Meta tags:
description= نا کجا آبــــاد ×.. هـــمه چیز به نقــطه ی شروع بستـــگی داره ..×;
Headings (most frequently used words):
نا, کجا, آبــــاد, هـــمه, چیز, به, نقــطه, شروع, بستـــگی, داره, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
این (39), شده (37), هفته (36), نوشته (32), ساعت (30), توسط (30), صـمیـــــم (30), ۱۳۸۹ (26), ۱۳۹۰ (23), بود (22), های (17), دوم (15), نمی (13), چهارم (12), اما (12), کرد (12), پســـ (11), نبشته (11), اوّل (10), فروردین (10), شهریور (10), شنبه (10), واژه (10), زندگی (10), نیست (10), کند (10), مرداد (9), آبان (9), سوم (9), ۱۳۹۱ (9), اگر (9), ۱۳۸۸ (8), درد (8), سکوت (8), است (8), برای (8), روزی (8), بودن (8), کـــ (8), تیر (7), حالا (7), خود (7), دست (7), تمام (7), هست (7), اینجا (7), بیست (7), احساس (7), باید (7), آنچه (7), راه (7), ــی (7), اردیبهشت (6), آسمان (6), شود (6), باز (6), طلوع (6), باور (6), پای (6), روز (6), خالی (6), دوشنبه (6), هیچ (6), فرو (6), کـسی (6), کرده (5), غریب (5), زمین (5), ناکجاآباد (5), خسته (5), قلم (5), وقتی (5), یکشنبه (5), شاید (5), بودم (5), دارم (5), همان (5), رفتن (5), همه (5), صحرا (5), شروع (5), ـــی (5), زنگــــ (5), مـــن (5), تنها (4), دستان (4), عبور (4), روی (4), پنجره (4), کلام (4), حضور (4), نگاه (4), گاه (4), آبی (4), خورده (4), اینکه (4), امروز (4), سال (4), مثل (4), نوشت (4), باد (4), دیشب (4), رفت (4), خواهد (4), کجا (4), کوچه (4), نداشت (4), جمعه (4), پنجشنبه (4), روزها (4), گرفته (4), دهم (4), امید (4), مرا (4), خواهم (4), نبود (4), چیز (4), نشد (4), مــن (4), آمد (4), باشد (4), اول (4), ناکجــاآباد (4), بـــ (4), زنــــدگی (4), آذر (3), وبلاگ (3), بیا (3), تاریخ (3), دوازدهم (3), کنم (3), کنی (3), خواند (3), اند (3), دور (3), آنکه (3), سبز (3), بینی (3), ذهن (3), تاب (3), ششم (3), همیشه (3), چنین (3), افتاد (3), نویسم (3), خاطر (3), چقدر (3), تازه (3), شدم (3), قلمم (3), آنچنان (3), سرزمین (3), حادثه (3), هفتم (3), مگر (3), امشب (3), فرق (3), داد (3), دیگر (3), باش (3), دیروز (3), رفته (3), بالا (3), شعله (3), حال (3), عطر (3), ــق (3), امـــروز (3), چنگ (3), ترس (3), سیاه (3), یکم (3), ســـت (3), آغاز (3), جایی (3), نشست (3), میـــشود (3), روشن (3), لحظه (3), چیزی (3), بیشتر (3), جـــز (3), ماه (3), گوش (3), رسیدم (3), بلوغ (3), شاد (3), مـن (3), خطـــاب (3), مهر (2), بهمن (2), خانه (2), اسطوره (2), کلامم (2), قصه (2), فکر (2), پیچیده (2), خدای (2), تصویر (2), طلایی (2), مهربانی (2), نام (2), توست (2), کنار (2), سهراب (2), پرپر (2), شوم (2), زیر (2), بید (2), ناله (2), عاشق (2), صدای (2), خاک (2), اندام (2), نوشتن (2), اعجاز (2), ملکوتی (2), درست (2), اتفاق (2), تولد (2), شکل (2), زمان (2), کمی (2), دیر (2), کشید (2), حواس (2), خدایمان (2), جمع (2), دانستیم (2), هنوز (2), پیش (2), تصمیم (2), هیچگاه (2), ناکجا (2), اینگونه (2), بنویسم (2), داستان (2), سلام (2), ناکجای (2), معبر (2), امن (2), دلدادگی (2), صورت (2), ادراک (2), صفحه (2), خاطرت (2), رسیدن (2), هجرت (2), چمدان (2), زده (2), سربه (2), هوا (2), عشق (2), آرام (2), ثانیه (2), دهان (2), انگار (2), چون (2), نشسته (2), بودی (2), کوفه (2), گهواره (2), کدام (2), کنیم (2), انتظار (2), چشم (2), علی (2), پشت (2), فردا (2), باشیم (2), فراموشی (2), تردید (2), میان (2), بنشسته (2), نخواهی (2), دارد (2), مگیر (2), عـــلی (2), ـــق (2), هایم (2), خواستم (2), بگویم (2), چیست (2), نخواهم (2), چنان (2), گزاف (2), ستـــــ (2), تـو (2), بیهوده (2), سبک (2), نبشـــته (2), ـهای (2), هجدهم (2), هوای (2), ــش (2), خودم (2), شانزدهم (2), هستن (2), نقاشی (2), زنند (2), اندیشه (2), ابهام (2), چونان (2), سفید (2), پُر (2), پایین (2), سفـــر (2), شدن (2), بــرو (2), امـــشب (2), دوست (2), جاری (2), باشید (2), مفهوم (2), گمانم (2), توانی (2), شفا (2), کردن (2), چرا (2), همین (2), برایش (2), میرفت (2), داشت (2), هیـــچ (2), لابد (2), کــه (2), ببیند (2), بنــد (2), فکـــر (2), باران (2), صورتش (2), نیمه (2), کاغذ (2), رقصان (2), بلند (2), دنیای (2), بزرگ (2), شدی (2), بودند (2), رویای (2), معنای (2), حتی (2), پســ (2), خاکـــ (2), اتاق (2), سجــاد (2), بهتر (2), روزهای (2), خاطرات (2), رمضـــان (2), احســاس (2), دلش (2), پـا (2), رمضان (2), دلــــ (2), یـــاد (2), چهار (2), داره (2), تکلم (2), اـــی (2), چشـــم (2), نیســت (2), یکـــ (2), اــی (2), نیمـ (2), هایت (2), دســت (2), نمایـد (2), آرامــ (2), رسید (2), آبـــــ (2), تـــنها (2), یازدهم (2), ذهنم (2), صمیم (2), بــ (2), پایان (2), نیســـت (2), رنـــگـــ (2), آبادی (2), همچنان (2), نوبـــت (2), ناکـــجاآباد (2), آبــــاد (2), blogfa, com, آرشيو, خرداد, اسفند, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, گویند, بزرگترین, جهان, عاشقانند, شویم, دیوانه, مطالب, قدیمی, بگذار, پیدایت, تمامم, شعر, شعورم, فهم, نگاهم, سیاهی, ریسمان, رسیدنت, پیشترها, نیایش, بلندتر, مغز, رهایی, مبهوت, عضلات, ورد, سرسلامتی, ستاره, جایگاه, شبانه, تکیه, تکه, ابری, فانوس, آویخته, شرط, پیشکش, دستانت, لرزان, رقعه, نگشوده, ناتوان, تصنیف, لطیف, زنده, چشمان, پایانم, برگ, کتابش, ورق, خورد, زند, مرغ, مهاجری, سرریز, حسی, گشوده, پرنده, سرگشته, شنوی, آغوش, برافراشته, گندم, زار, لنگ, لنگان, ببخش, مهربانا, آورم, ندارد, کنید, حضورتان, سپاس, دلیل, زیباست, همراهان, عزیز, هنوزم, طول, بدانیم, خدایا, توام, حواست, کجاست, تفکری, آشنا, همواره, راستی, معجزه, افتد, ایجاد, ساکن, شدیم, نشده, غافلگیرت, ماندگارش, نداشتم, آباد, آبادکده, دلگشایی, گشودیم, معراج, شور, شاعری, کردیم, بستم, کشیدی, وازده, آفتاب, فکرم, غروب, آغازت, مبارک, آبادم, خواب, رقصاند, زایمان, پوشید, قرار, فراغت, تبعید, دچار, نبض, دقیقه, شماره, قافیه, سکته, وزنی, شایع, پاره, کلمه, پرهمهمه, متولد, ممکن, تویی, ماجرای, گذرگاه, خلقت, سالهاست, مرثیه, تماشا, مردانگی, بشکافتند, تنهای, عظمت, تنهایی, آورد, فغان, حنجره, افزار, احساسشان, نخواهد, نواخت, باری, هایی, آرزویند, ظلمات, بابای, یتیمکان, طعام, پادشاه, ناتمام, کاسه, صبر, لبریز, محراب, نبودن, گزاردی, راهند, زرهش, آنگونه, زاده, لیاقت, ماست, لایق, پاسدار, دمی, مجالی, سوزنبان, قطار, نباش, اعماق, گود, خاطراتت, کشی, دَلـو, اندازی, یادنامه, باطله, دکه, بسپار, خالیم, نبوده, پنداشتم, شناختم, شبیه, خیال, قرق, ستبر, سرکش, عزلت, گزیده, معبد, پیرمرد, چروکیده, مچاله, سرفه, افتاده, ماتم, مرگ, گذرند, روزهایم, خمیده, بسته, بغض, کالی, گلو, کاشته, قبل, روزهـــــا, سوگ, قلــــــــــــــم, آنقدر, سختش, خوانده, اید, ثقیل, ربـــط, قول, مــــــــردواره, سوخـــت, نگهبان, پروانـه, وشـــــ, مباد, خامُشـــی, مبادا, بمیراندم, تازد, بــاد, بمـــان, برایم, هفدهم, اهمیت, نفهمند, زبان, میدانیـــــ, کافیست, نوشـــــ, تـــ, دوستش, میـــ, نگین, شکوهی, بخشیده, انگشـــــتم, انگشت, حیرت, دندان, عزیزمــ, جان, داریم, خدایــ, آرزو, داشتیم, شــ, اسطــــوره, دیوانـــــــــ, انگـــ, فاطمـــــه, سوگند, نوشـــ, عشــــــ, ذهــن, خوب, صـــدای, پاک, پوســـ, انداختن, عشــــــــ, مشامم, خوشحـال, نفس, تابــــــــ, دلـــــــ, انگیز, بگــذریـم, افسوس, آمــد, آمــــد, آمــــــد, ویران, ساخت, دنیــــا, عشـــــ, بسـازی, مــــا, عشــــ, مغلوب, تناسب, ساخته, دانمــــ, توانم, بدانمــــ, عشـــ, دانمـــ, گویم, عشــــــــــ, قیامت, هشیار, مستم, باده, دوشینه, فریادی, خراشید, گلوگــــــــاه, نوایــــــی, نایی, بیـــــــــهوده, تقـلا, توصیف, آیـــی, شفـــــق, افـــقی, ســـپرد, دوستــــت, بزرگــــ, گنجی, پهنای, ادراکــــم, وسیــــعی, نوشــتن, برنمی, تابند, کلمــات, کاوم, خـدایـــــــی, تـویی, بگو, ــواژه, گذاشته, شـــدن, خرده, مــگیر, مگو, قلمش, تلخ, عــــبوس, فرصــــت, صحبتــــم, دهید, رخصــــت, اِی, سنگیـــن, دـــلان, مجالــــی, بـاید, سوی, گریــــزم, کجـاســت, آــی, مـدام, مـحبوس, لحظــات, ــم, جاد, ـــه, ســـنگلاخ, گمــــــــراه, تکامـــل, منتظـــر, ستــــ, بروم, رکـود, خـود, خواهــم, مــرد, نــــــــــــروی, جـوینــــده, خواه, ــــی, یافتـــــ, عشــــــق, دنبــــــال, گفتـــــم, گفتـــــا, گفـــــتم, گفـــــت, گریزی, خـــــــود, خــــــود, مضارع, زوال, هرچند, حسرت, صرف, میدانی, اینــــهمه, بدانم, هستی, کمر, ایستاده, نازیبای, مشمئزکننده, عبث, پنداری, داشتن, مانـــدن, تلاش, دیــــوار, فرسوده, بـــازوان, معلـــق, ناپایدار, میریزم, هردم, فروریختن, شکـــل, دوام, بروی, دیـــوار, ترک, آویزانم, بـوم, همــــو, رنگ, هـــوای, ناسازگــــار, قدر, ناشناس, نابلــــدِ, بازی, خطـــی, آرــــــــی, حقیقـــت, سادگی, میگوید, وهم, آرامــــ, نقاشــی, تابلوی, یکدستی, میانــــــ, تهی, افکارم, همینجا, منم, ریسـمان, واژگان, مهربانت, بینداز, شکر, همیـــــشه, بهــــاران, خـــدا, آخـــرسال, سلامت, آســـوده, برو, مهــــربان, روزگارم, بهار, گفــــت, حافــــظه, احساسم, طوفان, بشود, رخـــت, نمیکـــَنی, شــمارش, خاطـــراتت, یعنی, اینجایی, عشـــق, شفـــا, گرفتم, یاد, درخـــتان, شهـــر, خــاطر, پُرست, نتـــرس, چــاره, ایست, محکومی, زمســـتان, بقچه, بپیچ, هرچیزی, مقـرر, نوبتِ, کاســـه, گلبـــرگهای, محـمدی, پَـرَک, عـلاج, بازگشتت, عـــروج, بایدم, سیزدهم, پســــ, روزگار, دوستم, متنفر, توضیح, داشتم, سخت, مجبورم, پیشـــ, امان, جـــبر, لحـــظه, وقتِ, میخوانم, توقع, خطوطی, برساند, ایــــها, الناس, خواستی, بگویی, خداوند, دهنده, ســـلامــــ, یادداشت, سطـــور, هرچه, زودتر, برخیزم, گیر, دردش, میروم, هســـت, باشم, ســـایه, خفته, کـــه, بیداریــــ, اَم, گمـــانم, پیشـــانی, سوزد, آرامش, برقـــرار, ساعتی, شـــب, میز, ساعـــت, آخـــر, بالاخره, راحتی, برمیـــگشت, هیــــچ, ضیح, اینـــبار, برنــــگردد, جســـدش, همانقـــدر, حضــــورَ, دنیایـــَ, قیـــمت, بهـــای, دادن, برسد, میـــدانم, خودش, میگفت, اینجـــاست, تفاوت, آشکار, اینجاست, مـــانم, پیونـــد, اینـــگونه, مبهــم, غرقـــه, بـــی, ملاحظه, آخر, محض, رضای, خدا, زندگیـــ, حسابی, لمسم, متوجه, تغییراتم, بیچاره, ابرها, حتما, قیـــافه, افتند, کردم, نمودی, خواهی, هایــــش, مثــلا, بارید, درآمـــد, تشبـــیه, بارها, غریبـــه, مانـَد, پیله, پَـــرد, دیدم, گــــاهی, بیـــرون, درونش, گرفتن, توجه, هاله, زوایای, پوشانده, نمیـدانم, سـال, آزگــار, انداخته, سایه, برده, سایـــه, هیچـــگاه, روشنــــای, ندید, دنیایش, خودکـــار, بیــک, رنگـــ, انبوه, نظـــمـ, ضبط, صوت, کوچکــَ, موقع, میـــکرد, شعــله, بیمار, شمعـــ, گام, کوتاه, نوازش, گـــاه, کوچکش, پنداشتمش, اینگونـــه, گذرانید, میگفتـم, دقایقش, جریان, ســت, اینطــور, محو, ژرفای, رازآلــودشان, گشته, زنــ, نیستم, تـــو, باشی, دلارام, رفـــتی, مانـدنی, رفتـــی, ماندنی, شوی, ضربه, پهلو, بهــــانه, مـــگر, سینه, بدرخشـــد, دستـــخوش, فنای, نشود, بانو, ندیده, خیـس, امام, وزن, سپیـــد, وَرنه, یغما, اســــت, جغرافیای, زنـــانگی, نماید, فرزند, متکلم, حــــرا, اولاد, صحرای, هبــوط, سُلاله, مهم, نباشد, سازگار, کوچ, دوره, زمانه, غریبی, نازنین, دلی, احســـاسی, بلرزد, کــــفر, نامنــدش, لبخندی, چــال, گونه, شرم, خواننـدش, دستی, لقمه, فزون, دراز, قطــــع, بایـــدش, سیمای, آبله, بــُحـــبــُهه, معنایی, جهالت, اصالتِ, عدالت, خوانیم, قــُـبح, دانیم, گنــاه, زمانی, افتضاح, بزرگی, طبیعت, گریزد, حسین, سجاد, پسر, شهربانو, شاهدخـــت, ایرانی, آنی, نشــد, میعاد, پــیشانی, پیشــانی, افلاکــــ, شعبان, حضورت, هنگام, وجودت, میلاد, شعورت, چرک, زدوده, ایم, زنگار, دالان, افکار, عماد, زینب, نرسیدن, هزاره, اخیر, حافظه, بعد, ظهر, غمگین, نمایان, تری, یـاد, دعــــا, طعم, خــرما, فــواد, زهرا, دســـتان, وزنه, گرمی, بشر, دامان, عطشان, دشت, لـــوها, چــادرها, چــاه, زمزمه, اوراد, الله, خیـر, المـسجودین, رمضــان, کریم, هـــشیار, ورقی, لبهــــ, آواز, ســـ, دادنــد, رونقـــ, دستــانش, تسبیـــح, جـان, گرفت, توان, رنگین, کمان, بـــیمارش, شفــ, بخشید, ارمغان, مــــبارک, نفــس, فـکر, تصمیمـــ, چشمـــ, گــودال, نــور, چرخی, ــگـــونه, اندیشـــید, حرکتـــی, بـــاید, کـــرد, توده, افـــکارش, منسجـــم, نـمدار, لای, کاشــی, ترکـــــ, بلعــید, اولیــن, چشید, تنــ, ــهـــایی, فعل, هستـــن, محاصره, گویی, ازنردبان, رنگــــ, رنـــگی, پرنجوا, روزهـــ, هـــ, بــالا, بالاتـــر, کمـــر, یادهــا, مملـــو, گذاشت, مهتابــ, پرفروغ, دوخــته, سحـر, سفره, رنــگین, دیگـــ, نذری, ــتاب, هایش, میهمان, سحر, ربــنای, افـــطار, پاشیدن, روزگارش, چند, گذشته, دانه, عـقیــق, تسبیح, دنبــال, ذکـری, شکافت, لبــــ, خشکیــده, انگشتـان, التــماس, خوانی, بـاد, چهارشنبه, گذشــت, نقطه, بستگی, امــروز, زیستـنـ, ـگاهی, لغات, خانمان, ذهنـم, نـــور, نوزاد, علاقـه, مــرور, ظهـــور, تپــــش, نگـــاه, غــرور, تابستـان, درخــت, رسـیدم, زایش, کلــمه, خیابـان, شعور, حضــور, اتــفاق, رسیـدم, انـــبــسـاطــ, عــزیـــز, پنجم, اینـــ, سعی, بیاموزد, زیســــتن, کاروان, آهنگـــ, همــ, هیـــاهـُوــی, زنــــد, گـــان, کـــَر, گوشــــهای, عقلـــم, پـــرده, صبحـــگاه, عقربـــه, عجیــب, نقشـــ, شــان, میـــکنم, کــُــشی, دلـــ, شکستن, تـپــیدن, زلـال, معـصوم, نگـاه, بشنویــم, بــی, بوقــ, سرســام, نشــنویم, بیــا, دروازه, گوشهــای, بیخود, مــان, ببــندیم, گریـبــان, پشیمانـی, لحــن, جگر, ســوزی, بگوید, ـــبَــ, ــخـش, روزگـاری, رنـجانده, حالـا, غمــین, منـحنی, نگاهــت, ســر, سالیـــان, دورر____, ___, هواخواه, ُطــره, زلف, خال, زنخــدان, چال, گونــه, بالاـــی, توســت, عصر, نچنــدان, خنـده, اشکــ, صورتـش, دوانـده, ظرفــــِ, کفــــ, حوضِ, کوبـیده, شــکانده, شایـد, دورتـــرها, خوانــد, گوشـــ, کــن, فراتـــر, اینها, بشـــنو, اینــــ, کســـی, شــــنود, نــــــــــ, ـــــــه, شبی, همســایه, تایــپ, پسرکــ, بالــغ, آپارتمــان, بغلی, لـابد, گــِرل, فــِرندش, چَـــــت, نـِقـــ, نــِـق, نــوازد, مـاه, سـه, روزه, زری, خـانـُـم, ببنـــدی, احساســـت, تاریکـــی, کــِش, قوس, بیــاوری, گوشهایــت, شنوند, صداهای, روزمــره, تکــراری, بطـنِ, حاضــرند, اگــر, دقیقـــ, کنـی, چـه, موقــع, شنـــوی, چشــمانم, بنـدم, حواسـم, اندازم, تـُوی, گوشهـام, سوسـکی, سنـگ, فــرش, بغلــی, ریتــم, عـبور, دلـــشکسته, لـِـخــ, لخـ, گـام, هاــی, پــیوسته, پانــدول, ساعتِ, دیـواری, کــُند, کـِسل, تکرار, زنــد, مسیر, سالیــان, آمــده, ثانیــه, دقیـقه, مــی, گذارد, دقــیقـه, کفـــ, ساعــت, انــدازد, ایــن, ـــگونه, روزگــار, گذراند, قطــرات, آبـــ, گوشه, چشـم, محیطـ, بیـرون, شیـر, پایــند, میـــسُرند, چــِک, چِکـــ, خــندند, ریشـــ, صاحبــخانه, قبــض, آبــ, حدقــه, درآرَش, عقربــه, صحنه, شــب, بـازی, مـی, کنــند, کاین, سـر, جــهش, پروا, کجــایم, برد, خیز, ابتـکار, دروغ, انـزوای, دلـــی, تابــی, کودکی, هام, گریــخت, رسم, سادات, زیسته, عمریست, دنباله, نامم, ســادات, غــــــدیـــــر, هـــــــان, مولایم, زین, علــــــیست, ولی, مسکوت, مرعوب, سخن, جوند, چندین, چنـــد, تـــــــاریخ, غدیــــــر, صــــــــحرا, بار, برگرفته, گوید, مــمدوح, کــــاروان, زنگوله, شتران, شنیدی, گفتی, سرابی, دگرست, اوهام, آشفته, غدیـــــــــر, ماند, شکست, هـــــــر, دیـــــروز, آینه, تمنـــای, ســـراب, تبــــدار, سیــــلی, خورشید, چــــاک, چاکـــــ, شلاق, بـود, بامـــداد, عشـیره, گفت, نهم, میشود, بیایید, مان, روشــــن, گذشــته, ناکامی, شادکامی, هاست, سوخته, مــــن, فـردا, آموخــتــه, سکـــوت, سکــــون, فـــرداســت, شـــکافد, دَرَد, پیراهن, تافـــته, خاطـــره, اســـت, پیچـــد, تـَـند, افروخته, فـــروزان, دامـــن, رقصـــنده, پرواـــی, حســـاس, آتشــین, شـولاـــی, حوالی, اـی, کـن, میــتوانی, عکـاس, پیرـی, فرتـوت, نمــی, آید, تاریکـــخانه, عبوسـی, مانم, کـار, روزگارـی, ساکـت, صـبور, روشـن, مات, آشفتـه, بازاری, منــم, زلال, کـلـام, سخـت, هاـی, کبود, مرثیـه, هســتن, سرپنجه, سوداگــرش, مانده, قلمی, لغتــی, چکد, روزگـارـی, واژگـان, آسـان, قطـار, شدند, سـکوـی, نازک, ترین, آرامم, پیچ, نصیحت, گذارم, هوایی, بخورد, خاطره, خنک, خورند, زنم, آـــی, دوستان, دیرین, یاری, صـــمیم, شتابید, نکند, خدایـــم, پرت, ارواح, خبیثــه, بیگاه, پرســـه, عجیب, سنگین, دشمنانی, داری, شناســـی, شان, جای, دلــسوزانی, غمخـــوارت, باشند, ســود, گفتنش, ناکجـــای, واژگانم, دردی, خوش, کـــن, صبـــر, گمار, اندیـــشه, پـــرید, ارد, بهشـــت, پروازت, جــاودان, باباــی, سهــــــراب, درخت, شکوفه, برویانی, مقــدمت, مقــدس, یکـــسال, دلتنگی, هجــران, رسیدی, اُرد, بهشـت, تـــر, پـــی, پــی, آرـــی, سهـــراب, عشــق, بیشـــه, خیالت, رمیـــده, اســـب, وفادارــی, حادثـــه, اندامِ, حضـــورت, بــر, گرفتـــه, باشـــــد, جـــامه, دلــربایــی, کــــ, اولین, منـــزل, کـــوچه, دلت, گذشتـــه, باشـــد, عطــر, دلـــاویزــی, یــک, صبح, بهـــاری, ممنونم, مونس, شادی, بـــدرود, نـــشان, ناکجاآبـــاد, سپــــاسگزارم, آنها, خداحافظی, خواندشـــان, دوستانی, سالها, حـــامی, صمــــیم, هرچـــند, بیزارم, چـــاره, ندارم, ببندم, راهی, ســـفر, دشمنت, کــ, خیالش, آسوده, دســـت, بردارد, قولی, بهـــتر, دشمن, آزار, دادنت, برایـــشان, آسان, چـــ, دلخـــوشی, میــــشود, عرصه, تاخت, تاز, خدانشـــناسانی, رفتــــن, شکستم, قـــلم, رود, نوشـــتن, خداحــــافظ, حکایت, باقی, ســــت, دفتر, هـــمه, نقــطه, بستـــگی,
Text of the page (random words):
خــت تابستـان غــرور و بلوغ ِ احساس در چهار راه ِ عبور من از ناکجــاآباد به شروع ِ حادثه رسیدم نگـــاه تپــــش ظهـــور و نوزاد ِ علاقـه در کوچه ی مــرور من از ناکجــاآباد به حادثه ی عشق رسیدم به نـــور پســـ نبشته ها اول سلام بر امــروز تو زیستـنـ ـگاهی شدی برای لغات بی خانمان ِ ذهنـم دوم همه چیز به نقطه ی شروع بستگی داره و شروع من اینجا بود از تو تا او سوم چهار سال گذشــت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 0 1 توسط صـمیـــــم بـاد یـــاد لبــــ ـهای خشکیــده اش با سر انگشتـان ِ التــماس هم خوانی نداشت دانه های عـقیــق ِ تسبیح را به دنبــال ِ ذکـری می شکافت از پاشیدن عطر رمضان به روزگارش چند روزی گذشته بود میهمان دلــــ ِ سحر و ربــنای افـــطار تا به خاطر داشت رمضان هایش پر بود از سفره های رنــگین و دیگـــ های بزرگ نذری و روزهای بی ــتاب و مهتابــ های پرفروغ دوخــته شده به سحـر کوچه های دلش را مملـــو از این خاطرات آبی زیر ِ پـا گذاشت دست در کمـــر ِ یادهــا رقصان و پرنجوا از روزهـــ ا و سال هـــ ا بــالا و بالاتـــر رفت تا فعل ِ هستـــن که محاصره اش کرد گویی ازنردبان رنگــــ ـ رنـــگی ها فرو افتاد و اولیــن واژه ای که چشید تنــ ــهـــایی بود عطر خاکـــ ِ نـمدار که از لای کاشــی های ترکـــــ خورده بالا می زد را بلعــید و توده ی افـــکارش را منسجـــم کرد حرکتـــی بـــاید کـــرد این ــگـــونه اندیشـــید سیاه ــی چشمـــ َ ـش در گــودال ِ نــور چرخی زد زندگی را نفــس کشید پر بود از فـکر احســاس تصمیمـــ ـ از ارمغان تازه ی مــــبارک ِ رمضـــان باور خاطرات دیروز ذهن بـــیمارش را شفــ ا بخشید هنوز هم می توان رنگین کمان بود رونقـــ ِ زندگی انگار در دستــانش جاری شد و تسبیـــح جـان گرفت و لبهــــ ا آواز ســـ ر دادنــد پســـ نبشته ها ۱ ورقی از روزهای ِ دور ِ ناکجاآباد بود ۲ رمضــان ِ کریم در راه است هـــشیار باید بودن نوشته شده در جمعه هفتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 17 17 توسط صـمیـــــم هو الله خیـر المـسجودین پُر است از تو و زمزمه ی اوراد ِ شفا گوش ِ زمین تو را چــادرها و چــاه ها تو را دشت ها و دَ لـــوها تو را دامان ِ عطشان ِ صحرا بهتر به خاطر دارد تا دســـتان ِ خسته از وزنه های گرمی ِ ذهن ِ بشر فــواد ِ زهرا سجــاد تو در طعم ِ خــرما تو در یـاد ِ دعــــا تو در حافظه ی یک بعد از ظهر تب کرده ی غمگین نمایان تری تا اندام ِ خسته از رفتن و نرسیدن ِ هزاره ی اخیر عماد ِ زینب سجــاد زنگار از دالان ِ افکار چرک از اتاق ِ ادراک زدوده ایم برای یک روز برای امروز شعبان ِ حضورت هنگام ِ وجودت میلاد ِ شعورت ماه باران میعاد ِ ما پــیشانی بر پیشــانی ِ خاکـــ تا افلاکــــ پســ نبشته ها اول خاک بر دهان قلمم آنی که می باید نشــد دوم علی بن حسین سجاد پسر شهربانو ست شاهدخـــت ِ ایرانی نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 0 15 توسط صـمیـــــم طبیعت از قلمم می گریزد و این افتضاح بزرگی ست غریب زمانی ست نه معنای قــُـبح را می دانیم نه گنــاه جهالت را اصالتِ با عدالت می خوانیم و در این بــُحـــبــُهه ی بی معنایی سیمای زندگی را آبله ی درد خورده است دستی اگر برای لقمه ای فزون تر دراز شود قطــــع بایـــدش لبخندی اگر بر چــال گونه ای خانه کند شرم خواننـدش دلی اگر به احســـاسی بلرزد کــــفر نامنــدش زمانه ی غریبی ست نازنین کوچ باید از این دوره ی هیچ در هیچ پســـ نبشته ها اول حتی واژه سازگار نیست این روزها دوم ای آنکه بس باشد از هر چیزی و بس نباشد از او چیزی بس باش مرا آنچه مهم است نوشته شده در جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 19 53 توسط صـمیـــــم سُلاله ی طلوع اولاد ِ صحرای ِ هبــوط فرزند ِ متکلم ِ حــــرا جغرافیای ِ زنـــانگی در تاریخ ِ توست که روشن می نماید وَرنه معنای زن بودن از سرزمین من به یغما رفته اســــت وزن سپیـــد ِ کلام رویای خیـس ِ امام جـــز تو هیچ ماه بانو ندیده ام بر سینه ی آسمان بدرخشـــد و دستـــخوش فنای ِ طلوع نشود در و ضربه و پهلو بهــــانه بودند مـــگر نه رفتـــی که ماندنی شوی رفـــتی و مانـدنی شدی آه ای دلارام ِ عـــلی تو را چه نام دهم که تـــو باشی نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ ساعت 21 58 توسط صـمیـــــم درد دل ِ زنــ ے که من نیستم تمام ِ دنیایش همین بود خودکـــار ِ بیــک ِ آبی رنگـــ َ ـش کاغذ های ِ انبوه ِ بی نظـــمـ َ ـش ضبط صوت کوچکــَ ـش که موقع نوشتن روشن میـــکرد و شعــله ی بیمار و رقصان شمعـــ َ ـش که گام های بلند و کوتاه ِ قلم را روی کاغذ نوازش می کرد گـــاه آنچنان در دنیای ِ کوچکش فرو میرفت که بزرگ می پنداشتمش اینگونـــه که لحظه می گذرانید میگفتـم لابد چیزی بیشتر از آنچه هست _ آنچه در دنیای ِ ما هست _ میان ِ دقایقش در جریان ســت که اینطــور محو ِ ژرفای ِ رازآلــودشان گشته هاله ای از ابهام زوایای صورتش را پوشانده بود نمیـدانم شاید شعله ای بود که سـال ِ آزگــار چنگ بر نیمه ی صورتش انداخته و نیمه ی دیگر را در سایه فرو برده بود سایـــه ای که هیچـــگاه روشنــــای ِ طلوع را به خود ندید به تشبـــیه نمی آمد بارها خواستم بگویم به غریبـــه ای می مانـَد که تنها در پیله ی خود می پَـــرد دیدم نه گــــاهی پیش می آمد که به بیـــرون از آنچه درونش در حال ِ شکل گرفتن بود هم توجه کند مثــلا روزی باران می بارید درآمـــد که بیچاره ابرها حالا حتما از قیـــافه می افتند و من فکـــر کردم این همه نمودی دیگر از خود خواهی هایــــش اینـــگونه بود مبهــم و غرقـــه ی خود و بـــی به گمانم بی ملاحظه آخر محض رضای خدا نشد کــه مرا هم ببیند نشد که زندگیـــ َ ـش را ببیند نشد که درست و حسابی لمسم کند نشد که متوجه تغییراتم شود در بنــد ِ مــن نبود در بنــد ِ تن نبود و آخـــر این میـــشود زندگی بالاخره روزی رفت به همان راحتی که میرفت و برمیـــگشت وُ بی هیــــچ تو ضیح اما اینـــبار رفت که برنــــگردد جســـدش سبک بود همانقـــدر که حضــــورَ ش دنیایـــَ ـش را دوست داشت اما به چه قیـــمت گزاف نبود که به بهـــای از دست دادن ِ همه چیز به هیـــچ برسد چه میـــدانم لابد اگر خودش بود میگفت که هیـــچ ِ من همه چیز است برای ِ او و اینجـــاست که تفاوت ها آشکار میـــشود و اینجاست که می مـــانم در این پیونـــد حالا که می نویسم پشت ِ همان میز نشسته ام که او می نشست ساعـــت ها می نشست و برایش هیچ فرق نداشت که چه ساعتی از روز ست یا شـــب و برایش هیچ فرق نداشت که پیشـــانی ِ زندگی در تب می سوزد یا که نه و ُ آرامش برقـــرار ست می نشست و می نوشت و به گمـــانم همین و من تصمیم دارم پس از یادداشت کردن ِ این سطـــور هرچه زودتر از جا برخیزم چرا که از همه گیر بودن ِ دردش ترس دارم میروم جایی که هســـت باشم نه در ســـایه نه خفته در خود کـــه بیداریــــ اَم باید از آغاز ســـلامــــ ـ پســـ نبشته 01 _ تو اگر خواستی می توانی بگویی خداوند شفا دهنده ســـت من اما از آنچه میخوانم توقع مفهوم دارم و این خطوطی که سیاه کرده ام به گمانم این مفهوم را برساند که ایــــها الناس در لحـــظه جاری باشید وقتِ هستن هست باشید پســــ نبشته 02 _ دست ِ روزگار را می بینی دوستم روزی متنفر بودم از توضیح دوست داشتم سخت بودن ِ را حالا اما مجبورم پســـ و پیشـــ بنویسم امان از جـــبر نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 23 8 توسط صـمیـــــم عـــروج بایدم امـــشب کاســـه ای آب با گلبـــرگهای محـمدی ِ پَـرَک شده هم عـلاج ِ بازگشتت نیست هرچیزی را وقتی مقـرر ست و نوبتِ رفتن ِ تـو امـــشب زمســـتان را در بقچه ات بپیچ و بــرو چه چــاره ایست وقتی محکومی به رفتن نتـــرس رفتن تمام شدن نیست خــاطر ِ پنجره ها از تو پُرست و یاد ِ درخـــتان ِ شهـــر و من که در تو شفـــا گرفتم با عشـــق شــمارش ِ خاطـــراتت یعنی که تو اینجایی از حافــــظه ی احساسم طوفان هم بشود رخـــت نمیکـــَنی از تو با بهار خواهم گفــــت شاید که چون تو مهــــربان شود با روزگارم آســـوده برو سفـــر سلامت پســـ نبشته ی آخـــرسال شکر تو را که همیـــــشه ای بهــــاران ِ من خـــدا نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0 53 توسط صـمیـــــم ـ ریسـمان واژگان مهربانت را بینداز پایین همینجا که منم در میانــــــ تهی ِ افکارم نقاشــی ِ تو تابلوی ِ سفید ِ یکدستی بود آرامــــ و خالی خالی از ترس خالی از وهم خالی از تردید و که میگوید که خالی پُر نیست چونان که صفحه ی سفید دل ِ من _ نقاشی ِ تو پر بود از حقیقـــت ِ سادگی آرــــــــی او که خط خطـــی کرد من بودم نابلــــدِ این بازی سربه هـــوای ِ ناسازگــــار ِ قدر ناشناس همــــو که رنگ ِ ابهام زد بـوم ِ بودن را من بودم بروی ِ دیـــوار ترک خورده ی زندگی آویزانم سیاه و بد شکـــل و بی دوام از نو فرو میریزم هردم از ترس ِ فروریختن و بـــازوان ِ اندیشه ام معلـــق و ناپایدار چنگ می زنند بر دیــــوار ِ فرسوده ی حضور چه تلاش بیهوده ای اینگونه امید داشتن به بودن و مانـــدن ِ یک تصویر ِ نازیبای ِ مشمئزکننده را عبث نمی پنداری ل پســـ نبشته میدانی چیست با اینــــهمه اگر بدانم تو هستی دست به کمر ایستاده ای و مرا این نقاشی ِ رو به زوال را هرچند با حسرت نگاه می کنی باز صرف خواهم کرد مضارع ِ هستن را نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 22 10 توسط صـمیـــــم از خـــــــود به خــــــود آ گفـــــت از چه می گریزی گفـــــتم َ ــش از خودم گفتـــــا با که می روی گفتـــــم َ ــش با خودم به دنبــــــال چه عشــــــق و خواه ــــی یافتـــــ َ ش جـوینــــده ام اگر نــــــــــــروی در رکـود ِ خـود خواهــم مــرد باید امشب بروم هوای تکامـــل مرا منتظـــر ستــــ ـ ن پســـ نبشـــته گمــــــــراه نخواهم شد نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 11 33 توسط صـمیـــــم جاد ـــه ی امـــروز ســـنگلاخ ستـــــ ـ و من مـحبوس لحظــات َ ــم آــی درد ـهای مـدام سوی ِ گریــــزم کجـاســت مجالــــی بـاید رخصــــت اِی سنگیـــن دـــلان فرصــــت ِ صحبتــــم دهید ا پســـ نبشـــته خرده مــگیر مگو قلمش چه تلخ َ ست و عــــبوس بگو درد ــواژه زمین گذاشته به امید سبک شـــدن نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 15 28 توسط صـمیـــــم خـدایـــــــی که تـویی بیهوده واژه می کاوم از تـو نوشــتن برنمی تابند کلمــات وسیــــعی و امن و چنان بزرگــــ که نمی گنجی در پهنای ادراکــــم دوستــــت دارم تو را که تن به شفـــــق ِ هیچ افـــقی نخواهی ســـپرد گزاف ستـــــ ـ به توصیف نمی آیـــی بیـــــــــهوده تقـلا می کنم نایی نیست نوایــــــی نیست فریادی خراشید گلوگــــــــاه قلم را نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 23 9 توسط صـمیـــــم امروز چنان مستم از باده ی دوشینه تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد عشــــــــــ ـــق چه می گویم مگر می دانمـــ می دانمــــ می توانم بدانمــــ چیست عشـــ ــق من مغلوب این تناسب خود ساخته ام خواستم بگویم ای عشــــ ــق بیا تا که بسـازی مــــا را افسوس که عشـــــ ــق آمــد و آمــــد و آمــــــد و ویران کرد ساخت این دنیــــا را بگــذریـم مشامم خوشحـال و نفس هایم بی تابــــــــ از این عطر دلـــــــ انگیز و حال ذهــن چقدر خوب شد از صـــدای پاک پوســـ ت انداختن عشــــــــ ـــق عشــــــ ـق نوشـــ ت عـــلی را وَ فاطمـــــه را سوگند اسطــــوره ی دیوانـــــــــ ه ای شده ام شده ای انگـــ ار از همان ها که آرزو داشتیم َ شــ روزی انگشت حیرت به دندان مگیر مگیر عزیزمــ جان مگر نه اینکه باور داریم اعجاز دستان ملکوتی خدایــ را دوستش میـــ دارم این نگین را چه شکوهی بخشیده به انگشـــــتم برای تـــ ـو نوشـــــ ت چه اهمیت دارد اگر نفهمند زبان کلامم را تو که میدانیـــــ کافیست نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 0 0 توسط صـمیـــــم بمـــان برایم غریب می تازد بــاد مبادا بمیراندم مباد از خامُشـــی َ م من این شعله ی رو به باد را پروانـه وشـــــ نگهبان باش نخواهی سوخـــت قول می دهم مــــــــردواره با بی ربـــط نوشت بر سوگ بنشسته قلــــــــــــــم آنقدر که سختش خوانده اید و ثقیل نوشته شده در دوشنبه سوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 23 16 توسط صـمیـــــم من ِ این روزهـــــا قبل از رسیدن پرپر شد بغض کالی که در گلو کاشته بودم خالی و خمیده و یخ بسته می گذرند روزهایم ماتم ِ مرگ گرفته مچاله و به سرفه افتاده عزلت گزیده میان معبد تن ـ پیرمرد چروکیده ی احساس و تردید ستبر و سرکش کوچه ی خیال را قرق کرده ست من ِ این روزها شبیه نیست نه به آنچه می شناختم نه به آنچه می پنداشتم خواهد شد آنچنان خالیم که هیچگاه نبوده ام نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۹ ساعت 22 16 توسط صـمیـــــم یادنامه ی باطله را به دکه ی فراموشی بسپار دَلـو می اندازی اعماق ِ گود خاطراتت را بالا می کشی که چه سوزنبان قطار های رفته نباش دیروز را مجالی نیست پاسدار دمی باش که هست بیا لایق باشیم باور کن فردا آنگونه زاده می شود که لیاقت ماست نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 17 47 توسط صـمیـــــم و علی زرهش پشت نداشت تو را چشم در راهند پای بر محراب ِ نبودن کی گزاردی که کاسه ی صبر لبریز انتظار شد پادشاه شب های ناتمام بابای یتیمکان بی طعام بی تو چه کنیم با ظلمات قصه ی حضور تو را کوچه هایی در آرزویند که پای افزار مهربانی ات صورت احساسشان را نخواهد نواخت باری دیگر جز تو گهواره ی زمین را فغان کدام حنجره تاب خواهد داد تنهای زمان جز تو عظمت این تنهایی در جمع تن ها را که تاب خواهد آورد کوفه کوفه ای بی سرزمین به تماشا کجا بودی که مردانگی را فرق بشکافتند امشب آسمان از زمین دور می شود سالهاست که باد مرثیه ی هجرت می خواند امشب و تاریخ بر گذرگاه خلقت نشسته ست شاید که چون تویی عبور کند روزی از ماجرای ِ بودن اما ممکن ست مگر نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15 24 توسط صـمیـــــم واژه ای از من متولد خواهد شد انگار دیشب یک کلمه ی پرهمهمه ی بی فکر دهان سکوت را پاره کرد بی وزنی شایع شد قافیه سکته کرد دیشب نبض دقیقه از شماره افتاد ثانیه دچار شد فراغت تبعید دیشب آرام از قرار رفت درد عشق پوشید احساس زایمان کرد واژه ای سربه هوا داستان دلدادگی نوشت دیشب وقتی باد قلم خواب زده ام را کمی رقصاند نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15 33 توسط صـمیـــــم ناکجای ِ آبادم حادثه ی آغازت مبارک آفتاب فکرم رو به غروب بود و تو سکوت سر می کشیدی خسته و وازده چمدان واژه را بستم که عبور باید و هجرت کردیم من تو شور شاعری هم پای خسته دل ِ دل قلم خاطرت هست معراج رسیدن را و صورت ادراک گشودیم بر صفحه ی سبز ناکجاآباد چه می دانستیم از ناکجای این آبادکده معبر دلگشایی ست به سرزمین امن دلدادگی آبی ِ کلام ست سلام تصمیم نداشتم هیچگاه در ناکجا آباد اینگونه بنویسم اما داستان زندگی گاه آنچنان پیش بینی نشده غافلگیرت می کند که باید نوشت و ماندگارش کرد مثل امروز بود که ناکجاآباد ایجاد شد و من و قلمم ساکن همیشه اش شدیم ا ما به راستی آن روز نمی دانستیم معجزه اتفاق می افتد هنوز چنین روزی بود که با تفکری تازه آشنا شدم او که همواره می خواند خدایا با توام حواست کجاست سه سال طول کشید تا بدانیم حواس خدایمان چقدر جمع است سه سال زمان کمی نیست اما هنوزم دیر نیست همراهان عزیز اینکه امروز اینجا به این شکل می نویسم نه تنها به دلیل تولد ناکجاآباد که به خاطر تولد یک احساس زیباست که از اینجا و درست در چنین روزی اتفاق افتاد همیشه ی حضورتان را سپاس و اینکه باور کنید اعجاز دستان ملکوتی ِ خدای را نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 0 3 توسط صـمیـــــم برای او که تمام ِ من ست و باور ندارد تاب نمی آورم از تو نوشتن را مهربانا لنگ لنگان ِ پای ذهن را ببخش این سو طلایی گندم زار آن سو اندام برافراشته ی بید سبز آسمان ِ یک دست آبی و آغوش خاک خورده ی زمین تا می شنوی صدای سکوت ست و ناله ی گاه به گاه پرنده ی سرگشته ای عاشق اینجا زیر دستان گشوده ی بید مرغ مهاجری می شوم سرریز از حسی غریب زندگی اینجا پرپر می زند می بینی سهراب هم هست کنار من و تو در برگ های کتابش ورق می خورد نگاه کن من زنده ی این چشمان بی پایانم تصنیف لطیف حضور تمام ِ من این دل لرزان این رقعه ی نگشوده این کلام ناتوان واژه واژه اش به نام توست این تصویر طلایی سبز پیشکش مهربانی دستانت به شرط آنکه باور کنی نوشته شده در شنبه دوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 21 59 توسط صـمیـــــم ای دور از دست شب است فانوس آسمان را آویخته اند و هر ستاره در جایگاه طلوع شبانه اش تکیه بر تکه ابری ورد ِ سرسلامتی می خواند خدای را پنجره باز است و تو مبهوت عضلات به هم پیچیده ی شب و این سکوت مغز کرده این قصه ی رهایی فکر از خود عبور می کنی و تا او می روی پیشترها دستان نیایش بلندتر بود حالا تنها سیاهی آسمان ریسمان رسیدنت می شود شعر شعورم فهم کلامم درد نگاهم تمامم از آن تو تنها بگذار پیدایت کنم نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 23 36 توسط صـمیـــــم مطالب قدیمی تر می گویند بزرگترین اسطوره های جهان عاشقانند بیا من و تو هم اسطوره شویم در تاریخ دل های دیوانه خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته سوم آبان ۱۳۹۱ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته دوم فروردین ۱۳۹۱ هفته دوم دی ۱۳۹۰ هفته چهارم آبان ۱۳۹۰ هفته سوم شهریور ۱۳۹۰ هفته اوّل شهریور ۱۳۹۰ هفته چهارم مرداد ۱۳۹۰ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۰ هفته سوم تیر ۱۳۹۰ هفته دوم تیر ۱۳۹۰ هفته چهارم فروردین ۱۳۹۰ هفته دوم فروردین ۱۳۹۰ هفته اوّل فروردین ۱۳۹۰ هفته سوم بهمن ۱۳۸۹ هفته سوم دی ۱۳۸۹ هفته دوم دی ۱۳۸۹ هفته اوّل آذر ۱۳۸۹ هفته سوم آبان ۱۳۸۹ هفته اوّل آبان ۱۳۸۹ هفته چهارم مهر ۱۳۸۹ هفته چهارم شهریور ۱۳۸۹ هفته اوّل شهریور ۱۳۸۹ هفته چهارم مرداد ۱۳۸۹ هفته اوّل مرداد ۱۳۸۹ هفته دوم تیر ۱۳۸۹ هفته چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ هفته چهارم اسفند ۱۳۸۸ هفته چهارم آذر ۱۳۸۸ هفته چهارم شهریور ۱۳۸۸ ه...
|