (random words):
یدن یادگاریست از فرهاد نوشته شده در ۱۳۹۴ ۰۱ ۲۴ ساعت 10 55 am توسط پاییز کویری ا کشف کرده ام که اگر چنگیز بفهمد به غارت میبرد گنج تنش را نوشته شده در ۱۳۹۴ ۰۱ ۱۲ ساعت 5 17 pm توسط پاییز گر میگیرد گل های پیراهنم وقتی که نبضت تمام تنم را لمس میکند نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۶ ۰۳ ساعت 10 5 pm توسط پاییز تکرار زمین نبضت را که میگیرم حتی خدا هم لبخند میزند و ابرهای تنهایی اش را میتکاند زمین پیراهن سلطنت به تن میکند و گندم زارها دامنش را سنگین تر و تو میان همهمه کودکانه ات هی تاب میخوری خدا لبخند زمین تکرار نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۴ ۰۹ ساعت 6 59 pm توسط پاییز یک برگ از جهانگردی من از جزیره چشمانت بهشت لبهایت جزر و مد تنت کویر دست هایت برای اهل زمین تور بافته اند و چه میکنند با من یاغی که تو به غارتش برده ای نوشته شده در ۱۳۹۱ ۱۱ ۳۰ ساعت 10 22 am توسط پاییز دقیق یادم نیست کجا اما خوب میدانم پنهانت کردم لا به لای سیب های کرم خورده و حالا پا روی پا دوردست ها را نقاشی میکنم نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۹ ۲۱ ساعت 5 36 pm توسط پاییز زندگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی من دقیق که میشوم هنوز لبخند میزند میگیرد پیراهن سپیدش را مردی که هنوزلمسش نکرده و لا به لای موهایش تاب نیاورده میشکنم چهارچوب خاک خورده قاب را و زیر گوش موزیک پخش نشده پیراهنم را تا انتهای خیابان بالا میکشم و وارد طرح فرد میشوم و صدای جیغ ماشین ها نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۷ ۱۲ ساعت 4 54 pm توسط پاییز ازتلخی بوسه ات میپیچم به دور خودم دریا امشب را به حرمت 14 شدنم شیرین باش نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۵ ۲۷ ساعت 12 40 pm توسط پاییز کپک ب وی تند زنانگی به گوشم میرسد بگذار عریان رو به روی وحشت آهویی ات گریه کنم باور کن که دیگر دردهایم کپک زده اند نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۳ ۰۳ ساعت 9 33 am توسط پاییز درون چشمانت ُ مردی با لباس سفید لای گریه هایش میسوزد پاهایت به دورش تو را چرخ میزنند آتش به هوا و حواست به پرت میشوند و استخوان های نیمه سوخته اش را به موج میدهی نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۱ ۱۹ ساعت 9 13 am توسط پاییز فیزیک عشق عمری ذغال فروش بوده ام پس تیله های ژاپنی ات اگر منشور هم که شوند باز تو را میشناسم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۱ ۲۲ ساعت 1 36 pm توسط پاییز حمله مغول ها به جهانگردی ام نخند به من حق بده که برای دیدن جاذبه ات سوار بر اسب چاپارخانه ها بشوم و هی دور جهان پیچیده ات چرخ بزنم میترسم که چنگیز خان مغول قبل از من تو را به غارت ببرد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۱ ۱۳ ساعت 9 57 am توسط پاییز روی ریل قطار جایی که تو سال ها قبل به خواب رفته بودی ایستاده ام تمام خاطره ام از تو لای وحشت دستهایم شکنجه میشود قطار خاطره ات جیغ میکشد شاید هم جیغ میکشند و احساست مرا در اغوش میگیرد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۱ ۱۲ ساعت 5 12 pm توسط پاییز این روزها احوال قلبم توریستیست رو به روی خنده قاب شده ات به اشبزخانه ی هندوها سرک میکشد فلفل گاز میزند میسوزد زار میزند وبعد روی دیوار چین با خاطره هایت جنگ میکند شکست میخورد سقوط میکند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۰ ۰۵ ساعت 4 53 pm توسط پاییز روی دیوار چین نشسته ام و اتاق کاه گلی ات را افسوس میخورم ای کاش اتاق گردت میشدم تا جهانگرد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۰ ۰۱ ساعت 11 6 am توسط پاییز کودکی ام لای انگشت های مردی بود که دیروز لای خاک ها قایمش کردم و تازه فهمیدم بابایم بود و حالا که به مرز ۴۰ سالگی رسیده ام سیگارهای دود شده چهره جوانی ام را ناکام کرده اند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۶ ساعت 8 50 pm توسط پاییز احساس من احساس بچه گانه ام توریست بذیر شده است گاهی به یادت گونه ام خیس شده است شاید که اغراق شود گفتنم اما نه صبرکن تا بگویم قلب من ریز شده است نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۴ ساعت 4 33 pm توسط پاییز بوشیدو حالا که هی دور زمین چرخ میخوری تا دست های محلی ام به چشم های بو می ات نرسد مراسم بوشیدو را برای قلبم اجرا میکنم بوشیدو مراسمی است که جوانان چینی بعد از شکست در جنگ طی مراسم ی به نام هاراگیری برگزار میکنند و در آن شکم خود را توسط شمشیر هایشان میدرند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۴ ساعت 4 29 pm توسط پاییز وقتی 1 وقتی که دختر همسایه هنوز نمیداند عاشق چشمان من باشد یا جیب های سنگین اصغر بقالی دیگر عشق چه فرقی میکند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۴ ساعت 4 22 pm توسط پاییز روزی که جهانگرد شوم به تو قول خواهم داد که دور دنیای خیالی که از من برای خودت ساخته ای با کفش های آهنی ام دوری بزنم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۱۳ ساعت 2 22 pm توسط پاییز وقتی از هوا به زمین می آیم روی لباس چروکیده تخت بغض هق میزنم و کنار هوس های لخت دیشب تخت گریه ام میگیرد به مدت تمام حس گناه دیشبت لبم را روی جای رد لب معشوقه ات میگذارم ولی حست نمیکنم و امشب به سقوط روی آب های زندگی به عمق فاجعه گناه دیشبت فکر میکنم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۱۰ ساعت 9 26 pm توسط پاییز حکم اعدام یک این صندلی چرخدار را از زیر زانوهایم بکش بگذار تنفس نکنم بوی سگ مرده های این شهر را بگذار مردمانش گمان کنند رگباری که عصای رفتنش را قطع کرد تمام احساسش را هم تکه تکه و کلاغ ها نعشم را روی بام های کاغذیشان به بازی گرفته اند بگذار گربه ها برای اولین بار هم که شده احساس کنند آدمیزاد همیشه بوی تند سگ نمیدهند و گاهی موش میشوند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۹ ۱۰ ساعت 9 19 pm توسط پاییز زندگی ما بعد از مرگ مامان زندگی ما بعد از مرگ مامان زهرا دفتر هایش را تند تند ورق میزند از لابه لای کتاب های زمین ریخته اش دفتری را برمیدارد که عکس دو تا خرگوش سفید و پشمالو روی ان چاپ شده است دفتر را ورق میزند لبخند میزند چه عجب مامان خانم این یکی رو شماره گذاری نکردی صدای غل غل کتری او را مجبور میکند که دفتر را روی بقیه دفتر کتاب ها رها کند موهای ریخته شده روی صورتش را کنار میزند و به سمت اشپزخانه میرود کتری اب جوش سر رفته و گاز را خاموش کرده زهرا هل میشود فورا دستگیره را از بالای گاز رنگ و رو رفته که یک پروانه پلاستیکی با خالهای بنفش و قرمز رنگی که روی بالهایش بود قرار داشت برمیدارد و دسته کتری را که انگار ان را چند بار روی حرارت اتش اب کرده باشی میچسبد داغی کتری از پارچه گل گلی نازک نفوذ میکند و دستش میسوزد کتری را محکم روی گاز میگذارد دستش را به دهانش نزدیک میکند و چند بارپوف پوف میکند سینی چای را داخل هال میبردو ان را کنار منغل سیاه پناهگاه همیشگی پدر برای فرار از مشکلات زندگی روی فرش قرمزی که دور تا دورش را گلهای صورتی نقش بسته بودند و وسط ان را پرنده ای که در حال فرار از قفس بود میگذارد و از پشت شیشه بابا یش را نگاه میکند که جورابهایش را دراورد ه و لبه حوض نشسته پاهایش را تا ساق پا داخل اب کرده و زیر لب به صاحب خانه که چند دقیقه قبل برای کرایه های عقب افتاده اش دادو بیداد کرده بود فحش میداد نمیدانست چه میگوید اما مطمئن بود که بد و بیراه میگفت زهرا 2 باره به سمت دفتر های پخش شده اش روی زمین میرود ومداد مشکی کو چکش را در دست میگیرد به سر تا پای مدادش خیره میشود و از نوک انکشت اشاره اش تا انتهای انگشتش را روی مداد میکذارد و یکی بودن اندازه هایشان را نگاه میکند نامه اول 31 4 90 سلام مامان این اولین نامه ایه که دارم واست مینویسم دلم میخواد از این به بعد هروقت دلم واست تنگ میشه این کارو کنم بابا خوبه لیلا هم خوبه لیلا چند روز پیش کنکور داده خدا کنه قبول شه خودش که میگفت خیلی درس خونده راست میگه تا قبل کنکورش شبا تا نصفه شب برق اتاقش روشن بود راستی امروز بابا از شرکت اخراج شد اینو ظهر فهمیدم اخه بابا خیلی زود اومد خونه عصبی بود ته سیگاراشو که شمردم حدود 20 تا با یه دونه نصفه تو جاسیگاری بود چون خودت گفتی که بابات هروقت عصبی میشه یه ده بیستایی سیگار میکشه امروز لیلا تمام خونه رو گردگیری کرد میگفت خونمون گند اومده لیلا داره صدام میکنه که سفره شامو بندازم خدافظ نامه دوم11 6 90 سلام مامان میدونی امروز چه خاکی تو سرمون شده اصغر اقا صاحب خونمونو میگما اومده بود واسه کرایه های عقب افتادش کلی سر و صدا راه انداخت بعدشم جلوی همه همسایه ها وقتی که یقه بابا رو گرفته بود گفت اگه تا سر برج تخلیه نکنی و کرایه های عقب افتاده رو ندی با مامور میام در خونه آخری هم به بابا گفت معتاد عملی دلم میخواست زمین دهن باز میکرد و منو بابارو باهم میخورد آخه جعفر پسر محمود بقالی سر کوچه همونکه میگفتی پسره انگار باباشو ندیده و موهاشو چه مدلهایی درست میکنه هم اونجا وایستاده بود و داشت به داد و بیداد اصغر نگاه میکرد میدونی چیه چند وقته جعفر یه جورایی نگام میکنه دیروز ظهر وقتی که داشتم با سمیه از مدرسه برمیگشتم جعفر با موتورش از کنار من رد شدو گفت چطوری زهرا خوشگله مثل اینکه بابا اومد خدافظ پاشو یه چایی بیار کوفت کنم زهرا با انگشت به سینی چایی که کنار منغل بود اشاره کرد مرد کنار تلویزیون نشست و استکان چایی را تا نزدیک دهانش برد و بلند هورت کشید صدای خرد شدن قند زیر دندان هایش شنیده میشد زهرا سعی میکرد دندان های پدرش را ببیند اما سبیل های بلند و نا منظم مرد مانع از دید او میشد مرد دستش را در جیب کت قهوه ای و رنگ و رو رفته اش کرد و بسته ای کوچک را بیرون اورد به زهرا نگاه کرد زهرا خودش را جمع و جور کرد و کاغذ و مدادش را برداشت و از هال بیرون امد پاورچین پاورچین پشت پرده ایستاد و حرکات مرد را زیر نظر گرفت از وقتی که مادرش مرده بود این چندمین باری بود که از پشت پرده این صحنه را میدید زهرا با هر باری که پدرش دود را به سمت بالا فوت میکرد او هم این کار را تکرار میکرد احساس غرور میکرد کاری را بلد است که سمیه هیچ وقت ندیده است دست هایش را ارام به هم زد و گفت افرین دوباره پاورچین پاورچین به عقب رفت و پشت در اتاقی که لیلا در ان بود ایستاد موهایش را پشت گوشش زد و گوش هایش را به در اتاق چسباند صدای حرف زدن لیلا با تلفن او را بیشتر تشویق میکرد که پشت در فالگوش بایستد وای دیوونه داری چه کار میکنی اه وایستا دیگه خل و چل دارم خوشگلت میکنم حالا پاشو خودتو تو اینه نگاه کن ببین چقده خانوم شدی زهرا وقتی خودشو تو اینه نگاه کرد جیغ کوتاهی کشید و دستش را محکم به پیشانیش زد وای خاک بر سرت سمیه این چه غلطی بود که کردی چرا موهامو این مدلی کردی برو گمشو خنگ خر تازه از خداتم باشه که اون موهای اجق وجقتو خوشگل کردما راستی میخوای واست ابروهاتم مثل مال خودم زیرشو تمیز کنم زهرا نگاه چپ چپی به سمیه انداختو گفت پاشو مثل اینکه خیر سرمون فردا عربی امتاحان داریم نامه سوم 14 7 90 مامانی امروز صبح لیلا می گفت فردا اولین سالگردته باید فردا بریم سر مزار راستش دلم خیلی واست تنگ شده اما بابا صبح که داشتم میرفتم مدرسه به لیلا گفت که من یکی دو روز باید برم شهرستان کار دارم بعدشم لیلا گفت که منم بعدظهر با یکی از دوستام قرار دارم نمیتونم ببرمت سر خاک معلوم نیست که چه غلطی میکنه دانشگاه هم قبول نشد نمیدونم اون شبایی که تا صبح بیدار بود و چه کار میکرد خیلی دلم واست تنگه مامان دیشبم شوهر عزیزت هم منو هم لیلا رو کتک زد واسه اینکه لیلا ساعت 11شب اومد خونه بابا ازش پرسد تا الان کدوم قبرستون بودی لیلا هم گفت همون قبرستونی که تو هرشب میری و ول میچرخی بابا هم عصبانی شد و منم به چوب لیلا سوختم زهرا با پشت دست اشک هایش را پاک کرد لیلا خیلی عوض شده میدونی چرا اینو میگم واسه اینکه مگه خودت بارها نمیگفتی که زشته دختر ارایش کرده بره تو خیابون مردم واسش حرف در میارن حالا لیلا خانومت هم ارایش میکنه میره تو خیابون هم موهاشو یه جورایی حالت میده سمیه میگفت مامانم گفته معلوم نیست این لیلا با کی میگرده که انقد عوض شده چه دختری بود و چی شد خدا بیامرزه مامانشونو تا زنده بود نمیزاشت رنگ این دوتا دختر رو افتاب مهتاب ببینه اما حالا زهرا به عکس قاب شده مادرش که روی طاقچه کنار قران قرار داشت خیره شد زهرا کنار حوض نشسته بود و به جمعیتی که در خانه اشان بودند نگاه میکرد همه مشکی پوشیده بودند و گریع میکردند حتی عمه سمیراشم مشکی پوشیده بود و اشک میریخت زهرا از این که میدید عمه اش انقدر ناراحت است تعجب میکرد چون عمه سمیرا هیچوقت به خانه انها نیامده بود و زهرا فقط او را سالی یک بار در خانه عموی پدرش که هر سال نزری میداد میدید و اصلا به مادرش محل نمیگذاشت چه برسد به اینکه با مادرش انقدر صمیمی بشود که حالا بخواهد به خاطر مرگش انقدر بیتابی کند صدای جیغ و داد لیلا از داخل خانه تا حیاط میامد زهرا از اینکه میدید لیلا این همه گریه میکند و به نصیحت های مامان گوش نمیدهد تعجب میکرد اخه لیلا تو تربیت زبان زد در و همسایه بود زهرا از گریه های لیلا گریه هش گرفت اما بلند بلند گریه نمیکرد چون مادرش همیشه میگفت زشته که صدای دختر رو مرد غریبه بشنوه زهرا سرش را پایین انداخت تا کسی اشک هایش را نبیند چون اگر خاله هایش میفهمیدند که او دارد گریه میکند او را نوازش میکردند و او از ترحم چیزی که همیشه مادرش زیر گوش او و لیلا میخواند که از ان دوری کنند بیزار بود اشک های زهرا روی کفش بنفشش که تازه مادر برایش خریده بود میچکید و جلوه ای خاص به ان ها میداد زهرا اهی کشید و نگاهش را از قاب روی دیوار برداشت دست هایش را زیر چانه اش روی پاهایش تکیه داد نگاهش را به صفحه خاموش تلویزیون دوخت از جا بلند شد به سمت اتاق رفت کیف ارایش لیلا را از کمد لباس ها دراورد اینه را از روی طاقچه روی فرش گذاشت تمام محتویات داخل کیف را روی فرش ریخت با وسواس مداد مشکی رنگی را برداشت و ان را زیر چشم هایش کشید اه چرا پس این مدلی شدی لیلا هم همینجوری میکشید دیگه خودم اون شب دیدم که اینجوری مدادو زیر چشماش کشید بعد ریمل را بیرون کشید نه ولش کن از این خوشم نمیاد زهرا خودش را که درون اینه نگاه کرد به خودش از اینکه این همه خوشگل شده افرین گفت صدای بسته شدن در حیاط تمام بدن زهرا را لرزاند از پشت پنجره حیاط را دید زد لیلا بود تمام وسایل را درون کیف ریخت و داخل کمد گذاشت فورا به داخل حمام رفت زهرا کجا رفتی هان چیه حمامم نامه چهارم22 10 90 سلام دیروز صبح از کلانتری اومدن بابا رو به جرم قاچاق هروئین بردن همه همسایه ها در خونمون جمع شده بودن جعفرم بود خیلی بد شد که اون این قضیه رو فهمید اخه با هم قرار گذاشته بودیم بعد از یه مدت دوستی باهم ازدواج کنیم اما مطمئنم دیگه حاظر نیست حتی یه لحظه هم با من بمونه چه برسه به ازدواج خسته شدم از دست کارای لیلا دوروز دوروز میره بیرون و نمیگه خیر سرم من یه خواهر تک و تنها تو خونه دارم سمیه هم دیگه مامانش نمیذاره بیاد پیشم جعفرم ولم کرد و رفت سربازی زهرا بطری اب را روی قبرریخت و زیر دعا میخواند سلام مامان خوبی مامان امروز اومدم تا یه دل سیر باهات حرف بزنم لیلا در به در شده که هی سنگشو به سینت میزدی با یکی از دوست پسراش بدون اجازه بابا ازدواج کرده البته اون موقع هم که بابا زندان بود الان 4 ماهه که از لیلا بیخبرم از وقتی که با اون پسره بی سر و پا عروسی کرد دیگه شوهرش نمیزاره بیاد خونمون راستی گفتم خونه مامان اصغر اقا وقتی فهمید بابا افتاده زندان اومد اسباب اثاثیمونو ریخت تو خیابون شانس اوردم که جعفر رفته بود سربازی وگرنه ابروم جلوش میرفت من چقد خرم نه اخه مگه من دیگه واسم ابرویی هم مونده که بخواد جلو جعفر که وقتی فهمید وضعیت زندگی من اینه دیگه محل سگمم نذاشت بره میبینی مامان دیگه خجالت نمیکشم وقتی اسم یه پسر رو جلوت میارم میدونی چرا واسه اینکه فهمیدم وقتی که تو نیستی دیگه کسی نیست که واسه این کارا و این حرفام جلوش سرخ بشومو بع2 روز تو چشاش نگاه نکنم مامان خسته شدم از این زندگی نکبت بار خسته شدم من مگه چند سالمه باورت میشه منی که تا لنگ ظهر میخوابیدم حالا دارم از صبح کله سحر عین سگ تو خیابونا دست فروشی میکنم مامان همش تقصیر توئ اگه نمیمردی الان بابا یه معتاد عملی نبود که بخواد گوشه زندون تا اخر عمرش اب خنک بخوره لیلا الان باید میرفت دانشگاه من الان باید سر کلاس میشنستم کنار اون سمیه نامرد که تا وقتی فهمید وضعیتم انه دوستیشو یادش رفت حالا من تنهایی تو این شهر خراب شده چیکار کنم خیر سرمون دلمون خوشه که فامیل داریم اما از وقتی که مردی خواهرات یه بارم سراغمونو نگرفتن که ببینن مردیم زند ه ایم زهرا تارهای موی مشکی اش را داخل شال ابی رنگش میزند و دستهای سرخ شده از سرمایش را روی صورت رنگ پریده اش میگذاردو صدای گریه اش را به گوش هرکسی که در قبرستان نزیک قبر مادرش بود رساند زاییده ذهن فائزه مرداد 26 5 90 ده دقیقه مانده به سحر پایان نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۹ ساعت 9 29 am توسط پاییز سکوت من از قهوه تلخ تر است رو به روی مننشسته ای به من نه به قهوه ات نگاه میکنی میگویی دوستت دارم دوستم داری میگویم دست سمت قلبت زیر میز میلرزد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۵ ساعت 6 14 pm توسط پاییز تو اینجوری فکر کن گیرم که از چشم هایت بیفتمو خاطراتم را به دست باد بدهی و برای همیشه محو و نابودم کنی راست بگو با قلبت چه میکنی نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۴ ساعت 7 38 pm توسط پاییز اینجا قلب من چند ثانیه مانده به تنهایی چند روزی به آمدن همیشه رفتنت مانده است آخ که این روزه چه بی نفس نگاه میکن نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۴ ساعت 9 21 am توسط پاییز و عشق در سکوت جاده ای سنگی اغاز شد ان لحظه که گلی در لاب لای آینه ای سخت میخواست جوانه بزند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۳ ساعت 6 44 pm توسط پاییز ببخش اگه شبها میام تو خوابت آفتابی میشم واسه نگاه معصومت یه موجطوفانی میشم ببخش اگه قسمت توبا من وبی من بودن خدا نخواست من بمونم قسمت من نموندنه نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۰۴ ساعت 8 2 pm توسط پاییز خواب و خواب آغاز رویاها شد ان شب که مثل اتفاقی شیرین از چشم هایم تا ابد افتادی نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۰۴ ساعت 5 35 pm توسط پاییز مثل همیشه صدای موزیک تمام فضای کافی شاپ را گرفته است دختربه قهوه ی روی میزش زل زده است انگشتان سفید و کشیده اش مدام قاشق فلزی را داخل فنجان قهوه حرکت میدهد حامد چهره دختر را در شیشه میز در اثر انعکاس نورمیبیند مثل همیشه رنگ رج لبش با رنگ شال و لاکش یکیست مثل همیشه...
|