Meta tags:
description= اگه دستم به جدایی برسه...;
Headings (most frequently used words):
اگه, دستم, به, جدایی, برسه, گاه, یاد, میگیری, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۰ (12), نوشته (12), شده (11), ۱۳۸۹ (10), ساعت (10), توسط (10), نسیم (10), ۱۳۹۱ (9), خداحافظ (9), یاد (8), این (8), خواهم (8), گاه (8), اسفند (7), نمی (7), باران (6), فروردین (6), اگر (6), همین (6), نیست (5), دوستش (5), داری (5), عشق (4), مرگ (4), همه (4), آبان (4), نویسم (4), شود (4), گیری (4), چهارشنبه (4), است (4), بیست (4), امشب (4), تنهایی (3), باید (3), باشی (3), کند (3), باشد (3), حالا (3), اگه (3), اینکه (3), هیچکس (2), دیگر (2), اردیبهشت (2), مهر (2), آذر (2), دلم (2), تمام (2), باز (2), چشمان (2), نگاهی (2), قصه (2), یکشنبه (2), باغ (2), کردن (2), داشتن (2), دوشنبه (2), یکم (2), بودن (2), رویا (2), دنیا (2), ساده (2), گفتم (2), عشقی (2), گیرد (2), سخت (2), هفتم (2), سهم (2), شانزدهم (2), دستم (2), جدایی (2), برسه (2), blogfa, com, ساحل, نشین, اشک, what, ever, you, like, درد, خیانت, مهاجر, قلم, دانش, آموز, یادم, فراموش, ندای, خاموش, امیرجان, همسفر, کلاخ, شیطون, golpesar, پایان, سوته, دلان, لنزها, شست, جور, دید, پسری, جنس, متولد, بهار, امیر, کودک, خوابگاه, اتاقی, گلم, سکوت, جون, پیوندها, ۱۳۷۸, تیر, مرداد, بهمن, خرداد, های, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, جاری, غصه, درون, سینه, خالی, خود, صحبت, تازگیست, شعر, پیوند, زندگیست, مطالب, قدیمی, چهارم, خیلی, ارزی, محکم, پای, خداحافظی, توانی, تحمل, کنی, منتظر, کسی, برایت, بیاورد, خودت, پرورش, دهی, جای, حتی, نور, خورشید, سوزاند, زیاد, آفتاب, بگیری, هدیه, معنی, عهد, پیمان, دهند, بوسه, قرارداد, نیستند, تکیه, رفاقت, اطمینان, خاطر, تفاوت, ظریف, میان, نگه, دست, زنجیر, روح, خواهی, گرفت, میگیری, چهاردهم, تپش, خدا, دیدی, همت, بگو, ماهی, حوضشان, پنجشنبه, یازدهم, پنجره, هوای, مطبوع, بارانی, لذت, ببر, خوشبختانه, ارث, پدر, هفدهم, دلتنگ, یعنی, روبروی, دریا, ایستاده, خاطره, خیابان, خفه, شبنم, سلامی, نگاه, هیچ, برایم, اشتیاقی, گذاریدم, آغوش, گرمی, نشانی, چراهایی, رندانه, شبم, تیره, سازد, مفهوم, نیز, ترسانم, آغوشی, ملتهب, دارد, شرار, شعله, واقعی, آتش, زند, تندیس, عمرم, پیمانه, مستی, خمرش, دائمی, چشمی, بسوزد, گریانم, رنگتان, آشناهای, گمنامم, الا, همرهان, سست, پیمانم, دستی, مرا, بیرون, کشد, موج, نجاتم, غرق, رویای, زندگی, تنها, آرامش, آورد, گذشته, اذیتم, هوایت, دیوانه, روز, شوند, وقت, بغض, راه, گلویم, درست, مثل, روزها, دوست, گاهی, داند, خواهد, آید, بودنش, تصویری, بوم, ذهنت, رویایی, سرزمین, خیالت, شنبه, زخمهاتو, پنهان, اینجا, مردم, زیادی, بانمک, شدن, تنهام, شرطی, بفهمی, چشمام, کمی, غمگین, اون, تردید, آسمونی, منو, چشم, میدید, رفتنت, میشه, باور, کرد, دوباره, آخر, جاده, واسه, نبندی, رؤیا, بدونی, همینه, رسم, ارزوي, موفقيت, براي, درس, منم, تموم, ومنم, فارغ, التحصيل, شدم,
Text of the page (random words):
اگه دستم به جدایی برسه اگه دستم به جدایی برسه درس منم تموم شد ومنم فارغ التحصيل شدم با ارزوي موفقيت براي همه خداحافظ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10 51 توسط نسیم خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10 49 توسط نسیم زخمهاتو پنهان کن اینجا مردم زیادی بانمک شدن نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19 32 توسط نسیم دوست داشتن گاهی سخت می شود دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش تصویری است بر بوم ذهنت رویایی است در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه عشق تنهایی است نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 20 39 توسط نسیم گاه گاه دلم می گیرد گاه زندگی سخت می شود گاه تنها تنهایی آرامش می آورد گاه گذشته اذیتم می کند گاه هوایت دیوانه ام می کند این گاه ها گه گاه تمام روز و شب من می شوند آن وقت بغض راه گلویم را می گیرد درست مثل همین روزها نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 16 51 توسط نسیم من امشب غرق رویای تو خواهم شد نجاتم را نمی خواهم و دستی که مرا بیرون کشد از موج این رویا من امشب مرگ می خواهم الا ای همرهان سست پیمانم ای آشناهای گمنامم نه عشقی از دل پر رنگتان خواهم نه چشمی که بسوزد در شب چشمان گریانم سر پیمانه ی مستی که خمرش دائمی باشد اگر آتش زند تندیس عمرم را شرار شعله اش هم واقعی باشد من امشب مرگ می خواهم در آغوشی که عشقی ملتهب دارد من از مفهوم بودن نیز ترسانم و این باران که رندانه شبم را تیره تر سازد اگر آن چراهایی که گفتم در نگاهی نیست اگر آغوش گرمی را نشانی نیست گذاریدم همین جا ساده تر می رم که دنیا را برایم اشتیاقی نیست سلامی از نگاه هیچ کس دیگر نمی خواهم نه شبنم را نه رویا را نه باران را نمی خواهم اگر بودن همین باشد من امشب مرگ می خواهم نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 16 21 توسط نسیم دلتنگ یعنی روبروی دریا ایستاده باشی و خاطره ی یک خیابان خفه ات کند نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16 58 توسط نسیم پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17 6 توسط نسیم تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت كن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ ساعت 17 39 توسط نسیم یاد میگیری کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را این که عشق تکیه کردن نیست و رفاقت اطمینان خاطر و یاد می گیری که بوسه ها قرارداد نیستند و هدیه ها معنی عهد و پیمان نمی دهند کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای این که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی یاد می گیری که خیلی می ارزی نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ ساعت 18 53 توسط نسیم مطالب قدیمی تر می نویسم تا دلم جاری شود می نویسم تا تمام غصه ها از درون سینه ام خالی شود می نویسم باز در چشمان خود هر نگاهی صحبت یک تازگیست می نویسم قصه ی باران و شعر قصه ی پیوند من با زندگیست خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اسفند ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ دی ۱۳۷۸ پیوندها هم اتاقی گلم سکوت جون کودک خوابگاه امیر متولد بهار پسری از جنس باران باران لنزها را باید شست جور دیگر باید دید سوته دلان عشق بی پایان همه چی هیچکس ღ ஜ ღ golpesar ღ ஜ ღ کلاخ شیطون همسفر عشق تنهایی مرگ امیرجان ندای خاموش ღ ღ یادم تو رو فراموش ღ ღ قلم دانش آموز مهاجر درد خیانت what ever you like ساحل نشین اشک ح ب ا ب blogfa com
|