Meta tags:
description= منتظر قائم آل محمد یک گام بسوی آغاز;
Headings (most frequently used words):
از, احمَد, تا, های, نماز, بیمارستان, نشانی, احساس, به, پله, احمِد, منتظر, قائم, آل, محمد, یک, گام, بسوی, آغاز, احضار, آسمانی, عباس, ریزه, سوسن, سامان, بی, شهیدی, جنس, باران, نیل, غزه, طنین, نازنین, حاج, احمد, مهربانی, شهید, دوازدهم, فدای, لب, عطشان, حسین, علیه, السلام, فرشته, ای, که, کارگر, انبار, شد, جوراب, بهشتی, فصل, بیعت, روضه, مجید, صدور, انقلاب, اسلامی, مواظب, حجابت, باش, وما, بدلوا, تبدیلا, کلاهبرداری, سبک, آسمان, نحن, ابناء, الخمینی, ملاقات, خدا, تعهد, والفجر, هشت, عادتکم, الإحسان, سجیَّتکم, الکَرم, یا, معین, الضعفاء, وداع, دیشب, شمر, تعزیه, هم, برایت, گریه, می, کرد, عکسش, هست, خودش, نیست, شمشیر, در, جبهه, هر, كه, بسيجي, تر, پر, عشق, واقعی, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (96), این (70), شده (57), شهید (49), است (47), نوشته (38), گفت (36), ساعت (31), توسط (31), های (30), ۱۳۹۲ (30), آزادی (30), کرد (29), نوشت (28), همه (28), روی (28), برای (27), شهدا (26), بعد (23), نمی (22), اما (22), امام (21), دست (21), علی (20), #السلام (20), احمد (20), خدا (20), چند (19), عکس (19), سال (19), فرمانده (17), روز (16), بودند (16), هادی (16), عباس (16), گفتم (15), بچه (15), روح (15), حمد (15), کردم (14), خود (14), مادر (14), صلوات (14), علیه (14), ۱۳۹۳ (13), کار (13), حالا (13), کسی (13), کند (13), یکی (12), دیدم (12), آنها (12), اين (12), عملیات (12), ماه (12), شادی (12), جای (12), کنار (12), احمَد (12), ۱۳۹۱ (11), کنم (11), داد (11), اگر (11), نگاه (11), رود (11), خودم (11), آمد (11), حسین (11), حاج (11), وقتی (11), كرد (11), لحظه (10), شود (10), باز (10), خیلی (10), دشمن (10), شنبه (10), الله (10), آبان (9), بودم (9), نشسته (9), رفت (9), قرار (9), هستند (9), نفر (9), وقت (9), آسمان (9), حال (9), خودش (9), شهادت (9), سمت (9), پیدا (9), قمقمه (9), کردیم (9), دوستان (8), تیر (8), بیست (8), بزرگ (8), بودیم (8), شدم (8), فقط (8), دارد (8), بار (8), هدیه (8), آقا (8), حضرت (8), شمر (8), گریه (8), شما (8), تمام (8), نماز (8), آرام (8), ریزه (8), مرداد (7), بهمن (7), دوشنبه (7), هنوز (7), شدند (7), گرفت (7), خواب (7), مرا (7), زمین (7), پشت (7), زده (7), گرفته (7), شهر (7), ماند (7), محل (7), شهیدی (7), چشم (7), همان (7), باشد (7), پیکر (7), مجید (7), مهر (6), چهره (6), عکسی (6), دیدن (6), توی (6), بلند (6), طرف (6), داخل (6), اتاق (6), داده (6), مانده (6), بوده (6), لباس (6), دخترک (6), پایین (6), بسیار (6), کرده (6), احمِد (6), ابراهیم (6), چرا (6), کنی (6), وارد (6), استخوان (6), تكه (6), نور (5), فروردین (5), نبود (5), بابا (5), ولی (5), پله (5), خطاب (5), نام (5), لطف (5), عشق (5), یکشنبه (5), نیست (5), شاید (5), خالی (5), مقدم (5), شهدای (5), گوید (5), روزها (5), دعا (5), اشک (5), آوردم (5), نیز (5), کربلا (5), آخر (5), اینجا (5), بنده (5), عراق (5), تصویر (5), وصلوات (5), احساس (5), شان (5), رفته (5), دنبال (5), راست (5), هاى (5), کردند (5), کجاست (5), جلوی (5), سلام (5), پسر (5), حرم (5), انداخت (5), کـه (5), الحسین (5), بیل (5), غسل (5), صدای (5), شلوار (5), ۱۳۸۸ (4), اسفند (4), اردیبهشت (4), شهریور (4), خانه (4), علامه (4), دور (4), عوض (4), کنه (4), حتی (4), جمع (4), سالن (4), مورد (4), خویش (4), محبت (4), کشیده (4), گرفتم (4), طور (4), چهارشنبه (4), یکم (4), نقطه (4), هستم (4), هیچ (4), جبهه (4), برگشت (4), حرکت (4), گذشت (4), داشت (4), شهيد (4), روضه (4), پیش (4), هاي (4), افتاده (4), کجا (4), منه (4), امروز (4), آمده (4), عملیاتی (4), جاده (4), کنند (4), آبی (4), گذرد (4), زیر (4), مقابل (4), گذاشت (4), سرخ (4), چون (4), رسیده (4), شرمنده (4), دیگر (4), گمنام (4), حقیر (4), داشته (4), قبل (4), راه (4), میهمان (4), باید (4), دیگری (4), هشتم (4), روند (4), شناسایی (4), جنازه (4), اون (4), کاظمی (4), متوسلیان (4), محمد (4), رسول (4), مقام (4), پسرش (4), زهرا (4), کربلای (4), دارم (4), گام (4), برداشت (4), نصب (4), کوچک (4), کشید (4), عليه (4), آدم (4), سرم (4), برادر (4), ميان (4), تعجب (4), ابراهيم (4), یاد (4), پرواز (4), عراقی (4), بال (4), جوراب (4), مکانیکی (4), حسن (4), پدر (4), چادر (4), عليک (4), باران (4), کبوتر (4), جيب (4), ولى (4), تابوت (4), بیمارستان (4), وضو (4), آماده (4), سردار (3), حرف (3), زمان (3), ۱۳۸۹ (3), ۱۳۹۰ (3), وبلاگ (3), بخیر (3), مردی (3), خوب (3), رفتم (3), شدت (3), گرم (3), دیده (3), مولا (3), طول (3), خواستم (3), بازي (3), آتش (3), بعضی (3), آنقدر (3), فکر (3), پای (3), شمشیــر (3), ایــن (3), شدن (3), مثل (3), ثنايي (3), اکبر (3), وسط (3), داشتم (3), اینقدر (3), خانواده (3), گلزار (3), شوند (3), آورده (3), صاحب (3), مزار (3), فرزندش (3), زند (3), پيكر (3), گلوله (3), همین (3), آمبولانس (3), بسیجی (3), شلمچه (3), شهادتش (3), همراه (3), سفید (3), گفته (3), هست (3), دوازدهم (3), صدا (3), گیرد (3), قدم (3), تعزیه (3), بالا (3), اند (3), برایت (3), جمعه (3), دوشب (3), عاشوراست (3), گویا (3), برایم (3), زشتی (3), خواهم (3), اینکه (3), نمودم (3), ناخواسته (3), بیان (3), چنان (3), سرش (3), عطر (3), نشد (3), لحظات (3), گفتند (3), شیعیان (3), رفتیم (3), سیزدهم (3), اینها (3), سید (3), مجتبی (3), والفجر (3), همیشه (3), نداشتم (3), گذاشتم (3), برو (3), بلکه (3), کنیم (3), وحید (3), تشییع (3), اگه (3), صورت (3), خاکریز (3), لشگر (3), تماس (3), مهم (3), لهجه (3), داشتند (3), حسینی (3), گشت (3), دید (3), چیز (3), دروازه (3), باور (3), دیدیم (3), فرمود (3), دارند (3), آنان (3), انگار (3), ارواح (3), طیبه (3), سلامتی (3), سینه (3), حجابت (3), تعریف (3), دختر (3), مطلب (3), دخترم (3), بهش (3), آنجا (3), سیدالشهدا (3), بصره (3), هایی (3), جریان (3), سوی (3), نزدیک (3), سیم (3), ریخت (3), جدی (3), درد (3), دلم (3), پاره (3), فرستاده (3), انبـار (3), ابوالفضل (3), پاکت (3), بگیرم (3), نشانی (3), تنت (3), محمدرضا (3), کفن (3), فاطمه (3), ضامن (3), مگر (3), سفيد (3), حیفه (3), واقعا (3), دونم (3), پیشواز (3), خواهد (3), العفو (3), دستانش (3), رنگ (3), خنده (3), سهمیه (3), نشان (3), عمو (2), کیوان (2), مدرسه (2), عاشق (2), حرفی (2), محضر (2), آرشیو (2), موضوعی (2), خرداد (2), ۱۳۹۴ (2), نهم (2), یادش (2), ساده (2), ابر (2), طلبه (2), دستش (2), حاضر (2), حلال (2), ایجاد (2), بیا (2), نکردم (2), هوا (2), خوابم (2), دفعه (2), بزرگی (2), بیدار (2), کیست (2), آنکه (2), عاشقانه (2), بسيجي (2), هرکه (2), نخل (2), روم (2), حديث (2), سخن (2), سفر (2), خاك (2), مان (2), مطهرش (2), سالم (2), عمل (2), تازه (2), بــود (2), اثر (2), بــه (2), گفتنــد (2), افتاد (2), کمــر (2), تیــربار (2), نبــود (2), لای (2), خاکریــز (2), آستیــن (2), حالی (2), سرخی (2), قطع (2), بـا (2), برنمی (2), شمشیر (2), هفتم (2), بنی (2), نذر (2), عکسش (2), بکشم (2), اتفاقی (2), مسئول (2), نمایشگاه (2), دستان (2), تنها (2), برپا (2), تصاویر (2), ناگهان (2), فریاد (2), گویند (2), پيكرش (2), خاک (2), امر (2), منطقه (2), پارچه (2), راحت (2), آورد (2), دیوارهای (2), مادرش (2), بافته (2), چگونه (2), بغض (2), ایستد (2), دهد (2), قلپ (2), نعره (2), جمعیتی (2), شاهد (2), نمودی (2), الفاظ (2), تقدیر (2), وداع (2), عاشورا (2), همچنان (2), روزی (2), ذره (2), نگران (2), قسمت (2), نظرات (2), تلاش (2), هویتی (2), موضوع (2), تلفنی (2), ارزشمند (2), فرمودند (2), گویم (2), آغاز (2), کنون (2), لفظ (2), ارزش (2), دغدغه (2), مانم (2), مرزی (2), رمز (2), مقدس (2), رضا (2), صبح (2), عصر (2), جستجو (2), هفت (2), گفتیم (2), گشتیم (2), ایشان (2), هشت (2), توسل (2), عجیب (2), الضعفاء (2), عادتکم (2), الإحسان (2), سجیَّتکم (2), الکَرم (2), کشان (2), پانزدهم (2), سالروز (2), دلسوخته (2), کوچه (2), روحش (2), امیروحید (2), عبدالوحید (2), پاسدار (2), ایرانفرد (2), نیروی (2), تعهد (2), بگویید (2), خودمان (2), پیشانیش (2), دوازده (2), بیاید (2), چیه (2), هایش (2), هجدهم (2), خدایا (2), سالگرد (2), نیرو (2), کــــه (2), مرتب (2), لشکر (2), نجف (2), کدام (2), جالب (2), دوم (2), سختی (2), اسیر (2), مجروح (2), گونه (2), یعنی (2), اسم (2), جاری (2), مال (2), مطهر (2), مادری (2), فرزند (2), خورد (2), پیکرش (2), قدس (2), هستیم (2), بیت (2), کوله (2), تمثال (2), انقلاب (2), مردانی (2), خیابانهای (2), نحن (2), ابناء (2), الخمینی (2), چشمان (2), دوران (2), دادم (2), نگاهی (2), مجلسى (2), پيغمبر (2), اكرم (2), قومى (2), فرو (2), اينان (2), پيامبر (2), ساكت (2), سوال (2), سپس (2), على (2), بين (2), پيوند (2), تواند (2), كند (2), پنجشنبه (2), ششم (2), حساب (2), دنیایی (2), کتاب (2), فراموش (2), الان (2), وضعیت (2), باشیم (2), کاری (2), تعجیل (2), فرج (2), جلو (2), کلاهم (2), بردار (2), پوست (2), بگویم (2), نظر (2), مربوط (2), علوی (2), کریم (2), آنچه (2), بستند (2), برخى (2), همين (2), تبديل (2), مَّن (2), میدان (2), مین (2), دراز (2), مواظب (2), باش (2), سراغ (2), بتوانم (2), کمک (2), قبرش (2), خاص (2), متعلق (2), میشه (2), کیه (2), جنگیدند (2), زمانی (2), دعایت (2), بگو (2), پلاستيك (2), كنار (2), ادامه (2), ديدم (2), محض (2), توپ (2), زمين (2), نشست (2), افتادم (2), جنگ (2), نهایت (2), خاطرات (2), میخواند (2), برویم (2), جمعیت (2), پرسیدم (2), پنج (2), بسیجیان (2), شعار (2), دفاع (2), رزمنده (2), گان (2), مبارک (2), تصویری (2), پاک (2), وجود (2), پیام (2), مراسم (2), سرد (2), ظهر (2), اطراف (2), کمی (2), خاردار (2), بودی (2), بیعت (2), اسـت (2), خداوند (2), طلب (2), عزّت (2), بدم (2), چیزی (2), ببر (2), مهدی (2), شبهای (2), دعای (2), بیشتر (2), نیاز (2), فـرمانده (2), امـام (2), بـه (2), انبار (2), بـود (2), فدای (2), عطشان (2), گذاشتیم (2), شروع (2), زلال (2), برخورد (2), محرم (2), تفحّص (2), نامه (2), تلفن (2), تان (2), پدرش (2), عزیزانم (2), دردم (2), پيش (2), خورشيد (2), آمدم (2), بستم (2), بهار (2), جان (2), گريه (2), بیانات (2), برادرا (2), دنیا (2), اینو (2), اوضاع (2), گوشی (2), کاش (2), داشتی (2), میگفت (2), بره (2), فلسطین (2), لندکروز (2), بنزین (2), هواپیما (2), راکت (2), دکمه (2), لیاقت (2), کربلایی (2), انجام (2), دادند (2), نگريستند (2), صلواتى (2), برگرداند (2), پسرم (2), دوختم (2), گريستند (2), نيز (2), معراج (2), نيست (2), پايين (2), راز (2), مادرى (2), پدرى (2), پرچم (2), چوبى (2), كوچك (2), پيچيده (2), موقع (2), سوسن (2), منم (2), حیرت (2), خوانم (2), آسمانی (2), پنجره (2), احضار (2), منتظر (2), قائم (2), blogfa, com, یاس, حیدر, وجنگ, صحیفه, سجادیه, ملکـــوت, علمیه, سایه, طوبی, سرباز, رهرو, ولایت, پیوندها, دلنوشته, رهبری, خوبان, آرشيو, آذر, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, مطالب, قدیمی, خضوع, زیست, نهفته, درسهایم, زنی, زیباترین, جهان, عقد, بودن, انها, چرخید, نرسیده, انقلابی, جایم, رسد, معترض, ببین, دیگه, اعتنایی, ترک, حجره, نشستم, دیوار, تکیه, داخلش, علمای, سابق, صدر, جلسه, کرسی, قنبر, مالک, اشتر, کنارش, فرا, خواند, تشکر, لذتی, همراهم, نشستنم, شدنم, دقیقه, طلاب, نتیجه, انتخابم, عجیبی, موفقیتهای, علمی, رسیدم, جعفری, حاصل, نکردن, سرنوشتم, واقعی, فریب, زنده, بمانیم, کشیم, تقدیم, آنانکه, پرگشودند, افسوس, ثانیه, خوریم, عاطفه, گذاريد, انگشت, باغ, اسطوره, دريا, فكنم, لنگر, رفتن, زورق, سنگين, دگر, ديگر, خون, مزرعه, شقايق, پرپر, شهرمان, خرمن, خاكستر, قوچ, كفتر, چلچله, پنجم, غیرت, اطرافمان, کمشان, میگیریم, هنگام, شیپور, نواخته, دانیم, فرق, برخی, اوقات, غرور, برم, نیستم, ناحیــه, معلول, عملیـات, مسلم, ابن, عقیـل, اصابـت, ترکش, چپــش, کتــف, جدا, نفهمیـد, خاموش, عبــدالرزاق, نارنجک, دقایقی, راحتی, بیــن, تلفات, میــگرفت, رسیــدن, تیربار, بایــد, باتلاقی, وقتــی, قفل, موریانــه, کوتاه, میکرد, یکـی, چهارلول, امــان, بریــده, پرچــم, دوبـاره, عبدالـرزاق, مقر, قلاجه, حیــرت, گردنش, اصابــت, مجــروح, بیشتــر, چپش, تیــر, بعـد, دوکوهه, روئیــت, عبدالرزاق, حالاها, گــردد, جوانان, هاشم, بیایید, خیمه, رسانید, چسبانده, کلاسور, دبیرستان, آرزو, قشنگ, آغوش, دانست, اید, دانستند, عکاس, گويد, کلاه, بافتم, ماجرا, باقی, زیارت, فاتحه, ظاهرا, کشورمان, عكس, خيره, نفهمیده, عده, احتمال, خمپاره, خورده, زير, پنهان, كرده, باعث, نکنند, يازدهم, تيرماه, 1351, شهرستان, لنگرود, بدنیا, نوجوان, 1365, رسيد, هيچگاه, بازنگشت, همرزمان, نحوه, اصابت, مستقیم, تير, يادآور, تعداد, زیادی, انتقال, چوبی, عقب, برگردانند, تعدادی, خبری, سالهاست, صفحات, مختلف, اینترنتی, سایت, شهرها, بینیم, بارانی, کلاهی, مظلومیت, شهدایمان, صحراهای, جنوب, لعنت, ابد, چانه, لرزان, بیند, غیظ, سکو, مردمک, لایه, براق, لرزد, بابای, زانو, بخور, مالِ, گردد, افتد, رجز, خوانی, تویش, کوچکش, سکوی, عروسک, محکم, بغل, هیبتی, خشن, چرخد, گوشه, پاید, میان, کنان, اجرای, دیشب, چهارم, عزیزی, رکیک, حلالت, خواندم, امشب, دلبستگی, هایم, تربت, هرسال, آنرا, نبودم, میدانستم, لیاقتی, بالاتر, خصوصی, فردی, برده, تنهایی, متاثر, کرکره, توفیقی, عرصه, خدمت, نمود, علیرغم, فضا, فعالیت, نمایم, لکن, بسیاری, ازدوستان, مدیریت, صفحه, آگاه, گردیدند, بصورت, حضوری, جرات, عمر, رفتار, منش, مردم, معاشرت, هیچگاه, نبرده, جسارت, ندیده, نماید, خدارا, شاکرم, مدت, عنایت, مخاطبان, اندک, قرارگرفتم, آشیانه, نشر, ذهنی, اندازی, قدیم, الاحسان, یازدهم, حرمت, چشمهایی, سفره, شهداهستند, پایانه, مهران, بهرام, آباد, دیروز, ساختمانهایی, بدقواره, خاکی, وصل, استخوانهای, حتما, هرچه, خسته, ودلشکسته, غروب, جماعت, مساجد, نزدیکی, مرز, باشما, وبرای, تحویل, برتن, آمدن, کامل, جمله, ریختند, برپشت, پیراهنش, یامعین, معین, خوف, رجا, بیم, امید, کرامت, بزرگواری, لطافت, عطوفت, خاندان, لنگ, لنگان, دیار, یار, برسانند, پیرزن, ویلچر, پیرمرد, عصا, كودك, کالسکه, گوسفند, قربانی, قربانگاه, تولد, علمدار, مدینه, فاو, مسافر, اروند, پرکشید, قایق, آرمیده, ابی, آفت, دانیـد, شهی, لابی, شـده, جنـگ, انقـ, جبه, آبــ, دیـده, هفدهم, شهیدان, زیبا, تزیینی, دوست, عزیزم, رشید, اسلام, مرادی, رفقا, عزیزان, لطفاْ, دستتان, کنید, نگویید, لطفا, گاهی, توانیم, شرمندگی, بیاییم, تنبیه, حداقل, یکساعت, بازداشت, سجاده, مادران, اطلاعات, تیرانداز, امضای, برگه, اعزامشون, اولین, اهالی, امیر, آخه, جوان, بلایی, سرشان, جوری, مادرهاشون, خیالم, بابت, راحته, ناراحتی, داری, میکنی, دلت, همسرت, تنگ, افق, خیره, برسان, زیبایی, گرانقدری, میبینیم, زمینی, راوی, محسـن, رضایی, یادشان, درعمــــلیات, بیــــت, المــــقدس, احــــمد, داشــــتیم, فرمــــانده, بــــودند, صــــدای, آنــــها, شبــــکه, بــــی, ســــیم, شنیده, مــــی, اشرف, مــــخصوصا, شکستن, خطــــوط, دشــــمن, هان, ورزمندگان, متوجه, زمــــانی, بــــود, مرحله, شمالی, خرمشهر, لشگر۱۰, زرهی, درگیری, کارشان, دادن, گرفتن, بدنی, هدایت, اول, تهرانی, آبادی, مخصوصا, مقداری, غلیظ, بیستم, مسیر, زندگی, نان, آزارمان, نخواهد, البته, جلال, سیدجلال, سنگ, بجای, نوشتند, برحسب, اتفاق, مفقودش, بالاجبار, عنوان, بهشت, دفن, معلوم, غواصان, پنجی, نداشت, پلاک, کارت, لباسش, بشود, لباسهایش, درآوردند, جاییش, مشخصاتش, تاریخ, ۱۳۶۵, احتمالا, غواص, کاغذ, گذاشته, رویش, ملاقات, سوم, اکنون, یقین, فرزندان, خمینی, المقدس, خواهند, زودی, رهبر, معظم, زائرین, بحرینی, پاکستانی, لبنانی, دستی, بوسند, اعتراف, روزگاری, برسد, وسوریه, بگذارند, جامه, هایشان, درج, براستی, جاء, الحق, زهق, الباطل, حدود15, خفقان, رژیم, بعث, بغداد, دیوارها, منحوس, صدام, یادم, درمنزل, مخفیانه, اضطراب, ترسی, عمیق, بوسید, آهی, بحار, الانوار, ج65, ص139چاپ, موسسه, الوفإ, بيروت, عرش, منابرى, لباسهايشان, بگونه, نورانى, ناظران, پوشاند, ابوبكر, كسانى, آنگاه, زبير, سكوت, عبدالرحمن, تكرار, سخنى, نگفت, پرسيد, كسيتند, صلى, وآله, سلم, وسيله, برقرار, بدون, نسبتهاى, خانوادگى, منافع, مادى, امور, دنيوى, نقشى, شيعيان, هستى, باقر, نقل, کتابهای, خرد, آنچنان, توجه, اصلی, نخورد, معامله, توجیه, نبودند, فرقی, نکرده, یوم, بدان, مشغولیم, سرانجام, برسانیم, زمانمان, گمارده, جهت, بارید, کلاهتو, بردارم, موهایم, خراش, برگشتم, عجب, شانسی, پیشانی, کلاهبرداری, سبک, وجه, رحیم, ساله, روحشان, حمدوصلوات, مؤمنان, مردانى, عهد, صادقانه, وفا, كردند, رسيدند, انتظارند, هرگز, عقيده, نكردند, مِنَ, الْمُؤْمِنِينَ, رِجَالٌ, صَدَقُوا, مَا, عَاهَدُوا, اللَّهَ, عَلَيْهِ, فَمِنْهُم, قَضَى, نَحْبَهُ, وَمِنْهُم, يَنتَظِرُ, وَمَا, بَدَّلُوا, تَبْدِيلًا, سوره, الاحزاب, آیه, درست, رگبار, رویمان, جهنم, میشد, نفری, بودندو, پایم, شناختمش, همانی, خاطرکم, وسالیش, وما, بدلوا, تبدیلا, مسجد, هیچی, بدانم, سکوت, مفقود, الاثره, قبر, نداره, سراغش, گیری, حزن, قضیه, کوچکی, میره, بهم, رفتند, نگذاشتند, حمله, خانم, جوابت, میدهم, رعایت, مدام, پرسد, گلوم, گفتن, دخترت, خواهی, هوایت, باشه, ترسيده, قصد, نزدند, بحث, قبلي, دونستم, انسانهاي, زندگيشان, اينگونه, كنند, توي, داش, ابرام, كاري, همينطور, ساك, دستي, گردو, كجا, رفتين, بياين, گردوها, بردارين, فوتبال, حركت, داديم, خيلي, عصباني, انداختم, اونها, فرار, هستن, ازما, كتك, نخورند, تابستان, رفتيم, صحبت, كرديم, جلوي, كوچه, رسيديم, مشغول, عبور, محكم, شوت, مستقيم, طوري, روي, صورتش, چشمانم, حلقه, قطعنامه, انقلابمان, صادر, ترجمه, بابایی, یکتا, دیدار, ایالت, کشمیر, هند, سخنرانی, مکانی, مترجم, بگوییم, جایگاه, ایستاده, متنی, کتابی, میکنند, مسؤلین, کتابِ, مقتل, اباعبدالله, امامشان, پرفتوحشان, رهایی, اینک, دهه, حماسه, مشاهده, درون, زینب, کبری, علیها, چسب, نواز, ایام, خاصی, کسانی, شرق, یگان, مشقت, فراوان, توانستند, رسانده, امت, ضمن, عذرخواهی, طولانی, بودنش, ملائک, گشوده, پیشاپیش, کودکی, هادي, جاسم, العزاوي, مدافع, زینبی, گروهی, موسوم, گردان, بانوی, سوریه, نبرد, شرکِ, تکفیری, نفاقِ, وهابیت, دارید, 1392, ربیع, الاول, 1435, قمری, هفته, عکسبرداری, قلب, صدور, اسلامی, پازوکی, دعوتم, یادواره, برنامه, مشغله, زیاد, راسته, بیام, بله, راستکیه, سادگی, ومعنویت, رزق, روزیم, میزبانان, پایگاه, سیابانی, بازگشتم, زمستانی, خودروی, آلبالویی, 100, متر, آسفالت, بخواهد, زائر, نهر, خین, برمی, تپه, فکه, حالت, یکدفعه, همون, بلدوزره, سریع, بلدوزر, کاملاً, شناخت, نمایان, ببخشید, بهتون, ندادم, خوان, لبخندهایش, مصمم, تبدیل, عرق, سردی, جریانات, مغرب, عشا, غصه, برد, عالم, رویا, روزهایی, منتظرش, دوستانت, میخواستم, بگیرد, ویرانه, دلی, نباشد, اصـلاً, عشـق, تـــــو, معـجــزه, هــا, کــرده, درمان, میشود, کـــه, دیـــــده, کــه, درمــــــان, میکند, فصل, حمدو, مرحوم, دولابی, فقیر, احترامی, پول, زیادي, بدهی, طرفش, پرت, پولت, براي, پدرت, مجلس, ختم, بگیر, زاده, اندو, نزد, عزیزند, لذا, توهین, تحقیر, تحمل, آفر, یده, عزیزي, دیگري, نکن, درنفس, خودت, حلبچه, پوشیدم, بهت, ازمن, بخواه, اتفاقا, بگم, رفتی, شدی, یادت, نره, تکانم, بانی, واحد, جفت, تمیز, پشمی, برایش, اصرار, بپوش, بهشتی, چهاردهم, عزیز, خیرتون, نصیب, نگذارید, نفس, ارباب, سفارش, خبـر, نـداشت, حـاج, حسیـن, خـرازی, لشـکر, حسـین, صحبـت, کنـید, منتقـل, کنـد, رئیس, طرافیان, پرسـید, سـرباز, کـدام, دسـته, هـم, دسـت, کـار, حسـابی, کمـک, کـرده, ایستادن, نگـاه, کـردن, کـاری, پیـش, نمـی, رییـس, نمیشناخـت, مـورد, خطـاب, قـرار, بودش, بـرای, سرکشـی, قسمـت, رفتـه, فرشته, کارگر, شانزدهم, تفحص, آستانه, میلاد, پیامبر, اکرم, ارتفاعات, گرفتیم, رسم, معمول, اولاد, اصحاب, العباس, اخی, کاوش, سنگرها, رسیدیم, دهانه, فرود, ببینم, چشمه, سراشیبی, نگهداری, حدی, دوربین, عکاسی, بیاورم, صحنه, آوردیم, کمر, مدارک, بررسی, مشک, یوســـف, نیـــامــده, پیــــراهنت, کجــــاست, یعقــــوب, رهــــا, مکــن, کجــاست, هـای, خـــاک, تــو, بوســـه, زنـــــم, پایت, گردنت, اهل, 700, میخواست, بیازماید, بندری, سرافراز25, خاطره, برایشان, پیدایش, تخته, سنگی, دخترش, متولد, فرازی, وصیت, برنگردم, فرزندمان, اسمش, بگذارید, بعثی, پایش, بسته, خلاص, سالی, چیلات, یافتیم, آخرین, پدرم, دیدگانش, تنم, پوشد, بدن, ریزند, آورند, جواب, مرده, شور, اومده, غسال, اغلب
Text of the page (random words):
ورد نظر داخل آن باشد پسرم است و گرنه كه هيچ همه نگاه ها مضطرب بود نگران به دستان مادر مى نگريستند مادر صلواتى فرستاد و جيب شلوار را به داخل برگرداند تكه اى قهوه اى رنگ شده خودنماى كرد خودش بود مادر ذوق زده شد چشمان پاكش از اشك لبريز بودند برگشت رو به پدر و گفت خودشه پسرم اين همان كشى است كه با همين دست هاى خودم دوختم دستانش مى لرزيدند به دستانش نگاه مى كرد و به استخوان هاى پسر دست هايى كه سال ها پيش از اين ظاهراً ناخواسته كارى انجام دادند كه پس از 10 سال فرزند به دامان مادر باز مى گشت پی نوشت این روزها ایران میهمان یک اربعین شهید است مردانی که کربلایی زیستند و کربلایی کوچیدند مراقب باشیم مسائل دنیایی زرق و برق سیاست و مال و مکنت ما را از فرهنگ عاشورا غافل نکند بعد از جنگ رفته بود سراغ مغازه لحاف دوزی اش و هنوز هم با آن چهره دلنشین همانجاست روزی من را کناری کشید و گفت امام حسین ع رخت نوکری اش را خودش تنت می کند و آرام آرام دکمه ها را می بندد اگر لیاقت داشتی آن لباس بر تنت می ماند و اگر بی لیاقت باشی همینطوری آرام آرام دکمه ها را باز می کند الهی بالحسین العفو العفو العفو نوشته شده در شنبه یکم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 6 38 توسط آزادی شهیدی از جنس باران روز آخر نگاهی به صورتم انداخت و گفت از خدا خواسته ام یک بار به جای سیدالشهدا علیه السلام یک بار به جای حضرت عباس علیه السلام یک بار به جای علی اکبر علیه السلام یک بار به جای حضرت قاسم علیه السلام و شهید شوم دومین روز بهار بود و عملیات کربلای 5 شده بود راننده لندکروز حامل بنزین وهواپیمای عراقی شاید نقش حرمله را بازی می کرد هواپیما چرخی زد و راکت را به سمت لندکروز پرتاب کرد راکت هواپیما و تانکر بنزین چنان شعله هایی را برافروخته بود که از آن پیکر نحیف حسن مشتی خاکستر بجا ماند روز تشییع پیکرش آسمان هم گریه می کرد خدا باران را برای پیشواز میهمانش فرستاده بود پی نوشت شادی روح پرفتوح شهید حاج حسن نظری حمد و صلوات حاج حسن آنقدر غریب است که بارها تلاش کردیم در سالروز شهادتش بزرگداشتی برپا کنیم اما جز در همان سال که محرم و نوروز مصادف شدند این امر محقق نشد نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 0 18 توسط آزادی از نیل تا غزه بنی اسرائیل نمیداند که اگر تمام کودکان فلسطین را هم بکشد باز هم مادری فرزندش را در سبد خواهد گذاشت و خدا او را بزرگ خواهد کرد آنقدر بزرگ که کاخ فرعونیان را فرو ریزد پی نوشت سگ ها شش توله می زایند بلکه هم بیشتر اما گوسفندان یک یا دو بره فقط ولی می بینی که اراده خداوند بر این قرار گرفته که سگ های نجس العین به چشم نیایند و حلال ها بیش از همه همه جا باشند حالا سگها و گرگها سینه ی بره های معصوم را بدرند فلسطین تمام نمی شود ای کاش بعضی ها سلاحشان و جانشان را به جای برادر کشی به سمت دشمن نشانه میرفتند نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 5 51 توسط آزادی طنین نازنین حاج احمد روز میــلاد امـام رضــــــا ع درجه ســـرتیپ دومــــی را گـرفت همــه مــــا خـــوشحال شــــدیم امـا خـودش این طـــــور نبــود یکی از دوستان پانزده روز قبل از پرواز آخر او برایمان تعریف کرد که حــــــــاج احمــــد با حســـــرت به کــــارت نگاه کرد و گـفت درجــه ســــــرتیپی را گــرفتم و به شهـــــــادت نرســـــیدم پی نوشت برای پیگیری موضوعی اداری با یکی از همکارانم تماس گرفتم در این اوضاع واحوال برایم قابل باور نبود صدای پیشواز موبایل بیانات حاج احمد بود وقتی گوشی را برداشت همه موضوعات برای چند لحظه ازخاطرم رفت وفقط گفتم کاش گوشی را برنمی داشتی چندروزبعد تا اتاقم آمد از وضعیت وخیم شیمیایی پدرش میگفت و مسخره کردن دوستان برای پیشواز همراهش مجبورشده بود صدای حاج احمدرا حذف کند میگفت تو تنها کسی بودی که صدای حاج احمد رو شناختی و برایت با ارزش بوده هدیه به روح ملکوتی سردار رشیداسلام حاج احمد کاظمی حمد و صلوات درحرم آقا امام رضا ع برای همه شما دوستان و عزیزانم دعا کردم دلم نیامد بیانات حاج احمد رو ننویسم برادرا حیفه از ما که وارد اون دنیا بشیم و صف شهدا جلوی ما نباشن حیفه بر ما واقعا حیفه هیچ دنیا برا ما برادرا قانع کننده نیست نمی دونم چرا ما موندیم من خودم واقعا خیلی فکر میکنم چرا نمی دونم فقط اینو می دونم در آزمایش بسیار سهمگینی قرار گرفته ام بعد از شهدا ولی احساس می کنم اینو به شما می گم در این حسینیه حضرت فاطمه زهرا س که شهدا هستند واقعا با تمامی وجود احساس می کنم که شهدا هستند و با ما هستند نوشته شده در پنجشنبه نهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 18 30 توسط آزادی احساس مهربانی هي نگوييد التماس دعا من خودم کوله باري از دردم ميروم پيش ضامن آهو تا مگر رو سفيد بر گردم السلام عليک يا باران السلام عليک يا خورشيد آمدم تا به گرمي لطفت قوتي گيرد اين دل سردم آه اي آشناي پرواز بال هر چه کبوتر عاشق در هواي زيارتت مولا مدتي ميشود که شبگردم هي کبوتر خريدم و آقا نامه ام را به بالها بستم به شما که بهار آييني از مني که تکيده و زردم خوش به حال تمام آنها که زائرت مي شوند آقا جان من که بين تمام زائرات روسياهم سياه بد کردم تو ولي ضامن غريباني ضامن آهويي که مشهور است خواب ديدم شبي کبوتر وار در حريم تو پر در آوردم گر چه بستم دخيل قلبم را بر ضريح مبارکت مولا نه شفا از شما نمي خواهم آرزومند جرعهاي دردم السلام عليک يا باران السلام عليک يا خورشيد نذربال کبوترت اين بار گريه هاي شبانه آوردم پی نوشت به لطف توسل به شهید چراغچی قسمت شد و چهارده شب میهمان امام رئوفم و نائب الزیاره شما عزیزانم برای کسی که دلسوخته امام مجتبی است دیوارهای این حرم هر کدام یک روضه است خدا لطف کرد و به سختی این مطلب را بارگذاری نمودم انشاالله این شب ها حقیر و چند طفل مریض را از دعای خود فراموش نفرمایید نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 15 17 توسط آزادی شهید دوازدهم پدرش غسال بود و اغلب شهدا را غسل و کفن کرده بود درمنطقه ی عملیاتی والفجر 6 که بودیم هر وقت محمدرضا وارد چادر می شد بچه ها به شوخی می گفتند بچه ی مرده شور ما اومده او هم در جواب می گفت وقتی من شهید شدم پدرم با آب گرم جنازه ی مرا غسل می دهد و با آب دیدگانش کفن بر تنم می پوشد اما شما چی آب سرد بر بدن تان می ریزند و داد جنازه تان را در می آورند سالی که برای تفحّص شهدا به چیلات رفته بودیم در آخر کار پیکر 12 شهید را یافتیم و جنازه ی آخرین شهیدی که پیدا کردیم متعلق به محمدرضا بود بعثی ها دست و پایش را با سیم تلفن بسته و تیر خلاص هم به او زده بودند در آن لحظه به یاد فرازی از وصیت نامه اش افتادم که نوشته بود شاید من برنگردم اگر فرزندمان دختر بود اسمش را بگذارید فاطمه زهرا هفت ماه بعد از شهادتش دخترش فاطمه زهرا متولد شد وقتی پیدایش کردیم سرم را گذاشتم روی تخته سنگی و گریه کردم بچه های تفحّص گفتند چرا گریه می کنی خاطره ی بالا را برایشان تعریف کردم و گفتم حالا این پدر چه طور استخوان های پسرش را غسل و کفن کند پی نوشت شادی روح مطهر شهید محمدرضا بندری و همه شهدای لشگر سرافراز25 کربلا حمد وصلوات پدر شهید می گفت که 700 نفر از شهدا را خودش غسل داده اما گویا خدا میخواست او را با غسل پسرش بیازماید این مطلب نذر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۳ ساعت 3 24 توسط آزادی به فدای لب عطشان حسین علیه السلام ای یوســـف نیـــامــده پیــــراهنت کجــــاست یعقــــوب را رهــــا مکــن عطر تنت کجــاست در ذره هـای خـــاک تــو را بوســـه می زنـــــم پایت کجاست دست و سر و گردنت کجاست در یکی از عملیات های تفحص که در آستانه میلاد پیامبر اکرم ص بود وقتی روی ارتفاعات قرار گرفتیم به رسم معمول دست روی سینه گذاشتیم و گفتیم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی ابوالفضل العباس ع اخی الحسین ع کار را شروع کردیم بعد از طی کاوش در چند تا از سنگرها به نقطه ای رسیدیم پاکت بیل مکانیکی دهانه بیل مکانیکی که زمین فرود می رود بالا آمد قبل از اینکه شهیدی را ببینم شاهد جاری شدن آب زلال از داخل پاکت بیل روی زمین بودیم خیلی تعجب کردیم آنجا که چشمه آبی نبود در آن سراشیبی هم نمی شد آب نگهداری کرد آب در حدی جریان داشت که تا رفتم دوربین عکاسی بیاورم و از صحنه عکس بگیرم این جریان آب ادامه داشت بیل مکانیکی را پایین آوردیم دیدیم پاکت بیل مکانیکی به قمقمه آبی که روی کمر شهید بود برخورد کرده و در این قمقمه باز شده بود قمقمه مربوط به شهیدی بود که سال 61 در عملیات محرم به شهادت رسیده بود این قمقمه از سال 61 تا 91 که 30 سال و چند ماه می گذرد سالم مانده بود آبی زلال و پاک شهید را پایین گذاشتیم وقتی مدارک او را بررسی کردیم دیدیم نام آن شهید ابوالفضل است این نشانی بود که ما را به یاد مشک حضرت ابوالفضل ع می انداخت پی نوشت به فدای لب عطشان حسین علیه السلام شادی ارواح طیبه شهدا حمد وصلوات نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 23 59 توسط آزادی فرشته ای که کارگر انبار شد بـرای سرکشـی بـه قسمـت انبـار رفتـه بـود رییـس انبـار کـه او را نمیشناخـت مـورد خطـاب قـرار داده بودش کـه بـا ایستادن و نگـاه کـردن کـاری از پیـش نمـی رود او هـم دسـت به کـار شده بود و حسـابی کمـک کـرده بـود بعد از ظهر رئیس انبار از طرافیان او پرسـید کـه سـرباز کـدام دسـته است با فـرمانده اش صحبـت کنـید کـه او را بـه انبـار منتقـل کنـد بنده خدا خبـر نـداشت کـه او حـاج حسیـن خـرازی فـرمانده لشـکر امـام حسـین ع اسـت پی نوشت حاج حسین از هر زمانی بیشتر حالا به دعایت و به نفس تو نیاز دارم ما را هم به ارباب سفارش کن دوستان عزیز در شبهای ماه مبارک این حقیر را از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید نوشته شده در شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 5 29 توسط آزادی جوراب های بهشتی جوراب های پاره پاره ام را که دیده بود یک جفت جوراب تمیز پشمی را که مادرش برایش بافته و فرستاده بود آورد و با اصرار گفت این ها را بپوش جوراب ها را پوشیدم و پرسیدم خوب به جای اینها چه بهت بدم یه چیزی ازمن بخواه داشتم با خودم فکر می کردم چه دارم که بهش بدم سرش را پایین انداخت و گفت اتفاقا خودم هم می خواستم بگم روم نمی شد گفتم بگو گفت اگه رفتی و شهید شدی ما را هم ببر یادت نره این حرف سید مهدی حسینی تکانم داد گفتم خدایا این کجاست و ما کجا مسئول دیده بانی واحد بود در حلبچه پرواز کرد پی نوشت مرحوم دولابی می فرمود اگر به یک فقیر بی چیز با بی احترامی پول زیادي بدهی و به طرفش پرت کنی به تو می گوید پولت را بردار و براي پدرت مجلس ختم بگیر همه بزرگ و بزرگ زاده اندو نزد خدا عزیزند لذا توهین و تحقیر را تحمل نمی کنند خداوند تو را بزرگ آفر یده است تو عزیزي از دیگري طلب عزّت نکن عزّت درنفس خودت است هدیه به ارواح طیبه شهدا و سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان عج حمدو صلوات نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 1 50 توسط آزادی فصل بیعت ویرانه است آن دلی که عشق تو در آن نباشد اصـلاً عشـق تـــــو معـجــزه هــا کــرده اسـت خانه ی دل من با درد عشق تو درمان میشود کـــه دیـــــده کــه درد درمــــــان کند عشق میکند دلم با درد تو پی نوشت تمام لبخندهایش ناگهان به چهره ای مصمم تبدیل شد عرق سردی روی پیشانیش نشسته بود خیلی جدی گفت بعد از اون جریانات یک شب بعد از نماز مغرب و عشا از غصه و غم خوابم برد در عالم رویا امام حسین علیه السلام را دیدم که از در اتاق وارد شد گفت روزهایی که منتظرش بودی رسیده من تو و دوستانت را برای این روزها میخواستم آمده بود بیعت بگیرد نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0 52 توسط آزادی روضه های مجید هر وقت از جستجو برمی گشتیم قمقمه من خالی بود اما قمقمه مجید پر بود لب به آب نمی زد انگار دنبال یک جای خاص بود نزدیک ظهر روی تپه کوچک در فکه نشسته بودیم حالت مجید خیلی عجیب بود با تعجب به اطراف نگاه می کرد یکدفعه بلند شد و گفت پیدا کردم این همون بلدوزره است بعد هم سریع به آن سمت رفت در کنار بلدوزر یک خاکریز کوچک بود کمی آن طرف تر یک سیم خاردار قرار داشت مجید به آن سمت رفت انگار اینجا را کاملاً می شناخت خاک ها را کمی کنار زد پیکر دو شهید در کنار سیم خاردار نمایان شد مجید قمقمه آب را برداشت و روی صورت شهدا ریخت آب می ریخت و گریه می کرد و می گفت بچه ها ببخشید اون شب بهتون آب ندادم به خدا نداشتم مجید روضه خوان شده بود و پی نوشت شادی روح شهید مجید پازوکی حمد وصلوات عمو کیوان از سوی یکی از دوستان دعوتم کرده بود برای یادواره شهدا شب برنامه با وجود مشغله زیاد پیام دادم که اگه سر راسته بیام پیام داد بله راست راستکیه با علی آقا رفتیم مراسم در نهایت سادگی ومعنویت بود اما من دنبال رزق خودم بودم آخر مراسم بود و روزیم را گرفتم گویا یکی از میزبانان پایگاه شهید حسین سیابانی بود در یک لحظه بازگشتم به آن شب سرد زمستانی و خودروی بی ام و آلبالویی که پیکر حسین را 100 متر روی جاده آسفالت کشید شادی روحش حمد و صلوات خدا بخواهد زائر نهر خین هستم نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21 32 توسط آزادی صدور انقلاب اسلامی تصویری که پیش رو دارید روز دوشنبه 16 دی ماه سال 1392 4 ربیع الاول 1435 قمری یعنی چند هفته قبل گرفته شده است محل عکسبرداری قلب شهر بصره در عراق است گروهی موسوم به گردان های سیدالشهدا صلوات الله علیه در حال تشییع پیکر پاک چند تن از رزمنده گان عراقی هستند که در جریان دفاع از حرم بانوی کربلا در سوریه و در خط مقدم نبرد با شرکِ تکفیری و نفاقِ وهابیت بال در بال ملائک گشوده اند در پیشاپیش جمعیت در کنار تمثال مبارک حضرت روح الله کودکی تصویری از شهید هادي جاسم العزاوي مدافع عراقی حرم زینبی را در دست دارد پی نوشت ضمن عذرخواهی از طولانی بودنش در ایام سال گشت عملیات کربلای 5 دیدن این عکس از شهر بصره حال خاصی را در کسانی که 35 روز در شرق این شهر عاشقانه جنگیدند ایجاد می کند آن روزها یگان هایی از رزمنده گان بسیجی با مشقت فراوان توانستند خود را به دروازه ی شهر بصره رسانده و تصویر امام امت را روی آن نصب کنند بسیجیان در آن سال ها شعار رهایی حرم سیدالشهدا صلوات الله علیه را بر لب داشتند و اینک سه دهه پس از آن سال های پر حماسه مشاهده ی عکس امام در درون شهر و در کنار پیکر بسیجیان ِ شهید عراقی که شعار دفاع از حرم زینب کبری سلام الله علیها را بر لب دارند بسیار دل چسب و روح نواز است جای همه شهدای عملیات کربلای پنج و امامشان خالی هدیه به روح پرفتوحشان حمد وصلوات حاج حسین یکتا می گفت برای دیدار با شیعیان چند شهر ایالت کشمیر هند و سخنرانی به آنجا رفته بودم جمعیتی جمع شده بودند در مکانی که ما برویم برای آنها با کمک مترجم از شهدا بگوییم به محض اینکه وارد سالن شدم دیدم یک نفر در جایگاه ایستاده است و متنی را از روی کتابی میخواند و جمعیت به شدت گریه میکنند از یکی از مسؤلین آنجا پرسیدم کتابِ مقتل اباعبدالله ع را میخواند گفت نه ترجمه ی کتاب پرواز تا بی نهایت خاطرات شهید عباس بابایی اشک در چشمانم حلقه زد و یاد حرف امام ره افتادم بعد از قطعنامه که فرمودند مادر این جنگ انقلابمان را صادر کردیم نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 2 3 توسط آزادی مواظب نماز و حجابت باش عصر يك روز تابستان همراه ابراهيم راه مي رفتيم و صحبت مي كرديم جلوي يك كوچه رسيديم كه بچه هاي كم سن و سال مشغول بازي بودند به محض عبور ما پسر بچه ای محكم توپ را شوت كرد و توپ مستقيم به صورت ابراهيم خورد به طوري كه ابراهيم يك لحظه روي زمين نشست و صورتش سرخ سرخ شده بود من كه خيلي عصباني شده بودم يه نگاه به سمت بچه ها انداختم و ديدم همه اونها در حال فرار هستن تا يک وقت ازما كتك نخورند اما ابراهيم همينطور كه نشسته بود دست كرد داخل ساك دستي خودش و يك پلاستيك گردو را برداشت و گفت بچه ها كجا رفتين بياين گردوها رو بردارين بعد هم پلاستيك را گذاشت كنار دروازه فوتبال آنها و به حركت خودمان ادامه داديم توي راه با تعجب گفتم داش ابرام اين چه كاري بود گفت بنده هاي خدا ترسيده بودند از قصد هم كه نزدند و بعد به بحث قبلي برگشت و موضوع را عوض كرد اما من مي دونستم انسانهاي بزرگ در زندگيشان اينگونه عمل مي كنند دل نوشت می گفت یک نفر آمده بود مسجد و سراغ دوستان شهید ابراهیم هادی را می گرفت به او گفتم کار شما چیه بگویید شاید بتوانم کمک کنم گفت هیچی می خواهم بدانم این شهید ابراهیم هادی کی بوده قبرش کجاست مانده بودم چه به او بگویم بعد از چند لحظه سکوت گفتم شهید ابراهیم هادی مفقود الاثره قبر نداره چرا سراغش رو می گیری با یک حزن خاص قضیه را برایم تعریف کرد کنار خانه ی ما تصویر یک شهید نصب کردند که متعلق به شهید ابراهیم هادی هست من دختر کوچکی دارم که هر روز صبح از جلوی این تصویر رد میشه و میره مدرسه یک روز بهم گفت بابا این آقا کیه گفتم اینها رفتند با دشمن ها جنگیدند و نگذاشتند دشمن به ما حمله کنه و شهید شدند از زمانی که این مطلب را به دخترم گفتم هر وقت از جلوی عکس رد میشه بهش سلام می کنه چند شب پیش این شهید آمده به خواب دخترم به او گفته من ابراهیم هادی ام صاحب همان عکس که بهش سلام می کنی به او گفته دختر خانم تو هر وقت به من سلام می کنی من جوابت را میدهم چون با این سن کم اینقدر خوب حجابت را رعایت می کنی دعایت هم می کنم بعد از آن خواب دخترم مدام می پرسد این شهید ابراهیم هادی کیه قبرش کجاست بغض گلوم رو گرفته بود حرفی برای گفتن نداشتم فقط گفتم به دخترت بگو اگر می خواهی شهید هادی همیشه هوایت را داشته باشه مواظب نماز و حجابت باش نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23 40 توسط آزادی وما بدلوا تبدیلا درست وسط میدان مین رگبار بستند رویمان توی آن جهنم نه می شد رفت نه میشد دراز کشید چند نفری هم شهید شده بودندو افتاده بودند توی میدان مین یک دفعه یک نفر پایم را گرفت بلند کرد و گذاشت روی سینه اش مجروح بود گفت برو برادر برو شناختمش همانی بود که به خاطرکم سن وسالیش نمی گذاشتم جلو بیاید پی نوشت شهی...
|