Meta tags:
Description= من اگر وقت داشتم بیشتر می نوشتم. اینجا حدیث نفس است. نوشتن در باره خویشتن است و شاید در باره دنیایی که در آن بسر می بریم. علی محمد نظری;
Keywords= علی محمد نظری;
Headings (most frequently used words):
می, در, را, به, بود, که, با, از, هر, درد, کند, روز, کرد, های, دانشگاه, شد, ها, دکتر, ایران, ریاضی, علم, صنعت, وقتی, ای, ام, او, برای, سال, ریاضیات, تحصیل, هم, چون, مختارزاده, یاد, اصلاً, اش, رشته, مهندسی, درس, است, نمود, آن, اهل, ادامه, گردید, روی, تخته, نبود, چرا, چنین, همه, من, خبر, بسیار, محمدرضا, گفت, این, یکی, یادش, ساله, داشته, شک, اگر, کسی, دهه, 60, 80, باشد, خوش, ایشان, تدریس, شدم, استادش, کاپشن, تن, داد, موسسه, مصاحب, انقلاب, کشور, انگلستان, آنالیز, مشغول, بورسیه, قطع, مال, دنیا, نداشت, شدند, کار, وجود, تمام, گچ, دست, بالا, زد, هیچ, عالم, دارد, سبیل, کلاس, شیوه, تدریسش, قوز, افتاده, ناگهانی, استاد, پیشکسوت, دار, فانی, وداع, آسمانی, باز, جمله, مهم, رسای, عزیزانم, گفته, بودند, آوردم, غروب, وجودش, آوردند, طلوع, اگرچه, دوران, 30, ذره, کاسته, نشده, دانشجویانم, شاهدند, کلاسی, خاطره, رنده, نگه, بی, 70, دانشجو, بوده, خوانده, شانس, درسی, دو, معادلات, دیفرانسیل, 63, کاربردی, پذیرفته, دروسی, نیم, اول, گرفتم, مبانی, مردی, جدی, سبیلی, خاص, بور, هیکل, ورزشکاری, موقع, حوالی, جهل, خلبانی, اصلا, نمی, لهجه, تشخیص, تهرانی, نباشد, اصالتاً, ماکو, قولی, آذری, شاگرد, دوره, چهارم, همدوره, قهرمانی, قبل, سایر, فارغ, التحصیلان, عازم, برونل, انگلیس, عددی, شروع, شلوغی, وقوع, دانشجویان, خارجی, طرف, دولت, زنده, اکبر, حسنی, روزی, تعریف, دلبستگی, هرچه, برایمان, رسید, خرج, پولی, مجبور, ترک, بازگشت, وطن, بازگشایی, 62, عنوان, عضو, هیات, علمی, دکترایش, بعد, دریافت, کسانی, گروه, تا, آخر, نموده, اند, یک, موهبت, بزرگ, سخت, گیر, مهربان, عالی, تدریش, چه, دانست, خطی, فشار, زیاد, نگاشت, چپ, معمولاً, پاکی, مقداری, آستین, دستانش, وقت, کت, شلور, ندیدم, اغلب, زمستان, پوشیدن, روپوش, گویا, غرق, حواسش, سر, رویش, مخلوط, شود, بلندش, دهانش, گرفت, گچی, کنار, نیز, سفید, نشستن, خسته, لبه, تکیه, بچه, آپوستل, فرضی, قضیه, قرار, داده, وای, بهترین, زندگی, سوال, جواب, بدین, گونه, قول, جرج, پولیا, کتاب, خلاقیت, یادگیری, فعال, درختی, کلاغ, گوشم, خبرم, شپشک, عسلک, کرم, سرشاخه, تبرم, قابیل, غریب, سرگردان, حرص, خوردم, قاتل, شررم, نشسته, کنج, تنهایی, عاشقی, کاری, نکرده, عمر, اثرم, بارهای, دوش, هستند, زانوانم, کمرم, تو, چالاک, غمناک, تخم, جانم, مگرم, پیلتن, گشتم, ندانستم, سمنگانم, آمده, سهراب, نبردی, عجیب, دردآور, پسرم, چاره, جز, سفر, نمانده, سیاوش, اسیر, سودابه, داغ, گشته, بر, دل, کاووس, پدرم,
Text of the page (most frequently used words):
این (56), است (54), های (30), شعر (28), بود (28), کند (24), دکتر (20), کرد (19), دانشگاه (17), ریاضی (16), آدم (16), نمی (16), درد (16), محمد (15), روز (15), برای (15), شود (15), ساعت (15), یاد (14), استاد (14), نظری (13), اراک (13), نوشته (13), نویسنده (13), سال (12), علی (12), دیگران (12), تمام (12), دارد (12), همه (12), عراقی (11), باشد (11), اما (11), کلاس (10), باید (9), غیبت (9), ادامه (9), کار (9), بعد (9), خرداد (8), اگر (8), شاید (8), برف (8), سعدی (8), حافظ (8), وقتی (8), اصلاً (8), درس (8), روی (8), جواب (8), دیگر (8), خود (8), سمینار (8), اسفند (7), دست (7), گفت (7), داد (7), چون (7), #آنالیز (7), گرفت (7), نیز (7), شنبه (7), مثل (7), دیگری (7), همان (7), خدایگانی (7), خودم (7), ایران (6), شهریور (6), آذر (6), مرداد (6), اول (6), خواب (6), بسیار (6), نمود (6), شدم (6), عصر (6), اشاره (6), بارش (6), فقط (6), کنم (6), نیست (6), قوز (6), روایت (6), مصراع (6), هست (5), شهر (5), تیر (5), بهمن (5), اردیبهشت (5), داستان (5), شیخ (5), وقت (5), اینجا (5), سلام (5), نکوهش (5), رمان (5), فصل (5), بخش (5), شعری (5), علم (5), یکی (5), ایشان (5), هیچ (5), چرا (5), چنین (5), قضیه (5), زندگی (5), سوال (5), داشت (5), اثبات (5), حالا (5), صبح (5), کانادا (5), خودش (5), آغاز (5), خواندن (5), خواننده (5), اثر (5), همین (5), محی (5), الدین (5), زیرا (5), کردم (5), کلاغ (5), جهان (4), آبان (4), مهر (4), دماوند (4), کتاب (4), عاشقی (4), ابراهیم (4), دوره (4), محرم (4), پور (4), مختار (4), براعت (4), استهلال (4), نیره (4), قابیل (4), خبر (4), صنعت (4), جمله (4), کسی (4), ریاضیات (4), اهل (4), تحصیل (4), شروع (4), گردید (4), دنیا (4), برایمان (4), عنوان (4), نموده (4), اند (4), وجود (4), بزرگ (4), تخته (4), معمولاً (4), بالا (4), نبود (4), کنار (4), درست (4), صورت (4), مثال (4), نقض (4), ذهن (4), وارد (4), چقدر (4), هستند (4), گاهی (4), یواش (4), شوند (4), شده (4), کنند (4), بلکه (4), برگزار (4), آنکه (4), خوب (4), بروی (4), تعزیه (4), عجیب (4), بدجور (4), وبلاگ (3), دوستان (3), حسین (3), یادداشت (3), تنهایی (3), فروردین (3), حضرت (3), بیشتر (3), باره (3), آثار (3), تقدیر (3), ناصر (3), دوم (3), تاثیر (3), قبیله (3), مختارزاده (3), گفته (3), ساله (3), نشده (3), داشته (3), رشته (3), مهندسی (3), اصلا (3), زنده (3), نداشت (3), گروه (3), عالم (3), بهترین (3), شیوه (3), گونه (3), انگشت (3), یعنی (3), پای (3), فرض (3), کرده (3), دنبال (3), دقیقه (3), رفت (3), خوشحالی (3), خواهد (3), زیبای (3), امسال (3), حسابی (3), میلیمتر (3), تکرار (3), راه (3), گلستان (3), سالگرد (3), تولد (3), دالهاوزی (3), رجبعلی (3), بابلیان (3), بامدادرضا (3), آنلاین (3), بزرگی (3), ماند (3), دارند (3), فضای (3), آمد (3), زخم (3), توان (3), نام (3), چنان (3), دهد (3), ردیف (3), بزرگت (3), رفته (3), عمیق (3), فخرالدین (3), عربی (3), دفن (3), تبدیل (3), احتمالا (3), ارادت (3), تأثیر (3), بیت (3), زبان (3), باد (3), پسرم (3), سهراب (3), افتاده (3), دوش (3), درختی (3), گوشم (3), بعضی (3), مرتضی (3), تغییر (3), پسر (3), دوباره (3), بانو (2), پردیس (2), دانشجوی (2), سیب (2), عشق (2), لینک (2), اوقات (2), شرعی (2), اجتماعی (2), خاطرات (2), شخصیت (2), آرشیو (2), نوروز (2), ماه (2), پرویز (2), عید (2), شهید (2), روستای (2), سیدون (2), رمی (2), دفتر (2), ایام (2), امام (2), نوشتم (2), حدیث (2), نوشتن (2), بازدید (2), امروز (2), گلای (2), عاشقانه (2), برنمیدارد (2), محمدرضا (2), مهم (2), یادش (2), اگرچه (2), ذره (2), دانشجویانم (2), خاطره (2), دهه (2), دانشجو (2), بوده (2), خوانده (2), خوش (2), تدریس (2), نیم (2), استادش (2), کاپشن (2), تشخیص (2), موسسه (2), مصاحب (2), انقلاب (2), کشور (2), انگلستان (2), مشغول (2), بورسیه (2), طرف (2), قطع (2), روزی (2), مال (2), رسید (2), شدند (2), آخر (2), عالی (2), زیاد (2), حواسش (2), سبیل (2), خسته (2), بچه (2), قرار (2), تدریسش (2), قول (2), فعال (2), جوابش (2), ابتدا (2), دقیق (2), مرحله (2), هایش (2), شما (2), استفاده (2), مثالی (2), نمودیم (2), اواخر (2), تازه (2), گذشته (2), 100 (2), بیست (2), سیگار (2), نهیب (2), کمی (2), سلطانی (2), دود (2), فرا (2), خورد (2), بهار (2), آمده (2), متر (2), خدا (2), لطف (2), الهی (2), فراموش (2), ایم (2), داریم (2), سالی (2), خیلی (2), باعث (2), کنون (2), نداشته (2), مقدار (2), حدود (2), همیشه (2), بوستان (2), پرداخته (2), مرا (2), برد (2), شنید (2), معلوم (2), حکایات (2), مستقیم (2), مخاطبان (2), تنها (2), کننده (2), جامعه (2), رساند (2), بدگویی (2), پنج (2), رجوی (2), هشتادمین (2), کمک (2), یاحقی (2), نشان (2), جوان (2), افتخار (2), آورد (2), غذا (2), آموزش (2), دعوت (2), ورود (2), نخستین (2), جملات (2), ضربه (2), نیستند (2), لحظه (2), پیش (2), زمان (2), بعدازظهر (2), خانواده (2), بدبخت (2), بوف (2), کور (2), بسیاری (2), تلخ (2), ناچار (2), هایی (2), مفهوم (2), جاست (2), سازد (2), پدر (2), مادر (2), مرگ (2), خوابی (2), قدر (2), ولی (2), عزا (2), دلم (2), همون (2), عاشق (2), کاش (2), خون (2), مردم (2), باشه (2), سرِ (2), کاری (2), خوام (2), بنا (2), خیابان (2), باغ (2), گاه (2), پیدا (2), نمودم (2), شمس (2), تبریزی (2), مولانا (2), انسان (2), شاعر (2), مانند (2), اصلی (2), زلف (2), نکرد (2), نظم (2), پریشان (2), اسیر (2), سودابه (2), اثرم (2), نشسته (2), خبرم (2), تقدیم (2), گیرایی (2), میخکوب (2), بدون (2), انگشتم (2), واقعاً (2), برنمی (2), تجربه (2), میان (2), جنگ (2), رستم (2), خودِ (2), خواستم (2), پایان (2), گوش (2), خبرهای (2), بنابراین (2), بار (2), انگار (2), قصد (2), حتی (2), روزگاران (2), خبرنامه, یــ, ــاهـو, وضعیت, یاهو, لوگوی, دستنوشته, باقری, محسن, بیات, هنگامه, حیدری, ملوس, فرشته, توانگر, حیاط, خلوت, سهیل, حاج, علیرضا, یاداشت, مکتوب, مهاجرانی, ریشه, جوانه, گزیده, تاریخ, تمدن, باستان, مصر, یونان, انا, مجنون, الحسین, بوی, bouye, sib, سفرنامه, مذهبی, سیاسی, نقد, فیلم, مکزیک, یزد, شیرکوه, مشتاقیون, هوشنگ, ابتهاج, رضا, مجیدی, رجب, لجور, گوسفند, سرا, گوزن, مسعود, کیمیایی, قانون, پرستویی, مازیار, میری, رمضان, عمره, مفرده, پیری, نماز, صنعان, اصلاحات, میرحسین, انتخابات, همت, حاتمی, کیا, سیل, سرمین, منی, مشعر, عزفات, جمره, خلیل, الله, جمرات, بلعام, باعور, رسمی, قطعی, ربنای, شجریان, دیوار, کعبه, گرد, کوهنوردی, راسوند, سفیدخانی, حمید, مصدق, داود, ابوالفضل, نوحه, سرایی, قربان, شهریاری, بلاگفا, بابا, شهباز, اولین, دبستان, آیه, اله, بروجردی, اعراف, آملا, عباس, قره, بنیاد, آتش, قیصر, امین, فهرست, موضوعی, داشجویان, 273, 110, 708, پیوندهای, روزانه, داشتم, نفس, خویشتن, دنیایی, بسر, بریم, درباره, 393075, بازدیدها, دیروز, rss, مشخصات, پست, الکترونیک, وررود, مدیریت, خانه, عناوین, آرشیوشده, لیست, ناگهانی, پیشکسوت, دار, فانی, وداع, آسمانی, باز, رسای, عزیزانم, بودند, آوردم, غروب, وجودش, آوردند, طلوع, دوران, کاسته, شاهدند, کلاسی, رنده, نگه, شانس, درسی, معادلات, دیفرانسیل, کاربردی, پذیرفته, دروسی, گرفتم, مبانی, مردی, جدی, سبیلی, خاص, بور, هیکل, ورزشکاری, موقع, حوالی, جهل, خلبانی, لهجه, تهرانی, نباشد, اصالتاً, ماکو, قولی, آذری, شاگرد, چهارم, همدوره, قهرمانی, قبل, سایر, فارغ, التحصیلان, عازم, برونل, انگلیس, عددی, شلوغی, وقوع, دانشجویان, خارجی, دولت, اکبر, حسنی, تعریف, دلبستگی, هرچه, خرج, پولی, مجبور, ترک, بازگشت, وطن, بازگشایی, عضو, هیات, علمی, دکترایش, دریافت, کسانی, موهبت, سخت, گیر, مهربان, تدریش, دانست, خطی, فشار, نگاشت, پاکی, مقداری, آستین, دستانش, شلور, ندیدم, اغلب, زمستان, پوشیدن, روپوش, گویا, غرق, رویش, مخلوط, بلندش, دهانش, گچی, سفید, نشستن, لبه, تکیه, آپوستل, فرضی, داده, وای, بدین, جرج, پولیا, خلاقیت, یادگیری, دانشجویانش, خودشان, رسیدند, وادار, سوالش, ذهنش, منطبق, سازگاری, دستش, اخر, بسوی, کاغذ, نوشت, تکمیل, نگاه, چشمانش, درخشید, سوالات, متعدد, دادیم, ضرورت, منِ, ناشی, دادم, اید, بلافاصله, بزنید, حدف, ساقط, نماید, دربه, بودیم, نرسد, مهرماه, اخذ, هفته, پیاپی, رفتیم, نشستیم, دید, صفا, کردیم, رفتن, مشتق, نرسیدیم, مطلقاً, هنوز, دریای, فرستاده, حوس, همهمه, زدند, چند, یادآور, شدیم, تامل, یافت, چهل, زیادی, مانده, بگدارید, جلسه, اتاقش, آبدارچی, آقای, ترکی, بیر, دانه, چایی, منه, شیراز, روشن, اتاق, دیدم, سقف, کمر, گرفته, خستگی, درکرده, قصه, تمامی, حسنش, بودنش, زمین, رود, چشمه, ساران, پرآب, کشاورزان, چشمشان, آسمان, خوشحال, رعیت, خبرها, گیلان, رسیده, بالاخره, تورا, نکن, باران, کوهستان, نبارد, دجله, گردد, خشک, رودی, احمد, شاملو, جالب, شیرینی, خاصی, کلماتش, 1403, نزدیک, شادی, میزان, زیر, 200, بارندگی, بعید, برسیم, هایم, خوانم, یکشنبه, معروف, ترین, ابیات, نظامیه, ادرار, تلقین, گفتم, پرخرد, فلان, یار, حسد, معنا, دهم, برون, آیدش, اندرون, خبیث, سخن, پیشوای, ادب, تندی, برآشفت, بوالعجب, حسادت, پسندت, نیاید, زدوست, عیبت, نکوست, دوزخ, خسی, وزان, رسی, متعددی, غیرمستقیم, اثرات, منفی, روابط, فردی, تاکید, یادآوری, شخص, ضرر, موضوعات, مهمی, وضوح, رفتار, ناپسند, محکوم, پرهیز, گرامیم, خدمتتان, عرض, سیزدهمین, بین, المللی, جبرخطی, کاربردهای, سمیناری, مناسبت, نودمین, حیدر, مهدی, بازنشسته, باهنر, کرمان, تقریباً, هفتاد, اسماعیل, بازنسشته, حوارزمی, توانست, بیاید, نود, سالگی, صدای, زند, انشالله, صدمین, تولدش, برپا, حضورش, ارمغان, ماشین, تهران, رانندگی, عدد, خانم, سارا, فریدی, همشهریانمان, کارشناسی, وصنعت, خوبی, میتیا, مستنگ, اتاقی, ادر, ارائه, نمودند, مشترک, برگزاری, دردسر, اسکان, مسائل, جنبی, فیل, درمی, مهمانان, روند, دلتنگی, حضور, اساتید, افتخاری, عزیزان, دین, گردن, پرورش, استان, مرکزی, معلمان, صحیت, مدعو, بهره, مند, گردند, سخنرانیش, معلمی, گذاشت, برابی, هوش, مصنوعی, چگونه, شکر, چیز, خیر, گذشت, چهارشنبه, شکوه, هنرِ, نگارش, گریزی, باقی, نماند, هنر, درک, یافته, چونان, چکشی, دروازه, القا, نوعی, طعم, بدترین, چارلز, دیکنز, هنگامی, سرهنگ, آئورلیانو, بوئندیا, برابر, جوخه, اعدام, ایستاده, دور, افتاد, پدرش, دیدن, گابریل, گارسیا, مارکز, خوشبخت, شبیه, یکدیگرند, لئو, تولستوی, آنا, کارنینا, نمونه, ادبیات, ماندگار, حکم, امضا, سطر, تاریک, منزوی, گشوده, بماند, بخواند, رنج, صدا, شریک, خوره, روح, آهسته, انزوا, تراشد, دردها, اظهار, اندازه, مطلع, صادق, هدایت, مجسم, نکند, صرفاً, شروعِ, نامه, جهانی, بندد, مسحور, نادر, ابراهیمی, برجسته, ایرانی, کتابی, نکته, تأکید, معتقد, افتتاحیه, ربا, چشم, صید, تسخیر, ناگزیر, بتواند, بکشد, خوابِ, خصوص, هوا, ابری, بنشینی, سلسله, فامیل, کنی, برسی, آدمِ, ابوالبشر, رسیدی, بگویی, میوه, ممنوعه, خوردید, تاوانش, بدهم, سری, بزنی, پدرت, مادرِ, عموهایت, دانی, دیداری, دیدارت, اهلِ, قبور, گویند, برادر, مردن, بمیرد, سرت, بگذاری, عالمی, ناهارت, خورده, باشی, تشک, دراز, بکشی, بخوابی, خودت, بیرون, سیرِ, سیر, جمعه, اولش, اومدم, اون, مارشِ, زدی, مارش, پاگیرت, راستش, بخوای, موسیقی, نوازی, عرشیا, ضرب, گیره, واسه, زینب, آتیش, سازت, درآوردمون, گیرمون, اومد, درآمدت, مگه, نگفتن, کلُ, یومٍ, عاشورا, ربیع, رسه, کاسبی, کساد, توی, داری, پشت, گوشت, وصله, قربون, تشنگی, برم, کارِ, مرد, محکم, برج, حقوقش, برسه, تکلیفش, جور, عزیزم, جوری, دائمی, نشستی, گفتی, بنویسم, تمرین, دستت, میاد, آخه, جان, نشد, سعید, نفیسی, 610, کمیجان, کیلومتری, شمال, بدنیا, 688, دمشق, قبر, اینکه, فردوس, نامش, تعویض, ملت, اسمی, حساب, سوادی, گذاران, بگذارید, بزرگیِ, دانند, نزدیکی, صوفیه, دلخورند, باری, سوریه, رفتم, موفق, نشدم, تربت, حاضر, شوم, محل, عارف, نامی, دانستم, تازگی, ناچیز, حسن, غلوان, عربستانی, الهیاری, بخوبی, ترجمه, وصیتی, عمرش, دیدار, مجالس, سماع, شرکت, قرن, هفتم, قرنی, پرورده, عطار, کسان, نمیدانم, انکارناپذیر, بدان, اشعار, آمیزند, سراینده, دشوار, کلاسم, خواندم, سودای, پختم, خیال, عاقبت, سودایی, کیست, واقعا, حافظی, ابایی, شیفته, مرید, نمایش, عزل, سحر, غزلیات, سرود, دلسوز, فریاد, شاهکار, معروفترین, غزلش, دیده, فشانم, غمت, جدایی, آشنایی, سروش, بیتش, موضوعش, جداست, سراسر, دیوانش, بزرگترین, الهام, 1405, داغ, گشته, کاووس, پدرم, چاره, سفر, نمانده, سیاوش, نبردی, دردآور, پیلتن, گشتم, ندانستم, سمنگانم, تخم, جانم, مگرم, چالاک, غمناک, زانوانم, کمرم, بارهای, نکرده, عمر, کنج, خوردم, قاتل, شررم, غریب, سرگردان, حرص, شپشک, عسلک, کرم, سرشاخه, تبرم, دلیل, سرودن, برایش, بنویسد, احترام, پاس, زیباترین, بیاورد, نسخه, برداری, وگویی, جرقه, ساختم, ابزار, واحد, رسند, تصویر, بسازم, روایتی, سپر, جای, جنگجویی, خاکم, قماری, بازیم, دستم, سپرم, کلمه, رسد, خبرهایی, کلاغی, سیاه, نشینند, رهایش, پیوند, تری, دوشم, خوانیم, بگویم, نبوده, دردش, نیامده, سراغ, آید, نهایی, کوشیده, ضمن, حفظ, کلی, دردهای, احساس, رها, پاسخ, رقابت, چیزی, بیفزایم, شخصی, زخمی, ایجاد, ساده, روزمره, ناگهان, سنگینی, گذارد, نجات, مرهم, سادگیِ, ظاهری, ترکیب, عجیبی, صاحب, جسمانی, تواند, ردّ, ردّی, مثلاً, خوانی, بندی, صفحه, شعرها, طور, اجازه, بگیرند, جنس, گیرنده, سادگی, فاصله, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
میخکوب می کند و بعضی مصراع هایش مثل همان یک اشاره بدون انگشتم واقعاً دست از سر آدم برنمی دارند و شاید این بهترین دلیل برای سرودن شعر دیگری باشد گاهی یک شعر آن قدر در آدم می ماند که آدم ناچار می شود برایش روایت خودش را بنویسد من درختی کلاغ در گوشم خبرم درد می کند هر روز شپشک عسلک کرم سرشاخه تبرم درد می کند هر روز هم چون قابیل غریب و سرگردان حرص مال دنیا را خوردم و شدم قاتل شررم درد می کند هر روز ای نشسته به کنج تنهایی عاشقی است قوز بالا قوز هیچ کاری نکرده ام در عمر اثرم درد می کند هر روز بارهای همه عالم همه روی دوش من هستند زانوانم ز کار افتاده کمرم درد می کند هر روز تو چرا چنین چالاک من چرا چنین غمناک تخم شک به جانم افتاده مگرم درد می کند هر روز پیلتن گشتم و ندانستم از سمنگانم آمده سهراب در نبردی عجیب و دردآور پسرم درد می کند هر روز چاره ای جز سفر نمانده چون سیاوش اسیر سودابه داغ گشته ام بر دل کاووس پدرم درد می کند هر روز علی محمد نظری اراک ـ مرداد 1405 نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 3 39 صبح سه شنبه 04 8 20 3 تاثیر عراقی بر حافظ بنا به گفته زنده یاد سعید نفیسی شیخ فخرالدین عراقی در سال 610 در شهر کمیجان در حدود صد کیلومتری شمال اراک بدنیا آمد و در سال 688 در شهر دمشق از دنیا رفت و در کنار قبر محی الدین عربی دفن شده است اینکه خیابان عراقی در اراک در کنار باغ فردوس نامش تعویض می شود و به خیابان ملت تبدیل می شود و اسمی از ایشان در اراک نیست به حساب کم سوادی نام گذاران در این شهر بگذارید که یا بزرگیِ عراقی را نمی دانند و یا احتمالا از نزدیکی او به صوفیه شاید دلخورند من در دو باری که به سوریه رفتم موفق نشدم بر تربت او حاضر شوم زیرا محل دفن دقیق این عارف نامی را نمی دانستم به تازگی کتاب گاه ناچیز مرگ را از محمد حسن غلوان را تمام کردم که یک عربستانی است و در کانادا نوشته و دکتر الهیاری بخوبی ترجمه نموده و ارادت بسیاری به محی الدین عربی پیدا نمودم تاثیر عراقی از محی الدین چنان است که احتمالا بنا به وصیتی او را در کنار او دفن نموده اند محی الدین در اواخر عمرش به دیدار شمس تبریزی رسید و شیخ فخرالدین بسیار به مولانا ارادت داشت و در مجالس سماع او شرکت می کرد اصلا این قرن هفتم عجیب قرنی است و چقدر انسان های بزرگ در آن پرورده شده است عطار سعدی مولانا عراقی محی الدین عربی و شمس تبریزی و احتمالا کسان دیگری که من نمیدانم تأثیر او بر شاعر بزرگی مانند حافظ انکارناپذیر است این تأثیر تا بدان جاست که گاه اشعار این دو چنان در هم می آمیزند که تشخیص سراینده ی اصلی را دشوار می سازد روزی در سر کلاسم این بیت از عراقی را خواندم که بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی و از دانشجویانم سوال نمودم که این شعر از کیست و بیشتر از همه نام حافظ بر زبان آمد زیرا واقعا حافظی است حافظ هم هیچ ابایی نداشته که خود را شیفته و مرید عراقی نمایش دهد زیرا که در بیت آخر عزل زیبای یاد باد آنکه ز ما وقت سحر یاد نکرد گفته است که غزلیات عراقی است سرود حافظ که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد این شاهکار شیخ فخرالدین شاید معروفترین غزلش باشد که ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی چه کنم که هست اینجا گل باغ آشنایی به قول دکتر سروش بسیار نظم پریشان دارد زیرا هر بیتش موضوعش از بیت دیگر جداست که حافظ سراسر دیوانش چنین است و نظم پریشان شاید بزرگترین الهام حافظ ار عراقی است نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 9 29 عصر سه شنبه 04 5 14 3 فصل دوم نیره گلای عاشقانه آخه ناصر جان این که نشد زندگی تو اهل کاری عزیزم اما این جوری که نمی شه این همه مردم رفته ن سرِ کار یه کار درست و حسابی دائمی ولی تو هی نشستی گفتی می خوام بنویسم می خوام تمرین کنم خب حالا هم سالی یکی دو تا کار دستت میاد با این نمی شه زندگی کرد کارِ مرد باید محکم باشه سرِ برج حقوقش برسه آدم تکلیفش معلوم باشه این جور که نمی شه کاش همه اش محرم بود توی محرم تو فقط کار داری تعزیه پشت تعزیه اصلاً گوشت و خون این مردم به امام حسین وصله قربون تشنگی ش برم کاش همیشه درآوردمون مثل محرم بود هم غذا درست و حسابی گیرمون می اومد هم تو درآمدت خوب می شد اصلاً مگه نگفتن کلُ یومٍ عاشورا پس چرا تا اول ربیع می رسه کار و کاسبی تو هم کساد می شه راستش رو بخوای من عاشق همون موسیقی ام که تو می نوازی و عرشیا ضرب می گیره اصلاً پای تعزیه وقتی دلم واسه زینب آتیش گرفت عاشق سازت شدم اولش زیاد نمی اومدم پای تعزیه ولی از وقتی اون مارشِ عزا رو زدی دلم رفت یواش یواش از همون مارش عزا پاگیرت شدم نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 10 58 صبح جمعه 04 5 10 3 رمان ناصر فصل اول نیره بخش اول خواب چقدر خوب است ناهارت را خورده باشی آن هم سیرِ سیر بعد بروی روی تشک دراز بکشی و بخوابی خوابی عمیق آن قدر عمیق که از خودت هم بیرون بروی می گویند خواب برادر مرگ است خوابی عمیق مثل مردن آخ که چقدر خوب است آدم بمیرد سرت را بگذاری بروی به عالمی دیگر بروی سری بزنی به پدرت پدر بزرگت مادر بزرگت مادرِ مادر بزرگت عموهایت اصلاً همه ی آن ها که رفته اند می دانی چه دیداری می شود دیدارت تازه شود با اهلِ قبور اصلاً بنشینی سلسله ی فامیل را ردیف کنی تا برسی به آدمِ ابوالبشر به حضرت آدم که رسیدی بگویی شما میوه ی ممنوعه را خوردید من باید تاوانش را بدهم آخ که چه خوب است این خوابِ بعدازظهر به خصوص اگر هوا هم ابری باشد بهار هم باشد خواب خواب خواب نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 11 20 عصر شنبه 04 5 4 3 براعت استهلال آغاز یک رمان نه صرفاً شروعِ داستان که دعوت نامه ای ست برای ورود به جهانی دیگر همان جاست که نویسنده باید تمام توان خود را به کار بندد تا با نخستین جملات خواننده را مسحور کند نادر ابراهیمی نویسنده ی برجسته ی ایرانی در کتابی با نام براعت استهلال بر همین نکته تأکید می کند او معتقد است که افتتاحیه ی رمان باید چنان دل ربا باشد که چشم را صید و دل را تسخیر کند باید خواننده را ناگزیر سازد که ادامه دهد بی آنکه بتواند دست بکشد شاید هیچ مثالی به اندازه ی مطلع بوف کور صادق هدایت این مفهوم را مجسم نکند در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد این دردها را نمی توان به کسی اظهار کرد در همین یک سطر جهان تاریک تلخ و منزوی شخصیت داستان پیش روی ما گشوده می شود خواننده ناچار است بماند بخواند و در آن رنج بی صدا شریک شود اما بوف کور تنها نمونه نیست در ادبیات جهان نیز بسیاری از رمان های ماندگار با جمله ای آغاز می شوند که حکم امضا را دارد آنا کارنینا اثر لئو تولستوی همه ی خانواده های خوشبخت شبیه یکدیگرند اما هر خانواده ی بدبخت به شیوه ی خود بدبخت است صد سال تنهایی نوشته ی گابریل گارسیا مارکز سال ها بعد هنگامی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در برابر جوخه ی اعدام ایستاده بود به یاد آن بعدازظهر دور افتاد که پدرش او را برای دیدن یخ برد داستان دو شهر اثر چارلز دیکنز بهترین زمان بود بدترین زمان بود این جملات چونان ضربه ی چکشی بر دروازه ی ذهن خواننده اند آن ها فقط شروع داستان نیستند تمام فضای آن را در یک لحظه القا می کنند نوعی پیش طعم از آن چه خواهد آمد براعت استهلال یعنی شکوه آغاز یعنی هنرِ نگارش نخستین جمله ها به گونه ای که دیگر گریزی از خواندن باقی نماند نویسنده ای که این هنر را درک کند راه دل خواننده را از همان ابتدا یافته است نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 11 0 صبح چهارشنبه 04 2 31 3 تقدیر از سه استاد دوستان گرامیم سلام خدمتتان عرض کنم که امسال در 17 و 18 اردیبهشت سیزدهمین سمینار بین المللی جبرخطی و کاربردهای آن در دانشگاه اراک برگزار شد سمیناری که به مناسبت نودمین سالگرد تولد دکتر حیدر رجوی استاد فعال دانشگاه دالهاوزی کانادا و هشتادمین سالگرد تولد دکتر مهدی رجبعلی پور استاد بازنشسته دانشگاه شهید باهنر کرمان و تقریباً هشتادمین ایشان هفتاد و نه ساله هستند سالگرد تولد دکتر اسماعیل بابلیان استاد بازنسشته دانشگاه حوارزمی برگزار شد دکتر رجوی نمی توانست بیاید اما با کمک دکتر بامدادرضا یاحقی استاد دانشگاه گلستان یک سمینار آنلاین برایمان برگزار کرد و نشان داد که ایشان در نود سالگی هم جوان هستند و با آن صدای جوان خود نهیب می زند که 5 دوره دیگر انشالله به افتخار صدمین سال تولدش سمینار دیگری را برپا داریم دکتر رجبعلی پور خودش را از کانادا رساند و حضورش حظ بزرگی را برایمان به ارمغان آورد دکتر بابلیان هم به لطف الهی با ماشین خودش از تهران تا اراک را رانندگی کرد و نشان داد که سن فقط یک عدد است خانم دکتر سارا فریدی از همشهریانمان که کارشناسی را در دانشگاه علم وصنعت بوده از کانادا سمینار خوبی را به صورت آنلاین برگزار نمود و میتیا مستنگ نیز که هم اتاقی دکتر بامدادرضا یاحقی ادر کانادا نیز سمینار آنلاین دیگری برایمان ارائه نمودند اصلا چون بامدادرضا نیز خودش دالهاوزی درس خوانده است سمینار مشترک دانشگاه اراک و دانشگاه دالهاوزی بود برگزاری سمینار دردسر دارد و اسکان و غذا و مسائل جنبی فیل را از پا درمی آورد اما وقتی تمام می شود و مهمانان می روند دلتنگی ها آغاز می شود خیلی خسته شدم اما حضور این اساتید در دانشگاه اراک افتخاری است که برای من و دانشگاه اراک و گروه ریاضی می ماند تقدیر از این عزیزان که دین بزرگی به گردن جامعه ریاضی دارند یک افتخار بزرگ است روز دوم سمینار با کمک آموزش و پرورش استان مرکزی معلمان ریاضی را دعوت نمودیم تا از صحیت های دو استاد بزرگ و مدعو بهره مند گردند دکتر رجبعلی پور عنوان سخنرانیش را 60 سال معلمی گذاشت و دکتر بابلیان آموزش ریاضی برابی ورود به دوره هوش مصنوعی چگونه باید باشد خدا را شکر که همه چیز به خیر گذشت نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 8 10 عصر پنج شنبه 03 12 16 3 نکوهش غیبت در آثار سعدی یکی از موضوعات مهمی که سعدی در آثار خود به آن پرداخته است نکوهش غیبت و بدگویی از دیگران است او در گلستان و بوستان به وضوح این رفتار ناپسند را محکوم کرده و از مخاطبان خود می خواهد که از غیبت و بدگویی پرهیز کنند در گلستان سعدی حکایات متعددی وجود دارد که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به نکوهش غیبت اشاره می کنند سعدی در این حکایات به اثرات منفی غیبت بر روابط اجتماعی و فردی تاکید می کند و به مخاطبان خود یادآوری می کند که غیبت نه تنها به شخص غیبت کننده بلکه به جامعه نیز ضرر می رساند یکی از معروف ترین ابیات بوستان که سعدی به نکوهش غیبت پرداخته این است مرا در نظامیه ادرار بود شب و روز تلقین و تکرار بود من استاد را گفتم ای پرخرد فلان یار بر من حسد می برد چو من داد معنا دهم در حدیث برون آیدش اندرون خبیث شنید این سخن پیشوای ادب به تندی برآشفت و گفت بوالعجب حسادت پسندت نیاید زدوست که معلوم کرده است گه عیبت نکوست اگر او گرفت راه دوزخ از خسی وزان راه دیگر به وی می رسی نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 10 47 صبح یکشنبه 03 11 21 3 برف برف نو سلام سلام این شعر زیبای زنده یاد احمد شاملو در باره برف نو خیلی جالب است و یک شیرینی خاصی در کلماتش وجود دارد امروز بیست و یک بهمن ماه 1403 این بارش عالی برف در اراک که نزدیک به نیم متر شده است بسیار باعث شادی گردید امسال تا کنون بارش درست و حسابی نداشته ایم و این مقدار بارش اگر حدود 40 میلیمتر هم شده باشد باعث خوشحالی است اگرچه میزان بارش اراک تا کنون زیر 100 میلیمتر است اراک تا نوروز معمولاً 200 میلیمتر بارندگی داشته است و امسال بعید است به این مقدار برسیم همیشه این شعر زیبای سعدی را در کلاس هایم می خوانم که اگر باران به کوهستان نبارد به سالی دجله گردد خشک رودی حالا این بارش حسنش به برف بودنش است و حالا یواش یواش به خورد زمین می رود و در بهار چشمه ساران پرآب می شوند و کشاورزان که چشمشان به آسمان است خوشحال می شوند که خوشحالی رعیت خوشحالی دیگران را به دنبال خواهد داشت در خبرها آمده بود که در گیلان بارش برف به دو متر رسیده است خدا بالاخره کمی به ما لطف نمود الهی ما را که تورا فراموش نموده ایم فراموش نکن ما فقط تو را داریم نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 7 37 عصر شنبه 03 6 31 3 به یاد استاد مختار 2 تا دانشجویانش خودشان به جواب نمی رسیدند این سوال و جواب ها ادامه داشت همه را با انگشت اشاره وادار به جواب می کرد و یا کسی که سوالش را جواب می داد انگشت اشاره اش را به طرف او می گرفت و اگر جوابش با آن چه در ذهنش منطبق بود سازگاری داشت دستش را تا اخر بسوی او می گرفت که یعنی جوابش درست است ابتدا صورت قضیه را پای تخته از روی کاغذ دقیق می نوشت و بعد شروع به نوشتن اثبات می کرد و مرحله به مرحله اثبات را با سوال و جواب هایش تکمیل می نمود و ذره ای دیگر به نوشته اش نگاه نمی کرد وقتی اثبات تمام می شد چشمانش می درخشید اما کار تمام نشده بود و حالا باید سوالات متعدد او را جواب می دادیم که چرا این فرض ضرورت دارد و منِ ناشی جواب دادم که استاد شما در اثبات قضیه از این فرض استفاده کرده اید و او بلافاصله گفت نه باید مثالی بزنید که در صورت حدف این فرض قضیه را ساقط نماید و حالا ما دربه در به دنبال مثال نقض بودیم و او مثل این بود که تمام مثال نقض های عالم را در ذهن دارد و رو نمی کند و تا دانشجو به مثال نقض نرسد اثبات قضیه ادامه دارد و این گونه بود که مهرماه ما درس آنالیز ریاضی یک را اخذ نمودیم و درس تا اواخر خرداد سال بعد ادامه داشت و شش ساعت در هفته پیاپی کلاس می رفتیم و می نشستیم و با آنالیز ریاضی از دید او صفا می کردیم تازه بعد از این همه کلاس رفتن به فصل مشتق هم نرسیدیم ساعت 8 صبح کلاس شروع می شد و او هیچ وقت با ساعت وارد کلاس نمی شد و درس را ادامه می داد و مطلقاً حواسش نبود که چقدر از کلاس گذشته است معمولاً کلاس ها 100 دقیقه هستند اما او تا ساعت ده و بیست دقیقه هنوز ما را به دنبال مثال نقض در دریای آنالیز فرستاده بود تا حوس سیگار شاید و یا همهمه ی بچه های درس آنالیز ریاضی 2 او را نهیب می زدند که وقت گذشته است و او سوال می کرد که ساعت چند است و ما 10 و 20 را یادآور می شدیم و او با کمی تامل در می یافت که چهل دقیقه ای زیادی مانده است و می گفت بگدارید برای جلسه ی بعد به اتاقش می رفت و به آبدارچی گروه آقای سلطانی به ترکی می گفت که سلطانی بیر دانه چایی ور منه و دو سیگار شیراز را با هم روشن می کرد و دود تمام اتاق را فرا می گرفت و گاهی می دیدم که از سقف تا کمر او را دود فرا گرفته است خستگی درکرده و وارد کلاس آنالیز ریاضی 2 می شد و این قصه تمامی نداشت نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران ساعت 6 27 عصر شنبه 03 6 31 3 به یاد استاد مختار خبر بسیار ناگهانی بود دکتر محمدرضا مختارزاده استاد پیشکسوت دانشگاه علم و صنعت ایران دار فانی را وداع گفت و آسمانی شد باز این جمله ی مهم را که در رسای یکی از عزیزانم گفته بودند به یاد آوردم که وقتی که خبر از غروب وجودش آوردند یادش طلوع کرد اگرچه اصلاً از یادش در این دوران 30 ساله ذره ای کاسته نشده بود و دانشجویانم شاهدند که در هر کلاسی یاد و خاطره اش را رنده نگه داشته ام بی شک اگر کسی دهه های 60 و 70 و 80 را در دانشگاه علم و صنعت ایران دانشجو بوده باشد اگر در رشته مهندسی درس خوانده و خوش شانس باشد درسی را با ایشان داشته است او برای رشته های مهندسی دو درس معادلات دیفرانسیل و ریاضی مهندسی را تدریس می نمود سال 63 ریاضی کاربردی دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شدم یکی از دروسی که در نیم سال اول گرفتم درس مبانی ریاضیات بود استادش دکتر محمدرضا مختارزاده بود مردی بسیار جدی با سبیلی خاص و بور هیکل ورزشکاری و آن موقع حوالی جهل ساله بود کاپشن خلبانی به تن می کرد و اصلا نمی شد از لهجه اش تشخیص داد که تهرانی نباشد اصالتاً اهل ماکو و به قولی آذری بود شاگرد دوره چهارم موسسه ریاضیات دکتر مصاحب بود و همدوره ای دکتر قهرمانی برای ادامه تحصیل در قبل از انقلاب هم چون سایر فارغ التحصیلان موسسه ریاضیات عازم کشور انگلستان شد و در دانشگاه برونل انگلیس در رشته آنالیز عددی مشغول به تحصیل شد با شروع شلوغی های انقلاب و وقوع آن بورسیه دانشجویان خارجی از طرف دولت ایران قطع گردید و زنده یاد اکبر حسنی روزی تعریف نمود که مختارزاده دلبستگی به مال دنیا نداشت و هرچه از ایران برایمان می رسید را خرج می کرد و وقتی بورسیه ها قطع شدند ایشان اصلاً پولی برای ادامه تحصیل نداشت و مجبور به ترک کشور انگلستان و بازگشت به وطن گردید و با بازگشایی دانشگاه ها در سال 62 به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران مشغول به کار گردید و دکترایش را سال ها بعد دریافت نمود برای کسانی که در گروه ریاضی در دهه های 60 تا آخر 80 تحصیل نموده اند وجود او یک موهبت بزرگ بود کسی که هم چون استادش دکتر مصاحب سخت گیر و مهربان بود عالی تدریش می کرد با تمام وجود آن چه را می دانست با خطی خوش و فشار زیاد گچ روی تخته می نگاشت با دست چپ معمولاً تخته را پاکی می کرد و مقداری آستین دستانش را بالا می زد هیچ وقت او را با کت و شلور ندیدم و اغلب در زمستان ها کاپشن به تن می کرد اهل پوشیدن روپوش هم نبود و وقتی تدریس می کرد گویا در عالم ریاضیات غرق می شد و اصلاً حواسش نبود که سر و رویش دارد با گچ مخلوط می شود سبیل های بلندش که روی دهانش را می گرفت با دست گچی کنار می زد و سبیل ها نیز سفید می شدند اهل نشستن نبود و وقتی خسته می شد به لبه ی تخته تکیه می داد و می گفت بچه ها چرا آپوستل چنین فرضی را در قضیه قرار داده است وای که بهترین کلاس های زندگی ام کلاس های آنالیز ریاضی او بود همه اش سوال و جواب بود و تمام شیوه ی تدریسش بدین گونه بود و به قول جرج پولیا در کتاب خلاقیت ریاضی شیوه ی تدریسش یادگیری فعال بود ادامه دارد نویسنده علی محمد نظری نوشته های دیگران 3 لیست کل یادداشت های این وبلاگ قابیل بی قبیله شعری که دست از سر آدم برنمیدارد تاثیر عراقی بر حافظ ف...
|