Meta tags:
description= زخمی;
Headings (most frequently used words):
زخمی, خداحافظ, چه, زود, دیر, می, شود, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
نگفتم (11), #خداحافظ (7), شهریور (4), ۱۳۹۲ (4), نوشته (4), تمام (4), چيزهايي (4), حالا (3), كنم (3), این (3), هفته (2), های (2), خانه (2), شده (2), جمعه (2), ساعت (2), توسط (2), tearful (2), رفته (2), شنوم (2), عزيزم (2), چون (2), عشق (2), است (2), گفتم (2), اگر (2), زندگي (2), تنها (2), رفت (2), وقتي (2), دارم (2), بدون (2), چگونه (2), زخمی (2), blogfa, com, دوم, سوم, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, هشتم, رويم, برگرداندم, متاسفم, مقّصر, بودم, اختلاف, كنار, بگذاريم, آنچه, خواهيم, وفاداري, مهلت, راهت, انتخاب, كرده, نخواهم, كرد, آغوش, نگرفتم, اشك, هايش, پاك, نكردم, نباشي, معني, خواهد, بود, فكر, كردم, تمامي, بازي, خلاص, خواهم, اما, كاري, گوش, دادن, باراني, درآر, قهوه, درست, حرف, زنيم, جاده, بيرون, طولاني, خلوت, انتهاست, خدانگهدار, موفق, باشي, خدا, همراهت, مرا, گذاشت, پرسيد, دوستش, بار, ديگر, فرصت, بده, برگرد, اين, كار, نكن, چمدانش, قصد, رفتن, بست, زود, دیر, شود, پانزدهم, یقین, میمانی, گمان, کردی, مانم, پایان, آمد, دیدار, پنهانی, همپای, غزل, خوانی, میروی, اینکه, دانی, تنهایم, بگذرم, دلبستگی, هایم, برف, امیدی, سرم, ریز, بارد, لحظه, حتی, دلم, طاقت, نمی, آرد, تنهایی, مطلق, بندد, زنجیرم, یعنی, اندوه, میمیرم, ولی, هرگز, نخواهی, یادم, شبیه, برگ, پائیزی, قسمت, بادم,
Text of the page (random words):
زخمی زخمی خداحافظ شبیه برگ پائیزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یک ریز می بارد چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم چگونه میروی با اینکه می دانی چه تنهایم خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21 38 توسط tearful چه زود دیر می شود وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست نگفتم عزيزم اين كار را نكن نگفتم برگرد و يك بار ديگر به من فرصت بده وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه رويم را برگرداندم حالا او رفته و من تمام چيزهايي را كه نگفتم مي شنوم نگفتم عزيزم متاسفم چون من هم مقّصر بودم نگفتم اختلاف ها را كنار بگذاريم چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است گفتم اگر راهت را انتخاب كرده اي من آن را سد نخواهم كرد حالا او رفته و من تمام چيزهايي را كه نگفتم مي شنوم او را در آغوش نگرفتم و اشك هايش را پاك نكردم نگفتم اگر تو نباشي زندگي ام بي معني خواهد بود فكر مي كردم از تمامي آن بازي ها خلاص خواهم شد اما حالا تنها كاري كه مي كنم گوش دادن به چيزهايي است كه نگفتم نگفتم باراني ات را درآر قهوه درست مي كنم و با هم حرف مي زنيم نگفتم جاده بيرون خانه طولاني و خلوت و بي انتهاست گفتم خدانگهدار موفق باشي خدا به همراهت او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام چيزهايي كه نگفتم زندگي كنم نوشته شده در جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11 55 توسط tearful خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته سوم شهریور ۱۳۹۲ هفته دوم شهریور ۱۳۹۲ blogfa com
|