Meta tags:
description= ღ...کلبه عشق پنهانی...ღ •*........بنام او که وجودم ز وجود پر وجودش شده موجود........*•;
Headings (most frequently used words):
عشق, خدا, کلبه, پنهانی, بنام, او, که, وجودم, وجود, پر, وجودش, شده, موجود, دختر, عاشق, گفت, گو, با, منو, درگیر, خودت, کن, یعنی, love, دوستان, بی, وفا, شیشه, برفی, قصه, آدم, دوستم, داری, تنها, نرو, نگهدار, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
کرد (40), عشق (38), دختر (33), آدم (32), پسر (26), بود (26), يعني (26), خدا (25), عاشق (24), شده (20), love (16), قناری (16), برای (16), این (15), نوشته (14), بعد (13), یاد (13), ساعت (12), توسط (12), تنها (12), آسمون (12), lucky (12), سينه (10), روز (10), دیگر (10), زندگی (9), 2009 (9), گفت (9), بار (9), فرشته (9), روی (9), بگیرند (9), رفتم (9), همه (8), ديگه (8), خود (8), نیست (7), نمی (7), لبخند (7), دريا (7), اين (7), داشت (7), دست (7), های (6), آنکه (6), may (6), دوست (6), داد (6), آدمو (6), کشيد (6), نيگا (6), دلش (6), ولی (6), جنگل (6), پوست (6), خواب (6), know (6), you (6), مثل (6), کنند (6), اما (6), وبلاگ (5), دارم (5), sat (5), حال (5), گذاشت (5), پیدا (5), چون (5), قفس (5), باز (5), اون (5), همون (5), ستاره (5), اندوه (5), پشت (5), شدن (5), منو (5), آنها (5), #دوستان (4), وقتی (4), نرو (4), خودت (4), همیشه (4), دوستت (4), دوستم (4), داری (4), سرشو (4), گرفت (4), گذاش (4), بالا (4), يواش (4), زير (4), دلشو (4), ديد (4), دلی (4), مثه (4), اومد (4), شکل (4), زمين (4), درس (4), کند (4), روزها (4), خسته (4), دوباره (4), قفسه (4), قصه (4), برف (4), دلم (4), مست (4), داشتن (4), belongs (4), teenage (4), heaven (4), تصوير (4), توام (4), درگير (4), دیگران (4), سال (4), چند (4), ازدواج (4), مراسم (4), کاغذ (4), کرده (4), نگردم (4), گرفته (3), یعنی (3), کلبه (3), ۱۳۸۸ (3), for (3), شما (3), گذشت (3), باشید (3), آخرین (3), احساس (3), فکر (3), داره (3), چیزی (3), راه (3), توی (3), نداری (3), جدا (3), خواست (3), دستشو (3), اشک (3), فرشتش (3), آرامش (3), چشاشو (3), چشای (3), سينشو (3), استخون (3), سينش (3), ميله (3), نداشت (3), هيچی (3), ماليد (3), واسه (3), برداشت (3), داش (3), پرت (3), گريه (3), دراز (3), سكوت (3), شيشه (3), ميبارد (3), حسرت (3), لحظه (3), جان (3), درد (3), سوختن (3), and (3), the (3), هميشه (3), بدون (3), 2010 (3), نگاه (3), وقت (3), کنیم (3), است (3), توان (3), پول (3), بزرگ (3), نوشت (3), زیبا (3), بطری (3), ساله (3), مدت (3), تمام (3), بیست (3), سالگی (3), یکی (3), دانشگاه (3), دانشگاهی (3), بازم (3), باشیم (3), میشد (3), بزنیم (3), بزاریم (3), بدرود (3), com (2), هزاره (2), همسفر (2), سایه (2), سکوت (2), پاییز (2), شکسته (2), چیز (2), خرداد (2), ۱۳۸۹ (2), مدیر (2), خانه (2), name (2), game (2), سلام (2), هست (2), بیابم (2), چرا (2), زنده (2), یاری (2), سمت (2), جاده (2), نفس (2), میری (2), خودم (2), تنــها (2), فریاد (2), پاک (2), دیگه (2), دنیا (2), خوام (2), دخترگفت (2), کنم (2), مگه (2), ندارم (2), دیدن (2), انداخت (2), اگه (2), اشکاشو (2), تنهایی (2), اولين (2), بغل (2), آروم (2), ازون (2), فقط (2), برد (2), خرامون (2), خواس (2), بده (2), نفهميد (2), موهای (2), بلند (2), بسته (2), تيکه (2), چرخيد (2), هوا (2), رقصيد (2), گرف (2), دونه (2), واسش (2), سفت (2), رنگين (2), کمون (2), قبل (2), آهی (2), خورد (2), رفت (2), ميون (2), محکم (2), موند (2), آدمی (2), نازک (2), وجودش (2), sun (2), دانه (2), ميكارد (2), دستي (2), گرمي (2), ديگر (2), افسرد (2), غروب (2), دوزخ (2), ديدم (2), بيدار (2), تنهايي (2), قلبم (2), افسوس (2), آخر (2), mon (2), انتـــظار (2), زندگي (2), باختن (2), جهان (2), چشمان (2), انتظار (2), جمله (2), jun (2), life (2), paradise (2), yeah (2), cause (2), been (2), there (2), with (2), tonight (2), believe (2), once (2), again (2), something (2), prisoner (2), hope (2), are (2), see (2), light (2), كلبه (2), ساختن (2), مات (2), چشماتو (2), ندار (2), غريبگي (2), نكن (2), ميشه (2), حافظه (2), خيال (2), هنوزم (2), جايي (2), همين (2), نقطه (2), طوفان (2), بلکه (2), ببخشند (2), ابراز (2), دهند (2), کسانی (2), خواهد (2), زخم (2), کسی (2), دارد (2), پاسخ (2), عنوان (2), انسان (2), مدتی (2), چنان (2), گویی (2), هرگز (2), آینده (2), زمان (2), شود (2), حفظ (2), شوند (2), دوران (2), کودکی (2), گفتم (2), گفتگو (2), oct (2), ماه (2), نامه (2), عروسی (2), پنج (2), همسرش (2), تجارت (2), روزی (2), شرکت (2), پیش (2), بسیار (2), حرف (2), کارت (2), شنید (2), ادامه (2), نبود (2), گذشته (2), فارغ (2), التحصیل (2), کاری (2), وارد (2), کوتاه (2), شاگرد (2), اول (2), میخواد (2), بال (2), کاشکی (2), گریه (2), دریا (2), شعله (2), خاموش (2), سردم (2), دردم (2), نگاهت (2), دگر (2), برنگردم (2), پنهانی (2), blogfa, پيوند, مادر, مینوس, یادگار, فاصله, زنگ, تفریح, شادمانه, کمان, ابرو, تبخال, سامی, آرزو, تاتینا, پایگاه, ببرهای, مشکی, رویای, خیس, سرمه, یاس, نجیبم, کلیک, بیا, قلب, غمزده, شنتیا, ابری, پیوندها, اردیبهشت, شهریور, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, انجام, آغازها, رقم, زنند, kiss, get, play, گلم, ممنوم, زدین, اسمم, مرتضی, هلند, میکنم, امیدوارم, مطالب, لذت, ببرید, imory, live, مدیریت, امروز, دلیلی, بدانم, عقل, مرا, دهد, هستی, دوسنت, wed, apr, تشکر, انتخاب, موفق, نگهدار, راهه, جـــاده, میره, بیراهه, بینهایت, همدستم, دســتام, بستم, باور, نکن, صورت, آینه, شکستن, فکرشم, دلــــشوره, میگیرم, مـــن, هوای, دلـــــگیرم, چشــــماش, نمیداره, ایــن, نگو, چشــمات, میخونم, روزات, میدونم, تنـــــها, تنــــــها, نمــی, تونــی, آخـــــر, نمیــــدونی, همدرد, باشم, میــــری, تنهــــــا, تونی, نمـــی, دونی, دنیای, بجز, رفتن, هیچ, جای, نمیشه, میگن, جورگناهه, اماعشقم, پسرگفت, آنقدر, خاطرمن, مرتکب, گناه, بشی, مونه, بمیرم, هان, شنیده, باشی, عاشقی, باشه, جواب, تنهات, بذارم, پسردستای, دخترو, رها, باقیافه, غمگین, بدجوری, عاشقت, شدم, اشکاتو, پایین, میدونی, چیه, اشکال, نداره, مهم, اینه, طاقت, بره, ازچشمای, جاری, برگرفته, سایت, خوش, ماهم, ذاريم, پرده, آسمونو, اونجا, يواشکی, بوسيد, شونه, بست, چشاش, خنديد, آورد, نصفه, خزيد, خانوم, لبش, چسبوند, اومدجلو, دستاشو, دربياره, بين, نميومد, بايد, دوسه, ازونا, ميکند, پاشد, همونجا, استخونشو, کنده, عاشقش, خيلی, بيشتر, اولش, آبشار, جلو, گرفتو, سياه, موج, توفان, درختای, شروع, کردن, رقصيدن, رعد, برق, يهو, سوخت, استخونو, اونقد, دردش, پخش, انگشتاشو, زوری, اونو, پوستش, محکمی, گذاشته, طفلکی, گنجش, تالاپ, تولوپ, چاقو, پاره, نسوخ, خلاصه, تصميم, خودشو, اينطوری, بيچاره, ريخ, مرواری, برمی, طرف, شايد, بسوزه, قفسو, برداره, سنگين, قدم, ريخت, بارون, چقد, لطيف, فهميد, همچين, آهش, خودش, غافل, چقدر, کشيدن, سخت, افتاده, سرجاش, ناراحت, روش, آها, بسه, سيب, سرخ, افتاد, دامن, اخم, تخم, يادش, نداش, عصبانی, ميشد, تنشو, امان, موجی, دريد, قلبشو, انداخ, اونقدر, تموم, چيز, ارزشی, آفريد, بينی, حکمتی, گور, بياسايم, ميجويم, پايم, اشك, سردي, بيافشانم, دريغا, جنوب, پياپي, آفتاب, گرماي, آفتابي, نهان, سازم, درهاي, روي, بگشاي, آنچه, ميگشتم, دنبالش, واي, نقش, كردم, افسون, سرابي, غنچه, شوق, خشكيد, شعر, شيطان, افسونكار, عاقبت, زين, آلود, صحراي, نوميديست, ديگرم, نمي, بخشي, خورشيد, وحشت, دنياي, ميخزد, ظلمت, روحم, سرماي, نهالي, سست, ميلرزد, سرانجام, چنين, ديدي, باريدي, گورم, نباريدي, سپيد, شدي, شیشه, برفی, وفا, هرچه, بيني, عکس, يار, ساختــن, پروا, رسوا, ريختن, آويختن, سجده, نخفتن, سحر, بيگانگي, مستي, ديوانگي, رجـــعت, دريک, نسبت, الفت, fri, could, thought, lost, sleeping, within, close, eyes, young, old, falling, like, leaves, your, heart, full, soul, makes, bridge, over, time, what, she, needs, ace, base, self, have, someone, lways, can, اسرار, مخزن, الاسرار, خون, بيشمار, دردهاي, چشمهاي, يكجا, كردن, آميختن, افروختن, الاقصي, كودك, مسجد, فرداي, عذرا, وامق, قمار, مجنون, ليلي, بيداد, سرزمين, پاك, sep, تورا, يادم, بيارم, نزديك, تنهاييم, دچارم, توجهان, جاست, آخرين, دنيا, شكل, روياست, بلكه, بگيرم, ميرم, مقصد, هجومت, جهانم, زيرو, درگیر, tue, مهسا, خودشان, باید, کافی, موضوع, واحد, متفاوت, ببینند, میشود, نفربه, امابلد, نیستند, احساسشان, نشان, هستند, عمیقا, بدارند, بخشیدن, بخشش, لازم, التیام, یابد, دوستشان, داریم, ایجاد, ظرف, ثانیه, میتوانیم, عمیق, نیاز, کمتری, ثروتمند, دارایی, بیشتری, خوب, مقایسه, محبوب, مجبور, پرسیدم, خالق, خواهید, درسی, خداوند, دستهایم, هردو, ساکت, ماندیم, میرند, نبوده, اند, نخواهند, مرد, آنچنان, نگرانی, فراموش, پولشان, خرج, سلامتی, میکنند, سلامت, شان, صرف, آوردن, عجله, دارند, خورند, بودن, ملول, بیشتر, مورد, متعجب, سئوالاتی, ذهن, خواهی, بپرسی, ابدی, اگر, داشته, میخواهی, کنی, دیدم, گفتگویی, داشتم, پذیرفت, سپرد, نگهدارید, تبریک, زیبایی, برایش, نرفت, شدت, مریض, روزهای, زندگیش, بیمارستان, ساخت, میان, اعضای, خانواده, بازشناخت, توانید, دستش, هستید, مواظب, خودتان, پنجاه, سالها, نجات, برابر, درصد, سهام, بدهد, حرفی, بزند, هستیم, مگر, طولانی, اندازش, طلبکارانش, آزار, نگران, جستجویش, شبی, باشگاهی, زیادی, نزد, بانکی, ورشکستگی, طور, اتفاقی, مشکلات, بزرگی, مواجه, چشم, دوخته, شرابی, بنوشد, جوان, هفت, همکارانش, ازدواجش, کوچک, فردا, توست, عروس, داماد, شهر, تماس, دیگرش, شرکتی, موفقی, آغاز, دعوت, دریافت, چهره, شاد, خوشبخت, باریکی, متوسط, نمره, ممتاز, پایتخت, یافت, هنگامی, دختران, خوابگاه, پسرهای, نوشتند, تلفنی, زدند, شماره, نخستین, دلتنگی, معنای, واقعی, رنگارنگ, توجه, دوستی, سویش, چهار, فوق, لیسانس, خواند, پذیرفته, موهایش, نکرد, همان, مدرسه, دولتی, رسیده, چشمانش, موهایی, سیاه, پسری, دختری, درشت, برازنده, کلاس, خجالتی, احساسات, اینکه, راز, قلبش, نگه, دورادور, دید, خوشبختی, حتی, یکدیگر, گرم, کاغذی, کوچکی, داخل, پیکر, قدبلند, صدای, بمی, دخترک, شانزده, اولین, میدیدمت, پرواز, پرای, دردو, غصه, ابد, ماله, رویاهام, رنگ, حقیقت, بگیرن, داشتنه, آرزوی, محالیه, خیالیه, قابه, خالیه, اینهاهام, چاه, ونفرت, بمیرن, بمونه, عهدش, اسیره, مون, نگیره, بمیره, نریم, سراغ, دیگرون, نزاریم, عهدمون, بگیم, ازدلو, جون, مونم, بمون, مرکزه, پرگار, آبا, دورنگی, دور, مهربون, دوشه, بکنیم, همدیگه, قال, میخواست, بپریم, آبی, ببینیم, کناره, بشینیم, گلهای, نیلوفر, میچیدمت, میدمت, ثمر, همچون, سرم, پلها, برگشت, غمگینم, اکنون, گذشتی, دیدی, کردم, بدردود, عشقمان, قایقی, پایان, افسانه, مانم, راهت, همراه, آشنایی, hou, van, jou, jazzi, بنام, وجودم, وجود, موجود,
Text of the page (random words):
e ik hou van jou jazzi با یاد روز آشنایی همراه اندوه نگاهت رفتم که دیگر برنگردم دیگر نمی مانم به راهت من قصه اندوه و دردم رفتم که دیگر برنگردم من شعله ای خاموش و سردم رفتم که دیگر بر نگردم رفتم دگر بدرود بدرود پایان گرفت افسانه ما چون قایقی در دست طوفان ما عشقمان گم شد به دریا رفتم دگر بدردود بدرود از من چه دیدی من چه کردم از من گذشتی بی تو من هم رفتم که دیگر بر نگردم اکنون چو پاییز نگاهت غمگینم و تنها و خسته کی می توان برگشت افسوس پشت سرم پلها شکسته یاد تو همچون سایه با من هر جا که رفتم همسفر بود تو بی من و یاد تو با من عشق تو دیگر بی ثمر بود من قصه اندوه و دردم رفتم که دیگر بر نگردم من شعله ای خاموش و سردم رفتم که دیگر بر نگردم دلم میخواد بازم تو رو یه شب تو خواب میدمت مثل گلهای نیلوفر از روی آب میچیدمت بازم میشد با هم دیگه کناره دریا بشینیم یا بپریم به آسمون آبی عشق رو ببینیم دلم میخواست با همدیگه تنهایی رو قال بزاریم دل بکنیم از این قفس برای هم بال بزاریم سر بزاریم رو دوشه هم برای هم گریه کنیم با همه مهربون باشیم برای هم گریه کنیم یه پل رو آبا بزنیم دورنگی رو دور بزنیم تو مرکزه عاشق شدن نقطه پرگار بزنیم بگیم به هم ازدلو جون من می مونم تو هم بمون نریم سراغ دیگرون پا نزاریم رو عهدمون اگه یکی مون بمیره اون یکی یاری نگیره عاشق بمونه تا که هست چون که به عهدش اسیره یعنی اینهاهام تو چاه ونفرت بمیرن کاشکی میشد ک خیالیه فقط یه قابه خالیه داشتنه تو برای من آرزوی محالیه کاشکی میشد که رویاهام رنگ حقیقت بگیرن تمام دردو غصه ه تا ابد منو تو ماله هم باشیم برای پرواز از قفس پرای بال هم باشیم دلم میخواد بازم تو رو یه شب تو خواب میدیدمت قناری همیشه عاشق نوشته شده در sat 16 oct 2010 ساعت 10 57 pm توسط قناری عاشق دختر عاشق دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد پسر قدبلند بود صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد در آن روزها حتی یک سلام به یکدیگر دل دختر را گرم می کرد او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد چشمانش به باریکی یک خط می شد در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت یک شب هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد رد کرده بود در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند پذیرفته شود در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است چند ماه بعد دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد در مراسم عروسی دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد مست شد زندگی ادامه داشت دختر دیگر جوان نبود در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد شب قبل از مراسم ازدواجش مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد ده سال بعد روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت شبی در باشگاهی پسر را مست پیدا کرد دختر حرف زیادی نزد تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت پسر دست دختر را محکم گرفت اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت مست هستید مواظب خودتان باشید زن پنجاه و پنج ساله شد از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت دوست هستیم مگر نه پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد چند ماه بعد پسر دوباره ازدواج کرد دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت مدتی بعد دختر به شدت مریض شد در آخرین روزهای زندگیش هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت در آخرین لحظه در میان دوستان و اعضای خانواده اش پسر را بازشناخت و گفت در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم می توانید آن را برای من نگهدارید پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد نوشته شده در sat 16 oct 2010 ساعت 2 8 pm توسط قناری عاشق گفت و گو با خدا گفتگو با خدا خواب دیدم در خواب گفتگویی با خدا داشتم خدا گفت پس میخواهی با من گفتگو کنی گفتم اگر وقت داشته باشید خدا لبخند زد و گفت وقت من ابدی ست چه سئوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی گفتم چه چیز بیشتر از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند خدا پاسخ داد این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند عجله دارند بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند این که با نگرانی به زمان آینده زمان حال فراموش می شود آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند خداوند دستهایم را در دست گرفت و مدتی هردو ساکت ماندیم بعد پرسیدم به عنوان خالق انسان ها می خواهید آنها چه درسی از زندگی بگیرند خدا با لبخند پاسخ داد یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن کرد اما می توان محبوب دیگران شد یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخم عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد با بخشیدن بخشش یاد بگیرند یاد بگیرند که کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست بدارند امابلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند یاد بگیرند که میشود دو نفربه یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند بر گرفته از وبلاگ مهسا نوشته شده در tue 8 jun 2010 ساعت 11 57 pm توسط قناری عاشق منو درگیر خودت کن منو درگير خودت كن تا جهانم زيرو رو شم تا سكوت هر شب من با هجومت رو به رو شه بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو ميرم منو درگير خودت كن بلكه آرامش بگيرم با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه هر شب حافظه ي من پر تصوير تو ميشه با من غريبگي نكن با من كه درگير توام چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام تو همين جايي هميشه با تو شب شكل يه روياست آخرين نقطه ي دنيا توجهان من همين جاست تو هم این جايي و هر روز من به تنهاييم دچارم منو نزديك خودم كن تا تورا يادم بيارم با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه هر شب حافظه ي من پر تصوير تو ميشه با من غريبگي نكن با من كه درگير توام چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام قناری عاشق نوشته شده در sun 13 sep 2009 ساعت 9 4 pm توسط قناری عاشق عشق یعنی من عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني y o u can a lways g et someone to l o v e you e v e n if y ou have to do it y ou r self lucky love ace of base life is a paradise oh yeah lucky love belongs in teenage heaven i know i know cause i ve been there with you tonight lucky love belongs in teenage heaven i know i know cause i ve been there with you tonight i believe life could be paradise once again and the love we thought we lost is sleeping within close you eyes it s something for you lucky love i m a prisoner of hope i know we are young and we are old we re falling like leaves and your heart so full of soul it makes me believe once again it s something for you lucky love a bridge over time is what she needs to see the light to see the light lucky love lucky love lucky love belongs in teenage heaven lucky love lucky love lucky love belongs in teenage heaven oh yeah lucky love i m a prisoner of hope i know نوشته شده در fri 5 jun 2009 ساعت 7 39 pm توسط قناری عاشق love عشق يعني با غم الفت داشتن سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعني انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني در جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختــن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتـــظار و انتـــظار عشق يعني هرچه بيني عکس يار نوشته شده در mon 11 may 2009 ساعت 11 59 am توسط قناری عاشق دوستان بی وفا نوشته شده در mon 11 may 2009 ساعت 11 25 am توسط قناری عاشق شیشه ی برفی پشت شيشه برف ميبارد در سكوت سينه ام دستي دانه اندوه ميكارد مو سپيد آخر شدي اي برف تا سرانجام چنين ديدي در دلم باريدي اي افسوس بر سر گورم نباريدي چون نهالي سست ميلرزد روحم از سرماي تنهايي ميخزد در ظلمت قلبم وحشت دنياي تنهايي ديگرم گرمي نمي بخشي عشق اي خورشيد يخ بسته سينه ام صحراي نوميديست خسته ام از عشق هم خسته غنچه شوق تو هم خشكيد شعر اي شيطان افسونكار عاقبت زين خواب درد آلود جان من بيدار شد بيدار بعد از او بر هر چه رو كردم ديدم افسون سرابي بود آنچه ميگشتم به دنبالش واي بر من نقش خواب بود اي خدا بر روي من بگشاي لحظه اي درهاي دوزخ را تا به كي در دل نهان سازم حسرت گرماي دوزخ را ديدم اي بس آفتابي را كو پياپي در غروب افسرد آفتاب بي غروب من اي دريغا در جنوب افسرد بعد از او ديگر چي ميجويم بعد از او ديگر چه مي پايم اشك سردي تا بيافشانم گور گرمي تا بياسايم پشت شيشه برف ميبارد پشت شيشه برف ميبارد در سكوت سينه ام دستي دانه اندوه ميكارد نوشته شده در sun 10 may 2009 ساعت 7 0 am توسط قناری عاشق قصه ی آدم قصه ی آدم اين قفسه سينه که می بينی يه حکمتی داره خدا وقتی آدمو آفريد سينه اش قفسه نداشت يه پوست نازک بود رو دلش يه روز آدم عاشق دريا شد اونقدر که با تموم وجودش خواس تنها چيز با ارزشی که داره بده به دريا پوست سينه شو دريد و قلبشو کند و انداخ تو دريا موجی اومد و نه دلی موند و نه آدمی خدا دل آدمو از دريا گرف و دوباره گذاش تو سينش آدم دوباره آدم شد ولی امان از دست اين آدم دو روز بعد آدم عاشق جنگل شد دوباره پوست نازک تنشو جر داد و دلشو پرت کرد ميون جنگل باز نه دلی موند و نه آدمی خدا ديگه کم کم داشت عصبانی ميشد يه بار ديگه دل آدمو برداشت و محکم گذاشت تو سينه اش ولی مگه اين آدم آدم می شد اين بار سرشو که بالا کرد يه دل که داش هيچی با صد دلی که نداش عاشق آسمون شد همه اخم و تخم خدا يادش رفت و پوست سينه شو جر داد و باز دلشو پرت کرد ميون آسمون دل آدم مثه يه سيب سرخ قل خورد و قل خورد و افتاد تو دامن خدا نه ديگه خدا گف اين دل واسه آدم ديگه دل نمی شه آدم دراز به دراز چش به آسمون رو زمين افتاده بود خدا اين بار که دل رو گذاش سرجاش بس که از دس آدم ناراحت بود يه قفس کشيد روش که ديگه آها ديگه بسه آدم که به خودش اومد ديد ای دل غافل چقدر نفس کشيدن واسش سخت شده چقد اون پوست لطيف رو سينش سفت شده دس کشيد به رو سينشو وقتی فهميد چی شده يه يه آهی کشيد يه آهی کشيد همچين که از آهش رنگين کمون درس شد و اين برای اولين بار بود که رنگين کمون قبل از بارون درس شد بعد هی آدم گريه کرد هی آسمون گريه کرد روزها و روزها گذشت و آدم با اون قفس سنگين خسته و تنها روی زمين سفت خدا قدم می زد و اشک می ريخت آدم بيچاره دونه دونه اشکاشو که می ريخ رو زمين و شکل مرواری می شد برمی داش و پرت می کرد طرف خدا تو آسمون تا شايد دل خدا واسش بسوزه و قفسو برداره اينطوری بود که آسمون پر از ستاره شد ولی خدا دلش واسه آدم نسوخ که خلاصه يه شب آدم تصميم خودشو گرف يه چاقو برداشت و پوست سينشو پاره کرد ديد خدا زير پوستش چه ميله های محکمی گذاشته دلشو ديد که اون زير طفلکی مثه دل گنجش می زد و تالاپ تولوپ می کرد انگشتاشو کرد زير همون ميله ای که درس روی دلش بود و با همه زوری که داش اونو کند آخ اونقد دردش اومد که ديگه هيچی نفهميد و پخش زمين شد خدا ازون بالا همه چی رو نيگا می کرد دلش واسه آدم سوخت استخونو برداشت و ماليد به دريا و آسمون و جنگل يهو همون تيکه استخون روی هوا رقصيد و رقصيد چرخيد و چرخيد آسمون رعد زد و برق زد دريا پر شد از موج و توفان و درختای جنگل شروع کردن به رقصيدن همون تيکه استخون يواش يواش شکل گرفتو شد و يه فرشته با چشای سياه مثه شب آسمون با موهای بلند مثه آبشار توی جنگل اومد جلو و دس کشيد روی چشای بسته آدم آدم که چشاشو باز کرد اولش هيچی نفهميد هی چشاشو ماليد و ماليد و هی نيگا کرد فرشته رو که ديد با همون يه دل که نه با صد تا دلی که نداشت عاشقش شد همون قد که عاشق آسمون و دريا و جنگل شده بود نه خيلی بيشتر پاشد و فرشته رو نيگا کرد دستشو برد گذاشت روی دلش همونجا که استخونشو کنده بود خواس دلشو دربياره و بده به فرشته ولی دل آدم که از بين اون ميله ها در نميومد بايد دوسه تا ديگه ازونا رو هم ميکند تا دستشو برد زير استخون قفس سينش فرشته خرامون خرامون اومدجلو دستاشو باز کرد و آدمو بغل کرد سينشو چسبوند به سينه آدم خدا ازون بالا فقط نيگا می کرد با يه لبخند رو لبش آدم فرشته رو بغل کرد دل آدم يواش و يواش نصفه شد و آروم آروم خزيد تو سينه فرشته خانوم فرشته سرشو آورد بالا و توی چشای آدم نيگا کرد آدم با چشاش می خنديد فرشته سرشو گذاش رو شونه آدم و چشاشو بست آدم يواشکی به آسمون نيگا کرد و از ته دلش دس خدا رو بوسيد اونجا بود که برای اولين بار دل آدم احساس آرامش کرد خدا پرده آسمونو کشيد و آدمو با فرشتش تنها گذاش ماهم آدمو با فرشتش تنها می ذاريم خوش به حال آدم و فرشتش برگرفته از وب سایت تنهایی نوشته شده در sat 9 may 2009 ساعت 10 34 pm توسط قناری عاشق دوستم داری پسر به دخترگفت دوستم داری اشک ازچشمای دختر جاری شد می خواست بره که پسر دستشو گرفت و اشکاشو پاک کرد و گفت اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوستت دارم و طاقت دیدن اشکاتو ندارم دختر سرشو پایین انداخت و گفت میدونی چیه من دوستت ندارم من من بدجوری عاشقت شدم پسردستای دخترو رها کرد و باقیافه ای غمگین از دختر جدا شد دختر فریاد زد مگه دوستم نداری چرا داری میری پسر جواب داد چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم دخترگفت فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمی مونه تو که دوست نداری من بمیرم هان پسرگفت آنقدر دوستت دارم که نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی چون میگن عشق یه جورگناهه دختر اماعشقم پا که پسر فریاد زد عشق پاک دیگه هیچ جای دنیا پیدا نمیشه و دختر و برای همیشه تنها گذاشت نوشته شده در sat 9 may 2009 ساعت 7 48 pm توسط قناری عاشق تنها نرو تنــها نرو این راه رفتن نیست دنیای تو چیزی بجز من نیست تو از خودت چیزی نمـــی دونی تنــها نرو تنهــــــا نمی تونی میــــری که با فکر تو تنها شم میری که همدرد خودم باشم تو آخـــــر راه و نمیــــدونی تنـــــها نرو تنــــــها نمــی تونــی من حال این روزات و میدونم چیزی نگو چشــمات و میخونم ایــن جاده تا وقتی نفس داره چشــــماش و از تو بر نمیداره مـــن از هوای جاده دلـــــگیرم از فکرشم دلــــشوره میگیرم این آینه تو فکر شکستن نیست باور نکن این صورت من نیست دســتام و با احساس تو بستم من بینهایت با تو همدستم تا جـــاده میره سمت بیراهه گم کن من و این آخرین راهه قناری عاشق نوشته شده در sat 9 may 2009 ساعت 10 55 am توسط قناری عاشق خدا نگهدار موفق باشید با تشکر از انتخاب شما نوشته شده در wed 29 apr 2009 ساعت 7 41 am توسط قناری عاشق سر انجام ها را سر آغازها رقم می زنند love is de name kiss is de game for get de name play de game ღ ღღ ღღ ღ سلام به شما دوستان گلم ممنوم که به من سر زدین من اسمم مرتضی هست در هلند زندگی میکنم امیدوارم که از مطالب وبلاگ لذت ببرید id مدیر id imory live com مدیریت وبلاگ قناری عاشق ღ ღღ ღღ ღ امروز هم گذشت بی آنکه بیابم دلیلی برای زندگی بی آنکه بدانم چرا زنده ام بی آنکه عقل مرا یاری دهد بی آنکه بیابم تو را هر جا که هستی دوسنت دارم خانه پروفایل مدیر و...
|