Meta tags:
description= دخترك باران قطرات بارانم را به تماشا می گذارم ...;
Headings (most frequently used words):
دخترك, باران, قطرات, بارانم, را, به, تماشا, می, گذارم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۰ (12), نوشته (12), دست (12), شده (11), ۱۳۸۹ (10), ساعت (10), توسط (10), نسرین (10), خلفی (10), شود (10), ۱۳۸۸ (7), بیست (7), ۱۳۹۱ (6), باید (6), بزرگ (6), بهمن (5), دنیا (5), بعد (5), شهریور (4), مهر (4), آبان (4), فروردین (4), تیر (4), شوم (4), این (4), مرا (4), روی (4), نمی (4), باز (4), خواب (4), چهارشنبه (4), کند (4), است (4), دنيا (4), جون (3), عشق (3), آذر (3), اردیبهشت (3), اگر (3), چرا (3), کسی (3), بالا (3), شوی (3), ایم (3), برای (3), صلح (3), بلند (3), پرده (3), ولی (3), خالی (3), هوایی (3), سال (3), آسمان (3), هايت (3), بباف (3), دور (3), امیر (2), بهزاد (2), معمار (2), حامد (2), محسن (2), حسين (2), صفيه (2), مريم (2), احمدي (2), حافظ (2), عبدالملكيان (2), اسفند (2), ۱۳۹۲ (2), های (2), وبلاگ (2), خانه (2), سراغ (2), یکشنبه (2), پنجم (2), بار (2), کنم (2), جای (2), شنبه (2), همیشه (2), رنگ (2), زنی (2), سنگ (2), شهر (2), تمام (2), دریا (2), پنجشنبه (2), شاید (2), بیدار (2), رفت (2), سربازها (2), دیگر (2), هایم (2), هوا (2), آید (2), وقتی (2), پرچم (2), چهارم (2), گاهی (2), ششم (2), دوست (2), بودم (2), شدن (2), بگذار (2), آمده (2), فقط (2), دشمنان (2), هايم (2), آنقدر (2), هايش (2), چشم (2), دخترك (2), باران (2), blogfa, com, آنیتا, گیلک, نرگس, شمس, شاهین, شرافتی, قرجه, استاد, ریاضی, خدمتلو, ویکتور, وحید, رحمانی, اسطبل, داریوش, جمالی, رضا, اسمخاني, vanessa, ميعاد, برهان, سكوت, اشكان, مازندراني, نميدونم, شادماني, تراكمه, بيژن, جلالي, رسول, يونان, الياس, علوي, كلاغ, سفيد, حسن, پاكزاد, محمد, صادقي, رهگذر, گمشده, كافه, كاغذي, وكيلي, احمدرضا, مصطفي, مستور, تاراسي, ابوالفضل, نظري, سعييد, توكلي, سميرا, قطب, موسوي, داريوش, محمدرضا, علی, ضیاء, فاطمه, سليماني, مرتضي, محمودي, همراز, لطفي, گروس, رحمتي, پیوندها, خرداد, مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, آیید, نرم, آهسته, بیایید, مبادا, ترک, بردارد, چینی, نازک, تنهایی, مطالب, قدیمی, یادمان, رود, امروز, ساله, بیشتر, دقت, خوشحالی, گریه, کوله, سنگین, گوشهایمان, صدایمان, زند, شانزده, پانزده, پله, رویم, هشتم, هیچ, وقت, ساده, نبودی, بند, سپارند, دروازه, سبز, قرمز, گلخانه, گذری, زیبا, خروشان, موج, آبی, مرداب, جریان, آیند, گذاری, چهاردهم, مار, اژدها, معجزه, موسی, اسماعیل, ندانست, شدیم, قابیل, هابیل, حوایی, بود, عاشق, آدم, گرده, اند, استخوان, سوراخ, راه, کنند, هستند, صدا, سرود, خوانند, یکی, دیگری, بهاری, سازد, گلی, روید, کجا, عوض, بندی, نان, خری, چای, خوری, بگیرم, بخوانم, برمی, گردد, شجریان, خواند, نگاه, انگشتانت, چراغ, خاموش, شوند, کبریت, کشم, روشن, خودم, فانوس, کریمخان, رسانند, آکاردئونی, یاد, انداخت, انگشتانی, روزی, داشتند, شدم, کنکورم, بیا, دارم, کنکور, وصله, ناجور, ترم, روزها, عجیب, فکرت, افتم, اما, خواستی, بیایی, چیزی, خواهیم, کاشت, درخت, بنویسم, بیند, انگشت, اشاره, خراش, اسمش, شنیده, توهمی, بوده, بگویم, حالا, نویسم, نهم, لبخند, شهری, شلوغم, همشهریانش, درباره, حرف, زنند, خیابان, هایش, درست, رسد, رفتنت, دانم, چند, نفر, جمعیت, بايد, كمي, جاي, گرفتيم, كوچك, نبود, باور, حبس, گره, خوريم, هردومان, بيايد, بارهم, شويم, بكشد, جهان, جاده, موهايم, چقدر, آيد, عجيب, شبيه, توست, روزهاي, زبان, هاى, موهاي, دارد, شكل, مردي, گيرد, دنياي, جريان, پيدا, كند, قطرات, بارانم, تماشا, گذارم,
Text of the page (random words):
دخترك باران دخترك باران قطرات بارانم را به تماشا می گذارم دست هايت را به دست هايم بباف تا عشق در من جريان پيدا كند دنياي من شكل مردي مي گيرد كه شب هاى موهاي تو را دارد و روزهاي زبان تو عجيب شبيه توست و چشم هايش چقدر به من مي آيد موهايم را به چشم هايت بباف و بگذار جهان با جاده هايش در تو قد بكشد و بارهم آنقدر دور شويم آنقدر دور دور كه به هردومان بيايد به هم گره مي خوريم و دنيا در من و تو حبس مي شود باور كن اگر دنيا كوچك نبود به جاي آن ما در دنيا جا مي گرفتيم دست هايت را به دست هايم بباف بايد دنيا كمي بزرگ تر شود نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10 23 توسط نسرین خلفی لبخند که می زنی شهری شلوغم که همشهریانش فقط درباره ی تو حرف می زنند و تمام خیابان هایش درست به خانه ی تو می رسد و با رفتنت هر بار نمی دانم چند نفر از جمعیت من کم شد نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 19 52 توسط نسرین خلفی ن من سال ها بعد از تو آمده بودم ولی حالا برای تو می نویسم باید بگویم ما دشمنان هم بوده ایم دشمنان تو و دریا فقط توهمی است که اسمش را شنیده ایم آسمان خراش ها انگشت اشاره است به آسمان و آسمان تو را هم دیگر نمی بیند من سال ها بعد از تو آمده ام ولی سال ها بعد باید به تو بنویسم که ای درخت جای تو چه چیزی خواهیم کاشت نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 18 21 توسط نسرین خلفی این روزها عجیب وقتی به فکرت می افتم هوایی می شوم بگذار بزرگ شوم بزرگ بزرگ هوایی اما اگر خواستی بیایی بعد از کنکورم بیا من هوایی شدن را دوست دارم این کنکور است که وصله ای ناجور است به بزرگ شدن من با تو من بزرگ ترم نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13 13 توسط نسرین خلفی خالی می شوم از خودم و فانوس ها مرا به کریمخان می رسانند به آکاردئونی که مرا یاد تو می انداخت به انگشتانی که روزی مرا دوست داشتند خالی پر خالی و من از تو بودم که پر می شدم از انگشتانت چراغ ها خاموش می شوند کبریت می کشم ولی کسی در من روشن نمی شود نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22 50 توسط نسرین خلفی دنیا گاهی پرده را باز می کند نگاه می کند شجریان می خواند و برمی گردد به من باید حافظ بخوانم باید از تو سراغ بگیرم باید چای می خوری نان می خری و پرده را می بندی دنیا گاهی جا عوض می کند پرده را باز می کند کجا می روی نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 9 31 توسط نسرین خلفی از دست هایم گلی می روید و بهاری می سازد که سربازها یکی بعد از دیگری سرود صلح را می خوانند و پرچم ها بلند می شود بلند بلند و صدا می آید از من پرچم ها همیشه در صلح هستند وقتی سوراخ ها راه هوا را باز کنند از استخوان هایم هوا می آید سربازها دیگر صلح گرده اند نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 17 46 توسط نسرین خلفی آدم حوایی بود که عاشق شد و هابیل بیدار شد قابیل به خواب رفت و دنیا به خواب رفت خواب خواب و کسی ندانست چرا بیدار شدیم شاید برای اسماعیل شاید برای موسی ما معجزه شده ایم مار اژدها می شود نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 9 27 توسط نسرین خلفی دست روی دست می گذاری و مرداب ها به جریان در می آیند عشق رنگ آبی می شود موج می شوی خروشان زیبا و از دریا ها می گذری و گلخانه می شوی تمام دنیا قرمز می شود سبز می شوی دروازه های شهر باز می شود شهر را می سپارند به دست تو سنگ روی سنگ بند نمی شود دست روی دست هیچ وقت ساده نبودی همیشه مرا رنگ می زنی دنیا را نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12 29 توسط نسرین خلفی دست به دست هم بالا می رویم از این پله ها یک دو پانزده شانزده بالا بالا کسی صدایمان می زند گوشهایمان کی کر شد امروز ۱۶ ساله می شوم و این بار باید بیشتر دقت کنم به جای خوشحالی گریه می کنم چرا که کوله ام سنگین تر می شود چرا یادمان می رود نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 15 40 توسط نسرین خلفی مطالب قدیمی تر به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ پیوندها حامد رحمتي گروس عبدالملكيان محسن احمدي همراز لطفي مرتضي محمودي فاطمه سليماني علی ضیاء محمدرضا عبدالملكيان داريوش معمار حافظ موسوي سميرا قطب سعييد توكلي ابوالفضل نظري مريم تاراسي مصطفي مستور احمدرضا احمدي صفيه وكيلي كافه كاغذي عشق گمشده رهگذر محمد حسين صادقي مريم جون صفيه جون حسن پاكزاد حسين كلاغ سفيد الياس علوي رسول يونان بيژن جلالي محسن تراكمه حامد شادماني نميدونم اشكان مازندراني برهان سكوت ميعاد vanessa رضا اسمخاني بهزاد جمالی اسطبل داریوش معمار وحید رحمانی امیر ویکتور بهزاد خدمتلو امیر قرجه لو استاد ریاضی من شاهین شرافتی نرگس شمس آنیتا جون گیلک blogfa com
|