If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: namekdoon.blogfa.com - (       !! ).

site address: namekdoon.blogfa.com redirected to: namekdoon.blogfa.com

site title: ( !! )...

Our opinion (on Saturday 20 June 2026 2:14:44 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone

Meta tags:
description=نمکدون ( به فتح نون به کسر میم !! ) طنز نوشته های شهرام جوادی نژاد;

Headings (most frequently used words):

های, به, نوشته, حكايت, يك, نمکدون, فتح, نون, کسر, میم, طنز, شهرام, جوادی, نژاد, مصاحبه, با, مادر, تخم, دو, زرده, حقيقت, دروغ, هويج, دلایل, سکانسی, از, ترانه, ایرانی, عاشق, گفتگوهای, امروزی, عاقبت, فيلمهاي, سينمايي, در, ايران, عاشقانه, پست, مدرن, حکایت, جوان, پیر, دانا, داستان, کوتاه, مورچه, خوار, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
گفت (36), است (29), تخم (26), همه (23), بود (21), این (20), جوان (20), اين (19), شده (18), مامان (17), نوشته (15), کوه (15), شما (15), مرغ (13), ولي (13), شلغم (13), ۱۳۹۲ (12), شهرام (12), جوادی (12), نژاد (12), ساعت (12), نمی (12), بچه (11), هويج (11), دروغ (11), توسط (10), رفت (10), خود (10), شود (10), کرد (9), مترجم (9), براي (9), حكايت (9), حقيقت (9), دوزرده (9), های (8), ۱۳۹۱ (8), پسر (8), خوشبختی (8), ۱۳۸۸ (7), آذر (7), ۱۳۹۰ (7), پیر (7), دانا (7), اگر (7), گودزیلا (7), قدرت (7), خوب (7), گرفت (7), طلا (7), اول (7), چرا (7), عزیزم (7), متوجه (7), كرد (7), ۱۳۸۹ (6), مورچه (6), هستند (6), شنبه (6), پند (6), برای (6), طاووس (6), دعوت (6), نشسته (6), داد (6), هرگز (6), ولی (6), نیست (6), كنيد (6), بعد (6), نيست (6), نمي (6), كند (6), خوار (5), برو (5), دارد (5), کردند (5), بیست (5), کنید (5), بابا (5), راه (5), همان (5), پاسخ (5), الان (5), مادر (5), دوم (5), دیگر (5), خودش (5), مثل (5), آدم (5), روز (5), داشت (5), هاي (5), اگه (5), لحظه (5), قطره (5), همين (5), خيلي (5), اسفند (4), تیر (4), اردیبهشت (4), هزار (4), جان (4), انگار (4), خبر (4), اند (4), رسید (4), طوری (4), حاضر (4), بدهم (4), هستم (4), زیر (4), سوم (4), قله (4), رمز (4), سفیداب (4), میرد (4), دادا (4), هیچ (4), خوشبخت (4), دهم (4), قبل (4), کارت (4), وقتي (4), گويند (4), گيرد (4), میشه (4), حرفهای (4), دروغکی (4), بزنه (4), سلطان (4), دسته (4), ناگهان (4), حال (4), بودن (4), مراسم (4), تغيير (4), خودتان (4), پاستا (4), نزول (4), فال (4), دقيقن (4), گذاشتن (4), ۱۳۸۷ (3), بهمن (3), شهریور (3), مهر (3), خرداد (3), آبان (3), فروردین (3), خانه (3), طنز (3), پدر (3), بگو (3), داستان (3), زندگی (3), چند (3), حاج (3), پسران (3), پیردانا (3), گرفتن (3), نیستم (3), زیبایی (3), بشوی (3), باید (3), بدهی (3), زیبا (3), شوی (3), آمده (3), ندارد (3), بعدش (3), مورد (3), کند (3), دهد (3), جستجوی (3), ابتدا (3), آنها (3), دستگاه (3), خیلی (3), حالا (3), كنم (3), گويد (3), عاشقانه (3), بسيار (3), جايزه (3), جشنواره (3), دیگه (3), سوال (3), وقت (3), بودم (3), دیر (3), اون (3), جالبه (3), چون (3), توی (3), شکسته (3), عاشق (3), پخش (3), نشدم (3), غیره (3), جهت (3), كردن (3), باشد (3), زندگي (3), شدن (3), تصميم (3), رمال (3), تبديل (3), توي (3), هميشه (3), خور (3), بقيه (3), موسسه (3), يكبار (3), كنيم (3), بگويم (3), شدم (3), تخمها (3), مصاحبه (3), زرده (3), شعر (2), مرداد (2), ۱۳۹۵ (2), وبلاگ (2), پست (2), مدیر (2), استاد (2), جاودانه (2), جمعه (2), فکر (2), عصبانیت (2), معلم (2), دیگری (2), فقط (2), کلاس (2), نگاه (2), خواند (2), آمد (2), پرسید (2), سالم (2), هفته (2), شهر (2), کدام (2), مضاربه (2), طرف (2), دوباره (2), هوشنگ (2), پرز (2), جمعیت (2), دید (2), نبود (2), بگذار (2), مظهر (2), خواهی (2), شیاف (2), بله (2), آخر (2), راهی (2), نهایت (2), بافتنی (2), بهتری (2), داشته (2), باشی (2), غلط (2), همین (2), توانم (2), حتمن (2), هست (2), سلام (2), پیش (2), تخمم (2), پول (2), کسی (2), گذارند (2), ظرفیت (2), اسمی (2), کاهش (2), نشان (2), کوهها (2), کنار (2), ادامه (2), حقیقت (2), حرف (2), دارم (2), نام (2), ترک (2), کرده (2), دور (2), بلند (2), سیزدهم (2), فرار (2), همديگر (2), خيس (2), گذاشته (2), سطل (2), فيلم (2), سينمايي (2), پسند (2), عاقبت (2), ايران (2), تیمارستان (2), سلطانو (2), روانی (2), دونم (2), خواستم (2), اینها (2), فیلمه (2), سلطانه (2), نباید (2), دروغکیه (2), جالب (2), دوست (2), دارید (2), چین (2), میان (2), پرهای (2), انزوا (2), احساس (2), جرعه (2), چایی (2), نوشید (2), زنند (2), بای (2), کنند (2), پرواز (2), باز (2), آسمان (2), دقت (2), کلاغهای (2), سیاه (2), نزدیک (2), کلاغها (2), گرفته (2), زیبای (2), آرزو (2), غروب (2), هستید (2), غصه (2), خبری (2), عزا (2), قبیل (2), چهلم (2), عروسی (2), کوچکشان (2), نیامد (2), سرما (2), بوده (2), ساله (2), شادی (2), دلایل (2), ببينيد (2), كرديد (2), ياد (2), بوديد (2), شلغمي (2), انجام (2), هويجي (2), باشيد (2), قول (2), طلسم (2), گذاشت (2), پودر (2), حاوي (2), واحد (2), روي (2), بگذارد (2), نزد (2), معروف (2), همراه (2), جراح (2), پلاستيك (2), ايالت (2), كاروليناي (2), آنتي (2), پيش (2), اصلن (2), دارند (2), ديگر (2), نوع (2), براى (2), كنار (2), هوس (2), آدولفو (2), حسين (2), خريد (2), البته (2), اتفاق (2), ولى (2), بيا (2), كارى (2), شوم (2), قهوه (2), كاري (2), شنا (2), اخلاقي (2), كني (2), پايان (2), پيام (2), داريد (2), تخمتان (2), عقربه (2), حركت (2), اكنون (2), خوابيده (2), حالتي (2), قسمت (2), موسيقي (2), هيچ (2), تفاوتي (2), ساير (2), شايد (2), مرغي (2), تجربه (2), بارها (2), شكل (2), گيري (2), شجاع (2), معرفي (2), خبرنگار (2), نمکدون (2), فتح (2), نون (2), کسر (2), میم (2), blogfa, com, سعید, بیابانکی, نامه, پارسی, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, یاد, ایران, کیومرث, صابری, فومنی, آقا, مطالب, قدیمی, نوزدهم, فرورفت, همکلاسها, ماهی, گوسفند, گاو, میگو, بوقلمون, شتر, کوفت, زهرمار, شماها, خورید, چوس, مثقال, خوریم, برگشتند, قاتل, میازار, موری, دانه, شیرین, خوش, امروز, ادبیات, فارسی, وقتی, بیت, شیخ, اجل, سعدی, گریه, کنان, مدرسه, دیدن, چشمان, اشک, اتفاقی, افتاده, پسرم, کوتاه, پنجم, ضمن, کوهنوردی, علاقمند, ودیار, بازگشت, عمری, شرافت, نجابت, چطوریش, دانم, نسانیت, مرد, کیلویی, عامل, فراری, شرکت, حسین, هاهم, شاکیان, طلبکاران, دار, جاست, پیچ, قصد, دیدار, کارلوس, برگشت, نزدیکی, انبوه, بالای, نفر, ببخشید, دیدارو, جمع, باد, بیاد, خوشگل, بشوم, نجابتم, نجابتت, زبانی, روی, برایت, ضعف, باشند, کلی, پارتی, خلاصه, بدبختیت, بمان, تمام, کنم, رسیده, حلقه, آستین, نیستید, شکل, دارویی, انسانیتم, چیزی, بگذارم, بخواهی, اندازه, انسانیتت, استعمال, پیدا, کنی, حسابی, ترسیده, یود, کردم, نگیرید, فرمودید, اذیت, وآزار, قرارت, اخر, عمر, جایش, نشود, بفهمی, کامپیوتر, واقعیت, حقه, تلویزیونی, کامپیوتری, جناب, کاری, بخواهم, بکنم, فیلمهای, دیده, یادت, شاه, گیدورا, موجودی, شبیه, آنجا, بافت, وحشت, زده, شعور, سراغ, چیزهای, گیرد, احترام, شرافتم, تخمهای, خیره, طلای, عیار, ماتحت, دقیقه, علت, سری, مشکلات, پنجاه, کار, نسبت, مدت, مشابه, سال, پنج, شرافتت, باغچه, بکاری, سبز, خداحافظی, سختی, رساند, خوابیده, تعداد, زیادی, چیده, کشید, فیش, ببین, رسی, حقیقتی, نهفته, سوی, رهنمون, بیاورتا, واقعی, پرسند, بده, پرداخت, پوز, بانک, شکوفایی, اقتصاد, پشت, تخته, سنگ, کشم, زنی, دومن, اسم, خوان, مفتی, نقد, دهی, کشی, پیرمرد, وگفت, آشیانه, مرا, پندی, عیان, جوانی, سرخورده, تصمیم, دیار, راستا, کوله, پشتی, تیری, پلیر, برداشت, دستها, کوهی, بالا, پیرمردی, محاسن, سفید, ردایی, پرندگان, خشمگین, angry, birds, بازی, حکایت, ايكاش, چاه, شدت, راست, پدرسگ, كشاورزي, نداريم, خواهيد, دنبال, كشاورز, پير, بيل, كلينتون, كرديم, پاشيديم, كشيديم, مدرن, ششم, فروش, خوبي, گيشه, مبتذل, عامه, فروشد, آماتور, فاقد, ارزش, داخلى, دولتي, وابسته, منابع, خارجي, سياه, نما, فيلمهاي, نهم, سرنوشت, اطلاع, دقیقی, دسترس, اونجا, نتونی, ببینی, دیوونه, میشی, هیچی, منو, میبرن, خوابونند, دستم, بشی, دستت, میشم, شبهای, اینقدر, پرسیدم, گفتی, دیره, بیدار, بری, بخوابی, چطو, بابام, کارمنده, برات, بابات, همش, داره, میشینید, میبینید, خوبی, خوبیه, دوستش, ندارم, همونی, شبها, تلویزیون, بینیش, کیه, گفتگوهای, امروزی, دوشنبه, یکم, پایان, کلاغای, کمی, دکمه, play, موسیقی, فشار, دهید, خواننده, خانم, حالی, لبخند, حدودن, آدمهای, پایگاههای, گردند, چایتان, تیره, تار, آخرالزمان, خبرچین, بینید, تاریکی, مطلق, فرو, رفته, آیند, شوید, سبزی, خوردن, ریحون, چطوری, بگذریم, پرهایشان, کامل, انتهای, بال, عین, سکوت, فراگرفته, یواش, گویند, سپس, صدای, فریاد, خاطرات, سالهای, مرور, قلب, ایکاش, دانستید, کجاست, چکار, آروزی, بزرگی, وجه, گرمی, طاقت, فرسای, هوا, بالکن, تان, اید, لیوان, کنارتان, هدفون, گوشتان, محو, تماشای, خورشید, سپری, هایش, روزی, عاشقتان, ندارید, دلتان, شنیدن, صدایش, تنگ, تلفن, همراهش, جواب, پیامک, پاسخی, شبکه, اجتماعی, فیسبوک, آفتابی, طریق, اپلیکیشن, قطع, وصل, شوند, قادر, یافتن, کوچکترین, سکانسی, ترانه, ایرانی, دوازدهم, خاکسپاری, ترحیم, سالگرد, عید, دخترمان, دختر, باغ, هفت, کیلومتر, بیرون, خوردم, عمه, بتول, خاک, گویا, مسجد, کفایت, نکرده, پارمیدا, امیرسالار, جدا, نفرستادند, خاله, محترم, اینا, نکردند, جوری, الف, عقد, مستدل, عدم, حضور, چهارشنبه, عزيزان, كلي, اندرز, شديد, برعكس, جراحيهاي, متعدد, راستاي, كوچك, بزرگ, برون, تراود, اوست, نكته, بخواهد, هويجيت, افتد, سعي, هويجوري, لذت, ببريد, شاد, ديد, شاعر, مشكل, آسان, كدام, باقي, بماند, طبق, دستور, زير, بالشت, قاشق, مرباخوري, عصاره, باكره, ريشه, گياه, ماخريما, عطسه, خروس, شمارش, مايعات, اشكال, دارويي, مخلوط, كشيد, چشمتان, نبيند, چنان, شكم, روشي, مبتلا, نزديك, جانش, نااميد, نشد, گفتند, كارش, هنگفتي, بسته, فروخت, تنها, صورتي, ايمان, دست, بدهد, تلاش, تحقيق, فراوان, معروفترين, شمالى, عمل, جراحي, فوق, پيشرفته, هزينه, گزاف, تواند, خاصيت, بيوتيكي, فكر, چيزي, مايه, ترب, هوبج, مراتب, بهتر, سالها, روستايي, واقع, جنوب, غربي, شمالي, زندگى, راضى, معتقد, سرخ, سفيد, قشنگ, تپل, مپل, بيوتيك, باعث, حالشان, بشود, خاطر, محبوب, چهارم, پاورقي, خواري, كار, اختلاس, اما, دانست, پولهايش, چكار, طمع, صدي, بگيرد, خورد, چارمينگويز, كرده, روزها, روال, سپري, دچار, افسردگي, صبر, بشنويد, گشت, مينگويز, درست, منظور, سوپر, سوپري, قوطي, شماره, پيامك, ميليون, سفر, جام, جهاني, برزيل, برنده, تماشاي, بازيهاي, كمي, افسرده, افتاد, روزهاى, جمعيت, زيادي, مراجعه, كردند, خلاف, بينيها, شلوغ, نوبتهايش, ماه, رسيده, خلوت, بعدن, فهميدند, اشتباهي, بدين, سان, ساخت, پندآموز, توافق, رسيدند, مثلن, شروع, دروغم, ورشكست, رسى, ديدم, باراني, سريال, تركي, منقلب, نظرت, چيست, عاليه, زنيم, مردم, سركيسه, صبح, زود, دهي, معلوم, برويم, دريا, لباسهاي, بپوشم, عريان, بماني, پوشيده, آري, آرى, بينيم, گير, آورده, خودم, برايت, آموز, بسازم, وسيله, هفتم, كوچكتر, هستيم, بدهيم, مادراني, توهم, پيامي, بفرماييد, اخلاقم, اصطلاح, چلغوزي, چرخشي, جزيي, اولش, مفهومي, جرقه, ذهنم, منظورش, نخورم, زمان, نماد, دريابم, مفهوم, كتاب, اكهارت, تول, نويسنده, مصداق, سهراب, حوضچه, ديگري, نبوغ, بيان, گفتني, بايد, باشي, بفهمي, عزيزم, الهي, فداش, بشم, باهوش, يادم, آيد, رويش, جايي, سونات, مهتاب, اثر, بتهوون, حالت, فهميدم, كلاسيك, درك, خودشان, يعني, كارون, برايشان, بگذاري, بالاخره, شكوه, هيچگاه, فراموش, آرزوي, واسطه, بزرگتر, مشكلاتي, بوجود, آورد, مدتي, التيام, كامل, پيدا, نكند, خاطره, انگيزي, لحظات, ديده, برايم, جذابيتهاي, خاص, هنگام, دقيق, فهرست, وار, تفاوتهايي, غريب, نشده, تخمي, متفاوت, تخمهايي, تقريبن, اكثر, توليد, مثلهاي, جهان, قوقولي, قوقوي, جذاب, صبحگاهي, آغاز, دليل, رعايت, مسايل, حذف, چيز, طبيعي, نظر, رسيد, بميري, بميريا, بگذريم, برايمان, تعريف, معمولي, ماجراي, انداخت, تولد, اسمي, شناختندش, خنده, بسياري, مخاطبان, ماست, بكنيد, چگونه, خدمت, خوانندگان, عزيز, اينجانب, ممكن, ساده, غيرمركزي, خوانيم,


Text of the page (random words):
ه فتح نون به کسر میم طنز نوشته های شهرام جوادی نژاد مصاحبه با مادر تخم دو زرده گذاشتن تخم دو زرده براي هيچ مرغي يك اتفاق ساده نيست مصاحبه خبرنگار واحد غيرمركزي خبر را با مادر اين تخم مي خوانيم خبرنگار ممكن است خودتان را معرفي كنيد مادر تخم دوزرده بله با سلام خدمت شما و همه خوانندگان عزيز اينجانب مادر تخم دوزرده هستم خ حتمن اين سوال بسياري از مخاطبان ماست كه شما قبل از اين كه تخم دو زرده بكنيد خودتان را چگونه معرفي مي كرديد م ت د خوب من قبل از اين يك مرغ معمولي بودم سوال شما من را ياد ماجراي پدر پسر شجاع انداخت كه قبل از تولد پسر شجاع به چه اسمي مي شناختندش خنده ي مرغ خ بگذريم از شكل گيري و گذاشتن تخم دوزرده برايمان تعريف كنيد م ت د شكل گيري كه تقريبن مثل اكثر توليد مثلهاي جهان از يك قوقولي قوقوي جذاب صبحگاهي آغاز شد به دليل رعايت مسايل اخلاقي اين قسمت از مصاحبه حذف شد در ابتدا همه چيز طبيعي به نظر مي رسيد ولي كم كم متوجه شدم كه اين تو بميري از اون تو بميريا نيست خ چه تفاوتي با ساير تخمهايي كه گذاشته بوديد يا مي گذارند داشت م ت د ببينيد الان دقيق و فهرست وار نمي توانم بگويم چه تفاوتهايي داشت حس غريب و تجربه نشده اي بود حس اين كه اين تخم تخمي متفاوت است بود خ هنگام گذاشتن چي م ت د لحظه با شكوه گذاشتن تخم دوزرده را هيچگاه فراموش نمي كنم شايد آرزوي هر مرغي باشد كه اين لحظه را تجربه كند هر چند خوب تخم دوزرده به واسطه بزرگتر بودن مشكلاتي را براي آدم مرغ مترجم بوجود مي آورد كه شايد تا مدتي التيام كامل پيدا نكند ولي در كل لحظه ي خاطره انگيزي است بارها و بارها فيلم آن لحظات را ديده ام ولي باز هم برايم جذابيتهاي خاص خودش را دارد خ بالاخره من متوجه نشدم اين تخم دوزرده چه تفاوتي با ساير تخمها داشت م ت د تخم عزيزم كه الهي فداش بشم خيلي باهوش تر از بقيه تخمها بود يادم مي آيد يكبار كه رويش خوابيده بودم از جايي قسمت سوم سونات مهتاب اثر جاودانه بتهوون پخش مي شد دقيقن از تغيير حالت تخم فهميدم كه موسيقي كلاسيك را درك مي كند بقيه تخمها اصلن به خودشان هم نيست كه موسيقي پخش مي شود يعني شما لب كارون را هم برايشان بگذاري هيچ تغيير حالتي احساس نمي كني خ دقيقن چه تغيير حالتي م ت د گفتني نيست بايد روي تخم خوابيده باشي تا بفهمي خ اگر مورد ديگري از نبوغ تخمتان داريد بيان كنيد م ت د مورد كه بسيار است ولي يكبار كه اخلاقم به اصطلاح ما چلغوزي بود متوجه شدم در حال چرخشي جزيي در جهت عقربه هاي ساعت است اولش متوجه نشدم كه اين حركت چه پيام يا مفهومي دارد ولي جرقه اي در ذهنم زد و متوجه شدم كه منظورش اين است كه غصه نخورم و زمان حال با نماد حركت در جهت عقربه هاي ساعت را دريابم دقيقن مفهوم كتاب قدرت اكنون اكهارت تول نويسنده معروف و مصداق شعر سهراب كه مي گويد زندگي شنا كردن در حوضچه اكنون است خ در پايان اگر پيامي داريد از طرف خودتان و يا تخمتان بفرماييد م ت د من و تخمم كوچكتر از آن هستيم كه پيام بدهيم ولي مي خواستم به مادراني كه توهم تخم دوزرده كردن دارند بگويم كه هر تخم دوزرده اي تخم دوزرده نيست پايان نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 15 توسط شهرام جوادی نژاد حكايت حقيقت و دروغ حكايت حقيقت و دروغ يك روز صبح زود حقيقت به دروغ گفت يك كاري بگويم انجام مي دهي دروغ گفت معلوم است كه نه ولي حالا بگو چه كاري حقيقت گفت بيا برويم توي دريا شنا كنيم دروغ گفت كه بعد من لباسهاي تو را بپوشم و فرار كنم و تو براى هميشه عريان بماني و من پوشيده حقيقت گفت آري آرى دقيقن دروغ گفت برو بينيم بابا بچه گير آورده اي خوب مثل آدم بگو تا خودم برايت داستان پند آموز و اخلاقي بسازم چرا من را وسيله مي كني و بدين سان براي ساخت يك داستان پندآموز به توافق رسيدند دروغ گفت بيا مثلن من و تو با هم يك كارى را شروع كنيم بعد چون من دروغم ورشكست مي شوم و تو به همه جا مي رسى بعد من كه عاقبت تو را ديدم ناگهان يك شب باراني بعد از اين سريال تركي ها منقلب شده مثل تو مي شوم نظرت چيست حقيقت گفت خيلي عاليه ولى چه كارى دروغ گفت يك موسسه فال قهوه به نام حاج حسين فال قهوه اى و پسران مي زنيم و مردم را با فال گرفتن سركيسه مي كنيم همين اتفاق هم افتاد و از همان روزهاى اول جمعيت زيادي براي فال گرفتن به موسسه مراجعه كردند ولي بر خلاف پيش بينيها سر دروغ بسيار شلوغ و نوبتهايش به سه ماه رسيده بود ولى سر حقيقت خيلي خلوت بود و قو پر نمي زد البته يكبار يك قو آمد پر زد و رفت بعدن فهميدند اشتباهي آمده بوده روزها به همين روال سپري مي شد و حقيقت حكايت ما كم كم دچار افسردگي شده بود ولي صبر كنيد تا بقيه حكايت را بشنويد يك شب كه حقيقت از موسسه بر مي گشت هوس كرد براي خودش پاستا با سس آدولفو سه مينگويز درست كند به همين منظور رفت سوپر حاج حسين سوپري و پسران خريد و يك قوطي رب هم خريد و شماره آن را پيامك كرد و صد ميليون به همراه سفر به جام جهاني برزيل را برنده شد و خيلي خوشبخت شد البته بعد از تماشاي بازيهاي ايران كمي دوباره افسرده شد مترجم اما دروغ كه نمي دانست پولهايش را چكار كند طمع كرد و همه را داد به يك نزول خور كه صدي ٤ ٥ بگيرد ولي نزول خور همه را خورد و در رفت و او ناگهان تصميم گرفت كه دروغ را كنار بگذارد و يك شب كه هوس پاستا با سس آدولفو چارمينگويز كرده بود نزول خور هم نزول خواري را براي هميشه كنار گذاشت و رفت توي كار اختلاس پاورقي يك نوع سس براى پاستا يك نوع ديگر سس براي پاستا نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 توسط شهرام جوادی نژاد حكايت يك هويج حكايت يك هويج سالها پيش در روستايي واقع در جنوب غربي ايالت كاروليناي شمالي هويجي زندگى مى كرد كه از اين كه يك هويج بود اصلن راضى نبود و هميشه آرزو مي كرد كه يك شلغم باشد چرا كه معتقد بود كه شلغم ها سرخ و سفيد و قشنگ و تپل مپل هستند و همه آنها را دوست دارند و ديگر آن كه شلغم حاوي آنتي بيوتيك است و باعث مي شود همه حالشان خوب بشود و به همين خاطر شلغم ها خيلي محبوب تر از هويج ها هستند براي همين تصميم گرفت كه تلاش كند تا يك شلغم شود با تحقيق فراوان نزد معروفترين جراح پلاستيك ايالت كاروليناي شمالى رفت جراح به او گفت كه با يك عمل جراحي پلاستيك فوق پيشرفته و با هزينه اي گزاف مي تواند او را به يك شلغم تبديل كند ولي شلغمي كه خاصيت آنتي بيوتيكي ندارد هويج با خودش فكر كرد كه خوب اين كه مي شود يك چيزي توي مايه هاي ترب و هوبج بودن به مراتب بهتر است با اين حال نااميد نشد و نزد يك رمال معروف رفت كه مي گفتند كارش حرف ندارد رمال پول هنگفتي از او گرفت و يك طلسم و يك بسته پودر به همراه يك قطره به او فروخت و به او قول داد كه طي صد روز به شلغم تبديل شود و تنها در صورتي به شلغم تبديل نمي شود كه ايمان خود را به شلغم شدن از دست بدهد هويج حكايت ما طبق دستور رمال طلسم را زير بالشت خود گذاشت و شب اول يك قاشق مرباخوري از پودر را كه حاوي عصاره شلغم باكره ريشه گياه ماخريما و عطسه خروس بود با يك قطره از قطره قطره اول واحد شمارش مايعات و قطره دوم از اشكال دارويي است مترجم مخلوط كرد و سر كشيد و چشمتان روز بد نبيند به چنان شكم روشي مبتلا شد كه نزديك بود جانش را روي شلغم شدن بگذارد هويج حكايت ما كه ديد انگار به قول شاعر شلغم شدن چه مشكل هويج بودن چه آسان است در اين لحظه كدام لحظه مترجم تصميم گرفت كه هويج باقي بماند خوب ببينيد عزيزان اين حكايت كلي پند و اندرز در آن بود كه اگر دقت مي كرديد تا حالا ياد گرفته بوديد و شما هم خوشبخت مي شديد اول آن كه هر شلغمي هويج نيست و برعكس دوم آن كه الان جراحيهاي متعدد در راستاي تغيير و كوچك و بزرگ كردن انجام مي گيرد ولي از هويج همان برون تراود كه در اوست و نكته آخر اين كه هويجي كه بخواهد شلغم باشد از هويجيت خودش هم دور مي افتد سعي كنيد در زندگي خودتان باشيد و هويجوري از زندگي لذت ببريد و شاد باشيد نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17 توسط شهرام جوادی نژاد دلایل دلایل مستدل جهت عدم حضور در مراسم شادی و عزا الف مراسم شادی از قبیل عقد عروسی و غیره 1 دیر دعوت کردند 2 شل دعوت کردند 3 یک جوری دعوت کردند 4 چرا خاله محترم اینا را دعوت نکردند 5 برای پارمیدا 3 5 ساله و امیرسالار 1 5 ساله کارت جدا نفرستادند 6 توی مراسم چهلم عمه بتول پسر کوچکشان سر خاک نیامد گویا مسجد آمده بوده ولی کفایت نکرده مترجم 7 سرما خوردم 8 تو این سرما تو باغ هفت کیلومتر بیرون شهر 9 برای عروسی دخترمان دختر کوچکشان دعوت بود نیامد 10 و غیره ب مراسم عزا از قبیل خاکسپاری ترحیم هفته چهلم سالگرد از یک تا n عید اول و غیره 1 نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 توسط شهرام جوادی نژاد سکانسی از ترانه های ایرانی عاشق نزدیک غروب است گرمی طاقت فرسای هوا رو به کاهش است شما در بالکن خانه تان نشسته اید لیوان چایی در کنارتان و هدفون در گوشتان محو تماشای غروب زیبای خورشید هستید یک روز دیگر هم سپری شده با همه غم و غصه هایش چند روزی است که از عاشقتان هیچ خبری ندارید دلتان برای شنیدن صدایش تنگ شده نه تلفن همراهش را جواب می دهد نه به پیامک پاسخی می دهد نه در شبکه های اجتماعی فیسبوک مترجم آفتابی می شود و نه از طریق هیچ اپلیکیشن دیگری که یک در میان قطع و وصل می شوند قادر به یافتن کوچکترین خبری از او هستید خاطرات زیبای این سالهای کنار هم بودن را مرور می کنید از ته قلب آرزو می کنید ایکاش فقط می دانستید کجاست و چکار می کند آروزی بزرگی نیست نه به هیچ وجه نیست مترجم جرعه ای از چایتان را می نوشید ناگهان آسمان تیره و تار می شود طوری که فکر می کنید آخرالزمان است دقت می کنید هزار تا دسته از کلاغهای خبرچین را می بینید که آسمان را سیاه سیاه کرده اند و همه جا در تاریکی مطلق فرو رفته کلاغهای خبر چین نزدیک تر می آیند متوجه می شوید که همه آنها که هزار تا دسته هستند انگار که سبزی خوردن و ریحون است من که متوجه نشدم چطوری کلاغها توی دسته هستند بگذریم مترجم پرهایشان شکسته و آن را کامل تا انتهای زیر بال گچ گرفته اند و لی در عین حال پرواز هم می کنند سکوت همه جا را فراگرفته که ناگهان کلاغها همه با هم ابتدا خیلی یواش می گویند یک دو سه و سپس با صدای بلند فریاد می زنند عاشق تو تو انزوا نشسته بعد در حالی که لبخند می زنند با شما بای بای می کنند و با همان پرهای شکسته ولی حدودن مثل آدمهای شل پرواز را ادامه و سالم به پایگاههای خود باز می گردند شما کمی احساس بهتری دارید جرعه ای دیگر از چایی خود می نوشید دکمه play دستگاه پخش موسیقی خود را فشار می دهید خواننده خانم می خواند کلاغای خبر چین میان هزار تا دسته با پرهای شکسته می گن که عاشق تو تو انزوا نشسته پایان نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13 توسط شهرام جوادی نژاد گفتگوهای امروزی بچه مامان شما سلطان را دوست دارید مامان سلطان کیه عزیزم بچه همونی که شبها تا دیر وقت توی تلویزیون می بینیش مامان نه عزیزم دوستش ندارم بچه مامان سلطان آدم خوبیه مامان نه عزیزم آدم خوبی نیست بچه پس چرا شما این همه وقت میشینید سلطان را میبینید مامان چون جالبه دیگه عزیزم بچه چون این همه زن داره جالبه بابا هم اگه این همه زن داشت جالب بود مامان نه عزیزم بابات غلط می کرد اون سلطانه بعدش هم اینها همش فیلمه و دروغکیه بچه اگه دروغکیه پس چرا برای تو جالبه اگه بابا هم حرفهای دروغکی بزنه برات جالب میشه مامان نه عزیزم بابا نباید حرفهای دروغکی بزنه بچه مامان چطو اون که سلطانه طوری نیست حرفهای دروغکی بزنه ولی بابام که یک کارمنده نباید حرفهای دروغکی بزنه مامان عزیزم اینها فیلمه شما هم باید الان بری بخوابی که دیگه خیلی دیر شده بچه مامان پس چرا شبهای دیگه که اینقدر سوال نمی پرسیدم نمی گفتی دیره و تا هر وقت می خواستم بیدار بودم مامان نمی دونم نمی دونم دارم از دستت روانی میشم کم کم بچه مامان اگه از دستم روانی بشی چی میشه مامان هیچی منو میبرن تیمارستان می خوابونند بچه مامان تو تیمارستان هم میشه سلطانو دید اگه اونجا نتونی سلطانو ببینی چی میشه دیوونه تر میشی مامان از سرنوشت مامان اطلاع دقیقی در دسترس نیست نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10 توسط شهرام جوادی نژاد عاقبت فيلمهاي سينمايي در ايران وقتي يك فيلم سينمايي فروش بسيار خوبي در گيشه دارد به آن مي گويند مبتذل و عامه پسند وقتي در جشنواره هاي خارجي جايزه مي گيرد به آن مي گويند جشنواره پسند و سياه نما وقتي در جشنواره هاي داخلى جايزه مي گيرد به آن مي گويند دولتي و وابسته به منابع قدرت وقتي نه مي فروشد و نه جايزه مي گيرد به آن مي گويند آماتور و فاقد ارزش نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 18 توسط شهرام جوادی نژاد يك عاشقانه پست مدرن ايكاش چاه آب داشت و من و تو سطل سطل از آن آب مي كشيديم و مي پاشيديم به هم و عاشقانه همديگر را خيس مي كرديم كشاورز پير با بيل ولي نه كلينتون دنبال من گذاشته است و مي گويد ً پدرسگ ما آب براي كشاورزي نداريم شما مي خواهيد همديگر را خيس كنيد عاشقانه ً من فرار مي كنم به شدت و او راست مي گويد نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 14 توسط شهرام جوادی نژاد حکایت جوان و پیر دانا یک روز جوانی که از زندگی سرخورده شده بود تصمیم گرفت در جستجوی خوشبختی ترک دیار کند در همین راستا یک کوله پشتی و یک دستگاه ام پی تیری پلیر با خود برداشت و راهی دور دستها شد رفت و رفت تا به کوهی رسید از کوه بالا رفت در قله کوه پیرمردی با محاسن سفید و ردایی بلند نشسته بود و پرندگان خشمگین angry birds بازی می کرد جوان رو به پیرمرد کرد وگفت ای پیر دانا من در جستجوی خوشبختی ترک آشیانه خود کرده ام مرا پندی ده و یا حقیقت خوشبختی را بر من عیان کن پیردانا گفت حالا چرا مثل آدم حرف نمی زنی دومن من اسم دارم نام من خوان هوشنگ پرز است بعدش هم من این جا پند مفتی به کسی نمی دهم نقد می دهی یا کارت می کشی جوان پاسخ گفت خیلی نیست ولی کارت می کشم پیر دانا گفت هر چه هست برو پرداخت کن دستگاه پوز بانک شکوفایی اقتصاد پشت آن تخته سنگ است جوان کارت کشید و فیش را به پیردانا داد پیر دانا گفت ببین پسر تو در ادامه راه به سه کوه دیگر می رسی کوه اول کوه دوم و کوه سوم در هر کدام از این کوهها حقیقتی نهفته است که تو را به سوی خوشبختی رهنمون می شود این سه حقیقت را با خود بیاورتا خوشبختی واقعی را به تو نشان دهم همه آنها از تو رمز شب را می پرسند که پاسخ بده سفیداب هرگز نمی میرد دادا جوان از پیر دانا خداحافظی کرد و راه کوهها را در پیش گرفت ابتدا به کوه اول رسید با سختی خود را به قله کوه رساند در آن جا یک مرغ تخم طلا خوابیده بود که تعداد زیادی تخم طلا کنار خودش چیده بود جوان رو به مرغ کرد و گفت ای مرغ تخم طلا من در جستجوی خوشبختی هستم مرغ تخم طلا گفت رمز شب جوان پاسخ داد سفیداب هرگز نمی میرد دادا مرغ گفت به تخمهای من خیره شو این ها همه طلای 24 عیار است ظرفیت اسمی ماتحت من دو تخم در دقیقه است که الان به علت یک سری مشکلات با پنجاه در صد ظرفیت اسمی کار می کند که نسبت به مدت مشابه سال قبل بیست و پنج در صد کاهش نشان می دهد اگر حاضر شوی شرافتت را به من بدهی یک تخم مرغ تخم طلا به تو می دهم تا در باغچه بکاری تا مرغ تخم طلا سبز شود جوان گفت هرگز حاضر نیستم شرافتم را بدهم مرغ تخم طلا گفت به تخمم ولی بی شعور اگر پول داشته باشی دیگر کسی سراغ چیزهای دیگر را نمی گیرد و همه به تو احترام می گذارند و خوشبخت می شوی جوان گفت هرگز و راه کوه دوم در پیش گرفت به قله کوه دوم که رسید موجودی شبیه گودزیلا آنجا نشسته بود بافتنی می بافت وحشت زده به او سلام کرد گودزیلا گفت رمز شب جوان پاسخ داد سفیداب هرگز نمی میرد دادا گودزیلا رو به جوان کرد و گفت من مظهر قدرت هستم هر کاری بخواهم می توانم بکنم حتمن فیلمهای من را دیده ای یادت هست که مادر شاه گیدورا را جوان گفت ولی این ها همه حقه های تلویزیونی و کامپیوتری است جناب گودزیلا گودزیلا با عصبانیت گفت می خواهی الان همین جا طوری مورد اذیت وآزار قرارت دهم که تا اخر عمر جایش خوب نشود تا بفهمی کامپیوتر است یا واقعیت جوان که حسابی ترسیده یود گفت غلط کردم استاد شما به دل نگیرید می فرمودید گودزیلا گفت اگر بخواهی اندازه من قدرت داشته باشی باید انسانیتت را به من بدهی تا من یک شیاف قدرت به تو بدهم که با استعمال آن قدرت بی نهایت پیدا کنی و خوشبخت بشوی جوان گفت انگار شما ول کن نیستید شکل دارویی بهتری این قدرت شما ندارد بعدش هم من انسانیتم را برای هیچ چیزی حاضر نیستم زیر پا بگذارم گودزیلا گفت پس برو در همان بدبختیت بمان و بگذار من بافتنی ام را تمام کنم رسیده ام به زیر حلقه آستین جوان در پی پند آخر راهی کوه سوم شد در قله کوه سوم یک طاووس بی نهایت زیبا نشسته بود جوان رو به طاووس کرد و گفت ای طاووس زیبا من در پی خوشبختی آمده ام طاووس گفت رمز شب جوان پاسخ داد سفیداب هرگز نمی میرد دادا طاووس گفت من مظهر زیبایی هستم اگر می خواهی به زیبایی من بشوی باید نجابتت را به من بدهی تا من این شیاف زیر زبانی زیبایی را به تو بدهم تا زیبا شوی و هر جا می روی همه برایت در غش و ضعف باشند هر شب کلی پارتی دعوت بشوی و خلاصه بله جوان گفت نه من حاضر نیستم نجابتم را بدهم تا خوشگل بشوم طاووس گفت پس برو بگذار باد بیاد جوان راه پر پیچ و خم را به قصد دیدار دوباره پیردانا یا همان کارلوس هوشنگ پرز برگشت به نزدیکی کوه که رسید انبوه جمعیت را دید طوری که راه به بالای کوه نبود از یک نفر پرسید ببخشید همه این جمعیت برای دیدارو گرفتن پند از پیر دانا این جا جمع شده اند مرد گفت پیر دانا کدام است پند کیلویی چند این بابا مدیر عامل فراری شرکت مضاربه ای حاج حسین مضاربه ای و و پسران است این هاهم شاکیان و طلبکاران هستند که خبر دار شده اند طرف این جاست جوان به شهر ودیار خود بازگشت و عمری با شرافت و ا نسانیت و نجابت در خوشبختی زندگی کرد چطوریش را نمی دانم مترجم در ضمن به کوهنوردی هم علاقمند شد و هر هفته به کوه می رفت سالم زندگی کنید نوشته شده در ش...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 49 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-49


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Sat, 20 Jun 2026 02:14:44 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/namekdoon.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=CHK9DsTe5A2U3Qy8r9dOh%2FfbQLZyt4nmf5Ih5b10zF7eVD4rGyEaDyvJlar9yQ4pih2WqyEANqsHisOlnx2TuP2IhuT7HIhH1jqPIUq8d0JG%2BBt3QicRh8wqbhqKdhmsIUYUXb1ftg%3D%3D ]
CF-RAY a0e742fe7f97e568-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Sat, 20 Jun 2026 02:14:44 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=DjhumEI415nRnfZyxFIXzmNnCMq12HJNmz4kTJljujE9MVyKrq5tKUKOliay%2BjFTVz2d7yM9E%2BpJC55exK6JSoRyKG6%2FOydOSODbpxMRzifo%2BVQ8p1Vht8pr7wMbDhvo1yrz9P%2Fd3w%3D%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0e742ff48c966d2-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title="( !! )"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="نمکدون ( به فتح نون به کسر میم !! ) طنز نوشته های شهرام جوادی نژاد"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="نمکدون ( به فتح نون به کسر میم !! )"
property="og:site_name" content="نمکدون ( به فتح نون به کسر میم !! )"
property="og:description" content="نمکدون ( به فتح نون به کسر میم !! ) طنز نوشته های شهرام جوادی نژاد"

Load Info

page size12005
load time (s)0.43988
redirect count1
speed download27346
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"