Meta tags:
Description= ث...میم...ی...نون...!
نامی بر من نهادند،
که تمام غرور و خودخواهی شادی..،
غم و خستگی و رنج و دردم را،
با آن صدا زنند!
نامی که حک شود روی قلبی،
یا تنها روی سنگی به بلندای یک قبر!
تلخ صدا کن مرا..
صدایت حروف چهارگانه ی اسم بی تکلفم را
روح بخشاید شاید،
به خود آیم،
و شاید باز ;
Keywords= نبش ابر;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
شده (9), هایِ (8), کند (8), توسط (6), است (6), خانه (6), این (6), ثمین (6), زندگی (6), پارسی (5), بلاگ (5), چنین (5), بترس (5), روی (5), نوشته (5), نظر (5), عصر (5), کلمات (5), کلیدی (5), پُر (5), اگر (5), گاه (5), نگاهی (5), شود (4), رویِ (4), درین (4), آسمان (4), زود (3), شیطانی (3), دنیا (3), بنگر (3), قدرِ (3), های (3), شاید (3), خود (3), امشب (3), توست (3), کرده (3), دلِ (3), هایی (3), باید (3), خسته (3), شیطانچه (3), فرشته (3), پنهان (3), پشتِ (3), بازدید (2), یادداشت (2), اجابتم (2), میان (2), شبِ (2), قدر (2), دیگر (2), نامی (2), صدا (2), سنگی (2), مرا (2), باز (2), خویش (2), درباره (2), کنم (2), دست (2), گیر (2), اجابت (2), دلم (2), سنگ (2), بود (2), توبه (2), پاک (2), مثلِ (2), خاکِ (2), ریزی (2), هایم (2), داغ (2), خواهم (2), کرد (2), گُم (2), بیگانه (2), تاب (2), ندارد (2), کسی (2), رود (2), خوابد (2), خورد (2), گذارد (2), دور (2), اتاق (2), پرواز (2), گیرد (2), لای (2), همین (2), سیاه (2), دنیایی (2), راهِ (2), پیشِ (2), پایِ (2), زخمی (2), شان (2), هایت (2), ولی (2), دوش (2), دستِ (2), آتش (2), دردِ (2), دشوار (2), ایام (2), غافل (2), حالِ (2), رفته (2), اشکِ (2), آرام (2), خدا (2), سبک (2), روشن (2), رحمتِ (2), خدایِ (2), خاک (2), نبش (2), ابر (2), امروز, دیروز, بازدیدها, طراحی, ترجمه, تیم, محمد, فتح, اللهی, 11892, مرداد, آرشیو, عناوین, آرشیوشده, آدمیزاد, آدمیت, مرده, لیست, دریچه, پیوندها, اخبار, پشتیبانی, لینک, روزانه, صفحه, میم, نون, نهادند, تمام, غرور, خودخواهی, شادی, خستگی, رنج, دردم, زنند, قلبی, تنها, بلندای, قبر, تلخ, صدایت, حروف, چهارگانه, اسم, تکلفم, روح, بخشاید, آیم, شوم, افطار, بخشایش, گرِ, بگذار, گیلاس, شیرینِ, رحمت, گُل, سفره, شامگاهم, بچین, سخت, آرزوست, گُریخته, بزرگ, کوچکی, گُمراهم, ازراه, گردان, گُرزی, گُنه, کاری, بکوب, شلّاقِ, مجازاتِ, آخرینت, گذارم, سرد, گرداند, تلاطمِ, سوزانِ, گناه, آلودم, مگر, تگرگی, آتشینم, فرو, بارگاهِ, خداوندگاری, بسوزد, دلت, بندگی, اشک, چون, گدازه, روان, محکوم, مرگ, روحِ, جسمم, گیج, دِگر, دادش, برسی, گُمم, مگسی, مُشتِ, بگشایی, گله, هرچه, گره, زندگانیِ, بشر, گلیمِ, فراتر, نهم, واژه, میانِ, آرزوهایم, برگزیده, گلویم, طعمِ, گسِ, گرسنگی, دهد, لحظه, راه, جیبِ, باباست, دوشمان, نشیند, بیدار, چشم, بسته, نفسش, صورتِ, بالش, دورِ, گُر, لوستر, چارچوبِ, جرعی, نفس, لیوانِ, تویِ, تشنه, بازی, لوله, ریه, مثل, سیّالِ, هوا, جاریست, پله, جای, پایش, میز, هست, ریشه, فرش, چکد, سقف, خزد, زمین, دیوار, لولد, درزهای, کاشی, اینجا, نزدیکِ, دنیایِ, رنگارنگُ, شادِ, خالی, حسرت, مغموم, سختِ, تکاندی, تمامِ, گردُ, شانه, مهمانیِ, شادُ, مجّلل, تفریح, گوشه, برهنه, بارِ, سنگینِ, فلاکت, هایشان, بُگذارند, گام, سنگُ, خار, بردارند, کودکانی, دارویی, برایِ, کودکش, پولی, خالیِ, بابا, سوزد, جانِ, ریزد, وقفه, نالد, چشمِ, بابایش, فرزندی, همسایه, تکه, نانی, بالین, پیچیُ, کابوس, بینی, شکم, صبح, سیری, رسد, انتهایِ, حلقِ, آذوقه, کُنجی, کودکی, گشنگی, ضعف, میرد, ویرانه, تاریک, آشفته, آدم, امیدِ, زندگانی, انسان, حیات, بسیار, مانده, ازرنج, سختی, حتی, نزدیک, مردمانی, روزُو, شبت, شوی, دنیااین, شوری, لبریز, تنگِ, چشمم, سیاهی, ماندم, گونه, خودم, بودم, انگار, خَم, دستهایش, زیرِ, چشمانم, برد, قطره, برداشت, کوله, بارم, غصه, گرفت, صبور, بال, شدم, تیره, ترُو, سیهِ, ارام, ریخت, محو, تاریکی, غمِ, صورتم, خجول, کردم, رحیم, خیره, بودی, بسترِ, اندوهم, طلوعِ, خورشید, التماسی, پُراز, نیاز, تبسم, راز, خدایا, گویا, آفریدی, مجدّد, samin, نظری, نکنی, نالایقی, بیکرانِ, دیوِ, ناپاک, وسیعتر, گناهِ, کبیرِ, هرچند, بازیچه, هوس, نبود, نقابِ, دینُ, انسانیت, شُد, انسانت, نامید, بویی, شرافت, نبرده, نیز, پست, ایستاده, ماند, بادی, برُباید, جانمازِ, گران, بهایت, دروغ, قنوتِ, نمازی, قلبِ, بارد, مُدام, نقاب, چهره, بردار, عرشِ, دوزخ, خواهد, انداخت, روحت, تسخیرمی, ملک, الموت, عاقبت, کلوخ, خستگانِ, نشاندی, کاخ, نشستی, جنتّی, برای, زندگییت, ساختی, جهنم, ساخته, جهان, شیطان, لبخند, زند, سیرتِ, دیوخویت, اما, شدی, کتابی, مقدس, قرآن, گرفتی, مردم, فریبِ, ریاکار, داغِ, پیشانی, تظاهری, بیش, نیست, توام, نابخرد, نادان, دانش, دانشوران, نمی, شمرد, امام, علی, علیه, السلام, پیام, رسان, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
نبش ابر سفارش تبلیغ صبا ویژن نبش ابر خانه پیام رسان پارسی بلاگ درباره کسی جز نابخرد نادان دانش و دانشوران را سبک نمی شمرد امام علی علیه السلام بترس بترس با توام ای بیگانه با خدایِ من ای که داغِ پیشانی ات تظاهری بیش نیست مردم فریبِ ریاکار قرآن سر گرفتی پنهان شدی پشتِ کتابی مقدس سیرتِ دیوخویت اما بر شیطان لبخند می زند جهنم ساخته ای جهان را تا جنتّی چنین برای زندگییت ساختی در کاخ نشستی سنگ و کلوخ به راهِ خستگانِ زخمی نشاندی بترس که ملک الموت عاقبت روحت را تسخیرمی کند و تو را از عرشِ دنیا به دوزخ خواهد انداخت نقاب از چهره بردار آتش از قلبِ سنگی ات می بارد مُدام و تو پنهان شده ای پشتِ قنوتِ نمازی که دروغ است بی شک بترس بادی اگر برُباید جانمازِ گران بهایت را شیطانی ایستاده بر خاک از تو می ماند که از خاک نیز پست تر است تو بویی از شرافت نبرده ای که اگر می شُد انسانت نامید بازیچه ی هوس هایت نبود این نقابِ دینُ و انسانیت هرچند رحمتِ خدا وسیعتر از گناهِ کبیرِ توست تو ای دیوِ ناپاک نالایقی بر رحمتِ بیکرانِ خدایِ من اگر نظری به حالِ خود نکنی ث م ی ن کلمات کلیدی نوشته شده توسط ثمین 91 5 19 6 40 عصر نظر قدرِ شبِ قدر رفته رفته شب شد اشکِ شوری لبریز تنگِ چشمم پُر شد در سیاهی ماندم گونه هایم تر شد در خودم گُم شده بودم انگار یک فرشته خَم شد دستهایش آرام زیرِ چشمانم برد قطره ها را برداشت کوله بارم از دوش غصه ها را زِ دلم زود گرفت آسمان را چه صبور تا خدا پرواز کرد چه سبک بال شدم آسمان از دلِ من تیره ترُو شب زِ رویِ سیهِ من چه سیاه دردِ دل هایِ من ارام آرام ریخت از دستِ فرشته محو در تاریکی آسمان پر شده بود از غمِ من صورتم را چه خجول از تو پنهان کردم و تو از پشتِ همین شب چه رحیم خیره بر من بودی شب بسترِ اندوهم شد با طلوعِ خورشید آسمان روشن شد دل می روشن تر یک فرشته یک شب التماسی از من من پُر از توبه پُراز اشکِ نیاز یک تبسم یک راز یک اجابت از تو و خدایا گویا آفریدی تو مجدّد من را samin کلمات کلیدی نوشته شده توسط ثمین 91 5 18 1 50 عصر نظر به دنیا این چنین بنگر به دنیااین چنین بنگر که از روزُو شبت غافل شوی یک دم به حالِ مردمانی دور یا حتی به تو نزدیک که غافل مانده ای ازرنج وُ سختی شان نگاهی کن درین ایام که دشوار است بر انسان حیات و زندگی بسیار درین ایام که می گیرد ز آدم ها امیدِ زندگانی را درین ویرانه ی تاریک وُ آشفته به کُنجی کودکی از گشنگی از ضعف می میرد چنین دشوار نگاهی کن به شب هایی که سیری می رسد تا انتهایِ حلقِ پُر آذوقه ات و از دردِ شکم تا صبح به خود می پیچیُ و کابوس می بینی ولی همسایه ات بی تکه نانی سر به بالین می گذارد باز هم امشب نگاهی کن به فرزندی که پیشِ چشمِ بابایش ز تب می سوزد وُ آتش به جانِ خسته اش می ریزد وُ بی وقفه می نالد و دستِ خالیِ بابا ندارد قدرِ دارویی برایِ کودکش پولی نگاهی کن به دنیایی که در آن کودکانی پاک گام باید رویِ سنگُ و خار بردارند و با پایِ برهنه بارِ سنگینِ فلاکت هایشان بر دوش بُگذارند ولی در گوشه ای دیگر پس از مهمانیِ شادُ و مجّلل خسته از تفریح تکاندی تو تمامِ گردُ و خاکِ شانه هایت را به راهِ سختِ پیشِ پایِ زخمی شان نگاهی کن به دنیایی سیاه و خالی وُ پر حسرت ُ و مغموم که نزدیکِ همین دنیایِ رنگارنگُ و شادِ توست ث م ی ن کلمات کلیدی نوشته شده توسط ثمین 91 5 16 2 19 عصر نظر شیطانی در میان خانه ی ما شیطانچه ای خانه کرده اینجا می لولد لای درزهای کاشی می خزد از زمین به روی دیوار می چکد از سقف می خوابد لای ریشه های فرش جای پایش روی میز هست روی پله ها هم شیطانچه ای جاریست درین اتاق مثل سیّالِ هوا گاه با یک دم به ریه ات می رود گاه بازی می کند در لوله هایِ آب و تویِ تشنه می ریزی اش در یک لیوانِ آب می جرعی اش یک نفس شیطانچه ای زندگی می کند در چارچوبِ این خانه تاب می خورد رویِ لوستر داغ می شود گُر می گیرد دور تا دورِ اتاق پرواز می کند خسته می شود سر رویِ بالش تو می گذارد چشم که بسته ای نفسش به صورتِ تو می خورد با تو می خوابد با تو بیدار می شود گاه بر دوشمان می نشیند گاه در جیبِ باباست راه می رود با ما زندگی می کند در لحظه هایِ این خانه زندگی می کند در ما وُ با ما ث م ی ن کلمات کلیدی نوشته شده توسط ثمین 91 5 9 12 25 عصر نظر زود اجابتم کن امشب گلویم طعمِ گسِ گرسنگی می دهد گل واژه هایی از میانِ آرزوهایم برگزیده ام می خواهم پا از گلیمِ خویش فراتر نهم گله کنم از هرچه گره که بر زندگانیِ بشر است و تو باید بگشایی دلِ سر در گُمم که گاه گیر می کند مثلِ مگسی در مُشتِ کسی گیج است و دِگر تاب ندارد وُ تو باید به دادش برسی اگر مرگ را گُم کرده روحِ بیگانه با جسمم اگر محکوم به زندگی ام اشک هایم را چون گدازه هایی داغ روان خواهم کرد تا بسوزد دلت شاید بر بندگی ام در آن بارگاهِ خداوندگاری مگر تگرگی بر رگ هایِ آتشینم فرو ریزی که سرد گرداند این تلاطمِ سوزانِ دلِ گناه آلودم را سر بر خاکِ تو می گذارم مثلِ گُرزی بر گُنه کاری بکوب شلّاقِ مجازاتِ آخرینت را بر من مرا پُر گردان از توبه ای که پاک می کند زندگی ام را گُریخته ام از سنگ هایِ بزرگ و کوچکی که گُمراهم کرده بود ازراه تو دلم سخت پُر آرزوست گُل هایِ اجابت را در سفره ی شامگاهم بچین بگذار با گیلاس هایِ شیرینِ رحمت که در دست هایِ دست گیر و بخشایش گرِ توست افطار کنم امشب کلمات کلیدی نوشته شده توسط ثمین 91 5 5 12 7 عصر نظر 1 2 درباره ثمین ث میم ی نون نامی بر من نهادند که تمام غرور و خودخواهی شادی غم و خستگی و رنج و دردم را با آن صدا زنند نامی که حک شود روی قلبی یا تنها روی سنگی به بلندای یک قبر تلخ صدا کن مرا صدایت حروف چهارگانه ی اسم بی تکلفم را روح بخشاید شاید به خود آیم و شاید باز خویش شوم ث م ی ن صفحه های دیگر لینک های روزانه پشتیبانی پارسی بلاگ اخبار پارسی بلاگ پیوندها دریچه لیست یادداشت ها بترس قدرِ شبِ قدر به دنیا این چنین بنگر شیطانی در میان خانه ی ما زود اجابتم کن آدمیزاد را آدمیت مرده است عناوین آرشیوشده آرشیو یادداشت ها مرداد 91 بازدید امروز 2 بازدید دیروز 2 کل بازدیدها 11892 طراحی شده توسط محمد فتح اللهی ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ
|