Meta tags:
description= حرف هایی به رنگ صورتی ملایم مجموعه دست نوشته ها و پژوهشها;
Headings (most frequently used words):
های, به, نوشته, از, زندگی, حرف, هایی, رنگ, صورتی, ملایم, مجموعه, دست, ها, پژوهشها, قطره, دریا, نهج, البلاغه, لحظه, زیباست, حتی, اگر, بیمار, باشی, که, آنوقت, زیباتر, هم, می, شود, گل, بریزید, سخنوری, تبار, آفتاب, ساز, زندگیت, را, خودت, کوک, کن, بانویی, بر, مسند, افتخار, کشتی, نجات, وقتی, تو, بامنی, شور, شیدایی, منتظر, چی, باشیم, خوبه, رو, آسمون, مائده, آسمانی, برساحل, دانايي, با, خداست, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (93), اين (47), خود (37), خدا (35), بود (33), ۱۳۹۰ (31), شما (26), نوشته (24), شده (24), زينب (24), توسط (22), لحظه (22), اگر (21), ساعت (20), ملیکه (20), آنها (20), كند (18), زياد (17), شود (16), ابن (16), دست (15), جان (15), خدایا (15), دهد (15), خداوند (15), حسين (15), كرد (15), دارد (14), اما (14), منتظر (14), داد (14), گفت (14), ۱۳۹۱ (13), همان (13), سخن (13), ياد (13), اميد (12), رحمت (12), انسان (12), همه (12), آنان (12), دوست (12), براى (12), روز (11), این (11), مرا (11), هاي (11), قرآن (11), زندگی (11), شعراء (11), برای (10), براي (10), باز (10), راه (10), تمام (10), باد (10), بگو (9), وجود (9), هيچ (9), یاد (9), رسول (9), على (9), ناشناختني (8), زندگي (8), آرامش (8), شوند (8), پروردگار (8), نيز (8), نور (8), نمى (8), مردم (8), نمي (8), چون (8), كرده (8), خودت (8), اهل (8), ولى (8), خاندان (8), جوان (8), خويش (8), ساز (8), هدايت (8), های (7), همواره (7), تنها (7), گردد (7), بهتر (7), داده (7), کند (7), هرگز (7), باش (7), آیا (7), بودند (7), روى (7), روي (7), چشم (7), كار (7), اشك (7), سختي (7), خواهد (6), ۱۳۹۲ (6), خانه (6), قلب (6), دوشنبه (6), بخش (6), عمل (6), پناه (6), وسوسه (6), پاك (6), آسمان (6), قرار (6), دارند (6), كني (6), بدان (6), امروز (6), وقت (6), همراه (6), انجام (6), فرزند (6), بانوي (6), خدايي (6), برد (6), باشيد (6), بسته (5), آمد (5), الهي (5), چراكه (5), حال (5), چهارشنبه (5), غافل (5), هاى (5), اينكه (5), باشد (5), سوى (5), نمی (5), آرام (5), ودر (5), خواست (5), ايمان (5), انسانها (5), مانند (5), سپس (5), پاسخ (5), آيا (5), مهر (5), مهربان (5), آنچه (5), برابر (5), پنجشنبه (5), فرصت (5), توست (5), روح (5), وقتی (5), چگونه (5), سلام (5), پدرش (5), زبان (5), همانند (5), آفتاب (5), مدد (4), شنبه (4), دلم (4), دادم (4), آنجا (4), کسی (4), نجات (4), آغوش (4), رنگ (4), امام (4), تواند (4), روشن (4), برم (4), نزد (4), دعا (4), افتاده (4), سود (4), زير (4), شیطان (4), ادامه (4), فرمان (4), نیست (4), چيزي (4), بلند (4), محفوظ (4), ندارد (4), كائنات (4), خوش (4), گاه (4), باشي (4), زمان (4), زند (4), نهج (4), البلاغه (4), وقتي (4), وارد (4), شوي (4), مرگ (4), گفته (4), راست (4), مبارک (4), رئوف (4), علی (4), ومن (4), حسین (4), ناله (4), الله (4), صبر (4), كسى (4), فاطمه (4), پدر (4), شايسته (4), دانيد (4), خون (4), شام (4), هميشه (4), بار (4), نگفت (4), كوفه (4), هنگام (4), دارم (4), پايان (4), داشت (4), نشست (4), آورد (4), سعادت (4), گرفته (4), سازد (4), استاد (4), کوک (4), پرستش (4), عشق (4), داری (4), کردم (4), معبود (4), روحت (4), وجودت (4), احزاب (4), خواهي (4), شادي (4), نشاط (4), طلب (3), رسد (3), عمر (3), بگذرد (3), قفل (3), تموم (3), خداست (3), رفت (3), چراغ (3), ذات (3), شامل (3), آيد (3), اوست (3), بسيار (3), چیز (3), نوميدي (3), فرمودند (3), كسي (3), استغفار (3), نیز (3), روزی (3), شدت (3), وحشت (3), نشسته (3), پرده (3), رستاخيز (3), دامن (3), طریق (3), واز (3), گناه (3), شيطان (3), زيرا (3), فرمايد (3), خلق (3), نعمت (3), علامات (3), اشاره (3), اند (3), ستارگان (3), خلقت (3), مهم (3), فرمود (3), نحل (3), نام (3), یعنی (3), وآن (3), عظمت (3), مقام (3), دهند (3), سرشار (3), شاد (3), تورا (3), ديد (3), گران (3), سخت (3), جانت (3), بخشد (3), طلبد (3), ياري (3), عطا (3), بزرگ (3), غفلت (3), دهنده (3), زده (3), فرا (3), هستي (3), اورا (3), ترين (3), نفس (3), مثل (3), محكم (3), تسلیم (3), دار (3), غربت (3), کنم (3), گویم (3), کربلا (3), خداى (3), الملك (3), داشته (3), چنين (3), مادر (3), دختر (3), كردند (3), كجا (3), دعوت (3), وبا (3), سنگ (3), اسير (3), بند (3), خودش (3), سوگند (3), هنوز (3), مگر (3), چيزى (3), چرا (3), پرسيد (3), زنده (3), ماندن (3), گرفت (3), شفا (3), حضرت (3), ولي (3), رسوا (3), دروغ (3), تبار (3), ديده (3), بزرگى (3), مبادا (3), سال (3), ديگر (3), كرديد (3), نخواهد (3), كنيد (3), ننگ (3), آهسته (3), عهد (3), تهي (3), برمي (3), تاريك (3), مسند (3), گشت (3), ماجده (3), گوش (3), وجودش (3), زمانی (3), شدن (3), دلیل (3), وبه (3), حيات (3), لطف (3), ترانه (3), عاشقانه (3), ساحل (3), گره (3), زمزمه (3), توكل (3), برآستان (3), نخواهي (3), اندوه (3), آرشیو (2), وبلاگ (2), الهی (2), خوب (2), قدیمی (2), اینجا (2), مشتری (2), ولی (2), هیچ (2), اتاق (2), تماشا (2), نکرد (2), نوراني (2), قدر (2), همت (2), تلاش (2), اعراف (2), توبه (2), وتلاش (2), شكست (2), دور (2), حقيقت (2), چیزی (2), امید (2), يابد (2), زاده (2), جوارح (2), آمده (2), دانايي (2), دستور (2), شیاطین (2), نزدش (2), حاضر (2), ببرد (2), مؤمنون (2), پروردگارا (2), شياطين (2), مومنین (2), ندارند (2), آورند (2), وغم (2), قبرها (2), گويى (2), حالى (2), ذلت (2), روزى (2), وعده (2), گامهای (2), شناخت (2), لذا (2), گمراه (2), عبارت (2), فکر (2), اتفاق (2), فضل (2), ورحمت (2), افراد (2), آورده (2), رفتار (2), شنونده (2), كساني (2), اخلاق (2), هستند (2), جایی (2), سوال (2), ثابت (2), کردن (2), مقرر (2), موجودات (2), گيريد (2), فضا (2), زمين (2), زينت (2), پليد (2), اصرار (2), درک (2), لوح (2), وشاعر (2), يعني (2), كتاب (2), بنوازي (2), شور (2), شكر (2), ويا (2), اندكي (2), نان (2), سعي (2), ديگران (2), چتري (2), دستانت (2), گونه (2), تلخ (2), مال (2), دنيا (2), بايد (2), نوري (2), ببيند (2), چند (2), وبهترين (2), كاري (2), هركه (2), دريغ (2), خطاب (2), دادگاه (2), بانگ (2), اعمالت (2), ازآن (2), گريختي (2), روزي (2), سخني (2), فرشته (2), ناحق (2), وچپ (2), ملازم (2), دريافت (2), كنند (2), قلبش (2), يكي (2), سقوط (2), نزديك (2), اون (2), میده (2), اگه (2), شادی (2), داشتن (2), خبر (2), خوبه (2), مولای (2), جهان (2), شیعیان (2), میلاد (2), سراسر (2), طوس (2), کمتر (2), بزن (2), دعای (2), ببخش (2), کنند (2), زهرا (2), وتنها (2), ممنونم (2), سبکی (2), محبت (2), بیت (2), برقلب (2), باشم (2), یاران (2), گردان (2), فرو (2), نظاره (2), زینب (2), عالم (2), دشت (2), نشان (2), اشک (2), براستی (2), هدایت (2), وکشتی (2), تشاء (2), آرى (2), جدم (2), مادرم (2), كدام (2), پدرم (2), خودم (2), انصاف (2), خويشان (2), ابى (2), يزيد (2), اطرافيان (2), بردند (2), شكسته (2), سرهاى (2), نگريست (2), مصيبت (2), عمه (2), زنجير (2), كريم (2), گردن (2), بااو (2), چيز (2), اطرافيانش (2), سيراب (2), باقى (2), هرچه (2), انداخت (2), كشتن (2), ببينيد (2), ميراند (2), خواه (2), دوباره (2), خوددارى (2), كشت (2), برگردانيد (2), قاطع (2), پردازى (2), بيخ (2), بيت (2), جبران (2), جواب (2), پيروزي (2), نديدم (2), مورد (2), سوي (2), خداي (2), برايشان (2), تار (2), فاسق (2), گويد (2), نيست (2), حمد (2), ساخت (2), كبري (2), گوشه (2), احتياج (2), نداشت (2), شايد (2), قطره (2), گذارد (2), جاى (2), كور (2), رسيد (2), جايى (2), روزهاي (2), سپيد (2), سرشك (2), همگان (2), دارالاماره (2), گريه (2), ساخته (2), حلقه (2), اميرالمؤمنين (2), كوفيان (2), اينگونه (2), فكر (2), نتوان (2), نيرنگ (2), مكافات (2), بدين (2), روزه (2), بهره (2), شگفت (2), سيلاب (2), ببارد (2), طهارت (2), وار (2), حاصل (2), گرفتار (2), گشتيد (2), خاك (2), چنان (2), بهشت (2), نازنين (2), بريزيد (2), ريزيد (2), زهر (2), جام (2), حسرت (2), برشما (2), درخشد (2), آگاه (2), چونان (2), دشمن (2), بخوانيد (2), داريد (2), شيرين (2), همي (2), سخنان (2), جهل (2), سينه (2), آري (2), گوهر (2), آلود (2), افتخار (2), کائنات (2), کنید (2), خوبی (2), شویم (2), زندگیت (2), حضرتش (2), روشني (2), تشنه (2), بعد (2), لعنت (2), چقدر (2), بیان (2), استفاده (2), همیشه (2), دیگری (2), بینم (2), گفتم (2), دانستم (2), آخرین (2), نگرفته (2), ابد (2), فقط (2), شصت (2), کوه (2), فراموش (2), بال (2), عاشق (2), پیر (2), دیگر (2), کوتاه (2), سایرین (2), ثانیه (2), بیمار (2), دامان (2), رااز (2), نيكو (2), صالح (2), ابدي (2), گرداند (2), شوم (2), نما (2), تكاپوي (2), نصيب (2), مكن (2), وحس (2), آشنا (2), اگرتو (2), يقين (2), رسولى (2), مؤمنان (2), كنى (2), گروهى (2), ضلالت (2), تكذيب (2), حريص (2), منافقون (2), هنگامى (2), غرور (2), نويد (2), كنم (2), نيكى (2), بشارت (2), پروردگارش (2), آمرزش (2), مشتاق (2), پيام (2), بداري (2), مهرش (2), درلحظات (2), مهرومهرباني (2), وتو (2), آفرين (2), آنهارا (2), سار (2), گمراهي (2), توضيح (2), وگردآوري (2), محمدي (2), ناشر (2), انتشارات (2), اسوه (2), نشر (2), بهار1387 (2), ترجمه (2), سايه (2), پويايي (2), پيري (2), جسمت (2), بگذار (2), حرف (2), هایی (2), صورتی (2), ملایم (2), blogfa, com, سیب, گلاب, فرمانروایان, مهسا, ترنم, تنهاترین, پیوندها, هرآنچه, بنشیند, وخدا, موضوعی, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, ندارم, کام, برآرد, جانان, زتن, آید, وربی, غیرک, میگذرد, وچه, نخواهم, روزهای, عمرم, دستانم, خالی, وکوله, بارم, تهی, غیر, مطالب, کلید, دلهای, ودرهای, میگی, امتحان, سپردم, بنگاه, دنیا, آگهی, سرسری, واقعا, عرفان, نظر, آهاری, وموفقيت, قرين, نابتان, گرما, زندگيتان, حالتان, وارزش, وقدر, اندازه, نيت, انگيزه, دستيابي, ارزشهاي, والا, ومثبت, وبي, ترديد, موفقيت, فراگرفته, 156, مامن, امن, وهمواره, درهاي, وانابه, پذيرفتني, برچسب, اطميناني, كردار, وچونان, چتر, شكند, وكوشش, وپيروزي, بازد, جنس, پنجه, اندازد, واميد, پهنه, بكوچد, بگريزد, واگر, لايتناهي, نباشد, افتادن, شاهراه, وايمان, دوري, موجب, کوشد, رجا, شیئا, صادق, تفتيده, اوج, جوشش, تبلور, سريان, وجريان, حياتبخش, وتوست, تراويدن, نسيم, جانبخش, بركوي, شگفتم, نوميد, آنكه, برساحل, پیامبر, اغوای, همینطور, اینکه, چنین, دستوری, تکلیف, کندکه, نباید, بمانندوهمواره, معرض, القائات, شیطانی, بدانند, شرک, وتکذیب, انکارمی, کردند, روی, استهزاءمی, گفتند, وضع, جهت, موقعیت, مادی, حالا, وشرمساری, جرات, وچشمهایشان, زیر, وغبار, مذلت, پشیمانی, وصورتشان, معارج, بسرعت, خارج, بتها, دوند, چشمهايشان, شرم, خوارى, پوشانده, کجا, بشناسیم, هایش, باید, امر, فحشاءو, منکر, میکند, پیروی, فهماند, یکباره, ایمانی, افتدبلکه, افتد, صغیره, کبیره, یابد, میان, خداوندی, سمیع, تزکیه, وچون, علیم, لایق, ومستعد, شناسد, ايد, تقليد, پيروى, نكنيد, زشتكاري, وگناه, اگرلطف, رحم, شمانشده, احدى, والبته, اراده, ازآلودگيها, ومبرا, امور, فرماید, چیزهایی, مقصدش, یابدکه, دسته, یکی, طبیعی, کوهها, ودره, وضعی, وتوسط, ایجاد, مانندخطوط, وازه, یافتن, مکمل, راهگشایند, آیه, بعدی, انکاری, یگانگی, نکته, نحوه, نوعی, روش, تربیتی, وشنونده, وادار, مشارکت, ویافتن, علاماتي, درزمين, ونيز, بوسيله, يابند, اقدسي, خالق, وجودهاي, ذليلي, قدرت, ايجاد, متذكر, شويد, وپند, تدبر, دنیایکی, آسمانهای, هفتگانه, برده, ومراد, فضایی, بالای, زمین, منظور, شرور, جنیان, ومارد, خبیث, وعاری, خیر, نزديكتر, باستارگان, بخشيديم, شرارت, حفظ, فرموديم, صافات, کافران, تکذیب, انتساب, سحر, وشعر, آنبیهوده, حیث, محتوا, استکه, سطح, شعورشان, تنز, یافته, بوده, لوحی, رخنه, باطلی, تغییری, زیاده, ونقصانی, برکنار, نسبتهای, ناروا, غمگین, مباش, قائلند, ونه, پيامبر, كاهن, ماخذ, اصلي, مجيد, علم, مكتوب, خداوندكه, هيچكس, دسترسي, بروج, ديني, مبرااز, نسبتهاي, ناروايي, كافران, فضيلت, مائده, آسمانی, سكوتند, توكه, اشرف, مخلوقاتي, وروحت, بكوش, نواختن, وجد, آيند, قلبي, وجودي, وسبكبال, انرژي, وسپاس, وووو, عطاي, بنده, برآن, پير, فرتوتي, پشت, ايستاده, هديه, اشكي, باران, دستت, نداد, گام, نهادن, مسير, وراستي, ودرستي, گرم, بفشاري, محبوب, داشتني, وپذيرفتني, برنفس, گذشتن, بخشيدن, وچشم, پوشيدن, بنابراين, انساني, هماره, نفع, ودفع, ضرر, انتهاي, جاده, خواستني, نيرويي, برتر, بصير, وسميع, وتواناست, ببخشي, اسپانسر, قولش, وپشتت, خالي, صاف, وخالص, نيتي, وسپيد, ودهنده, وقلبت, پرتپش, كمترين, سرمي, حكمت304, ص529, بينوا, فرستاده, ورزد, ورزيده, وهركه, آسمون, نوشتم, وگفتم, یادم, نره, كنارزديم, وامروزچشمت, كاملا, تيزبين, توازا, صحنه, بودي, راازچشم, ازخواب, بيدارشو, باقيست, الرحيل, نداي, كوچيدن, نداده, مياساي, مشو, وهرانساني, محشرمي, درحالي, اوسوق, وگواهي, وتووحشت, حالي, شاهدي, داري, نامه, گردنت, آويخته, 20و19, درصوردميده, روزتحقق, وحشتناك, وسرانجام, سكرات, يادآن, تنهاي, تنهايي, سختترازهرآن, فكرش, تودرتمام, عمرازآن, سراغت, وشايد, توهنوزآماده, يرايي, ميهمان, ناخوانده, نباشي, راانسان, تلفظ, مگراينكه, نزدآن, مراقب, وآماده, ماموريت, درآن, ازياد, نادرست, شهادتي, زبا, راني, خاطربياوريدهنگامي, دوفرشته, هستنداعما, قدم, بيراهه, گذاری, براين, باوري, درست, برگزيدي, واعمالت, بسپار, آفريديم, دانيم, وما, اوازرگ, نزديكتريم, وترديد, دچاروسوسه, ونسيان, پرتگاه, ريسمان, دستان, ناتوانت, مهرنفشارد, هزارتكه, هاتون, قرین, رضایت, وتسلیم, وبندگی, اینه, عکس, العمل, مون, چیه, هرچی, بخواد, همون, درسته, وخیلی, اگرهای, دیگه, اگرمرگ, اگربیماری, سلامتی, نداشتن, میبینه, وشکرگزاری, بابت, نعمتهایی, ناشناختنی, صلاح, بندگی, اینها, پذیرفتن, آمادگی, چیزها, تکون, دادن, دکتر, علامت, ناامیدی, شفای, عزیز, وصلت, ناسالم, تولد, سالم, خلوت, ناگهانی, ملاقات, ناخوشایند, باشیم, میلادتان, ولینعمتم, سپاس, ونامتان, نمیگیرید, ابری, ونام, وصلوات, وسلام, چراغانیست, طلوع, خورشید, امیر, ارض, سلطان, سریر, ارتضاء, موسی, الرضا, مسیح, ایران, مرده, بردار, بیا, پابوس, راهب, کلیسا, ناقوس, خاموش, صدا, نقاره, شیدایی, آمین, مهربانترین, شنوای, کوتاهی, هایم, برمن, ودعای, بشنو, مستجاب, حلاوت, نیایشت, برآنان, بچشان, چراکه, والدین, ونیرویی, روحشان, صیقل, وجانشان, شمیم, یوسف, آکنده, یاریشان, سرزمین, وحی, بریده, بیندیشند, کمکم, کردی, راحت, وزیبا, بیابانی, خوام, فریاد, بزنم, ممنون, مواظبمی, نباشی, باتو, میشد, خذایا, حالم, مهربون, سبکم, بامنی, مستدام, صاحب, الزمان, معرفتی, ارزانی, فرما, برابرامر, قلبم, وآلش, ومنور, خورم, راچگونه, صبوری, ناصر, ینصرنی, مشکن, صدای, مولایم, میپیچد, تشنگی, مریز, عطشان, کودکان, وخلوص, باوفای, کبری, دخت, مرتضی, برعلمدار, سیدالشهدا, الحسین, مصباح, الهدی, وسفینه, النجاه, کشتی, بستاند, داراى, شهريارى, پادشاهى, اللهم, مالك, تؤتى, وتنزع, نخوانده, بيابد, يعنى, ناحيه, فهمش, ميان, مسلمانان, دوش, مانندى, واپسين, اوبهتر, محاكمه, دانند, حكم, ازاو, بهترم, خلافت, ترم, شهيد, ارجمند, بشكافت, ستم, كارتربودندسپس, چكيد, فرق, مردانى, ندادند, شمشيرهايى, رجال, اعزة, علينا, وهم, كانوا, اعق, واظلما, قومنا, ينصفو, فانصفت, قواضب, ايماننا, تقطر, الدما, يفلقن, هاما, داستان, حمام, سرحسين, پيشش, نهاده, بزرگان, نشانيده, وشيون, زنان, هايش, پركرده, رسيدند, سره, بارگاه, يزيدبن, معاويه, زورق, قلبت, هزاران, بارتسليت, وسحر, مهتاب, وآب, وآسمان, شرمسار, يابم, وسازها, شوريده, طلبم, سرگردانتر, غمگين, سوزو, سودايت, پريشانم, سازدو, سوز, شهيدان, نگاه, خاموشى, بندهاى, سكوتى, بهت, آميز, ناگوار, پسر, برخود, پيچيد, زيرنظر, گماشتگان, سفر, آغاز, گرديد, طول, سخنى, بانوان, بارهاجايشان, هفتادتن, يارانش, وكودكانى, كاروان, دگر, افتادكاروان, بگردانيدند, زين, العابدين, چوبى, نهادند, بكشم, آزاد, بگذاريد, بيتش, برودابن, خويشاوندى, عجيبى, گمانم, مدتى, ريختن, درگذرد, بكشدابن, نشدى, گذاردى, كشتى, آغوشش, كشيد, صادر, مرد, شمارم, نظرى, رشد, رسيده, يتوفى, الانفس, حين, موتها, ماكان, لنفس, تموت, الا, باذن, بميرد, اذن, سركش, فرياد, زدبه, هستى, واى, گفتن, وادارش, آيه, تلاوت, برادرى, داشتم, كشتند, زيادگفت, نمىگويى, گفتنش, وادارد, عجب, نكشت, چيست, بايستاد, غريب, شمرد, يكايك, نگريستن, چشمان, پليدش, چهره, اسيران, درد, سروكار, لحنى, خشمگين, وگفت, پرداز, شاعر, بريدي, اصل, بركندي, يافتي, شفاي, پيران, كشتي, فرع, سركشي, سركشاني, خودي, راستي, منع, نمودند, مفتضحانه, مادرت, سوگت, بنشيند, مرجانه, بنگركه, ظفر, رايت, الاجميلا, زيبايي, وخوبي, طاووس, صدر, نقل, كندكه, جمع, مؤاخذه, خواهيد, اينرو, خوابگاه, رفتند, زودي, گروهي, تعالي, شهادت, فرموده, بيني, وبن, نابود, براستي, جملات, شمشيري, برنده, وپود, حكومت, فاجر, دورافتاده, غيرماست, رجس, پليدي, يكسره, طاهرگردانيد, پيامبرش, محمد, گرامي, ملعون, گردانيد, نهضت, ادعاي, كنيزان, كيست, صورتي, ناشناس, سرمطهرامام, جلو, رويش, بگذارند, وآنگاه, قصر, واذن, عام, روزگار, مردانش, كفش, ربوده, بتواند, اوشايسته, بانوى, خردمند, بنى, هاشم, برابرابن, بايستد, اصالت, نژادش, تاآن, طورى, نواده, نيروى, معنوى, اعتماد, ارجمندى, شرافت, روحى, گريان, ذليل, روبه, بفشاند, اندكى, آلام, بكاهد, خويشانش, اشكى, ويتيم, گرديده, داغ, برادر, بقيه, مروز, دگرباره, درون, صورتى, نشيند, كژدم, فرستادگانش, سران, سپاه, استان, داران, جامى, ميهمانان, پذيرايى, بپاشد, عبيدالله, راستش, مانده, دلشكسته, ناجوانمردي, مردمان, دون, گيسوي, وداغ, شقايق, كاسته, رازهاي, مگو, قدري, غمت, بازى, بزرگوارى, برادرانش, حسن, بيش, بيست, پيش, فرزندش, عون, دوباله, طلبيده, ميدان, جلوى, بگذشت, دانى, خوارش, شجاعت, كمك, ديدگانش, روزگارى, اسم, عظمتى, احساس, دامه, گلوى, سوزشى, سايراسيران, متوجه, شدزينب, همگى, ازهراس, مات, شدندآن, گفتارش, نكرده, صداى, طالب, بانويى, سخنورتر, خطبه, شنيده, نشاند, تاخت, شيوايي, كلام, حضيض, رفته, امداد, شجاعانه, باكانه, توبيخ, ديركند, محال, ملامت, پيشگاه, مغرور, نباشيد, نمانيد, نخواهيد, مهلت, آوريم, كيفري, ستمكاران, جاي, زشتي, نشايد, ريختيد, حرمتي, نگذاشتيد, زشت, خستيد, حريمي, برابرش, ننهاديد, خوني, واي, فهميد, جگر, پليدتان, خاموشي, گراييد, يكتاي, همتا, تشعشع, عصمت, بيچاره, سرخواهيد, چاره, نجوييد, كالا, سودي, نگشت, غضب, دستها, بريده, خوردو, بيهوده, هدر, بزرگي, آلوده, ديروز, امروزچنين, تير, سيادت, رسالت, سرورجوانان, پشتيبان, پيشواي, محور, پيكر, تيره, كربلا, خاتم, الانبياء, وكان, توانيد, عارآلايش, گرفتيد, لكه, نتوانيد, بزداييد, بناليد, سزاست, ناليدن, وگريستن, اندر, افتاديد, زاري, نفرين, نثارتان, ندامت, گوارا, ساختيد, خشمناك, عذاب, راهي, اختيار, نمهاي, بنوشد, پاره, نقره, تابوت, مردگان, چراگاه, خرمي, برلجنزار, مزبله, سبز, كشيده, خويشتن, كام, بريد, درآغوش, همچون, كنيزكان, بفروشيد, تلخي, فريب, نيستيد, بگوييد, پستي, وكوته, نظري, گسليد, وپيمان, بازيچه, پايبند, رشت, پود, گسيخت, بنديدو, نماند, شيون, نگيرد, پيرزن, مانيد, مردمي, هستيد, حيله, آوريد, الكوفه, آشكار, بانو, كوبنده, طبل, وجودشان, آتشين, مدال, آويختند, گستاخانه, نشستند, احمقانه, بيان, زهره, اسارت, وحي, سلاله, مطهر, سيد, شير, زني, امير, رسوايي, كشاند, گويي, حيدر, كرار, سخنوري, زماني, فصاحت, بلاغت, مناديان, بيداد, زينبي, روزگاري, عفاف, ازچشم, نامحرمان, رحمانه, سكوت, مسكوت, نمود, ديدگان, چشمي, كربلاست, برلوح, زرين, آفرينش, منش, بزرگوارانه, بانويي, کرد, صدایی, تارک, تاریک, تاریخ, طنین, انداز, وجهانیان, بیدار, نویسنده, محمدی, چکامه, کتاب, مروارید, سرخ, رشته, بانویی, وآیا, آینده, نوازنده, مشهوری, خواهید, سوالات, دهید, بگویم, مرحله, یادگیری, هستید, دیگران, سپاریم, بنوازد, هرکس, بشنود, استادی, نماینده, اوییم, ضیافتی, فوت, سازما, پیشاپیش, آموخته
Text of the page (random words):
ن تا قلب ناآرامت به ساحل آرامش برسد آگاه باشيد كه با يا د خدا دلها آرامش مي يابد 3 رعد 28 ونداي ناشناختني برهوت وجودت را همانند دشتي پرازشقايق وحشي آذ ين ببندد وقتي كه ازتمام وسوسه ها به او پناهنده مي شوي وبگو پروردگارا من از وسوسه هاي شياطين به توپناه مي برم 4 مؤمنون 97 تا ازشميمش روحت تا ملكوت پروازكند وحس كني بهترين لحظه پرستش همين لحظه است و عاشقانه بايكتا معبود خود عهدي نوببندي وتا ابد سرقولت باشي وهيچ وقت نامردي نكني اي ترانه خوان هستي مرا هم از شميم جا نفزاي ترانه خويش بي نصيب مكن نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱ ۰۴ ۰۵ ساعت 17 توسط ملیکه ثانیه های طلایی در تكاپوي رمز آلود بندگي سر بر آستان نا شناختني بساي ولحظاتت را همانند بزرگمردي چون ابراهيم ع سپري و با معبود اينگونه نجوا كن و وي راعاشقانه پرستش نما مي پرستم همان خدايي را كه مرا بيافريد و به لطف خود به راه راستم هدايت مي فرمايد 1 همان خدايي را كه چون گرسنه شوم به كرم خود مراغذا مي دهد و چون تشنه شوم سيراب مي گرداند 2 همان خدايي كه چون بيمارشوم مرا شفا مي دهد 3 همان خدايي كه مرا از حيات چند روزه دنيا مي ميراند و سپس به حيات ابدي آخرت زنده مي گرداند 4 همان خدايي كه چشم اميد دارم روز جزا گناهم را بيامرزد 5 بارالها مرا بر مشركان فرمانروايي ده وبه پيامبران وبند گان صالح خود ملحق ساز 6 ونامم را براقوام آتيه نيكو وسخنم را د لپذ ير گردان 7 ومرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده 8 وروزي كه خلق رااز قبرها برانگيزي رسوا مگردان 9 آن روزي كه مال وفرزندان هيچ به حال انسان سود نبخشد 10 وتنها آن كس سود برد كه با دل پاك با اخلاص و تهي از شرك وريا به درگاه خداآيد 11 خدایا می دانم تو هیچ وقت مرا رها نمیکنی مگرآن لحظه که من تو رافراموش کنم پس برای فراموش نکردنت باز به دامان تو پناه می برم 1 شعراء 78 2 شعراء 79 3 شعراء 80 4 شعراء 81 5 شعراء 82 6 شعراء 83 7 شعراء 84 8 شعراء 85 9 شعراء 87 10 شعراء 88 11 شعراء 89 نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱ ۰۳ ۰۱ ساعت 8 توسط ملیکه زندگی زیباست حتی اگر بیمار باشی که آنوقت زیباتر هم می شود زندگی سراسر آموختن است واما درس امروز نوشته های یک بیمار سرطانی اگر پروردگار لحظه ای از یاد می برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می کردم به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی راندنم اما یقیناً هرچه را می گفتم فکر می کردم هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می دادم کمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می بافتم زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می بندیم شصت ثانیه نور از دست می دهیم راه را از همان جایی ادامه می دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می خواستم که سایرین هنوز در خوابند اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می بخشید ساده تر لباس می پوشیدم در آفتاب غوطه می خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می کردم به همه ثابت می کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی شوند بلکه زمانی پیر می شوند که دیگر عاشق نمی شوند به بچه ها بال می دادم اما آن ها را تنها می گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند به سالمندان می آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می رسد با غفلت از زمان حال است چه چیز ها که از شما ها خوانندگانم یاد نگرفته ام یاد گرفته ام همه می خواهند بر فراز قله ی کوه زندگی کنند و فراموش کرده اند مهم صعود از کوه است یاد گرفته ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می فشارد او را تا ابد اسیر عشق خود می کند یاد گرفته ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده ای را از جا بلند کند چه چیز ها که از شما یاد نگرفته ام احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا اگر می دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می بینم چنان محکم در آغوش می فشردمت تا حافظ روح تو گردم اگر می دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می بینم به تو می گفتم دوستت دارم و نمی پنداشتم تو خود این را می دانی همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت ها به ما دهد کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن ها علاقه و نیاز داری مراقبشان باش به خودت این فرصت را بده تا بگویی مراببخش متاسفم خواهش می کنم ممنونم و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری خودت را مجبور به بیان آن ها کن به دوستان و همه ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روز بی ارزشی خواهی داشت همراه با عشق گابریل گارسیا مارکز نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱ ۰۱ ۲۶ ساعت 9 توسط ملیکه گل بریزید عید به درک رفتن دشمن اهل بیت ع برشیعیان راست کردار مبارک باد شیعه بگویید به صوت جلی لعن علی عدوکم یا علی ع لعنت به آنکه پایه گذار سقیفه شد لعنت به هرکسی که به ناحق خلیفه شد نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۱۱ ۱۳ ساعت 17 توسط ملیکه سخنوری از تبار آفتاب مي گويند اگر به آفتاب خيره شوي لحظاتي بعد ديگر چشم ياراي ديدن ندارد پس بايدمشتاقانه در آفتاب وجودش محو گشت تا نوري برجان بتاباند از درياي معرفتش نوشيد تا به جام تشنه صدقه اي دهد تا روح صيقلي ودرون نوراني گردد سلام برقلب و وجود پاكت اي گوهر تابناك صدف ولايت اي تاج رخشنده بر تارك پرستش اي زينت محراب ساجدان اي روشني بخش قلب شكسته ي زينب در هجرت غريبانه دشت بلا اگر سرشك از ديده پرگنه به ياد او ببارد كجا شايسته مرتبه و مقام اوست شان شامخ حضرتش گوياتر از آن است كه اين حقير خامه بر سينه ي تبداركاغذ بتازاند ودرباره شخصيت و مقام والاي مقتدا وپيشواي شيعيان داد سخن دهد با اين اوصاف دوست دارم ثانيه هايي از عمر مزين شود به نور وجود كريمي كه در سخا ورحمت و جود جز خاندان مطهرش همتايي ندارد ومن نيازمندي برخوان گسترده او دست طلب برآورده تا اندكي معرفت ميهمانم كند سالروز وفات مولای کون ومکان سید الساجدین ع بر قلوب شکسته شیعیان تعزیت باد نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۳۰ ساعت 8 توسط ملیکه ساز زندگیت را خودت کوک کن ساز زندگیت را خودت کوک کن ۱ ساز زندگی ما به دست چه کسی کوک می شود ۲ آیا ما ساز مخالف می زنیم با کائنات ۳ آیا تارهای اتصال ما با ملکوت باریکتر از مو شده ۴ آیا استاد فوت کوک کردن سازما را پیشاپیش به ما آموخته ۵ آیا ما نماینده خوبی برای اوییم اگر به ضیافتی دعوت شویم ۶ آیا هرکس ساز زندگی ما را بشنود به گوش جان پی به استادی استاد می برد ۷ آیا ساز زندگی خود را به دیگران برای لحظه ای می سپاریم تا او بنوازد به این سوالات پاسخ دهید تا بگویم شما در چه مرحله ای از یادگیری ساز زندگی هستید وآیا در آینده نوازنده مشهوری خواهید شد تا کائنات را شگفت زده کنید نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۸ ساعت 8 توسط ملیکه بانویی بر مسند افتخار چکامه ای از کتاب مروارید ها ی سرخ در رشته ای از صبر نویسنده ماجده محمدی صدایی که بر تارک تاریک تاریخ طنین انداز گشت وجهانیان را بیدار کرد بانويي بر مسند افتخار برلوح زرين آفرينش آنچه مي درخشد منش و رفتار بزرگوارانه بانوي كربلاست كور باد چشمي كه ديدگان زينب را اشك آلود به نظاره نشست و بي رحمانه لب به سكوت مسكوت نمود زينبي كه روزگاري در پرده عفاف گوهر وجود را ازچشم نامحرمان محفوظ مي دارد و زماني با فصاحت و بلاغت مناديان بيداد را به رسوايي مي كشاند و تو گويي حيدر كرار بر مسند سخنوري است آري اين زينب است سلاله مطهر سيد كائنات ع و شير زني از تبار امير بيان و زهره زهرا ع آنجا كه كوفيان بي ايمان اسارت خاندان وحي را چه گستاخانه به تماشا نشستند و احمقانه بر سينه هاي تاريك از جهل خويش مدال ننگ آويختند بانو زينب س چه كوبنده طبل تهي وجودشان را با سخنان آتشين بر همگان آشكار مي سازد و بانگ برمي آورد يا اهل الكوفه شما مردمي هستيد كه جز حيله نمي دانيد و جز نيرنگ نمي آوريد اشك مي ريزيد اشك حسرت بريزيد كه اين چشم ها يك لحظه از سيلاب اشك تهي نماند و شيون شما آرام نگيرد بدان پيرزن مانيد تار همي رشت و پود همي گسيخت شما هم خود عهد مي بنديدو هم خود عهد خويش مي گسليد عهد وپيمان خود را به بازيچه گرفته و هرگز پايبند آن نيستيد به من بگوييد كه جز پستي وكوته نظري چه داريد و جز فريب و دروغ چه دانيد همچون كنيزكان شيرين كار زبان شيرين بفروشيد تا زهر تلخي را كه به كام داريد آهسته آهسته به كار بريد دوست را درآغوش گيريد و دشمن را با چشم خويشتن بخوانيد چونان چراگاه خرمي باشيد كه برلجنزار و مزبله دامن سبز كشيده و از نمهاي پليد بنوشد شما چون پاره هاي نقره بر تابوت مردگان مي درخشد باشيد آگاه باشيد كه بد راهي را اختيار كرديد خداوند را خشمناك و خويش را هميشه به عذاب گرفتار ساختيد تلخ ترين نفرين ها نثارتان باد زهر جام حسرت و ندامت برشما گوارا باد اشك مي ريزيد ناله و زاري مي كنيد بناليد اشك بريزيد سزاست ناليدن وگريستن به ننگ اندر افتاديد و به عارآلايش گرفتيد اين لكه ننگ را هرگز نتوانيد از دامن خويش بزداييد كجا توانيد آن پيكر نازنين كه بر روي خاك تيره كربلا افتاده زاده خاتم الانبياء وكان رسالت سرورجوانان بهشت و پناه و پشتيبان و پيشواي شما و محور سعادت و سيادت شما بود به گناه بزرگي آلوده گشتيد ديروز چنان كرديد و امروزچنين كنيد تير شما به خاك خوردو سعي شما بيهوده و هدر شد اين دستها بريده باد از اين كالا سودي حاصل نگشت جز اين كه به غضب خدا گرفتار گشتيد و همواره بيچاره وار به سرخواهيد برد هرگز راه چاره نجوييد سوگند به يكتاي بي همتا تشعشع خاندان عصمت و طهارت به دست پليدتان به خاموشي نخواهد گراييد مردم كوفه واي بر شما هيچ مي فهميد چه كرديد مي دانيد كدام جگر گوشه رسول خدا را خستيد حريمي در برابرش ننهاديد چه خوني را ريختيد حرمتي براي وي به جا نگذاشتيد ديگر از اين زشت تر نتوان به بار آورد و بدين زشتي نشايد كار كرد جاي شگفت نيست اگر آسمان سيلاب خون ببارد چه به زبان آوريم از كيفري كه به روز رستاخيز بهره ستمكاران خواهد بود ديگر روي پيروزي نخواهيد ديد بدين دو روزه مهلت مغرور نباشيد و از مكافات عمل خويش غافل نمانيد در پيشگاه خداوند نتوان نيرنگ به كار برد باشد كه مكافات عمل ديركند اما محال است از ياد ببرد مردم كوفه در برابر ملامت هاي زينب كبري ع كه بي باكانه آنها را مورد توبيخ قرار داده بود به فكر فرو رفته بودند اما اين زينب بود كه به مدد امداد الهي شجاعانه بر مردم كوفه تاخت و با شيوايي كلام آنان را اينگونه به حضيض ذلت نشاند كسى كه خطبه زينب را شنيده بود مى گويد به خدا من بانويى سخنورتر از او نديدم گويى از زبان اميرالمؤمنين على بن ابى طالب سخن مى گفت زينب گفتارش را هنوز تمام نكرده بود كه صداى گريه مردم بلند شد و همگى ازهراس اين مصيبت بزرگ مات و از خود بى خود شدندآن گاه زينب روى خود را از كوفيان برگردانيد و به جايى كه خودش و سايراسيران آن خاندان كريم را مى بردند متوجه شدزينب به راه خود ا دامه داد تا به دارالاماره رسيد در اين هنگام در گلوى خودش سوزشى احساس كرد زينب همه جاى اين خانه را مى شناخت اين جا روزى خانه زينب بود روزگارى كه اسم پدرش على اميرالمؤمنين با عظمتى بى مانند جهان را پر ساخته بود اشك در ديدگانش حلقه زد ولى خوددارى كرد مبادا گريه خوارش كند زينب شجاعت خود را به كمك طلبيده از ميدان بزرگى كه در جلوى دارالاماره بود بگذشت مى دانى كه بيش از بيست سال پيش ديده بود كه فرزندش عون در آن دوباله راه مى رفت و بازى مى كرد و بزرگوارى برادرانش حسن و حسين دل و چشم همگان را پر كرده بود با من بگو اي بانوي رازهاي مگو با من بگو تا قدري از بار غمت كاسته شود با من بگو از گيسوي سپيد از سرشك وداغ شقايق آه از ناجوانمردي نا مردمان دون همت آه از روزهاي غربت تو بانوي دلشكسته من زينب دست راستش را به روى باقى مانده قلبش گذارد مبادا از هم بپاشد در آن دم كه به اتاق بزرگى رسيد و ديد عبيدالله زياد در جايى نشسته كه پدرش در آن جامى نشست و از ميهمانان پذيرايى مى كرد و با فرستادگانش و سران سپاه و استان داران سخن مى گفت به جاى مه نشيند كژدم كور ا مروز دگرباره زينب به درون اين خانه پا مى گذارد در صورتى كه اسير شده ويتيم گرديده و داغ ديده و پدر و فرزند و دو برادر و بقيه خويشانش را از دست داده است خواست در اين هنگام قطره اشكى بفشاند و يا ناله اى كند شايد اندكى از آلام خود بكاهد ولى خوش نداشت كه گريان و ذليل با ابن زياد روبه رو شود هيچ وقت زينب مانند امروز احتياج نداشت كه به عظمت روحى و نيروى معنوى اش اعتماد كند و به ارجمندى خاندان و شرافت تبار و اصالت نژادش پناه برد تاآن طورى كه شايسته نواده رسول خدا و بانوى خردمند بنى هاشم است در برابرابن زياد بايستد ولى امروز بزرگ ترين احتياج را به آن دارد تا بتواند آن چه را كه از اوشايسته است انجام دهد پس از آن كه روزگار همه مردانش را از كفش ربوده است ابن زياد در قصر خود نشسته واذن عام مي دهد دستور داد سرمطهرامام حسين ع را جلو رويش بگذارند وآنگاه اهل بيت امام حسين را وارد كردند بي بي زينب به صورتي ناشناس در گوشه اي نشست ابن زياد پرسيد اين زن كيست كه در آنجا نشست يكي از كنيزان آن حضرت پاسخ داد اين زينب دختر فاطمه دختر رسول الله است ابن زياد خطاب به زينب كبري گفت حمد خداي را كه شما را رسوا ساخت و شما را كشت و نهضت و ادعاي شما را دروغ گردانيد حضرت ع در پاسخ آن ملعون فرمودند حمد خدايي را كه ما را به وجود پيامبرش محمد ص گرامي داشت و از رجس و پليدي يكسره پاك و طاهرگردانيد اين است و جز اين نيست كه فاسق رسوا مي گردد و فاجر از خدا دورافتاده دروغ مي گويد وآن غيرماست و خدا را شكر براستي اين جملات همانند شمشيري برنده تار وپود حكومت وي را از بيخ وبن نابود مي كرد دوباره ابن زياد ادامه داد چگونه مي بيني كاري را كه خدا با خاندان تو كرد آنان گروهي بودند كه خداي تعالي شهادت را برايشان مقرر فرموده بود و از اينرو به سوي خوابگاه خود رفتند و به زودي خداوند تو و آنان را جمع كرده و مورد مؤاخذه و باز خواست قرار خواهيد گرفت و ابن طاووس در صدر اين جواب نقل مي كندكه بي بي دو عالم فرمود ما رايت الاجميلا من جز زيبايي وخوبي نديدم و در پايان اين جواب فرمود پس بنگركه آن زمان ظفر و پيروزي از آن چه كسي است مادرت به سوگت بنشيند اي فرزند مرجانه در اين زمان بود كه ابن زياد شكست مفتضحانه خود را خواست با كشتن بي بي زينب جبران كند ولي اطرافيان او را از اين كار منع نمودند اما براي اينكه باز خودي نشان دهد گفت به راستي كه خدا به توسط سركشي حسين تو و سركشاني از اهل بيت تو قلب مرا شفا داد حضرت فرمودند به جان خودم سوگند پيران خاندان مرا كشتي و فرع را از بن بريدي و اصل مرا از بيخ بركندي حال شفا يافتي كه شفاي دل تو اين است ابن زياد خشمگين شد وگفت اين زن سخن پردازى مى كند پدرش نيز سخن پرداز و شاعر بود زينب نيز با لحنى قاطع و محكم گفت زن را با سخن پردازى چه كار من با درد خود سروكار دارم ابن زياد چشم خود را از سوى زينب برگردانيد و چهره هاى اسيران را يكايك نگريستن گرفت تا چشمان پليدش در برابر على فرزند حسين بايستاد زنده ماندن وى را غريب شمرد و پرسيد نام تو چيست جوان پاسخ داد على بن حسين ابن زياد در عجب شد و پرسيد آيا على بن حسين را خدا نكشت جوان چيزى نگفت ابن زياد كه مى خواست به سخن گفتنش وادارد گفت چرا سخن نمىگويى جوان گفت برادرى داشتم كه نام او نيز على بود مردم او را كشتند ابن زيادگفت خدا او را كشت جوان خوددارى كرد و چيزى نگفت ولى پس از آن كه ابن زياد دوباره به سخن گفتن وادارش كرد اين آيه را تلاوت كرد الله يتوفى الانفس حين موتها و ماكان لنفس ان تموت الا باذن الله خداى در وقت مرگ همه را مى ميراند و هيچ كس نمى تواند بميرد مگر به اذن خدا آن خود خواه سركش فرياد زدبه خدا تو از همان ها هستى واى بر تو سپس به اطرافيانش نظرى انداخت و گفت ببينيد به سن رشد رسيده من او را مرد مى شمارم آن گاه فرمان كشتن او را صادر كرد در اين هنگام عمه اش زينب دست در گردن جوان انداخت و در آغوشش كشيد و گفت اى ابن زياد هرچه از ما كشتى بس است هنوز از خون هاى ما سيراب نشدى آيا از ما كسى را باقى گذاردى پس او را سوگند داد كه از ريختن خون جوان درگذرد يا آن كه خودش را نيز بااو بكشدابن زياد مدتى به زينب نگريست سپس به سوى اطرافيانش روى كرده گفت خويشاوندى چيز عجيبى است گمانم آن است كه دوست مى دارد وى را نيز بااو بكشم جوان را آزاد بگذاريد تا با اهل بيتش برودابن زياد فرمان داد كه سر حسين را بر سر چوبى نهادند و در كوفه بگردانيدند سپس گردن و دست هاى على زين العابدين را در غل و زنجير كردند كاروان بار دگر به سوى شام به راه افتادكاروان عبارت بود از سر حسين و سر هفتادتن از خويشان و يارانش وكودكانى كه اسير بند و زنجير بودند و بانوان اسير آن خاندان كريم كه به روى بارهاجايشان داده بودند آن گاه زيرنظر گماشتگان سنگ دل ابن زياد سفر شام آغاز گرديد على بن حسين در طول راه سخنى نگفت و عمه اش نيز سخن نگفت مصيبت ناگوار زبان هر دو را بسته بود پسر حسين برخود مى پيچيد وبا خاموشى به بندهاى گران بار مى نگريست زينب با سكوتى بهت آميز به سرهاى شهيدان نگاه مى كرد بانوي غمگين من سوزو سودايت پريشانم مي سازدو من در اين سوز وسازها دل شوريده تو را به مدد مي طلبم و سرگردانتر از هميشه تنها مي يابم تورا شب وسحر مهتاب وآب وآسمان شرمسار از روي تو بانوي من بانوي من بر زورق شكسته قلبت هزاران بارتسليت باد وقتي كه به شام رسيدند آنان را يك سره به بارگاه يزيدبن معاويه بردند ولى ناله وشيون زنان از خانه هايش بلند بود و فضا را پركرده بود يزيد بزرگان اهل شام را دعوت كرده و آن را به دور خود نشانيده بود و سرحسين را در پيشش نهاده بودند يزيد به اطرافيان خود روى كرده چنين گفت داستان اين سر با ما مانند گفته حسين بن حمام است ابى قومنا ان ينصفو نا فانصفت قواضب فى ايماننا تقطر الدما يفلقن هاما من رجال اعزة علينا وهم كانوا اعق وا...
|