Meta tags:
description= عاشقانه های من من اهویم را دوست دارم│♥♥│اما اگر گرگ های اطراف بگذارند;
Headings (most frequently used words):
های, اس, مس, می, عاشقانه, را, از, من, شعر, عشق, زن, که, در, 92, سری, سنگین, داستان, داشت, شدم, بود, پسر, خواست, دارم, اما, به, بهمن, نوشته, جدید, دلتنگی, زیبا, دید, با, زیبای, برای, این, او, بیمارستان, مناقشه, کم, اهویم, دوست, اگر, گرگ, اطراف, بگذارند, خوش, اومدید, وبلاگ, بنده, هاي, سري, متن, ودست, بهمن92, زمستان92, دوم, دی92, خاص, دپرس, وفاز, آذر, شب, یلدا, استادان, موضوع, سیگار, آذر92, تیکه, دار, پنهان, شوهر, گاو, گوسفندان, گل, خشکیده, مست, محتسب, دیوانگی, ام, فاز, اذر92, دخترتی, فقط, دلار, نجات, برادرش, 24ساعت, میتونی, بدون, بمونی, عشقم, مادر, دوستت, چرا, بزرگ, دخترک, شانزده, ساله, اولین, بار, عاشق, شد, قدبلند, صدای, بمی, همیشه, شاگرد, اول, کلاس, دختر, خجالتی, نبود, نمی, احساسات, خود, ابراز, کند, اینکه, راز, قلبش, نگه, دورادور, احساس, خوشبختی, کرد, چند, روزی, یکی, اتاق, بستری, شده, بودم, شوهری, تخت, روبروی, بی, پایانی, ادامه, دادند, مرخص, شود, شوهرش, همان, جا, بماند, حرف, پرستارها, متوجه, یک, تومور, دارد, حالش, بسیار, وخیم, است, بین, دو, نفر, وضیعت, زندگی, آنها, آشنا, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (45), شده (36), گفت (36), این (35), بود (35), ادامه (34), ۱۳۹۲ (30), محسن (30), های (29), ساعت (25), توسط (24), mohammad (24), برای (24), است (22), آذر (22), عشق (21), نیست (17), اما (16), _________________ (15), اینکه (14), همه (14), کرد (13), بودم (13), بقیه (12), نمی (12), دلم (11), مطلب (11), مرا (10), بار (10), فقط (9), رفت (9), دارم (9), شنبه (9), هنوز (9), خودم (9), مرجان (9), ____ (8), دنیا (8), وقتی (8), کنم (8), خود (8), کرده (8), روی (8), شعر (8), نامه (8), هفته (7), دوشنبه (7), ولی (7), یکی (7), حالا (7), #عاشقانه (7), دوست (7), نظر (7), چقدر (7), باشد (7), روز (7), برایم (7), بهمن (6), خیلی (6), مادرم (6), کنی (6), باشم (6), میخواد (6), مثل (6), چرا (6), شدم (6), مرد (6), دست (6), داد (6), داشت (6), داستان (6), کسی (6), همین (6), دلتنگی (6), اين (6), وبلاگ (5), خانه (5), ___ (5), _________ (5), ______ (5), برم (5), حرف (5), کار (5), مردم (5), استاد (5), چون (5), ﺩﺧﺘﺮ (5), میشه (5), سنگین (5), بسیار (5), خشکیده (5), چیزی (5), گفتم (5), گذشت (5), خاطر (5), داشتم (5), تمام (5), حتی (5), باز (5), خودش (5), همان (5), همیشه (5), بیست (5), ___________ (4), شهر (4), یازدهم (4), کردم (4), شاخه (4), میکنم (4), اون (4), سیگار (4), کند (4), اولین (4), دید (4), زندگی (4), آینده (4), ﭘﺴﺮ (4), ۲۴ﺳﺎﻋﺖ (4), کنید (4), سالها (4), دیگر (4), روزی (4), چهارشنبه (4), پنهان (4), شانزدهم (4), مان (4), رفتم (4), قدر (4), چند (4), دارد (4), بعد (4), چیز (4), برایت (4), سلام (4), میکرد (4), قلبم (4), مدتی (4), مانده (4), نگاه (4), کمی (4), ملاقاتش (4), زیبا (4), خواهم (4), تلخ (3), خسته (3), دختری (3), آسمان (3), دوم (3), سوم (3), چهارم (3), کنه (3), زیر (3), بوی (3), بخورم (3), پاهای (3), جوان (3), چنین (3), بدون (3), فردا (3), مادرش (3), دستان (3), ﺑﺪﻭﻥ (3), دنبال (3), منم (3), دیوانه (3), سری (3), خدا (3), میزد (3), میگفت (3), پنجشنبه (3), دیوانگی (3), شما (3), ناگهان (3), زمین (3), مست (3), باید (3), زیبای (3), نگه (3), داشته (3), دادن (3), ارزش (3), جان (3), دیدن (3), میخواستم (3), افتاده (3), افتادم (3), نبود (3), کادو (3), چشمهایم (3), خون (3), شرایط (3), پشت (3), نداشتم (3), قطع (3), سرم (3), آمد (3), هدیه (3), قبل (3), ناراحت (3), آیا (3), رویاهایم (3), آنها (3), خواست (3), بیمارستان (3), شود (3), پسر (3), هیچ (3), روزها (3), لحظه (3), چيست (3), نقطه (3), بخور (3), آغوشت (3), شیرین (2), خانوم (2), خزان (2), سرد (2), _____ (2), ____________ (2), __________ (2), ________ (2), گرگ (2), میان (2), بزرگ (2), انقد (2), صبح (2), بازی (2), بالا (2), باشه (2), خوش (2), خواب (2), بزنم (2), گریه (2), پاک (2), اتاق (2), چایی (2), دستای (2), خواستگاری (2), دختر (2), قبول (2), مادرت (2), خجالت (2), پدرم (2), حاضر (2), زده (2), چکار (2), منزل (2), برو (2), بیا (2), بهت (2), حالی (2), اشک (2), هایش (2), شستن (2), طوری (2), درد (2), موقع (2), زنگ (2), ممنونم (2), راه (2), درست (2), مادر (2), ﻧﻤﯽ (2), ﺗﻮﻧﯽ (2), ﺑﻤﻮﻧﯽ (2), ﺧﻮﻧﻪ (2), ﺭﻭﯼ (2), دوازدهم (2), نجات (2), سارا (2), جراحی (2), برادرش (2), داده (2), برادر (2), سخت (2), ساله (2), نیستم (2), شکست (2), فاز (2), لبخند (2), هست (2), فریاد (2), چشم (2), بودند (2), محتسب (2), مستی (2), گرفت (2), زان (2), سبب (2), رفتن (2), خانهٔ (2), قاضی (2), والی (2), آنجا (2), مسجد (2), بخواب (2), بیرون (2), خوردی (2), هشیار (2), منتظر (2), هستم (2), یادتون (2), نره (2), مرسی (2), فراوان (2), کادوی (2), خونین (2), بین (2), کافی (2), جلو (2), رسیده (2), فکر (2), میدانستم (2), منطقه (2), بدانی (2), زمانی (2), زیبائی (2), انداخت (2), مورد (2), میدانم (2), گشودم (2), مژگان (2), داخل (2), تپش (2), بدنم (2), جای (2), همچون (2), انگار (2), تحمل (2), وای (2), چلق (2), فهمیدم (2), طرفش (2), جرات (2), وفائی (2), نرفته (2), دوباره (2), صدایم (2), شنیدن (2), خوای (2), جواب (2), نفس (2), نکنه (2), صدای (2), کردنش (2), امروز (2), دستم (2), بوده (2), آخرین (2), تهیه (2), مین (2), هنگام (2), خداحافظی (2), سراغم (2), شوهر (2), اندازه (2), خبر (2), نمیشد (2), روزهای (2), خوشی (2), پایان (2), آورد (2), وصال (2), پوست (2), میشد (2), خدمت (2), اگر (2), موضوع (2), سربازی (2), گاهی (2), وقت (2), اینها (2), اول (2), خیالم (2), ذهنم (2), گوشه (2), همسر (2), انتخاب (2), بالای (2), مناقشه (2), مطالب (2), خوشبختی (2), کلاس (2), هجدهم (2), سمت (2), آرزو (2), آرزوی (2), دار (2), نوزدهم (2), غمت (2), ثانيه (2), خوب (2), خاطراتت (2), قلب (2), پرسيدند (2), کردنم (2), میدهند (2), نباید (2), نشسته (2), تنها (2), اومد (2), یعنی (2), جدید (2), میکنی (2), میگوید (2), براى (2), سادگی (2), خدایا (2), نیاز (2), میسپارم (2), سوگند (2), اجازه (2), blogfa, com, نام, هرگز, بهترین, رفیق, قلبی, ازتپیدن, جنس, بلور, ثنا, مال, kasi, sakhteh, تنهــــــــــ, ــــــــــایی, نیلوفره, رویای, بودن, lovely, محراب, موزیک, غـــــــریبه, پیوندها, اوّل, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, ___________________, _____________________________, _______, ________________________, گول, مخور, ماهیان, کوسه, وحشی, ترند, بره, حوالی, میدرند, سایه, سیاه, هراسان, کوچه, زنده, ابروی, مرده, برند, دنبا, ادم, بزرگا, تنهاست, بزرگترین, اشتباهم, ارزو, نماز, میخونه, جلوش, ادا, بیارم, بخنده, نمازشو, بشکنه, ولم, غروبای, بعضی, روزا, منتظره, آنشرلی, درختا, 1000تومن, جیبم, غلت, جایه, صورتمو, پیرهن, تنم, بازم, دیوارنقاشی, عیدیامو, بریزم, قلک, آدمس, بچسبونم, میز, کلاسا, بچگیام, حالمو, چیزایه, مسخره, بخندم, بیفتم, بستنی, پفکو, لواشکو, 10تاقند, 100بار, سرسره, متری, نشم, بلال, میخورم, صورتم, ذغالی, شنی, کاکائویی, بچگیمو, دکتری, شرطی, عروسی, نیاید, ماند, پیش, اساتید, سالگی, ومادرم, برا, خرج, زندگیمان, تامین, خونه, رخت, لباس, میشست, دوستش, شرط, حضور, ازدواج, بلکه, گذشته, نظرتان, خواسته, بشور, نزد, میگم, اینکار, حوصله, گونه, سرازیر, انجام, زیرا, مامانش, درحالی, شدت, لباسهای, چروک, وتماما, تاول, ترک, برداشته, اند, دستانش, میریخت, لرز, میفتاد, نتونست, صبر, همون, بهم, نشون, دادی, امروزم, نمیفروشم, تباه, سلامتی, مادرا, دوستت, ﺑﺎﺷﻪ, ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ, ﺗﻮﻧﻢ, ﺑﯿﻨﯿﻢ, ﺷﺮﻭﻉ, ﺳﺮﻃﺎﻥ, ﻋﺸﻘﺶ, ﺍﯾﻨﮑﻪ, ﺧﯿﻠﯽ, ﺯﻭﺩ, ﻗﺮﺍﺭﻩ, ﺑﻤﯿﺮﻩ, ﺧﺒﺮ, ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ, ﺗﻤﻮﻡ, ﻣﯿﺮﻩ, ﺟﻠﻮﯼ, میزنه, ﻭﻟﯽ, ﮐﺴﯽ, ﺩﺭﻭ, ﺑﺎﺯ, ﮐﻨﻪ, ﺩﺍﺧﻞ, ﺑﯿﻨﻪ, ﻣﺒﻞ, ﺩﺭﺍﺯ, ﮐﺸﯿﺪﻩ, ﺭﻭﺵ, ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ, ﻫﺴﺖ, ﻣﻮﻧﺪﯼ, ﻋﻤﺮ, ﻋﺸﻖ, ﺩﻭﺳﺘﺖ, ﺩﺍﺭﻡ, ﻋﺸﻘﻢ, ﺷﺮﻁ, ﺑﻨﺪﯼ, ﮐﻨﯿﻢ, 24ساعت, میتونی, بمونی, عشقم, معجزه, میتواند, پسرمان, دهد, شنید, پدرش, آهستگی, پرخرج, بپردازد, توانست, هزینه, وپولی, مداوای, اوندارند, پدر, تازگی, کارش, کوچکش, مریض, هشت, صحبت, پدرومادرش, فهمید, دخترتی, دلار, کنارت, بودمو, نشناختی, جور, لیلا, ساختی, رگت, پیدا, پنهانت, لیلایت, لیلایتو, بازیچه, برصلیب, خوارم, کردهای, وضو, کوچهی, لیلی, نشست, مجنون, نمازش, سیزدهم, مجموعه, اذر, مطب, همچنان, جونش, مدیون, ماشین, مدل, بالایش, تصادف, جون, سالم, برد, اذر92, چهاردهم, انجایی, نمیخواست, برود, کردند, همگی, پیشنهاد, شاد, شدندو, فورا, میگذارم, شوید, ذکاوت, ایستاد, بیایید, بکنیم, قایم, باشک, فضیلت, وتباهی, هادور, جمع, زمان, قدیم, پای, بشر, نرسیده, گریبانش, پیراهن, افسار, افتان, خیزان, جرم, هموار, تورا, نیمه, بیدار, نزدیک, سرای, شویم, کجا, خمار, داروغه, گوییم, خوابگاه, بدکار, دیناری, بده, وارهان, شرع, درهم, دینار, بهر, غرامت, جامه, پوسیده, نقشی, پود, تار, آگه, نیستی, درافتادت, کلاه, عقل, کلاهی, عار, بیخود, شدی, بیهوده, زند, هشیاری, بیار, اینجا, عزیزان, نشانه, ایم, درکنار, یکدیگر, شیرینی, تجربه, میکنیم, اکنون, بخشیده, ببخشد, پایش, برابر, خواستم, ملاقات, زیاد, شرمم, فایق, آمدم, بفهمم, مقام, والا, پست, تفاوت, درک, ببرم, جمله, امانم, نداد, بخوانم, برسد, درواقع, خطر, درام, نویسم, نتیجه, کندن, نداشته, مجروحیتم, ملاقاتم, نیامدی, قشنگترین, خطرناکی, روییده, هوس, بچینم, هائی, بنویسم, الان, داری, میخوانی, چشمت, یاد, غیر, گلی, میداد, ناخودآگاه, سراغ, قراری, گرمای, محبتش, لبریز, بله, معمائی, حلش, عاجز, کمک, میخواهد, مغزم, یاری, برساند, دستهایم, لرزید, سیاهی, میرفت, خیس, عرق, طور, اتاقم, رساندم, تختم, ولو, قدمهای, لرزان, طریق, رگهایم, سرایت, پیچید, سوار, امواج, نوری, دورن, رخنه, لبخندی, عجیبی, برخاسته, نمیتوانستم, ببندم, نگاهی, ستون, فقراتم, بشکند, چرایش, نمیدانم, محکوم, مجبور, نباشم, دهان, بلعید, رفتنش, طرفم, برگشت, نگاهمان, گره, حرفهایش, سکوت, عصایش, میرود, آرام, برگشتم, دیدم, عصای, بغلی, زور, دیدنش, مخصوصا, چطور, میتوانستم, صورتش, منوال, صدایش, لرزه, اندامم, سلامم, بدی, برگردم, صدات, میلرزه, گردی, نمیتونی, بکنی, اونقدر, چشات, نگام, حرفها, پتک, فرود, آمدند, طنین, آشنائی, جایم, میخکوبم, دانشگاه, میگشتم, مقابل, رسیدم, طرز, پوچم, میخندید, رخم, میکشید, مجسمه, خیره, نوشت, بگم, نشده, دور, اینه, زخمی, شدن, دستش, علاقه, بینی, کادوش, ریخته, مجروحیتش, دقیقا, نمیدونم, توش, چیه, گذاری, رفته, بسته, پیچی, جلویم, وار, دوستم, رود, میگیرد, وجود, بیشتر, معلولیتش, منی, ظاهر, اهمیت, آوردند, پاسخ, سوالاتم, نیافته, کشمکش, مدتها, نرفتم, وفایی, نالید, معلولیت, معلول, میتوانست, برزخی, وحشتناک, گرفتار, زود, آشیان, آرزوهایم, ویران, مهمتر, سوالاتی, باورم, زودی, باشند, پیام, آور, انفجار, جنگ, منجر, حادثه, ناگوار, ریخت, نزدیکی, نمیگنجیدم, مرخصی, سوغاتی, حسودی, نمانده, تلفن, مرتب, مینوشت, تماس, داشتیم, داغ, دوری, آتش, وجودمان, شعله, ورتر, تعجیل, مخالفت, اتمام, دوران, موکول, پیوندمان, محکم, میخواست, بیاید, نامزد, بشویم, میترسیدم, نکند, مشتاق, قدری, عجله, حقیقت, پیوسته, دنیای, واقعی, نظرم, خیال, انگیز, مینمود, زیباتر, یکطرفه, فردای, قصه, دلدادگی, تعریف, چنان, مجذوبش, عاشقش, وقار, بلند, شخصیت, بهتر, همانی, البته, اغماض, تصویر, قاب, کشید, دیدار, دوستان, صمیمی, عکسی, همراهم, تصویری, خیالی, اصطلاح, اقل, لحاظ, ظاهری, همپایه, توقعاتی, کاست, مسلم, موارد, نظیر, توقعات, ۱۸۰, وزن, متناسب, جذاب, نفر, وضیعت, آشنا, حالش, وخیم, مرخص, شوهرش, بماند, پرستارها, متوجه, تومور, شوهری, تخت, روبروی, پایانی, دادند, بستری, گاو, گوسفندان, دورادور, احساس, راز, قلبش, خجالتی, احساسات, ابراز, قدبلند, بمی, شاگرد, دخترک, شانزده, عاشق, هاباشید, بعضیا, نمیان, سمتت, نشو, ایراد, مگس, میره, غصه, خوردم, آوردم, طعم, بیهودگی, مشکل, ماست, واسه, قدم, واسمون, برمی, داره, کیلومتر, دویم, وقتا, لازمه, گوشیمون, بشنویم, مشترک, آدم, دیگری, آرزویت, عزیزم, بودى, دروغ, چگونه, چشمانى, زلالى, رفتنت, خیالى, تیکه, آتشی, نگاهت, سالهاست, خاموش, بکش, طرفی, سوزد, میکشم, آذر92, نبودت, نکته, بدان, روزگارم, ويران, قافيه, گرچه, حرفم, زير, پاي, رهگذران, رفتي, برگ, بيصدا, ويراني, ميدانم, هستند, بگذشتند, پژمردند, سوالي, يار, ميگذرند, ميميرند, حــقـــيـــقـــت, مـــن, تاريخ, پرسيدن, استادن, حول, ميگردد, هندسه, حرام, ديني, استادان, بیستم, شکستم, عجب, کاري, بدستم, پرستورفتنيست, بهار, افسردنيست, خنده, ديدي, ماتت, چوب, عمري, باوفايي, زهرجدايي, شبنم, پرستي, ازيک, عمر, مستي, خاک, ارزوهایم, انقدر, خورده, رنگ, فراموش, نگفت, بگذشت, حافظ, خوشا, حالت, یارم, یارت, گفتا, سرآید, گفتن, خالی, نگران, حداقل, دلی, میروم, بودنت, غمگین, میکند, ابتدای, کلمه, نمیشود, آزار, میدهد, دپرس, وفاز, یلدا, پنجم, ﻫﺮﭼﻪ, ﻣﯿﺨﻮﺍهیم, ﺑﺎشیم, یادمان, ﺁﺧﺮﺵ, ﭼﻬﺎﺭ, ﺳﻄﺮ, ﻧﻮﺷﺘﻪ, سنگ, ﻣﺮﻣﺮ, ﻣﺘﺮﯼ, ﺧﻮﺍهیم, هوش, سرش, ناله, چشمش, افتاد, یهو, شام, توی, بدترین, نگرانی, محبت, دریغش, فرزند, احساساتش, غالب, پرواز, عاقبت, ماهی, شوری, دریا, نمک, گیر, عمل, دیروز, خاص, یکشنبه, اخم, مهربانیت, خطاب, هوایی, نشوم, نمیدانی, آیند, شوم, ببین, تبش, عین, پفیلا, راهم, نیما, شباهنگام, لبخندت, تعادل, میریزد, بخند, سازم, آنانی, خیالشان, آنهاست, ولى, مانند, دلت, زیباست, خطا, کنند, میکنند, پاکترین, خطای, دنیاست, دی92, ششم, دلتنگ, روزهایی, معنای, خداحافظ, شاید, ختم, هزارم, تلاوت, هوا, ریسید, خلاص, کاش, گلویم, تنگ, اولش, بدنت, گرمه, حالیت, دفعه, دردش, شروع, تازه, میفهمی, سرت, اومده, کوفتگی, تصادفه, فاصله, بهانه, زمستان92, گلایه, هایم, نادیده, بگیر, خودت, میدانی, تـــــــــــو, ندارم, مهربانم, صدایت, همچو, لالایی, مادرانه, باشی, تاریکی, زییا, میشود, دستانت, هرجا, میرسانم, تنهاییم, کنج, ویرانه, بغل, حسرت, متن, ودست, بهمن92, سفارش, راحت, کلید, چراغ, میدهم, میمیرم, کتاب, بخوان, هشتم, مریزاد, پروردگارم, کلفتی, آفریدی, صبوری, سینه, سپرده, شانه, هایی, طعنه, هارا, میکشند, نمیشکنند, عشقش, مدتهاست, نمیگیرد, معلم, وقته, داغونی, آبی, صورتت, بزن, بایدها, شبیه, همید, کدامتان, نرسیدم, زمستان, توست, میلرزاند, چهارستون, بگذار, حفظ, آبروى, هاي, سري, ورود, چتروم, بنر, کلیک, ممنون, دادنتون, مارو, خوشحال, خواهشا, اگه, خوشتون, لدفن, امیدارم, لحظات, داسته, باشید, موفق, کردید, اومدید, بنده, اهویم, اطراف, بگذارند,
Text of the page (random words):
یهو گفت تو شام خوردی عشق مادر یعنی همین که توی بدترین شرایط نگرانی و محبت بی دریغش به فرزند بر همه احساساتش غالب میشه پرواز کرد عاقبت ماهی که شوری دریا برای نمک گیر کردنش کافی نبود ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهیم ﺑﺎشیم ولی یادمان باشد که ﺁﺧﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ سنگ ﻣﺮﻣﺮ ﯾﮏ ﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﺍهیم ﺷﺪ بقیه اس مس ها در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 12 16 توسط mohammad اس مس های دپرس وفاز سنگین آذر 92 شب یلدا تنها یک حرف مرا آزار میدهد حتی یک کلمه هم نمیشود تنها یک حرف مرا هر روز غمگین تر میکند همان یک ن که در ابتدای بودنت نشسته است با دستان خالی از دنیا خواهم رفت نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است اولین سلام و آخرین خداحافظی گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت حافظ خوشا به حالت یارم گذشت و یارت گفتا غمت سرآید انقدر زمین خورده ام که رنگ آسمان را فراموش کرده ام بوی خاک میدهند تمام ارزوهایم ادامه اس مس ها در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 17 14 توسط mohammad شعر های زیبا سری 2 اين هم ازيک عمر مستي کردنم سالها شبنم پرستي کردنم اي دلم زهرجدايي را بخور چوب عمري باوفايي را بخور اي دلم ديدي که ماتت کرد و رفت خنده اي بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم اين بهار افسردنيست من که گفتم اين پرستورفتنيست آه عجب کاري بدستم داد دل هم شکست هم شکستم داد دل بقیه در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 13 17 توسط mohammad عشق از دید استادان از استاد ديني پرسيدند عشق چيست گفت حرام است از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست گفت نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست گفت بقیه ی جواب استادن در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 13 8 توسط mohammad شعر های زیبا حــقـــيـــقـــت مـــن روزها ميگذرند لحظه ها ميميرند چه کنم من بي تو اين سوالي ست که هر لحظه و دم يار من است روزها بگذشتند لحظه ها پژمردند خاطراتت هستند در همه ثانيه ها خوب ميدانم من پشت ويراني اين ثانيه ها از غمت خواهم مرد گوشه اي بيصدا رفتي و افتادم مثل يک برگ خزان زير پاي همه رهگذران گرچه حرفم تلخ است شعر بي قافيه است روزگارم ويران تو اين نکته بدان با نبودت مردم گر چه دارم من جان ادامه شعر ها در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12 58 توسط mohammad اس مس های دلتنگی با موضوع سیگار آذر92 این بار سیگار را بکش از طرفی که می سوزد تا بدانی چه میکشم آتشی از نگاهت می خواهم سالهاست که این نخ سیگار در دستم خاموش است بقیه اس مس ها ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 24 توسط mohammad اس مس های تیکه دار رفتنت را خیالى نیست فقط مانده ام چگونه در چشمانى به آن زلالى جا داده بودى آن همه دروغ را عزیزم دیگر حتی نمی خواهم آرزویت باشم آرزو می کنم او آرزوی تو باشد آرزوی او دیگری گاهی وقتا لازمه از گوشیمون بشنویم مشترک مورد نظر آدم نمی باشد قطع کن مشکل از خود ماست واسه کسی که یه قدم واسمون برمی داره دو کیلومتر می دویم تمام غصه های که برایت خوردم بالا آوردم طعم بیهودگی می داد از اینکه بعضیا نمیان سمتت ناراحت نشو ایراد از تو نیست مگس هیچ وقت سمت گل نمی ره همیشه میره سمت یه چیزی مث خودش نظر یادتون نره مرسی های فراوان منتظر ادامه اس مس هاباشید نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 4 توسط mohammad داستان عشق پنهان دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد پسر قدبلند بود صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد بقیه داستان در ادامه مطالب ادامه نوشته نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17 31 توسط mohammad زن و شوهر و گاو و گوسفندان چند روزی که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم بقیه ی داستان در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17 8 توسط mohammad داستان زیبای گل خشکیده قد بالای ۱۸۰ وزن متناسب زیبا جذاب و این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد تصویری خیالی از آن مرد رویاهایم در گوشه ای از ذهنم حک کرده بودم همچون عکسی همه جا همراهم بود تا اینکه دیدار محسن برادر مرجان یکی از دوستان صمیمی ام به تصویر خیالم جان داد و آن را از قاب ذهنم بیرون کشید از این بهتر نمیشد محسن همانی بود که میخواستم البته با کمی اغماض ولی خودش بود همان قدر زیبا با وقار قد بلند با شخصیت و در همان نگاه اول چنان مجذوبش شدم که انگار سالها عاشقش بوده ام و وقتی فردای آن روز مرجان قصه ی دلدادگی محسن به من را تعریف کرد فهمیدم که این عشق یکطرفه نیست وای که آن روز ها چقدر دنیا زیباتر شده بود رویاهایم به حقیقت پیوسته بود و دنیای واقعی در نظرم خیال انگیز مینمود به اندازه یی که گاهی وقت ها میترسیدم نکند همه ی اینها خواب باشد اما محسن از من مشتاق تر بود و به قدری در وصال مان عجله داشت که میخواست قبل از رفتن به سربازی به خواستگاری ام بیاید و با هم نامزد بشویم ولی پدرم با این تعجیل مخالفت کرد و موضوع به بعد از اتمام دوران خدمت محسن موکول شد محسن که به سربازی رفت پیوندمان محکم تر شد چرا که داغ دوری آتش عشق را در وجودمان شعله ورتر کرده بود و اگر قبل از آن هفته یی یک بار با هم تماس داشتیم حالا هر روز محسن به من تلفن میکرد و مرتب برایم نامه مینوشت هر بار که به مرخصی می آمد آن قدر برایم سوغاتی می آورد که حتی مرجان هم حسودی اش میشد اما درست زمانی که چند روزی به پایان خدمت محسن نمانده بود و من از نزدیکی وصال مان در پوست خود نمیگنجیدم ناگهان حادثه یی ناگوار همه چیز را به هم ریخت انفجار یک مین باز مانده از جنگ منجر به قطع یکی از پاهای محسن شد این خبر تلخ را مرجان برایم آورد همان کسی که اولین بار پیام آور عشق محسن بود باورم نمیشد روزهای خوشی ام به این زودی به پایان رسیده باشند چقدر زود آشیان آرزوهایم ویران شده بود و از همه مهمتر سوالاتی بود که مرا در برزخی وحشتناک گرفتار کرده بود آیا من از شنیدن خبر معلولیت محسن برای خودش ناراحت بودم یا اینکه آیا محسن معلول هنوز هم میتوانست مرد رویاهایم باشد آیا او هنوز هم در حد و اندازه های من بود منی که آن قدر ظاهر زیبای شوهر آینده ام برایم اهمیت داشت محسن را که آوردند هنوز پاسخ سوالاتم را نیافته بودم و با خودم در کشمکش بودم برای همین تا مدتها به ملاقاتش نرفتم تا اینکه مرجان به سراغم آمد آن روز مرجان در میان اشک و آه از بی وفایی من نالید و از غم محسن گفت از اینکه او بیشتر از معلولیتش ناراحت این است که چرا من به ملاقاتش نرفته ام مرجان از عشق محسن گفت از اینکه با وجود بی وفائی من هنوز هم دیوانه وار دوستم دارد و از هر کسی که به ملاقاتش می رود سراغم را میگیرد هنگام خداحافظی مرجان بسته یی کادو پیچی شده جلویم گرفت و گفت این آخرین هدیه یی است که محسن قبل از مجروحیتش برایت تهیه کرده بود دقیقا نمیدونم توش چیه اما هر چی هست محسن برای تهیه ی اون به منطقه ی مین گذاری شده رفته بود و این هم که می بینی روی کادوش خون ریخته برای اینه که موقع زخمی شدن کادو دستش بوده و به خاطر علاقه ی به تو حاضر نشده بود اون رو از خودش دور کنه بعد نامه یی به من داد و گفت این نامه رو محسن امروز برای تو نوشت و گفت که بهت بگم نامه و هدیه رو با هم باز کنی مرجان رفت و ساعت ها آن کادوی خونین در دستم بود و مثل یک مجسمه به آن خیره مانده بودم اما جرات باز کردنش را نداشتم خون خشکیده ی روی آن بر سرم فریاد میزد و عشق محسن را به رخم میکشید و به طرز فکر پوچم میخندید مدتی بعد یک روز که از دانشگاه بر میگشتم وقتی به مقابل خانه مان رسیدم طنین صدای آشنائی که از پشت سرم می آمد سر جایم میخکوبم کرد _ سلام مژگان خودش بود محسن اما من جرات دیدنش را نداشتم مخصوصا حالا که با بی وفائی به ملاقاتش نرفته بودم چطور میتوانستم به صورتش نگاه کنم مدتی به همین منوال گذشت تا اینکه دوباره صدایم کرد و این بار شنیدن صدایش لرزه بر اندامم انداخت _ منم محسن نمی خوای جواب سلامم رو بدی در حالی که به نفس نفس افتاده بودم بدون اینکه به طرفش برگردم گفتم _ س سلام _ چرا صدات میلرزه چرا بر نمی گردی نکنه یکی از پاهای تو هم قطع شده که نمیتونی این کار رو بکنی یا اینکه نکنه اونقدر از چشات افتادم که حتی نمی خوای نگام کنی این حرفها مثل پتک روی سرم فرود می آمدند طوری که به زور خودم را سر پا نگه داشته بودم حرفهایش که تمام شد مدتی به سکوت گذشت و من هنوز پشت به او داشتم تا وقتی که از چلق و چلق عصایش فهمیدم که دارد میرود آرام به طرفش برگشتم و او را دیدم با یک پا و دو عصای زیر بغلی کمی به رفتنش نگاه کردم ناگهان به طرفم برگشت و نگاهمان به هم گره خود وای که چقدر دوست داشتم زمین دهان باز میکرد و مرا می بلعید تا مجبور نباشم آن نگاه سنگین را تحمل کنم نگاهی که کم مانده بود ستون فقراتم را بشکند چرایش را نمیدانم اما انگار محکوم به تحمل آن شرایط شده بودم که حتی نمیتوانستم چشمهایم را ببندم مدتی گذشت تا اینکه محسن لبخندی زد و رفت حس عجیبی از لبخند محسن برخاسته بود سوار بر امواج نوری به دورن چشمهایم رخنه کرد و از آنجا در قلبم پیچید و همچون خون از طریق رگهایم به همه جای بدنم سرایت کرد داخل خانه که شدم با قدمهای لرزان هر طور که بود خودم را به اتاقم رساندم و روی تختم ولو شدم تمام بدنم خیس عرق شده بود دستهایم می لرزید و چشمهایم سیاهی میرفت اما قلبم قلبم با تپش میگفت که این بار او میخواهد به مغزم یاری برساند و آن در حل معمائی که از حلش عاجز بودم کمک کند بله من هنوز محسن را دوست داشتم و هنوز خانه ی قلبم از گرمای محبتش لبریز بود که چنین با دیدن محسن به تپش افتاده بود و بی قراری میکرد ناخودآگاه به سراغ کادو رفتم و آن را گشودم داخل آن چیزی نبود غیر از یک شاخه گلی خشکیده که بوی عشق میداد به یاد نامه ی محسن افتادم و آن را هم گشودم سلام مژگان میدانم الان که داری نامه را میخوانی من از چشمت افتاده ام اما دوست دارم چیز هائی در مورد آن شاخه گل خشکیده برایت بنویسم تا بدانی زمانی که زیبائی آن گل مرا به هوس انداخت تا آن را برایت بچینم میدانستم گل در منطقه خطرناکی روییده اما چون تو را خیلی دوست داشتم و میخواستم قشنگترین چیز ها برای تو باشد جلو رفتم و بعد از مجروحیتم که تو به ملاقاتم نیامدی فکر کردم از دست دادن یک پا ارزش کندن آن گل را نداشته اما حالا که درام این نامه را می نویسم به این نتیجه رسیده ام که من با دیدن آن گل نه فقط به خاطر تو که درواقع به خاطر عشق خطر کردم و جلو رفتم عشق ارزش از دست دادن جان را دارد چه برسد به یک پا و گریه امانم نداد تا بقیه ی نامه را بخوانم اما همین چند جمله محسن کافی بود تا به تفاوت درک عشق بین خودم و محسن پی ببرم و بفهمم که مقام عشق در نظر او چقدر والا است و در نظر من چقدر پست چند روزی گذشت تا اینکه بر شرمم فایق آمدم به ملاقات محسن رفتم و گفتم که ارزش عشق او برای من آن قدر زیاد است که از دست دادن یک پایش در برابر آن چیزی نیست و از او خواستم که مرا ببخشد اکنون سالها ست که محسن مرا بخشیده و ما درکنار یکدیگر زندگی شیرینی را تجربه میکنیم ما هنوز آن کادوی خونین و آن شاخه گل خشکیده را به نشانه ی عشق مان نگه داشته ایم نظر یادتون نره مرسی های فراوان نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 56 توسط mohammad شعر زیبای مست و محتسب محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست گفت مستی زان سبب افتان و خیزان می روی گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست گفت می باید تورا تا خانهٔ قاضی برم گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم گفت والی از کجا در خانهٔ خمار نیست گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم گفت پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست گفت می بسیار خوردی زان سبب بیخود شدی گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست گفت باید حد زند هشیار مرد مست را گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست منتظر نظر ها ی شما عزیزان هستم نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 21 توسط mohammad داستان عشق و دیوانگی در زمان های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها وتباهی هادور هم جمع شده بودند ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک همگی از این پیشنهاد شاد شدندو دیوانگی فورا فریاد زد من چشم میگذارم شما ها پنهان شوید و از انجایی که کسی نمیخواست دنبال دیوانگی برود قبول کردند بقیه داستان در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18 36 توسط mohammad اس ام اس های فاز سنگین اذر92 از تصادف جون سالم به در برد میگفت جونش را مدیون ماشین مدل بالایش هست و خدا همچنان لبخند میزد بقیه در ادامه مطب دنبال کنید مجموعه اس ام اس های فاز سنگین اذر 92 ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12 21 توسط mohammad شعر های عاشقانه سری 1 روزی مجنون نمازش را شکست بی وضو بر کوچهی لیلی نشست گفت یا رب از چه خوارم کردهای برصلیب عشق دارم کرده ای مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلایتو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی در کنارت بودمو نشناختی بقیه شعر های عاشقانه در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12 38 توسط mohammad دخترتی که فقط 5 دلار برای نجات برادرش داشت سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرومادرش فهمید که برادر کوچکش سخت مریض است وپولی هم برای مداوای اوندارند پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه ی جراحی پرخرج برادرش را بپردازد سارا شنید که پدرش به آهستگی به مادرش گفت فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد بقیه رو در ادامه مطلب دنبال کنید ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12 7 توسط mohammad 24ساعت میتونی بدون من بمونی عشقم ﺩﺧﺘﺮ ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ۲۴ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﭘﺴﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ۲۴ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ میشه ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ۲۴ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ میشه ﻭ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ میزنه ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪ میشه ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺴﺖ ۲۴ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 30 توسط mohammad مادر دوستت دارم دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت در سن یک سالگی پدرم مرد ومادرم برا اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خونه های مردم رخت و لباس میشست حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چکار کنم استاد به او گفت از تو خواسته ای دارم به منزل برو و دست مادرت را بشور فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی و جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد زیرا اولین بار بود که دستان مامانش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده وتماما تاول زده و ترک برداشته اند را دید طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز میفتاد پس از شستن دستان مادرش نتونست تا فردا صبر کند و همون موقع به استاد خود زنگ زد و گفت ممنونم که راه درست را بهم نشون دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون اون زندگی را برای آینده من تباه کرد به سلامتی همه مادرا نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 19 توسط mohammad چرا بزرگ شدم دلم بچگیمو میخواد پاهای شنی دستای کاکائویی دلم میخواد وقتی بلال میخورم کل صورتم ذغالی شه 100بار یه سرسره ی 1 متری رو برم و خسته نشم چایی رو با 10تاقند بخورم بستنی و پفکو لواشکو با هم بخورم سر چیزایه مسخره انقد بخندم بیفتم کف اتاق دلم میخواد مثل بچگیام بوی سیگار حالمو بد کنه آدمس بچسبونم زیر میز کلاسا عیدیامو بریزم تو اون قلک دلم میخواد بازم رو دیوارنقاشی کنم دلم میخواد وقتی گریه میکنم مادرم صورتمو پاک کنه نه پیرهن تنم دلم میخواد تو خواب غلت بزنم جایه اینکه حرف بزنم 1000تومن تو جیبم باشه و دلم خوش باشه از شاخه درختا بالا برم غروبای بعضی روزا فقط منتظره آنشرلی باشم ولم کنی تا صبح تو شهر بازی باشم مادرم که نماز میخونه برم جلوش انقد ادا در بیارم تا بخنده نمازشو بشکنه بزرگترین اشتباهم این بود که ارزو کردم بزرگ شم دنبا ادم بزرگا خیلی سرد و تنهاست نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10 3 توسط mohammad _________________ _________________ _________________...
|