If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: mkh72.blogfa.com - ....

site address: mkh72.blogfa.com redirected to: mkh72.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Monday 03 August 2026 21:15:07 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=من نوشته های دست ... می نویسم، چون هنوز نوزادی متولد می شود، چون هنوز باران می بارد ...;

Headings (most frequently used words):

می, که, چون, من, هنوز, را, دل, است, ای, هشت, نوشته, های, دست, شود, به, هر, خط, در, چه, کجا, ببار, نویسم, نوزادی, متولد, باران, بارد, گل, رسم, بویم, او, خواب, بیداری, راننده, ناشنوای, مثل, باقی, گلها, تکرار, خنده, جنون, توحید, دانست, خواهد, شدنم, مرغ, از, وز, آن, سلسله, دامی, نفرستاد, ذره, خاکم, کوی, توام, جای, خوش, ترسم, دوست, بادی, ببرد, ناگاهم, حاجت, بتهوون, یا, مَن, سَبَقَت, رَحمَتُهُ, غَضَبَهُ, جز, قلب, تیره, نشد, حاصل, باطل, این, خیال, اکسیر, کنند, زندگی, تقدیر, چنین, تدبیر, کنم, خطوط, سقوط, اشک, خون, درمان, اول, دریا, آخر, آسمان, کوله, بارت, رها, کن, شاید, همی, روی, بدین, شتاب, گوهر, پاک, بباید, قابل, فیض, ورنه, سنگ, گلی, لؤلؤ, مرجان, نشود, پشمک, نظر, محرم, راز, شیدای, خود, کس, نمی, بینم, خاص, عام, بارون, خیمه, خورشید, سوخت, آینه, هشتاد, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
شده (52), بود (47), این (44), است (42), نوشته (38), محسن (33), ساعت (31), ۱۳۸۹ (30), توسط (30), های (29), شود (27), باید (26), کرد (25), همه (24), دست (22), ۱۳۸۸ (21), هایش (21), زندگی (21), خود (20), چشم (20), شاید (19), وقتی (18), جست (18), همان (15), خیلی (15), پسر (15), روی (14), نمی (14), چون (13), کرده (13), ۱۳۸۷ (12), آسمان (12), ولی (12), اینکه (12), فال (12), شهریور (11), توی (11), حاجت (11), شنبه (10), هنوز (10), مثل (10), باز (10), خون (10), روز (10), برای (10), پدر (10), خواب (10), جمعه (9), نگاه (9), کنم (9), یکی (9), زمین (9), خودش (9), زیر (9), نیست (9), #راننده (9), لحظه (8), گریه (8), کند (8), بارون (8), کردم (8), بعد (8), داد (8), مهر (7), باران (7), دریا (7), اگر (7), گویم (7), اما (7), سایه (7), پای (7), دیگر (7), رفت (7), هایم (6), اسفند (6), خرداد (6), آذر (6), باشد (6), فکر (6), خورشید (6), شروع (6), کاملا (6), بیشتر (6), خاک (6), سنگ (6), اشک (6), درخت (6), خواست (6), هایی (6), چشمه (6), پایین (6), راه (6), خسته (6), خونه (6), دوست (6), بودند (6), باقی (6), فروردین (5), تیر (5), مرداد (5), آبان (5), بهمن (5), محسنم (5), بینم (5), گفت (5), آبی (5), کمی (5), شدم (5), سوخت (5), باد (5), خاطر (5), چرا (5), هیچ (5), یاد (5), جای (5), فریاد (5), اون (5), پیاده (5), آخر (5), احتمال (5), بوده (5), پاکت (5), عشق (5), بلند (5), گویی (5), سنگین (5), فقط (5), خدا (5), ناشنوا (5), اردیبهشت (4), جمله (4), هستم (4), جواب (4), همچنان (4), نور (4), رسید (4), گونه (4), رنگ (4), جلوی (4), نفس (4), چیزی (4), چقدر (4), انگار (4), همیشه (4), اول (4), کجا (4), پنجشنبه (4), کنار (4), غذا (4), اصلا (4), پول (4), چیز (4), صدای (4), چند (4), باشه (4), بابا (4), نبود (4), مادر (4), تنها (4), تاریک (4), جایی (4), دوشنبه (4), مرا (4), سبز (4), بست (4), سرخ (4), دید (4), هست (4), گرم (4), باور (3), امروز (3), هشت (3), ترین (3), آینه (3), لبخند (3), کودک (3), بین (3), تمام (3), روند (3), اشتباهاتی (3), دنیایی (3), حتی (3), دهد (3), بدین (3), سخت (3), رفته (3), کنی (3), راز (3), نظر (3), همین (3), حالا (3), گیرند (3), بسته (3), پروانه (3), مردم (3), گدا (3), شما (3), کارگر (3), ماه (3), سفید (3), دوش (3), دلت (3), فروش (3), نشسته (3), رفتم (3), هاش (3), هوا (3), روزهاست (3), شوند (3), کلاس (3), بودم (3), هاست (3), تموم (3), بودن (3), گوش (3), داره (3), اگه (3), احتمالا (3), یعنی (3), تازه (3), گرفت (3), کار (3), اتفاقات (3), دوراهی (3), داشت (3), الان (3), یکشنبه (3), امید (3), داشتم (3), دلتنگ (3), زیرا (3), خویش (3), دستان (3), دره (3), احساس (3), دوباره (3), قیر (3), گلها (3), پایش (3), بدنش (3), نتوانست (3), دستی (3), سرش (3), افتاد (3), بایستد (3), افتاده (3), مسیر (3), شست (3), سوار (3), خورد (3), بتهوون (3), تعبیر (3), عید (3), نماز (3), آورید (3), زمانی (3), سرد (3), کدام (3), شالگردن (3), انتظار (2), هفته (2), حرف (2), مناسبت (2), آرشیو (2), ۱۳۹۰ (2), پست (2), تاریخ (2), کودکی (2), صورتش (2), بارد (2), لبخندی (2), نفوذ (2), گیرد (2), خاطرات (2), تسلیم (2), شوم (2), خودم (2), غیر (2), قابل (2), نزدیک (2), سان (2), آیات (2), فراموش (2), زیاده (2), آخرت (2), ببین (2), دقیقا (2), ساکت (2), خنده (2), تغییر (2), دانم (2), خیمه (2), سینه (2), زنان (2), برگ (2), دسته (2), ببار (2), محرم (2), هرگونه (2), کاغذ (2), چشمش (2), درس (2), دادن (2), ربط (2), شعار (2), کسی (2), آدما (2), قلب (2), سعی (2), حکایت (2), پشمک (2), حافظ (2), توست (2), صبا (2), خبر (2), حسن (2), بباید (2), آری (2), دعا (2), شدن (2), مگر (2), صبر (2), ترسم (2), وین (2), پاک (2), ورنه (2), خیس (2), بگویم (2), مکان (2), صفر (2), گذشت (2), کوله (2), بار (2), ماندم (2), عجیب (2), زمزمه (2), حاصل (2), قصد (2), گذشته (2), نوشتم (2), پسرک (2), پسرکی (2), یومد (2), معصومیت (2), سرازیر (2), ازت (2), براش (2), دارن (2), میاد (2), ازش (2), خالی (2), جیبش (2), رعد (2), برق (2), ادامه (2), حالی (2), گره (2), طلوع (2), راهرو (2), اومدم (2), سنگینی (2), زدم (2), رگبار (2), قبل (2), بدم (2), گوشی (2), آماده (2), روشن (2), ناراحت (2), قدم (2), احتمالش (2), همون (2), مرغ (2), قبلا (2), انتخاب (2), کردن (2), بذاره (2), گذاشته (2), کاری (2), اینقدر (2), میشه (2), فکرش (2), دیشب (2), ساله (2), بوسید (2), نقاشی (2), باغ (2), بدون (2), همشون (2), زخم (2), قدمی (2), دیده (2), گرفته (2), خرج (2), جمع (2), لازم (2), گرفتن (2), یکیشون (2), داده (2), بلکه (2), دیگه (2), عاشق (2), رها (2), دارد (2), روزی (2), حدس (2), درد (2), بینی (2), هردو (2), عمیق (2), شانه (2), دارند (2), مرو (2), معنی (2), خوشبخت (2), افسوس (2), زمینی (2), هرزه (2), شاخه (2), چرخد (2), تیره (2), انبوه (2), اکنون (2), اینجایی (2), کوچه (2), آواز (2), بوسه (2), هامان (2), آلوده (2), خوشبختی (2), ویرانه (2), تابستان (2), سکوت (2), خطوط (2), سقوط (2), کوه (2), هستی (2), آرام (2), قطره (2), نسیم (2), آرامی (2), سبزه (2), نهایت (2), عقب (2), نوشیدن (2), جریان (2), لزج (2), دهانش (2), خشک (2), کشید (2), ایستاد (2), جلو (2), کردند (2), سیاه (2), سست (2), نداشت (2), دنبال (2), دانست (2), خوردند (2), جور (2), زنده (2), نوزاد (2), بادبادک (2), شاه (2), توت (2), دوچرخه (2), همسایه (2), شلوارش (2), داند (2), رود (2), کنند (2), تاکسی (2), سعادت (2), پایان (2), قدرت (2), عمر (2), دیروز (2), آنان (2), باشید (2), مدعی (2), جهان (2), آنجا (2), سوال (2), حضرت (2), خدای (2), خلوت (2), کوی (2), آخرین (2), چندان (2), زمان (2), رمضان (2), فطر (2), بندگان (2), منازلتان (2), بهشت (2), خواهید (2), ایستید (2), الهی (2), خارج (2), قیامت (2), عده (2), گردند (2), مسابقه (2), خوش (2), کوزه (2), تاب (2), کوتاه (2), گشود (2), تشکر (2), کرایه (2), جوان (2), ناشنواست (2), طوری (2), پیچیده (2), یوسف (2), مسیری (2), طفل (2), عقل (2), زار (2), گمش (2), blogfa, com, بیل, نکش, مترسک, گفتنی, خلوتگاه, تجربه, چرکنویس, پیوندها, روزمرگی, مالزی, نکردنی, غیره, آموزنده, مزه, موضوعی, آرشيو, ۱۳۸۶, پیشین, عناوین, وبلاگ, الکترونیک, خانه, مطالب, قدیمی, شیرین, نوروز, یادش, خیر, نوشت, هشتم, صبرانه, منتظر, هشتاد, کوبنده, دوران, مهم, هستن, پیرمرد, چروک, ابر, روزنه, صحبت, هرچند, کوچک, وجودم, فرا, تلخم, دروغ, خیانت, تهمت, صمیمی, دوستانم, فضای, ذهنم, رژه, بال, سوزاند, آشنایم, نباید, جبرانند, اشتباهی, دفعه, فرمود, آنها, کردی, شوی, پروردگارش, ایمان, نیاورده, سزا, دهیم, قطعا, عذاب, پایدار, 126, 127, علاقه, افراطی, خلق, رفتار, البته, نباشم, رفتارم, باورهایم, نیز, طبل, عزا, بنواز, فلک, لاله, حرم, باغچه, پیراهن, تعزیه, کنان, ریختند, بید, زنجیرزن, نوحه, خوان, گرد, غبار, چشمم, داری, شیدای, خاص, عام, گویا, اینجا, فاقد, ارزش, مادی, معنوی, پرسم, ورقی, زند, اعتماد, اطمینانی, کوبد, صورتم, آنوقت, زیاد, قولش, عملش, بیامیزد, وقت, نفهمیدم, چیزهای, مقدسی, باشند, هاشان, دانسته, هایشان, عقلشان, دهند, ریزند, چشمشان, خلاصه, روزها, رفاقت, اند, چوب, شمع, نافه, زلفش, درکش, ارنه, سرکشی, کنگره, کاخ, وصل, راست, سرها, آستانه, نکته, مقبول, طبع, صاحب, تنگنای, حیرتم, نخوت, رقیب, مباد, معتبر, کیمیای, گشت, یمن, لطف, جان, حدیث, دلدار, لیکن, چنان, مگو, کرانه, روان, میانه, خواهم, میکده, گریان, دادخواه, خلاص, گویند, لعل, مقام, ولیک, جگر, پرده, عالم, سمر, گوهر, فیض, گلی, لؤلؤ, مرجان, نشود, رطوبت, قرص, کامل, حیاتمان, شکوفه, پیدا, اینها, موقتا, تعطیل, تقریبا, ربیع, گذرد, بهاری, خویشم, سفر, محروم, همی, شتاب, کلام, چهل, ننوشتن, عمدی, نبوده, مطمئنم, خندیدی, سرت, خونوادش, جزء, تخیلات, نسوخت, هفت, سال, بهش, چهارزانو, چشماش, بپرسی, اونجور, مظلومانه, بخری, پیچوندیش, محلشون, سردسته, درآورده, گیره, کمیش, ذاره, خواسته, وگرنه, باعث, نخرم, ظرف, غذای, کنارش, دیدم, پولی, درآورد, صدی, بقیه, پولمو, بده, خواد, عمرا, بیاد, خوام, برگردم, خوبه, دلم, عقده, فروخورده, جوشند, ربع, وسط, برقِ, سرزده, پنجره, پرید, استاد, توجه, کارش, نیشخند, آسمون, گشاده, روانند, آدم, پناه, آورده, گذشتم, بهتره, بگم, تری, پلیرم, کیفم, درآوردم, فایلی, افتادن, ریختم, روش, گذاشتم, گوشم, سیمش, پیراهنم, کلید, پیغام, قفله, قفلش, روشنش, شناسی, پنج, ثانیه, خاموش, باتریش, اصولا, نیک, گیرم, اتفاق, حتما, دلیلش, همیشگی, نرفته, برگشتم, دونستم, دویست, تومنه, قیمت, پرسیدم, خریدم, نظرت, واقعا, ضعیفه, کاغذای, چطوری, ذارن, دستگاه, حیوون, تربیت, همونایی, فالت, اشتغال, زایی, استفاده, کنن, تای, خطاش, نسبتا, دومی, بالاخره, تکراریه, کننده, چسب, زخمی, انگشتش, زده, اشتباه, لبه, دستت, ببره, سوزه, مشغول, اتفاقت, دختر, شیش, طبق, عادت, دوید, سمتش, زخمیش, نشون, کشیدن, مداد, رنگی, اونقدر, کوچیک, سخته, نقاشیش, قشنگ, بزرگ, سقف, تخت, نشستن, رؤیایی, خندن, پیشونیش, اومد, دوازده, جلویش, احترام, غرور, مردانه, بارها, تصمیم, کمک, بشه, مرد, خونواده, دونست, فکرها, دغدغه, نباشید, سراغ, مامان, خانم, امشب, مهمونی, داشتند, پذیرایی, کنه, ابروها, گاز, بدتر, آره, هرشب, امشبش, میکرده, بگذریم, غمناک, منفی, امیدبخش, مثبت, نیتت, نشده, افتادی, ضرب, عددی, کمه, بیفته, جالبیش, دونی, کجاست, جاش, فالی, خریده, دونه, توش, مضمون, خوبی, بعدش, چراغ, بارونی, آروم, خوندمش, عادی, اینایی, خونی, بکن, منی, بارونم, مادرم, ازم, پرسید, کلاست, زنگ, بزن, بیایم, دنبالت, گفتم, هجرتی, توشه, یاری, انصار, بارت, قبرستان, رفتن, نوشتمشان, طولانی, بنویسم, شنیدم, گمان, موج, برد, قرار, غرّد, دیگری, خروشد, آزار, ندیدیشان, تاریکند, آبیشان, بنگری, افق, بالاست, توافق, درمان, میرم, بگریزم, دامانش, بیاویزم, زنجیرم, درست, آغاز, دمع, فرق, فروغ, فرخ, زاد, نفرینیست, داریم, خاموشیم, آرامیم, پادشاهی, پیمود, اسب, زرد, بالدار, دیدیم, باریم, روییدیم, دری, بندند, چینند, گسترد, مردمک, پریشانم, مشوش, دوردست, وسیع, گیسوانم, سوخته, مدهوش, داغ, صبح, گسترده, عطر, اقاقی, وحشت, لرزیم, میهمانی, قصر, بازیم, ترسیم, تقوای, سازیم, یکدگر, زیست, زنی, خواند, خاموشی, زیباست, آرامش, اضطراب, التماسی, تلخ, آکندند, کوهساران, سهمگین, کندند, قله, رازیست, بیمار, ضربه, نبض, جوشد, رعشه, روحمان, تنهاییم, پیچد, مهی, خونین, کوته, نسیمی, گیج, ناپایداری, فرار, اعتبار, ساحل, پاییزی, سرزمین, مرگ, رانم, شادی, مهجورم, برداشت, آزاد, قضاوت, بپرهیزید, یکدفعه, باورش, خوابش, برده, ترسناکی, ترسناک, بهتر, خیره, ریخت, پرندگان, وزید, رقصاند, تنش, شاداب, خندیدند, پرنده, صدایی, شنید, روطوبت, جوشید, نشست, کاسه, نفسی, طعم, عوض, پلک, چسبیده, سختی, بکشد, فواره, طوفانی, خنکی, انگشتانش, هوای, سفیدی, توان, یافته, ستون, ریز, چرخیدن, جستجوی, اطراف, متوقف, کردنی, روزن, نوری, مست, سمت, آخرش, اشاره, یکدیگر, تاریکی, چسبناک, پاهایش, زانوهایش, انداخت, چشمهایش, بزند, متورم, تقلا, فایده, نقطه, غرق, توانش, خندید, صدا, شدند, تپش, قلبش, سراسر, منقبض, عرق, جایش, دیدش, تار, جانش, دریغ, روشنایی, مانند, رفتند, صدایشان, قطع, شماره, پیش, تقدیر, چنین, تدبیر, غروب, سرمای, اسیر, گهواره, رسیده, بالای, ترمز, مردی, زانوانش, بغل, جدی, نگران, سریع, میکند, هدیه, تکاند, کشد, سنش, آنقدر, تشنه, استقلال, دستانش, نشد, باطل, خیال, اکسیر, التماس, گویان, مبرید, حیف, مسیرم, ماشینش, خطی, آباد, مَن, سَبَقَت, رَحمَتُهُ, غَضَبَهُ, انگیزی, لودویک, فان, آهنگساز, معروف, آلمانی, قرن, هجدهم, نوزدهم, 1827, 1770, آثار, سمفونی, احساسات, حاکی, اوست, شنوایی, اعلام, ادبیات, خواندم, طور, چهارشنبه, انجام, نیّت, مهیّا, دلهره, نگرانی, نیت, برآورده, امّا, عامل, طلبد, حسودان, بداندیشان, دوری, کنید, میان, نگذارید, اندکی, تأمّل, داشته, ختم, هنر, عیان, نزاع, محاکا, روح, بخش, یار, داندت, وظیفه, تقاضا, برو, احباب, حاضرند, اعدا, جام, نماست, ضمیر, منیر, اظهار, احتیاج, محتاج, قصه, گرت, ماست, رخت, ازآن, یغما, ارباب, حاجتیم, زبان, کریم, تمنا, پادشاه, بسوختیم, جانا, حاجتی, دمی, بپرس, گزیده, تماشا, صحرا, فالش, شلوغ, شهر, غبارآلود, 1389, سپتامبر, 2010, 1431, علی, خطبه, کمترین, مردان, روزه, دار, فرشته, ندا, هان, بشارتتان, گناهان, تان, آمرزیده, آینده, چگونه, ایام, بگذرانید, گردید, منازل, جایگاه, محضر, عدل, حسابرسی, خواندن, شوید, منزل, بدن, سوی, شبیه, زیان, کارند, تأسف, غضبناک, نیکوکارند, رستگار, متنعم, نعمت, دنیا, محل, اجر, جایزه, برندگان, جهنم, جزای, بازماندگان, نیکوکاران, پاداش, زیانکاران, تبهکاران, مأیوس, ذره, خاکم, توام, بادی, ببرد, ناگاهم, شکستند, بیکار, خواهد, شدنم, سلسله, دامی, نفرستاد, عباسی, منو, نندازی, توحید, فهمیدم, نداشتمش, بخوام, دستش, دادمش, جنون, تکرار, بوییدند, زود, پژمردند, واژه, سوزان, عاشقی, معشوقی, نام, بیت, شعری, کنده, گوشه, بردندشان, چیدشان, غنچه, رویای, شکفتن, کشیدند, گرمای, آفتاب, نوازش, طراوت, روییدند, ترک, ترکت, مقصدش, فاصله, بدهد, پیجیده, بالا, آمدن, ابرو, معلوم, خندد, مگه, الکی, تأمل, موضوع, لال, نیستم, حافظی, شالش, محکم, تاکسیرانی, جوانی, دور, کاغذی, شیشه, ماشین, چسبانده, مسافران, بتوانند, بخوانندش, رویش, توضیحاتی, مثلا, حرکت, بفهماند, چهارصد, تومان, ناشنوای, شوریده, بازآید, سامان, مخور, بیاید, دویی, نماند, بگوید, آشفته, کاش, گشته, آید, کنعان, همزندانی, برایشان, گوید, سوره, قرآن, گشایم, فرض, یابد, تردید, بروند, وقتش, کمر, شکسته, کشیده, صدایش, خفه, کشدش, آغوش, بندد, محبتی, نوپای, پیچ, احمقم, بیداری, راهی, نیافتمش, ایستادم, نیامد, رسم, بویم, نویسم, نوزادی, متولد,


Text of the page (random words):
سی شد داشت به جوانی که جلو نشسته و شالگردن را سخت به دور خود پیچیده نگاه می کرد که چشمش به کاغذی خورد که به شیشه ی جلوی ماشین چسبانده شده بود طوری که همه ی مسافران بتوانند بخوانندش رویش نوشته شده بود راننده ناشنواست و بعد هم توضیحاتی دیگر مثلا اینکه اگر خواست پیاده شود باید با حرکت دست به راننده بفهماند و اینکه کرایه ی خط چهارصد تومان است به مقصدش رسید از راننده ی ناشنوا تشکر کرد و از او خواست بایستد که پیاده شود کرایه اش را هم داد در این فاصله که راننده ی ناشنوا باقی پول را پس بدهد جوان شالگردن به خود پیجیده در حالی که از بالا آمدن گونه ها و ابرو هایش معلوم بود که دارد می خندد به پسر گفت مگه نمی بینی نوشته راننده ناشنواست چرا الکی تشکر می کنی پسر بدون تأمل طوری که انگار خودش به این موضوع قبلا فکر کرده باشد گفت او کر هست ولی من که لال نیستم راننده ی ناشنوا باقی پول پسر را داد پسر از راننده ی ناشنوا خدا حافظی کرد و رفت جوان شالگردن به خود پیچیده شالش را محکم تر کرد راننده ی ناشنوا به تاکسیرانی در خط خود ادامه داد نوشته شده در دوشنبه ۶ دی ۱۳۸۹ ساعت 21 30 توسط محسن پای لب ترک ترکت دو جهان آب شد نوشته شده در شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۹ ساعت 7 3 توسط محسن مثل باقی گلها مثل باقی گل ها از خاک روییدند گرمای آفتاب نوازش باد طراوت آب قد کشیدند هنوز خواب بودند در خواب غنچه بودن در رویای شکفتن در خواب بودند که دستی چیدشان در خواب بودند که بردندشان هر کدام در گوشه ای هر کدام در دنیایی یکی روی سنگ خیس کنده کاری شده ای یک نام و دو تاریخ و چند بیت شعری چشم گشود یکی در دست سوزان عاشقی زیر نگاه سنگین معشوقی در سایه ی واژه ی سرخ عشق چشم گشود یکی زندگی را سرد دید سرد سرد یکی زندگی را گرم دید گرم گرم هردو در عمر کوتاه خود خوش بوییدند و زود پژمردند مثل باقی گلها نوشته شده در پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۸۹ ساعت 12 41 توسط محسن تکرار یک لحظه بیشتر نبود فقط یک لحظه ی کوتاه اما همان یک لحظه کار خودش را کرد نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۹ ساعت 5 57 توسط محسن خنده جنون تا الان ناراحت از این بودم که از دست دادمش الان فهمیدم که اصلا نداشتمش که بخوام از دستش بدم نوشته شده در جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ ساعت 21 55 توسط محسن توحید تاب تاب عباسی خدا منو نندازی نوشته شده در جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 21 22 توسط محسن دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد اگر کوزه ها نمی شکستند کوزه گر بیکار می شد نوشته شده در یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 21 14 توسط محسن ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم ای مردم این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و نا امید می گردند دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است عید فطر شبیه ترین روز به روز قیامت است چون در قیامت عده ای که زیان کارند تأسف می خوردند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند وقتی از منازلتان برای خواندن نماز عید خارج می شوید به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما حسابرسی می کنند وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت ای بندگان خدا کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد هان بشارتتان باد ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید حضرت علی ع در خطبه ای به مناسبت عید فطر نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 22 56 توسط محسن چه حاجت است زمان سه شنبه 16 شهریور 1389 7 سپتامبر 2010 27 رمضان 1431 شب ساعت 10 30 مکان جایی نه چندان شلوغ و نه چندان خلوت جایی در این شهر غبارآلود کودکی فال فروش آخرین فالش خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خدای آخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست چون رخت ازآن توست به یغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار می داندت وظیفه به تقاضا چه حاجت است حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است همه چیز برای انجام این نیّت کاملا مهیّا و آماده می باشد و جای هیچ گونه دلهره و نگرانی نیست زیرا این نیت برآورده می شود امّا دو عامل را می طلبد یکی آن که از حسودان و بداندیشان دوری کنید و راز دل را با آنان در میان نگذارید و دیگر اینکه اندکی صبر و تأمّل داشته باشید نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 0 29 توسط محسن بتهوون دیروز داشتم اعلام ادبیات 2 را می خواندم این طور نوشته بود بتهوون لودویک فان آهنگساز معروف آلمانی قرن هجدهم و نوزدهم 1827 1770 م است آثار او و از جمله سمفونی هایش پر از احساسات عمیق و حاکی از قدرت تعبیر اوست بتهوون در آخر عمر قدرت شنوایی خود را از دست داد چه پایان غم انگیزی نوشته شده در دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 1 59 توسط محسن یا مَن سَبَقَت رَحمَتُهُ غَضَبَهُ تاکسی خطی بود سعادت آباد داد می زد سعادت خیلی دوست داشتم سوار ماشینش می شدم ولی حیف که مسیرم نمی خورد پ ن در گوشی این شب ها التماس دعا گویان را از یاد مبرید نوشته شده در دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2 46 توسط محسن جز قلب تیره نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر می کنند پسر کنار پدر می رود سنش آنقدر شده تا تشنه ی استقلال باشد پس دستانش را در جیبش کرده اما می داند که دست پدر همیشه باز است هر دو می روند پسر زمین می خورد اصلا جدی نیست ولی پدر کاملا نگران می شود سریع پسر را بلند می کند پسر هم نه به خاطر درد بلکه بیشتر به خاطر اینکه می داند پدر هست شروع به گریه میکند نه خیلی بلند و نه خیلی آرام پدر لبخندی به چشم های پسر هدیه می کند خاک شلوارش را می تکاند دستی به سرش می کشد و بعد دستان پسر را در دست خود می گیرد و با دستان خود ِ پسر اشک هایش را پاک می کند هر دو می روند پسر که دیگر برای خودش مردی شده روی زمین افتاده زانوانش را در بغل گرفته خاک روی شلوارش گل شده نوشته شده در جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2 14 توسط محسن زندگی زندگی را باید در خط ترمز دوچرخه ی کودک همسایه جست زندگی را باید در شاه توت سرخ آن بالای درخت جست زندگی را باید در بادبادک رسیده به ماه جست زندگی را باید در نگاه مادر جست زندگی را باید در دست پدر جست زندگی را باید در نم باران جست زندگی را باید در گهواره ی نوزاد جست زندگی را باید در طلوع خورشید جست زندگی را باید جست زنده گی را باید شست چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید زندگی را باید در زخم پای کودک دوچرخه سوار همسایه جست زندگی را باید در شاه توت سرخ له شده در پای درخت جست زندگی را باید در بادبادک اسیر شاخه جست زندگی را باید در نگاه خسته ی مادر جست زندگی را باید در دست خسته ی پدر جست زندگی را باید در سرمای باران جست زندگی را باید در گریه ی نوزاد جست زندگی را باید در غروب خورشید جست زندگی را باید جست زنده گی را باید شست چشم ها را باید بست جور دیگر می شود دید پ ن انتخاب با من است نوشته شده در سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 1 3 توسط محسن چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم با هر تپش قلبش سراسر بدنش منقبض می شد عرق از همه جایش سرازیر بود دیدش تار و پایش سست و جانش خسته هوا تاریک تاریک دریغ از یک روشنایی مسیر رو به پایین بود دره مانند سنگ ها زیر پایش سر می خوردند و پایین می رفتند و بعد از چند لحظه صدایشان قطع می شد نفس هایش به شماره افتاده بود مسیر رو به پایین بود اما قدم هایش سنگین سنگین تر هم می شد راه پس نداشت باید پیش می رفت ایستاد آخرش بود دره همه جا سکوت بود انگار درخت و سنگ و کوه همه با اشاره یکدیگر رو ساکت می کردند سخت نفس می کشید تاریکی هوا را هم سیاه کرده بود مثل قیر سنگین و لزج و چسبناک پاهایش سست شد روی زانوهایش افتاد سرش را پایین انداخت چشمهایش را بست خواست فریاد بزند نتوانست قیر ها در دهانش خشک شده بودند دست هایش سنگینی می کردند روی زمین افتاد سعی کرد بایستد کمی صورتش از زمین بلند شد رگ های بدنش متورم شده بودند نتوانست افتاد انگار زمین روی او افتاده بود تقلا کردن فایده ای نداشت چشم هایش را بست به دنبال یک نقطه ی روشن در دنیایی از اتفاقات و خاطرات غرق شده بود اما همه تاریک همه سیاه نا امید تر از قبل چشم هایش را باز کرد همه ی توانش را جمع کرد و خرج یک لبخند کرد نمی دانست به چی یا به کی ولی خندید بی صدا دوباره چشم هایش به آرامی بسته شدند نسیم خنکی از بین انگشتانش رد شد دستی به مو هایش کشید و در نهایت چشم هایش را باز کرد هوای تازه بود عجیب تر پروانه ی سفیدی بود که جلوی چشم هایش نشسته بود در خود احساس توان کرد خون تازه در رگ هایش جریان یافته بود دست هایش را ستون کرد ایستاد سرش را بلند کرد و با چشم های ریز کرده شروع به چرخیدن و جستجوی اطراف کرد متوقف شد باور کردنی نبود روزن نوری در جلو بود مست شده بود به سمت نور رفت همه جا سبز سبز آسمان آبی حتی صدای آواز پرندگان هم به گوش می رسید نسیم آرامی می وزید گلها و سبزه ها را می رقصاند و در نهایت بر تنش بوسه می زد همه چیز شاداب بود همه می خندیدند درخت و گل و سبزه و پرنده او هم صدایی شنید زیر پایش احساس روطوبت کرد قدمی به عقب رفت آب داشت از زمین می جوشید یک چشمه پای چشمه نشست چشم هایش را بست دست هایش را کاسه کرد و شروع به نوشیدن کرد جریان آب را در بدنش حس می کرد نفسی گرفت و دوباره شروع به نوشیدن کرد طعم آب عوض شد کمی هم لزج پلک هایش به هم چسبیده بودند به سختی چشم هایش را باز کرد خون بود چشمه چشمه ی خون شده بود خواست فریاد بکشد نتوانست از دهانش فقط خون فواره می زد به آسمان نگاه کرد سرخ بود طوفانی شده بود همه چی خشک همه جا خون بود یکدفعه چشم هایش را باز کرد باورش نمی شد که خوابش برده بود خواب ترسناکی بود اما ترسناک تر این بود که هنوز همان جا بود روی زمین یا بهتر بگویم زمین روی او زیر همان انبوه قیر خیره شد به جایی که پروانه ی سفید را دیده بود یک قطره فقط و فقط یک قطره اشک ریخت دوباره به خواب رفت پ ن برداشت آزاد نیست از هرگونه قضاوت نا به جا بپرهیزید نوشته شده در جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 20 44 توسط محسن خطوط سقوط تنها تر از یک برگ با بار شادی های مهجورم در آب های سبز تابستان آرام می رانم تا سرزمین مرگ تا ساحل غم های پاییزی در سایه ای خود را رها کردم در سایه ی بی اعتبار عشق در سایه ی فرار خوشبختی در سایه ی ناپایداری ها شب ها که می چرخد نسیمی گیج در آسمان کوته دلتنگ شب ها که می پیچد مهی خونین در کوچه های آبی رگ ها شب ها که تنهاییم با رعشه های روحمان تنها ـ در ضربه های نبض می جوشد احساس هستی هستی بیمار در انتظار دره ها رازیست این را به روی قله های کوه بر سنگ های سهمگین کندند آن ها که در خطوط سقوط خویش یک شب سکوت کوهساران را از التماسی تلخ آکندند در اضطراب دست های پر آرامش دستان خالی نیست خاموشی ویرانه ها زیباست این را زنی در آب ها می خواند در آب های سبز تابستان گویی که در ویرانه ها می زیست ما یکدگر را با نفس هامان آلوده می سازیم آلوده ی تقوای خوشبختی ما از صدای باد می ترسیم ما از نفوذ سایه های شک در باغ های بوسه هامان رنگ می بازیم ما در تمام میهمانی های قصر نور از وحشت آواز می لرزیم اکنون تو اینجایی گسترده چون عطر اقاقی ها در کوچه های صبح بر سینه ام سنگین در دست هایم داغ در گیسوانم رفته از خود سوخته مدهوش اکنون تو اینجایی چیزی وسیع و تیره و انبوه چیزی مشوش چون صدای دوردست روز بر مردمک های پریشانم می چرخد و می گسترد خود را شاید مرا از چشمه می گیرند شاید مرا از شاخه می چینند شاید مرا مثل دری بر لحظه های بعد می بندند شاید دیگر نمی بینم ما بر زمینی هرزه روییدیم ما بر زمینی هرزه می باریم ما هیچ را در راه ها دیدیم بر اسب زرد بالدار خویش چون پادشاهی راه می پیمود افسوس ما خوشبخت و آرامیم افسوس ما دلتنگ و خاموشیم خوشبخت زیرا دوست می داریم دلتنگ زیرا عشق نفرینیست فروغ فرخ زاد نوشته شده در دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 6 47 توسط محسن اشک خون بین دمع به معنی اشک و دم به معنی خون تنها یک ع فرق است درست جایی که عشق آغاز می شود پ ن باز کن از پای زنجیرم که بگریزم به دامانش بیاویزم به او با اشک خون گویم مرو مرو من بی تو می میرم نوشته شده در سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 6 23 توسط محسن درمان اول دریا و آخر آسمان گویی آسمان بالاست و دریا پایین کجا این دو دارند توافق گویم عمیق تر بنگری شانه در شانه ی هم دارند در افق گویی دریا رنگ آبی از آسمان گرفت و آبی شد ورنه خودش سفید است گویم مگر در تاریک شب ندیدیشان هردو تاریکند هر دو رنگ آبیشان ز خورشید است گویی آن یکی می غرّد و آن دیگری خروشد نمی بینی این همه آزار را گویم که موج دریا از رعد آسمان است فریاد و درد آسمان ز دریا می برد قرار را گویی از کجا گویم این همه حدس و گمان گویم از آسمان شنیدم حدس نیست خود به دریا می گفت از راه باران پ ن 1 دوست داشتم طولانی تر بنویسم پ ن 2 قبرستان رفتن هم برای من حکایت هایی دارد شاید روزی نوشتمشان نوشته شده در شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 15 21 توسط محسن کوله بارت را رها کن هجرتی لازم است بی توشه به امید یاری انصار نوشته شده در یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 1 8 توسط محسن شاید فکرش رو بکن منی که اینقدر عاشق بارونم وقتی مادرم ازم پرسید که کلاست تموم شد زنگ بزن بیایم دنبالت گفتم که نه نمی خواد عمرا بارون بیاد می خوام پیاده برگردم هوا خیلی خوبه توی دلم هم زمزمه کردم که روزهاست که عقده ها فروخورده می شوند روزهاست که چشم ها نمی جوشند روزهاست که همیشه شب است پیاده شدم رفتم کلاس یه ربع بعد وسط کلاس بودم که برقِ رعد و برق مثل برق سرزده از پنجره پرید تو و استاد هم بی توجه به کارش ادامه داد ولی من کاملا نیشخند آسمون رو حس کردم در حالی که با خودش فریاد می زد شب هاست که گره ها گشاده می شوند شب هاست که چشمه ها روانند شب هاست که خورشید طلوع می کند کلاس تموم شد از راهرو اومدم پایین از سنگینی نگاه آدم هایی که از شر بارون به راهرو پناه آورده بودن گذشتم و زدم به رگبار یا بهتره بگم که رگبار زد به من ام پی تری پلیرم رو از کیفم درآوردم تا زیر بارون به فایلی که قبل از راه افتادن ریختم روش گوش بدم گوشی رو گذاشتم توی گوشم و سیمش رو هم از زیر پیراهنم رد کردم همه چیز که آماده شد کلید روشن شدن رو زدم پیغام داد که قفله قفلش رو باز کردم و روشنش کردم اه بد شناسی چقدر احتمال داره بعد از پنج ثانیه خاموش شد باتریش تموم شد اگه بارون نمی یومد خیلی ناراحت می شدم اما اصولا وقتی بارون میاد همه چی رو به فال نیک می گیرم مثل همین اتفاق که حتما دلیلش گوش دادن به صدای بارون بوده همه چی حل شده بود که از کنار پسرک فال فروش همیشگی رد شدم هنوز چند قدم نرفته برگشتم و مثل همیشه با اینکه می دونستم دویست تومنه اول ازش قیمت پرسیدم و بعد خریدم به نظرت چقدر احتمال داره که توی یه بسته ی فال دو تا فال باشه واقعا احتمالش ضعیفه اصلا این کاغذای فال رو چطوری توی این پاکت ها می ذارن احتمالا دستگاه دارن شاید هم حیوون تربیت شده مثل همون مرغ عشق هایی که قبلا ها خیلی بیشتر بود همونایی که فالت رو انتخاب می کردن شاید هم برای اشتغال زایی از آدما استفاده می کنن اگر دو تای اول باشه که احتمال خطاش و اینکه دو فال رو توی یه پاکت بذاره نسبتا زیاده ولی اگه دومی باشه چی یعنی چی شده که دو تا فال رو توی یک پاکت گذاشته شاید چون خسته بوده بالاخره کاری که اینقدر تکراریه خسته کننده هم میشه شاید هم به خاطر چسب زخمی که به انگشتش زده بوده اشتباه کرده تا حالا شده لبه ی کاغذ دستت رو ببره خیلی بد می سوزه شاید فکرش مشغول بوده احتمالا به اتفاقت دیشب فکر می کرده وقتی رسید خونه دختر شیش ساله اش طبق عادت دوید به سمتش و دست زخمیش رو بوسید نقاشی اش رو هم نشون بابا داد با اینکه نقاشی کشیدن با اون مداد رنگی هایی که اونقدر کوچیک شده بودن خیلی سخته ولی نقاشیش خیلی قشنگ شده بود یه باغ یه خونه ی بزرگ بدون سقف یه تخت زیر سایه ی یه درخت که همشون روی اون نشستن و از همه رؤیایی تر اینکه همشون می خندن تازه دست بابا هم زخم نیست پدر کارگر پیشونیش رو بوسید چند قدمی که بیشتر اومد تو پسر دوازده ساله اش جلویش به احترام بلند شد توی چشم پسر غرور مردانه اش دیده می شد بارها تصمیم گرفته بود که درس رو کنار بذاره و کمک خرج خونه بشه خودش رو مرد خونواده می دونست همه ی این فکرها و دغدغه هاش رو جمع کرد و یه خسته نباشید به بابا گفت بابا سراغ مامان رو گرفت خونه نبود خانم امشب مهمونی داشتند و مادر هم برای پذیرایی رفته بوده مادر کار می کرد تو خونه ی مردم لازم نبود پدر گریه کنه گره ابروها و گاز گرفتن لب هاش از صد تا گریه هم بدتر بود آره شاید به همه ی این اتفاقات دیشب و هرشب و امشبش فکر میکرده که دو تا فال رو توی یه پاکت گذاشته حالا از همه ی این ها بگذریم چقدر احتمال داره که این دو تا فال یکیشون کاملا غمناک و منفی باشه یکیشون هم کاملا امیدبخش و مثبت یعنی نه تنها به دوراهی نیتت جواب داده نشده بلکه توی یه دوراهی دیگه هم افتادی اگه همه ی این احتمال ها رو تو هم ضرب کنی احتمالا یه عددی نزدیک به صفر میشه یعنی خیلی احتمالش کمه که این اتفاقات بیفته ولی جالبیش می دونی کجاست هیچ جاش چون پاکت فالی هم که من خریده بودم همون...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

    No Images


    Verified site has: 78 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

    1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
    51-55 56-60 61-65 66-70 71-75 76-78


    Top 50 hastags from of all verified websites.

    Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

    Header

    HTTP/1.1 301 Moved Permanently
    Date Mon, 03 Aug 2026 21:14:55 GMT
    Content-Type text/html; charset=utf-8
    Transfer-Encoding chunked
    Connection close
    Location htt????/mkh72.blogfa.com/
    Server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=oxqHrUeQ4Mw37sVEWbidB%2FGXV%2FlfzaWR1%2Bfm%2BCLEhvefkx5PTdKNCYaKKorcOJe4Cdj4hWjSzMIglwcyde7M6MyNwP5xJoCJCtVUGdPuns48C53Vf7XZw7F9JRjXAifAt6GH ]
    CF-RAY a25855a20d215f1e-AMS
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400
    HTTP/2 200
    date Mon, 03 Aug 2026 21:14:56 GMT
    content-type text/html; charset=utf-8
    cache-control private
    server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=Lsw4obffOJU%2BquXvRIMnlpuW%2Fxw3rcjdOypAdxuST03iSdVuZa%2BC7BMi6OWOnNSYlhE%2FKLar6OzQZz%2F7ibpJ9tBiFwzJB%2Fnw4KztR3Nvs1vvrzoXsbMRBD4xDHmCU0yZ11NQ ]
    content-encoding gzip
    cf-ray a25855b07a4d88e9-AMS
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400

    Meta Tags

    title="..."
    http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
    name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
    http-equiv="content-language" content="fa"
    name="description" content="من نوشته های دست ... می نویسم، چون هنوز نوزادی متولد می شود، چون هنوز باران می بارد ..."
    name="generator" content="blogfa.com"
    property="og:title" content="من نوشته های دست ..."
    property="og:site_name" content="من نوشته های دست ..."
    property="og:description" content="من نوشته های دست ... می نویسم، چون هنوز نوزادی متولد می شود، چون هنوز باران می بارد ..."

    Load Info

    page size15918
    load time (s)4.894127
    redirect count1
    speed download3252
    server IP 188.114.97.2
    * all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"