If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: mohamadmarma.blogfa.com - .

site address: mohamadmarma.blogfa.com redirected to: mohamadmarma.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Friday 11 September 2026 1:58:42 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone

Meta tags:
description=خانه مرد سبز قرار بود دو نفر باشیم و خانه ای روی سرمان باشد . نشد سقف خانه من شد آسمان;

Headings (most frequently used words):

خانه, من, مرد, سبز, قرار, بود, دو, نفر, باشیم, ای, روی, سرمان, باشد, نشد, سقف, شد, آسمان, اعتراف, تلاش, برای, بازگشت, خداحافظ, روزای, شصت, روز, دیگر, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها,

Text of the page (most frequently used words):
های (38), بود (19), کنم (18), اما (16), شده (15), برای (14), وقتی (14), بعد (13), نوشته (13), ۱۳۹۱ (12), خانه (12), این (12), همیشه (12), روی (12), ۱۳۹۵ (11), دست (11), است (11), خودم (11), ساعت (11), مجنون (11), ۱۳۹۲ (10), توسط (10), هایش (10), زندگی (9), نمی (9), دارم (9), کردم (9), کرد (9), اردیبهشت (8), روز (8), چقدر (8), باز (8), چشم (8), باید (7), حالا (7), خواهم (7), خرداد (6), تیر (6), ۱۳۹۶ (6), هایی (6), نام (6), دیگر (6), فکر (6), چرا (6), همه (6), پنجشنبه (6), خوب (6), بودم (6), دوست (6), مهر (5), ۱۳۹۴ (5), نیست (5), دانم (5), حرف (5), هایم (5), همین (5), دلم (5), انگشت (5), چهار (5), نگاه (5), ترین (5), شود (5), بالا (5), صدای (5), خنده (5), گیرد (5), کند (5), سال (5), درست (5), زنگ (5), مادرم (5), اسفند (4), مرد (4), سبز (4), باد (4), خندد (4), جایی (4), کسی (4), هستم (4), شصت (4), تمام (4), رها (4), بین (4), شدم (4), وقت (4), کمی (4), راه (4), کرده (4), گفتم (4), چند (4), کوچک (4), لبخند (4), زیر (4), مشکی (4), زند (4), ارام (4), سفید (4), رنگ (4), فروردین (3), مرداد (3), بهمن (3), مردی (3), مثبت (3), اگر (3), خاطر (3), اینجا (3), خواهد (3), گاها (3), قدیمی (3), تنهایی (3), مثل (3), سرم (3), ازادی (3), خوشحال (3), خوابم (3), داد (3), موهای (3), هستند (3), بلند (3), لباس (3), دمپایی (3), یکی (3), ازین (3), سقف (3), اهل (3), پشت (3), سخت (3), سفر (3), بزرگ (3), کلی (3), شیرین (3), داستان (3), هست (3), خدا (3), حتی (3), انها (3), دوش (3), صبحانه (3), گریه (3), صحبت (3), حال (3), همیشگی (3), خودش (3), ساحل (3), زنانه (3), هنوز (3), خبر (3), تاخیر (3), تلفن (3), شروع (3), گفت (3), بهم (3), جواب (3), مادرش (3), شکست (2), آرشیو (2), آبان (2), آذر (2), ۱۳۹۷ (2), وبلاگ (2), منطقی (2), غیر (2), پناه (2), قسمت (2), نفره (2), فرصت (2), شنبه (2), فقط (2), الان (2), دهم (2), گرفته (2), اینقدر (2), قوانین (2), باشد (2), وای (2), مثلا (2), رسیدم (2), اتش (2), میزنم (2), خبری (2), برگشت (2), گذرد (2), بیشتر (2), دختری (2), راستی (2), موهایم (2), میان (2), پلاستیکی (2), احساس (2), باران (2), ویران (2), انقدر (2), باشم (2), اول (2), چطور (2), گفتن (2), چیز (2), بشناسم (2), بدون (2), همراه (2), خیلی (2), چیزی (2), فهمیدم (2), ماه (2), شان (2), گذشته (2), مان (2), اینکه (2), نشد (2), نفس (2), تلخ (2), خلاصه (2), مرا (2), خندیدم (2), بودن (2), کردن (2), چشمی (2), مرور (2), تولدت (2), مبارک (2), اوی (2), همان (2), صبح (2), میگیرم (2), میز (2), اواز (2), لباسش (2), سوار (2), کار (2), خداحافظی (2), صورتی (2), موهایی (2), صورتش (2), توی (2), صاف (2), سرمه (2), بسته (2), دار (2), ورزش (2), پاهای (2), گرم (2), اسمان (2), دنیای (2), رنگی (2), پرده (2), کنار (2), رفته (2), طرف (2), قدم (2), دور (2), زنم (2), سفره (2), فامیل (2), جذاب (2), شوند (2), توضیح (2), شنود (2), سلام (2), علیک (2), مرتب (2), میدم (2), پله (2), واقعا (2), نمیدونم (2), لحظه (2), اون (2), میکردم (2), بهش (2), دنیا (2), میکنم (2), اسمش (2), اعتراف (2), blogfa, com, روزهای, برچسب, روایت, شخص, هپلوت, زندگي, بحث, اجتماعي, دلنوشته, موضوعی, آرشيو, شهریور, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, تمنا, نگاهی, آرزو, رفت, خوشحالی, ندادن, زیبای, طالبی, ندارد, خربزه, ارزد, رسید, الفاظ, رکیکی, گویم, خودتان, نگیرید, مطالب, نداشتن, چیزهایی, موخوره, افتاده, دوستای, خوبی, دونم, نادیده, بودمشون, بهشون, نامردی, تنگ, مزخرف, کننده, خدای, سوزاند, مقصد, پول, مطمین, مردم, میخورم, خورم, دعوتم, قبول, فراری, فرار, موها, درد, حرمت, خودمانی, لذت, میبریم, سانت, نیستند, حساب, کنید, سانتی, لخت, شال, نگاهم, سریع, پوشک, چندجایی, نامحرم, بپوشانم, جدیدا, اند, گاهی, بادی, تازه, فهمم, حجاب, متنفرند, بزنم, طور, پاسپورت, شناسنامه, نازنینم, قایم, عدد, بطری, عنوان, استفاده, طناب, کوتاه, چهارم, پاهایم, میگذارم, انگشتی, باشند, غربت, نکنم, پیدا, کاری, ابد, ببارد, بارید, بیدار, اقیانوس, یاد, بگیرم, ببارانم, شمن, جادوگر, ببینم, داریم, یادگرفتن, بیزارم, نظریه, ذهنم, پرورانم, پرورش, اهنگری, چکش, بکوبند, بهتر, اغاز, سفری, همسفر, طاقت, فرساست, انجامش, بدهم, اراده, بردن, ندارم, اینده, دردسر, بکشم, شبی, خانواده, سپری, بار, اصلا, دلتنگی, سلامت, کافی, دیدم, خیالم, راحت, دلیلی, ادامه, دیدار, نبود, تمهیدی, برادری, جنسی, کاملا, متفاوت, ترکیه, رفتم, اختلافات, اخلاقی, سمت, مرز, معلوم, جالب, اتفاق, افتاد, جیب, هایمان, زدند, خوش, بودیم, مدت, هفته, ننوشتم, نخواهم, فرصتش, روزای, جمعه, نگاهش, پایان, عاشقانه, برید, جوابش, اشتیاقم, دانستم, حداقل, حرفم, زدم, تحمیل, التماس, کزدم, میرم, اخرین, تصویری, جهان, بینم, باشی, روزها, دادگاه, حکم, سعی, جمله, عزیز, عزیزم, کنیم, پیام, ساده, نوشتم, تقریبا, روزی, افریقا, برگشته, اتفاقاتی, امد, گفتنی, اشاره, مختصر, ترس, مواجه, زندانی, اسارت, درهای, زیادی, طولانی, مدتم, گشود, تهی, زدگی, مطلق, راهی, پایانش, ببرم, دانید, سیاهی, تفکرات, منفی, غرق, مجبور, نیارم, ندم, بستم, ادم, تصور, تعلق, بستنی, شخصی, خاطره, گذاشته, خداحافظ, پایم, سالگی, خواب, آلوده, عریضی, بغل, دختر, اغوشش, گیرم, دماعم, شکم, نازنین, باری, پایین, اختیارش, خندم, آغاز, زیباست, حالی, نشسته, خیره, ارامش, کنند, قتی, قطع, ناتوانش, شیر, بیسکوییت, مادر, اکثرا, موافق, دهنی, شدنش, پرت, عوض, چاره, چیست, عطر, مشترک, عجیب, ماشین, شوم, رسیدن, مهد, کودک, سپارم, اغوش, میگیرد, موقع, تلاش, بازگشت, دوشنبه, لبانش, مات, گونه, ناب, مقداری, ریخته, چشمانش, گوش, زرق, برق, بینی, ابروهای, پیوسته, اخم, محراب, شکلند, مژه, انگشتر, نگین, قرمز, دوم, راست, لاغر, اندام, سینه, نحیف, خلخال, دندان, چانه, بوی, گردنش, سرد, روح, گرما, بخش, اخلاقا, حامی, محبت, داشت, پرنده, ادب, شاعر, مسلک, دقیق, ملتهب, فلسفه, تفکر, تارکی, ترسا, ملول, تنهاست, خواند, رقصد, پیژامه, سوی, شرت, جیغ, پوشد, دیوار, اتاقش, بالکن, گلدان, گیاه, دهند, قفسی, درش, مطالعه, خواندن, کتاب, میل, پوشیدن, شلوار, تونیک, طرح, مانتوی, جلو, اتوبوس, همشه, صندلیش, پیرزن, دهد, درختان, عتیقه, تابلو, اویز, شیشه, مشجر, مهربانی, برایشان, تلف, دیدن, دخترک, فراموش, گاز, میگرفت, سوال, تردید, خود, خزیده, گزید, پاهایی, برهنه, سنگی, سپید, دامن, پوشی, پریشان, باخته, هیچ, تنه, درخت, پوسیده, خرامیده, استراحت, عصر, دادنش, چرت, تماشای, فیلم, قابل, تحمل, شدت, پخت, غذای, ظهرش, ممکن, دلچسب, گوید, اشنا, گفتگو, روزانه, تکرار, شنیدن, خاله, زنک, خارج, داشتنی, صورتم, شورم, چیدن, کمکش, درین, کاریم, میدهم, شاگرد, کلاس, اشتیاق, شیطنت, مردانه, سنگین, خسته, نباشید, امید, افزا, روبروی, اینه, موهایش, ریزد, صندلی, بروی, نشیند, ادای, مسلط, اورد, کلید, چرخشش, شدن, درب, تپش, قلبش, زیبا, ثانیه, کمتر, زدنی, روم, داخل, استرس, دارد, نگرانی, درک, عمدا, استرسش, بشنوم, زنان, افتاب, داغ, کیف, حدود, نزدیک, همسرم, کوچه, محل, موبایل, عادت, تماس, شکایت, کجایی, اسمت, شدش, ذوق, مونده, دوستت, خندید, ماهه, یادمه, مهتاب, پارک, میرفت, خونه, میرفتم, پادگان, ازم, پرسید, دوستم, داری, ادبیاتی, حالم, میخورد, حوصلگی, میدونی, کجاست, دیوونه, تحویل, عاشقی, میبینم, میخندم, تشویقش, پشتش, جوش, آدم, برمن, اسمی, واسه, نصف, عرض, گشتم, میدونین, اسم, قافیه, میاد, میریزه, یادم, نسرین, نسترن, دمش, سالی, میگذره, میگم, چون, هزار, میشه, لرزید, دادن, شوخیه, واقعی, خواد, دیگه, سورپرایزم, کنه, دقیقه, قبلش, گفته, داده, منتظر, داشتم, لباسام, برم, دستای, ببوسم, تبریک, بگم, پیش, همچین, روزایی, رابطه, خواستگاری, قرار, نفر, باشیم, سرمان, آسمان,


Text of the page (random words):
خانه مرد سبز خانه مرد سبز قرار بود دو نفر باشیم و خانه ای روی سرمان باشد نشد سقف خانه من شد آسمان اعتراف اعتراف میکنم چند سال پیش توی همچین روزایی بعد چهار سال رابطه مادرش به مادرم زنگ زد و جواب خواستگاری رو نه گفت ده دقیقه قبلش خودش بهم گفته بود جواب رو به مادرش مثبت داده خوشحال بودم و منتظر زنگ مادرش پشت تلفن وقتی هم با مادرم صحبت می کرد داشتم لباسام و مرتب میکردم که برم دستای مادرم و ببوسم و بهش تبریک بگم وقتی مادرم شروع کرد گفتن اینکه خوب چرا دلم لرزید وقتی بهم گفت جواب رد دادن فکر کردم شوخیه اما وقتی شروع کرد گریه کردن فهمیدم واقعی داستان و نمی خواد با خبر دیگه ای سورپرایزم کنه اون لحظه ش خندیدم از هزار تا خنده تلخ بد تر بود به مادرم گفتم درست میشه حالا سه چهار سالی میگذره میگم سه چهار چون واقعا نمیدونم سه سال گذشته یا چهار اما اما مجنون شدم هر جا عاشقی میبینم میخندم و تشویقش میکنم و پشتش میگیرم بین همه رو جوش میدم کلی آدم دور و برمن اسمی درست کردم واسه خودم نصف عرض دنیا رو هم گشتم اما میدونین اسم هم قافیه ی اسمش که میاد دلم میریزه یادم رفته اسمش نسرین بود شیرین بود نسترن بود هر چی بود دمش گرم خوب دیوونه ای تحویل دنیا داد یادمه ی شب مهتاب پارک وی لحظه خداحافظی اون باید میرفت خونه من باید میرفتم پادگان ازم پرسید چقدر دوستم داری همیشه اینقدر ادبیاتی صحبت میکردم که حالم بهم میخورد از روی بی حوصلگی بهش گفتم میدونی خدا کجاست خندید و گفت روی ماهه گفتم یه پله مونده به خدا دوستت دارم ذوق کرد و گریه کرد نمیدونم اسمت چی بود اما همه چیز گم شدش من تو ماه راستی واقعا درست شد نوشته شده در پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 20 1 توسط مجنون به نام او قدم زنان در حال برگشت به خانه هستم زیر افتاب داغ و کیف به دست ساعت حدود سه شده و حالا نزدیک تلفن همیشگی همسرم باشم سر کوچه محل زندگی رسیدم که صدای زنگ موبایل بالا می گیرد عادت کرده ام به تماس هایش با سلام و علیک شروع می شود و بعد هم شکایت های همیشگی اش که کجایی و چرا تاخیر نگرانی های زنانه اش را درک نمی کنم اما دوست دارم گاها حتی شده که عمدا تاخیر کنم تا صدای پر از استرسش را پشت تلفن بشنوم توضیح میدم که در کمتر از چشم به هم زدنی خانه خواهم بود و زنگ خانه را می زنم صدای زنگ را که می شنود ارام می گیرد و با کمی تاخیر باز می کند پله ها را ارام ارام بالا می روم از داخل خانه خبر دارم هنوز و بعد سه سال هنوز هم استرس دارد و این شیرین ترین احساس زندگی دو نفره ی من است حالا لباس هایش را روبروی اینه مرتب می کند موهایش را یک طرف صورتش می ریزد و روی صندلی رو بروی در می نشیند و ادای مسلط ها را در می اورد کلید و چرخشش و بعد هم باز شدن درب و صدای تپش های قلبش زیبا ترین سه ثانیه های روز هستند نگاه من که لبخند می زند و لبخند پر از شیطنت من سلام و علیک های مردانه و سنگین و خسته نباشید های زنانه ی امید افزا دست و صورتم رو که می شورم برای چیدن سفره کمکش می کنم درین بین هم از روز کاریم توضیح میدهم و او هم مثل شاگرد های کلاس اول با اشتیاق خبر ها را می شنود و بعد هم می خندد و تمام سر سفره او از دنیای خانه می گوید و از اشنا و فامیل و گفتگو های روزانه ای که همیشه تکرار می شود اما برای من هنوز هم جذاب است شنیدن خاله زنک های فامیل اگر چه جذاب نیست اما از لب های او که خارج می شوند می شوند داستان های شب و دوست داشتنی استراحت عصر و لم دادنش روی پاهای من ان هم درست وقتی چرت می زنم و او در حال تماشای فیلم غیر قابل تحمل و به شدت زنانه است هم بعد دست پخت خوب غذای ظهرش ممکن و دلچسب است نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ساعت 22 26 توسط مجنون به نام او کنار یک ساحل دور درست جایی میان هیچ جا یک تنه درخت پوسیده روی ساحل خرامیده بود دختری سپید دامن با بالا پوشی سبز با موهایی پریشان در باد سرمه بر چشم رنگ باخته لب هایش را می گزید و با پاهایی برهنه روی ساحل سنگی قدم می زد کمی آن طرف تر مردی در خود خزیده زیر چشمی به او نگاه می کرد مرد انگشت هایش را گاز میگرفت در خودش پر بود از سوال ها و تردید ها با خودش مرور می کرد حرف هایی را که حالا فراموش کرده بود حرف هایی که برایشان یک سال وقت تلف کرده بود حالا باز هم با دیدن موهای مشکی دخترک و چشم هایش بر باد رفته بود نوشته شده در شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت 19 23 توسط مجنون چشم هایش مشکی لبانش صورتی مات گونه هایش سفید و خنده اش ناب موهایی که همیشه مقداری روی صورتش ریخته و همیشه توی چشمانش هست گوش های کوچک و پر از زرق و برق بینی صاف ابروهای پیوسته که به وقت اخم محراب شکلند مژه های بلند و چشم ها همیشه سرمه بسته دست های سفید و انگشت ها کوچک انگشتر نگین دار قرمز همیشه در انگشت دوم دست راست لاغر اندام و ورزش کار سینه کوچک دل بزرگ پاهای نحیف خلخال بسته دندان های سفید و چانه صاف بوی گردنش همیشه سرد و بی روح اما صحبت هایش همیشه گرم و گرما بخش اخلاقا همیشه حامی همه و محبت های بدون چشم داشت حتی به پرنده های اسمان خنده رو و اهل ادب و شاعر مسلک اهل نگاه دقیق و ملتهب در دنیای فلسفه و تفکر از تارکی ترسا و از تنهایی ملول وقتی تنهاست اواز می خواند و می رقصد پیژامه های رنگی سوی شرت های جیغ را همیشه در خانه می پوشد رنگ دیوار های اتاقش سفید و رنگ پرده هایش صورتی در بالکن چند گلدان پلاستیکی با گیاه هایی که گل نمی دهند و قفسی که همیشه درش باز است هر روز صبح با خنده پرده ها را کنار می زند و روی میز مطالعه در حال خواندن کتاب های همیشگی صبحانه میل می کند بعد از ورزش و پوشیدن لباس همان شلوار مشکی رنگ و تونیک طرح دار و مانتوی جلو باز سوار اتوبوس می شود در راه همشه صندلیش را به پیرزن ها می دهد و به اسمان و درختان لبخند می زند پر از عتیقه است و تابلو رنگی پر از دست اویز و شیشه ها مشجر پر است از زندگی و مهربانی نوشته شده در دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 9 46 توسط مجنون تلاش برای بازگشت به نام او انگشت پایم را گرفته با همان دست کوچک دو سالگی اش چشم های خواب آلوده م را با لبخند عریضی باز می کنم از زیر بغل بلند می کنم دختر مو مشکی م را در اغوشش می گیرم و با دماعم روی شکم نازنین ش چند باری بالا پایین می کنم و صدای خنده های بی اختیارش بالا می گیرد می خندم و می خندد و این آغاز یک روز زیباست دوش صبح را در حالی میگیرم که او روی میز صبحانه نشسته و خیره به من نگاه می کند اواز های زیر دوش ارامش می کنند قتی دوش اب قطع می شود می خندد و با دست های ناتوانش کف می زند صبحانه اش شیر است و بیسکوییت های مادر که اکثرا موافق نیست اما بعد از دهنی شدنش انها را پرت می کند لباسش را عوض که می کنم گریه اش می گیرد می دانم چاره چیست عطر مشترک مان را روی لباسش میزنم و او عجیب ارام می گیرد سوار ماشین می شوم و در راه رسیدن به کار او را مهد کودک می سپارم مرا سخت در اغوش میگیرد نفس هایش را دوست دارم موقع خداحافظی نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 17 13 توسط مجنون تولدت مبارک اوی قدیمی من نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 15 57 توسط مجنون تولدت مبارک اوی قدیمی من نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ ساعت 15 57 توسط مجنون خداحافظ به نام او تقریبا چند روزی می شود از افریقا برگشته ام جایی که اتفاقاتی سرم امد که نه گفتنی است و نه حتی دوست دارم به انها فکر کنم اما در یک اشاره مختصر با بزرگ ترین ترس زندگی ام مواجه شدم زندانی بودن و در اسارت بودن درهای زیادی برای فکر کردن های طولانی مدتم گشود و حالا من هستم و باز هم یکی تهی زدگی مطلق که نمی دانم چطور و با چه راهی به پایانش ببرم می دانید وقتی در ان همه سیاهی و تفکرات منفی غرق شده بودم مجبور بودم به فکر های خوب و مثبت فکر کنم تا کم نیارم و وا ندم هر چشمی که می بستم ادم هایی را تصور می کردم که دوست شان دارم و به انها تعلق خاطر دارم در هر چشم بستنی شخصی را یا خاطره ای را مرور می کردم که دلم را در ان جا گذاشته ام و سخت ترین قسمت این روزها روز ازادی من بود وقتی دادگاه حکم ازادی ام را داد انقدر پر از حرف بودم که سعی کردم در یک جمله ان را برای عزیز ترین عزیزم خلاصه کنیم یک پیام ساده نوشتم که دوست دارم وقتی می میرم اخرین تصویری که ازین جهان می بینم تو باشی تمام خودم را و اشتیاقم را خلاصه کرده بودم می دانستم باز هم مثل خیلی وقت ها به یک راه مرا خواهد شکست اما گفتم و بر خودم خندیدم خوشحال بودم که حداقل حرفم را زدم خودم را نه تحمیل کردم و نه التماس کزدم جوابش از همیشه تلخ تر بود نفس هایم برید اما این پایان عاشقانه های من بود دیگر خبری از نوشته هایم در اینجا نیست خدا هست و نگاه او در پناه نگاهش نوشته شده در جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 21 45 توسط مجنون روزای من به نام او مدت دو هفته ای هست که چیزی ننوشتم نه اینکه نخواهم فرصتش نشد برای یک سفر تمهیدی به همراه برادری از جنسی کاملا متفاوت به ترکیه رفتم گذشته ازین که اختلافات سفر و اخلاقی مان از همین سمت مرز معلوم شد کلی داستان جالب اتفاق افتاد و جیب هایمان را زدند و خوش بودیم و این ها فهمیدم برای سفر بزرگ اینده کلی باید دردسر شیرین بکشم بعد چهار ماه دو شبی را با خانواده سپری کردم و این بار اصلا دلتنگی را حس نمی کردم نمی دانم چرا اما خوب بود همین که می دانم سلامت هستند کافی است برای من و وقتی دیدم شان و خیالم راحت شد دیگر دلیلی برای ادامه این دیدار نبود اغاز هر سفری بدون همسفر و همراه خیلی سخت و طاقت فرساست اما باید انجامش بدهم و جز این اراده چیزی برای بردن ندارم می خواهم خودم را بشناسم با تنهایی که از ان بیزارم می خواهم ان نظریه هایی را که در ذهنم می پرورانم پرورش دهم به قوانین زندگی خودم پشت کنم و کمی در این اهنگری زندگی بر سرم چکش بکوبند می خواهم بیشتر بشناسم و بهتر وای که اگر یکی از آن شمن های جادوگر در این راه ببینم چقدر حرف برای گفتن داریم و چقدر چیز برای یادگرفتن می خواهم اول از همه می خواهم یاد بگیرم چطور باران ببارانم بعد یک جایی را پیدا می کنم و کاری می کنم تا ابد باران ببارد وقتی که بارید سقف خانه ام را ویران می کنم سقف که ویران شد می خوابم انقدر می خوابم تا وقتی بیدار شدم اهل اقیانوس باشم دلم می خواهد لباس هایم را اتش بزنم همین طور پاسپورت و شناسنامه را دمپایی های نازنینم را قایم کنم و دو عدد بطری پلاستیکی به عنوان دمپایی استفاده کنم یکی ازین طناب های کوتاه هم بین انگشت شصت و چهارم پاهایم میگذارم تا مثلا دمپایی انگشتی باشند و احساس غربت نکنم راستی لخت که شدم فقط یک شال می خواهم تا هر وقت کسی چپ چپ نگاهم کرد سریع خودم را پوشک کنم و همین چندجایی که نامحرم هستند را بپوشانم جدیدا که کمی موهایم بلند شده اند و گه گاهی بادی از میان موهایم می گذرد تازه می فهمم که چرا زن ها گاها از حجاب متنفرند اخ که وقتی باد از بین موها می گذرد و می درد حرمت خودمانی این من های ما را چقدر لذت میبریم حالا موهای من 10 سانت بیشتر نیستند حساب کنید دختری با موهای 50 سانتی را یا مثلا وقتی به مقصد رسیدم تمام پول هایم را اتش میزنم که مطمین شم خبری از برگشت نیست بعد با مردم قل میخورم هر جا که شد می خوابم و هر جا که شد می خورم هر جا کسی دعوتم کرد قبول می کنم هر جا کسی فراری ام داد فرار می کنم وای خدای من برای یک زندگی خوب چقدر باید سوزاند چقدر باید رها بود رها رها رها ازادی از این قوانین مزخرف چقدر باید خوشحال کننده باشد نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵ ساعت 3 25 توسط مجنون شصت روز دیگر به نام او شصت روز دیگر فقط شصت روز دیگر فرصت دارم بعد از آن دیگر خودم هستم و تنهایی های خودم از همین الان فکر نداشتن تمام چیزهایی که اینجا از دست می دهم مثل موخوره افتاده تو سرم دوستای خوبی که نمی دونم چرا تا الان نادیده گرفته بودمشون و چرا اینقدر بهشون نامردی کردم چقدر دلم برای همه تنگ شده نوشته شده در سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵ ساعت 0 21 توسط مجنون مطالب قدیمی تر تمنا های منطقی و غیر منطقی مرد سبز مردی با نگاهی مثبت در پناه آرزو هایی که قسمت های دو نفره اش بر باد رفت مردی که اگر می خندد به خاطر خوشحالی نیست به خاطر از دست ندادن فرصت های زیبای زندگی می دانم حرف هایم طالبی ندارد و خربزه ای هم نمی ارزد اما اینجا جایی است که دست هر کسی به آن هم نمی خواهد رسید پس خودم هستم و خودم م گاها الفاظ رکیکی هم می گویم به خودتان نگیرید خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ مهر ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ آرشيو آرشیو موضوعی دلنوشته ها بحث اجتماعي زندگي من هپلوت روایت یک شخص برچسب ها زندگی 1 شکست 1 بعد 1 روزهای 1 از او 1 blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

    No Images


    Verified site has: 60 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

    1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
    51-55 56-60


    The site also has references to the 1 subdomain(s)

      blogfa.com  Verify


    Top 50 hastags from of all verified websites.

    Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

    Header

    HTTP/1.1 301 Moved Permanently
    Date Fri, 11 Sep 2026 01:58:42 GMT
    Content-Type text/html; charset=utf-8
    Transfer-Encoding chunked
    Connection close
    Location htt????/mohamadmarma.blogfa.com/
    Server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=E2EgOEp%2B57zSI04D%2FDeRXZ2SjoyHmW%2FN0rKUhi%2FkaBzBWlZf8E5%2FbVnfBW3R3eydCdh6xKNbdFf%2FXl693ROMGNGmKqKbEONecgGxQFKOPrKRsZK%2BYbEJLkElZ88OKAdcWHhDGWBS3NSjwg%3D%3D ]
    Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    CF-RAY a39311a42c4a2d36-AMS
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400
    HTTP/2 200
    date Fri, 11 Sep 2026 01:58:42 GMT
    content-type text/html; charset=utf-8
    cache-control private
    nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    vary Accept-Encoding
    server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=fmAGRv6Sia560ok7A0cOmUWGFil953MnHJXLvhz0tnaZiiar%2B4VCk5eqkJnoUcNT8shmNX7HnIMqbwqoE90SY%2BzieNKaVbCFVZ2As82nb3gY9bT1f9HP8lWwwkMXd6AMDUQdnOZjrdIqJw%3D%3D ]
    content-encoding gzip
    cf-ray a39311a58d7e0161-CDG
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400

    Meta Tags

    title=""
    http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
    name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
    http-equiv="content-language" content="fa"
    name="description" content="خانه مرد سبز قرار بود دو نفر باشیم و خانه ای روی سرمان باشد . نشد سقف خانه من شد آسمان"
    name="generator" content="blogfa.com"
    property="og:title" content="خانه مرد سبز"
    property="og:site_name" content="خانه مرد سبز"
    property="og:description" content="خانه مرد سبز قرار بود دو نفر باشیم و خانه ای روی سرمان باشد . نشد سقف خانه من شد آسمان"

    Load Info

    page size8270
    load time (s)0.359413
    redirect count1
    speed download23036
    server IP 188.114.96.2
    * all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"