Meta tags:
description= زائر كربلا;
Headings (most frequently used words):
الله, زائر, كربلا, حجربن, عدی, رضی, من, انقلابی, ام, فقط, حیدرامیرالمومنین, است, شهداء, برمنکر, رسول, اعظم, لعنت, یازینب, سلام, علیها, آتشم, زدند, زیارت, نامه, سید, مهدی, قوام, زن, روسپی, ارزش, گریه, بر, امام, حسین, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (32), سید (26), این (24), بود (18), ۱۳۹۱ (16), شده (15), نوشته (14), حاج (13), كربلا (12), شما (12), های (11), عاشق (11), ساعت (11), آقا (11), طرف (11), توسط (10), محسن (10), حسین (10), شود (10), کند (10), آتشم (10), زدند (10), راه (9), کرد (9), ۱۳۸۹ (8), گریه (8), امام (8), مرشد (8), الله (7), ۱۳۹۰ (7), نگاه (7), انگار (7), خیابان (7), همان (6), حضرت (6), خود (6), نمی (6), هیئت (5), سلام (5), تیر (5), وقت (5), اگر (5), همه (5), براى (5), زار (5), حرم (5), دست (5), مهدی (5), حاجی (5), صاحب (5), مشتری (5), شهریور (4), آبان (4), اردیبهشت (4), بحرالعلوم (4), فرمود (4), زیارت (4), خیمه (4), بعد (4), ایشان (4), بدهم (4), گفت (4), خدا (4), خودش (4), دوشنبه (4), نزدیک (4), آید (4), مرا (4), قوام (4), قدری (4), جمع (4), دیگری (4), نبود (4), رنگ (4), کردیم (4), شروع (4), امشب (4), عشاق (3), شهید (3), شعر (3), مهر (3), فروردین (3), خرداد (3), خانه (3), افتاد (3), فکر (3), بـه (3), ثواب (3), کنندگان (3), سیدالشهداء (3), دهد (3), اشک (3), عرب (3), همراه (3), دور (3), بدهید (3), دیگر (3), کرده (3), چون (3), آنها (3), مال (3), صحن (3), مرد (3), خورد (3), کمی (3), لاله (3), پاکت (3), باران (3), کنند (3), چشم (3), اصلی (3), محفل (3), زیر (3), گوید (3), خانم (3), آنجا (3), باشد (3), هوای (3), جانم (3), تازه (3), حواسش (3), پایین (3), تند (3), مضطرب (3), چراغ (3), شهداء (3), خواندن (3), السلام (3), شعله (3), رسول (3), یکشنبه (3), الزینب (2), عشق (2), یعنی (2), قاصدکهای (2), اهل (2), فاطمه (2), علیها (2), سوخته (2), مرداد (2), بهمن (2), ۱۳۹۲ (2), لبيك (2), خامنه (2), مطالب (2), تشرف (2), مساله (2), بـر (2), گناهان (2), شخص (2), جناب (2), چیز (2), شاید (2), باشم (2), دارد (2), نامه (2), تمام (2), سوار (2), تعجب (2), درباریان (2), بسیار (2), دید (2), وارد (2), داشتند (2), سلطان (2), پذیرایى (2), کردند (2), زیرا (2), دیگرى (2), روز (2), جدا (2), باید (2), انجام (2), یکى (2), گوسفند (2), هرچه (2), دارم (2), پیکر (2), داد (2), بدهد (2), نمى (2), تواند (2), نظر (2), حال (2), اینها (2), ارزش (2), بودند (2), ایستاده (2), مدت (2), عرض (2), ایستد (2), گیرد (2), صدایش (2), صدا (2), برای (2), نوبت (2), یکی (2), کنار (2), چندسال (2), دارند (2), درد (2), سمت (2), بینی (2), زود (2), سرش (2), انداخت (2), استغفرالله (2), ربی (2), اتوب (2), الیه (2), جای (2), پیرمرد (2), کنید (2), جمعیت (2), باز (2), مسجد (2), التماس (2), شمس (2), خیلی (2), جوان (2), اما (2), هنوز (2), میانسالی (2), نرسیده (2), برق (2), جوراب (2), شلواری (2), توری (2), گیس (2), پریشان (2), گرفته (2), دوره (2), زمونه (2), معترضش (2), بشوند (2), دسته (2), مجلس (2), برسد (2), ارباب (2), گفتم (2), یاد (2), نوکری (2), اول (2), نیزه (2), نما (2), شدم (2), ضریح (2), زیبا (2), علیک (2), شنبه (2), دلم (2), زینب (2), سجده (2), جذبه (2), جلوه (2), شبی (2), الزمان (2), لعنت (2), اعظم (2), علیه (2), فقط (2), انقلابی (2), عدی (2), زائر (2), blogfa, com, مکتب, العباس, دربست, شهادت, رضا, آئینی, شمیم, پرسه, ناسوت, خادمین, شهدا, گمنام, کریم, بیت, همت, ولایت, فقیه, نرگس, بيا, قمر, بنی, هاشم, هيئت, الزينب, دوستداران, منصور, ارضي, حميدعليمي, پیوندها, آذر, اسفند, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, كوي, حسينيم, ديوانه, بين, الحرمينيم, حسين, قدیمی, چهارشنبه, قصد, سامرا, تنها, براه, بین, راجع, امـام, آمرزد, متوجه, عربى, سـوار, اسـب, اسـت, رسـید, بعدپرسید, درباره, فرو, رفته, اندیشه, علمى, بفرمایید, سـیـد, بـحرالعلوم, باره, کنم, چطور, خداى, تعالى, زائریـن, مثلا, هرقدمى, بـرمـى, عمره, عملش, قطره, صغیره, کبیره, آمرزیده, نکن, مثالى, آورم, مشکل, سـلـطـانـى, شکار, رفت, شکارگاه, همراهیانش, سـخـتى, فوق, العاده, گرسنه, سیاه, چـادر, پیرزنى, پسرش, آنان, گوشه, عنیزه, شیرده, مصرف, شیر, زندگى, گرداندند, وقـتى, نشناختند, ولى, خاطر, مهمان, سربریده, کباب, نداشتند, خوابید, طورى, رسانید, جریان, اطرافیان, نقل, نـهـایت, سؤال, بخواهم, پاداش, میهمان, نوازى, پیرزن, فرزندش, راداده, عملى, حضار, وزراء, اشرفى, فلان, مزرعه, سـلطان, سلطنت, تاج, تختم, مقابله, مثل, دادند, حالا, منال, اهـل, عـیـال, پـسر, برادر, دختر, خواهر, داشت, خـداونـد, زائرین, اجر, نباید, نمود, خـدائیش, کارى, یعنى, صـرف, مقامات, عالى, زوار, درجاتى, عنایت, عین, جزاى, کامل, فداکارى, داند, غایب, پایگاه, خبری, صراط, سرشان, کوبیدند, تابوت, اندازه, بزرگ, معصومه, کلاه, شاپویی, لنگ, آمده, نگاهش, گره, زنی, شدت, محجوب, کنارش, مدیدی, پاییده, ادبی, بنده, خواهد, سلامی, دورتر, نقاب, صورتش, بهتر, بشنود, صدای, بغض, نشناختید, یادتان, یکبار, همیشه, دکان, تعطیل, کردید, خوب, بار, چشمان, روحانی, اخلاقی, دهه, تهران, تعریف, روزی, آوردند, دفن, وقتی, نشده, ایست, ملحق, تمامی, ندارد, دانم, سینه, رواق, خارج, همینجور, رسد, قیافه, شان, باشند, کماکان, زیرلب, استفرالله, بروید, پیش, آقاسید, باهاتان, کاری, تردید, افتد, همانجا, ترسد, مشایعت, چیزی, سکوت, دخترم, اید, بشود, فهمیده, کلماتش, همچون, هایش, مجبورم, احتیاج, ولی, بیرون, آورد, نشمرده, فکرش, برو, بیاید, اینجا, درست, نشنیده, سیدمهدی, قباحت, نداره, شمای, اولاد, پیغمبر, ببیند, فاحشه, کار, سبحان, مکثی, بزرگواری, ایشون, باشیم, بالاخره, اکراه, راضی, اینبار, رود, جور, همینطور, خداحافظی, جیب, کتش, ناقابل, اجرتون, نکند, بزرگوار, بدون, اینکه, حساب, کتاب, گذار, قبایش, دخل, سپرده, منزل, همراهی, کنن, ساله, لبخندزنان, دعای, راهی, روشن, شوند, الحمدلله, آبروداری, برگزار, پله, منبر, الدین, بانی, میان, بهش, الهادی, روسپی, آخر, توسل, هدیه, علمدار, انقلابمان, رهبرمان, مرجعمان, سیدعلی, راستی, افتادم, انتخاب, جاری, سند, امضاء, قبر, فریاد, احساس, کردم, هستند, زائران, زمین, دیوار, سنگ, معدن, سخا, صید, میکشی, بیا, نگار, آشنا, غمم, سحر, نوکریی, مفتخر, اوج, زیبائی, ذاکر, پوستم, گنجیدم, منقلب, دستم, سوی, سیدالشهدا, گرفتم, سایر, دوستان, لحظات, زیبای, سفر, معنوی, غروب, جمعه, باب, القبله, مان, مطهر, دوخته, جلسه, آغازشد, فضا, اختیار, غزل, زمان, تشکر, جدش, کربلا, عرشی, انسان, میکند, اباعیدالله, الحسین, شکرخدا, جبرییل, بالم, معراج, خلیل, گلستان, نشین, عزای, مدینه, هیزم, ازاین, داغ, کربلای, بردند, روی, عمر, کجاست, خورشید, گفتند, بوریای, دیروز, عصر, تعزیه, خوانان, شهرمان, امروز, نیز, نیّر, وعمان, ومحتشم, رثای, پای, عالم, محیط, نقطه, پرگار, لبی, شنوی, ترانه, نگهی, عاشقانه, قدمی, جاودانه, حرمی, نشانه, بیکرانه, ملیکه, دادار, شامی, روشنایی, شور, شگفتی, مشرب, شمع, شاهد, شرابی, نسیم, حضوری, لبالب, تاب, سرم, گرم, یازینب, آجرک, منکر, فدای, پیامبراکرم, لبیک, صلی, وآله, برمنکر, هفته, دفاع, مقدس, شهدای, عزیزمان, گرامی, باد, زندگی, ننگ, دگر, تنگ, حیدر, امیرالمومنین, یاامیرالمومنین, علی, ابن, ابیطلب, حیدرامیرالمومنین, اللهم, عجل, لولیک, الفرج, ادرکنی, ازمرقد, حجرابن, فهمیدم, چیست, مزار, پنهان, تاریخ, زتکرار, گریان, بانوح, بگو, طوفان, حجربن, رضی,
Text of the page (random words):
زائر كربلا زائر كربلا حجربن عدی رضی الله تاریخ زتکرار خودش گریان است بانوح بگو که نوبت طوفان است ازمرقد حجرابن عدی فهمیدم از چیست مزار فاطمه س پنهان است یا صاحب الزمان ادرکنی اللهم عجل لولیک الفرج نوشته شده در سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20 13 توسط محسن عاشق كربلا من انقلابی ام من انقلابی ام نوشته شده در یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20 1 توسط محسن عاشق كربلا فقط حیدرامیرالمومنین ع است السلام علیک یاامیرالمومنین علی ابن ابیطلب علیه السلام فقط حیدر امیرالمومنین ع است نوشته شده در یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۱ ساعت 13 10 توسط محسن عاشق كربلا شهداء دگر این خانه مرا تنگ بود زندگی بی شهداء ننگ بود هفته دفاع مقدس و یاد شهدای عزیزمان گرامی باد نوشته شده در یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت 11 44 توسط محسن عاشق كربلا برمنکر رسول اعظم ص لعنت لبیک یا رسول الله صلی الله علیه وآله جانم فدای پیامبراکرم ص بر منکر حضرت رسول اعظم ص لعنت آجرک الله یا صاحب الزمان عج نوشته شده در دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10 33 توسط محسن عاشق كربلا یازینب سلام الله علیها امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است امشب که از نسیم حضوری لبالب است شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است شامی که روشنایی روز است امشب است امشب شب ملیکه دادار زینب است این جلوه جلوه های شبی بیکرانه است این جذبه جذبه حرمی بی نشانه است این سجده سجده بر قدمی جاودانه است این شعله شعله نگهی عاشقانه است از هر لبی که می شنوی این ترانه است عالم محیط و نقطه پرگار زینب است نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۱ ساعت 9 38 توسط محسن عاشق كربلا آتشم زدند این اشک ها به پای شما آتشم زدند شکرخدا برای شما آتشم زدند من جبرییل سوخته بالم نگاه کن معراج چشم های شما آتشم زدند سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم هر جا که در عزای شما آتشم زدند از آن طرف مدینه و هیزم ازاین طرف با داغ کربلای شما آتشم زدند بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن یک عمر در هوای شما آتشم زدند گفتم کجاست خانه خورشید شعله ور گفتند بوریای شما آتشم زدند دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان همراه خیمه های شما آتشم زدند امروز نیز نیّر وعمان ومحتشم با شعر در رثای شما آتشم زدند نوشته شده در سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10 4 توسط محسن عاشق كربلا زیارت نامه السلام علیک یا اباعیدالله الحسین ع زیارت امام حسین ع در کربلا زیبا و عرشی است و انسان را به خدا نزدیک میکند از لحظات زیبای این سفر بسیار معنوی ساعت شروع هیئت عشاق الزینب س غروب جمعه در باب القبله حرم امام حسین ع بود نگاه مان به ضریح مطهر دوخته شده بود که جلسه آغازشد به قدری این فضا زیبا بود که بی اختیار گریه می کردیم و در همان اول که با غزل امام زمان عج شروع شد از آقا تشکر کردیم که ما را به حرم جدش راه داد است اوج زیبائی جای بود که ذاکر هیئت شروع به خواندن این شعر کرد و من دیگر در پوستم نمی گنجیدم و به قدری منقلب شدم که دستم را رو به سوی ضریح سیدالشهدا ع گرفتم و همراه سایر دوستان شروع به خواندن کردیم بیا نگار آشنا شب غمم سحر نما مرا به نوکریی خود شه ها تو مفتخر نما معدن سخا حسین صید نیزه ها حسین شهید سر جدا حسین میکشی مرا حسین ع من احساس کردم همه ی حرم با ما در حال خواندن هستند زائران زمین دیوار سنگ ها و اشک ها بود که جاری شد و به آقا التماس کردیم که سند نوکری ما را امضاء کند و شب اول قبر به فریاد ما برسد راستی یاد شهداء و امام افتادم که ارباب همه آنها را به نوکری انتخاب کرد در آخر هیئت به ارباب گفتم این زیارت و توسل از طرف ما هدیه به علمدار انقلابمان رهبرمان و مرجعمان امام سیدعلی خامنه ای نوشته شده در دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 19 57 توسط محسن عاشق كربلا سید مهدی قوام و زن روسپی هو الهادی زن خیلی جوان نبود اما هنوز سن میانسالی اش هم نرسیده بود مضطرب این طرف آن طرف را نگاه می کرد زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار جوراب شلواری توری رنگ تند لب ها گیس های پریشان رنگ دیگری به خود گرفته بود دوره و زمونه ای نبود که معترضش بشوند حاج مرشد جانم آقا سید آنجا را می بینی آن خانم حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود زود سرش را انداخت پایین استغفرالله ربی و اتوب الیه سید مهدی قوام چراغ های مسجد دسته دسته روشن می شوند الحمدلله ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد آقا سید مهدی که از پله های منبر پایین می آید حاج شمس الدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز می کند تا برسد بهش جمعیت هم همینطور که سلام می کنند راه باز می کنند تا دم در مسجد وقت خداحافظی حاجی دست می کند جیب کتش آقا سید ناقابل اجرتون با صاحب اصلی محفل دست شما درد نکند بزرگوار سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند می گذار پر قبایش مدت ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری آقا سید حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می کنن حاج مرشد پیرمرد ۵۰ ۶۰ ساله لبخندزنان نزدیک می شود التماس دعای حاج شمس و راهی راه زن خیلی جوان نبود اما هنوز سن میانسالی اش هم نرسیده بود مضطرب این طرف آن طرف را نگاه می کرد زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار جوراب شلواری توری رنگ تند لب ها گیس های پریشان رنگ دیگری به خود گرفته بود دوره و زمونه ای نبود که معترضش بشوند حاج مرشد جانم آقا سید آنجا را می بینی آن خانم حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود زود سرش را انداخت پایین استغفرالله ربی و اتوب الیه سید انگار فکرش جای دیگری است حاجی برو صدایش کن بیاید اینجا حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد تند به سیدمهدی نگاه می کند حاج آقا یعنی قباحت نداره من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر این وقت شب یکی ببیند نمی گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند سبحان الله سید مکثی می کند بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید به ما نمی خورد مشتری باشیم حاج مرشد بالاخره با اکراه راضی می شود اینبار او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه می کند و سمت زن می رود زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده کمی خودش را جمع و جور می کند به قیافه شان که نمی خورد مشتری باشند حاج مرشد کماکان زیرلب استفرالله می گوید خانم بروید آنجا پیش آن آقاسید باهاتان کاری دارند زن با تردید راه می افتد حاج مرشد همانجا می ایستد می ترسد از مشایعت آن زن زن چیزی نمی گوید سکوت کرده مشتری اگر مشتری باشد خودش دخترم این وقت شب ایستاده اید کنار خیابان که چه بشود شاید زن کمی فهمیده باشد کلماتش قدری هوای درد دل دارد همچون چشم هایش که قدری هوای باران حاج آقا به خدا مجبورم احتیاج دارم سید ولی مشتری بود پاکت را بیرون می آورد و سمت زن می گیرد این مال صاحب اصلی محفل است من هم نشمرده ام مال امام حسین ع است تا وقتی که تمام نشده کنار خیابان نه ایست سید به حاجی ملحق می شود و دور انگار باران چشم های زن تمامی ندارد چندسال بعد نمی دانم چندسال حرم صاحب اصلی محفل سید دست به سینه از رواق خارج می شود زیر لب همینجور سلام می دهد و دور می شود به در صحن که می رسد نگاهش به نگاه مرد گره می خورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می پاییده نزدیک می آید و عرض ادبی زن بنده می خواهد سلامی عرض کند مرد که دورتر می ایستد زن نزدیک می آید و کمی نقاب از صورتش بر می گیرد که سید صدایش را بهتر بشنود صدا همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض آقا سید من را نشناختید یادتان می آید که یکبار برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید همان پاکت آقا سید من دیگر خوب شده ام این بار نوبت باران چشمان سید است سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف می کرد روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند به اندازه ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند زار زار گریه می کردند و سرشان را می کوبیدند به تابوت نوشته پایگاه خبری صراط نوشته شده در دوشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 12 6 توسط محسن عاشق كربلا ارزش گریه بر امام حسین ع تشرف سید بحرالعلوم و ارزش گریه بر امام حسین ع سید بحرالعلوم ره به قصد تشرف به سامرا تنها براه افتاد در بین راه راجع به این مساله که گریه بـر امـام حسین ع گناهان را مى آمرزد فکر مى کرد همان وقت متوجه شد که شخص عربى که سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـید و سلام کرد بعدپرسید جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته اى و در چه اندیشه اى اگر مساله علمى است بفرمایید شاید من هم اهل باشم سـیـد بـحرالعلوم فرمود در این باره فکر مى کنم که چطور مى شود خداى تعالى این همه ثواب به زائریـن و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهداء ع مى دهد مثلا در هرقدمى که در راه زیارت بـرمـى دارد ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته مى شود و براى یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده مى شود آن سوار عرب فرمود تعجب نکن من براى شما مثالى مى آورم تا مشکل حل شود سـلـطـانـى بـه همراه درباریان خود به شکار مى رفت در شکارگاه از همراهیانش دور افتاد و به سـخـتى فوق العاده اى افتاد و بسیار گرسنه شد خیمه اى را دید و وارد آن خیمه شد در آن سیاه چـادر پیرزنى را با پسرش دید آنان در گوشه خیمه عنیزه اى داشتند بز شیرده و از راه مصرف شیر این بز زندگى خود را مى گرداندند وقـتى سلطان وارد شد او را نشناختند ولى به خاطر پذیرایى از مهمان آن بز را سربریده و کباب کردند زیرا چیز دیگرى براى پذیرایى نداشتند سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و به هر طورى که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را براى اطرافیان نقل کرد در نـهـایت از ایشان سؤال کرد اگر بخواهم پاداش میهمان نوازى پیرزن و فرزندش راداده باشم چه عملى باید انجام بدهم یکى از حضار گفت به او صد گوسفند بدهید دیگرى که از وزراء بود گفت صد گوسفند و صد اشرفى بدهید یکى دیگر گفت فلان مزرعه را به ایشان بدهید سـلطان گفت هر چه بدهم کم است زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل کرده ام چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند من هم باید هرچه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود بعد سوار عرب به سید فرمود حالا جناب بحرالعلوم حضرت سیدالشهداء ع هرچه از مال و منال و اهـل و عـیـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرین و گریه کنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد نباید تعجب نمود چون خدا که خـدائیش را نمى تواند به سیدالشهداء ع بدهد پس هر کارى که مى تواند انجام مى دهد یعنى با صـرف نظر از مقامات عالى خودش به زوار و گریه کنندگان آن حضرت درجاتى عنایت مى کند در عین حال اینها را جزاى کامل براى فداکارى آن حضرت نمى داند چون شخص عرب این مطالب را فرمود از نظر سید بحرالعلوم غایب شد نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰ ساعت 10 38 توسط محسن عاشق كربلا مطالب قدیمی تر ما عاشق كوي حسينيم ديوانه بين الحرمينيم لبيك يا خامنه اي لبيك يا حسين است خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ پیوندها قاصدکهای سوخته حميدعليمي دوستداران حاج منصور ارضي هيئت عشاق الزينب س هیئت قمر بنی هاشم ع گل نرگس بيا فاطمه سلام الله علیها ولایت فقیه همت کریم اهل بیت قاصدکهای گمنام خادمین شهدا پرسه در ناسوت دل شمیم شهید رضا شعر های آئینی دربست شهادت هیئت مکتب العباس ع عشق یعنی یه شهید عشاق الزینب س ـ2 blogfa com
|