Meta tags:
description= نقش دل عکس رخ عشق نقش دل عکس رخ عش به جان اندازد ×× ور نه این کهنه سرا نقش چه بسیار بساخت;
Headings (most frequently used words):
نقش, دل, عکس, رخ, عشق, شب, من, یکی, عش, به, جان, اندازد, ور, نه, این, کهنه, سرا, چه, بسیار, بساخت, آشنا, امار, خدایا, رفتم, تونیستی, که, ببینی, تاریک, حسرت, افتابی, راز, نیاز, با, باد, بخوانم, کجا, چی, بگم, وفادار, بگذار, بگریم, منزل, بود, نبود, خانه, دوست, کورش, کبیر, حکایت, مهربانی, گفته, بودم, زندگی, زیباست0, حکمت, وزندگی, خسته, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (35), عشق (34), نوشته (33), ۱۳۹۲ (33), پریا (32), شده (30), ساعت (30), توسط (30), این (26), بود (19), زندگی (18), آذر (16), آبان (15), تنها (12), نیست (11), بگذار (11), های (9), همه (9), گفت (9), مرا (9), شنبه (9), دارم (8), یکشنبه (8), خود (8), بیست (8), دلم (8), بگریم (8), رفت (8), کجا (8), گفتم (8), رفتم (8), خدایا (8), خانه (7), کسی (7), دوشنبه (7), دوست (7), یکی (7), ببینی (7), چگونه (7), باغ (6), اما (6), ارام (6), جان (6), نیستی (6), وبلاگ (5), روز (5), هستم (5), خسته (5), بیشتر (5), راز (5), لحظه (5), شعله (5), خواهد (5), گفته (5), کجاست (5), مهربانی (5), شود (5), حسرت (5), جانم (5), باد (5), کنم (5), نیاز (5), نقش (5), باره (5), چشم (4), زندگي (4), نگاه (4), نفس (4), هیچ (4), نوزدهم (4), روح (4), چون (4), هنوز (4), شاید (4), بیستم (4), سینه (4), افتاب (4), چهارم (4), ولی (4), ناله (4), حکایت (4), بودن (4), بهار (4), مان (4), قصه (4), نیمه (4), بیا (4), مثل (4), #بخوانم (4), پریشان (4), کند (4), دیوار (4), انگار (4), عکس (4), انکه (4), دریا (3), مهر (3), سرد (3), بزرگ (3), دنیای (3), تمام (3), هاي (3), خودم (3), خوش (3), برگ (3), همیشه (3), منتظر (3), چیز (3), انسان (3), اینکه (3), چرا (3), سفر (3), باشد (3), خواب (3), درون (3), باز (3), بودم (3), جمعه (3), پدید (3), اورنده (3), نداشت (3), ششم (3), انان (3), میکنند (3), يعني (3), هشتم (3), دیگر (3), دیگری (3), نبود (3), چهارشنبه (3), مرگ (3), منزل (3), بجز (3), مرغ (3), ابر (3), نماند (3), همی (3), روزی (3), نمی (3), بگم (3), عجب (3), میان (3), نور (3), بشنوی (3), صورت (3), شبی (3), تاریک (3), اینه (3), ادم (3), کرده (3), تورا (3), یاد (3), دور (3), ترا (3), ڪاش (3), گریختم (3), آشنا (3), زده (2), باران (2), دلتنگي (2), يكم (2), واسه (2), سکوت (2), احساس (2), لذت (2), ساده (2), زمین (2), باشم (2), دیگه (2), رها (2), شهریور (2), مدیر (2), سلام (2), خوبتون (2), بخندند (2), انهایی (2), هستند (2), فکر (2), مانده (2), گریستم (2), حتی (2), خندید (2), ملکوت (2), بیاموز (2), بدانی (2), توست (2), دانستن (2), خواهی (2), حاصل (2), عاشق (2), تلاش (2), نکن (2), بفهمی (2), ترازوی (2), وجود (2), ورزیدن (2), کمتر (2), شوی (2), اگر (2), شناخته (2), چنگ (2), ذهن (2), آخرین (2), گام (2), گویی (2), گونه (2), وزندگی (2), پاک (2), گرچه (2), خدا (2), خاموش (2), گناه (2), پیداست (2), رقص (2), اری (2), پای (2), نگری (2), اید (2), پنجم (2), نشان (2), کسانیکه (2), ازکسانیکه (2), ازمن (2), سبز (2), میخواهد (2), بگو (2), کنج (2), داشته (2), باهم (2), باید (2), برایم (2), نهم (2), اين (2), اگه (2), دیده (2), تنگنای (2), قفس (2), باده (2), راه (2), رنگی (2), وفادار (2), تنهایی (2), عشقه (2), دلش (2), ساخت (2), هیچکسی (2), جواب (2), غیر (2), غصه (2), ندارم (2), صحرا (2), دلبر (2), ترینم (2), دوریت (2), صدایت (2), دلبرم (2), نمایان (2), وشب (2), گفتن (2), امروز (2), دست (2), فقط (2), گذشت (2), ومن (2), چراغ (2), گور (2), سحر (2), رفتی (2), پنداشتی (2), گرم (2), غروب (2), صبح (2), چقدر (2), ساز (2), سایه (2), دوری (2), دوازدهم (2), امید (2), ماند (2), درخت (2), ملامت (2), تونیستی (2), آفتابے (2), آسموטּ (2), اینقدر (2), ڪسے (2), نمے (2), هجدهم (2), دامن (2), شوم (2), بیرون (2), مگو (2), دهم (2), پیش (2), امار (2), blogfa, com, روزها, رزآبی, نبار, چتر, يار, سياه, سفيد, راش, عزيز, شاهد, اعترافات, صادقانه, دانشجوی, پزشکی, شیراز, ساوالانمشكين, شهر, بارانی, افق, مرجع, اندروید, hvga, qvga, افتادم, خاطــــــره, 451, مجازی, سرزمین, سايه, اينجا, حالتون, سينا, سروته, اواي, فيسبوك, سبك, ايراني, علی, سعیدی, زيباست, نفرین, پاتوق, جوونا, فرياد, هاى, بيصدا, اشتباه, اسمانه, نيمه, شبهاي, كوچه, تنهايي, رویای, جاي, آسمان, گاهي, زمين, ایران, جملات, عاشقانه, دفتر, نوشت, ورشكسته, غمگین, شکسته, نامردی, اسمتو, گذاشتم, محتاجت, فراتر, آنچه, شما, انتظار, دارید, کوچه, خاطره, مهرداد, تازه, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, ماه, امسال, سالم, میشه, خواسین, برین, پروفایلمو, ببینین, نظرا, مطالب, قدیمی, پیروزی, منتظره, شکست, موقع, شدن, دوتا, فردایشان, میخواهند, اینها, منی, امروزه, اورم, حمات, تکه, نانی, کودک, فالگیر, پرسیدم, میکنی, سادگی, پندارد, محبت, دانه, پاشم, پولی, برایش, گنجشک, دروازه, خوراک, سرآغاز, چیزی, حیات, نیازی, چراست, قادر, جشن, ترانه, والاترین, هدیه, خداست, هنر, بیشتری, باقی, یابی, چیزهای, تجربه, هرگز, ویرانگر, چنین, دانست, توان, سنجش, میزان, بورز, بورزی, بزنی, ناشناخته, زمانی, شناسی, آماده, آری, بیش, نخستین, سوی, تسلیم, داند, واپسین, نسبت, میبالم, سبزتراز, عاطفه, فهمد, پهنای, صداقت, الوده, غریبم, دریای, اطرافمان, بخواهیم, دلمان, حکمتی, خداوند, تلاطمهای, اسیر, تور, صیادان, یافتند, وچون, ماهیان, تلاطم, دریابه, شکایت, بردند, حکمت, سربلند, وسبز, باش, جنگل, روییده, ازاده, جنگلی, هستی, هیمه, سوزنده, ورنه, وخاموشی, ماست, کران, بیفروزیش, اتشگهی, دیرینه, برجاست, زیباست, شادمانی, مردم, کوبیدن, درغم, نشستن, امدن, رفتن, دویدن, بوی, عطر, خاک, خورده, کهسار, گندمزار, چشمه, مهتاب, تاب, نرم, ماهی, بلور, سربرون, اوردن, برف, دشت, دروپیکر, اسمان, ونا, بسنکته, کین, زیباست0, دیگران, بخشیده, ژرف, اندیشه, اطمینان, کلام, غمش, نفهمید, میکشید, زخم, داشت, نکرد, زجه, نزد, زجر, کشید, قایق, کسیست, واقعی, میدهند, معنای, میمانند, سپاسگذارم, ابد, ماندنی, میاموزندکه, ترک, متشکرم, قلبم, بزرگتر, دارند, ممنونم, انها, منو, قویتر, متنفرند, سپاس, کورش, کبیر, ارزو, ميكنم, عين, داشتنت, پناه, ببرم, نتوانم, شانه, هايت, دوش, دوشم, پاك, كند, چشمانم, دستمال, خشك, روبه, رويم, نشسته, ايي, وباز, خيسي, سهراب, نپرسد, دوستی, اینجاست, قلم, نویسم, درش, گلی, کوبم, وبه, یادش, وریاست, شرط, داشتن, رنگ, وصفا, گردد, هرکسی, وارد, بشنو, بنشینند, دیوارش, دوستانم, بودند, اینگونه, اغاز, وبرای, نباشد, وباهم, ساختن, نمیگنجد, اذهان, شرقی, مبهم, چرادر, خنديد, عقل, ناليد, كجا, مشكل, فرمود, آخر, راهي, غير, نيست, گوييم, ميترسم, ديگر, قصدت, چيست, روزي, كسي, پرسد, یکم, عاقبت, کار, درر, ورطه, دیوانگی, میکشد, خواری, زار, مخور, گرفتار, زدوافتاد, دامش, گلزار, درماتم, پژمردن, امیدم, بردوری, دلدار, وامید, دورشد, دراین, تار, وبگزاربگریم, دوم, رسید, بگشایی, پرم, مرد, ساغرم, خشکم, ببین, ترم, غریبی, بیابان, خدارا, قفای, کاروان, مانند, دانم, دلی, پردرد, ندانم, عاشقم, مستم, رخی, پژمرده, زرد, اهی, سوختن, بازگردان, گردان, دریغا, همنشینت, خارو, سوم, عاشقا, مونن, مرام, گله, گلایه, وفایی, رسم, عروسک, اومد, بازیچه, نداد, سوال, جوابم, ذاره, سراچه, خیالم, دلداری, خیلی, تنهام, دونی, یاری, اهو, چودیوانه, گردم, شاخه, رعنا, برو, پرس, باغبانان, لرزد, شمعی, داد, سرو, بالا, زیبا, وغصه, رقیبم, تومن, خواند, ونوای, بلبل, هزاران, کوه, ودریا, اینجا, انجا, پیوستن, عشاق, کوتاه, برای, سبکباری, وبگو, سبک, بار, بسپار, سالها, همراهش, کردی, یابند, رازهایی, دارد, گفتی, غربت, اشنا, دستت, بده, رازت, باورش, کرد, درست, روشنی, بخشی, وناشناخته, تناقض, ناگفته, مادرش, بیاموزد, وهر, دختری, تواند, روایت, مادرودختر, شناسد, تکرار, مکررات, وعشق, وحتی, نفرت, شان, تفاوتی, پیدا, اندازه, باروزهایی, جوان, افتابی, خورشید, جاودانی, دیگرم, نیز, میبرم, پیک, برد, کنی, فراموش, دلنواز, کوره, خواهمت, نخست, سود, ودر, تلخ, جدایی, مدد, باورت, اشنایی, وای, بانگ, ارم, اندکی, صبر, نزدیک, بگوید, بامن, پنهانی, خبر, امد, تاریکی, ویرانی, غمی, افزود, ماندند, جاده, عبور, تیرگی, هست, وچراغی, مرده, وپایی, سردی, افسرده, شمع, سوخته, بیدار, عبث, ستاره, بیمار, پرنده, ساکت, وغمگین, رواق, غریب, ببینیی, رمیده, غبار, سربی, اندوه, بال, گسترده, روی, هرچه, شنوم, گویم, غمگینند, انهمه, بچشم, همزدنی, هزار, چهره, تصویر, وقتی, بازیگر, چنانکه, خواسته, ساخته, لوح, سپهر, پاره, سپید, نسیم, جوانه, میگردد, نگرند, زیر, حوض, کنار, باغچه, فراز, گنبد, کاج, نام, صدا, کنند, گرفته, اند, نبودن, گنجشکان, نگرم, تبسم, ترنم, شیرین, چمن, وشمدانی, بلندی, ایوان, پنجره, جای, برق, شیشه, عطرتودرعمق, جاری, بعدش, بارشے, بوده, وقتے, دلت, گرفت, اونقدر, ببارے, بالاخره, آبے, خجالت, ڪشہ, توجہ, ڪنہ, حال, وقت, بگیره, بهونہ, دیدم, لایق, نیستم, نالان, وپشیمان, تلخی, روحی, مشوشم, خویش, شدم, بسته, واسیر, میخواستم, کشی, سراغ, اتش, مگیر, حرارت, سوزان, بسوز, ازرده, وجدان, بستر, وصال, اغوش, هجر, خنده, وحشی, طوفان, روشن, وگریان, فارغ, بشم, کشمکش, وجنگ, سیاهی, لابلای, شبرنگ, قطره, اشک, فتاده, پرده, خموشی, وظلمت, سوزو, ننگ, نگفته, آبرو, ناتمام, بمانم, سرود, بااشکهای, زلب, شستشو, داغ, بوسه, ودادی, وجنونم, کشانده, اتشین, درد, راهی, گریز, نمانده, ببخش, ومگو, وفا, سوگند, توبه, بشکست, وگند, خورم, نخورم, ودل, مست, نگو, دوستت, کمک, خواستم, روبودند, دلگیرم, تردیدم, چطور, جمع, یند, دورند, بیخودی, میگویند, هیچکس, دلها, تنهاست, سطح, هاست, مشکوکم, نظرات, کپی, برداری, ممنوع, خواهش, امیدوارم, ببرید, خسه, نباشید, ممنون, وبم, اومدی, همواره, دنبال, برم, بعد, آشفته, احوال, اوج, آمال, اندازد, کهنه, سرا, بسیار, بساخت,
Text of the page (random words):
نقش دل عکس رخ عشق نقش دل عکس رخ عشق نقش دل عکس رخ عش به جان اندازد ور نه این کهنه سرا نقش چه بسیار بساخت آشنا آشنا با تو بودن اوج آمال من است بعد تو آشفته احوال من است گرچه رفتی از برم ای آشنا سایه ات همواره دنبال من است سلام خسه نباشید ممنون که به وبم اومدی امیدوارم که لذت ببرید فقط یه خواهش دارم هر گونه کپی برداری از این وب ممنوع است منتظر نظرات خوبتون هستم مدیر وبلاگ پریا نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22 47 توسط پریا امار من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاست پس چرا این همه دلها تنهاست بیخودی میگویند هیچکس تنها نیست چه کسی تنها نیست همه از هم دورند همه در جمع ولی تنها یند من که در تردیدم تو چطور نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 50 توسط پریا خدایا گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من گفتم خدایا دلم را روبودند گفت پیش از من گفتم خدایا چقدر دوری گفت تو یا من گفتم خدایا تنها ترینم گفت بیشتر از من گفتم خدایا کمک خواستم گفت از غیر من گفتم خدایا دوستت دارم گفت پیش از من گفتم خدایا اینقدر نگو من گفت من تو ام تو من نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 7 توسط پریا انکه بی باده کند جان را مست کجاست انکه بیرون کند از جان ودل دست کجاست انکه وگند خورم جز به سر او نخورم انکه سوگند من و توبه ام بشکست کجاست نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 57 توسط پریا رفتم رفتم مرا ببخش ومگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق اتشین پر از درد بی امید در ودادی گناه وجنونم کشانده بود رفتم که داغ بوسه پر حسرت تورا بااشکهای دیده زلب شستشو دهم رفتم تا ناتمام بمانم در این سرود رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم رفتم مگو مگو که چرا رفت ننگ بود عشق من و نیاز تو سوزو ساز ما از پرده خموشی وظلمت چو نور صبح بیرون فتاده بود به یک باره راز ما رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ بشم ز کشمکش وجنگ وزندگی من از دو چشم روشن وگریان گریختم از خنده های وحشی طوفان گریختم از بستر وصال به اغوش سرد هجر ازرده از ملامت وجدان گریختم ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله اتش ز من مگیر میخواستم که شعله شوم سر کشی کنم مرغ شدم به کنج قفس بسته واسیر روحی مشوشم که شبی ز خویش در دامن سکوت به تلخی گریستم نالان ز کرده ها وپشیمان ز گفته ها دیدم که لایق تو عشق تو نیستم نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 38 توسط پریا خوش بہ حال آسموטּ ڪہ هر وقت دلش بگیره بے بهونہ مے باره بہ ڪسے توجہ نمے ڪنہ از ڪسے خجالت نمے ڪشہ مے باره و مے باره و اینقدر مے باره تا آبے شہ آفتابے شہ ڪاش ڪاش مے شد مثل آسموטּ بود ڪاش مے شد وقتے دلت گرفت اونقدر ببارے تا بالاخره آفتابے شے بعدش هم انگار نہ انگار ڪہ بارشے بوده نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 3 توسط پریا تونیستی که ببینی تونیستی که ببینی چگونه عطرتودرعمق لحظه ها جاری است چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است هنوز پنجره باز است انگار تو از بلندی ایوان به باغ می نگری درخت ها چمن ها وشمدانی ها با ان ترنم شیرین با ان تبسم مهر به ان نگاه پر از افتاب می نگرم تمام گنجشکان که در نبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند انگار ترا به نام صدا می کنند هنوز نقش تورا از فراز گنبد کاج کنار باغچه زیر درخت ها لب حوض درون اینه پاک اب می نگرند تو نیستی که ببینی چگونه میگردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید به روح لوح سپهر ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر بچشم همزدنی میان انهمه صورت ترا شناخته ام به خواب می ماند تنها به خواب می ماند چراغ اینه دیوار بی تو غمگینند تو نیستی ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو می گویم نیستی ببینی چگونه از دیوار جواب می شنوم تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو به روی هرچه در این خانه ست غبار سربی اندوه بال گسترده است تو نیستی که ببینیی دل رمیده من بجز تو یاد همه چیز را رها کرده است غروب های غریب در این رواق نیاز پرنده ساکت وغمگین ستاره بیمار ست دو چشم خسته من در این امید عبث دو شمع سوخته جان همیشه بیدار تو نیستی که ببینی نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0 23 توسط پریا شب تاریک شب سردی است ومن افسرده راه دوری است وپایی خسته تیرگی هست وچراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من ادم ها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر این تاریکی و این ویرانی بی خبر امد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید بامن اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر ارم از دل وای این شب چقدر تاریک است نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 54 توسط پریا حسرت در صبح اشنایی مان را گفتم که مدد عشق نئ باورت نبود ودر این غروب تلخ جدایی مان هنوز هم می خواهمت چو روز نخست ولی چه سود تو پنداشتی که کوره عشق من دور از نگاه گرم تو خاموش شود پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز در تنگنای سینه فراموش شود تو رفتی که بی من تنها سفر کنی من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم روزی که پیک مرگ مرا می برد به گور من شب چراغ عشق تورا نیز میبرم عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تو است ومن خورشید جاودانی دنیای دیگرم نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 49 توسط پریا شب افتابی اگه چه امروز باروزهایی که من جوان بودم تفاوتی پیدا کرده به اندازه ق رن ها ولی سر گذشت ادم ها وعشق وحتی نفرت شان همیشه تکرار مکررات است این روایت ها دیگر مادرودختر نمی شناسد مثل اینکه هر کس اینه دیگری است وهر دختری می تواند از قصه ناگفته مادرش بیاموزد زندگی پر است از تناقض ها وناشناخته ها درست مثل وجود افتاب روشنی بخشی در دل شبی تاریک فقط باید باورش کرد شبی که در ان افتاب است نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 2 توسط پریا راز نیاز رازت را به من بگو دستت را به من بده من با غربت تو اشنا هستم روزی به من گفتی که هر کسی در زندگی رازهایی با خود دارد که نیاز به گفتن نمی یابند و آن راز تو بود که سالها با خود همراهش کردی امروز خود را سبک بار به دست زندگی بسپار وبگو ان چه را نا گفته نگاه داشته ای نیاز تو برای سبکباری گفتن ان راز است نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 25 توسط پریا با باد بخوانم بهار است وشب عشاق چه کوتاه بهار است وشب پیوستن ما من اینجا تو انجا غصه هر جا میان ما هزاران کوه ودریا صدایت می کنم ای دلبرم صورت نمایان که جانم از غم دوریت پریشان است پریشان بیا بگذار تا با باد بخوانم که شاید ناله ام را بشنوی ارام جانم بهار است ونوای بلبل باغ غم عشق مرا خواند به هر جا صدایت می کنم ای دلبرم صورت نمایان که جانم از غم دوریت پریشان است پریشان بیا بگذار تا با باد بخوانم که شاید ناله ام را بشنوی ارام جانم که در عشق تومن تنها ترینم به تنهایی وغصه بی رقیبم بیا بگذار تا با باد بخوانم که شاید ناله ام را بشنوی ارام جانم نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 19 توسط پریا کجا عجب ان دلبر زیبا کجا رفت عجب ان سرو خوش بالا کجا رفت میان ما چو شمعی نور می داد کجا شد ای عجب بی ما کجا رفت دلم چون برگ می لرزد همه روز که دلبر نیمه شب تنها کجا رفت برو در باغ پرس از باغبانان که ان شاخه گل رعنا کجا رفت چودیوانه همی گردم به صحرا که ان اهو در این صحرا کجا رفت نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 1 توسط پریا چی بگم چی بگم که خیلی تنهام می دونی یاری ندارم چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم هیچکسی پا نمی ذاره به سراچه ی خیالم هیچکسی نداد جواب این سوال بی جوابم هر کی اومد دو سه روزی از دلم بازیچه ای ساخت دلم هم مثل عروسک ساده بود دل به دلش ساخت گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 1 52 توسط پریا وفادار وفادار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خارو خس ب ود دلم را بازگردان باز گردان همی جان سوختن بس بود درون سینه اهی سرد دارم رخی پژمرده رنگی زرد دارم ندانم عاشقم مستم چه هستم همی دانم دلی پردرد دارم کسی مانند من تنها نماند به راه زندگی وا نماند خدارا در قفای کاروان ها غریبی در بیابان جا نماند لب خشکم ببین چشم ترم را بیا از باده پر کن ساغرم را دلم در تنگنای این قفس مرد رسید ان دم که بگشایی پرم را نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 33 توسط پریا بگذار بگریم بگذار بگریم من وبگزاربگریم بگذار دراین نیمه شب تار بگریم او رفت وامید دل من دورشد ازمن بگذار بردوری دلدار بگریم درماتم پژمردن گل های امیدم بگذار که چون ابر به گلزار بگریم مرغ دل من پر زدوافتاد به دامش بگذار بر این مرغ گرفتار بگریم غم مخور من خسته بجز دیده من نیست بگذار به غم خواری خود زار بگریم درر ورطه دیوانگی ام میکشد این عشق بگذار بر این عاقبت کار بگریم نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 2 30 توسط پریا منزل من اگه روزي كسي از من به پرسد كه ديگر قصدت از اين زندگي چيست به او گوييم كه چون ميترسم از مرگ مرا راهي به غير از زندگي نيست زندگي گفت آخر چه بود حاصل من عشق فرمود تا چه خواهد دل من عقل ناليد كجا حل شود اين مشكل من مرگ خنديد در منزل من منزل من نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23 46 توسط پریا یکی بود یکی نبود یکی بود یکی نبود برایم مبهم است که چرادر اذهان شرقی مان باهم بودن وباهم ساختن نمیگنجد وبرای بودن یکی باید دیگری نباشد هیچ قصه گویی نیست که قصه اش اینگونه اغاز شود یکی بود دیگری هم بود همه باهم بودند نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 40 توسط پریا خانه دوست من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند ارام گل بگو گل بشنو هرکسی میخواهد وارد خانه پر مهر وصفا مان گردد شرط ان داشتن یک دل بی رنگ وریاست بر درش برگ گلی می کوبم وبه یادش با قلم سبز بهار می نویسم ای دوست خانه ی دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 27 توسط پریا حسرت يعني روبه رويم نشسته ايي وباز خيسي چشمانم را ان دستمال خشك بي احساس پاك كند حسرت يعني شانه هايت دوش به دوشم باشد اما نتوانم از دلتنگي به ان پناه ببرم حسرت يعني تو كه در عين بودن داشتنت را ارزو ميكنم نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 42 توسط پریا کورش کبیر ازکسانیکه ازمن متنفرند سپاس انها منو قویتر میکنند ازکسانیکه مرا دوست دارند ممنونم انان قلبم را بزرگتر میکنند از کسانیکه مرا ترک میکنند متشکرم انان به من میاموزندکه هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست از کسانیکه با من میمانند سپاسگذارم انان به من معنای دوست واقعی را نشان میدهند نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 14 توسط پریا حکایت من حکایت من حکایت کسیست که عاشق دریا بود اما قایق نداشت حکایت کسی که زجر کشید اما زجه نزد زخم داشت ولی ناله نکرد نفس میکشید اما هم نفس نداشت خندید اما غمش را کسی نفهمید نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 54 توسط پریا مهربانی مهربانی که به کلام در اید پدید اورنده اطمینان خواهد بود مهربانی که به اندیشه در اید پدید اورنده ژرف نگری خواهد بود مهربانی که به دیگران بخشیده شود پدید اورنده عشق خواهد بود نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13 50 توسط پریا گفته بودم زندگی زیباست0 گفته ونا گفته ای بسنکته ها کین کجاست اسمان باز افتاب زر باغ های گل دشت های بی دروپیکر سربرون اوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور اب خواب گندمزار در چشمه ی مهتاب بوی عطر خاک باران خورده در کهسار امدن رفتن دویدن عشق ورزیدن درغم انسان نشستن پا به پای شادمانی ها ی مردم پای کوبیدن اری اری زندگی زیباست زندگی اتشگهی دیرینه پا برجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ورنه خاموش است وخاموشی گناه ماست زندگی شعله می خواهد شعله ها را هیمه سوزنده جنگلی هستی تو ای انسان جنگل ای روییده ی ازاده سربلند وسبز باش نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22 20 توسط پریا حکمت ماهیان از تلاطم دریابه خدا شکایت بردند وچون دریا ارام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند تلاطمهای زندگی حکمتی از خداوند است پس از خدا بخواهیم دلمان ارام باشد نه دریای اطرافمان نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 54 توسط پریا گرچه الوده دنیای غریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم دل من عاطفه را می فهمد به خودم میبالم با کسی سبزتراز عشق نسبت دارم نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 42 توسط پریا عشق وزندگی هر لحظه را به گونه ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می داند شاید آخرین لحظه باشد عشق نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم آخرین آن آری تمام سفر دو گام بیش نیست زندگی را تنها زمانی می شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی اگر به شناخته چنگ بزنی به ذهن چنگ زده ای و ذهن زندگی نیست بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی کمتر عشق بورزی کمتر خواهی بود توان عشق ورزیدن تو ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو ترازوی وجود تو تلاش نکن که زندگی را بفهمی زندگی را زندگی کن تلاش نکن که عشق را بفهمی عاشق شو و چنین است که خواهی دانست این دانستن حاصل تجربه توست این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست هر چه بیشتر بدانی در می یابی که هنوز چیزهای بیشتر و بیشتری باقی است تا بدانی عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز ترانه عشق و جشن آن را بیاموز عشق نیازی بی چون و چراست روح بی عشق قادر به حیات نیست عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است عشق دروازه ملکوت است نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12 47 توسط پریا گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم من می گریستم به اینکه حتی او هم محبت مرا از سادگی ام می پندارد نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1 8 توسط پریا از کودک فالگیر پرسیدم چه میکنی گفت از حمات انسان ها تکه نانی در می اورم اینها از منی که در امروزه خود مانده ام فردایشان را میخواهند نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1 1 توسط پریا خسته موقع خسته شدن به دوتا چیز فکر کن ۱ انهایی که منتظره شکست تو هستند تا به تو بخندند ۲ انهایی که منتظر پیروزی تو هستند تا با تو بخندند نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0 54 توسط پریا مطالب قدیمی تر سلام من پریا هستم و دی ماه امسال 27 سالم میشه خواسین برین پروفایلمو ببینین منتظر نظرا خوبتون هستم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ پیوندها رها و یه زندگی تازه مهرداد یا تو یا هیچ کس دیگه کوچه باغ خاطره فراتر از آنچه که شما انتظار دارید اسمتو گذاشتم نفس تا همیشه محتاجت باشم اس ام اس غمگین و دل شکسته نامردی روز نوشت هاي يك ورشكسته دفتر دل جملات عاشقانه ایران زمین يكم واسه خودم به جاي آسمان گاهي زمين رو نگاه كن رویای شب كوچه هاي تنهايي نيمه شبهاي من اسمانه يه اشتباه ساده فرياد هاى بيصدا پاتوق ما جوونا نفرین بر تو دل نوشته های من زندگي زيباست لذت یه حس نو علی سعیدی فيسبوك به سبك ايراني اواي برگ احساس وبلاگ بي سروته من خوش به حالتون سينا اينجا همه چي در همه سايه عشق سرزمین سکوت يكم واسه خودم تمام دلتنگي هاي من دنیای مجازی من خاطــــــره 451 من از چشم تو افتادم مرجع بزرگ اندروید hvga qvga افق عشق روز های سرد بارانی ساوالانمشكين شهر وبلاگ دانشجوی پزشکی شیراز مهر 87 اعترافات صادقانه شاهد عشق سياه سفيد راش عزيز باران نبار من نه چتر دارم نه يار رزآبی دل به دریا زده ام این روزها blogfa com
|