Meta tags:
description= آشنای لحظه ها آشنای لحظه ها;
Headings (most frequently used words):
آشنای, لحظه, ها, تنهایی, نوشته, های, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
گریه (13), دلم (10), مصطفی (9), شیری (9), نوشته (9), ۱۳۹۳ (8), شده (8), ساعت (7), توسط (7), کنند (7), کند (7), همه (7), دیگر (6), های (5), لحظه (5), بود (5), نمی (5), دختر (5), ۱۳۹۲ (4), آشنای (4), برای (4), شنبه (4), سال (4), پسر (4), وقتی (4), گفت (4), عشق (3), وبلاگ (3), خرداد (3), مرداد (3), چهارم (3), حالا (3), روز (3), میکنم (3), کلاس (3), روی (3), نخواهد (3), دلت (3), خسته (3), شــد (3), کرد (3), چشماشو (3), مسعود (2), شخصی (2), بهمن (2), اسفند (2), تیر (2), خانه (2), جمعه (2), فریاد (2), شوم (2), شهر (2), گذشته (2), گرفت (2), درد (2), چند (2), پیوسته (2), این (2), زخم (2), ولی (2), مبارک (2), نخستین (2), همتون (2), سالی (2), آرزو (2), کنار (2), پدر (2), خیلی (2), اول (2), جدید (2), وآرزو (2), کسی (2), پیدا (2), سلام (2), خودم (2), كنم (2), گیرد (2), است (2), جنگ (2), جهانی (2), سوم (2), سیگار (2), کچل (2), بودم (2), دوم (2), اینکه (2), دید (2), هیچ (2), فـقـط (2), کرده (2), آرامت (2), ویرانه (2), بست (2), کاشکی (2), دنیا (2), blogfa, com, الناز, شیراز, رعنا, بابائی, عاشقت, میمانم, میلاد, الیم, تورک, طبیعت, هوراند, منی, پروین, محمدی, موزیک, شیروان, اوغلو, الهام, روستای, صیفار, زبان, وادبیات, ملل, ترک, اسلامی, حاج, نفس, عاشقانه, ترکی, رزآبی, سحر, مهشید, مریم, ندا, صمدی, صونا, شیلا, خداد, لیلا, پیوندها, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, انزوای, شاعران, دارند, عزای, سرم, واین, تکه, ابر, پیر, جوان, نبود, مرا, دوای, کار, طبیب, دشمنان, هرشب, مگیر, خورده, دلدادگان, پای, خاطرات, دلخوش, صدای, زده, کسیست, سکوت, جای, اشک, مجالی, دهند, تنها, مشب, بیست, هفتم, نوروز, راستی, مگر, احساس, نمیکند, بهار, گویی, آفرینش, هست, افسانه, زیبایی, زیباتر, واقعیت, خلاصه, عید, شادی, نشاط, موفقیت, همراه, سلامتی, البته, خانواده, مادر, خواهر, برادر, مادربزرگ, بزرگ, امروز, خوشحالم, تبریک, میگم, تواین, جدید93, لبشون, همیشه, خندون, دلتون, خوبی, مهربونی, باشه, خواسته, هاتون, آرزوهاتون, دوسش, دارین, چیزی, میخواین, برسین, امیدوارم, دارم, مریضا, شفا, کنن, سلاااااااااااام, دوستان, عزیزان, اونایی, میزنن, ایرانیان, عزیز, نهم, حیرتم, وجود, ناچیز, مقابل, عظمت, آفریدگان, دنیای, بزرگی, زندگی, تشبیه, آیزاك, نیوتن, تمامی, گناهان, نهانی, صورت, درک, کنیم, خداوند, افکار, گواه, شاید, رها, آزاد, شویم, مهاتما, گاندی, نمیدانم, انسان, اسلحه, خواهند, جنگید, اما, سلاح, آنها, سنگ, چوب, چماق, خواهد, آلبرت, انیشتن, گذشت, همسرم, خیابان, گذشتیم, قوی, هیکل, دیدم, حالیکه, داشتم, کشیدم, دکتر, شریعتی, پنجم, درشت, هیکلی, نشست, مظهر, تمام, چیزهای, چندش, آور, دلیل, آنکه, کشید, تهوع, آورتر, داشت, هنگامی, گوشت, خوار, صادق, هدایت, خوشبختی, آزادی, آشتی, انسانیت, پیشرفت, كرد, آرام, دهم, قدم, افسردگی, طرف, حال, یعنی, هیچـوقت, نفهمید, مـن, اینهـا, واقعـی, میکشــم, مـی, آیــم, دردهـایـم, ایــن, صفحه, مجـازی, مینـویســم, چهاردهم, خنده, معنایی, ندارد, خندی, دیگران, آشیانه, چشمانت, نـبـیـنـنـد, حتی, اشکهای, شبانه, هـم, کنی, چون, کردن, عادت, چیز, بریدن, رفتن, پنجشنبه, ترسم, شادم, آید, بالینم, سختی, جغد, سراغ, تنهایی, نگاهی, باز, پسرو, ندید, فقط, چندتا, حباب, تفاوت, همین, الان, تموم, بشه, بعد, آرزوتو, بکن, آخر, عاشق, بمونیم, میلی, قبول, ساحل, نشسته, ایم, بیا, آرزوی, قشنگ, بکنیم,
Text of the page (random words):
آشنای لحظه ها آشنای لحظه ها آشنای لحظه ها پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل نشسته ایم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بکن دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه وقتی دختر چشماشو باز کرد پسرو ندید و فقط چندتا حباب روی آب دید نوشته شده در شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 16 28 توسط مصطفی شیری تنهایی کسی دیگر نمی گیرد سراغ خانه ی ما را به سختی جغد پیدا می کند ویرانه ی ما را از آن شادم که غم پیوسته می آید به بالینم از آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ی ما را نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 11 8 توسط مصطفی شیری وقتی دلت خسته شــد دیگر خنده معنایی ندارد فـقـط می خندی تا دیگران غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد وقتی دلت خسته شــد دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای وقتی دلت خسته شــد دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن نوشته شده در شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 20 41 توسط مصطفی شیری مـی آیــم دردهـایـم را روی ایــن صفحه ی مجـازی مینـویســم ولی هیچـوقت هیچ کس نفهمید مـن اینهـا را واقعـی درد میکشــم حال من یعنی یک قدم از افسردگی آن طرف تر نوشته شده در شنبه دهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 13 57 توسط مصطفی شیری انسانیت پیشرفت نخواهد كرد و آرام نخواهد گرفت و روی خوشبختی و آزادی و آشتی را نخواهد دید تا هنگامی كه گوشت خوار است صادق هدایت کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل اول آنکه کچل بود دوم اینکه سیگار می کشید و سوم که از همه تهوع آورتر بود اینکه در آن سن و سال زن داشت چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم سیگار می کشیدم و کچل شده بودم دکتر شریعتی من نمیدانم انسان ها با چه اسلحه ای در جنگ جهانی سوم با یک دیگر خواهند جنگید اما در جنگ جهانی چهارم سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود آلبرت انیشتن تمامی گناهان نهانی صورت می گیرد آن لحظه ای که درک کنیم خداوند حق بر افکار ما گواه است شاید رها و آزاد شویم مهاتما گاندی در حیرتم كه وجود ناچیز خودم را در مقابل عظمت آفریدگان و این دنیای بزرگی كه در آن زندگی می كنم به چه تشبیه كنم آیزاك نیوتن نوشته شده در جمعه نهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 21 9 توسط مصطفی شیری سلاااااااااااام به همه ی دوستان عزیزان سلام به همه ی اونایی که به ما سر میزنن سلام به همه ی ایرانیان عزیز امروز خیلی خوشحالم اول از همه سال جدید رو به همه تبریک میگم وآرزو میکنم که تواین سال جدید93 لبشون همیشه خندون و دلتون پر از خوبی و مهربونی باشه آرزو میکنم تو سال جدید به خواسته هاتون به آرزوهاتون به کسی که دوسش دارین به چیزی که میخواین برسین امیدوارم وآرزو دارم همه ی مریضا شفا پیدا کنن خلاصه عید همتون مبارک سالی پر از شادی و نشاط و موفقیت همراه با سلامتی برای همتون آرزو میکنم البته در کنار خانواده پدر مادر خواهر برادر مادربزرگ و پدر بزرگ چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش هست نوروز مبارک نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 19 3 توسط مصطفی شیری مشب که زخم های دلم گریه می کند تنها ولی برای دلم گریه می کند هم اشک ها به گریه مجالی نمی دهند هم زخم ها به جای دلم گریه می کند در این سکوت غم زده فریاد بی کسیست پیوسته با صدای دلم گریه می کند دیگر به خاطرات تو دلخوش نمی شوم هر چند که پا به پای دلم گریه می کنند بر من مگیر خورده که دلدادگان شهر هرشب به های های دلم گریه می کنند کار من از طبیب گذشته ست و دشمنان بر درد بی دوای دلم گریه می کنند حالا که عشق بود و نبود مرا گرفت پیر و جوان برای دلم گریه می کنند آب از سرم گذشته واین تکه ابر ها دارند در عزای دلم گریه می کنند فریاد عشق می شوم و شاعران شهر شب ها در انزوای دلم گریه می کنند نوشته شده در جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19 27 توسط مصطفی شیری آشنای لحظه ها خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۳ تیر ۱۳۹۳ خرداد ۱۳۹۳ اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ نویسندگان مصطفی شیری مصطفی شیری پیوندها لیلا وبلاگ شخصی شیلا خداد صونا ندا صمدی مریم مهشید رزآبی سحر عاشقانه های ترکی هم نفس حاج مسعود مسعود اسلامی زبان وادبیات ملل ترک روستای صیفار الهام شیروان اوغلو کد موزیک پروین محمدی عشق منی تو طبیعت هوراند الیم تورک میلاد عاشقت میمانم رعنا بابائی الناز شیراز blogfa com
|