Meta tags:
description= lovestory یه جور دل نوشته هستش...;
Headings (most frequently used words):
من, نوشته, کیستم, lovestory, یه, جور, دل, هستش, داستان, عشق, خدا, ادامه, داستانم, اشک, دختران, دلم, داغونه, ادمک, دلگرمی, التماس, چشم, هاش, قلب, در, جسم, تو, از, زندگی, بیزارم, دلتنگیام, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (23), ۱۳۹۱ (20), نوشته (19), این (16), گفت (16), ساعت (15), توسط (15), مهشید (15), گفتم (14), های (13), بود (13), عشق (11), است (9), دختر (8), دیگر (8), اسمانم (8), دوشنبه (7), روز (7), بودم (7), بیست (7), اسمان (7), قلب (6), ۱۳۹۰ (6), شهریور (6), اون (6), گفتی (6), هایم (6), مهر (5), مرداد (5), دلم (5), هستم (5), توی (5), تهی (5), اما (5), همیشگی (5), عاشق (5), ساده (5), پسر (4), چون (4), چهارشنبه (4), هفتم (4), اخر (4), چرا (4), دارم (4), کنم (4), کرد (4), اشک (4), شدم (4), پُر (4), تیره (4), تاریکی (4), دور (4), میشوم (4), کیستم (4), احساس (3), تنها (3), همراه (3), تیر (3), آبان (3), ۱۳۹۲ (3), گاهی (3), بهتر (3), ولی (3), همیشه (3), باز (3), زندگی (3), دست (3), بیزارم (3), نبود (3), هیچوقت (3), دیگه (3), زنده (3), دکتر (3), نامه (3), روی (3), درون (3), سلام (3), بدم (3), اینو (3), خدا (3), شدی (3), سوم (3), همه (3), انگار (3), گرفته (3), فقط (3), شوم (3), ابر (3), سادگی (3), فهمیدم (3), تلخ (3), نیستم (3), خیلی (3), خدایا (3), لحظه (2), باش (2), نکشید (2), هیچکس (2), اینجا (2), نیمه (2), وبلاگ (2), پست (2), کاش (2), عشقت (2), داشتن (2), میکند (2), باشی (2), بکش (2), بیرون (2), حالا (2), ازم (2), منو (2), سفت (2), نمیذاری (2), برم (2), تموم (2), داشتم (2), انقدر (2), دوست (2), اگه (2), داشته (2), قلبمو (2), نیاز (2), داشت (2), خودش (2), خاطر (2), حتی (2), برای (2), شاید (2), آرام (2), نگران (2), موفقیت (2), انجام (2), اسم (2), بهت (2), کارو (2), امیدوارم (2), باور (2), کرده (2), خوندم (2), دوس (2), یکی (2), ازش (2), کردم (2), همتون (2), یکیم (2), کار (2), چشم (2), التماس (2), دستشو (2), شنبه (2), تجربه (2), بازی (2), برات (2), ادمک (2), میذارم (2), مرد (2), یکشنبه (2), هایی (2), کوچکم (2), ماه (2), میدانی (2), دلتنگم (2), دورم (2), تاریکم (2), مرا (2), گویی (2), ببخش (2), سردی (2), محض (2), بعد (2), شوق (2), باشد (2), افتابی (2), ابری (2), باشم (2), نکنم (2), گرم (2), کمرنگ (2), هوای (2), داستان (2), اموختم (2), هرزه (2), گذشت (2), گریه (2), ارام (2), میکردی (2), رنگی (2), سرد (2), چگونه (2), یادت (2), همان (2), بارید (2), ادامه (2), هشتم (2), دونه (2), میخوام (2), lovestory (2), blogfa, com, فروشگاه, اینترنتی, تجارتی, 2خترستان, یادم, شکسته, پرنسس, شیشه, لطفا, سیگار, تنهای, music, نفرت, دیوونه, saeedm212, نیست, اول, عشقه, پیوندها, آذر, بهمن, اسفند, فروردین, اردیبهشت, خرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, هوس, قربانی, کدامینم, لمس, اسان, اگر, زدی, وبم, کشید, کامنت, بذار, نذار, بعدشم, نیا, چرتو, پرت, بنویس, برو, لیاقته, خودته, دری, وریا, مطالب, قدیمی, بعضی, ترت, نداشته, خواهد, ماند, امدند, رفتند, ماندم, طعم, تلخیست, تنهایی, دلتنگیام, نوزدهم, اهای, صدامو, میشنوی, توام, چسبیدی, سرم, نمیداری, خاطراتی, متنفرم, ازت, خاطراتمو, باهات, روت, بالا, بیارم, چهارم, روزی, احتیاج, اولین, نفری, میام, تمام, وجودم, تقدیمت, لبخندی, ممنونم, اینکه, اتفاق, افتاد, حال, خوب, فوری, خبری, میگفت, میدونی, نمیذاشتم, قلبتو, بدی, خودتو, فدا, کنی, حرفات, دیدنم, نیومدی, نباشم, گریست, چیزی, نفهمید, چشمانش, بالای, سرش, اتفاقی, افتاده, نباشید, پیوند, قلبتون, شما, باید, استراحت, کنید, درضمن, شماست, برداشت, اثری, پاکت, دیده, نمیشد, بازش, چنین, عزیزم, الان, میخونی, دستم, ناراحت, نباش, نزدم, میدونستم, بیام, هرگز, نیومدم, بتونم, عملت, آمیز, باشه, عاشقتم, بینهایت, نمیتوانست, کند, قلبشو, داده, صدا, قطره, صورتش, جاری, حرفاشو, نکردم, داستانو, زیاد, هربارم, اشکم, درومد, داشتی, بخون, پروفیله, دوستام, خونده, اجازه, کپیش, جسم, بیستم, لعنت, رفت, نذاشتم, باهام, خاصی, بکنه, سریع, پسش, زدم, خواست, اومده, چشماشو, هام, دوخته, چشماش, میخواست, خواستشو, براورده, برد, سمت, لباسمو, درش, اورد, هاش, یکم, چقدر, کوتاه, قاعده, لبریز, حسد, شدن, دلگرم, میشویم, مواظب, خودت, دلگرمی, بازم, رفتی, جونمم, میدادم, میدونم, میبینمت, دنیای, دنیایی, نداره, میرم, ادمکارو, قانون, جنگل, زیر, پام, جای, اونجا, شبا, واسم, لالایی, میگه, داغونه, یازدهم, سکس, دخترم, خداحافظ, کشیدمت, پاره, پیوندمون, بکارتم, پسربچه, منِ, بچه, فاحشه, دختران, آنقدر, اضافه, چشمانم, میچکد, بالشت, خیس, داری, توست, دلتنگی, اندازه, تار, هرچقدر, تلاش, میکنم, فایدس, همرنگ, نمیبیند, فریاد, میزنم, نمیشنود, گوش, هایش, صدای, نشنود, دستی, تکان, میدهم, مااند, شهابی, میگذرد, سردو, خواستی, نگاهت, روزنه, نگاهم, نیفتد, چیره, میشوند, همواره, خورشید, پرتو, روشنی, میبخشم, باخود, خواهم, هیچگاه, دلگیر, نرنجد, سوی, برهاندو, برهاند, وبرهاند, سوزان, خدای, چند, شبی, نوشتن, قلم, بیهوده, کاغذی, بلغزانم, خودم, نوشتم, جورایی, واقعیه, خورشیدم, معشوقم, رنگیست, قسمتش, خوشتون, بیاد, بودن, محبت, عاشقه, دخترکی, بوی, باران, دوستان, قصه, زبانی, نگاشتم, برگ, سرکشم, وحشی, نسپارم, دورنگم, فریبم, داد, رهگذری, نگویم, باوری, منتظر, خواب, بیدار, کمی, هنوز, عشقم, سینه, یافتم, پاک, نیستی, تازه, شناختمت, نمیشناختمت, خبر, ابد, برایم, نقش, وقتی, حقیقت, احساسی, بدست, وصال, حسیم, میرهیدم, منی, خاموش, فریادی, گریخته, حسب, وظیفه, میامدم, میرفتم, امدنم, پنهان, غرورت, نبودم, میسوخت, دورنگی, ریا, یکرنگ, خندیدی, هست, زمان, بودیم, برایت, لحظات, میخواستم, پرتوهای, جونم, سمج, کورت, احساسم, نمیدید, برهانم, مانع, کور, بودی, سخت, انگاری, دلش, مثل, قبلیه, دوتاشو, بذارم, داستانم, عظمتشو, نشونم, بده, ارزو, هامو, جلوی, چشام, پیک, اخرم, مینوشم, سلامتی, اروم, گوشم, اخه, قول, دیگرو, پامو, کوبیدم, زمین, همیتو, کنار, گذاشتم, گرفتم, اوردم, پیشت, هفدهم, دلگیرم, روزیم, تنهایم, قلبم, خالیست, پرش, بگیر, گیرم, بایاد, مشکل, توکل, هیچ, کنارم, نمانده, اینقدر, میگویی, جور, هستش,
Text of the page (random words):
lovestory lovestory یه جور دل نوشته هستش داستان عشق گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من گفتم نگران روزیم گفت ان با من گفتم خیلی تنهایم گفت تنها تر از من گفت درون قلبم خالیست گفت پرش کن از عشق من گفتم دست نیاز دارم گفت بگیر دست من گفتم از تو خیلی دورم گفت من از تو نیستم گفتم اخر چگونه ارام گیرم گفت بایاد من گفتم با این همه مشکل چه کنم گفت توکل به من گفتم هیچ کس کنارم نمانده گفت جز من گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من گفت چون من از تو هستم و تو از من نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت ۹ ۵۳ ب ظ توسط مهشید خدایا یادت هس دستشو گرفتم اوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام گفتی این نه بهتر از اینو برات کنار گذاشتم پامو کوبیدم زمین و گفتم من همیتو میخوام اروم توی گوشم گفتی اخه اون از من قول یکی دیگرو گرفته نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۴۵ ق ظ توسط مهشید خدا پیک اخرم رو مینوشم به سلامتی خدا که دونه دونه ارزو هامو جلوی چشام پر پر کرد تا عظمتشو نشونم بده نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۴۰ ق ظ توسط مهشید من کیستم ادامه داستانم این ادامه پست قبلیه گفتم دوتاشو با هم بذارم میدانی تهی شده ام تو در شب گریه هایم خندیدی یادت هست همان زمان که با هم بودیم هوای دلم نیمه ابری بود گفتی برایت همیشگی نیستم گفتی سرد شدی و در همان لحظات که میخواستم پرتوهای بی جونم را از پس ابر های سمج و کورت که احساسم را نمیدید برهانم تو مانع شدی انگار هم کور و هم کر شده بودی و اسمان بارید سخت هم بارید انگاری خیلی دلش گرفته بود مثل دل من ان روز فهمیدم من همیشگی نیستم تو هم اسمان دورنگی ریا کار در روز یکرنگ و در شب رنگی دیگر دیگر من هم گرم نبودم اما همیشه قلب کوچکم میسوخت از سادگی هایم دیگر بر حسب وظیفه روز هایی میامدم و میرفتم دیگر امدنم را پنهان میکردی در پس ابر های غرورت اخر چگونه از تو میرهیدم منی که با تو عشق را اموختم اما از ان به بعد خاموش بودم دیگر در شب هایم فریادی نبود انگار اشک هایم هم از من گریخته بودم دیگر شب ها من بودم و من از ان پس یافتم تو دیگر اسمان پاک من نیستی تازه شناختمت ولی ای کاش نمیشناختمت و بی خبر بودم و تو تا ابد برایم نقش عاشق را بازی میکردی و من وقتی حقیقت تلخ دو رنگی ات را فهمیدم تهی شدم از احساس احساسی که بدست تو مرد تهی شدم از شوق وصال به تو و سرد بود روز های بی حسیم گذشت روز ها و من فهمیدم کیستم من ساده ای بودم که اسمان دورنگم فریبم داد ساده ای رهگذری از شب گریه هایم نگویم بهتر است از روز های تلخ نا باوری ام که گویی هر لحظه منتظر بودم تا از ان خواب تلخ بیدار شوم گذشت و من کمی ارام شدم اما هنوز هم عشقم زنده است درون سینه ام دوستان قصه ام را به زبانی ساده نگاشتم تا شاید این برگ ها تجربه ای باشد تا سادگی نکنم و دل عاشق و ساده ام را به هر هرزه ای و لب های سرکشم را به لب های وحشی هر هرزه ای نسپارم من اموختم عشق کمرنگ شده است و من دخترکی هستم عاشق بوی باران عاشق سادگی و ساده بودن عاشق محبت عاشقه عشق نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ۴۵ ق ظ توسط مهشید من کیستم سلام این داستان رو خودم نوشتم یه جورایی واقعیه من خورشیدم و معشوقم اسمان دو رنگیست دو قسمتش کردم امیدوارم خوشتون بیاد چند شبی بود دلم هوای نوشتن کرده بود که این قلم را بیهوده بر روی کاغذی بلغزانم عشق کمرنگ شده است اه خدای من من کیستم افتابی هستم که در پس پرتو هایم روشنی میبخشم یا ابری تیره که تاریکی را باخود همراه دارم خواهم تا افتابی باشم همیشگی تا اسمانم را هیچگاه دلگیر نکنم اسمانم از من نرنجد ابر های تیره اش را از سوی من برهاندو برهاند وبرهاند تا همیشه گرم و سوزان باشم از شوق اسمانم که همواره با من است من خورشید همیشگی و او اسمان همیشگی ام باشد اما در شب چه کنم در شب از اسمانم دور میشوم و دور میشوم و تاریکی ها و سردی ها بر من چیره میشوند میشوم تاریکی محض سردی محض تهی میشوم بعد از ان چون از اسمانم دورم هرچقدر تلاش میکنم بی فایدس انگار انقدر تاریکم که همرنگ شب شده ام اسمانم مرا نمیبیند فریاد میزنم نمیشنود گویی گوش هایش را گرفته تا فقط و فقط صدای مرا نشنود دستی تکان میدهم اما ان هم مااند شهابی در دل تاریکی ها از اسمان تیره شب میگذرد اسمانم ببخش ببخش که سردو تاریکم اخر تو خواستی دور شوم و دور شوم تا پر نگاهت به روزنه نگاهم نیفتد دلتنگم به اندازه همه شب های تیره و تار دلتنگم تو چی اسمانم دلتنگی تو نه تو در شب هایی که اشک های من بالشت کوچکم را خیس میکند ماه را داری ماه با توست میدانی تهی شده ام نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ۲۷ ق ظ توسط مهشید اشک دلم پُر است پُر پُر پُر آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم میچکد نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ۲۵ ب ظ توسط مهشید دختران گفتم عشق گفتی سکس گفتم دخترم گفتی خداحافظ سفت کشیدمت پاره شد هم پیوندمون هم بکارتم حالا توی پسربچه شدی مرد منِ دختر بچه شدم فاحشه نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱ ۴ ب ظ توسط مهشید دلم داغونه نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ۳۹ ب ظ توسط مهشید ادمک دوس دارم برم یه جای دیگه اونجا که شبا خدا واسم لالایی میگه میرم و ادمکارو جا میذارم قانون جنگل و زیر پام میذارم میدونم میبینمت توی دنیای دیگه توی دنیایی که ادمک نداره نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ۳۵ ب ظ توسط مهشید جونمم برات میدادم بازم رفتی نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ۲۵ ب ظ توسط مهشید دلگرمی گاهی چه دلگرم میشویم به یک مواظب خودت باش و به یک هستم و قاعده بازی زندگی لبریز است از حسد دوست داشته شدن و باز هم چقدر کوتاه است تجربه داشتن این حس نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۱ ۱ ق ظ توسط مهشید التماس چشم هاش چشماشو به چشم هام دوخته بود با التماس چشماش داشت ازم میخواست که خواستشو براورده کنم دستشو برد سمت لباسمو درش اورد ازش بدم اومده بود این یکیم منو به خاطر تن خواست این یکیم رفت نذاشتم باهام کار خاصی بکنه سریع پسش زدم لعنت به همتون از همتون بیزارم نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۹ ۳۲ ق ظ توسط مهشید قلب من در جسم تو سلام اینو از توی پروفیله یکی از دوستام خونده بودم با اجازه ازش کپیش کردم این داستانو زیاد خوندم هربارم خوندم اشکم درومد دوس داشتی بخون پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد حال دختر خوب نبود نیاز فوری به قلب داشت از پسر خبری نبود دختر با خودش میگفت میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی ولی این بود اون حرفات حتی برای دیدنم هم نیومدی شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید چشمانش را باز کرد دکتر بالای سرش بود به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده شما باید استراحت کنید درضمن این نامه برای شماست دختر نامه رو برداشت اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود سلام عزیزم الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه عاشقتم تا بینهایت دختر نمیتوانست باور کند اون این کارو کرده بود اون قلبشو به دختر داده بود آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ۲ ق ظ توسط مهشید از زندگی بیزارم از تو و تموم خاطراتی که با تو داشتم متنفرم انقدر ازت بیزارم که دوست دارم تموم خاطراتمو که باهات داشتم روت بالا بیارم چرا دست از سرم بر نمیداری چرا نمیذاری برم منو سفت چسبیدی که چی حالا ازم بکش بیرون با توام اهای زندگی صدامو میشنوی از من بکش بیرون نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ۲۴ ق ظ توسط مهشید دلتنگیام چه طعم تلخیست تنهایی امدند و رفتند و در اخر باز هم من ماندم و من ولی همیشه این در دلم خواهد ماند که گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است داشتن بعضی ها تنها ترت میکند نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱ ۲ ب ظ توسط مهشید مطالب قدیمی تر عشق یا هوس من قربانی کدامینم کاش لمس عشق اسان بود اگر سر زدی به وبم عشقت کشید کامنت بذار عشقت نکشید نذار بعدشم نیا اینجا چرتو پرت بنویس برو چون لیاقته خودته اون دری وریا خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ پیوندها اینجا نیمه عشقه هیچکس همراه نیست همراه اول saeedm212 احساس های یک پسر دیوونه عشق عشق و نفرت music تنهای تنها لطفا در قلب من سیگار نکشید احساس های شیشه ای پرنسس دل شکسته لحظه ای به یادم باش 2خترستان فروشگاه اینترنتی تجارتی ها blogfa com
|