Meta tags:
description= فاش اگر گویم جهان بر هم زنم آنچه نی میگوید اندر این دو باب ... گر بگویم من جهان گردد خراب;
Headings (most frequently used words):
جهان, بر, ما, فاش, اگر, گویم, هم, زنم, آنچه, نی, میگوید, اندر, این, دو, باب, گر, بگویم, من, گردد, خراب, چون, نشان, از, آتشی, در, دود, خاکستر, داستانیست, که, هر, سر, بازاری, هست, مرا, عهدیست, با, جانان, تو, بسيار, مهرور, مهربانى, فرشته, نجات, دیر, به, رسیده, ای, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۱ (12), ۱۳۹۲ (11), ۱۳۹۰ (10), نوشته (9), آبان (6), آذر (6), نوشت (6), پرده (6), هست (5), ۱۳۹۴ (5), شده (5), ساعت (5), توسط (5), سجاد (5), آدم (5), اما (5), بهمن (4), خانه (4), شکستن (4), این (4), يكبار (4), اگر (4), چراغ (4), نزديك (4), قسم (4), چیزی (3), روایت (3), خرداد (3), تیر (3), مرداد (3), شهریور (3), مهر (3), کرده (3), اون (3), فقط (3), دوم (3), لیوان (3), وحشت (3), بچه (3), اول (3), كردن (3), جهان (3), هرگز (2), نمی (2), های (2), اسفند (2), اردیبهشت (2), وبلاگ (2), ولی (2), گفت (2), بیست (2), اونایی (2), دور (2), کنن (2), اتفاق (2), متوجه (2), نشن (2), میشه (2), همه (2), صدا (2), صدای (2), قیافه (2), عالمی (2), گوش (2), برای (2), اینکه (2), بنویسم (2), سوم (2), روز (2), شدن (2), مرا (2), سخن (2), مدّتی (2), چون (2), وگر (2), ندارد (2), تنها (2), علاءالدين (2), هيچ (2), آتش (2), آغوش (2), راستش (2), شوند (2), است (2), مترى (2), دست (2), گوید (2), براى (2), گرم (2), لمس (2), حتى (2), وقتى (2), وجود (2), هنوز (2), دستت (2), قال (2), فاش (2), گویم (2), زنم (2), blogfa, com, پیر, شود, آقا, فریبرز, عزیز, پیوندها, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, قابی, تهی, نقشم, تصویر, دیده, خوابی, تعبیر, افروخته, سوخته, دوخته, فرزانه, مشمارم, زنجیر, مطالب, قدیمی, پنجشنبه, یکم, کهنه, شدست, زخم, کوشش, ثمر, مکن, حتی, هستن, ادعا, خیلی, نزدیکن, شاید, عمق, فاجعه, خود, حال, دادنه, جوری, نیستن, بعضی, اونقدر, افته, شکست, کلاً, وحشتناک, زده, بهت, اطرافیان, صحنه, درد, آوری, بوجود, میاره, وقتی, دستش, میفته, شکنه, دیدین, لحظه, برخورد, زمین, داره, برا, خودش, وحشتناکی, بلند, رسه, اطرافن, یهو, برمیگردن, دونم, فرشته, نجات, دیر, رسیده, شنبه, هشتم, باز, بهونه, کافی, ندارم, چنان, سرانجام, كار, خشنود, باشى, رستگار, يقين, وعده, نخواهى, گذشت, آخر, امّید, بسيار, مهرور, مهربانى, یکشنبه, آیا, کسی, مهم, دیوانه, لایق, عهدیست, جانان, دوشنبه, هجدهم, ممنون, آموختن, بایدش, دوختن, خامش, بود, جمله, کودک, اوّل, بزاید, شیر, نوش, ميروى, طوفان, سپار, دريا, مرو, گفتمت, زينهار, سرش, تير, بارند, سنگ, فدائى, مقصود, چنگ, حرف, زیاده, بذار, حرفا, جنس, نگفتن, اینجاست, تفاوت, فانی, غیر, پاكباخته, ترين, باشيد, ميتوانيد, كمى, گرماى, بهره, مند, شويد, بار, نميتواند, بكشد, بخواهید, زندگيشان, عميقا, ميتوانند, عاشق, بسوزند, زيرا, واهمه, اتفاقى, ميتوان, کشید, كسى, ديديد, زلزله, سرقت, سوزى, سقوط, هراسى, قطعا, كدامشان, كنون, نگذرانده, بعد, همان, ترس, آنقدر, عميق, عشق, چند, دورتر, ايستد, برايمان, تكان, ميدهد, بعدها, بزرگتر, شدم, گاهى, خودم, ميشدم, هوس, نميكردم, آنقدرها, داغ, نبود, جاى, سوختگى, روى, سالهاست, دارد, يادش, آيد, بوده, تعریف, کند, قديم, ميكرد, مادرم, ميگويد, بودى, زياد, اين, ميچرخيدى, نميترسيدى, اينكه, حرارت, بترسانيم, كرديم, نميدانيم, يكباره, چسبيد, سوخت, بماند, گريه, زارى, هايي, كردى, ديگر, نميشدى, زمان, گذر, زمانه, دوران, انسان, همانا, ضرر, ربّ, اجعل, آیة, آیتک, الّا, تکلّم, الناس, ثلاث, لیال, سویّاً, داستانیست, بازاری, جمعه, هفتم, https, telegram, neynevis, اینجا, دیگه, نمیشه, فعلا, فکر, کنم, تونم, راحت, توی, تلگرام, دوست, داشتید, مهمونین, سری, عکس, موسیقی, مویی, نفروشم, هیچ, بدادی, آنم, نشان, آتشی, دود, خاکستر, آنچه, میگوید, اندر, باب, بگویم, گردد, خراب,
Text of the page (random words):
فاش اگر گویم جهان بر هم زنم فاش اگر گویم جهان بر هم زنم آنچه نی میگوید اندر این دو باب گر بگویم من جهان گردد خراب چون نشان از آتشی در دود خاکستر مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم پی نوشت نه اینکه اینجا دیگه به روز نمیشه ولی فعلا فکر می کنم که می تونم راحت تر توی تلگرام بنویسم پس اگر دوست داشتید مهمونین به یک سری عکس و نوشته و موسیقی https telegram me neynevis نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۴ ساعت 21 59 توسط سجاد داستانیست که بر هر سر بازاری هست قال ربّ اجعل لی آیة قال آیتک الّا تکلّم الناس ثلاث لیال سویّاً پرده اول قسم قسم به زمان قسم به گذر زمانه قسم به دوران که انسان همانا در ضرر است پرده دوم روایت يك جاى سوختگى روى دست راستش هست سالهاست كه وجود دارد می گوید از وقتى كه يادش مى آيد بوده و هنوز هم هست و تعریف می کند آن قديم ها در خانه ى ما چراغ علاءالدين خانه را گرم ميكرد مادرم ميگويد بچه كه بودى زياد دور اين چراغ ميچرخيدى و از نزديك شدن و لمس كردن آن نميترسيدى يكبار براى اينكه تو را از حرارت آن بترسانيم دستت را به آن نزديك كرديم نميدانيم چه شد كه يكباره دستت به چراغ چسبيد و سوخت بماند گريه زارى هايي كه كردى اما ديگر پس از آن حتى به يك مترى اش هم نزديك نميشدى می گوید بعدها بزرگتر كه شدم گاهى براى گرم كردن خودم به چراغ نزديك ميشدم اما هرگز هوس لمس كردن آن را نميكردم حتى وقتى كه آنقدرها هم داغ نبود راستش را بخواهید آدم ها در زندگيشان فقط يكبار عميقا ميتوانند عاشق شوند بسوزند زيرا كه فقط يكبار بى واهمه از هر اتفاقى ميتوان آن را به آغوش کشید اگر كسى را ديديد كه از زلزله از سرقت از آتش سوزى و از سقوط هراسى در دل ندارد قطعا هيچ كدامشان را تا كنون از سر نگذرانده است اما بعد از همان يكبار ترس ها آنقدر عميق مى شوند كه عشق چند مترى دورتر مى ايستد و تنها برايمان دست تكان ميدهد پاكباخته ترين آدم هم كه باشيد تنها ميتوانيد كمى از گرماى آن علاءالدين بهره مند شويد هيچ كس دو بار نميتواند آتش را به آغوش بكشد و اینجاست تفاوت فانی و غیر پرده سوم از جنس نگفتن حرف زیاده اما بذار حرفا گم نشن فدائى ندارد ز مقصود چنگ وگر بر سرش تير بارند و سنگ به دريا مرو گفتمت زينهار وگر ميروى تن به طوفان سپار پی نوشت اول کودک اوّل چون بزاید شیر نوش مدّتی خامش بود او جمله گوش مدّتی می بایدش لب دوختن از سخن تا او سخن آموختن پی نوشت دوم ممنون نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 20 39 توسط سجاد مرا عهدیست با جانان گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای پی نوشت آیا به روز شدن این نوشته ها برای کسی مهم هست نوشته شده در یکشنبه سوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 9 43 توسط سجاد تو بسيار مهرور و مهربانى پرده آخر امّید به يقين تو از سر وعده ات نخواهى گذشت پس چنان كن سرانجام كار تو خشنود باشى و ما رستگار پی نوشت برای اینکه باز بنویسم بهونه کافی ندارم نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 17 توسط سجاد فرشته ی نجات ما دیر به ما رسیده ای پرده اول روایت نمی دونم قیافه ی یه بچه وقتی که یه لیوان آب از دستش میفته و می شکنه رو دیدین لحظه ی برخورد لیوان به زمین هم که یه عالمی داره برا خودش صدای وحشتناکی بلند میشه و به گوش می رسه همه ی اونایی که اون اطرافن یهو برمیگردن و وحشت می کنن کلاً صدای وحشتناک شکستن لیوان و قیافه ی وحشت زده ی اون بچه و بهت و وحشت اطرافیان صحنه درد آوری رو بوجود میاره پرده دوم شکست شکستن اما همه ی شکستن ها این جوری با صدا نیستن بعضی شکستن ها اونقدر بی صدا اتفاق می افته که فقط خود آدم متوجه میشه که چه چیزی در حال رخ دادنه و حتی اونایی که دور و بر آدم هستن و ادعا می کنن به آدم خیلی نزدیکن شاید از عمق اون اتفاق و فاجعه چیزی رو متوجه نشن پی نوشت کهنه شدست زخم ما کوشش بی ثمر مکن نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 38 توسط سجاد مطالب قدیمی تر قابی تهی از نقشم و تصویر را گم کرده ام من دیده ام خوابی ولی تعبیر را گم کرده ام افروخته دل سوخته از گفت و گو لب دوخته فرزانه مشمارم که من زنجیر را گم کرده ام خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ پیوندها چیزی هست که هرگز پیر نمی شود روایت های آقا فریبرز عزیز blogfa com
|